جنگ خندق: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ فوریهٔ ۲۰۲۲
خط ۱۱: خط ۱۱:
[[پیروزی]] [[پیامبر]] در [[جنگ بنی نضیر]] و [[اخراج]] آنان از مدینه و سرکوبی برخی قبیله‌های [[سرکش]] [[عرب]] در [[پیکار]] [[ذات الرقاع]] و حضور فعال و مقتدرانه در [[بدر الموعد]]، تا اندازه‌ای [[شکست]] [[مسلمانان]] را در [[احد]] جبران کرد و موجب [[تضعیف]] قریش و [[یهودیان]] شد. حاضر نشدن [[قریش]] در [[سرزمین]] [[بدر]] و [[تخلف]] [[ابوسفیان]] از وعده خویش، موقعیت قریش را متزلزل ساخت و تداوم سروری آنان را در بین [[قبایل]] [[جزیرة العرب]]، با خطر جدی رو به رو کرد. سران قریش [[تصمیم]] گرفتند مشکل را از ریشه حل کنند. بنابراین برای [[جنگ]] با مسلمانان اهتمام تمام کردند و به صرف [[اموال]] و [[بسیج]] نیرو پرداختند. یهودیان اخراجی از مدینه نیز به همراه [[یهود]] [[خیبر]] در این جنگ سهیم بودند و سران قریش را برای جنگ با رسول خدا{{صل}} تحریک و [[تشویق]] کردند و وعده امکانات [[مالی]] به آنان دادند<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۶۱-۶۲.</ref>. در نقل دیگری چنین آمده است: زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} دو [[قبیله]] [[یهودی]] [[بنی‌قینقاع]] و [[بنی‌نضیر]] را به علت [[نقض پیمان]] از [[مدینه]] اخراج و مقداری از [[اموال]] آنها را ضبط کرد. آنها به ناچار به [[خیبر]] رفتند و در آنجا سکنی گزیدند. [[رئیس]] [[قبیله]] [[بنی‌نضیر]]، [[حیی بن اخطب]]، [[کنانة بن ابی‌الحقیق]] و دیگران به [[مکه]] رفتند و [[قریش]] را تحریک کردند تا با هم به [[جنگ]] [[رسول خدا]]{{صل}} بروند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۱۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۶۵.</ref>.  
[[پیروزی]] [[پیامبر]] در [[جنگ بنی نضیر]] و [[اخراج]] آنان از مدینه و سرکوبی برخی قبیله‌های [[سرکش]] [[عرب]] در [[پیکار]] [[ذات الرقاع]] و حضور فعال و مقتدرانه در [[بدر الموعد]]، تا اندازه‌ای [[شکست]] [[مسلمانان]] را در [[احد]] جبران کرد و موجب [[تضعیف]] قریش و [[یهودیان]] شد. حاضر نشدن [[قریش]] در [[سرزمین]] [[بدر]] و [[تخلف]] [[ابوسفیان]] از وعده خویش، موقعیت قریش را متزلزل ساخت و تداوم سروری آنان را در بین [[قبایل]] [[جزیرة العرب]]، با خطر جدی رو به رو کرد. سران قریش [[تصمیم]] گرفتند مشکل را از ریشه حل کنند. بنابراین برای [[جنگ]] با مسلمانان اهتمام تمام کردند و به صرف [[اموال]] و [[بسیج]] نیرو پرداختند. یهودیان اخراجی از مدینه نیز به همراه [[یهود]] [[خیبر]] در این جنگ سهیم بودند و سران قریش را برای جنگ با رسول خدا{{صل}} تحریک و [[تشویق]] کردند و وعده امکانات [[مالی]] به آنان دادند<ref>[[منصور داداش نژاد|داداش نژاد، منصور]]، [[دانشنامه سیره نبوی (کتاب)|مقاله «محمد رسول الله»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص:۶۱-۶۲.</ref>. در نقل دیگری چنین آمده است: زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} دو [[قبیله]] [[یهودی]] [[بنی‌قینقاع]] و [[بنی‌نضیر]] را به علت [[نقض پیمان]] از [[مدینه]] اخراج و مقداری از [[اموال]] آنها را ضبط کرد. آنها به ناچار به [[خیبر]] رفتند و در آنجا سکنی گزیدند. [[رئیس]] [[قبیله]] [[بنی‌نضیر]]، [[حیی بن اخطب]]، [[کنانة بن ابی‌الحقیق]] و دیگران به [[مکه]] رفتند و [[قریش]] را تحریک کردند تا با هم به [[جنگ]] [[رسول خدا]]{{صل}} بروند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۱۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۶۵.</ref>.  


بنابراین [[قریش]] به [[رهبری]] [[ابوسفیان]] با چهار هزار مرد از [[مکه]] خارج شد و [[پرچم]] [[جنگ]] را به [[عثمان بن طلحة بن ابی‌طلحه]] داد. در [[لشکر]] ایشان هزار شتر و سیصد اسب بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۳.</ref>. هنگامی که [[لشکر]] به مرّالظهران رسید، دو هزار مرد از [[قبایل]] اسلم، اشجع، بنومرّة، کنانه فزاره و غَطفان به ایشان پیوست و از آنجا به سمت [[مدینه]] رفتند. از هر جانب، لشکری به آنها اضافه می‌شد، چندان که تعداد آنان در نزدیکی [[مدینه]] به ده هزار نفر رسید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۰-۵۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۴.</ref>.<ref>[[حبیب عباسی|عباسی، حبیب]]، [[غزوه خندق (مقاله)|غزوه خندق]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۷۲-۱۷۳.</ref>.
بنابراین [[قریش]] به [[رهبری]] [[ابوسفیان]] با چهار هزار مرد از [[مکه]] خارج شد و [[پرچم]] [[جنگ]] را به [[عثمان بن طلحة بن ابی‌طلحه]] داد. در [[لشکر]] ایشان هزار شتر و سیصد اسب بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۰؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۳.</ref>. هنگامی که [[لشکر]] به مرّالظهران رسید، دو هزار مرد از [[قبایل]] اسلم، اشجع، بنومرّة، کنانه فزاره و غَطفان به ایشان پیوست و از آنجا به سمت [[مدینه]] رفتند. از هر جانب، لشکری به آنها اضافه می‌شد، چندان که تعداد آنان در نزدیکی [[مدینه]] به ده هزار نفر رسید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۵۰-۵۱؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۴.</ref>.<ref>[[حبیب عباسی|عباسی، حبیب]]، [[غزوه خندق (مقاله)|غزوه خندق]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۱۷۲-۱۷۳.</ref>


==پیشنهاد حفر [[خندق]]==
==پیشنهاد حفر [[خندق]]==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش