جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (جایگزینی متن - '</div> <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">' به '</div>') |
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
در این [[سوره]]، داستان بارداری و [[زندگی]] [[حضرت مریم]] [[مادر]] [[حضرت]] [[عیسی]]{{ع}} و یکی از [[زنان]] بسیار باتقوا و پاکدامن گنجانده شده که بهمنظور [[ارج]] نهادن به [[شخصیت]] حضرت مریم و تبیین [[مقام]] و [[ارزش معنوی]] [[زن]] در [[قرآن]]، این سوره به نام «[[مریم]]» نامگذاری شده است. | در این [[سوره]]، داستان بارداری و [[زندگی]] [[حضرت مریم]] [[مادر]] [[حضرت]] [[عیسی]]{{ع}} و یکی از [[زنان]] بسیار باتقوا و پاکدامن گنجانده شده که بهمنظور [[ارج]] نهادن به [[شخصیت]] حضرت مریم و تبیین [[مقام]] و [[ارزش معنوی]] [[زن]] در [[قرآن]]، این سوره به نام «[[مریم]]» نامگذاری شده است. | ||
غرض این سوره به طوری که در آخرش میفرماید: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزهجو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref> [[بشارت]] و [[انذار]] است، و این غرض را در سیاقی [[بدیع]] و بسیار جالب ریخته، نخست به داستان [[زکریا]] و [[یحیی]] و قصه مریم و عیسی و سرگذشت [[ابراهیم]] و [[اسحاق]] و [[یعقوب]] و ماجرای [[موسی]] و [[هارون]] و داستان [[اسماعیل]] و حکایت [[ادریس]] و سهمی که به هر یک از ایشان از [[نعمت]] [[ولایت]] داده ـ که یا [[نبوت]] بوده و یا [[صدق]] و [[اخلاص]] ـ اشاره کرده، آن گاه علت این [[عنایت]] را چنین بیان فرموده که این بزرگواران خصلتهای برجستهای داشتهاند از آن جمله نسبت به پروردگارشان [[خاضع]] و [[خاشع]] بودند، و | غرض این سوره به طوری که در آخرش میفرماید: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزهجو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref> [[بشارت]] و [[انذار]] است، و این غرض را در سیاقی [[بدیع]] و بسیار جالب ریخته، نخست به داستان [[زکریا]] و [[یحیی]] و قصه مریم و عیسی و سرگذشت [[ابراهیم]] و [[اسحاق]] و [[یعقوب]] و ماجرای [[موسی]] و [[هارون]] و داستان [[اسماعیل]] و حکایت [[ادریس]] و سهمی که به هر یک از ایشان از [[نعمت]] [[ولایت]] داده ـ که یا [[نبوت]] بوده و یا [[صدق]] و [[اخلاص]] ـ اشاره کرده، آن گاه علت این [[عنایت]] را چنین بیان فرموده که این بزرگواران خصلتهای برجستهای داشتهاند از آن جمله نسبت به پروردگارشان [[خاضع]] و [[خاشع]] بودند، و لکن اخلاف ایشان از [[یاد خدا]] [[اعراض]] نموده به مسأله توجه به [[پروردگار]] به کلی بیاعتناء شدند، و به جای آن دنبال [[شهوت]] را گرفتند به همین جهت به زودی حالت [[غی]] را که همان از دست دادن [[رشد]] است [[دیدار]] میکنند، مگر آنکه کسی از ایشان [[توبه]] کند و به پروردگار خود بازگشت نماید که او سرانجام به [[اهل]] نعمت میپیوندد. | ||
سپس نمونههایی از لغزشهای اهل غی و زورگوییهای آنان و آرای خارج از [[منطق]] ایشان از قبیل [[نفی]] [[معاد]]، و به [[خدا]] نسبت پسر داری دادن، و [[بت]] [[پرستیدن]] و آنچه که از لوازم این [[لغزشها]] است از نکبت و [[عذاب]] را خاطر نشان میسازد. میتوان گفت بیان این سوره شبیه به بیان مدعیی است که برای [[اثبات]] دعوی خود مثالهایی میآورد. همانند این که گفته شود فلانی را و فلانی و فلانی که از اهل رشد و دارای موهبتی [[الهی]] بودند در [[زندگی]] خود [[دل]] از [[شهوات]] نفس کنده و به سوی پروردگارشان متوجه شدند، و طریقه [[خضوع]] و [[خشوع]] را پیش گرفتند و هر وقت [[آیات]] پروردگارشان را متذکر میشدند از صمیم دل [[خاضع]] میگشتند. و طریقه [[آدمی]] به سوی [[رشد]] و [[موهبت]] همین است، | سپس نمونههایی از لغزشهای اهل غی و زورگوییهای آنان و آرای خارج از [[منطق]] ایشان از قبیل [[نفی]] [[معاد]]، و به [[خدا]] نسبت پسر داری دادن، و [[بت]] [[پرستیدن]] و آنچه که از لوازم این [[لغزشها]] است از نکبت و [[عذاب]] را خاطر نشان میسازد. میتوان گفت بیان این سوره شبیه به بیان مدعیی است که برای [[اثبات]] دعوی خود مثالهایی میآورد. همانند این که گفته شود فلانی را و فلانی و فلانی که از اهل رشد و دارای موهبتی [[الهی]] بودند در [[زندگی]] خود [[دل]] از [[شهوات]] نفس کنده و به سوی پروردگارشان متوجه شدند، و طریقه [[خضوع]] و [[خشوع]] را پیش گرفتند و هر وقت [[آیات]] پروردگارشان را متذکر میشدند از صمیم دل [[خاضع]] میگشتند. و طریقه [[آدمی]] به سوی [[رشد]] و [[موهبت]] همین است، لکن اخلاف همین نامبردگان این طریقه را کنار گذاشتند، یعنی از [[عمل]] [[اعراض]] و به شهوات [[مذموم]] رو آوردند، و این رویه، ایشان را جز به سوی [[غی]] که خلاف رشد است، نکشانیده و جز بر [[باطل]] استورات رشان نمیکند، و سرانجام ایشان این میشود که [[رجوع]] به [[خدا]] را [[انکار]]، و شرکایی برای خدا [[اثبات]] نموده، سد راه [[دعوت]] هم میشوند و این جز به سوی نکبت و [[عذاب]] رهنمونشان نمیکند. | ||
پس این [[سوره]] با ذکر چند مثال آغاز و با گرفتن نتیجهای کلی از آن مثلها، که مورد نظر بوده، خاتمه یافته است. و این نتیجهگیری از جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ}} شروع شده و تا چند [[آیه]] بعد ادامه مییابد. | پس این [[سوره]] با ذکر چند مثال آغاز و با گرفتن نتیجهای کلی از آن مثلها، که مورد نظر بوده، خاتمه یافته است. و این نتیجهگیری از جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ}} شروع شده و تا چند [[آیه]] بعد ادامه مییابد. | ||