ترس در معارف مهدویت: تفاوت میان نسخهها
←علت غیبت امام عصر{{ع}}
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
در برخی [[روایات]] علت [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} را ترسِ از کشته شدن بیان میکند. این ترس چیست؟ آیا ترس [[پسندیده]] است یا [[ناپسند]]؟ | در برخی [[روایات]] علت [[غیبت حضرت مهدی]]{{ع}} را ترسِ از کشته شدن بیان میکند. این ترس چیست؟ آیا ترس [[پسندیده]] است یا [[ناپسند]]؟ | ||
[[ائمه{{عم}} در طول [[امامت]] خود تا جایی که میتوانستند از انجام [[کارهای خارقالعاده]] و [[معجزات]] دوری میجستند و فقط در جایی که احتیاج به [[اثبات امامت]] و احتیاج بود، و بحثهای [[عقلی]] برای اشخاص کفایت نمیکرد، [[اقدام]] به صدور معجزاتی گوناگون مینمودند. با توجه به این مطلب میتوان گفت که [[ائمه]] ({{عم}}) سعی داشتند، [[زندگی]] آنان مانند سایرین، روشی عادی و طبیعی داشته باشد. از این روی جملگی آنان یا توسط [[شمشیر]] یا توسط سم به [[شهادت]] رسیدند، در حالی که با انجام معجزهای میتوانستند از [[قدرت]] مافوق بشری خود استفاده نموده و از خود دفع ضرر نمایند. بنابراین اگر امر بدین منوال پی گرفته میشد، آخرین [[حجت خدا]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز به شهادت میرسید؛ لذا در این دسته [[روایات]] که حکایت از [[ترس حضرت]] نسبت به کشته شدن مینماید، مراد ترسِ از نفسِ کشته شدن نیست، بلکه منظور آن است که باید [[زمین]] همواره دارای امامی [[معصوم]] باشد، و چون این [[امام]] اگر در [[ملاء]] [[عالم ظاهر]] شود، از کشته شدن مصون نخواهد بود، بنابراین به پرده [[غیبت]] درآمده است تا زمین دارای حجتی از سوی [[خدا]] باشد و شیرازه [[نظام هستی]] از هم نگسلد. | [[ائمه]] {{عم}} در طول [[امامت]] خود تا جایی که میتوانستند از انجام [[کارهای خارقالعاده]] و [[معجزات]] دوری میجستند و فقط در جایی که احتیاج به [[اثبات امامت]] و احتیاج بود، و بحثهای [[عقلی]] برای اشخاص کفایت نمیکرد، [[اقدام]] به صدور معجزاتی گوناگون مینمودند. با توجه به این مطلب میتوان گفت که [[ائمه]] ({{عم}}) سعی داشتند، [[زندگی]] آنان مانند سایرین، روشی عادی و طبیعی داشته باشد. از این روی جملگی آنان یا توسط [[شمشیر]] یا توسط سم به [[شهادت]] رسیدند، در حالی که با انجام معجزهای میتوانستند از [[قدرت]] مافوق بشری خود استفاده نموده و از خود دفع ضرر نمایند. بنابراین اگر امر بدین منوال پی گرفته میشد، آخرین [[حجت خدا]] [[حضرت مهدی]]{{ع}} نیز به شهادت میرسید؛ لذا در این دسته [[روایات]] که حکایت از [[ترس حضرت]] نسبت به کشته شدن مینماید، مراد ترسِ از نفسِ کشته شدن نیست، بلکه منظور آن است که باید [[زمین]] همواره دارای امامی [[معصوم]] باشد، و چون این [[امام]] اگر در [[ملاء]] [[عالم ظاهر]] شود، از کشته شدن مصون نخواهد بود، بنابراین به پرده [[غیبت]] درآمده است تا زمین دارای حجتی از سوی [[خدا]] باشد و شیرازه [[نظام هستی]] از هم نگسلد. | ||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[حضرت قائم]]{{ع}} پیش از [[قیام]] خود از دیدگان غایب خواهد شد. [[راوی]] پرسید: جانم به قربانت! برای چه؟ [[حضرت]] پاسخ داد: زیرا او میترسد و با دست اشاره به گلو و شکم [[مبارک]] خود نمود (یعنی از کشته شدن [[بیم]] دارد)... <ref>کمال الدین، ج ۲، ص۳۴۲ و ۳۴۶.</ref>. | [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[حضرت قائم]]{{ع}} پیش از [[قیام]] خود از دیدگان غایب خواهد شد. [[راوی]] پرسید: جانم به قربانت! برای چه؟ [[حضرت]] پاسخ داد: زیرا او میترسد و با دست اشاره به گلو و شکم [[مبارک]] خود نمود (یعنی از کشته شدن [[بیم]] دارد)... <ref>کمال الدین، ج ۲، ص۳۴۲ و ۳۴۶.</ref>. | ||