بحث:دعا در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'مقام عبودیّت' به 'مقام عبودیّت'
جز (جایگزینی متن - 'مناجات شعبانیه' به 'مناجات شعبانیه') |
جز (جایگزینی متن - 'مقام عبودیّت' به 'مقام عبودیّت') |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
*این [[وظیفه]]، بر دوش عللی چند نهاده شده، که [[دعا]] و [[تضرّع]] و [[توبه]] در آن میان از شأنی خاص برخوردار است؛ چه [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیله [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل رسیده، [[انسان]] از [[آگاهی]] کاملی نسبت به آن برخوردار میشود. نمازهای [[واجب]] و [[مستحب]] در این زمینه از بالاترین [[ارزش]] برخوردارند، که هیچ چیز دیگری همچون آنها نمیتواند [[انسان]] را از [[غفلت]] بیرون آورد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | *این [[وظیفه]]، بر دوش عللی چند نهاده شده، که [[دعا]] و [[تضرّع]] و [[توبه]] در آن میان از شأنی خاص برخوردار است؛ چه [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیله [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل رسیده، [[انسان]] از [[آگاهی]] کاملی نسبت به آن برخوردار میشود. نمازهای [[واجب]] و [[مستحب]] در این زمینه از بالاترین [[ارزش]] برخوردارند، که هیچ چیز دیگری همچون آنها نمیتواند [[انسان]] را از [[غفلت]] بیرون آورد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | ||
===٣. [[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری=== | ===٣. [[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری=== | ||
*[[درک]] این مطلب، که [[بنده]] سراسر [[ذلّت]] است و [[پروردگار]] سراسر [[عزّت]]، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام]] | *[[درک]] این مطلب، که [[بنده]] سراسر [[ذلّت]] است و [[پروردگار]] سراسر [[عزّت]]، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام عبودیّت]]" خوانده میشود. توضیح آنکه از [[قرآن کریم]] چنین استفاده میشود، که تمامی موجودات به خاطر [[انسان]] آفریده شده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً}}<ref>«آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref>؛ | ||
*نیز از همین کتاب [[کریم]] چنین بر میآید، که [[انسان]] برای خود [[خداوند]] خلق شده است؛ و به تعبیری دیگر برای رسیدن به [[مقام]] | *نیز از همین کتاب [[کریم]] چنین بر میآید، که [[انسان]] برای خود [[خداوند]] خلق شده است؛ و به تعبیری دیگر برای رسیدن به [[مقام عبودیّت]]. به این دو [[آیه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي}}<ref>«و تو را برای خویشتن پروراندم» سوره طه، آیه ۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> | ||
*رسیدن به [[مقام]] | *رسیدن به [[مقام عبودیّت]] امّا، احتیاج به طیّ منازلی همچون [[توبه]]، [[بیداری]]، زدون [[رذائل]] از [[نفس]] و آراستن آن به [[فضائل]]، لقاء و... دارد. سالک چون به [[مقام]] لقاء رسد، بخشی از [[مقام عبودیّت]] را دریافته است. در این [[مقام]] او [[فقر]] و سقوط خود را در مییابد، و میفهمد که از هیچ کمالی برخوردار نیست؛ چه تمامی کمال از آن او - جلَّ وعلا!- است. در این حال سالک [[عزّت]] و غناء ربوبی را [[ادراک]] مینماید: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ}}<ref>«و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.</ref>. | ||
*این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنها است، که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزانیدن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است، که این ریشهها از [[قلب]] برکنده شده [[آدمی]] از آنها [[نجات]] مییابد؛ چه ممکن است کسی از منزل تخلیه عبور کند امّا هنوز ریشههای این [[رذائل]] در [[جان]] او باقی باشد؛ از همین رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودهاند: "آخرین چیزی که از قلبهای [[صدّیقان]] خارج میشود، مقامدوستی است" <ref>{{متن حدیث|آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الجاه}}.</ref> | *این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنها است، که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزانیدن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است، که این ریشهها از [[قلب]] برکنده شده [[آدمی]] از آنها [[نجات]] مییابد؛ چه ممکن است کسی از منزل تخلیه عبور کند امّا هنوز ریشههای این [[رذائل]] در [[جان]] او باقی باشد؛ از همین رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودهاند: "آخرین چیزی که از قلبهای [[صدّیقان]] خارج میشود، مقامدوستی است" <ref>{{متن حدیث|آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الجاه}}.</ref> | ||
*بدین ترتیب، نابود شدن روحیّه [[فرعونی]] - که [[آدمی]] را به خود بزرگبینی [[مبتلا]] میسازد-، [[نیازمند]] به ورود به [[مقام]] | *بدین ترتیب، نابود شدن روحیّه [[فرعونی]] - که [[آدمی]] را به خود بزرگبینی [[مبتلا]] میسازد-، [[نیازمند]] به ورود به [[مقام عبودیّت]] است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳-۲۹۴.</ref>. | ||
===۴. یافتن گمشده [[انسان]]=== | ===۴. یافتن گمشده [[انسان]]=== | ||
*[[انسان]] از همان زمانی که [[توان]] تفاوت نهادن بین حقائق گوناگون این عالم را مییابد، بلکه از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است و بس: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | *[[انسان]] از همان زمانی که [[توان]] تفاوت نهادن بین حقائق گوناگون این عالم را مییابد، بلکه از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است و بس: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | ||
| خط ۳۰۲: | خط ۳۰۲: | ||
#ارتباط بین [[بنده]] و [[مولی]]: [[اهل دل]] لحظهای از این ارتباط را [[برتر]] از تمامی [[دنیا]] و آنچه در آن است، میدانند<ref>{{متن حدیث|الرَّکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا}}؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۷۶.</ref>. غیر [[اهل دل]] نیز اگر به [[حقیقت]] این ارتباط [[آگاه]] شوند، بدان فخر جسته بلکه آن را تنها مایۀ افتخار خود میشمارند<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۱.</ref>. | #ارتباط بین [[بنده]] و [[مولی]]: [[اهل دل]] لحظهای از این ارتباط را [[برتر]] از تمامی [[دنیا]] و آنچه در آن است، میدانند<ref>{{متن حدیث|الرَّکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا}}؛ وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۷۶.</ref>. غیر [[اهل دل]] نیز اگر به [[حقیقت]] این ارتباط [[آگاه]] شوند، بدان فخر جسته بلکه آن را تنها مایۀ افتخار خود میشمارند<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۱.</ref>. | ||
#برطرف شدن [[حجاب]] از مقابل [[فطرت انسان]]: [[انسان]] در [[فطرت]] خود [[خداوند]] را [[آگاه]] و توانا میداند، از اینرو به [[مناجات]] با او میپردازد. [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیلۀ [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل میرسد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | #برطرف شدن [[حجاب]] از مقابل [[فطرت انسان]]: [[انسان]] در [[فطرت]] خود [[خداوند]] را [[آگاه]] و توانا میداند، از اینرو به [[مناجات]] با او میپردازد. [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیلۀ [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل میرسد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | ||
#[[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری: [[درک]] این مطلب، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام]] | #[[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری: [[درک]] این مطلب، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام عبودیّت]]" خوانده میشود که رسیدن به این [[مقام]]، احتیاج به طیّ منازلی همچون [[توبه]]، [[بیداری]]، زدون [[رذائل]] از [[نفس]] و آراستن آن به [[فضائل]]، لقاء و... دارد. این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنهاست که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. [[سوزاندن]] ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۳-۲۹۴.</ref>. | ||
#یافتن گمشدۀ [[انسان]]: [[انسان]] از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است: {{متن قرآن|أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>؛ ذکر [[خداوند]] که معنائی عام داشته، [[دعا]]، [[توبه]] و [[تضرّع]] به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند [[آدمی]] را [[راهنمایی]] کرده، از این سرگردانی [[نجات]] دهد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.</ref>. | #یافتن گمشدۀ [[انسان]]: [[انسان]] از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است: {{متن قرآن|أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>؛ ذکر [[خداوند]] که معنائی عام داشته، [[دعا]]، [[توبه]] و [[تضرّع]] به درگاه او در شمار مصادیق اعلای آن است، از وسائلی است که میتواند [[آدمی]] را [[راهنمایی]] کرده، از این سرگردانی [[نجات]] دهد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۵-۲۹۶.</ref>. | ||
#بریدن از دیگران و پیوستن به او: در اصطلاح [[اخلاقی]] آن را "[[انقطاع]] از [[مردم]] و پیوستن به [[خداوند]]" میخوانند و به ریاضتهای شرعی بسیار احتیاج دارد که در شمار مهمترین مصادیق آن میتوان به [[دعا]]، [[توبه]]، [[ابتهال]] و [[تضرّع]] به درگاه [[الهی]] اشاره کرد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۶-۲۹۷.</ref>. | #بریدن از دیگران و پیوستن به او: در اصطلاح [[اخلاقی]] آن را "[[انقطاع]] از [[مردم]] و پیوستن به [[خداوند]]" میخوانند و به ریاضتهای شرعی بسیار احتیاج دارد که در شمار مهمترین مصادیق آن میتوان به [[دعا]]، [[توبه]]، [[ابتهال]] و [[تضرّع]] به درگاه [[الهی]] اشاره کرد<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۲۹۶-۲۹۷.</ref>. | ||
| خط ۵۰۵: | خط ۵۰۵: | ||
*این [[وظیفه]]، بر دوش عللی چند نهاده شده، که [[دعا]] و [[تضرّع]] و [[توبه]] در آن میان از شأنی خاص برخوردار است؛ چه [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیله [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل رسیده، [[انسان]] از [[آگاهی]] کاملی نسبت به آن برخوردار میشود. نمازهای [[واجب]] و [[مستحب]] در این زمینه از بالاترین [[ارزش]] برخوردارند، که هیچ چیز دیگری همچون آنها نمیتواند [[انسان]] را از [[غفلت]] بیرون آورد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | *این [[وظیفه]]، بر دوش عللی چند نهاده شده، که [[دعا]] و [[تضرّع]] و [[توبه]] در آن میان از شأنی خاص برخوردار است؛ چه [[علم اجمالی]] [[انسان]] به [[توحید]]، [[عظمت]]، دانائی و توانائی [[حضرت حق]]، به وسیله [[دعا]] و [[تضرّع]] به تفصیل رسیده، [[انسان]] از [[آگاهی]] کاملی نسبت به آن برخوردار میشود. نمازهای [[واجب]] و [[مستحب]] در این زمینه از بالاترین [[ارزش]] برخوردارند، که هیچ چیز دیگری همچون آنها نمیتواند [[انسان]] را از [[غفلت]] بیرون آورد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳.</ref>. | ||
===٣. [[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری=== | ===٣. [[درک]] و دریافت [[ذلّت]] [[بندگی]] و [[عزّت]] پروردگاری=== | ||
*[[درک]] این مطلب، که [[بنده]] سراسر [[ذلّت]] است و [[پروردگار]] سراسر [[عزّت]]، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام]] | *[[درک]] این مطلب، که [[بنده]] سراسر [[ذلّت]] است و [[پروردگار]] سراسر [[عزّت]]، در زبان [[اهل دل]] "[[مقام عبودیّت]]" خوانده میشود. توضیح آنکه از [[قرآن کریم]] چنین استفاده میشود، که تمامی موجودات به خاطر [[انسان]] آفریده شده است: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً}}<ref>«آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref>؛ | ||
*نیز از همین کتاب [[کریم]] چنین بر میآید، که [[انسان]] برای خود [[خداوند]] خلق شده است؛ و به تعبیری دیگر برای رسیدن به [[مقام]] | *نیز از همین کتاب [[کریم]] چنین بر میآید، که [[انسان]] برای خود [[خداوند]] خلق شده است؛ و به تعبیری دیگر برای رسیدن به [[مقام عبودیّت]]. به این دو [[آیه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي}}<ref>«و تو را برای خویشتن پروراندم» سوره طه، آیه ۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> | ||
*رسیدن به [[مقام]] | *رسیدن به [[مقام عبودیّت]] امّا، احتیاج به طیّ منازلی همچون [[توبه]]، [[بیداری]]، زدون [[رذائل]] از [[نفس]] و آراستن آن به [[فضائل]]، لقاء و... دارد. سالک چون به [[مقام]] لقاء رسد، بخشی از [[مقام عبودیّت]] را دریافته است. در این [[مقام]] او [[فقر]] و سقوط خود را در مییابد، و میفهمد که از هیچ کمالی برخوردار نیست؛ چه تمامی کمال از آن او - جلَّ وعلا!- است. در این حال سالک [[عزّت]] و غناء ربوبی را [[ادراک]] مینماید: {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ}}<ref>«و هیچ چیز نیست جز آنکه گنجینههای آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه معیّن فرو نمیفرستیم» سوره حجر، آیه ۲۱.</ref>. | ||
*این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنها است، که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزانیدن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است، که این ریشهها از [[قلب]] برکنده شده [[آدمی]] از آنها [[نجات]] مییابد؛ چه ممکن است کسی از منزل تخلیه عبور کند امّا هنوز ریشههای این [[رذائل]] در [[جان]] او باقی باشد؛ از همین رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودهاند: "آخرین چیزی که از قلبهای [[صدّیقان]] خارج میشود، مقامدوستی است" <ref>{{متن حدیث|آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الجاه}}.</ref> | *این حالت، [[برترین]] و [[نیکوترین]] حالها و لذّت بخشترین آنها است، که خود از فوائد بیشماری برخوردار است. سوزانیدن ریشههای رذائلی همچون خود بزرگبینی، [[غرور]]، [[ریاء]] و... در این شمار است، که این ریشهها از [[قلب]] برکنده شده [[آدمی]] از آنها [[نجات]] مییابد؛ چه ممکن است کسی از منزل تخلیه عبور کند امّا هنوز ریشههای این [[رذائل]] در [[جان]] او باقی باشد؛ از همین رو است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودهاند: "آخرین چیزی که از قلبهای [[صدّیقان]] خارج میشود، مقامدوستی است" <ref>{{متن حدیث|آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الجاه}}.</ref> | ||
*بدین ترتیب، نابود شدن روحیّه [[فرعونی]] - که [[آدمی]] را به خود بزرگبینی [[مبتلا]] میسازد-، [[نیازمند]] به ورود به [[مقام]] | *بدین ترتیب، نابود شدن روحیّه [[فرعونی]] - که [[آدمی]] را به خود بزرگبینی [[مبتلا]] میسازد-، [[نیازمند]] به ورود به [[مقام عبودیّت]] است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۲۹۳-۲۹۴.</ref>. | ||
===۴. یافتن گمشده [[انسان]]=== | ===۴. یافتن گمشده [[انسان]]=== | ||
*[[انسان]] از همان زمانی که [[توان]] تفاوت نهادن بین حقائق گوناگون این عالم را مییابد، بلکه از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است و بس: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | *[[انسان]] از همان زمانی که [[توان]] تفاوت نهادن بین حقائق گوناگون این عالم را مییابد، بلکه از همان آغاز تولّد، در [[جان]] خود نشان از مطلوبی مییابد که آن را گم کرده است؛ این مطلوب همان [[خداوند متعال]] است و بس: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | ||