پیامبر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
'''پیامبر''' یا '''نبی''' انسانی است که از سوی خداوند برای هدایت مردم مأمور اصلاح معاش و معاد آنان می شود. | '''پیامبر''' یا '''نبی''' انسانی است که از سوی خداوند برای هدایت مردم مأمور اصلاح معاش و معاد آنان می شود. | ||
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ''' | در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''پیامبر (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود. | ||
==واژهشناسی لغوی== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
*طبق این معنا، مقام رسالت و نبوت در یک نفر قابل جمع است <ref>المیزان، ج۲، ص ۲۱۷ و ج۳، ص ۳۱۱.</ref>. | *طبق این معنا، مقام رسالت و نبوت در یک نفر قابل جمع است <ref>المیزان، ج۲، ص ۲۱۷ و ج۳، ص ۳۱۱.</ref>. | ||
گواه این مطلب آن است که در آیات نبوت عامه گاهی واژه نبیین به کار رفته است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ }}﴾}}<ref> مردم در آغاز امّتی یگانه بودند، آنگاه به اختلاف پرداختند پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت ؛ سوره بقره، آیه:۲۱۳.</ref> و گاهی واژه رسل به کار رفته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ }}﴾}}<ref> ما پیامبرانمان را با برهانهای روشن فرستادیم؛ سوره حدید، آیه:۲۵.</ref> بنابراین نسبت میان رسول و نبی از منظر کلامی تساوی است. یعنی همه پیامبران هم شأن نبوت داشتهاند و هم شأن رسالت. با این حال از آیات و روایات به دست میآید که رسول اخص از نبی است. در روایات آمده است که نبی کسی است که فرشته [[وحی]] را در بیداری نمیبیند و فقط صدای او را میشنود ولی در خواب هم صدای او را میشنود و هم او را مشاهده میکند، اما رسول کسی است که در بیداری نیز فرشته [[وحی]] را مشاهده میکند <ref>کافی، ج۱، ص ۱۷۴؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۳۲.</ref>. این گونه تفاوتها مربوط به مقامات و مراتب کمال پیامبران است نه شأن [[نبوت]] و رسالت آنان چنان که در قرآن تصریح شده است که برخی پیامبران بر برخی دیگر برتری دارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ }}﴾}}<ref> بیگمان ما برخی از پیامبران را بر برخی (دیگر) برتری بخشیدیم؛ سوره اسراء، آیه:۵۵.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ }}﴾}}<ref> برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ سوره بقره، آیه:۲۵۳.</ref> در دو آیه یاد شده که سخن از تفاضل پیامبری است، هم واژه نبیین به کار رفته و هم واژه رسل. بنابراین صاحب کتاب یا شریعت بودن نیز میتواند از مزایای برخی پیامبران باشد. که به این جهت به آنان رسول گفته میشود. اختصاص واژه رسول به برخی از پیامبران به لحاظ جهات یاد شده با برابری آن با واژه نبی از منظر کلامیمنافات ندارد<ref>ایضاح المراد فی شرح کشف المراد، ص ۳۴۰ـ ۳۴۱.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | گواه این مطلب آن است که در آیات نبوت عامه گاهی واژه نبیین به کار رفته است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ }}﴾}}<ref> مردم در آغاز امّتی یگانه بودند، آنگاه به اختلاف پرداختند پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت ؛ سوره بقره، آیه:۲۱۳.</ref> و گاهی واژه رسل به کار رفته است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ }}﴾}}<ref> ما پیامبرانمان را با برهانهای روشن فرستادیم؛ سوره حدید، آیه:۲۵.</ref> بنابراین نسبت میان رسول و نبی از منظر کلامی تساوی است. یعنی همه پیامبران هم شأن نبوت داشتهاند و هم شأن رسالت. با این حال از آیات و روایات به دست میآید که رسول اخص از نبی است. در روایات آمده است که نبی کسی است که فرشته [[وحی]] را در بیداری نمیبیند و فقط صدای او را میشنود ولی در خواب هم صدای او را میشنود و هم او را مشاهده میکند، اما رسول کسی است که در بیداری نیز فرشته [[وحی]] را مشاهده میکند <ref>کافی، ج۱، ص ۱۷۴؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۳۲.</ref>. این گونه تفاوتها مربوط به مقامات و مراتب کمال پیامبران است نه شأن [[نبوت]] و رسالت آنان چنان که در قرآن تصریح شده است که برخی پیامبران بر برخی دیگر برتری دارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ }}﴾}}<ref> بیگمان ما برخی از پیامبران را بر برخی (دیگر) برتری بخشیدیم؛ سوره اسراء، آیه:۵۵.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ }}﴾}}<ref> برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ سوره بقره، آیه:۲۵۳.</ref> در دو آیه یاد شده که سخن از تفاضل پیامبری است، هم واژه نبیین به کار رفته و هم واژه رسل. بنابراین صاحب کتاب یا شریعت بودن نیز میتواند از مزایای برخی پیامبران باشد. که به این جهت به آنان رسول گفته میشود. اختصاص واژه رسول به برخی از پیامبران به لحاظ جهات یاد شده با برابری آن با واژه نبی از منظر کلامیمنافات ندارد<ref>ایضاح المراد فی شرح کشف المراد، ص ۳۴۰ـ ۳۴۱.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*قرآن کریم در صدد بیان نام همه پیامبران الهی نبوده است چنان که فرموده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلا مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ }}﴾}}<ref> و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده؛ سوره غافر، آیه:۷۸.</ref> در قرآن کریم نام بیست و شش | *قرآن کریم در صدد بیان نام همه پیامبران الهی نبوده است چنان که فرموده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلا مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ }}﴾}}<ref> و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده؛ سوره غافر، آیه:۷۸.</ref> در قرآن کریم نام بیست و شش پیامبر الهی آمده است که عبارتند از: [[حضرت آدم]]{{ع}}، [[حضرت نوح]]{{ع}}، [[حضرت ادریس]]{{ع}}، [[حضرت هود]]{{ع}}، [[حضرت صالح]]{{ع}}، [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}، [[حضرت لوط]]{{ع}}، [[حضرت اسماعیل]]{{ع}}، [[حضرت یسع]]{{ع}}، [[حضرت ذوالکفل]]{{ع}}، [[حضرت الیاس]]{{ع}}، [[حضرت یونس]]{{ع}}، [[حضرت اسحاق]]{{ع}}، [[حضرت یعقوب]]{{ع}}، [[حضرت یوسف]]{{ع}}، [[حضرت شعیب]]{{ع}}، [[حضرت موسی]]{{ع}}، [[حضرت هارون]]{{ع}}، [[حضرت داود]]{{ع}}، [[حضرت سلیمان]]{{ع}}، [[حضرت ایوب]]{{ع}}، [[حضرت زکریا]]{{ع}}، [[حضرت یحیی]]{{ع}}، [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[حضرت محمد]]{{صل}}. | ||
*البته در آیات دیگری از پیامبرانی نه به اسم بلکه با وصف و کنایه یاد شده است مانند پیامبرانی از بنی اسرائیل پس از [[حضرت موسی]]{{ع}} که نام او را شمعون یا یوشع ابن نون یا اشموئیل (اسماعیل) گفتهاند<ref> مجمع البیان، ج۱، ص ۳۵۰.</ref>. و پیامبری که بر آبادیی گذر کرد که ویران شده بود و او را عزیز یا ارمیا نامیدهاند<ref> مجمع البیان، ج۱، ص ۳۷۰.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *البته در آیات دیگری از پیامبرانی نه به اسم بلکه با وصف و کنایه یاد شده است مانند پیامبرانی از بنی اسرائیل پس از [[حضرت موسی]]{{ع}} که نام او را شمعون یا یوشع ابن نون یا اشموئیل (اسماعیل) گفتهاند<ref> مجمع البیان، ج۱، ص ۳۵۰.</ref>. و پیامبری که بر آبادیی گذر کرد که ویران شده بود و او را عزیز یا ارمیا نامیدهاند<ref> مجمع البیان، ج۱، ص ۳۷۰.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*در روایات تعداد انبیاء متفاوت ذکر شده است<ref>تفسیر قرآن العظیم، ابن کثیر، ج۹، ص ۲۱۴ و بحارالانوار، ج۱۱، ص ۳۲.</ref>. ولی در حدیث مشهور [[ابوذر]] از [[رسول خدا]] که شیعه و [[اهل سنت]] روایت کردهاند و روایات متعدد دیگری شمار انبیاء یکصد و بیست و چهار هزار نفر بیان شده است که سیصد و سیزده نفر از آنها رسول بودهاند<ref>خصال صدوق، ص ۵۲۴؛ کافی، ج۱، ص ۱۷۴؛ کنزالعمال، ص ۳۲۲، ۷۶؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۲۸؛ نورالثقلین، ج۵، ص ۲۳و تفسیر کنزالدقائق، ج۹، ص ۱۲۵.</ref>. گروهی از انبیا به اولوالعزم توصیف شدهاند درباره تعداد و اوصاف آنان اقوال مختلفی مطرح شده است (اولوالعزم)<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *در روایات تعداد انبیاء متفاوت ذکر شده است<ref>تفسیر قرآن العظیم، ابن کثیر، ج۹، ص ۲۱۴ و بحارالانوار، ج۱۱، ص ۳۲.</ref>. ولی در حدیث مشهور [[ابوذر]] از [[رسول خدا]] که شیعه و [[اهل سنت]] روایت کردهاند و روایات متعدد دیگری شمار انبیاء یکصد و بیست و چهار هزار نفر بیان شده است که سیصد و سیزده نفر از آنها رسول بودهاند<ref>خصال صدوق، ص ۵۲۴؛ کافی، ج۱، ص ۱۷۴؛ کنزالعمال، ص ۳۲۲، ۷۶؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۲۸؛ نورالثقلین، ج۵، ص ۲۳و تفسیر کنزالدقائق، ج۹، ص ۱۲۵.</ref>. گروهی از انبیا به اولوالعزم توصیف شدهاند درباره تعداد و اوصاف آنان اقوال مختلفی مطرح شده است (اولوالعزم)<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
*مفسرین شیعه و سنی ذیل آیات شریفه فوق استدلالهایی را بر لزوم بشر بودن انبیا بیان کردهاند<ref>تفسیر الصافی، ج۳، ص ۲۲۴؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۳۰۰؛ الکاشف، ج۵، ص ۸۷؛ کنزالدقائق، ج۷، ص ۵۲۰ و فتح القدیر، ج۳، ص ۳۰۹.</ref> که ما در این جا تنها به نقل یکی از آنها اکتفا میکنیم، و آن این که در دعوت دینی و الهی، حکمت اقتضا میکند که اختیار انسان در فعل و ترک محفوظ باشد و اگر فرشته به همان صورت ملکوتی و آسمانی خود نازل شود و در نتیجه عالم غیب مبدل به عالم شهود شود پای اجبار به میان آمده و دعوت اختیاری از بین خواهد رفت <ref>المیزان، ج۷، ص ۲۹ و ۳۰.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *مفسرین شیعه و سنی ذیل آیات شریفه فوق استدلالهایی را بر لزوم بشر بودن انبیا بیان کردهاند<ref>تفسیر الصافی، ج۳، ص ۲۲۴؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۳۰۰؛ الکاشف، ج۵، ص ۸۷؛ کنزالدقائق، ج۷، ص ۵۲۰ و فتح القدیر، ج۳، ص ۳۰۹.</ref> که ما در این جا تنها به نقل یکی از آنها اکتفا میکنیم، و آن این که در دعوت دینی و الهی، حکمت اقتضا میکند که اختیار انسان در فعل و ترک محفوظ باشد و اگر فرشته به همان صورت ملکوتی و آسمانی خود نازل شود و در نتیجه عالم غیب مبدل به عالم شهود شود پای اجبار به میان آمده و دعوت اختیاری از بین خواهد رفت <ref>المیزان، ج۷، ص ۲۹ و ۳۰.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*مرد بودن از ویژگیهای دیگری است که قرآن برای انبیا ذکر میکند<ref>یوسف:۱۰۹؛ نحل:۴۳؛ انبیاء:۷.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref> | *مرد بودن از ویژگیهای دیگری است که قرآن برای انبیا ذکر میکند<ref>یوسف:۱۰۹؛ نحل:۴۳؛ انبیاء:۷.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref> | ||
*از دیگر اوصاف عمومی پیامبران در قرآن این است که هر پیامبری به زبان امت خویش سخن میگفته است. حتی پیامبرانی که دارای رسالت عمومی و جهانیاند به زبان آن قومی که از میان آنان برخاسته و در بین آنان میزیستهاند تکلم میکردهاند<ref>دخان:۵۸؛ شعرا:۱۹۵و ابراهیم:۴.</ref> دلیل این مطلب طبق آیه چهارم سوره ابراهیم آن است که هدف از ارسال | *از دیگر اوصاف عمومی پیامبران در قرآن این است که هر پیامبری به زبان امت خویش سخن میگفته است. حتی پیامبرانی که دارای رسالت عمومی و جهانیاند به زبان آن قومی که از میان آنان برخاسته و در بین آنان میزیستهاند تکلم میکردهاند<ref>دخان:۵۸؛ شعرا:۱۹۵و ابراهیم:۴.</ref> دلیل این مطلب طبق آیه چهارم سوره ابراهیم آن است که هدف از ارسال پیامبر تبیین اهداف الهی رسالت به واسطه اوست اگر زبان پیامبر که اصیلترین ابزار مفاهمه اوست با زبان قومش تفاوت داشته باشد در تبیین کامل رسالت و تحقق بخشیدن اهداف بعثت خویش کامیاب نخواهد بود<ref>المیزان، ج۱۲، ص ۱۵و تفسیر مراغی، ج۱۳، ص ۱۲۶.</ref> این نکته در روایات مختلف مورد تأکید قرار گرفته است<ref>اصول کافی، ج۸، ص ۲۶۸و کنزالعمال، ص ۳۲۲۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
==اصول کلی دعوت انبیا== | ==اصول کلی دعوت انبیا== | ||
*پیامبران الهی با وجود این که هر یک متناسب با شرایط مکانی و زمانی و مقتضیات عصر خود وظایفی برعهده داشتند لکن از سنتهای ثابتی پیروی میکردند و اصول مشترکی در دعوت ایشان حاکم بود. این اصول کلی و مشترک از یک سو ما را به خطوط اساسی ادیان الهی آشنا میسازد و از سوی دیگر حقانیت دعوت آنان را آشکار میکند. در آیاتی از قرآن کریم به این مطلب اشاره شده است مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ }}﴾}}<ref> میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرمانبردار اوییم ؛ سوره بقره، آیه:۱۳۶.</ref> یا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ }}﴾}}<ref> میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمینهیم ؛ سوره بقره، آیه:۲۸۵.</ref> که تأکید میکند مؤمنان واقعی کسانی هستند که میان پیامبران الهی تفاوتی نمیگذارند و به تعلیمات همه آنان ایمان دارند و این گواه روشنی است بر یگانگی اصول کلی تعلیمات انبیا و به همین دلیل کسی که نبوت یک | *پیامبران الهی با وجود این که هر یک متناسب با شرایط مکانی و زمانی و مقتضیات عصر خود وظایفی برعهده داشتند لکن از سنتهای ثابتی پیروی میکردند و اصول مشترکی در دعوت ایشان حاکم بود. این اصول کلی و مشترک از یک سو ما را به خطوط اساسی ادیان الهی آشنا میسازد و از سوی دیگر حقانیت دعوت آنان را آشکار میکند. در آیاتی از قرآن کریم به این مطلب اشاره شده است مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ }}﴾}}<ref> میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرمانبردار اوییم ؛ سوره بقره، آیه:۱۳۶.</ref> یا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ }}﴾}}<ref> میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمینهیم ؛ سوره بقره، آیه:۲۸۵.</ref> که تأکید میکند مؤمنان واقعی کسانی هستند که میان پیامبران الهی تفاوتی نمیگذارند و به تعلیمات همه آنان ایمان دارند و این گواه روشنی است بر یگانگی اصول کلی تعلیمات انبیا و به همین دلیل کسی که نبوت یک پیامبر را انکار کند مثل آن است که نبوت همه انبیا را نپذیرفته است. قرآن در مورد قوم ثمود و لوط میفرماید همه رسولان را تکذیب میکردند<ref>سوره شعراء، آیه: ۱۴۱ و ۱۶۰.</ref> با این که این دو قوم هر کدام بیش از یک پیامبر نداشتند و این به آن دلیل است که دعوت یک پیامبر دعوت همه انبیا است. *در این جا به بعضی از این اصول مشترک اشاره میکنیم<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>: | ||
*اصل توحید و نفیش یکی از مهمترین اصول دعوت انبیا است و به شهادت آیات مختلف قرآن<ref>سوره انبیاء، آیه:۲۵ و سوره نحل، آیه:۳۶.</ref> هر یک از آنها که مبعوث به نبوت میشوند نخستین گفتارشان توحید بود و به خاطر تحقق این اصل مهم است که آیات قرآن مکرراً بیان میکند که مبارزه با طاغوت ها و تخصیص پرستش به خداوند در سرلوحه تعلیمات همه انبیا بود چرا که تا انسان بنده طاغوت است در اسارت است و آن گاه آزاد میشود که تنها بنده خداوند باشد<ref>المیزان، ج۳، ص ۳۸۹ و ۳۹۱؛ تفسیر قرآن العظیم ابن کثیر، ج۷، ص ۲۱۱ و روح البیان، ج۸، ص ۲۴.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *اصل توحید و نفیش یکی از مهمترین اصول دعوت انبیا است و به شهادت آیات مختلف قرآن<ref>سوره انبیاء، آیه:۲۵ و سوره نحل، آیه:۳۶.</ref> هر یک از آنها که مبعوث به نبوت میشوند نخستین گفتارشان توحید بود و به خاطر تحقق این اصل مهم است که آیات قرآن مکرراً بیان میکند که مبارزه با طاغوت ها و تخصیص پرستش به خداوند در سرلوحه تعلیمات همه انبیا بود چرا که تا انسان بنده طاغوت است در اسارت است و آن گاه آزاد میشود که تنها بنده خداوند باشد<ref>المیزان، ج۳، ص ۳۸۹ و ۳۹۱؛ تفسیر قرآن العظیم ابن کثیر، ج۷، ص ۲۱۱ و روح البیان، ج۸، ص ۲۴.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*معاد: اعتقاد به معاد یکی دیگر از اصول دعوت انبیا است، آیه ۱۳۰ سوره انعام نشان میدهد که تمام پیامبرانی که مبعوث شدند مردم را از روز رستاخیز، مجازاتها و کیفرهای آن برحذر داشتند و همه در این اصل اساسی مشترک بودند<ref>المیزان، ج۷، ص ۳۵۴ و تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص ۳۰۵.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *معاد: اعتقاد به معاد یکی دیگر از اصول دعوت انبیا است، آیه ۱۳۰ سوره انعام نشان میدهد که تمام پیامبرانی که مبعوث شدند مردم را از روز رستاخیز، مجازاتها و کیفرهای آن برحذر داشتند و همه در این اصل اساسی مشترک بودند<ref>المیزان، ج۷، ص ۳۵۴ و تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص ۳۰۵.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*دعوت به تقوا نیز از اصول کلی دعوت انبیا است<ref>سوره نساء، آیه:۱۳۱.</ref> چرا که هدف نهایی آفرینش بشر و نظم زندگی فردی و اجتماعی او بدون این امر ممکن نیست<ref>تفسیر قرطبی، ج۳، ص ۱۹۷۸.</ref> در قرآن کریم به صورت مکرر از زبان انبیا، مردم به رعایت تقوا دعوت شدهاند<ref>سوره شعراء، آیه:۱۳۰ـ۱۳۲ و ۱۴۱ـ ۱۴۴ و ۱۶۰و ۱۷۶ـ ۱۷۹.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *دعوت به تقوا نیز از اصول کلی دعوت انبیا است<ref>سوره نساء، آیه:۱۳۱.</ref> چرا که هدف نهایی آفرینش بشر و نظم زندگی فردی و اجتماعی او بدون این امر ممکن نیست<ref>تفسیر قرطبی، ج۳، ص ۱۹۷۸.</ref> در قرآن کریم به صورت مکرر از زبان انبیا، مردم به رعایت تقوا دعوت شدهاند<ref>سوره شعراء، آیه:۱۳۰ـ۱۳۲ و ۱۴۱ـ ۱۴۴ و ۱۶۰و ۱۷۶ـ ۱۷۹.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*دعوت به عدالت اجتماعی یکی دیگر از این اصول اساسی است<ref>سوره حدید، آیه:۲۵.</ref> چرا که بدون اقامه قسط و عدالت اجتماعی هرگز جامعه بشری به اهداف نهایی خود یعنی تکامل معنوی نخواهد رسید<ref> المیزان، ج۱۹، ص ۱۷۱.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *دعوت به عدالت اجتماعی یکی دیگر از این اصول اساسی است<ref>سوره حدید، آیه:۲۵.</ref> چرا که بدون اقامه قسط و عدالت اجتماعی هرگز جامعه بشری به اهداف نهایی خود یعنی تکامل معنوی نخواهد رسید<ref> المیزان، ج۱۹، ص ۱۷۱.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*شکستن سنتهای غلط که مایه انحراف و عقب ماندگی جوامع بشری است نیز از اصول کلی دعوت انبیا بوده است. چون برنامه اصلی همه انبیا تعلیم کتاب و حکمت و تحقیق درباره معارف آنهاست و جهل زدایی و رفع تقلید مقدمه ضروری هرگونه تعلیم و تحقیق به شمار میرود از این رو پیامبران با تقلید باطل و جهل و سنت های نادرست مبارزه کردند آیات متعدد قرآن<ref>سوره بقره، آیه:۱۷۰؛ سوره مائده، آیه:۱۰۴؛ سوره اعراف، آیه:۲۸؛ سوره لقمان، آیه:۲۱ و سوره زخرف، آیه:۲۰ـ ۲۴.</ref> نشان میدهد مبارزه با تقلید کورکورانه سیره قطعی هر | *شکستن سنتهای غلط که مایه انحراف و عقب ماندگی جوامع بشری است نیز از اصول کلی دعوت انبیا بوده است. چون برنامه اصلی همه انبیا تعلیم کتاب و حکمت و تحقیق درباره معارف آنهاست و جهل زدایی و رفع تقلید مقدمه ضروری هرگونه تعلیم و تحقیق به شمار میرود از این رو پیامبران با تقلید باطل و جهل و سنت های نادرست مبارزه کردند آیات متعدد قرآن<ref>سوره بقره، آیه:۱۷۰؛ سوره مائده، آیه:۱۰۴؛ سوره اعراف، آیه:۲۸؛ سوره لقمان، آیه:۲۱ و سوره زخرف، آیه:۲۰ـ ۲۴.</ref> نشان میدهد مبارزه با تقلید کورکورانه سیره قطعی هر پیامبر بوده و از لوازم رسالت عامه به شمار میرود. قرآن کریم از پیامبران نقل میکند که به قوم خویش میگفتند سخن ما را بسنجید اگر بهتر از سخن پیشینیان شما بود آن گاه بپذیرید و این نشان میدهد که دعوت به عقل و برهان و پرهیز از وهم و گمان، سنت مشترک همه انبیا بوده است <ref>سوره انعام، آیه:۵۷ و سوره یوسف، آیه:۱۰۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*علاوه بر بحث تفاضل میان پیامبران الهی بحث دیگری که متکلمان اسلامی مطرح کردهاند تفاضل پیامبران و فرشتگان است. آراء آنان در این باره مختلف است<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>: | *علاوه بر بحث تفاضل میان پیامبران الهی بحث دیگری که متکلمان اسلامی مطرح کردهاند تفاضل پیامبران و فرشتگان است. آراء آنان در این باره مختلف است<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>: | ||
*متکلمان امامیه و اشاعره به برتری انبیا معتقدند ولی در مقابل، معتزله فرشتگان را از پیامبران برتر میدانند <ref>اوائل المقالات، ص ۴۹.</ref>. برخی نیز در این باره به تفصیل قائل شدهاند بدین نحو که انبیای مرسل افضل از ملائکهاند و خواص ملائکه افضل از انبیای غیر مرسل میباشند و انبیای غیر مرسل افضل از ملائکه عاماند <ref>الحبائک فی اخبار الملائک، ص ۸۰.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *متکلمان امامیه و اشاعره به برتری انبیا معتقدند ولی در مقابل، معتزله فرشتگان را از پیامبران برتر میدانند <ref>اوائل المقالات، ص ۴۹.</ref>. برخی نیز در این باره به تفصیل قائل شدهاند بدین نحو که انبیای مرسل افضل از ملائکهاند و خواص ملائکه افضل از انبیای غیر مرسل میباشند و انبیای غیر مرسل افضل از ملائکه عاماند <ref>الحبائک فی اخبار الملائک، ص ۸۰.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*گروه نخست برای اثبات ادعای خویش به آیات مختلفی از قرآن کریم استدلال کردهاند که از جمله میتوان به آیه ۳۱ سوره آل عمران اشاره کرد که میفرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد؛ سوره آل عمران، آیه:۳۳.</ref> زیرا عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَلَى الْعَالَمِينَ }}﴾}} شامل فرشتگان نیز میشود و از آن جا که معنای اصطفی در این جا متضمن برتری و افضلیت است از آیه بدست میآید که انبیا بر فرشتگان برتری دارند <ref>الاعتقادات، ص ۸۹؛ ارشاد الطالبین، ص ۳۲۱ـ ۳۲۴؛ شرح المقاصد، ج۵، ص ۶۲ـ ۷۹؛ سرمایه ایمان، ص ۱۰۳ و ۱۰۴؛ روح المعانی، ج۲، ص ۱۲۷؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۲؛ مجمع البیان، ج۴، ص ۴۲ و ج۶، ص ۱۴۷.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *گروه نخست برای اثبات ادعای خویش به آیات مختلفی از قرآن کریم استدلال کردهاند که از جمله میتوان به آیه ۳۱ سوره آل عمران اشاره کرد که میفرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد؛ سوره آل عمران، آیه:۳۳.</ref> زیرا عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَلَى الْعَالَمِينَ }}﴾}} شامل فرشتگان نیز میشود و از آن جا که معنای اصطفی در این جا متضمن برتری و افضلیت است از آیه بدست میآید که انبیا بر فرشتگان برتری دارند <ref>الاعتقادات، ص ۸۹؛ ارشاد الطالبین، ص ۳۲۱ـ ۳۲۴؛ شرح المقاصد، ج۵، ص ۶۲ـ ۷۹؛ سرمایه ایمان، ص ۱۰۳ و ۱۰۴؛ روح المعانی، ج۲، ص ۱۲۷؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۲؛ مجمع البیان، ج۴، ص ۴۲ و ج۶، ص ۱۴۷.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*از دیگر آیاتی که بر این مطلب استدلال شده است آیه ۳۵ سوره بقره است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ }}﴾}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید؛ سوره بقره، آیه:۳۴.</ref>. در این آیه فرشتگان مأموریت یافتهاند که در برابر آدم سجده کنند و مقتضای این مطلب تقدیم و تفضیل [[حضرت آدم]]{{ع}} به عنوان | *از دیگر آیاتی که بر این مطلب استدلال شده است آیه ۳۵ سوره بقره است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ }}﴾}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید؛ سوره بقره، آیه:۳۴.</ref>. در این آیه فرشتگان مأموریت یافتهاند که در برابر آدم سجده کنند و مقتضای این مطلب تقدیم و تفضیل [[حضرت آدم]]{{ع}} به عنوان پیامبر الهی بر فرشتگان است، پس نبی بر فرشته برتری دارد <ref>مجمع البیان، ج۱، ص ۱۶۱؛ الکشاف، ج۴، ص ۱۰۶؛ فتح الباری، ج۱۳، ص ۳۳ و بحار، ج۲۶، ص ۳۴۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*در برخی روایات نیز به برتری پیامبران بر فرشتگان تصریح شده است. برای نمونه شخصی از [[امام رضا]]{{ع}} پرسید آیا | *در برخی روایات نیز به برتری پیامبران بر فرشتگان تصریح شده است. برای نمونه شخصی از [[امام رضا]]{{ع}} پرسید آیا پیامبر افضل است یا فرشتهای که به سوی او فرستاده میشود؟ [[امام]] در جواب فرمودند پیامبرافضل است <ref>بحارالانوار، ج۱۰، ص ۱۸۳؛ الاحتجاج، ج۲، ص ۳۴۸ و تفسیر صافی، ج۳، ص ۱۹۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*علاوه بر ادله نقلی برای اثبات افضلیت انبیا بر فرشتگان دلیل عقلی هم اقامه شده است و آن عبارت است از این که انبیا دارای قوه شهوت و غضب و نیز سایر قوای جسمانی همچون قوه خیالیه و وهمیه و... هستند و اکثر احکام این قوا با حکم عقل در تضاد میباشند با این حال انبیا قوای مذکور را به کنترل خود درآورده و پیوسته بر اساس حکم عقل رفتار کرده اند. بنابراین افعال و عبادات انبیا سخت تر از افعال و عبادات فرشتگان است و هر عمل سختی فضیلتش بیشتر است <ref>کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص ۳۸۷؛ المسلک فی اصول الدین، ص ۲۸۰و الحبائک فی اخبار الملائک، ص۷۵.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | *علاوه بر ادله نقلی برای اثبات افضلیت انبیا بر فرشتگان دلیل عقلی هم اقامه شده است و آن عبارت است از این که انبیا دارای قوه شهوت و غضب و نیز سایر قوای جسمانی همچون قوه خیالیه و وهمیه و... هستند و اکثر احکام این قوا با حکم عقل در تضاد میباشند با این حال انبیا قوای مذکور را به کنترل خود درآورده و پیوسته بر اساس حکم عقل رفتار کرده اند. بنابراین افعال و عبادات انبیا سخت تر از افعال و عبادات فرشتگان است و هر عمل سختی فضیلتش بیشتر است <ref>کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص ۳۸۷؛ المسلک فی اصول الدین، ص ۲۸۰و الحبائک فی اخبار الملائک، ص۷۵.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | ||
*گروه دوم نیز برای اثبات مدعای خود به دلائل گوناگون استناد جستهاند از جمله آنها، ادله ذیل است: | *گروه دوم نیز برای اثبات مدعای خود به دلائل گوناگون استناد جستهاند از جمله آنها، ادله ذیل است: | ||