|
|
| خط ۱۱: |
خط ۱۱: |
|
| |
|
| [[اخلاق اسلامی]] در معرفی مصادیق خوبی و بدی و نیز تشخیص هنجارها و ناهنجاریهای اخلاقی، بسیار [[توانمند]] است، و اخلاقپژوهان [[مسلمان]] برای تئوریزه کردن آنها تلاشهای بسیار کردهاند؛ اما بسیاری از پرسشهای بنیادین و جدید اخلاقی در منظومه اخلاقپژوهی [[اسلامی]] جایگاهی ندارد<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۱۰۳.</ref>. | | [[اخلاق اسلامی]] در معرفی مصادیق خوبی و بدی و نیز تشخیص هنجارها و ناهنجاریهای اخلاقی، بسیار [[توانمند]] است، و اخلاقپژوهان [[مسلمان]] برای تئوریزه کردن آنها تلاشهای بسیار کردهاند؛ اما بسیاری از پرسشهای بنیادین و جدید اخلاقی در منظومه اخلاقپژوهی [[اسلامی]] جایگاهی ندارد<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۱۰۳.</ref>. |
|
| |
| ==مبانی [[انسانشناختی]]==
| |
| #[[انسان]] مرکب از [[جسم]] و [[روح]] است؛ اما این دو [[بیگانه]] از هم نبوده و بین این دو [[ارتباط]] وثیقی برقرار است و از یکدیگر متأثر میباشند؛ با این حال اصالت با روح اوست و [[کمال حقیقی]] انسان با [[تکامل]] این [[ساحت]] وجودی است<ref>مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران، شورای آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۹۰ش، ص۵۷–۵۸.</ref>.
| |
| #انسان دارای فطرتی [[الهی]] است که موجب [[نورانیت]] و [[سلامت]] و [[سعادت]] وی میباشد؛ در [[قرآن کریم]] نیز [[دین]] [[خالص]] الهی امری [[فطری]] برای انسان قلمداد شده است {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد» سوره روم، آیه ۳۰.</ref> و در [[روایات]]<ref>صدوق، محمد بن علی، التوحید، تحقیق سیدهاشم حسینی تهرانی، ص۳۲۸-۳۳۱؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳، ص۲۷۶.</ref> نیز بر [[فطرت]] الهی انسان تصریح شده است. او به صورت فطری [[استعداد]] حصول هر مقامی را دارد و میتواند یکی از دو [[راه]] [[سعادت]] یا [[شقاوت]] را برگزیند<ref>[[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، درسگفتارهای فلسفه دین، ص۳۰۴-۳۰۵، ۳۱۶؛ [[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، شناخت اسلام، ص۱۸۲-۱۸۳؛ [[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۵۹-۶۱؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۶۸-۱۶۹، ۵۱۰، ۲۷۲، ۵۲۸.</ref>. به میزانی که [[فطرت]] از [[فضائل اخلاقی]] فاصله بگیرد و به [[گناهان]] [[آلوده]] شود، سیطرۀ [[شیطان]] بر [[انسان]] بیشتر میشود، تا جایی که در برخی از افراد [[نور]] فطرت خاموش شده و شیطان بر آنان مسلط میگردد و در نتیجه از سعادت [[محروم]] و به شقاوت [[ابدی]] میرسند<ref>[[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۵۹-۶۱؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۶۸-۱۶۹، ۲۷۲.</ref>. با این حال در عالم [[طبیعت]]، حتی با آلوده شدن فطرت نیز [[طهارت]] آن ممکن است؛ چنانکه با روآوری به فضائل اخلاقی و [[توبه]] و [[رجوع]] به [[روحانیت]] نفس میتوان به نور فطرت و روحانیت ذاتی بازگشت<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری، ج۲، ص۴۳۵؛ [[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۵۹-۶۱؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۱۰، ۱۶۸-۱۶۹، ۲۷۲.</ref>. در این راستا [[رسالت]] [[انبیا]] و [[علما]] آن است که [[فطرت انسان]] را بیدار ساخته و تشخیص کمال را برای وی تفهیم نمایند<ref>[[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۱۱۷.</ref>.
| |
| #انسان دارای دو فطرت اصلی «[[عشق به کمال]] مطلق» و «[[انزجار]] از [[نقص]]» است که به وسیله آن راه رسیدن به مقصد را در مییابد<ref>ر.ک: مطهری، مجموعه آثار، ج۱۳، ص۷۹۲؛ [[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۲۷؛ [[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۱۱۷، ۲۸۸؛ [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۲، ص۵۳-۵۴؛ ج۳، ص۴۸۰.</ref>؛ اما گاهی در تشخیص کمال مرتکب [[خطا]] میشود<ref>[[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۲۷؛ [[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۱۱۷؛ [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۲، ص۵۳-۵۴؛ ج۳، ص۴۸۰.</ref>. [[اهل]] [[آخرت]] کمال را در [[مقامات]] و درجات آخرت و [[اهل الله]] کمال را در [[جمال الهی]] میدانند؛ به همین سبب رو به کسی میآورند که [[آسمانها]] و [[زمین]] را [[آفریده]] است: {{متن قرآن|وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ}}<ref>«من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.</ref> اما [[اهل]] [[دنیا]] به جهت [[زینت]] داشتن لذتهای [[دنیوی]] در نظر آنان، کمال را در همان [[لذتها]] دانستهاند<ref>[[امام خمینی]]، شرح چهل حدیث، ص۱۲۷.</ref>.
| |
| #تحولخواهی و تحولپذیری بینهایت و مستمر [[انسان]] و پایانناپذیری [[سیر کمال]] [[اخلاقی]] و [[معنوی]] از دیگر مبانی [[انسانشناختی]] است؛ از آنجا که [[فلاح]] و [[رستگاری]] انسان در گرو [[سعادت]] مطلقه اوست، و [[فطرت]] همه [[بشر]] [[عاشق]] سعادت مطلقه است<ref>[[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۱۴۲.</ref> و برای این [[حب]] معشوقی است غیر محدود<ref>[[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۲، ص۵۳.</ref> از این روی انسان برای رسیدن به این کمال بینهایت خود را آماده تحولپذیری نامحدود کرده و مسیری بیپایان را در [[کمالات]] اخلاقی و معنوی میپذیرد.
| |
| #حصول قوای [[انسانی]] دارای ترتیبی است؛ برخی از قوا از جمله [[قوه شهویه]] از بدو [[خلقت]] همراه انسان است، [[قوه غضبیه]] نیز به صورت ضعیفتر همراه وی میباشد که به تدریج به کمال میرسد. پس از این دو، [[قوه]] واهمه که از آن به قوه [[شیطنت]] نیز تعبیر میشود در وی حاصل میگردد. هر کدام از قوای فوق نقش سازندهای در [[حیات]] و بقای انسان دارند با این حال چنانچه تحت کنترل نباشند انسان را به [[فساد]] و [[تباهی]] سوق میدهند، در نتیجه قوه دیگری لازم است که ناظر بر آنها بوده و آنها را تحت کنترل خود در بیاورد که از آن به قوه ناصحه، عاقله و ممیزه تعبیر شده است و از آنجا که این قوه پس از قوای فوق حاصل میگردد به [[سختی]] میتواند بر آنها [[غلبه]] نماید ازاین رو [[خداوند]] [[پیامبران]] را فرستاده تا در جهت کنترل نفس و [[هدایت]] قوای انسانی در راستای [[عقل]] و [[شرع]]، [[پشتیبان]] [[قوه عاقله]] باشند و [[نفس انسان]] را متوجه [[خداوند]] سازند<ref>[[امام خمینی]]، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۹؛ [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۳۶۵–۳۶۶.</ref>.
| |
| #[[سرنوشت انسان]] در گرو عمل اوست<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۲۵، ص۴۳۵؛ [[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، درسگفتارهای فلسفه دین، ص۳۱۱.</ref>. [[جهنم]] و عذابهای گوناگون [[عالم ملکوت]] و [[قیامت]]، صورتهای عمل و [[اخلاق]] خود [[انسان]] است<ref>[[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، درسگفتارهای فلسفه دین، ص۳۱۲؛ [[امام خمینی]]، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۱-۱۴۲.</ref>. [[تاریکی]] و [[وحشت]] [[برزخ]] و [[قبر]] و قیامت تنها سایه تاریکی اخلاق [[فاسد]] و [[عقاید]] [[باطل]] انسان است؛ چنانکه ظاهر برخی از [[آیات قرآن]] مانند: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، * و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.</ref> و {{متن قرآن|يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ}}<ref>«روزی که هر کس هر کار نیکی انجام داده است پیش رو مییابد و هر کار زشتی کرده است آرزو دارد کاش میان او و آن (کار زشت) فاصلهای دور میبود و خداوند شما را از خویش پروا میدهد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره آل عمران، آیه ۳۰.</ref> بیانگر آن است که خود [[اعمال]] خوب و بد قابل [[مشاهده]] است. بنابراین جهنم، صورت [[غیبی]] [[اعمال زشت]] انسان است<ref>[[امام خمینی]]، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۱-۱۴۲.</ref>. انسان در [[دنیا]] از [[ملکوت]] خود [[غافل]] است، از این جهت رفتارهای آزاردهندهای را که در [[باطن]] وی وجود دارد [[احساس]] نمیکند؛ اما با برچیده شدن عالم [[ملک]] و دنیا، [[ملکات]] [[باطنی]] محسوس میگردند و به تناسب اعمال به صورتهای مختلفی جلوه میکنند<ref>[[امام خمینی]]، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۵۹-۱۶۰.</ref>.
| |
| #[[تزکیه]] و [[تهذیب اخلاق]] در صورتی امکانپذیر است که انسان [[باور]] داشته باشد که در به دست آوردن [[کمالات]] و [[ارزشهای اخلاقی]] [[توانمند]] و دارای [[اختیار]] بوده و تلاش او در سرنوشتش مؤثر است. تلقین این [[باور]] که [[انسان]] در [[رفتار]] خویش مجبور و محکوم عوامل جبری، از قبیل محیط، [[وراثت]] و مانند آن بوده و از خود اختیاری ندارد [[انگیزه]] تلاش را در وی از بین برده و او را در کسب [[فضائل اخلاقی]] [[سست]] میگرداند<ref>ر.ک: [[سید محمد حسینی بهشتی|حسینی بهشتی، سید محمد]]، درسگفتارهای فلسفه دین، ص۳۱۶-۳۱۷؛ مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۵-۲۸.</ref>. انسان از آن جهت که [[مکلف]] است دارای اختیار نیز میباشد. وی مکلف است در خلال مجموعهای از [[انگیزهها]] و [[غرایز]] متضاد [[راه کمال]] را طی کند و این جز با اختیار امکانپذیر نیست<ref>[[سید علی حسینی خامنهای|خامنهای حسینی، سید علی]]، ۱۲/۶/۱۳۷۷.</ref>.
| |
| #[[نفوس]] [[انسانها]] هرچند در حرکت جوهری خود نوع واحدی هستند؛ اما به جهت [[رسوخ]] [[ملکات]] و [[اخلاق الهی]] یا [[شیطانی]]، دارای شخصیتی مستقل بوده و در نتیجه هر فرد میتواند تأثیرگذار در فرد دیگریا متأثر از وی باشد<ref>[[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، تقریر سید عبدالغنی اردبیلی، ج۳، ص۱۵۹.</ref>.
| |
| #انسان در جهت راهیابی به محضر [[خداوند]] با موانع متعددی روبهرو است؛ وسوسههای شیطانی و [[آلودگی]] به [[مفاسد اخلاقی]] از قبیل [[تمایلات نفسانی]]، خودخواهیها، میل به [[انحراف]]، از مهمترین آنها و منشأ [[فساد]] [[جامعه مطلوب]] و آرمانی انسان به شمار میآید و با وجود آنها امکان راهیابی به مقصد وجود ندارد<ref>[[امام خمینی]]، آداب الصلاة، ص۷۷.</ref>. [[راه]] [[مبارزه]] با آن نیز [[تربیت]]، [[تزکیه نفس]]، [[تعلیم]] و هشدار دادن است. خطاب [[بیمار]] دلان در [[آیه]] ۵۲ [[سوره مائده]]: {{متن قرآن|الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ}}<ref>«آنگاه بیماردلان را خواهی دید» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref>، افزون بر [[منافقان]]، مؤمنانی را شامل میشود که دارای [[ضعف]] [[اخلاقی]] هستند، و اگر [[مؤمن]] نتواند با آن مبارزه کند ایمانش از دست خواهد رفت<ref>[[سید علی حسینی خامنهای|خامنهای حسینی، سید علی]]، ۲۸/۲/۱۳۸۰.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[اخلاق - گرامی (مقاله)| مقاله «اخلاق»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ص ۵۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ==مبانی ارزششناختی== | | ==مبانی ارزششناختی== |