بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
# [[پیامبر]] به هنگام حکم و [[قضاوت]] باید مواظب [[فتنه]] و [[فریب]] دیگران باشد: {{متن قرآن|وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ}}<ref>«و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی ا» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref> | # [[پیامبر]] به هنگام حکم و [[قضاوت]] باید مواظب [[فتنه]] و [[فریب]] دیگران باشد: {{متن قرآن|وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ}}<ref>«و در میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و از خواستههای آنان پیروی مکن و از آنان بپرهیز مبادا تو را در برخی از آنچه خداوند به سوی تو فرو فرستاده است به فتنه اندازند و اگر رو برتابند بدان که خداوند جز این نمیخواهد که آنان را به برخی ا» سوره مائده، آیه ۴۹.</ref> | ||
#چون حکم [[پیامبر]] بر اساس [[قانون]] - ما انزل [[الله]] - و [[قسط]]، [[عدل]] است [[مسلمانان]] باید [[اطاعت]] کنند و [[حق]] [[تخلف]] و عمل نکردن به آن را ندارند: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۶۲.</ref>. | #چون حکم [[پیامبر]] بر اساس [[قانون]] - ما انزل [[الله]] - و [[قسط]]، [[عدل]] است [[مسلمانان]] باید [[اطاعت]] کنند و [[حق]] [[تخلف]] و عمل نکردن به آن را ندارند: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۶۲.</ref>. | ||
== حکم در دانشنامه معاصر قرآن کریم == | |||
[[ازهری]] مینویسد: [[حَکَم]]، [[حاکم]] و [[حکیم]] از [[نامهای خدا]] است و معنایی نزدیک به هم دارند. [[حکم]] به معنای منع و بازداشت است و [[فرمانروا]] را از آن رو حاکم گویند که [[ستمگران]] را از [[ستم]] کردن باز میدارد<ref>تهذیب اللغه، ج۴، ص۶۹.</ref>. [[احمد بن فارس]] مینویسد: واژههای برگرفته از ریشه [[حکم]] بر معنای واحدی دلالت دارد: منع (بازداشت). [[حُکم]] منع از [[ظلم]] است، افسار چهارپایان را نیز حَکَمَة گویند، چون آنها را از حرکت باز میدارد<ref>معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۹۲.</ref>. [[راغب اصفهانی]] بر این سخن یک نکته میافزاید. به بیان وی، واژههای برگرفته از ماده حکم همواره به معنای منعی است که به منظور [[اصلاح]] باشد<ref>مفردات، ص۲۴۸.</ref>. [[طوسی]]، حکم را خبری میداند که بین [[حق و باطل]] را فاصله میاندازد و از [[اشتباه]] جلوگیری میکند<ref>التبیان، ج۲، ص۴۲۴.</ref>. | |||
در [[قرآن کریم]] از چهار گونه حکم سخن آمده است. بیش از سی [[آیه]] درباره [[حکم خداوند]] است. در هفت آیه، حکم به [[خداوند]] منحصر شده است: {{متن قرآن|أَلَا لَهُ الْحُكْمُ}}<ref>«آگاه باشید که داوری با اوست» سوره انعام، آیه ۶۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا}}<ref>«و هیچ کس را در فرمانروایی خویش شریک نمیگرداند» سوره کهف، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ}}<ref>«بیگمان خداوند به آنچه اراده فرماید حکم خواهد کرد» سوره مائده، آیه ۱.</ref>. | |||
حکم خداوند بر پایه [[اراده]] او شکل میگیرد. و البته حکم خداوند ریشه در [[دانش]] و [[خرد]] دارد: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«این حکم خداوند است که در میان شما داوری میکند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره ممتحنه، آیه ۱۰.</ref> و برای این که خداوند حکم کند باید بردبار بود: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.</ref> و پس از آنکه خداوند حکم نمود، بر [[پیروی]] از حکم وی نیز باید بردبار بود: {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن» سوره طور، آیه ۴۸.</ref>. | |||
گونه دوم [[حکم]]، مقامی است که [[خداوند]] به پیامبرانش داده است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ}}<ref>«آنان کسانی هستند که به آنها کتاب و داوری و پیامبری دادیم» سوره انعام، آیه ۸۹.</ref>. این حکم بر پایه [[حق]] شکل میگیرد و از [[هوس]] [[پیروی]] نمیکند: {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى...}}<ref>«ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کردهایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند» سوره ص، آیه ۲۶.</ref>. | |||
گونه سوم حکم، درباره [[داوری]] داوران بین [[مردم]] است. [[فرمان خداوند]] آن است که بین مردم به [[دادگری]] [[حکم]] کنیم: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ}}<ref>«خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. | |||
گونه چهارم، [[حکم جاهلیت]] است. آن کس که [[حکم خداوند]] را نپذیرد در پی حکم جاهلیت خواهد بود: {{متن قرآن|أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«آیا داوری (دوره) «جاهلیّت» را میجویند؟ و برای گروهی که یقین دارند، در داوری از خداوند بهتر کیست؟» سوره مائده، آیه ۵۰.</ref>. [[احکام جاهلی]] از جمله [[زنده به گور کردن دختران]] و [[قربانی]] نمودن برای [[بتها]] در آیاتی دیگر [[مذمت]] شدهاند: {{متن قرآن|أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«هان! بد داوری میکنند» سوره نحل، آیه ۵۹.</ref>. | |||
ماده حکم گسترشی از محسوس به معقول دارد. این گسترش، داوری، [[حکمرانی]] و [[کیفر]] و [[پاداش]] را در برمیگیرد. ماده حکم دویست و ده بار به معانی [[خردمندی]] ([[حکمت]])، داوری (حکم، [[حاکم]])، [[استواری]] ([[احکام]])، [[فرمان]] (حکم) و [[حکم شرعی]] در [[قرآن]] به کار رفته است. هر یک از این حوزههای معنایی با شبکهای از واژهها [[ارتباط]] دارند. [[حکمت]] با دو [[صفت علم]] و [[عزت]] ([[شکست]] ناپذیری) و کتاب ([[قرآن]]) همراه است. [[حُکم]] ([[داوری]]) در برابر [[اختلاف]] و [[مشاجره]] روی میدهد و فیصلهبخش است و با ماده قضی [[قرابت]] معنایی دارد. [[حکم]] گونه [[پسندیده]] و [[ناپسند]] دارد. حکم در گونه پسندیدهاش با [[علم]]، [[حق]]، [[قسط و عدل]] همراه است و بر اساس {{متن قرآن|مَا أَنْزَلَ اللَّهُ}}<ref>«آنچه خداوند فرو فرستاده است» سوره بقره، آیه ۹۰.</ref> شکل میگیرد. و از هوا ([[هوس]]) به دور است و در گونه ناپسندش، [[جاهلانه]] و از سوی [[طاغوت]] است. حکم با امر و [[قضاء]] هم معنا است. | |||
[[علامه طباطبایی]] [[حکم خداوند]] را سه گونه میشمارد: | |||
#حکم [[تکوینی]]؛ به معنای آنکه [[خداوند]] اسباب مختلف طبیعی را ترتیب میدهد و آنچه را خواهد هستی میدهد. | |||
#حکم [[تشریعی]]؛ تکالیفی که در [[دین]] نهاده است. | |||
#حکم جزایی، داوری در [[روز قیامت]] و [[آشکار کردن]] حق<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۲.</ref>. | |||
علامه طباطبایی بر آن است که ماده [[حکم]] بر گونهای [[استواری]] دلالت میکند که بخشهای یک چیز را پیوست میدهد و خللهای آن را جبران میکند. بنابراین، حکم گونهای تأثیر و [[جعل]] است؛ گاه در [[حقایق]] تکوینی و گاه در مجعولات تشریعی و در هر دو عرصه، حکم منحصر به خداوند است<ref>المیزان، ج۷، ص۶۰-۶۲.</ref>. به [[باور]] وی، [[آیات قرآن]] بر آن دلالت دارد که حکم تشریعی و [[جعل قوانین]] ویژه [[خدا]] است<ref>المیزان، ج۱۰، ص۴۴.</ref>. وی حکم [[پیامبران]] را به معنای داوری آنان بین [[مردم]] میداند<ref>المیزان، ج۷، ص۱۴۰.</ref>. | |||
[[طوسی]]، [[حَکَم]] و [[حاکم]] را به معنای داور میداند، مگر آنکه [[حَکم]] کسی است که [[شایستگی]] داوری را داشته باشد، بنابراین حَکم از حاکم رساتر است. و حاکم ممکن است به [[باطل]] حکم کند، ولی حَکم کسی است که همواره به [[حق]] حکم میکند<ref>التبیان، ج۴، ص۲۴۴.</ref>. | |||
[[فخر رازی]] در معنای [[لام]] در [[آیه]] {{متن قرآن|وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ}}<ref>«و بر فرمان پروردگارت شکیب کن» سوره طور، آیه ۴۸.</ref> سه احتمال را روا میشمرد: «لام» به معنای «الی» است و معنای [[آیه]] چنین است: [[بردباری]] کن تا [[خداوند]] [[حکم]] کند. «لام» به معنای «علی» است و معنای آیه چنین است: بر آنچه خداوند حکم کرده، بردباری کن. «لام» به معنای «سبب» باشد و معنای آیه چنین است: به دلیل و بر پایه [[فرمان خدا]]، بردبار باش<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۸، ص۲۳۷.</ref>. بیشتر [[مفسران]] معنای دوم را ترجیح دادهاند<ref>به عنوان نمونه احمد نحاس در اعراب القرآن، ج۴، ص۱۷۷؛ التبیان، ج۹، ص۴۰۸.</ref>. راغب اصفهانی، نظریه اول را ترجیح میدهد<ref>مفردات، ص۴۷۴، ماده صبر.</ref>. | |||
پس از [[جنگ صفین]] و در واکنش به جریان [[حکمیت]]، فرقهای مذهبی - [[سیاسی]] پدید آمد که بعدها [[خوارج]] خوانده شدند. آنان به استناد آیه {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ}}<ref>«داوری جز با خداوند نیست» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref>. بر این [[باور]] بودند که [[رضایت]] به [[داوری]] کسی جز [[خدا]]، گناهی بزرگ و [[شرک]] آلود است. این جمله به عنوان [[شعار]] اصلی این گروه درآمد. در باور خوارج، [[نفی]] داوری به نفی [[فرمانروایی]] و [[حکومت]] گسترش پیدا نمود. [[امام علی]]{{ع}} در برابر [[استدلال]] خوارج به این آیه فرمود: {{متن حدیث|كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ نَعَمْ إِنَّهُ لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ}}، «سخن حقی است که از آن، معنای باطلی [[اراده]] شده است. آری، حکم ([[فرمان]]) تنها از آن خدا است، ولی اینان میگویند: [[حکومتی]] جز برای خدا نیست. بیگمان چارهای نیست که باید [[مردم]] فرمانروایی [[نیکوکار]] یا [[تبهکار]] داشته باشند»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۴۰.</ref>. | |||
[[فخر رازی]] از جبراندیشان نقل میکند که آیه {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ}} بر آن دلالت دارد که [[بنده]] بر هیچ کاری توانا نیست، مگر آنکه خداوند بدان کار [[حکم]] کند. بنابراین [[کافر]] نیز، از این روی [[کفر]] را [[برگزیده]] که خداوند بر او به کافر بودن حکم کرده است. در برابر این استدلال، [[سخن]] معتزلیان را نقل میکند که به آیه {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ}}<ref>«و خداوند به درستی حکم میراند» سوره غافر، آیه ۲۰.</ref> [[استدلال]] نمودند که [[خداوند]] به [[حق]] [[حکم]] میکند. [[کفر]] و [[عصیان]]، [[حق]] نیست، پس خداوند به آن حکم نخواهد داد. [[فخر رازی]] در پذیرش یا رد این دو استدلال، خداوند را داناتر میشمارد <ref>التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۷.</ref>. | |||
فخر رازی از جبراندیشان نقل میکند که [[آیه]] {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ}} بر آن دلالت دارد که [[اطاعت از خداوند]] و [[نافرمانی]] از او، [[پاداش]] و [[کیفر]] را بر [[خدا]] [[واجب]] نمیکند؛ زیرا حکم تنها از آن خدا است و هیچ حکمی بر خدا نیست<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۱۶.</ref>. [[ابوحیان اندلسی]] به [[آیات]] {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللَّهُ يَحْكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«آیا نیندیشیدهاند که ما به سرزمین (کفر) میآییم؛ از پیرامونهای آن میکاهیم؟ و خداوند داوری میکند و داوریاش بازدارندهای ندارد و او حسابرسی سریع است» سوره رعد، آیه ۴۱.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref> بر این مطلب استدلال میکند که [[احکام]] [[تشریعی]] تنها بر اساس خواسته خداوند شکل میگیرد و هیچ کس نمیتواند بر حکم وی [[اعتراض]] کند. ابوحیان بدین بیان، [[باور]] [[عدلیه]] را که [[احکام شرعی]] را بر پایه [[مصالح]] میدانند، مردود میشمارد<ref>البحر المحیط، ج۳، ص۴۳۳.</ref>.<ref>[[محمد سلطانی|سلطانی، محمد]]، [[حکم - سلطانی (مقاله)|مقاله «حکم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴۲-۶۴۴.</ref> | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد سلطانی|سلطانی، محمد]]، [[حکم - سلطانی (مقاله)|مقاله «حکم»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
| خط ۱۳۷: | خط ۱۷۳: | ||
* [[حکومت اسلامی]] | * [[حکومت اسلامی]] | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||