←ولایت معنوی
(←ولی) |
|||
| خط ۱۶۴: | خط ۱۶۴: | ||
===[[ولایت معنوی]]=== | ===[[ولایت معنوی]]=== | ||
حتی [[امام]]، [[حیّ]] و میّت ندارد. وقتی شما به [[زیارت امام رضا]]{{ع}} میروید میگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ}} در حد این است که شما با [[انسان]] زندهای در این [[دنیا]] روبرو میشوید و میگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ}}، همانمقدار شما را [[شهود]] میکند. این همان مسئله ولایت است، ولایت معنوی<ref>امامت و رهبری، ص۸۲.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۸۵۱.</ref> | حتی [[امام]]، [[حیّ]] و میّت ندارد. وقتی شما به [[زیارت امام رضا]]{{ع}} میروید میگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ}} در حد این است که شما با [[انسان]] زندهای در این [[دنیا]] روبرو میشوید و میگویید: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ}}، همانمقدار شما را [[شهود]] میکند. این همان مسئله ولایت است، ولایت معنوی<ref>امامت و رهبری، ص۸۲.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۸۵۱.</ref> | ||
===ولی=== | ===ولی=== | ||
[[ولاء]]، [[وَلایت]] (به [[فتح]] “واو”)، [[وِلایت]] (به کسر “واو”)، ولی، [[مولی]]، اولی و امثال اینها همه از ماده “ولی” - و، ل، ی - اشتقاق یافتهاند. این واژه از پر استعمالترین واژههای [[قرآن کریم]] است که به صورتهای مختلفی بهکار رفته است؛ میگویند در ۱۲۴ مورد به صورت اسم و ۱۱۲ مورد در قالب فعل در قرآن کریم آمده است. معنای اصلی این کلمه همچنانکه راغب در مفرداتالقرآن گفته است، قرارگرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است به نحوی که فاصلهای در کار نباشد؛ یعنی اگر دو چیز آنچنان به هم متصل باشند که هیچچیز دیگر در میان آنها نباشد، مادۀ “ولی” استعمال میشود. مثلاً اگر چند نفر پهلوی هم نشسته باشند و ما بخواهیم وضع و ترتیب نشستن آنها را بیان کنیم، میگوییم: [[زید]] در صدر مجلس نشسته است {{عربی|وَیَلیهِ عمرو وَیَلی عمراً بَکرٌ}} یعنی بلافاصله در کنار زید [[عمرو]] نشسته است و در کنارعمرو بدون هیچ فاصلهای بکر نشسته است. به همین مناسبت طبعاً این کلمه در مورد [[قرب]] و نزدیکی به کار رفته است اعم از قرب مکانی و قرب [[معنوی]]، و باز به همین مناسبت در مورد [[دوستی]]، [[یاری]]، [[تصدی]] امر، [[تسلط]] و معانی دیگر از این قبیل استعمال شده است؛ چون در همه اینها نوعی مباشرت و اتّصال وجود دارد<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۵۵.</ref>. | [[ولاء]]، [[وَلایت]] (به [[فتح]] “واو”)، [[وِلایت]] (به کسر “واو”)، ولی، [[مولی]]، اولی و امثال اینها همه از ماده “ولی” - و، ل، ی - اشتقاق یافتهاند. این واژه از پر استعمالترین واژههای [[قرآن کریم]] است که به صورتهای مختلفی بهکار رفته است؛ میگویند در ۱۲۴ مورد به صورت اسم و ۱۱۲ مورد در قالب فعل در قرآن کریم آمده است. معنای اصلی این کلمه همچنانکه راغب در مفرداتالقرآن گفته است، قرارگرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است به نحوی که فاصلهای در کار نباشد؛ یعنی اگر دو چیز آنچنان به هم متصل باشند که هیچچیز دیگر در میان آنها نباشد، مادۀ “ولی” استعمال میشود. مثلاً اگر چند نفر پهلوی هم نشسته باشند و ما بخواهیم وضع و ترتیب نشستن آنها را بیان کنیم، میگوییم: [[زید]] در صدر مجلس نشسته است {{عربی|وَیَلیهِ عمرو وَیَلی عمراً بَکرٌ}} یعنی بلافاصله در کنار زید [[عمرو]] نشسته است و در کنارعمرو بدون هیچ فاصلهای بکر نشسته است. به همین مناسبت طبعاً این کلمه در مورد [[قرب]] و نزدیکی به کار رفته است اعم از قرب مکانی و قرب [[معنوی]]، و باز به همین مناسبت در مورد [[دوستی]]، [[یاری]]، [[تصدی]] امر، [[تسلط]] و معانی دیگر از این قبیل استعمال شده است؛ چون در همه اینها نوعی مباشرت و اتّصال وجود دارد<ref>مجموعه آثار، ج۳، ص۲۵۵.</ref>. | ||