علمالکتاب: تفاوت میان نسخهها
جز
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
'''علم الکتاب''' براساس [[آیات قرآن کریم]]، اقیانوسی از [[دانش]] است که اسرار هستی در آن [[نهان]] است. این [[علم]] به گونهایی است که همراه با تسلط بر [[عالم]] است یعنی به هر اندازه که گسترهاش بیشتر باشد، تسلط صاحبش بر عالم بیشتر است. صاحب علم الکتاب به درجاتی بالا از علم و [[معرفت]] [[دست]] یافته و از حقایقی [[آگاهی]] دارد که انسانهای عادی از آن بیبهرهاند. و آگاهی از علم الکتاب یکی از منابع [[علوم]] [[امامان]] {{ع}} است. | '''علم الکتاب''' براساس [[آیات قرآن کریم]]، اقیانوسی از [[دانش]] است که اسرار هستی در آن [[نهان]] است. این [[علم]] به گونهایی است که همراه با تسلط بر [[عالم]] است یعنی به هر اندازه که گسترهاش بیشتر باشد، تسلط صاحبش بر عالم بیشتر است. صاحب علم الکتاب به درجاتی بالا از علم و [[معرفت]] [[دست]] یافته و از حقایقی [[آگاهی]] دارد که انسانهای عادی از آن بیبهرهاند. و آگاهی از علم الکتاب یکی از منابع [[علوم]] [[امامان]] {{ع}} است. | ||
==معناشناسی | ==معناشناسی علم الکتاب== | ||
در برخی از [[آیات قرآن کریم]] از تعبیر [[علم الکتاب]] استفاده شده است، مانند: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}<ref>آنکه دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون سلیمان آن اورنگ را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخششهای پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بیگمان پروردگار من بینیازی ارجمند است؛ سوره نمل، آیه ۴۰.</ref> و {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>. | در برخی از [[آیات قرآن کریم]] از تعبیر [[علم الکتاب]] استفاده شده است، مانند: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ}}<ref>آنکه دانشی از کتاب (آسمانی) با خویش داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را برایت میآورم و چون سلیمان آن اورنگ را نزد خود پای برجا دید گفت: این از بخششهای پروردگار من است تا بیازمایدم که سپاس میگزارم یا ناسپاسی میکنم و هر که سپاس گزارد تنها به سود خویش گزارده است و هر که ناسپاسی کند بیگمان پروردگار من بینیازی ارجمند است؛ سوره نمل، آیه ۴۰.</ref> و {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس؛ سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>. | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
[[علم الکتاب]] [[علمی]] است مکتوب، مضبوط و مشهود برای اهلش. اگر مراد [[لوح محفوظ]] باشد، ثابت میشود آنکه عالم به کتاب است، [[علم غیب]] دارد و اگر مراد [[قرآن]] باشد باز، همین معنا ثابت میگردد؛ چون به [[یقین]] منظور از داشتن [[علم الکتاب]]، دانستن [[ظواهر]] [[آیات قرآن کریم]] نیست. صاحب [[علم الکتاب]] به درجاتی بالا از [[علم]] و [[معرفت]] [[دست]] یافته و از حقایقی [[آگاهی]] دارد که انسانهای عادی از آن بیبهرهاند<ref>ر.ک: [[سید محمد جواد بنیسعید لنگرودی|بنیسعید لنگرودی، سید محمد جواد]]، [[شرب مدام در تبیین علم امام (کتاب)|شرب مدام در تبیین علم امام]]، ص ۵۵ ـ ۶۲؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)|علم غیب امام]]، ص ۳۵۲.</ref>. | [[علم الکتاب]] [[علمی]] است مکتوب، مضبوط و مشهود برای اهلش. اگر مراد [[لوح محفوظ]] باشد، ثابت میشود آنکه عالم به کتاب است، [[علم غیب]] دارد و اگر مراد [[قرآن]] باشد باز، همین معنا ثابت میگردد؛ چون به [[یقین]] منظور از داشتن [[علم الکتاب]]، دانستن [[ظواهر]] [[آیات قرآن کریم]] نیست. صاحب [[علم الکتاب]] به درجاتی بالا از [[علم]] و [[معرفت]] [[دست]] یافته و از حقایقی [[آگاهی]] دارد که انسانهای عادی از آن بیبهرهاند<ref>ر.ک: [[سید محمد جواد بنیسعید لنگرودی|بنیسعید لنگرودی، سید محمد جواد]]، [[شرب مدام در تبیین علم امام (کتاب)|شرب مدام در تبیین علم امام]]، ص ۵۵ ـ ۶۲؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[علم غیب امام (مقاله)|علم غیب امام]]، ص ۳۵۲.</ref>. | ||
== | ==علم الکتاب منبع علم امامان== | ||
از [[روایات]] روشن میشود، [[امامان]]{{عم}} صاحب [[علم الکتاب]] هستند و اولین منبع [[علم امامان]]{{عم}} به [[حقیقت]]، [[کتاب خداوند]] است که ایشان در حالات مختلف از آن استفاده میکردند. [[علم]] به کتاب از مستندات [[غیبی]] [[امامان]]{{عم}} محسوب میشود. [[آگاهی]] [[معصومین]] از محتوای [[کتب آسمانی]] یکی از [[دلایل]] مهمی است که [[علم غیب معصومین]] را [[مبرهن]] میسازد. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ}}<ref>سورۀ هود، آیۀ ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُون}}<ref>سورۀ یوسف، آیۀ ۱۰۲.</ref>، یعنی این مقدار از [[علم غیب]] را مشهود کرده، اما نه مشهود هر کس، بلکه مشهود [[انبیا]] و اولیاست. به عبارتی در این صورت، اگر [[نبی]] کل [[علم الکتاب]] را هم داشته باشد، [[عالم الغیب]] به تمام غیبها نیست، بلکه آن مقدار از [[غیب]] را میداند که [[خداوند]] او را [[آگاه]] میکند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[علم امام تام یا محدود؟ (مقاله)|علم امام تام یا محدود؟]]؛ [[منصف علی مطهری|مطهری، منصف علی]]، [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص ۱۲۴؛ [[محمد حسن نادم|نادم، محمد حسن]]، [[سید ابراهیم افتخاری|افتخاری، سید ابراهیم]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص ۶۶؛ [[قاسم علی شیخزاده|شیخ زاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص ۶۲؛ [[سید محمد جواد بنیسعید لنگرودی|بنیسعید لنگرودی، سید محمد جواد]]، [[شرب مدام در تبیین علم امام (کتاب)|شرب مدام در تبیین علم امام]]، ص ۵۵ ـ ۶۲.</ref>. | از [[روایات]] روشن میشود، [[امامان]]{{عم}} صاحب [[علم الکتاب]] هستند و اولین منبع [[علم امامان]]{{عم}} به [[حقیقت]]، [[کتاب خداوند]] است که ایشان در حالات مختلف از آن استفاده میکردند. [[علم]] به کتاب از مستندات [[غیبی]] [[امامان]]{{عم}} محسوب میشود. [[آگاهی]] [[معصومین]] از محتوای [[کتب آسمانی]] یکی از [[دلایل]] مهمی است که [[علم غیب معصومین]] را [[مبرهن]] میسازد. [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ}}<ref>سورۀ هود، آیۀ ۴۹.</ref>، {{متن قرآن|ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَ هُمْ يَمْكُرُون}}<ref>سورۀ یوسف، آیۀ ۱۰۲.</ref>، یعنی این مقدار از [[علم غیب]] را مشهود کرده، اما نه مشهود هر کس، بلکه مشهود [[انبیا]] و اولیاست. به عبارتی در این صورت، اگر [[نبی]] کل [[علم الکتاب]] را هم داشته باشد، [[عالم الغیب]] به تمام غیبها نیست، بلکه آن مقدار از [[غیب]] را میداند که [[خداوند]] او را [[آگاه]] میکند<ref>ر.ک: [[سید علی هاشمی|هاشمی، سید علی]]، [[علم امام تام یا محدود؟ (مقاله)|علم امام تام یا محدود؟]]؛ [[منصف علی مطهری|مطهری، منصف علی]]، [[علم ائمه از نظر عقل و نقل (پایاننامه)|علم ائمه از نظر عقل و نقل]]، ص ۱۲۴؛ [[محمد حسن نادم|نادم، محمد حسن]]، [[سید ابراهیم افتخاری|افتخاری، سید ابراهیم]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص ۶۶؛ [[قاسم علی شیخزاده|شیخ زاده، قاسم علی]]، [[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)|رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]، ص ۶۲؛ [[سید محمد جواد بنیسعید لنگرودی|بنیسعید لنگرودی، سید محمد جواد]]، [[شرب مدام در تبیین علم امام (کتاب)|شرب مدام در تبیین علم امام]]، ص ۵۵ ـ ۶۲.</ref>. | ||
== | ==روایات و بیان مصداق برای عالم به کتاب== | ||
روایاتی در این زمینه وجود دارد که [[اهل بیت]]{{عم}} را از کسانی میداند که دارای [[علم الکتاب]] هستند، در ذیل به برخی از این [[روایات]] اشاره میشود: | روایاتی در این زمینه وجود دارد که [[اهل بیت]]{{عم}} را از کسانی میداند که دارای [[علم الکتاب]] هستند، در ذیل به برخی از این [[روایات]] اشاره میشود: | ||
#در روایتی [[سدیر]] صیرفی میگوید: من و [[ابوبصیر]] و یحیای بزّاز و [[داود بن کثیر]] در مجلس "بیرونی" [[امام صادق]]{{ع}} بودیم، آن [[حضرت]] با حالت [[غضب]] وارد شدند و پس از نشستن فرمودند: "[[تعجب]] است از مردمی که [[گمان]] میکنند ما [[علم غیب]] داریم! در صورتی که جز [[خدای متعال]] کسی علم غیب ندارد و من خواستم کنیزم را [[تنبیه]] کنم، او فرار کرد و ندانستم در کدام اطاق رفته است". سدیر گوید: هنگامی که حضرت برخاستند به منزلشان "اندرونی" بروند من و ابوبصیر و میسر، همراه آن حضرت رفتیم و عرض کردیم، فدایت شویم، ما سخنانی که درباره [[کنیز]] گفتید شنیدیم، و معتقدیم شما [[علوم]] فراوانی دارید، [[ولی]] ادّعای علم غیب درباره شما نمیکنیم. حضرت فرمود: "ای سدیر، مگر [[قرآن]] نخواندهای؟ عرض کردم چرا. فرمود: این [[آیه]] را خواندهای: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}}؟ گفتم: فدایت شوم، خواندهام. فرمود: میدانی این شخص چه اندازه از علم الکتاب داشت؟ عرض کردم: شما بفرمایید. فرمود: به اندازۀ قطرهای از دریای پهناور! سپس فرمود: آیا این آیه: را خواندهای: {{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}؟ گفتم: آری. فرمود: آن کسی که [[علم]] همه کتاب را دارد داناتر است یا کسی که بهره اندکی از علم الکتاب دارد؟ عرض کردم: آن کسی که [[علم]] همه کتاب را دارد. سپس با اشاره به سینه مبارکش فرمود: به [[خدا]] قسم، علم همه کتاب نزد ماست، به خدا قسم علم همه کتاب نزد ماست"<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَدِیرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِیرٍ وَ یَحْیَی الْبَزَّازُ وَ دَاوُدُ بْنُ کَثِیرٍ فِی مَجْلِسِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}إِذْ خَرَجَ إِلَیْنَا وَ هُوَ مُغْضَبٌ فَلَمَّا أَخَذَ مَجْلِسَهُ قَالَ یَا عَجَباً لِأَقْوَامٍ یَزْعُمُونَ أَنَّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ مَا یَعْلَمُ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ هَمَمْتُ بِضَرْبِ جَارِیَتِی فُلَانَةَ فَهَرَبَتْ مِنِّی فَمَا عَلِمْتُ فِی أَیِّ بُیُوتِ الدَّارِ هِیَ قَالَ سَدِیرٌ فَلَمَّا أَنْ قَامَ مِنْ مَجْلِسِهِ وَ صَارَ فِی مَنْزِلِهِ دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِیرٍ وَ مُیَسِّرٌ وَ قُلْنَا لَهُ جُعِلْنَا فِدَاکَ سَمِعْنَاکَ وَ أَنْتَ تَقُولُ کَذَا وَ کَذَا فِی أَمْرِ جَارِیَتِکَ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ أَنَّکَ تَعْلَمُ عِلْماً کَثِیراً وَ لَا نَنْسُبُکَ إِلَی عِلْمِ الْغَیْبِ قَالَ فَقَالَ یَا سَدِیرُ أَ لَمْ تَقْرَأِ الْقُرْآنَ قُلْتُ بَلَی قَالَ فَهَلْ وَجَدْتَ فِیمَا قَرَأْتَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ، قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ قَرَأْتُهُ قَالَ فَهَلْ عَرَفْتَ الرَّجُلَ وَ هَلْ عَلِمْتَ مَا کَانَ عِنْدَهُ مِنْ عِلْمِ الْکِتَابِ قَالَ قُلْتُ أَخْبِرْنِی بِهِ قَالَ قَدْرُ قَطْرَةٍ مِنَ الْمَاءِ فِی الْبَحْرِ الْأَخْضَرِ فَمَا یَکُونُ ذَلِکَ مِنْ عِلْمِ الْکِتَابِ- قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا أَقَلَّ هَذَا فَقَالَ یَا سَدِیرُ مَا أَکْثَرَ هَذَا أَنْ یَنْسُبَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی الْعِلْمِ الَّذِی أُخْبِرُکَ بِهِ یَا سَدِیرُ فَهَلْ وَجَدْتَ فِیمَا قَرَأْتَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَیْضاً- قُلْ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ قَالَ قُلْتُ قَدْ قَرَأْتُهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ أَ فَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ کُلُّهُ أَفْهَمُ أَمْ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ بَعْضُهُ قُلْتُ لَا بَلْ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ کُلُّهُ قَالَ فَأَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ وَ قَالَ عِلْمُ الْکِتَابِ وَ اللَّهِ کُلُّهُ عِنْدَنَا عِلْمُ الْکِتَابِ وَ اللَّهِ کُلُّهُ عِنْدَنَا}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۵۷.</ref>. از این [[حدیث]] معلوم میشود، [[فهم قرآن]] نقش مهمی در دانستن مسائل [[غیبی]] و [[قدرت]] امور خارقالعاده دارد؛ زیرا طبق بعضی از [[روایات]] و شواهد دیگر مقصود از کتاب در [[آیه مبارکه]] همان [[قرآن کریم]] است. همچنین باید دانسته شود [[قرآن]] در مراحل [[اعلی]] مشتمل بر تمام [[امور غیبی]] است و کسی که [[عالم]] به [[علم قرآن]] با تمام مراحل آن است تمام امور غیبی را میتواند استفاده کند<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آموزش عقاید (کتاب)|آموزش عقاید]]، ص۳۲۱ـ ۳۲۴؛ [[احمد مطهری|مطهری، احمد]]، [[غلام رضا کاردان|کاردان، غلام رضا]]، [[علم پیامبر و امام در قرآن (کتاب)|علم پیامبر و امام در قرآن]]، ص۲۲۴ ـ ۲۲۷؛ [[سید حبیب بخاراییزاده|بخاراییزاده، سید حبیب]]، [[علم غیب امامان از نگاه عقل کتاب و سنت (پایاننامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل کتاب و سنت]]، ص۱۲۳.</ref>. | #در روایتی [[سدیر]] صیرفی میگوید: من و [[ابوبصیر]] و یحیای بزّاز و [[داود بن کثیر]] در مجلس "بیرونی" [[امام صادق]]{{ع}} بودیم، آن [[حضرت]] با حالت [[غضب]] وارد شدند و پس از نشستن فرمودند: "[[تعجب]] است از مردمی که [[گمان]] میکنند ما [[علم غیب]] داریم! در صورتی که جز [[خدای متعال]] کسی علم غیب ندارد و من خواستم کنیزم را [[تنبیه]] کنم، او فرار کرد و ندانستم در کدام اطاق رفته است". سدیر گوید: هنگامی که حضرت برخاستند به منزلشان "اندرونی" بروند من و ابوبصیر و میسر، همراه آن حضرت رفتیم و عرض کردیم، فدایت شویم، ما سخنانی که درباره [[کنیز]] گفتید شنیدیم، و معتقدیم شما [[علوم]] فراوانی دارید، [[ولی]] ادّعای علم غیب درباره شما نمیکنیم. حضرت فرمود: "ای سدیر، مگر [[قرآن]] نخواندهای؟ عرض کردم چرا. فرمود: این [[آیه]] را خواندهای: {{متن قرآن|قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}}؟ گفتم: فدایت شوم، خواندهام. فرمود: میدانی این شخص چه اندازه از علم الکتاب داشت؟ عرض کردم: شما بفرمایید. فرمود: به اندازۀ قطرهای از دریای پهناور! سپس فرمود: آیا این آیه: را خواندهای: {{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}؟ گفتم: آری. فرمود: آن کسی که [[علم]] همه کتاب را دارد داناتر است یا کسی که بهره اندکی از علم الکتاب دارد؟ عرض کردم: آن کسی که [[علم]] همه کتاب را دارد. سپس با اشاره به سینه مبارکش فرمود: به [[خدا]] قسم، علم همه کتاب نزد ماست، به خدا قسم علم همه کتاب نزد ماست"<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَدِیرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِیرٍ وَ یَحْیَی الْبَزَّازُ وَ دَاوُدُ بْنُ کَثِیرٍ فِی مَجْلِسِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}إِذْ خَرَجَ إِلَیْنَا وَ هُوَ مُغْضَبٌ فَلَمَّا أَخَذَ مَجْلِسَهُ قَالَ یَا عَجَباً لِأَقْوَامٍ یَزْعُمُونَ أَنَّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ مَا یَعْلَمُ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ هَمَمْتُ بِضَرْبِ جَارِیَتِی فُلَانَةَ فَهَرَبَتْ مِنِّی فَمَا عَلِمْتُ فِی أَیِّ بُیُوتِ الدَّارِ هِیَ قَالَ سَدِیرٌ فَلَمَّا أَنْ قَامَ مِنْ مَجْلِسِهِ وَ صَارَ فِی مَنْزِلِهِ دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِیرٍ وَ مُیَسِّرٌ وَ قُلْنَا لَهُ جُعِلْنَا فِدَاکَ سَمِعْنَاکَ وَ أَنْتَ تَقُولُ کَذَا وَ کَذَا فِی أَمْرِ جَارِیَتِکَ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ أَنَّکَ تَعْلَمُ عِلْماً کَثِیراً وَ لَا نَنْسُبُکَ إِلَی عِلْمِ الْغَیْبِ قَالَ فَقَالَ یَا سَدِیرُ أَ لَمْ تَقْرَأِ الْقُرْآنَ قُلْتُ بَلَی قَالَ فَهَلْ وَجَدْتَ فِیمَا قَرَأْتَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ، قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ قَرَأْتُهُ قَالَ فَهَلْ عَرَفْتَ الرَّجُلَ وَ هَلْ عَلِمْتَ مَا کَانَ عِنْدَهُ مِنْ عِلْمِ الْکِتَابِ قَالَ قُلْتُ أَخْبِرْنِی بِهِ قَالَ قَدْرُ قَطْرَةٍ مِنَ الْمَاءِ فِی الْبَحْرِ الْأَخْضَرِ فَمَا یَکُونُ ذَلِکَ مِنْ عِلْمِ الْکِتَابِ- قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا أَقَلَّ هَذَا فَقَالَ یَا سَدِیرُ مَا أَکْثَرَ هَذَا أَنْ یَنْسُبَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی الْعِلْمِ الَّذِی أُخْبِرُکَ بِهِ یَا سَدِیرُ فَهَلْ وَجَدْتَ فِیمَا قَرَأْتَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَیْضاً- قُلْ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ قَالَ قُلْتُ قَدْ قَرَأْتُهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ أَ فَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ کُلُّهُ أَفْهَمُ أَمْ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ بَعْضُهُ قُلْتُ لَا بَلْ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ کُلُّهُ قَالَ فَأَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ وَ قَالَ عِلْمُ الْکِتَابِ وَ اللَّهِ کُلُّهُ عِنْدَنَا عِلْمُ الْکِتَابِ وَ اللَّهِ کُلُّهُ عِنْدَنَا}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص۲۵۷.</ref>. از این [[حدیث]] معلوم میشود، [[فهم قرآن]] نقش مهمی در دانستن مسائل [[غیبی]] و [[قدرت]] امور خارقالعاده دارد؛ زیرا طبق بعضی از [[روایات]] و شواهد دیگر مقصود از کتاب در [[آیه مبارکه]] همان [[قرآن کریم]] است. همچنین باید دانسته شود [[قرآن]] در مراحل [[اعلی]] مشتمل بر تمام [[امور غیبی]] است و کسی که [[عالم]] به [[علم قرآن]] با تمام مراحل آن است تمام امور غیبی را میتواند استفاده کند<ref>ر.ک: [[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آموزش عقاید (کتاب)|آموزش عقاید]]، ص۳۲۱ـ ۳۲۴؛ [[احمد مطهری|مطهری، احمد]]، [[غلام رضا کاردان|کاردان، غلام رضا]]، [[علم پیامبر و امام در قرآن (کتاب)|علم پیامبر و امام در قرآن]]، ص۲۲۴ ـ ۲۲۷؛ [[سید حبیب بخاراییزاده|بخاراییزاده، سید حبیب]]، [[علم غیب امامان از نگاه عقل کتاب و سنت (پایاننامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل کتاب و سنت]]، ص۱۲۳.</ref>. | ||