پرش به محتوا

علم‌آموزی اهل بیت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{سیره معصوم}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۶: خط ۲۶:
طبیعی است که هر امامی، [[علوم]] و اسراری را به [[امام]] و [[حجت]] پس از خود منتقل کند. چنان که رسول خدا{{صل}} علومش را به امیر المؤمنین{{ع}} و ایشان نیز به [[امام مجتبی]]{{ع}} منتقل کردند. در روایتی آمده است که امام مجتبی{{ع}} نیز پیش از شهادت، وصایای خود را به امام حسین{{ع}} بیان کرد و [[اسم اعظم]] و [[میراث پیامبران]] گذشته و وصایایی را که امیر المؤمنین{{ع}} به او داده بود، به [[سیدالشهدا]]{{ع}} تحویل داد<ref>ر.ک: علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیة للإمام علی بن ابی طالب، ص۱۶۲؛ حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۶۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج۴، ص۳۴؛ سیدهاشم بحرانی، مدینة معاجز الأئمة الاثنی عشر، ج۳، ص۳۷۲.</ref>.
طبیعی است که هر امامی، [[علوم]] و اسراری را به [[امام]] و [[حجت]] پس از خود منتقل کند. چنان که رسول خدا{{صل}} علومش را به امیر المؤمنین{{ع}} و ایشان نیز به [[امام مجتبی]]{{ع}} منتقل کردند. در روایتی آمده است که امام مجتبی{{ع}} نیز پیش از شهادت، وصایای خود را به امام حسین{{ع}} بیان کرد و [[اسم اعظم]] و [[میراث پیامبران]] گذشته و وصایایی را که امیر المؤمنین{{ع}} به او داده بود، به [[سیدالشهدا]]{{ع}} تحویل داد<ref>ر.ک: علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیة للإمام علی بن ابی طالب، ص۱۶۲؛ حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۶۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج۴، ص۳۴؛ سیدهاشم بحرانی، مدینة معاجز الأئمة الاثنی عشر، ج۳، ص۳۷۲.</ref>.


[[امام زین العابدین]]{{ع}} نیز حدود دو سال دوره جد بزرگوارش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و پس از آن دوره [[امامت]] عموی گرامی‌اش امام مجتبی{{ع}} به و سپس دورۀ امامت پدر بزرگوار خود امام حسین{{ع}} را [[درک]] کرده بود<ref>ر.ک: محمد بن محمد مفید، الارشاد، تصحیح موسسة آل البیت، ج۲، ص۱۳۷؛ فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری أعلام الهدی، ج۱، ص۴۸۰.</ref>. بنابراین طبیعی است که آن [[حضرت]] نیز همانند [[امامان]] پیشین، علوم و [[معارف الهی]] را از امامان پیشین خود آموخته باشد. آن حضرت در روایتی، [[ائمه]]{{عم}} را [[وارثان علوم پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} معرفی کرده است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۲۰؛ فرات بن ابراهیم فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی) ص۲۸۳؛ حسن بن محمد دیلمی، غرر الأخبار، ص۳۰۰.</ref>. این گونه [[روایات]] نیز می‌توانند مؤیدی بر [[علم آموزی]] [[ائمه]]{{عم}} باشند<ref>وراثت علمی، اعم از علم آموزی است و می‌تواند افزون بر آن، از طریق به ارث گذاشتن کتاب‌های ویژه یا کنایه از رسیدن به مقام امامت و جانشینی باشد که در فرض سوم، امام با رسیدن به آن مقام می‌تواند علوم الهی را به شیوه‌های مختلف، مانند الهام دریافت کند. بنابراین روایاتی که بر وراثت به عنوان یک شیوه انتقال و دریافت علوم ائمه{{ع}} دلالت دارند، می‌توانند به این شیوه‌ها - به طور مانعة الخلو۔ دلالت داشته باشند. طبیعی است در صورتی که در یک روایت شاهدی بر یکی از این سه مورد باشد، دلالت آن معین خواهد شد؛ اما در فرض نبودن قرینه، این گونه روایات می‌توانند مؤید - نه دلیل - بر علم آموزی، با دو شیوه دیگر یاد شده باشند.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۶۵.</ref>
[[امام زین العابدین]]{{ع}} نیز حدود دو سال دوره جد بزرگوارش [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و پس از آن دوره [[امامت]] عموی گرامی‌اش امام مجتبی{{ع}} به و سپس دورۀ امامت پدر بزرگوار خود امام حسین{{ع}} را [[درک]] کرده بود<ref>ر.ک: محمد بن محمد مفید، الارشاد، تصحیح موسسة آل البیت، ج۲، ص۱۳۷؛ فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری أعلام الهدی، ج۱، ص۴۸۰.</ref>. بنابراین طبیعی است که آن [[حضرت]] نیز همانند [[امامان]] پیشین، علوم و [[معارف الهی]] را از امامان پیشین خود آموخته باشد. آن حضرت در روایتی، [[ائمه]]{{عم}} را [[وارثان علوم پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} معرفی کرده است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۲۰؛ فرات بن ابراهیم فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی) ص۲۸۳؛ حسن بن محمد دیلمی، غرر الأخبار، ص۳۰۰.</ref>. این گونه [[روایات]] نیز می‌توانند مؤیدی بر [[علم‌آموزی]] [[ائمه]]{{عم}} باشند<ref>وراثت علمی، اعم از علم‌آموزی است و می‌تواند افزون بر آن، از طریق به ارث گذاشتن کتاب‌های ویژه یا کنایه از رسیدن به مقام امامت و جانشینی باشد که در فرض سوم، امام با رسیدن به آن مقام می‌تواند علوم الهی را به شیوه‌های مختلف، مانند الهام دریافت کند. بنابراین روایاتی که بر وراثت به عنوان یک شیوه انتقال و دریافت علوم ائمه{{ع}} دلالت دارند، می‌توانند به این شیوه‌ها - به طور مانعة الخلو۔ دلالت داشته باشند. طبیعی است در صورتی که در یک روایت شاهدی بر یکی از این سه مورد باشد، دلالت آن معین خواهد شد؛ اما در فرض نبودن قرینه، این گونه روایات می‌توانند مؤید - نه دلیل - بر علم‌آموزی، با دو شیوه دیگر یاد شده باشند.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۶۵.</ref>


===[[روایات امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}}===
===[[روایات امام باقر]] و [[امام صادق]]{{ع}}===
خط ۳۷: خط ۳۷:
در [[روایات امام صادق]]{{ع}} نیز نقل شده است همه علومی را که خداوند به پیامبر آموخته بود، آن حضرت به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[آموزش]] داد<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۹۰-۲۹۳. روایات این باب، مستفیض‌اند. همچنین ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۴- ۶۵۵.</ref>. به کار رفتن تعبیر «[[تعلیم]]» در این روایات، به خوبی بر [[آموزشی]] بودن این [[علوم]] تصریح دارند. در روایات متعددی از آن حضرت، این مضمون نقل شده است که [[علوم پیامبران]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و از آن حضرت به امیرالمؤمنین{{ع}} و [[نسل]] به نسل به [[امامان]] پس از ایشان منتقل شده است<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۵۹، روایات ۴، ۵ و ۶. سند این روایات، صحیح است.</ref>. بنا بر این روایات، هیچ چیز نیست که خداوند به [[پیامبران]] داده باشد، ولی به [[پیامبر اعظم]]{{صل}} نداده باشد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۵۹: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يُعْطِ الْأَنْبِيَاءَ شَيْئاً إِلَّا وَ قَدْ أَعْطَاهُ مُحَمَّداً{{صل}}}}.</ref> و هیچ چیز نیست که به [[پیامبر]] داده شده باشد، مگر آنکه ایشان آن را به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آموخته است<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۹۲: {{متن روایت|کان علی علم کل ما یعلم رسول الله ولم یعلم الله رسوله شیئا إلا وقد علمه رسول الله أمیرالمؤمنین}}.</ref>. در [[روایات]] متعددی، آن [[حضرت]] [[وراثت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} را یکی از شیوه‌های دریافت [[دانش]] توسط [[ائمه]] معرفی کرده‌اند که می‌تواند مؤید روایات پیشین باشد<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۷. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۲۶-۳۲۷. در این منبع، روایات متعددی با همین محتوا از آن حضرت نقل شده است که تعدادی از روایات آن، مانند روایت ۱، ۲ و ۵ صحیح السندند.</ref>.
در [[روایات امام صادق]]{{ع}} نیز نقل شده است همه علومی را که خداوند به پیامبر آموخته بود، آن حضرت به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[آموزش]] داد<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۹۰-۲۹۳. روایات این باب، مستفیض‌اند. همچنین ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۴- ۶۵۵.</ref>. به کار رفتن تعبیر «[[تعلیم]]» در این روایات، به خوبی بر [[آموزشی]] بودن این [[علوم]] تصریح دارند. در روایات متعددی از آن حضرت، این مضمون نقل شده است که [[علوم پیامبران]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و از آن حضرت به امیرالمؤمنین{{ع}} و [[نسل]] به نسل به [[امامان]] پس از ایشان منتقل شده است<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۵۹، روایات ۴، ۵ و ۶. سند این روایات، صحیح است.</ref>. بنا بر این روایات، هیچ چیز نیست که خداوند به [[پیامبران]] داده باشد، ولی به [[پیامبر اعظم]]{{صل}} نداده باشد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۵۹: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يُعْطِ الْأَنْبِيَاءَ شَيْئاً إِلَّا وَ قَدْ أَعْطَاهُ مُحَمَّداً{{صل}}}}.</ref> و هیچ چیز نیست که به [[پیامبر]] داده شده باشد، مگر آنکه ایشان آن را به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آموخته است<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۹۲: {{متن روایت|کان علی علم کل ما یعلم رسول الله ولم یعلم الله رسوله شیئا إلا وقد علمه رسول الله أمیرالمؤمنین}}.</ref>. در [[روایات]] متعددی، آن [[حضرت]] [[وراثت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} را یکی از شیوه‌های دریافت [[دانش]] توسط [[ائمه]] معرفی کرده‌اند که می‌تواند مؤید روایات پیشین باشد<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۷. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۲۶-۳۲۷. در این منبع، روایات متعددی با همین محتوا از آن حضرت نقل شده است که تعدادی از روایات آن، مانند روایت ۱، ۲ و ۵ صحیح السندند.</ref>.


آن حضرت بر این نکته تأکید کرده‌اند که هر پاسخ ایشان به پرسش‌های دیگران، دانشی است که از رسول خدا{{صل}} فراگرفته‌اند و نظرات شخصی خود نیست<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۴۸، سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۰۰-۳۰۱.</ref>. همچنین از ایشان نقل شده است که امامی از [[دنیا]] نمی‌رود، مگر آنکه [[علم]] خود را به جانشینش منتقل می‌کند. البته [[امام]] بعدی در آن حال ساکت است و آن [[علوم]] را اظهار نمی‌کند تا اینکه به [[مقام امامت]] برسد<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۶۶. سند این روایت، صحیح است.</ref>. این گونه تعابیر، [[ظهور]] روشنی در [[علم آموزی]] هر امام از [[حجت]] پیشین دارند.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۶۹.</ref>
آن حضرت بر این نکته تأکید کرده‌اند که هر پاسخ ایشان به پرسش‌های دیگران، دانشی است که از رسول خدا{{صل}} فراگرفته‌اند و نظرات شخصی خود نیست<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۴۸، سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۰۰-۳۰۱.</ref>. همچنین از ایشان نقل شده است که امامی از [[دنیا]] نمی‌رود، مگر آنکه [[علم]] خود را به جانشینش منتقل می‌کند. البته [[امام]] بعدی در آن حال ساکت است و آن [[علوم]] را اظهار نمی‌کند تا اینکه به [[مقام امامت]] برسد<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۶۶. سند این روایت، صحیح است.</ref>. این گونه تعابیر، [[ظهور]] روشنی در [[علم‌آموزی]] هر امام از [[حجت]] پیشین دارند.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۶۹.</ref>


===[[روایات امام کاظم]] و امام رضاع{{ع}}===
===[[روایات امام کاظم]] و امام رضاع{{ع}}===
در روایات امام کاظم{{ع}} نیز بر این نکته تأکید شده است که دانش ائمه{{عم}} ریشه در معارفی دارد که از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نسل]] به نسل به ایشان رسیده است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۹۳. سند این روایت، صحیح است.</ref>. آن حضرت آگاهی‌های خود را از حوادث پنهان، نتیجه خبرهایی دانسته‌اند که از رسول خدا{{صل}} به ایشان رسیده است<ref>ر.ک: محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، تحقیق حسن مصطفوی، ص۲۹۸؛ محمد بن محمد مفید، الأمالی، ص۲۳. سند این روایت، صحیح است.</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} در روایتی [[دانش]] خود را از [[زمان مرگ]] افراد، به بابی از ابواب علومی منسوب دانست که [[پیامبر]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آموخت<ref>ر.ک: قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۲۲-۳۲۳؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۲۶۸.</ref>. گویا مقصود از این ابواب، همان [[هزار باب علم]] است که در [[روایات]] امیرالمؤمنین{{ع}} به آن اشاره شد. از این [[روایت]] می‌توان دریافت که [[ائمه]] آن ابواب را [[نسل]] به نسل از امیرالمؤمنین{{ع}} آموخته بودند.
در روایات امام کاظم{{ع}} نیز بر این نکته تأکید شده است که دانش ائمه{{عم}} ریشه در معارفی دارد که از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نسل]] به نسل به ایشان رسیده است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۹۳. سند این روایت، صحیح است.</ref>. آن حضرت آگاهی‌های خود را از حوادث پنهان، نتیجه خبرهایی دانسته‌اند که از رسول خدا{{صل}} به ایشان رسیده است<ref>ر.ک: محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، تحقیق حسن مصطفوی، ص۲۹۸؛ محمد بن محمد مفید، الأمالی، ص۲۳. سند این روایت، صحیح است.</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} در روایتی [[دانش]] خود را از [[زمان مرگ]] افراد، به بابی از ابواب علومی منسوب دانست که [[پیامبر]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آموخت<ref>ر.ک: قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۲۲-۳۲۳؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۲، ص۲۶۸.</ref>. گویا مقصود از این ابواب، همان [[هزار باب علم]] است که در [[روایات]] امیرالمؤمنین{{ع}} به آن اشاره شد. از این [[روایت]] می‌توان دریافت که [[ائمه]] آن ابواب را [[نسل]] به نسل از امیرالمؤمنین{{ع}} آموخته بودند.
[[روایات امام رضا]]{{ع}} نیز به طور غیر صریح [[علم آموزی]] ائمه{{عم}} را [[تأیید]] می‌کند. بنا بر روایتی، آن [[حضرت]] بیان کرده‌اند که [[خداوند]] اسرارش را به [[جبرئیل]]{{ع}} بیان کرد و جبرئیل{{ع}} آن [[اسرار]] را به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و ایشان به کسانی که خداوند می‌خواهد، منتقل کرده است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۷. سند این روایت، صحیح است.</ref>. این گونه تعابیر، همانند تعبیر [[وراثت]]، [[صراحت]] در علم آموزی ندارند؛ اما می‌توانند شامل آن نیز باشند؛ بنابراین می‌توانند مؤید روایات صریح یادشده پیشین باشند. بنا بر نقل دیگر از آن حضرت، پیامبر اکرم{{صل}} [[امین]] خداوند بر بندگانش بودند و زمانی که از [[دنیا]] رفتند، [[اهل بیت]]{{ع}} [[علوم]] او را به [[ارث]] بردند<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۱۹-۱۲۰؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۵۵.</ref>. در روایتی دیگر، آن حضرت با اشاره به [[امامت امام جواد]]{{ع}} در سن [[کودکی]] فرمودند: [[کودکان]] ما اهل بیت، تمام علوم بزرگانشان را ارث می‌برند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۹۸-۹۹؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۹۶. این روایت، سند صحیح دارد.</ref>. مجموعه این روایات، محتوای یکدیگر را تأیید، و [[ضعف]] سندی برخی روایات را جبران می‌کنند. افزون بر روایات کلی یادشده، در مواردی نیز مطالبی جزئی به [[تعلیم]] [[رسول خدا]]{{صل}} یا [[امامان]] پیشین نسبت داده شده است. بنا بر روایتی، [[امام رضا]]{{ع}} خبر دادند که به وسیله سم، [[شهید]] خواهند شد. ایشان این [[آگاهی]] را به [[علمی]] که از طریق [[پدران]] بزرگوارشان از [[رسول خدا]]{{صل}} دریافت کرده‌اند، منسوب دانستند<ref>ر.ک: محمد بن علی صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۰۲.</ref>. در برخی [[روایات]]، سفارش‌هایی از امام رضا{{ع}} به [[امام جواد]]{{ع}} نقل شده است که بر [[تعالیم]] جزئی آن [[حضرت]] به امام جواد{{ع}} دلالت دارند<ref>ر.ک: محمد بن علی صدوق، عیون أخبار الرضا، ص۸؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۳۱۱-۳۱۲. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، ج۱، ص۱۳۲.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۷۱.</ref>
[[روایات امام رضا]]{{ع}} نیز به طور غیر صریح [[علم‌آموزی]] ائمه{{عم}} را [[تأیید]] می‌کند. بنا بر روایتی، آن [[حضرت]] بیان کرده‌اند که [[خداوند]] اسرارش را به [[جبرئیل]]{{ع}} بیان کرد و جبرئیل{{ع}} آن [[اسرار]] را به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و ایشان به کسانی که خداوند می‌خواهد، منتقل کرده است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۷۷. سند این روایت، صحیح است.</ref>. این گونه تعابیر، همانند تعبیر [[وراثت]]، [[صراحت]] در علم‌آموزی ندارند؛ اما می‌توانند شامل آن نیز باشند؛ بنابراین می‌توانند مؤید روایات صریح یادشده پیشین باشند. بنا بر نقل دیگر از آن حضرت، پیامبر اکرم{{صل}} [[امین]] خداوند بر بندگانش بودند و زمانی که از [[دنیا]] رفتند، [[اهل بیت]]{{ع}} [[علوم]] او را به [[ارث]] بردند<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۱۹-۱۲۰؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۵۵.</ref>. در روایتی دیگر، آن حضرت با اشاره به [[امامت امام جواد]]{{ع}} در سن [[کودکی]] فرمودند: [[کودکان]] ما اهل بیت، تمام علوم بزرگانشان را ارث می‌برند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۹۸-۹۹؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۹۶. این روایت، سند صحیح دارد.</ref>. مجموعه این روایات، محتوای یکدیگر را تأیید، و [[ضعف]] سندی برخی روایات را جبران می‌کنند. افزون بر روایات کلی یادشده، در مواردی نیز مطالبی جزئی به [[تعلیم]] [[رسول خدا]]{{صل}} یا [[امامان]] پیشین نسبت داده شده است. بنا بر روایتی، [[امام رضا]]{{ع}} خبر دادند که به وسیله سم، [[شهید]] خواهند شد. ایشان این [[آگاهی]] را به [[علمی]] که از طریق [[پدران]] بزرگوارشان از [[رسول خدا]]{{صل}} دریافت کرده‌اند، منسوب دانستند<ref>ر.ک: محمد بن علی صدوق، عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۲۰۲.</ref>. در برخی [[روایات]]، سفارش‌هایی از امام رضا{{ع}} به [[امام جواد]]{{ع}} نقل شده است که بر [[تعالیم]] جزئی آن [[حضرت]] به امام جواد{{ع}} دلالت دارند<ref>ر.ک: محمد بن علی صدوق، عیون أخبار الرضا، ص۸؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۳۱۱-۳۱۲. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، ج۱، ص۱۳۲.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۷۱.</ref>


===[[روایات امام جواد]] [[امام هادی]]، [[امام عسکری]] و [[امام زمان]]{{ع}}===
===[[روایات امام جواد]] [[امام هادی]]، [[امام عسکری]] و [[امام زمان]]{{ع}}===
در روایات این [[ائمه]] بلندمرتبه{{ع}}، [[روایت]] صریحی در این زمینه بافت نشد. افزون بر شرایط سخت دوره [[امامت]] این بزرگواران، به نظر می‌رسد این مطلب، دیگر در [[جامعه]] [[شیعه]] روشن شده بود که ائمه{{عم}} [[علوم]] خود را از رسول خدا{{صل}} و امامان پیشین می‌آموزند. از همین روی، در این دوره تأکید جدیدی بر این مطلب نیامده و بر مطالب دیگر، مانند [[علم امام]] به [[غیب]] تأکید شده است.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۷۳.</ref>
در روایات این [[ائمه]] بلندمرتبه{{ع}}، [[روایت]] صریحی در این زمینه بافت نشد. افزون بر شرایط سخت دوره [[امامت]] این بزرگواران، به نظر می‌رسد این مطلب، دیگر در [[جامعه]] [[شیعه]] روشن شده بود که ائمه{{عم}} [[علوم]] خود را از رسول خدا{{صل}} و امامان پیشین می‌آموزند. از همین روی، در این دوره تأکید جدیدی بر این مطلب نیامده و بر مطالب دیگر، مانند [[علم امام به غیب]] تأکید شده است.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۱۷۳.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش