پرش به محتوا

افزایش علم معصوم در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{علم معصوم}}
{{علم معصوم}}
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[افزایش علم معصوم]]''' است. "'''[[افزایش علم معصوم]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[افزایش علم معصوم]]''' است. "'''[[افزایش علم معصوم]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[افزایش علم معصوم در قرآن]] - [[افزایش علم معصوم در حدیث]] - [[افزایش علم معصوم در کلام اسلامی]] - [[افزایش علم معصوم در فلسفه اسلامی]] - [[افزایش علم معصوم در عرفان اسلامی]]</div>
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[افزایش علم معصوم در قرآن]] - [[افزایش علم معصوم در حدیث]] - [[افزایش علم معصوم در کلام اسلامی]] - [[افزایش علم معصوم در مسائل مستحدثه]]</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[علم معصوم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[علم معصوم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>


خط ۳۸: خط ۳۸:
====[[احادیث]] خبرآوری دائمی [[روح]] یا [[روح القدس]] برای امام====
====[[احادیث]] خبرآوری دائمی [[روح]] یا [[روح القدس]] برای امام====
احادیث روح از تنوع قابل توجهی برخوردارند. این احادیث گاه در بیان چیستی، گاه در بیان کاربری‌ها و گاه در بیان مقایسه و تفاوت آن با موجودات مشابه است. از جمله مباحث روح، تفاوت یا این همانی روح و روح القدس است. روح القدس از هنگامی که برای [[خدمت]] به [[حجت خدا]] به [[زمین]] آمده، هم‌چنان حضور دارد. او پس از [[وفات پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز لحظه‌ای از زمین خارج نشده و همواره با [[امامان]] [[جانشین]] پس از ایشان تا [[قیامت]] بوده و خواهد بود. در اینجا تنها این کاربری [[روح]] یا [[روح‌القدس]] حائز اهمیت است که او از بدو [[تولد]] [[امام]]، به [[خدمت]] ایشان درآمده و همواره [[علم لازم]] را به امام می‌رساند. به پنج نمونه از این [[احادیث]] توجه کنید:
احادیث روح از تنوع قابل توجهی برخوردارند. این احادیث گاه در بیان چیستی، گاه در بیان کاربری‌ها و گاه در بیان مقایسه و تفاوت آن با موجودات مشابه است. از جمله مباحث روح، تفاوت یا این همانی روح و روح القدس است. روح القدس از هنگامی که برای [[خدمت]] به [[حجت خدا]] به [[زمین]] آمده، هم‌چنان حضور دارد. او پس از [[وفات پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز لحظه‌ای از زمین خارج نشده و همواره با [[امامان]] [[جانشین]] پس از ایشان تا [[قیامت]] بوده و خواهد بود. در اینجا تنها این کاربری [[روح]] یا [[روح‌القدس]] حائز اهمیت است که او از بدو [[تولد]] [[امام]]، به [[خدمت]] ایشان درآمده و همواره [[علم لازم]] را به امام می‌رساند. به پنج نمونه از این [[احادیث]] توجه کنید:
#حضرت [[حکیمه خاتون]] که در جریان تولد و [[رشد]] [[امام زمان]]{{ع}} قرار داشت، پرسش‌هایی از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} پرسید. او که هنگام تولد آن حضرت پرنده‌ای را در اطراف ایشان دید، از امام پرسید:... و این پرنده چیست؟ حضرت فرمودند: این [[روح القدس]] است که بر امامان{{عم}} گمارده شده تا همواره آنان را موفق گرداند و [[تسدید]] دهد و آنان را به [[علم]] [[تربیت]] کند<ref>{{متن حدیث|...قَالَتْ حَكِيمَةُ فَقُلْتُ وَ مَا هَذَا الطَّيْرُ قَالَ هَذَا رُوحُ الْقُدُسِ الْمُوَكَّلُ بِالْأَئِمَّةِ{{عم}} يُوَفِّقُهُمْ وَ يُسَدِّدُهُمْ وَ يُرَبِّيهِمْ بِالْعِلْمِ}}؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۲، ص۴۲۹.</ref>.
#حضرت [[حکیمه خاتون]] که در جریان تولد و [[رشد]] [[امام زمان]]{{ع}} قرار داشت، پرسش‌هایی از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} پرسید. او که هنگام تولد آن حضرت پرنده‌ای را در اطراف ایشان دید، از امام پرسید:... و این پرنده چیست؟ حضرت فرمودند: این [[روح القدس]] است که بر امامان{{عم}} گمارده شده تا همواره آنان را موفق گرداند و [[تسدید]] دهد و آنان را به [[علم]] [[تربیت]] کند<ref>{{متن حدیث|...قَالَتْ حَكِيمَةُ فَقُلْتُ وَ مَا هَذَا الطَّيْرُ قَالَ هَذَا رُوحُ الْقُدُسِ الْمُوَكَّلُ بِالْأَئِمَّةِ{{عم}} يُوَفِّقُهُمْ وَ يُسَدِّدُهُمْ وَ يُرَبِّيهِمْ بِالْعِلْمِ}}؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۲، ص۴۲۹.</ref>.
#در [[حدیث]] ابوالصباح به مقایسه روح با [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[کارایی]] خبرآوری و تسدید روح برای [[پیامبر]] و امام پرداخته شده است: ابوالصباح گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا...}} پرسیدم. حضرت فرمود: به [[خدا]] قسم روح، آفریده‌ای بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل است، درحالی که در گذشته همواره با [[رسول الله]]{{صل}} بود و خبرها را به او می‌رساند و او را تسدید می‌داد و او با امامان پس از ایشان است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ}}‏ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا...}}، {{متن حدیث|إِلَى آخِرِ الْآيَةِ قَالَ خَلَقَ وَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ قَدْ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُخْبِرُهُ وَ يُسَدِّدُهُ‏ وَ هُوَ مَعَ‏ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدَهُ‏}}؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۲، ص۴۵۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۷۳.</ref>.  
#در [[حدیث]] ابوالصباح به مقایسه روح با [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[کارایی]] خبرآوری و تسدید روح برای [[پیامبر]] و امام پرداخته شده است: ابوالصباح گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا...}} پرسیدم. حضرت فرمود: به [[خدا]] قسم روح، آفریده‌ای بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل است، درحالی که در گذشته همواره با [[رسول الله]]{{صل}} بود و خبرها را به او می‌رساند و او را تسدید می‌داد و او با امامان پس از ایشان است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ}}‏ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا...}}، {{متن حدیث|إِلَى آخِرِ الْآيَةِ قَالَ خَلَقَ وَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ قَدْ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُخْبِرُهُ وَ يُسَدِّدُهُ‏ وَ هُوَ مَعَ‏ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدَهُ‏}}؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۲، ص۴۵۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۷۳.</ref>.  
خط ۵۳: خط ۵۴:
====[[احادیث]] چگونگی تلقی علم جدید====
====[[احادیث]] چگونگی تلقی علم جدید====
در این گونه از احادیث، سخن از انواع تلقی علم افزون به میان آمده است. این احادیث از تنوع قابل توجهی برخوردارند. برای نمونه به این سه حدیث توجه کنید:
در این گونه از احادیث، سخن از انواع تلقی علم افزون به میان آمده است. این احادیث از تنوع قابل توجهی برخوردارند. برای نمونه به این سه حدیث توجه کنید:
#[[عبدالله بن نجاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: "به [[خدا]] قسم در بین ما کسی هست که [[علم]] در گوش او طنین‌انداز می‌شود و در قلبش اثرگذارده و جای می‌گیرد و [[ملائکه]] با وی [[مصافحه]] می‌کنند. گفتم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: نه هم‌اکنون این چنین است. دوباره پرسیدم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: ای [[پسر نجاشی]]! به خدا قسم هم‌اکنون این چنین است؛ تا آن‌که حضرت سه بار این جمله را فرمودند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ النَّجَاشِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ فِينَا وَ اللَّهِ مَنْ‏ يُنْقَرُ فِي‏ أُذُنِهِ‏ وَ يُنْكَتُ فِي قَلْبِهِ وَ تُصَافِحُهُ الْمَلَائِكَةُ قُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ فَقُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ وَ اللَّهِ يَا ابْنَ النَّجَاشِيِّ حَتَّى قَالَهَا ثَلَاثاً}}؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۶.</ref>.
#[[عبدالله بن نجاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: "به [[خدا]] قسم در بین ما کسی هست که [[علم]] در گوش او طنین‌انداز می‌شود و در قلبش اثرگذارده و جای می‌گیرد و [[ملائکه]] با وی [[مصافحه]] می‌کنند. گفتم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: نه هم‌اکنون این چنین است. دوباره پرسیدم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: ای [[پسر نجاشی]]! به خدا قسم هم‌اکنون این چنین است؛ تا آن‌که حضرت سه بار این جمله را فرمودند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ النَّجَاشِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ فِينَا وَ اللَّهِ مَنْ‏ يُنْقَرُ فِي‏ أُذُنِهِ‏ وَ يُنْكَتُ فِي قَلْبِهِ وَ تُصَافِحُهُ الْمَلَائِكَةُ قُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ فَقُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ وَ اللَّهِ يَا ابْنَ النَّجَاشِيِّ حَتَّى قَالَهَا ثَلَاثاً}}؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۶.</ref>.
#[[علی بن یقطین]] گفت: از [[امام کاظم]]{{ع}} پرسیدم: علم عالم شما از روی شنیدن و سماع است یا [[الهام]]؟ حضرت فرمودند: "گاهی از روی شنیدن و گاهی الهام و گاهی هر دو با همدیگر است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ{{ع}} عِلْمُ‏ عَالِمِكُمْ‏ اسْتِمَاعٌ أَوْ إِلْهَامٌ قَالَ يَكُونُ سَمَاعاً وَ يَكُونُ إِلْهَاماً وَ يَكُونَانِ مَعاً}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۱۷.</ref>.
#[[علی بن یقطین]] گفت: از [[امام کاظم]]{{ع}} پرسیدم: علم عالم شما از روی شنیدن و سماع است یا [[الهام]]؟ حضرت فرمودند: "گاهی از روی شنیدن و گاهی الهام و گاهی هر دو با همدیگر است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ{{ع}} عِلْمُ‏ عَالِمِكُمْ‏ اسْتِمَاعٌ أَوْ إِلْهَامٌ قَالَ يَكُونُ سَمَاعاً وَ يَكُونُ إِلْهَاماً وَ يَكُونَانِ مَعاً}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۱۷.</ref>.
خط ۶۱: خط ۶۳:
====احادیث رخداد [[تحدیث]]====
====احادیث رخداد [[تحدیث]]====
تحدیث یکی از [[مقامات]] مهم [[امام]] است که در آن، [[ملائکه]] با امام به [[گفتگو]] می‌نشینند<ref>در لغت به کسی که با او سخن گفته شود یا برای او سخنی نقل شود، محدث گویند. در اصطلاح به یک مقام بلند معنوی گفته می‌شود که نشانگر این است، به اذن خدای متعال ملائکه بر انسان (غیر نبی و رسول) نازل می‌شوند و با او سخن می‌گویند. در درجاتی او هم می‌تواند با ملائکه سخن بگوید. باید توجه داشت که این مقام حالتی است که در آن، افراط و غلو، یعنی حالت وحی، نبوت و تشریع جدید نباشد و از تفریط وتقصیر نیز به دور باشد؛ بدین معنا که حالت الهام عادی نباشد؛ زیرا الهام عادی ممکن است برای هر انسان یا حتی حیوانات هم رخ بدهد؛ مانند وحی و الهامی که قرآن از آن درباره مادر حضرت موسی و زنبور عسل خبر می‌دهد (طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۲۴۴؛ مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج۳، ص۱۶۱).</ref>. برخی از مجموعه [[احادیث]] [[تحدیث]]، بر [[افزایش علم امام]] در این رویداد دلالت دارد<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۲۱-۳۲۴؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۷؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۷.</ref>. به این دو [[حدیث]] دقت کنید:
تحدیث یکی از [[مقامات]] مهم [[امام]] است که در آن، [[ملائکه]] با امام به [[گفتگو]] می‌نشینند<ref>در لغت به کسی که با او سخن گفته شود یا برای او سخنی نقل شود، محدث گویند. در اصطلاح به یک مقام بلند معنوی گفته می‌شود که نشانگر این است، به اذن خدای متعال ملائکه بر انسان (غیر نبی و رسول) نازل می‌شوند و با او سخن می‌گویند. در درجاتی او هم می‌تواند با ملائکه سخن بگوید. باید توجه داشت که این مقام حالتی است که در آن، افراط و غلو، یعنی حالت وحی، نبوت و تشریع جدید نباشد و از تفریط وتقصیر نیز به دور باشد؛ بدین معنا که حالت الهام عادی نباشد؛ زیرا الهام عادی ممکن است برای هر انسان یا حتی حیوانات هم رخ بدهد؛ مانند وحی و الهامی که قرآن از آن درباره مادر حضرت موسی و زنبور عسل خبر می‌دهد (طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۲۴۴؛ مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج۳، ص۱۶۱).</ref>. برخی از مجموعه [[احادیث]] [[تحدیث]]، بر [[افزایش علم امام]] در این رویداد دلالت دارد<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۲۱-۳۲۴؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۷؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۷.</ref>. به این دو [[حدیث]] دقت کنید:
#[[زراره]] گفت: به [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}}عرضه داشتم: پدرتان برای من [[حدیثی]] نقل کردند که [[حضرت علی]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] خان [[محدث]] بوده‌اند. فرموند: "[محدَّث بودن آنان را] چگونه برای تو نقل فرمود؟ گفتم: فرمودند: همواره [صدای [[ملک]]] در گوش آنان طنین‌انداز می‌شد. حضرت فرمودند: پدرم درست فرمودند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّ‏ أَبَاكَ‏ حَدَّثَنِي‏ أَنَ‏ عَلِيّاً{{ع}} وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ{{عم}} كَانُوا مُحَدَّثِينَ قَالَ فَقَالَ كَيْفَ حَدَّثَكَ قُلْتُ حَدَّثَنِي أَنَّهُ كَانَ يُنْكَتُ فِي آذَانِهِمْ قَالَ صَدَقَ أَبِي}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۴.</ref>.
#[[زراره]] گفت: به [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}}عرضه داشتم: پدرتان برای من [[حدیثی]] نقل کردند که [[حضرت علی]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] خان [[محدث]] بوده‌اند. فرموند: "[محدَّث بودن آنان را] چگونه برای تو نقل فرمود؟ گفتم: فرمودند: همواره [صدای [[ملک]]] در گوش آنان طنین‌انداز می‌شد. حضرت فرمودند: پدرم درست فرمودند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّ‏ أَبَاكَ‏ حَدَّثَنِي‏ أَنَ‏ عَلِيّاً{{ع}} وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ{{عم}} كَانُوا مُحَدَّثِينَ قَالَ فَقَالَ كَيْفَ حَدَّثَكَ قُلْتُ حَدَّثَنِي أَنَّهُ كَانَ يُنْكَتُ فِي آذَانِهِمْ قَالَ صَدَقَ أَبِي}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۴.</ref>.
#[[ابوحمزه ثمالی]] طی گفتگویی که با [[امام محمد باقر]]{{ع}} داشته از آن حضرت نقل می‌کند که فرمود: ما [[علم]] [[حضرت علی]]{{ع}} را در یک [[آیه]] از [[کتاب خدا]] یافتیم [که در [[تفسیر]] و [[تأویل]] آن، از محدَّث یاد شده است<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «و ما پیش از تو هیچ فرستاده و هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه چون آرزو می‌کرد (که دعوتش فراگیر شود) شیطان در آرزوی وی (با وسوسه افکندن در دل مردم خلل) می‌افکند آنگاه خداوند آنچه را که شیطان می‌افکند، از میان برمی‌دارد سپس آیات خود را استوار می‌گرداند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره حج، آیه ۵۲.</ref>. منظور آن است که [[علوم]] گسترده حضرت علی{{ع}} به خاطر [[محدث]] بودن ایشان است].... گفتم: محدَّث چیست؟ حضرت فرموند: [محدَّث کسی است که علم با صدای [[فرشته]]] در گوش او طنین‌انداز می‌شود، پس او صدایی مانند صدای طشت می‌شنود یا بر [[قلب]] او کوبیده می‌شود، پس او صدای افتادنی مانند افتادن زنجیر روی طشت می‌شنود. بی‌درنگ پرسیدم: آیا او [[نبی]] است؟ حضرت پس از لَختی فرمودند: خیر، محدَّث مانند [[خضر]] و [[ذوالقرنین]] است [که [[نبی]] نبودند، اما این چنین ارتباطاتی داشتند]<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ:... فَقَالَ نَعَمْ وَجَدْنَا عِلْمَ‏ عَلِيٍّ‏{{ع}} فِي آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ... فَقُلْتُ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ الْمُحَدَّثُ فَقَالَ يُنْكَتُ فِي أُذُنِهِ فَيَسْمَعُ طَنِيناً كَطَنِينِ الطَّسْتِ أَوْ يُقْرَعُ عَلَى قَلْبِهِ فَيَسْمَعُ وَقْعاً كَوَقْعِ السِّلْسِلَةِ عَلَى الطَّسْتِ فَقُلْتُ إِنَّهُ نَبِيٌّ ثُمَّ قَالَ لَا مِثْلُ الْخَضِرِ وَ مِثْلُ ذِي الْقَرْنَيْنِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۴.</ref>.
#[[ابوحمزه ثمالی]] طی گفتگویی که با [[امام محمد باقر]]{{ع}} داشته از آن حضرت نقل می‌کند که فرمود: ما [[علم]] [[حضرت علی]]{{ع}} را در یک [[آیه]] از [[کتاب خدا]] یافتیم [که در [[تفسیر]] و [[تأویل]] آن، از محدَّث یاد شده است<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «و ما پیش از تو هیچ فرستاده و هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه چون آرزو می‌کرد (که دعوتش فراگیر شود) شیطان در آرزوی وی (با وسوسه افکندن در دل مردم خلل) می‌افکند آنگاه خداوند آنچه را که شیطان می‌افکند، از میان برمی‌دارد سپس آیات خود را استوار می‌گرداند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره حج، آیه ۵۲.</ref>. منظور آن است که [[علوم]] گسترده حضرت علی{{ع}} به خاطر [[محدث]] بودن ایشان است].... گفتم: محدَّث چیست؟ حضرت فرموند: [محدَّث کسی است که علم با صدای [[فرشته]]] در گوش او طنین‌انداز می‌شود، پس او صدایی مانند صدای طشت می‌شنود یا بر [[قلب]] او کوبیده می‌شود، پس او صدای افتادنی مانند افتادن زنجیر روی طشت می‌شنود. بی‌درنگ پرسیدم: آیا او [[نبی]] است؟ حضرت پس از لَختی فرمودند: خیر، محدَّث مانند [[خضر]] و [[ذوالقرنین]] است [که [[نبی]] نبودند، اما این چنین ارتباطاتی داشتند]<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ:... فَقَالَ نَعَمْ وَجَدْنَا عِلْمَ‏ عَلِيٍّ‏{{ع}} فِي آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ... فَقُلْتُ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ الْمُحَدَّثُ فَقَالَ يُنْكَتُ فِي أُذُنِهِ فَيَسْمَعُ طَنِيناً كَطَنِينِ الطَّسْتِ أَوْ يُقْرَعُ عَلَى قَلْبِهِ فَيَسْمَعُ وَقْعاً كَوَقْعِ السِّلْسِلَةِ عَلَى الطَّسْتِ فَقُلْتُ إِنَّهُ نَبِيٌّ ثُمَّ قَالَ لَا مِثْلُ الْخَضِرِ وَ مِثْلُ ذِي الْقَرْنَيْنِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۴.</ref>.
خط ۶۸: خط ۷۱:
====احادیث نسبت‌سنجی بین [[علوم وراثتی]] و علم افزون====
====احادیث نسبت‌سنجی بین [[علوم وراثتی]] و علم افزون====
این گونه از احادیث، خطی میان [[علوم]] موجود و علم افزونِ امام کشیده‌اند و آن دو را از یکدیگر متمایز ساخته‌اند و سپس به نسبت‌سنجی میان آن دو پرداخته‌اند. در پاره‌ای از این احادیث، علوم موجود امام با همه گستردگی‌اش، در برابر علم افزون او، [[علمی]] اندک شمرده شده است<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۹۶.</ref>. پاره‌ای دیگر از احادیث مذکور، اساساً از علوم وراثتی و موجود نزد امام، [[نفی]] علم کرده و تصریح می‌کند که اینها علم نیستند و تنها آثار به جای مانده از پیشینیان‌اند و [[علم امام]] منحصر در علم افزون است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۵، ح۱ و ص۱۳۸، ح۱۵ و ص۳۲۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۹؛ صدوق، محمد بن علی، خصال، ج۲، ص۶۴۷.</ref>. طبق این‌گونه [[حدیثی]] نیز ازدیاد علم امام به [[اثبات]] می‌رسد؛ بلکه بنا بر این گروه از احادیث، علوم وراثتی، [[علم خاص امام]] محسوب نمی‌شود و تنها علم افزون، [[علم حقیقی]] امام است. از آنجا که این گروه حدیثی، از اهمیت ویژه‌ای در معرفی علم افزون به عنوان علم اصلی و حقیقی امام برخوردار است، به طرح چند نمونه از آنها می‌پردازیم:
این گونه از احادیث، خطی میان [[علوم]] موجود و علم افزونِ امام کشیده‌اند و آن دو را از یکدیگر متمایز ساخته‌اند و سپس به نسبت‌سنجی میان آن دو پرداخته‌اند. در پاره‌ای از این احادیث، علوم موجود امام با همه گستردگی‌اش، در برابر علم افزون او، [[علمی]] اندک شمرده شده است<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۹۶.</ref>. پاره‌ای دیگر از احادیث مذکور، اساساً از علوم وراثتی و موجود نزد امام، [[نفی]] علم کرده و تصریح می‌کند که اینها علم نیستند و تنها آثار به جای مانده از پیشینیان‌اند و [[علم امام]] منحصر در علم افزون است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۵، ح۱ و ص۱۳۸، ح۱۵ و ص۳۲۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۹؛ صدوق، محمد بن علی، خصال، ج۲، ص۶۴۷.</ref>. طبق این‌گونه [[حدیثی]] نیز ازدیاد علم امام به [[اثبات]] می‌رسد؛ بلکه بنا بر این گروه از احادیث، علوم وراثتی، [[علم خاص امام]] محسوب نمی‌شود و تنها علم افزون، [[علم حقیقی]] امام است. از آنجا که این گروه حدیثی، از اهمیت ویژه‌ای در معرفی علم افزون به عنوان علم اصلی و حقیقی امام برخوردار است، به طرح چند نمونه از آنها می‌پردازیم:
#[[علی بن ابراهیم قمی]] در [[تفسیر]] خود، ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|...وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«...در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش، می‌گویند: ما بدان ایمان داریم.».. سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> می‌نویسد: [[یزید بن معاویه]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که فرمود: "[[رسول الله]]{{صل}} [[برترین]] فرد از [[راسخان در علم]] است؛ چرا که به تمام آنچه بر او نازل شده بود، چه [[تنزیل]] و چه [[تأویل]] آن، [[علم]] داشت. هرگز [[خداوند]] چیزی را که تأویلش را به او [[تعلیم]] نکرده است، بر او نازل نکرد. [[جانشینان پیامبر]]{{صل}} نیز پس از او به تمام آنها علم دارند. عرض کردم: فدایت شوم، [[ابوالخطاب]] درباره شما [[اعتقاد]] بزرگی دارد. فرمود: چه می‌گوید؟ گفتم: او [[معتقد]] است که شما علم [[حلال و حرام]] و [[علم قرآن]] را می‌دانید. حضرت فرمود: علم [[حلال]] وحرام و نیز علم قرآن، نسبت به [[علمی]] که در شب و [[روز]] برای ما حادث می‌شود، چیزی نیست"<ref>{{متن حدیث|عَنْ يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ‏ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَفْضَلُ‏ الرَّاسِخِينَ‏ فِي‏ الْعِلْمِ‏- قَدْ عَلِمَ‏ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ- وَ مَا كَانَ اللَّهُ‏ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ- وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ، قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ- إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَانَ يَقُولُ فِيكُمْ قَوْلًا عَظِيماً، قَالَ وَ مَا كَانَ يَقُولُ قُلْتُ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّكُمْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْقُرْآنِ قَالَ عِلْمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْقُرْآنِ يَسِيرٌ فِي جَنْبِ الْعِلْمِ الَّذِي يَحْدُثُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ}}؛  قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۹۶.</ref>.  
#[[علی بن ابراهیم قمی]] در [[تفسیر]] خود، ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|...وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«...در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش، می‌گویند: ما بدان ایمان داریم.».. سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> می‌نویسد: [[یزید بن معاویه]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که فرمود: "[[رسول الله]]{{صل}} [[برترین]] فرد از [[راسخان در علم]] است؛ چرا که به تمام آنچه بر او نازل شده بود، چه [[تنزیل]] و چه [[تأویل]] آن، [[علم]] داشت. هرگز [[خداوند]] چیزی را که تأویلش را به او [[تعلیم]] نکرده است، بر او نازل نکرد. [[جانشینان پیامبر]]{{صل}} نیز پس از او به تمام آنها علم دارند. عرض کردم: فدایت شوم، [[ابوالخطاب]] درباره شما [[اعتقاد]] بزرگی دارد. فرمود: چه می‌گوید؟ گفتم: او [[معتقد]] است که شما علم [[حلال و حرام]] و [[علم قرآن]] را می‌دانید. حضرت فرمود: علم [[حلال]] وحرام و نیز علم قرآن، نسبت به [[علمی]] که در شب و [[روز]] برای ما حادث می‌شود، چیزی نیست"<ref>{{متن حدیث|عَنْ يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ‏ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَفْضَلُ‏ الرَّاسِخِينَ‏ فِي‏ الْعِلْمِ‏- قَدْ عَلِمَ‏ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ- وَ مَا كَانَ اللَّهُ‏ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ- وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ، قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ- إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَانَ يَقُولُ فِيكُمْ قَوْلًا عَظِيماً، قَالَ وَ مَا كَانَ يَقُولُ قُلْتُ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّكُمْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْقُرْآنِ قَالَ عِلْمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْقُرْآنِ يَسِيرٌ فِي جَنْبِ الْعِلْمِ الَّذِي يَحْدُثُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ}}؛  قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۹۶.</ref>.  
#مرحوم صفار و [[کلینی]] نقل کرده‌اند: [[ابوبصیر]] گفت: نزد [[امام صادق]]{{ع}} رفتم و بی‌درنگ گفتم: فدایت شوم، من می‌خواهم پرسشی از شما بپرسم که نباید هیچ‌کس در اینجا حضور داشته باشد که سخن مرا بشنود. [[امام صادق]]{{ع}} پرده‌ای را که در میان آنجا و اتاق دیگر بود، بالا زد و از آنجا [[سرکشی]] کرد. سپس فرمود: ای ابامحمد، پرسشی که برایت پیش آمده بپرس. عرض کردم: فدایت شوم، [[شیعیان]] در میان خود [[حدیثی]] نقل می‌کنند که [[رسول الله]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} بابی از [[علم]] را آموخت که از آن، [[هزار باب علم]] گشوده می‌شود. فرمود: ای ابامحمد، رسول الله{{صل}} به علی{{ع}} [[هزار باب]] از علم آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شود. عرض کردم: به [[خدا]] قسم که این حتماً علم است. امام صادق{{ع}} برای مدتی مانند شخص متفکر که در حال [[تفکر]] انگشت، چوب یا وسیله‌ای را روی [[زمین]] می‌کشد و اثری از آن بر روی [[خاک]] نقش می‌بندد بر زمین خطوطی کشیدند. سپس فرمودند: بدون [[شک]] آن علم است، ولی [آن [[علم امام]] که مد نظر ماست] این علم نیست. سپس فرمود: ای ابامحمد، همانا [[جامعه]] نزد ماست، اما [[مردم]] چه می‌دانند جامعه چیست؟! عرض کردم؟! فدایت شوم، جامعه چیست؟ فرمود: [[کتابی]] به اندازه هفتاد ذراع رسول الله{{صل}} [نزدیک به چهل متر] است و [از ویژگی‌های مهم آن این است که] از میان دو لب [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} گفته شده و با دست علی{{ع}} نوشته شده است. [از لحاظ محتوا] در این کتاب همه [[حلال و حرام]] و هر آنچه مردم بدان نیازمندند، حتی [[جریمه]] این خراش در آن موجود است. در این حال حضرت با دست مبارکش به من زد و بلافاصله فرمود: به من اجازه می‌دهی ای أبا [[محمد]]؟ عرض کردم: بی‌شک من از آنِ شما هستم، آنچه را می‌خواهید انجام دهید. [[ابابصیر]] می‌گوید: حضرت بی‌درنگ با دست مبارک خود، فشار مختصری در نقطه‌ای از بدنم وارد کرد و حضرت مانند [[انسان]] [[خشمگین]] فرمود: حتی جریمه این فشار مختصر هم در [[کتاب جامعه]] وجود دارد. من عرض کردم: فدایت شوم، به [[خدا]] قسم که [[علم]] این است. حضرت فرمود: بدون [[شک]] آن علم است ولی [آن [[علم امام]] که مد نظر ماست] این علم نیست. آن‌گاه برای مدتی [[سکوت]] کرد. سپس فرمود: همانا [[جفر]] نزد ماست و [[مردم]] چه می‌دانند جفر چیست؟! عرض کردم: جفر چیست؟ فرمود: ظرفی است از چرم که علم [[انبیا]] و [[اوصیا]] و علم عالمانِ گذشته [[بنی‌اسرائیل]] در آن است. من عرض کردم: به خدا قسم که علم این است. حضرت فرمود: بدون شک آن علم است ولی [آن علم امام که مد نظر ماست] این علم نیست. حضرت برای مدتی ساکت ماند؛ سپس فرمود: و بی‌شک [[مصحف فاطمه]]{{س}} در [[اختیار]] ماست و مردم چه می‌دانند مصحف فاطمه چیست؟ عرض کردم: مصحف فاطمه{{س}} چیست؟ فرمود: [[کتابی]] سه برابر [[قرآن]] شماست ولی به خدا قسم حتی یک حرف قرآن شما هم در آن نیست. [[حقیقت]] ماجرا آن است که مصحف فاطمه{{س}} چیزی است که بی‌شک [[خداوند]] آن را به او گفته و به سوی او [[وحی]] کرده است. [[ابوبصیر]] گفت: گفتم: والله این همان علم است. [[امام]] فرمود: بی‌شک این علم است ولی آن [علم امام که مد نظر ماست] نیست. ابوبصیر گفت: آن‌گاه حضرت لَختی سکوت اختیار کرد؛ سپس فرمود: علم آنچه در گذشته واقع شده و آنچه تا [[قیامت]] اتفاق خواهد افتاد، نزد ماست. عرض کردم: فدایت شوم، به خدا قسم که علم این است. حضرت فرمود: بدون شک آن علم است ولی [آن علم امام که مد نظر ماست] این علم نیست. عرض کردم: فدایت شوم، پس آن چیزی که علم است [و حقیقتاً به عنوان علم امام مد نظر شماست] چیست؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[علمی]] است که در طول شب و روز [به صورت] امری پس از امر دیگر و چیزی پس از چیز دیگر تا [[روز قیامت]] حادث می‌شود<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَقُلْتُ لَهُ إِنِّي أَسْأَلُكَ جُعِلْتُ‏ فِدَاكَ‏ عَنْ‏ مَسْأَلَةٍ لَيْسَ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} سِتْراً بَيْنِي وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الشِّيعَةِ يَتَحَدَّثُونَ‏ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} عَلَّمَ عَلِيّاً{{ع}} بَاباً يُفْتَحُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ وَ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيّاً أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ لَهُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ اللَّهِ هَذَا لَعِلْمٌ فَنَكَتَ سَاعَةً فِي الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِكَ. ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَامِعَةَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً بِذِرَاعِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ إِمْلَاءٍ مِنْ فَلْقِ فِيهِ وَ خَطَّ عَلِيٌّ بِيَمِينِهِ فِيهَا كُلُّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ حَتَّى الْأَرْشُ فِي الْخَدْشِ وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَيَّ فَقَالَ تَأْذَنُ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّمَا أَنَا لَكَ اصْنَعْ مَا شِئْتَ قَالَ فَغَمَزَنِي بِيَدِهِ فَقَالَ حَتَّى أَرْشُ هَذَا كَأَنَّهُ مُغْضَبٌ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَلِكَ. ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَفْرَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَفْرُ مِسْكُ شَاةٍ أَوْ جِلْدُ بَعِيرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْجَفْرُ قَالَ وِعَاءٌ أَحْمَرُ أَوْ أدم‏ [أَدِيمٌ‏] أَحْمَرُ فِيهِ عِلْمُ النَّبِيِّينَ وَ الْوَصِيِّينَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِكَ. ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ عِنْدَنَا لَمُصْحَفَ فَاطِمَةَ{{س}} وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ{{س}}؟! قَالَ مُصْحَفٌ فِيهِ مِثْلُ قُرْآنِكُمْ هَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ اللَّهِ مَا فِيهِ مِنْ قُرْآنِكُمْ حَرْفٌ وَاحِدٌ إِنَّمَا هُوَ شَيْ‏ءٌ أَمْلَاهَا اللَّهُ وَ أَوْحَى إِلَيْهَا قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَاكَ. قَالَ ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا لَعِلْمٌ مَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاكَ. قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَيُّ شَيْ‏ءٍ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّيْ‏ءُ بَعْدَ الشَّيْ‏ءِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۵۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>.
#مرحوم صفار و [[کلینی]] نقل کرده‌اند: [[ابوبصیر]] گفت: نزد [[امام صادق]]{{ع}} رفتم و بی‌درنگ گفتم: فدایت شوم، من می‌خواهم پرسشی از شما بپرسم که نباید هیچ‌کس در اینجا حضور داشته باشد که سخن مرا بشنود. [[امام صادق]]{{ع}} پرده‌ای را که در میان آنجا و اتاق دیگر بود، بالا زد و از آنجا [[سرکشی]] کرد. سپس فرمود: ای ابامحمد، پرسشی که برایت پیش آمده بپرس. عرض کردم: فدایت شوم، [[شیعیان]] در میان خود [[حدیثی]] نقل می‌کنند که [[رسول الله]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} بابی از [[علم]] را آموخت که از آن، [[هزار باب علم]] گشوده می‌شود. فرمود: ای ابامحمد، رسول الله{{صل}} به علی{{ع}} [[هزار باب]] از علم آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شود. عرض کردم: به [[خدا]] قسم که این حتماً علم است. امام صادق{{ع}} برای مدتی مانند شخص متفکر که در حال [[تفکر]] انگشت، چوب یا وسیله‌ای را روی [[زمین]] می‌کشد و اثری از آن بر روی [[خاک]] نقش می‌بندد بر زمین خطوطی کشیدند. سپس فرمودند: بدون [[شک]] آن علم است، ولی [آن [[علم امام]] که مد نظر ماست] این علم نیست. سپس فرمود: ای ابامحمد، همانا [[جامعه]] نزد ماست، اما [[مردم]] چه می‌دانند جامعه چیست؟! عرض کردم؟! فدایت شوم، جامعه چیست؟ فرمود: [[کتابی]] به اندازه هفتاد ذراع رسول الله{{صل}} [نزدیک به چهل متر] است و [از ویژگی‌های مهم آن این است که] از میان دو لب [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} گفته شده و با دست علی{{ع}} نوشته شده است. [از لحاظ محتوا] در این کتاب همه [[حلال و حرام]] و هر آنچه مردم بدان نیازمندند، حتی [[جریمه]] این خراش در آن موجود است. در این حال حضرت با دست مبارکش به من زد و بلافاصله فرمود: به من اجازه می‌دهی ای أبا [[محمد]]؟ عرض کردم: بی‌شک من از آنِ شما هستم، آنچه را می‌خواهید انجام دهید. [[ابابصیر]] می‌گوید: حضرت بی‌درنگ با دست مبارک خود، فشار مختصری در نقطه‌ای از بدنم وارد کرد و حضرت مانند [[انسان]] [[خشمگین]] فرمود: حتی جریمه این فشار مختصر هم در [[کتاب جامعه]] وجود دارد. من عرض کردم: فدایت شوم، به [[خدا]] قسم که [[علم]] این است. حضرت فرمود: بدون [[شک]] آن علم است ولی [آن [[علم امام]] که مد نظر ماست] این علم نیست. آن‌گاه برای مدتی [[سکوت]] کرد. سپس فرمود: همانا [[جفر]] نزد ماست و [[مردم]] چه می‌دانند جفر چیست؟! عرض کردم: جفر چیست؟ فرمود: ظرفی است از چرم که علم [[انبیا]] و [[اوصیا]] و علم عالمانِ گذشته [[بنی‌اسرائیل]] در آن است. من عرض کردم: به خدا قسم که علم این است. حضرت فرمود: بدون شک آن علم است ولی [آن علم امام که مد نظر ماست] این علم نیست. حضرت برای مدتی ساکت ماند؛ سپس فرمود: و بی‌شک [[مصحف فاطمه]]{{س}} در [[اختیار]] ماست و مردم چه می‌دانند مصحف فاطمه چیست؟ عرض کردم: مصحف فاطمه{{س}} چیست؟ فرمود: [[کتابی]] سه برابر [[قرآن]] شماست ولی به خدا قسم حتی یک حرف قرآن شما هم در آن نیست. [[حقیقت]] ماجرا آن است که مصحف فاطمه{{س}} چیزی است که بی‌شک [[خداوند]] آن را به او گفته و به سوی او [[وحی]] کرده است. [[ابوبصیر]] گفت: گفتم: والله این همان علم است. [[امام]] فرمود: بی‌شک این علم است ولی آن [علم امام که مد نظر ماست] نیست. ابوبصیر گفت: آن‌گاه حضرت لَختی سکوت اختیار کرد؛ سپس فرمود: علم آنچه در گذشته واقع شده و آنچه تا [[قیامت]] اتفاق خواهد افتاد، نزد ماست. عرض کردم: فدایت شوم، به خدا قسم که علم این است. حضرت فرمود: بدون شک آن علم است ولی [آن علم امام که مد نظر ماست] این علم نیست. عرض کردم: فدایت شوم، پس آن چیزی که علم است [و حقیقتاً به عنوان علم امام مد نظر شماست] چیست؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[علمی]] است که در طول شب و روز [به صورت] امری پس از امر دیگر و چیزی پس از چیز دیگر تا [[روز قیامت]] حادث می‌شود<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَقُلْتُ لَهُ إِنِّي أَسْأَلُكَ جُعِلْتُ‏ فِدَاكَ‏ عَنْ‏ مَسْأَلَةٍ لَيْسَ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} سِتْراً بَيْنِي وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الشِّيعَةِ يَتَحَدَّثُونَ‏ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} عَلَّمَ عَلِيّاً{{ع}} بَاباً يُفْتَحُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ وَ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيّاً أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ لَهُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ اللَّهِ هَذَا لَعِلْمٌ فَنَكَتَ سَاعَةً فِي الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِكَ. ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَامِعَةَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً بِذِرَاعِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ إِمْلَاءٍ مِنْ فَلْقِ فِيهِ وَ خَطَّ عَلِيٌّ بِيَمِينِهِ فِيهَا كُلُّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ حَتَّى الْأَرْشُ فِي الْخَدْشِ وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَيَّ فَقَالَ تَأْذَنُ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّمَا أَنَا لَكَ اصْنَعْ مَا شِئْتَ قَالَ فَغَمَزَنِي بِيَدِهِ فَقَالَ حَتَّى أَرْشُ هَذَا كَأَنَّهُ مُغْضَبٌ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَلِكَ. ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَفْرَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَفْرُ مِسْكُ شَاةٍ أَوْ جِلْدُ بَعِيرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْجَفْرُ قَالَ وِعَاءٌ أَحْمَرُ أَوْ أدم‏ [أَدِيمٌ‏] أَحْمَرُ فِيهِ عِلْمُ النَّبِيِّينَ وَ الْوَصِيِّينَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِكَ. ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ عِنْدَنَا لَمُصْحَفَ فَاطِمَةَ{{س}} وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ{{س}}؟! قَالَ مُصْحَفٌ فِيهِ مِثْلُ قُرْآنِكُمْ هَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ اللَّهِ مَا فِيهِ مِنْ قُرْآنِكُمْ حَرْفٌ وَاحِدٌ إِنَّمَا هُوَ شَيْ‏ءٌ أَمْلَاهَا اللَّهُ وَ أَوْحَى إِلَيْهَا قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَاكَ. قَالَ ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا لَعِلْمٌ مَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاكَ. قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَيُّ شَيْ‏ءٍ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّيْ‏ءُ بَعْدَ الشَّيْ‏ءِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۵۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>.
خط ۷۹: خط ۸۳:
====[[احادیث]] [[نیازمندی]] امام به [[علم حادث]] در وقایع مستحدثه====
====[[احادیث]] [[نیازمندی]] امام به [[علم حادث]] در وقایع مستحدثه====
مدلول این مجموعه [[حدیثی]] آن است که گاهی امام در گستره وسیع [[امامت]] و ولایتش، [[نیازمند]] علم از طرف [[خدای سبحان]] می‌شود. حتی در برخی از این احادیث، دامنه آن تا [[احکام]] نیز کشیده شده است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۳۴، باب ۹.</ref>. در مباحث پیشین برخی از این احادیث مطرح شد<ref>ر.ک: صفحه ۵۱ تا ۵۶ از همین نوشتار.</ref>. به این دو [[حدیث]] هم بنگرید:
مدلول این مجموعه [[حدیثی]] آن است که گاهی امام در گستره وسیع [[امامت]] و ولایتش، [[نیازمند]] علم از طرف [[خدای سبحان]] می‌شود. حتی در برخی از این احادیث، دامنه آن تا [[احکام]] نیز کشیده شده است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۳۴، باب ۹.</ref>. در مباحث پیشین برخی از این احادیث مطرح شد<ref>ر.ک: صفحه ۵۱ تا ۵۶ از همین نوشتار.</ref>. به این دو [[حدیث]] هم بنگرید:
#جُعَید می‌گوید: به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم، [هنگام [[قضاوت]]] به چه چیزی [[حکم]] می‌کنید؟ فرمود: "ای جُعَید، ما به حکم [[آل داود]] حکم می‌کنیم. پس چنانچه چیزی را نمی‌دانستیم، [[روح القدس]] آن را به ما [[القا]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ جُعَيْدٍ الْهَمْدَانِيِّ مِمَّنْ خَرَجَ مَعَ الْحُسَيْنِ{{ع}} بِكَرْبَلَاءَ قَالَ: فَقُلْتُ لِلْحُسَيْنِ{{ع}}: جُعِلْتُ فِدَاكَ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ تَحْكُمُونَ قَالَ يَا جُعَيْدُ نَحْكُمَ‏ بِحُكْمِ‏ آلِ‏ دَاوُدَ فَإِذَا عَيِينَا عَنْ شَيْ‏ءٍ تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۵۲.</ref>.  
#جُعَید می‌گوید: به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم، [هنگام [[قضاوت]]] به چه چیزی [[حکم]] می‌کنید؟ فرمود: "ای جُعَید، ما به حکم [[آل داود]] حکم می‌کنیم. پس چنانچه چیزی را نمی‌دانستیم، [[روح القدس]] آن را به ما [[القا]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ جُعَيْدٍ الْهَمْدَانِيِّ مِمَّنْ خَرَجَ مَعَ الْحُسَيْنِ{{ع}} بِكَرْبَلَاءَ قَالَ: فَقُلْتُ لِلْحُسَيْنِ{{ع}}: جُعِلْتُ فِدَاكَ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ تَحْكُمُونَ قَالَ يَا جُعَيْدُ نَحْكُمَ‏ بِحُكْمِ‏ آلِ‏ دَاوُدَ فَإِذَا عَيِينَا عَنْ شَيْ‏ءٍ تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۵۲.</ref>.  
#[[محمد بن مسلم]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: "[[حضرت علی]]{{ع}} به [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} عمل می‌کرد. پس هنگامی که بر او مسئله جدیدی وارد می‌شد که در [[کتاب و سنت]] نبود، [[خداوند متعال]] [[حقیقت]] را به او [[الهام]] می‌کرد و به [[خدا]] قسم این از امور پیچیده است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ{{ع}} يَعْمَلُ‏ بِكِتَابِ‏ اللَّهِ‏ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ‏ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ حَادِثٌ وَ الَّذِي لَيْسَ فِي الْكِتَابِ وَ لَا فِي السُّنَّةِ أَلْهَمَهُ اللَّهُ الْحَقَّ إِلْهَاماً وَ ذَلِكَ وَ اللَّهِ مِنَ الْمُعْضِلَاتِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۳۵.</ref>.
#[[محمد بن مسلم]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: "[[حضرت علی]]{{ع}} به [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} عمل می‌کرد. پس هنگامی که بر او مسئله جدیدی وارد می‌شد که در [[کتاب و سنت]] نبود، [[خداوند متعال]] [[حقیقت]] را به او [[الهام]] می‌کرد و به [[خدا]] قسم این از امور پیچیده است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ{{ع}} يَعْمَلُ‏ بِكِتَابِ‏ اللَّهِ‏ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ‏ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ حَادِثٌ وَ الَّذِي لَيْسَ فِي الْكِتَابِ وَ لَا فِي السُّنَّةِ أَلْهَمَهُ اللَّهُ الْحَقَّ إِلْهَاماً وَ ذَلِكَ وَ اللَّهِ مِنَ الْمُعْضِلَاتِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۳۵.</ref>.
خط ۲۸۷: خط ۲۹۲:


{{علم معصوم افقی}}
{{علم معصوم افقی}}
[[رده:مدخل]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:افزایش علم معصوم]]
[[رده:علم معصوم]]
۱۳۴٬۰۷۰

ویرایش