جریر بن اوس طائی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۰: خط ۲۰:
در [[جنگ ذات الرقاع]] (سال چهارم) [[رسول خدا]]{{صل}}، جعیل بن سراقه را در [[مقام]] مژده رسان عازم [[مدینه]] کرد تا خبر [[سلامت]] ایشان و مسلمانان را به [[آگاهی]] [[مردم مدینه]] برساند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری ج۲، ص۴۷.</ref>. او در [[جنگ]] [[بنی قریظه]] (سال پنجم) یک چشمش را از دست داد<ref>ابن نعیم، ج۲، ص۶۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۳۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۶۱۶.</ref> و در [[روز]] [[احزاب]] همراه مسلمانان مشغول کندن [[خندق]] بود. در همان روز به دستور رسول خدا{{صل}}، همه [[اهل]] خندق را برای خوردن خرمایی که [[عمره]] برای پدرش رواحه آورده و به [[برکت]] دعای آن [[حضرت]] زیاد شده بود، [[دعوت]] کرد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۷۶.</ref>. در [[شعبان]] [[سال]] ششم، هنگام عزیمت رسول خدا{{صل}} به سوی [[بنی مصطلق]]، [[جانشین]] آن حضرت در مدینه شد<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۳۷.</ref>، ولی [[موسی بن عقبه]]، او را حاضر در جنگ بنی مصطلق دانسته است. [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۸۸.</ref> قول موسی بن عقبه را منافی با [[جانشینی]] وی در [[مدینه]]، و همین را [[شاهد]] بر دو نفر بودن جعیل و جعال می‌داند، در حالی که هیچ شاهدی برای مدعای [[ابن حجر]] وجود ندارد. جعال در [[شوال]] سال ششم در [[سریه کرز بن جابر]] به ناحیه ذی الجذر شرکت کرد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۷۱.</ref> و در [[جنگ خیبر]] نیز همراه آن [[حضرت]] بود و [[پیام]] [[رسول خدا]]{{صل}} را مبنی بر کشته شدن مرحب و [[نزول آیات]] مربوط به [[ارث]] [[دختران]] را برای [[محمود بن مسلمة]] برد که به وسیله مرحب سنگ خورده بود و در آستانه [[شهادت]]، نگران ارث بردن دختران خود بود<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۵۸.</ref>.
در [[جنگ ذات الرقاع]] (سال چهارم) [[رسول خدا]]{{صل}}، جعیل بن سراقه را در [[مقام]] مژده رسان عازم [[مدینه]] کرد تا خبر [[سلامت]] ایشان و مسلمانان را به [[آگاهی]] [[مردم مدینه]] برساند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری ج۲، ص۴۷.</ref>. او در [[جنگ]] [[بنی قریظه]] (سال پنجم) یک چشمش را از دست داد<ref>ابن نعیم، ج۲، ص۶۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۳۶؛ ابن حجر، الاصابه، ج۴، ص۶۱۶.</ref> و در [[روز]] [[احزاب]] همراه مسلمانان مشغول کندن [[خندق]] بود. در همان روز به دستور رسول خدا{{صل}}، همه [[اهل]] خندق را برای خوردن خرمایی که [[عمره]] برای پدرش رواحه آورده و به [[برکت]] دعای آن [[حضرت]] زیاد شده بود، [[دعوت]] کرد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۷۶.</ref>. در [[شعبان]] [[سال]] ششم، هنگام عزیمت رسول خدا{{صل}} به سوی [[بنی مصطلق]]، [[جانشین]] آن حضرت در مدینه شد<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۳۷.</ref>، ولی [[موسی بن عقبه]]، او را حاضر در جنگ بنی مصطلق دانسته است. [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۸۸.</ref> قول موسی بن عقبه را منافی با [[جانشینی]] وی در [[مدینه]]، و همین را [[شاهد]] بر دو نفر بودن جعیل و جعال می‌داند، در حالی که هیچ شاهدی برای مدعای [[ابن حجر]] وجود ندارد. جعال در [[شوال]] سال ششم در [[سریه کرز بن جابر]] به ناحیه ذی الجذر شرکت کرد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۷۱.</ref> و در [[جنگ خیبر]] نیز همراه آن [[حضرت]] بود و [[پیام]] [[رسول خدا]]{{صل}} را مبنی بر کشته شدن مرحب و [[نزول آیات]] مربوط به [[ارث]] [[دختران]] را برای [[محمود بن مسلمة]] برد که به وسیله مرحب سنگ خورده بود و در آستانه [[شهادت]]، نگران ارث بردن دختران خود بود<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۵۸.</ref>.


رسول خدا{{صل}} پس از [[پیروزی]] در جِعِرَّانِه، از [[غنایم]] [[حنین]] به کسانی که می‌خواست [[دل]] آنان را به دست آورد، فراوان عطا کرد. [[سعد بن ابی وقاص]] وقتی عطایای آن حضرت را به دیگران دید، گفت: ای رسول خدا{{صل}}! به [[عیینة بن حصین]] و [[أقرع بن حابس]] و عده‌ای دیگر صد شتر صد شتر بخشیدی، ولی [[جعیل بن سراقه]] را به حال خود رها کردی. حضرت فرمود: «[[سوگند]] به کسی که [[جان]] من در دست اوست، جعیل بن سراقه بسیار بهتر از جهانی آکنده از مانند عینه و [[اقرع]] است. من برای به دست آوردن دل آنان و [[مسلمان]] شدنشان به ایشان بخشیدم و جعیل را به اسلامش واگذاشتم»<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۱۳۹؛ قاضی نعمان، نعمان بن محمد، شرح الأخبار، ج۱، ص۳۱۷؛ ابویعلی موصلی، احمد بن علی، مسند، ج۲، ص۷۰.</ref>. در [[روایت]] [[ابوسالم جیشانی]] آمده است: رسول خدا از [[ابوذر]] پرسید: جعبل را چگونه بافتی؟ ابوذر گفت: [[فقیری]] مانند دیگر [[فقیران]]. سپس پرسید: فلانی را چگونه بافتی؟ ابوذر گفت: مهتر [[پیشوایان]]. حضرت فرمود: «جعیل بهتر از جهانی آکنده از آن آدم‌هاست». [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۹۶.</ref>، سند این روایت را صحیح دانسته است. وی پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} زنده بوده و گزارش شرکت جعال ([[جمیل]]) در [[جنگ تبوک]] نیز آمده است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۸۸.</ref>
رسول خدا{{صل}} پس از [[پیروزی]] در جِعِرَّانِه، از [[غنایم]] [[حنین]] به کسانی که می‌خواست [[دل]] آنان را به دست آورد، فراوان عطا کرد. [[سعد بن ابی وقاص]] وقتی عطایای آن حضرت را به دیگران دید، گفت: ای رسول خدا{{صل}}! به [[عیینة بن حصن]] و [[أقرع بن حابس]] و عده‌ای دیگر صد شتر صد شتر بخشیدی، ولی [[جعیل بن سراقه]] را به حال خود رها کردی. حضرت فرمود: «[[سوگند]] به کسی که [[جان]] من در دست اوست، جعیل بن سراقه بسیار بهتر از جهانی آکنده از مانند عینه و [[اقرع]] است. من برای به دست آوردن دل آنان و [[مسلمان]] شدنشان به ایشان بخشیدم و جعیل را به اسلامش واگذاشتم»<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۱۳۹؛ قاضی نعمان، نعمان بن محمد، شرح الأخبار، ج۱، ص۳۱۷؛ ابویعلی موصلی، احمد بن علی، مسند، ج۲، ص۷۰.</ref>. در [[روایت]] [[ابوسالم جیشانی]] آمده است: رسول خدا از [[ابوذر]] پرسید: جعبل را چگونه بافتی؟ ابوذر گفت: [[فقیری]] مانند دیگر [[فقیران]]. سپس پرسید: فلانی را چگونه بافتی؟ ابوذر گفت: مهتر [[پیشوایان]]. حضرت فرمود: «جعیل بهتر از جهانی آکنده از آن آدم‌هاست». [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۹۶.</ref>، سند این روایت را صحیح دانسته است. وی پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} زنده بوده و گزارش شرکت جعال ([[جمیل]]) در [[جنگ تبوک]] نیز آمده است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۸۸.</ref>


.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جریر بن اوس طائی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۸۴-۳۸۵.</ref>
.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی، رمضان]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جریر بن اوس طائی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۸۴-۳۸۵.</ref>
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش