بحث:ویژگی امام در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'عصمت از گناه' به 'عصمت از گناه'
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== *بنابر باورهای شیعیان، امامان دوازدهگانه{{عم}} دارای صفات ویژهای هستند که آنان را از دیگر مردم متمایز میسازند. این صفات را میتوان "شرطهای امامت" نیز نام نهاد؛ زیرا هر کس منصب الهی امامت را برعهده گیرد، باید از آنها...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'عصمت از گناه' به 'عصمت از گناه') |
||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
*[[تبیین]] چهارم این است که [[امام]]، [[حافظ شریعت]] است و [[ظالم]] هرگز نمیتواند نگهبان خوبی برای [[شریعت]] و [[دین]] باشد. | *[[تبیین]] چهارم این است که [[امام]]، [[حافظ شریعت]] است و [[ظالم]] هرگز نمیتواند نگهبان خوبی برای [[شریعت]] و [[دین]] باشد. | ||
*هر یک از این تبیینها میتواند [[دلیل]] مستقلی بر [[اثبات عصمت]] تلقی شود. در این صورت، [[سخن]] [[هشام بن حکم]] ناظر به چهار [[برهان]] در [[اثبات عصمت]] خواهد بود. | *هر یک از این تبیینها میتواند [[دلیل]] مستقلی بر [[اثبات عصمت]] تلقی شود. در این صورت، [[سخن]] [[هشام بن حکم]] ناظر به چهار [[برهان]] در [[اثبات عصمت]] خواهد بود. | ||
*براساس گزارش [[ابن حزم]]، [[هشام بن حکم]] وجود آفت در [[برادران]] [[امام]] را نشانه عدم [[استحقاق]] آنها برای [[امامت]] دانسته و تصریح کرده است بدان [[دلیل]] که [[تشخیص امام]] ممکن باشد، باید [[برادران]] آفتی داشته باشند. اگر تعبیر آفت را شامل [[گناه]] و [[عصیان]] بدانیم، [[عصمت | *براساس گزارش [[ابن حزم]]، [[هشام بن حکم]] وجود آفت در [[برادران]] [[امام]] را نشانه عدم [[استحقاق]] آنها برای [[امامت]] دانسته و تصریح کرده است بدان [[دلیل]] که [[تشخیص امام]] ممکن باشد، باید [[برادران]] آفتی داشته باشند. اگر تعبیر آفت را شامل [[گناه]] و [[عصیان]] بدانیم، [[عصمت از گناه]] [[شرط امامت]] خواهد بود<ref>الفصل، ج۳، ص۲۲.</ref> | ||
*'''۳. [[برهان]] [[وجوب اطاعت]]:''' [[متکلمان شیعه]] با [[تمسک]] به [[آیه]] {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> که بر [[اطاعت از امام]] دلالت دارد، بر [[عصمت]] [[استدلال]] کردهاند<ref>علامه حلی، کشف المراد، مقصد پنجم، مسئله دوم، ص۴۹۳؛ فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ص۳۳۲.</ref>. نظیر همان [[استدلال]] را میتوان بر مبنای [[هشام بن حکم]] در مورد [[اطاعت از امام]] تقریر کرد؛ هرچند خود آن تقریر در کلمات او نیامده است. [[هشام بن حکم]] - چنانکه [[گذشت]]<ref>نک: به بحث جایگاه امامت.</ref> - بر این [[باور]] است که [[اطاعت از امام]]{{ع}} [[واجب]] است. اگر این [[اطاعت]] به شرطی مشروط نباشد - چنانکه از بیان وی استفاده میشود - مستلزم [[عصمت امام]]{{ع}} است، زیرا اگر [[خداوند]] به [[اطاعت]] مطلق از اشخاصی [[دستور]] دهد که امکان [[خطا]] و [[گناه]] در آنان وجود دارد، از دو حال خارج نیست: یا مقابله با او و [[انکار]] وی جایز نیست که در این صورت عمومیت [[دلایل]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] خدشهدار میشود، یا بر [[مسلمانان]] [[واجب]] است او را [[انکار]] و [[نهی از منکر]] کنند. در این صورت با امر به [[اطاعت]] از وی در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، ناسازگار و مستلزم [[نقض غرض]] است<ref>[[علی رضا اسعدی|اسعدی، علی رضا]]، [[هشام بن حکم (کتاب)|هشام بن حکم]]، ص۲۱۹-۲۲۲.</ref>. | *'''۳. [[برهان]] [[وجوب اطاعت]]:''' [[متکلمان شیعه]] با [[تمسک]] به [[آیه]] {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> که بر [[اطاعت از امام]] دلالت دارد، بر [[عصمت]] [[استدلال]] کردهاند<ref>علامه حلی، کشف المراد، مقصد پنجم، مسئله دوم، ص۴۹۳؛ فاضل مقداد، اللوامع الالهیة، ص۳۳۲.</ref>. نظیر همان [[استدلال]] را میتوان بر مبنای [[هشام بن حکم]] در مورد [[اطاعت از امام]] تقریر کرد؛ هرچند خود آن تقریر در کلمات او نیامده است. [[هشام بن حکم]] - چنانکه [[گذشت]]<ref>نک: به بحث جایگاه امامت.</ref> - بر این [[باور]] است که [[اطاعت از امام]]{{ع}} [[واجب]] است. اگر این [[اطاعت]] به شرطی مشروط نباشد - چنانکه از بیان وی استفاده میشود - مستلزم [[عصمت امام]]{{ع}} است، زیرا اگر [[خداوند]] به [[اطاعت]] مطلق از اشخاصی [[دستور]] دهد که امکان [[خطا]] و [[گناه]] در آنان وجود دارد، از دو حال خارج نیست: یا مقابله با او و [[انکار]] وی جایز نیست که در این صورت عمومیت [[دلایل]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] خدشهدار میشود، یا بر [[مسلمانان]] [[واجب]] است او را [[انکار]] و [[نهی از منکر]] کنند. در این صورت با امر به [[اطاعت]] از وی در [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، ناسازگار و مستلزم [[نقض غرض]] است<ref>[[علی رضا اسعدی|اسعدی، علی رضا]]، [[هشام بن حکم (کتاب)|هشام بن حکم]]، ص۲۱۹-۲۲۲.</ref>. | ||
=====دامنه و گستره [[عصمت]]===== | =====دامنه و گستره [[عصمت]]===== | ||
*بیشتر [[متکلمان شیعه]]، دامنه [[عصمت]] را شامل [[عصمت | *بیشتر [[متکلمان شیعه]]، دامنه [[عصمت]] را شامل [[عصمت از گناه]]، [[سهو]]، [[نسیان]] و حتی امور عادی [[زندگی]] نیز میدانند و به [[عصمت]] مطلق معتقدند. اما آنچه از [[هشام بن حکم]] گزارش شده، صرفاً ناظر به [[عصمت از گناه]] است و او حتی به صغیره و کبیره بودن نیز تصریح کرده است<ref>شیخ صدوق، علل الشرایع، ص۲۰۳؛ بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۴۳. در کمالالدین و تمامالنعمة، ج۲، ص۳۶۷ تأکید شده که از همه گناهان معصوم است.</ref>. | ||
*تعریف نقل شده از وی، [[ادله]] اقامه شده از طرف او و نیز گزارش [[شهرستانی]] و [[بغدادی]]، همه بر [[عصمت]] از [[معصیت]] دلالت دارد. تنها در عبارت [[اشعری]]، به ظاهر سخن از [[عصمت]] از [[سهو]] و [[اشتباه]] است. وی به [[نقل]] از [[هشام بن حکم]] مینویسد: به [[ائمه]] [[وحی]] نمیشود، [[ملائکه]] بر آنها نازل نمیشوند و آنها معصوماند. پس جایز نیست [[سهو]] و [[اشتباه]] کنند؛ هرچند [[عصیان]] بر [[رسول]] جایز است<ref>مقالات الاسلامیین، ص۴۸.</ref>. | *تعریف نقل شده از وی، [[ادله]] اقامه شده از طرف او و نیز گزارش [[شهرستانی]] و [[بغدادی]]، همه بر [[عصمت]] از [[معصیت]] دلالت دارد. تنها در عبارت [[اشعری]]، به ظاهر سخن از [[عصمت]] از [[سهو]] و [[اشتباه]] است. وی به [[نقل]] از [[هشام بن حکم]] مینویسد: به [[ائمه]] [[وحی]] نمیشود، [[ملائکه]] بر آنها نازل نمیشوند و آنها معصوماند. پس جایز نیست [[سهو]] و [[اشتباه]] کنند؛ هرچند [[عصیان]] بر [[رسول]] جایز است<ref>مقالات الاسلامیین، ص۴۸.</ref>. | ||
*اما به نظر میرسد به قرینه جمله اخیر وی که در آن سخن از جواز [[عصیان]] بر [[پیامبر]] است، [[کلام اشعری]] را نیز نتوان بر [[عصمت]] مطلق حمل و از [[سهو]] و [[اشتباه]]، امری جز [[عصیان]] [[اراده]] کرد. | *اما به نظر میرسد به قرینه جمله اخیر وی که در آن سخن از جواز [[عصیان]] بر [[پیامبر]] است، [[کلام اشعری]] را نیز نتوان بر [[عصمت]] مطلق حمل و از [[سهو]] و [[اشتباه]]، امری جز [[عصیان]] [[اراده]] کرد. | ||