پیش‌گویی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۷: خط ۳۷:
[[عمران بن محمّد اشعری]] می‌گوید: "[[خدمت]] [[حضرت جواد]] مشرّف شدم... عرض کردم: [[ام الحسن]] [[سلام]] رسانید و تقاضا کرد یکی از لباس‌هایت را به او عطا کنی تا کفنش قرار دهد. فرمود: "بی‌نیاز شد". من خارج شدم؛ ولی غرض [[حضرت]] را نفهمیدم تا خبر رسید که ام‌ّالحسن سیزده روز قبل از [[دنیا]] رفته است<ref>اثبات الهداة، ج۶، ص۱۸۶.</ref>.
[[عمران بن محمّد اشعری]] می‌گوید: "[[خدمت]] [[حضرت جواد]] مشرّف شدم... عرض کردم: [[ام الحسن]] [[سلام]] رسانید و تقاضا کرد یکی از لباس‌هایت را به او عطا کنی تا کفنش قرار دهد. فرمود: "بی‌نیاز شد". من خارج شدم؛ ولی غرض [[حضرت]] را نفهمیدم تا خبر رسید که ام‌ّالحسن سیزده روز قبل از [[دنیا]] رفته است<ref>اثبات الهداة، ج۶، ص۱۸۶.</ref>.


===[[امام علی]] النّقی{{ع}}===
===[[امام علی النقی]] {{ع}}===
خیران می‌گوید: "در [[مدینه]] [[خدمت]] [[امام هادی]]{{ع}} مشرف شدم. فرمود: از [[واثق]] چه خبر داری؟ گفتم: ده روز پیش که از نزدش آمدم سالم بود. فرمود: امّا [[اهل]] [[مدینه]] می‌گویند مرده است. از [[جعفر]] چه خبر داری؟ عرض کرد: به بدترین حال در زندان بود. فرمود: به [[حکومت]] رسید. ابن‌زیاد چه می‌کرد؟ گفتم: [[مردم]] با او بودند و [[کارها]] به دست او بود. فرمود: اما برایش شوم بود، سپس [[سکوت]] کرد. آن‌گاه فرمود: [[مقدرات الهی]] باید انجام گیرد. [[واثق]] مرد و [[جعفر]] [[خلیفه]] شد و ابن‌زیاد را کشت. عرض کردم: کی؟ فرمود: شش روز بعد از [[خروج]] تو"<ref>اثبات الهداة، ج۶، ص۲۱۳.</ref>.
خیران می‌گوید: "در [[مدینه]] [[خدمت]] [[امام هادی]]{{ع}} مشرف شدم. فرمود: از [[واثق]] چه خبر داری؟ گفتم: ده روز پیش که از نزدش آمدم سالم بود. فرمود: امّا [[اهل]] [[مدینه]] می‌گویند مرده است. از [[جعفر]] چه خبر داری؟ عرض کرد: به بدترین حال در زندان بود. فرمود: به [[حکومت]] رسید. ابن‌زیاد چه می‌کرد؟ گفتم: [[مردم]] با او بودند و [[کارها]] به دست او بود. فرمود: اما برایش شوم بود، سپس [[سکوت]] کرد. آن‌گاه فرمود: [[مقدرات الهی]] باید انجام گیرد. [[واثق]] مرد و [[جعفر]] [[خلیفه]] شد و ابن‌زیاد را کشت. عرض کردم: کی؟ فرمود: شش روز بعد از [[خروج]] تو"<ref>اثبات الهداة، ج۶، ص۲۱۳.</ref>.


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش