آیا اعتقاد به علم غیب امام غلو نیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
آیا اعتقاد به علم غیب امام غلو نیست؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۸ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۳:۱۸
، ۲۸ مهٔ ۲۰۱۸←پاسخهای دیگر
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن|۳. آیتالله شریعتمدار جزایری؛}} | {{جمع شدن|۳. آیت الله جوادی آملی؛}} | ||
[[پرونده:769540432.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی]]]] | |||
::::::آیت الله '''[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی]]''' در کتاب ''«[[ادب فنای مقربان ج۶ (کتاب)|ادب فنای مقربان]]»'' در این باره گفته است: | |||
::::::«گاهی گفته میشود که ادعای آگاهی [[ائمه]]{{عم}} از احوال شیعیان غلو است. ظاهر دلیل این سخن آن است که علم آن ذوات قدسی پس از مرگ اساساً بی معنا است ، زیر شخص مرده شعور ندارد و [[امام]] باشد یا غیر [[امام]]! [[امام]] در زمان حیات نیز تنها اطراف خود را میبیند و آگاهی بر اعمال شیعیانی که در نقاط دیگر قرار هستند. نیاز به [[علم غیب]] دارد و ادعای [[علم غیب]] برای آنها نیز غلو است، چنان که ادعای شنیدن صدای زائر در حرمهای مطهر پس از وفاتشان بیمعنا و غلو است. پاسخ این سه اشکال چنین است: آیات فراوانی دلالت میکنند که [[پیامبر]]{{صل}} شاهد اعمال امت خود و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}﴾}}<ref>پیامبر بر شما گواه باشد؛ سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ}}﴾}}<ref>تا پیامبر بر شما گواه باشد؛ سوره حج، آیه ۷۸.</ref> و شاهد اعمال شهدای اعمال امتهای دیگر [[انبیا]]{{عم}} است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا}}﴾}}<ref>پس آن هنگام که از هر امّتی گواهی آوریم و تو را (نیز) بر آنان، گواه گیریم حالشان چگونه خواهد بود؟؛ سوره نسا، آیه ۴۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء}}﴾}}<ref>و یاد کن روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم؛ سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>. چنان که مسیح شاهد اعمال امت خودش است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا}}﴾}}<ref>و در روز رستخیز بر آنان گواه است، سوره نساء، آیه ۱۵۹.</ref>۔ روشن است که قیامت ظرف ادای شهادت است و ادای شهادت باید۔مسبوق به تحمل صحیح آن باشد، پس اعمال امت آن حضرت باید قبل از قیامت مورد شهود و تحت علمی آن حضرت قرار گرفته باشد تا او بتواند در معاد به آن شهادت دهد. اکنون سخن در این است که چند قرن از رحلت [[پیامبر|پیامبر اسلام]]{{صل}} و رحلت یا عروج [[عیسی]]{{ع}} میگذرد. اگر مرگ یا عروج که سبب عدم حضور آنها در امتشان است، مانع دیدن اعمال امت و شنیدن صدایشان باشد، چگونه این دو [[پیامبر]] بزرگ و همچنین سایر پیامبران میتوانند تحمل شهادت کنند تا در صحنه قیامت به اعمال امت پس از خود شهادت بدهند؟ چنان که شهادت بر اعمال و گفتار کسانی که در زمان خودشان زندگی میکردند و در کنار آنها نبودند نیز به مشکل برمیخورد. افزون بر این، گروهی از مؤمنان نیز شاهد اعمال امتاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}﴾}}<ref>تا گواه بر مردم باشید، سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}﴾}}<ref>و شما بر مردم گواه باشید؛سوره حج، آیه ۷۸.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref>و بگو آنچه در سر دارید انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید؛ سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref>. در اینکه مقصود از "مؤمنان" در این آیه چه کسانیاند<ref>ادب فنای مقربان، ج۱، ص۱۵۴.</ref> این مؤمنان هر کس باشند اگر مرده باشند، همانند پیامبران - در شهادت بر اعمال با مشکل روبه رو خواهند شد و چنانچه زنده باشند نیز نمیتوانند شاهد همه اعمال مؤمنان باشند، مگر آنکه از [[علم غیب]] برخوردار باشند. نتیجه آنکه [[پیامبر|پیامبر اکرم]]{{صل}} و دیگر پیامبران، هم از [[علم غیب]] برخوردارند و هم از احوال امت خود حتی پس از مرگ آگاهاند و هم صداهای مردم را میشنوند، از این رو امت اسلام در زیارتها و در نمازهایشان به هر جای جهان که باشند با خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} میگویند: {{عربی|اندازه=150%|"السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه"}}! بر این اساس، شنیدن صدا به زائر حاضر در حرم اختصاص ندارد، بلکه از هر نقطه دنیا میتوان به آنها سلام کرد و آنان میشنوند و خطاب بدون شنیدن مخاطب معنا ندارد؛ پس پذیرش هیچ یک از امور یاد شده، با عقل و قرآن کریم تعارض ندارد»<ref>[[ادب فنای مقربان ج۶ (کتاب)|ادب فنای مقربان]]، ج۶، ص ۳۲۱.</ref> | |||
{{پایان جمع شدن}} | |||
{{جمع شدن|۴. آیتالله شریعتمدار جزایری؛}} | |||
[[پرونده:76355353737.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | [[پرونده:76355353737.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | ||
آیتالله '''[[سید نورالدین شریعتمدار جزایری]]''' در مقاله ''«[[امام حسین و علم به شهادت (مقاله)|امام حسین و علم به شهادت]]»'' در این باره گفته است: | آیتالله '''[[سید نورالدین شریعتمدار جزایری]]''' در مقاله ''«[[امام حسین و علم به شهادت (مقاله)|امام حسین و علم به شهادت]]»'' در این باره گفته است: | ||
| خط ۵۶: | خط ۶۲: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۵. حجت الاسلام و المسلمین هاشمی؛}} | ||
[[پرونده:11720.JPG|100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]] | [[پرونده:11720.JPG|100px|right|بندانگشتی|[[سید علی هاشمی ۱|هاشمی]]]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]''' در کتاب ''«[[علوم برگزیدگان (کتاب)|علوم برگزیدگان]]»'' در اینباره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید علی هاشمی ۱|سید علی هاشمی]]''' در کتاب ''«[[علوم برگزیدگان (کتاب)|علوم برگزیدگان]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«اعتقاد به علوم ویژه برای [[ائمه]]{{عم}} و دیگر برگزیدگان خداوند، غلوآمیز نیست و تأییدهای قرآنی دارد. ارتباط حضرت مریم{{س}} با فرشتگان، الهام به مادر موسی{{ع}}، و علوم جناب [[ذوالقرنین]] و [[آصف بن برخیا]]، نمونههاییاند که نشان میدهند اعتقاد به ارتباط ویژه [[ائمه]]{{عم}} به عنوان حجتهای خداوند بعد از پیامبر{{صل}} با منابع علوم فرابشری، غلوآمیز نیست؛ بلکه ممکن بوده و قرآن کریم از رخ دادن آن در برخی موارد گزارش داده است. در روایات نیز این استدلال زیبا نقل شده که خداوند بزرگتر و کریمتر از آن است که کسی را حجت خود بر مردم قرار دهد، اما اخبار آسمانها و زمین را از او پنهان بدارد | ::::::«اعتقاد به علوم ویژه برای [[ائمه]]{{عم}} و دیگر برگزیدگان خداوند، غلوآمیز نیست و تأییدهای قرآنی دارد. ارتباط حضرت مریم{{س}} با فرشتگان، الهام به مادر موسی{{ع}}، و علوم جناب [[ذوالقرنین]] و [[آصف بن برخیا]]، نمونههاییاند که نشان میدهند اعتقاد به ارتباط ویژه [[ائمه]]{{عم}} به عنوان حجتهای خداوند بعد از پیامبر{{صل}} با منابع علوم فرابشری، غلوآمیز نیست؛ بلکه ممکن بوده و قرآن کریم از رخ دادن آن در برخی موارد گزارش داده است. در روایات نیز این استدلال زیبا نقل شده که خداوند بزرگتر و کریمتر از آن است که کسی را حجت خود بر مردم قرار دهد، اما اخبار آسمانها و زمین را از او پنهان بدارد<ref>{{عربی|اندازه=120%|" اللَّهُ أَجَلُّ وَأَعَزُّ وَأَکْرَمُ مِنْ أَنْ یَفْرِضَ طَاعَهَ عَبْدٍ یَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَأَرْضِهِ؛ ثُمَّ قَالَ: لا یَحْجُبُ ذلِکَ عَنْهُ"}}[[محمد بن یعقوب کلینی]]، الکافی، ج۱، ص۶۵۴. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: الکافی، ص۶۵۰ـ۶۵۴. در این صفحات، چهار روایت در این موضوع نقل شده که سه روایت اخیر آن دارای سند صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۲۲ـ۱۲۷. در این صفحات، روایات متعدد و مستفیضی با این محتوا نقل شده است.</ref> تجربه هم نشان داده است که افراد عادی با دانشهای عادی نمیتوانند جهان را مدیریت کنند و به سعادت مطلوب برسانند. بنابراین داشتن پشتوانه قرآنی و مستند بودن به روایات معتبر، نادرستی ادعای یادشده را روشن میسازد. به نظر میرسد ادعای نفی هرگونه علم الهی و ویژه از [[ائمه]]{{عم}}، دیدگاهی تفریطی و ناشی از مقایسه [[ائمه]]{{عم}} با پیشوایان اهل سنت است»<ref>[[علوم برگزیدگان (کتاب)|علوم برگزیدگان]]؛ ص۴۰۸.</ref>. | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۶. حجت الاسلام و المسلمین بخاراییزاده؛}} | ||
[[پرونده:11805.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید حبیب بخاراییزاده|بخاراییزاده]]]] | [[پرونده:11805.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید حبیب بخاراییزاده|بخاراییزاده]]]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید حبیب بخاراییزاده]]''' در پایاننامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایاننامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]»'' در اینباره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید حبیب بخاراییزاده]]''' در پایاننامه دکتری خود با عنوان ''«[[علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت (پایاننامه)|علم غیب امامان از نگاه عقل كتاب و سنت]]»'' در اینباره گفته است: | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۶: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۷. حجت الاسلام و المسلمین باقری؛}} | ||
[[پرونده:11786.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد فائز باقری|باقری]]]] | [[پرونده:11786.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید محمد فائز باقری|باقری]]]] | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید محمد فائز باقری|باقری]]''' در پایاننامه کارشناسیارشد خود با عنوان ''«[[بررسی علم اولیای الهی (پایاننامه)|بررسی علم اولیای الهی]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[سید محمد فائز باقری|باقری]]''' در پایاننامه کارشناسیارشد خود با عنوان ''«[[بررسی علم اولیای الهی (پایاننامه)|بررسی علم اولیای الهی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
| خط ۹۶: | خط ۱۰۲: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۸. حجج الاسلام والمسلمین برنجکار و شاکر؛}} | ||
[[پرونده:873589.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[رضا برنجکار]]]] | [[پرونده:873589.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[رضا برنجکار]]]] | ||
::::::حجج الاسلام و المسلمین '''دکتر [[رضا برنجکار]]''' و '''دکتر [[محمد تقی شاکر]]''' در مقاله ''«[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]»'' در اینباره گفتهاند: | ::::::حجج الاسلام و المسلمین '''دکتر [[رضا برنجکار]]''' و '''دکتر [[محمد تقی شاکر]]''' در مقاله ''«[[مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران (مقاله)|مسئله آگاهی از غیب و امکان آن از نگاه مفسران]]»'' در اینباره گفتهاند: | ||
| خط ۱۰۲: | خط ۱۰۸: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۹. حجت الاسلام و المسلمین مهدیفر؛}} | ||
[[پرونده:11902.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[حسن مهدیفر|مهدیفر]]]] | [[پرونده:11902.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[حسن مهدیفر|مهدیفر]]]] | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[حسن مهدیفر]]''' در پایاننامه دکتری خود با عنوان ''«[[علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن (پایاننامه)|علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[حسن مهدیفر]]''' در پایاننامه دکتری خود با عنوان ''«[[علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن (پایاننامه)|علوم اهل بیت ویژگیها ابعاد و مبادی آن]]»'' در اینباره گفته است: | ||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۱۴: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۱۰. حجت الاسلام و المسلمین شاکر؛}} | ||
[[پرونده:847645352.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد تقی شاکر|شاکر]]]] | [[پرونده:847645352.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد تقی شاکر|شاکر]]]] | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''دکتر [[محمد تقی شاکر]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین '''دکتر [[محمد تقی شاکر]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایاننامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»'' در اینباره گفته است: | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۲۰: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۱۱. حجت الاسلام والمسلمین احسائی؛}} | ||
[[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]] | [[پرونده:0f6.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی جزیری احسائی]]]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی جزیری احسائی]]''' در کتاب ''«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»'' در اینباره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی جزیری احسائی]]''' در کتاب ''«[[دفع الریب عن علم الغیب (کتاب)|دفع الریب عن علم الغیب]]»'' در اینباره گفته است: | ||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۲۶: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۱۲. حجت الاسلام و المسلمین لطیفی؛}} | ||
[[پرونده:11213.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[رحیم لطیفی]]]] | [[پرونده:11213.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[رحیم لطیفی]]]] | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[رحیم لطیفی]]''' در مقاله ''«[[علم غیب معصوم ۳ (مقاله)| علم غیب معصوم]]»'' در این باره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[رحیم لطیفی]]''' در مقاله ''«[[علم غیب معصوم ۳ (مقاله)| علم غیب معصوم]]»'' در این باره گفته است: | ||
::::::«ماهیت علم غیب پیامبر و امام چنان ترسیم و تصویر شده است که هیچگونه شایبه غلو یا شرک را در پی ندارد علم غیب عطایی طولی باذن الله با علم غیب بالذات مستقل الهی اصولاً قابل قیاس نیست، اولین و آخرین مرحله غلو این است که کسی را در هر صفتی یا کمالی در عرض خدا و در کنار خدا جا دهند و گرنه شایبه غلو و شرک منتفی است و این حقیقت را خود ائمه {{ع}} فرمودهاند: | ::::::«ماهیت [[علم غیب]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} چنان ترسیم و تصویر شده است که هیچگونه شایبه غلو یا شرک را در پی ندارد [[علم غیب]] عطایی طولی باذن الله با [[علم غیب]] بالذات مستقل الهی اصولاً قابل قیاس نیست، اولین و آخرین مرحله غلو این است که کسی را در هر صفتی یا کمالی در عرض خدا و در کنار خدا جا دهند و گرنه شایبه غلو و شرک منتفی است و این حقیقت را خود [[ائمه]]{{ع}} فرمودهاند:"درباره ما هر چه میخواهید بگویید اما به مرز بندگی نرسید و مبالغه نورزید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" لَا تَتَجَاوَزُوا بِنَا الْعُبُودِيَّةَ ثُمَّ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ وَ لَنْ تَبْلُغُوا"}}؛الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)، ج۲، ص: ۴۳۹.</ref>؛ "ما را بندگان و مخلوقات قرار دهید سپس هر چه خواستید به ما نسبت دهید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|"اجْعَلُونَا عَبِيداً مَخْلُوقِينَ وَ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ "}}؛ بصائر الدرجات، ص:۲۴۱.</ref>؛ "مراقب زیادهگویی و غلو نسبت به ما باشید، معتقد باشید که ما بندگانی تربیت شده هستیم سپس در برتری ما هر چه خواستید بگویید"<ref>{{عربی|اندازه=120%|"إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ فِينَا قُولُوا إِنَّا عِبَادٌ مَرْبُوبُونَ وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ"}}؛ الخصال؛ ج:۲، ص:۶۴۱.</ref>. پس نفی سهو و نسیان و اثبات [[علم غیب]] هیچکدام، [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} را ربّ و معبود نمیسازد، بلکه آنان را بندگانی با علم عالی و [[عصمت]] عالی معرفی میکند»<ref>[[علم غیب معصوم ۳(مقاله)|علم غیب معصوم]]، [[معارف (نشریه)|ماهنامه معارف]]، شماره ۴۸، ص۱۰-۱۶.</ref>. | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۱۳. حجت الاسلام و المسلمین وکیلی؛}} | ||
[[پرونده:11670.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[محمد حسن وکیلی]]]] | [[پرونده:11670.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[محمد حسن وکیلی]]]] | ||
حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد حسن وکیلی]]''' در مقاله ''«[http://erfanvahekmat.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%28%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD%29 علم غیب امام]»'' در این باره گفته است: | حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد حسن وکیلی]]''' در مقاله ''«[http://erfanvahekmat.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%B9%D9%84%D9%85_%D8%BA%DB%8C%D8%A8_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%28%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D9%88_%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD%29 علم غیب امام]»'' در این باره گفته است: | ||
::::::«با توجّه به این مقدّمات وقتی درباره علم امام یا هر کسی از مخلَصین صحبت میکنیم، چند تعبیر میتوان بهکار برد: | ::::::«با توجّه به این مقدّمات وقتی درباره علم امام یا هر کسی از مخلَصین صحبت میکنیم، چند تعبیر میتوان بهکار برد: | ||
::::#اگر توجه کنیم که وجود امام وجودی ذومراتب است و هر مرتبه حکمی دارد، باید بگوئیم: {{عربی|اندازه= | ::::#اگر توجه کنیم که وجود [[امام]] وجودی ذومراتب است و هر مرتبه حکمی دارد، باید بگوئیم: {{عربی|اندازه=150%|«الإمام عالم بحسب مرتبه و هو غیر عالم بحسب مرتبه اخری»}}<ref>«همانا امام نسبت به سطحی مطلع میباشد و همو از سطح دیگر مطلع نیست.»</ref> در این بیان روحالقدس مرتبهای از امام و در درون امام است که امام با آن حقایق ملک و ملکوت را مییابد: {{عربی|اندازه=155%|«عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیهالسلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْعَالِمِ، فَقَالَ: يَا جَابِرُ إِنَّ فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ: رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ وَ رُوحَ الْحَيَاةِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ؛ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ يَا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى، ثُمَّ قَالَ: يَا جَابِرُ إِنَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ يُصِيبُهَا الْحَدَثَانُ، إِلَّا أَنَّ رُوحَ الْقُدُسِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَلْعَبُ»}}<ref>«از جابر از امام باقر{{ع}} منقول است: از ایشان{{عم}} نسبت به علم امام پرسش نمودم، پس فرمود: ای جابر همانا در پیامبران و اوصیا پنجگونه روح میباشد: روح القدس و روح الإیمان و روح الحیاة و روح القوة و روح الشهوة؛ پس ای جابر ایشان به وسیله روح القدس نسبت به آنچه در زیر عرش تا زیر زمین وجود دارد مطلع گشتند، سپس فرمود: ای جابر این ارواح دو رخداد برایش روی میدهد، مگر روح القدس که نه سرگرمی و نه بازی در آن راه ندارد.»</ref> | ||
::::#اگر به حقیقت امام که مقام امامت به آن قائم است توجّه کنیم، یعنی همان باطن و قلب امام و همان حقیقت عالم اسماء و صفات کلیه و همان روحالقدس، باید بگوییم امام به همه حقایق عالم واقف است، و بلکه در حقیقت قلب امام {{عربی|اندازه=150%|«مَعْدِنَ حُكْمِ اللَّهِ وَ سِرِّهِ وَ عَيْبَةَ عِلْمِ اللَّهِ وَ خَازِنَه و حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِهِ وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِه»}}<ref>«گنجینه حکم و سر خداوند متعال، و صندوق و مخزن علم خداوند متعال، و نگهبانان راز خداوند و گنجینههای علم او، و محل نگهداری حکمت پروردگار، و مفسران وحی او، و پایههای یکتاپرستی خداوند متعال و گواهان بر خلق او می باشند.»</ref> میباشد و همه علوم از قلب او میجوشد. امثال این روایت را نیز باید حمل بر همین قسم دوّم یا قسم اول نمود: {{عربی|اندازه=155%|«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أُعْطِيَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَوَرِثْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وِرَاثَة»}}</ref>«به رسول خدا{{صل}} علم گذشته و علم آینده تا روز قیامت داده شده است، پس ما از رسول خدا{{صل}} این علم را به ارث بردهایم.» | ::::#اگر به حقیقت امام که مقام امامت به آن قائم است توجّه کنیم، یعنی همان باطن و قلب امام و همان حقیقت عالم اسماء و صفات کلیه و همان روحالقدس، باید بگوییم امام به همه حقایق عالم واقف است، و بلکه در حقیقت قلب امام {{عربی|اندازه=150%|«مَعْدِنَ حُكْمِ اللَّهِ وَ سِرِّهِ وَ عَيْبَةَ عِلْمِ اللَّهِ وَ خَازِنَه و حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَ مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ وَ تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِهِ وَ شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِه»}}<ref>«گنجینه حکم و سر خداوند متعال، و صندوق و مخزن علم خداوند متعال، و نگهبانان راز خداوند و گنجینههای علم او، و محل نگهداری حکمت پروردگار، و مفسران وحی او، و پایههای یکتاپرستی خداوند متعال و گواهان بر خلق او می باشند.»</ref> میباشد و همه علوم از قلب او میجوشد. امثال این روایت را نیز باید حمل بر همین قسم دوّم یا قسم اول نمود: {{عربی|اندازه=155%|«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أُعْطِيَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَوَرِثْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وِرَاثَة»}}</ref>«به رسول خدا{{صل}} علم گذشته و علم آینده تا روز قیامت داده شده است، پس ما از رسول خدا{{صل}} این علم را به ارث بردهایم.» | ||
::::#اگر امام را به حسب ظاهر مانند دیگر انسانها همین بدن جسمانی و روح و ذهن بشری بدانیم، و درباره مقام بشریت ایشان صحبت کنیم و اصلاً به درجات و مراتب ملکوتی خود ایشان نظر نکنیم، باید بگوییم امام از بسیاری از امور بیاطلاعند و خبری از غیب ندارند، مگر آنکه مَلَکی ایشان را از آن امر مطلع نماید و خبر دهد. روایاتی که سخن از نفی علم غیب امام میگوید همه ناظر به این اعتبار است. در این بیان چون با نگاه بشری به وجود امام نظر کردهایم، آن ملک خبر دهنده و الهام کننده را بیرون امام میبینیم که گویا از جائی بر امام نازل میشود و خبر میآورد. در این بیان روحالقدس روح خود امام و در درون امام نیست، بلکه روحالقدس جبرئیل و ملک وحی بیرون امام است که برای امام خبر میآورد و وی را تعلیم میدهد. مثلاً میفرمایند: {{عربی|اندازه=155%|«إِذَا وَرَدَ عَلَيْنَا شَيْءٌ لَيْسَ عِنْدَنَا تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُس»}}<ref>«اگر امری بر ما وارد شد که در اختیار ما نباشد، روح القدس آن را به ما می رساند»</ref> این ادبیات در قرآن کریم هم مورد استفاده است که میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» بقره، آیه ۹۷.</ref> این ادبیات از دو جهت خوب و مطلوب است؛ اوّلاً در بیانات عمومی کاربرد دارد چون موجب غلو نمیشود و کسی توهّم خدایی از آن نمینماید، ولی ادبیات اول و دوم برای عوام مردم که توان تشخیص مراتب و جهات را ندارند موجب غلو میگردد. ثانیاً مقام اسماء و صفات کلیه الهیه و روحالقدس و ... مقام فناء و اندکاک نفس امام است، و لذا هه اولیاء در آنجا متحد و یکی بوده و کثرتی در آنجا وجود ندارد. از اینرو وقتی میخواهیم به حضرت رسول اکرم از آنجهت که رسول اکرمند و از دیگر أنبیاء و اولیاء متمایز میباشند اشاره کنیم، باید به همین نحوه سخن بگوئیم؛ چون مسلماً تعیّن خاص آن حضرت مادون مقام روحالقدس است و روح القدس بر آن نزول میکند؛ گرچه باطن آن حضرت که مقام ولایت است، عین روحالقدس و به حسابی برتر از آن میباشد. | ::::#اگر امام را به حسب ظاهر مانند دیگر انسانها همین بدن جسمانی و روح و ذهن بشری بدانیم، و درباره مقام بشریت ایشان صحبت کنیم و اصلاً به درجات و مراتب ملکوتی خود ایشان نظر نکنیم، باید بگوییم امام از بسیاری از امور بیاطلاعند و خبری از غیب ندارند، مگر آنکه مَلَکی ایشان را از آن امر مطلع نماید و خبر دهد. روایاتی که سخن از نفی علم غیب امام میگوید همه ناظر به این اعتبار است. در این بیان چون با نگاه بشری به وجود امام نظر کردهایم، آن ملک خبر دهنده و الهام کننده را بیرون امام میبینیم که گویا از جائی بر امام نازل میشود و خبر میآورد. در این بیان روحالقدس روح خود امام و در درون امام نیست، بلکه روحالقدس جبرئیل و ملک وحی بیرون امام است که برای امام خبر میآورد و وی را تعلیم میدهد. مثلاً میفرمایند: {{عربی|اندازه=155%|«إِذَا وَرَدَ عَلَيْنَا شَيْءٌ لَيْسَ عِنْدَنَا تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُس»}}<ref>«اگر امری بر ما وارد شد که در اختیار ما نباشد، روح القدس آن را به ما می رساند»</ref> این ادبیات در قرآن کریم هم مورد استفاده است که میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است بیگمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست میشمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» بقره، آیه ۹۷.</ref> این ادبیات از دو جهت خوب و مطلوب است؛ اوّلاً در بیانات عمومی کاربرد دارد چون موجب غلو نمیشود و کسی توهّم خدایی از آن نمینماید، ولی ادبیات اول و دوم برای عوام مردم که توان تشخیص مراتب و جهات را ندارند موجب غلو میگردد. ثانیاً مقام اسماء و صفات کلیه الهیه و روحالقدس و ... مقام فناء و اندکاک نفس امام است، و لذا هه اولیاء در آنجا متحد و یکی بوده و کثرتی در آنجا وجود ندارد. از اینرو وقتی میخواهیم به حضرت رسول اکرم از آنجهت که رسول اکرمند و از دیگر أنبیاء و اولیاء متمایز میباشند اشاره کنیم، باید به همین نحوه سخن بگوئیم؛ چون مسلماً تعیّن خاص آن حضرت مادون مقام روحالقدس است و روح القدس بر آن نزول میکند؛ گرچه باطن آن حضرت که مقام ولایت است، عین روحالقدس و به حسابی برتر از آن میباشد. | ||
| خط ۱۴۰: | خط ۱۴۶: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۱۴. حجت الاسلام و المسلمین بهدار؛}} | ||
[[پرونده:11169.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد رضا بهدار|بهدار]]]] | [[پرونده:11169.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد رضا بهدار|بهدار]]]] | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد رضا بهدار]]''' در مقاله ''«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد رضا بهدار]]''' در مقاله ''«[[گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه (مقاله)|گستره علم امام در اندیشه علمای شیعه]]»'' در اینباره گفته است: | ||
| خط ۱۴۶: | خط ۱۵۲: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۱۵. آقای رضوانی (پژوهشگر حوزه علمیه قم)؛}} | ||
[[پرونده:15207.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علی اصغر رضوانی]]]] | [[پرونده:15207.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[علی اصغر رضوانی]]]] | ||
::::::آقای '''[[علی اصغر رضوانی]]'''، در کتاب ''«[[علم و سلطه غیبی اولیا (کتاب)|علم و سلطه غیبی اولیا]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::آقای '''[[علی اصغر رضوانی]]'''، در کتاب ''«[[علم و سلطه غیبی اولیا (کتاب)|علم و سلطه غیبی اولیا]]»'' در اینباره گفته است: | ||
| خط ۱۵۴: | خط ۱۶۰: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۱۶. آقای عرفانی (پژوهشگر جامعة المصطفی العالمیة)؛}} | ||
[[پرونده:11273.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد نظیر عرفانی|عرفانی]]]] | [[پرونده:11273.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد نظیر عرفانی|عرفانی]]]] | ||
::::::آقای '''[[محمد نظیر عرفانی]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[بررسی علم غیب معصومان (پایاننامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::آقای '''[[محمد نظیر عرفانی]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[بررسی علم غیب معصومان (پایاننامه)|بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«اعتقاد ما نسبت به [[علم غیب]] معصومان {{عم}} این است كه آنها با اراده الهی عالم به غیب میباشند و چنین اعتقادی كه علم غیب آنها به صورت استقلالی باشد مورد قبول ما نیست، بنابر این شرك در صورتی بوجود خواهد آمد كه ما علم غیب آنها را مستقل از علم الهی بدانیم و إلا اگر علم غیب معصومان در طول علم الهی و با اذن خداوند باشد هیچ گونه شركی به وجود نخواهد آمد. و لذا حضرت عیسی{{ع}} میفرمایند من مردگان را به اذن خدا زنده میكنم وكور مادر زاد را شفا میبخشم اما تمام اینها با اذن واجازه خداوند است {{عربی|اندازه=155%|«وَأُبْرِئُ الأكْمَهَ وَالأبْرَصَ وَأُحْیی الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ»}} و اگر اهل بیت {{عم}} در روز قیامت شفاعت مینمایند، بدون اذن الهی صورت نخواهد گرفت: {{عربی|اندازه= | ::::::«اعتقاد ما نسبت به [[علم غیب]] معصومان {{عم}} این است كه آنها با اراده الهی عالم به غیب میباشند و چنین اعتقادی كه علم غیب آنها به صورت استقلالی باشد مورد قبول ما نیست، بنابر این شرك در صورتی بوجود خواهد آمد كه ما علم غیب آنها را مستقل از علم الهی بدانیم و إلا اگر علم غیب معصومان در طول علم الهی و با اذن خداوند باشد هیچ گونه شركی به وجود نخواهد آمد. و لذا حضرت عیسی{{ع}} میفرمایند من مردگان را به اذن خدا زنده میكنم وكور مادر زاد را شفا میبخشم اما تمام اینها با اذن واجازه خداوند است {{عربی|اندازه=155%|«وَأُبْرِئُ الأكْمَهَ وَالأبْرَصَ وَأُحْیی الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ»}} و اگر اهل بیت {{عم}} در روز قیامت شفاعت مینمایند، بدون اذن الهی صورت نخواهد گرفت: {{عربی|اندازه=150%|«وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَه»}} برخی گمان بردهاند كه اشتراك معصوم با خداوند در داشتن علم غیب موجب غلو در حق معصوم و زمینهساز نوعی شرك میشود، در پاسخ میتوان گفت: اثبات مراحل پائینی برخی صفات الهی برای مخلوقات مایه هیچ گونه شرك و غلو نیست انسانها به قدر وسعت وجودی خود واجد صفات كمالی رحمت، علم، قدرت و.... هستند و این امر هیچگونه شرك را برنمیانگیزد، چون تفاوت میان این داشتن و داشتن الهی، اصولاً قابل مقایسه نیست، همین طور علم غیب معصوم با علم غیب الهی، فرق دارد. مهمترین فرقهای آن از قرار ذیل است: | ||
::::#علم غیب خداوند بالذات است؛ یعنی خارج از ذات نیست. اما علم غیب امامان و انبیاء{{عم}} بالغیر و مأذون از جانب خداوند است، لذا قرآن مجید به صراحت علم غیب بالذات و مستقل را از غیر خدا نفی میكند. | ::::#علم غیب خداوند بالذات است؛ یعنی خارج از ذات نیست. اما [[علم غیب]] امامان و انبیاء{{عم}} بالغیر و مأذون از جانب خداوند است، لذا قرآن مجید به صراحت علم غیب بالذات و مستقل را از غیر خدا نفی میكند. | ||
::::#علم غیب الهی، قدیم و سابق بر همه مخلوقات و معلومات است، ولی علم غیبی [[انبیا]] و [[ائمه]] {{عم}} در ظرف وجودی خود آنان شكل گرفته و حادث است. | ::::#علم غیب الهی، قدیم و سابق بر همه مخلوقات و معلومات است، ولی علم غیبی [[انبیا]] و [[ائمه]] {{عم}} در ظرف وجودی خود آنان شكل گرفته و حادث است. | ||
::::#علم غیب الهی عین ذات او است، ولی علم غیبی انبیاء و ائمه{{عم}} زاید بر ذات آنان است. | ::::#علم غیب الهی عین ذات او است، ولی علم غیبی انبیاء و ائمه{{عم}} زاید بر ذات آنان است. | ||
| خط ۱۶۷: | خط ۱۷۳: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۱۷. آقای شیخزاده (پژوهشگر جامعة المصطفی العالمیة)؛}} | ||
[[پرونده:11818.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده]]]] | [[پرونده:11818.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده]]]] | ||
::::::آقای '''[[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)| رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]»'' در پاسخ به این پرسش گفته است: | ::::::آقای '''[[قاسم علی شیخزاده|شیخزاده]]''' در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا (پایاننامه)| رابطه علم غیب امام حسین و حادثه عاشورا]]»'' در پاسخ به این پرسش گفته است: | ||
| خط ۱۷۷: | خط ۱۸۳: | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
{{جمع شدن| | {{جمع شدن|۱۸. پژوهشگران پایگاه تخصصی مرسلون.}} | ||
[[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | [[پرونده:9030760879.jpg|100px|right|بندانگشتی|]] | ||
'''پژوهشگران [http://morsalun.ir/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87/item/234-%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%DB%B4%DB%B5-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85 پایگاه تخصصی مرسلون]'''، در پاسخ به این پرسش آوردهاند: | '''پژوهشگران [http://morsalun.ir/%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87/item/234-%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%DB%B4%DB%B5-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85 پایگاه تخصصی مرسلون]'''، در پاسخ به این پرسش آوردهاند: | ||