پرش به محتوا

علم‌آموزی اهل بیت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۱: خط ۱۱:
===شهود باورها===
===شهود باورها===
مقصود از شهود باورها، شهود [[ایمان]] و [[کفر]] و حالات معنوی افراد است. روایات بسیاری دلالت دارند که [[ائمه]]{{عم}} از [[نیت‌ها]] و [[افکار]] [[مردم]] آگاه‌اند<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۵-۲۵۳.</ref>. این [[آگاهی]] می‌تواند از طریق شهود، [[الهام]]، تحديث و دیگر شیوه‌ها باشد. به همین دلیل، در این بحث به روایاتی اشاره می‌کنیم که بر شهود این گونه امور، دلالت روشنی داشته باشند.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۷۰.</ref>
مقصود از شهود باورها، شهود [[ایمان]] و [[کفر]] و حالات معنوی افراد است. روایات بسیاری دلالت دارند که [[ائمه]]{{عم}} از [[نیت‌ها]] و [[افکار]] [[مردم]] آگاه‌اند<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۳۵-۲۵۳.</ref>. این [[آگاهی]] می‌تواند از طریق شهود، [[الهام]]، تحديث و دیگر شیوه‌ها باشد. به همین دلیل، در این بحث به روایاتی اشاره می‌کنیم که بر شهود این گونه امور، دلالت روشنی داشته باشند.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۷۰.</ref>
==خردورزی و تعقل==
در این بخش، شواهدی بیان می‌شود که نشان می‌دهد [[ائمه]]{{عم}} تنها گیرنده و بازگوکننده [[الهامات قلبی]] یا [[تحدیث فرشتگان]] و مانند آن نبوده‌اند؛ بلکه خود انسان‌هایی دارای [[فهم]] و [[استنباط]] [[عقلی]] بوده‌اند که [[خداوند]] برخی از مطالب را به شیوه‌هایی چون [[الهام]] و [[تحدیث]] به آنان عطا می‌کرد و بخشی از [[دانش]] ایشان، استنباط [[معصومانه]]<ref>در مباحث بعدی، درباره این ویژگی علوم ائمه{{عم}} سخن خواهیم گفت.</ref> و دقیق آنان از [[قرآن کریم]] و دیگر منابع علومشان بوده است. [[تعقل]] و استنباط، با نیروی [[تفکر]] و [[اندیشه]] [[انسان‌ها]] سروکار دارد. توجه داریم که [[پیامبر]]{{صل}} و ائمه{{عم}}، انسان‌هایی برگزیده‌اند و بُعد انسانی‌شان<ref>خداوند در برخی آیات قرآن کریم از زبان پیامبرش بر این نکته تأکید می‌کند که ایشان بشری (انسانی) بوده‌اند که الطاف خاص الهی شامل حالشان شده است و با جهان دیگر از طریق وحی مرتبط شده‌اند. تأکید بر بعد بشری در این آیات، قابل توجه است: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ}}. این مسئله درباره ائمه{{عم}} نیز صادق است؛ با این تفاوت که به آنان وحی نبوی نمی‌شود؛ اما آنان دارای علوم ویژه و الهی‌اند که به شیوه‌های دیگر به آنان می‌رسد.</ref> اقتضا می‌کند که از تعقل و تفکر بهره‌مند باشند و استفاده کنند. چنان که اشاره شد، در [[آیات قرآن]] و [[روایات]] [[معصومان]]{{عم}}، تعقل و فهم جایگاهی ممتاز دارد. آیاتی که به [[تدبر]] و تعقل در [[قرآن]] و نشانه‌های خداوند در [[طبیعت]] و دیگر امور سفارش می‌کنند، از این جمله‌اند<ref>ر.ک: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}} «آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند که اگر از سوی (کسی) جز خداوند می‌بود در آن اختلاف بسیار می‌یافتند» سوره نساء، آیه ۸۲؛ {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ}} «پس آیا در این گفتار نیندیشیده‌اند یا آنچه به نیاکانشان نرسیده بود به آنان رسیده است؟» سوره مؤمنون، آیه ۶۸؛ {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «و اوست که زنده می‌گرداند و می‌میراند و پیاپی آمدن شب و روز با اوست؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۰؛ {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}} «آیا در قرآن نیک نمی‌اندیشند یا بر دل‌ها، کلون زده‌اند؟» سوره محمد، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|... أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره اعراف، آیه ۱۶۹؛ {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا می‌بردیم اما او به دنیا‌گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی له‌له می‌زند و اگر او را وانهی (باز) له‌له می‌زند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را در» سوره اعراف، آیه ۱۷۶؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}} «آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴؛ {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ}} «آیا با خویش نیندیشیده‌اند که خداوند آسمان‌ها و زمین و آنچه را که در میان آن دو، است جز راستین و با سرآمدی معین نیافریده است؟ و بی‌گمان بسیاری از مردم منکر لقای پروردگار خویشند» سوره روم، آیه ۸؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ}} «(همان) کسان که خداوند را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این (ها) را بیهوده نیافریده‌ای، پاکا که تویی! ما را از عذاب آتش (دوزخ) باز دار» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱؛ {{متن قرآن|لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «بی‌گمان کتابی برای شما فرستاده‌ایم که یادکرد شما در آن است، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۱۰؛ {{متن قرآن|أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} «ننگ بر شما و بر آنچه به جای خداوند می‌پرستید، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۶۷؛ و....</ref>. در [[روایات]] نیز [[عقل]] و [[تدبر]] بسیار [[مدح]] شده‌اند<ref>برای نمونه، ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، کتاب العقل و الجهل، ص۲۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱، ص۸۱.</ref>.
در روایتی، [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده‌اند که [[پدر]] بزرگوارشان به ایشان فرمودند: فرزندم! جایگاه [[شیعیان]] را به اندازه [[روایت]] و [[معرفت]] آنان بشناس! همانا معرفت، [[شناخت]] عمیق روایات است؛ و [[مؤمن]] با شناخت عمیق روایات به بالاترین [[درجات ایمان]] می‌رسد»<ref>محمد بن علی صدوق، معانی الأخبار، ص۱. سند این روایت، صحیح است.</ref>. در روایت دیگری نیز بر این معنا تأکید شده است که [[فهم]] و شناخت [[حقایق]] دقیق و عمیق یک [[کلام]]، بسیار [[ارزشمند]] است و باید مورد توجه باشد. در این روایت، از امام صادق{{ع}} نقل شده است: «شما [[داناترین]] مردمید، زمانی که معانی سخنان ما را دریابید. همانا کلام ما به هفتاد وجه باز می‌گردد»<ref>محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۳۲۹. سند این روایت، صحیح است.</ref>.
بیان شد که در روایتی، این مطلب به [[صراحت]] آمده است: «[[خداوند]] [[پیامبر]] یا رسولی را نفرستاده، مگر آنکه عقل او را کامل کرده و عقلش [[برتر]] از عقل تمام امتش بوده است... [[بنده]] نمی‌تواند دستورهای خداوند را انجام دهد، مگر آنکه آنها را [[تعقل]] کند؛ و [[عبادت کنندگان]] در [[برتری]] عبادتشان به مقامی که [[عاقل]] رسیده است، نمی‌رسند»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰: {{متن حدیث|وَ لَا بَعَثَ اللَّه نَبِيّاً وَ لَا رَسُولًا حَتَّى يَسْتَكْمِلَ الْعَقْلَ‌، وَ يَكُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ جَمِيعِ أُمَّتِهِ... وَ مَا أَدَّى الْعَبْدُ فَرَائِضَ اللَّهِ حَتّى عَقَلَ عَنْهُ‌، وَ لا بَلَغَ جَمِيعُ الْعَابِدِينَ فِي فَضْلِ عِبَادَتِهِمْ مَا بَلَغَ الْعَاقِلُ...}}؛ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۳؛ حسن بن علی بن شعبه، تحف العقول، ص۳۹۷.</ref>. در [[روایت]] معروف [[جنود]] «[[عقل]] و [[جهل]]» آمده است: «تمام این ویژگی‌ها که از [[سپاهیان]] عقل‌اند، در کسی جز [[پیامبر]]، [[وصی پیامبر]] یا مؤمنی که [[خداوند]] [[قلب]] او را با [[ایمان]] [[امتحان]] کرده باشد، جمع نمی‌شوند»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۱؛ احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۹۷-۱۹۸. سند این روایت، صحیح است.</ref>. در روایت دیگر آمده است که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ وَ قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنَّا- مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ- أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ‌}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۱.</ref>؛ [[رسول خدا]]{{صل}} هرگز با بالاترین (درجه) عقل خود با [[بندگان]] (خداوند) سخن نگفت؛ (زیرا) آن [[حضرت]] می‌فرمودند: ما گروه [[پیامبران]] دستور داریم که با [[مردم]] به اندازه عقل آنان سخن بگوییم». با توجه به این گونه [[روایات]]، روشن است که پیامبران و [[ائمه]]{{عم}} بیش از دیگران از این [[نعمت الهی]] بهره‌مند بوده‌اند.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۹۶.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۱٬۹۴۰

ویرایش