←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
واژه أحسن، در مسئله "نظام احسن"، یعنی وجود [[حقیقی]] [[برتر]] و کاملتر؛ نه به معنای آنچه در مسائل ارزشی و قانونگذاری و امور اعتباری مطرح میشود<ref>جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۳، ص۶۵۰.</ref>. نظام احسن بر این اصل کلی مبتنی است که از [[خداوند]] به عنوان "احسن الخالقین" نشاید که به [[خلقت]] جهانی دست زند که دارای [[عیب]] و شرّ باشد. بر این اساس، آنچه از [[شرور]] و ناملایمات مشاهده میشود، ریشه در تضادها و تزاحمهای عالم حاکی و عنصری دارد. | واژه أحسن، در مسئله "نظام احسن"، یعنی وجود [[حقیقی]] [[برتر]] و کاملتر؛ نه به معنای آنچه در مسائل ارزشی و قانونگذاری و امور اعتباری مطرح میشود<ref>جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۳، ص۶۵۰.</ref>. نظام احسن بر این اصل کلی مبتنی است که از [[خداوند]] به عنوان "[[احسن الخالقین]]" نشاید که به [[خلقت]] جهانی دست زند که دارای [[عیب]] و [[شرّ]] باشد. بر این اساس، آنچه از [[شرور]] و [[ناملایمات]] مشاهده میشود، ریشه در تضادها و تزاحمهای عالم حاکی و عنصری دارد. | ||
همچنین معنی نظام احسن این نیست که در مقابل آن | همچنین معنی نظام احسن این نیست که در مقابل آن نظامی دیگر وجود دارد که آنگاه این مسئله مطرح شود که آیا این نظام احسن است یا آن [[نظام]]، بلکه بدان معناست که آنچه هست، نیکوترین نظام ممکن میباشد. | ||
[[فلاسفه]] با [[دلایل]] [[قاطع]] بیان میکنند که | [[فلاسفه]] با [[دلایل]] [[قاطع]] بیان میکنند که نظامی احسن و اکمل از نظام موجود، ممکن نیست. هر چه [[انسان]] احسن فرض کند، خیالی بیش نیست. | ||
این جمله از | این جمله از غزالی است: "بدیعتر از آنچه هست، امکان ندارد"<ref>{{عربی| لیس فی الامکان ابداع مما کان}}</ref>. البته برخی فلاسفه این مطلب را قبول نداشته، مطالبی گفتهاند که از آنها [[اعتراض]] به آنچه هست، برداشت میشود؛ اما غالباً اینها به زبان شعر است، نه به زبان [[فلسفه]]، در اشعار ابوالعلی معری و در اشعار منسوب به خیام از این نوع مطالب وجود دارد. در میان عرفا اصلاً چنین چیزی نمیتواند وجود داشته باشد، یعنی ممکن نیست کسی [[عارف]] باشد، در عین حال [[نظام هستی]] را نظام احسن و نظام اجمل نداند. عدم [[باور]] به نظام احسن اساساً با [[عرفان]] تناقص دارد. | ||
بنابراین، عرفا این | بنابراین، عرفا این نظام را زیباترین نظام و احسن نظامهای ممکن میدانند؛ اما نه از آن راه که فلاسفه و [[فیلسوفان]] وارد شدهاند؛ چون راه فلاسفه بیشتر از خود عالم است، یعنی فلاسفه با نگاه به نفس نظام عالم و بعد بر اساس تحلیلهایی که صورت میدهند؛ به این نتیجه میرسند که نظام موجود، نظام احسن است. البته برخی [[فلاسفه]] از راه "[[برهان لمی]]" هم وارد شدهاند؛ مثلاً در اسفار از این راه به نظام احسن [[استدلال]] کرده است که [[خداوند متعال]] کمال و خیر و [[جمال]] مطلق است، آنچه از او پدید میآید، امکان ندارد غیر از کمال ممکن باشد. | ||
اساس حرف عرفا همین است. آنان در مسئله [[خلقت]] به | اساس حرف عرفا همین است. آنان در مسئله [[خلقت]] به علت و معلول و حتی [[نظام]] تعبیر نمیکنند، بلکه سخن آنها بر محوریت "تجلی" است. در نظر [[عارف]]، تمام هستی و تمام [[جهان]] یک جلوه [[حق]] است، هستی و جهان عکس روی خداست. عارف، هستی و جهان را مظهری از حسن روی [[خدای متعال]] میداند. | ||
در مجموع، نظام احسن [[الهی]] از سه راه [[آیات قرآن]]، [[برهان]] ([[فلسفه]]) و [[عرفان]]، قابل اثبات است. در | در مجموع، نظام احسن [[الهی]] از سه راه [[آیات قرآن]]، [[برهان]] ([[فلسفه]]) و [[عرفان]]، قابل [[اثبات]] است. در آیات قرآن هر دو روش "إنّی" و "لمی" مورد توجه قرار گرفته است<ref>جهت مطالعه انواع راهکارهای یاد شده بنگرید به: محمدی، «حل معمای شرّ در آثار استاد جوادی آملی»، مجله اسرا، ص۱۲۹ - ۱۲۲.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۸۴-۱۸۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:نظام]] | [[رده:نظام]] | ||