بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = مذحج | | موضوع مرتبط = مذحج | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = مذحج | ||
| مداخل مرتبط = [[مذحج در تاریخ اسلامی]] | | مداخل مرتبط = [[مذحج در تاریخ اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
مذحج قبیلهای از [[قبایل عرب]] [[قحطانی]] و منتسب به مالک بن أُدد بن زید بن یشجب بن عریب زَید بن کهلان بن سبأ بن یشجب بن یعرب بن قحطان است<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، الجزء الثانی، ص۴۰۵.</ref>. مالک و برادرش را از آن جهت که مادر آنان پس از [[مرگ]] شوهرش، به [[ازدواج]] کسی در نیامد و تمام همّ خود را بر پروردن دو فرزند خود معطوف داشت، مذحج خواندهاند<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۲، ص۲۷۸.</ref>. اینان جنگاوران [[نیرومندی]] بودند که به [[ارتش]] [[پادشاهان]] [[حِمیَر]] و از جمله [[شَمَریُهَرعِش]] پیوستند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، الجزء الثانی، ص۵۵۲.</ref>. | |||
از این قبیله، شاخهها و [[قبایل]] بسیاری منشعب گردیدند که از جمله مهمترین آنها میتوان به [[سعدالعشیره|سَعدالعشیرة]]، [[بنیالحارث بن کعب]]، [[مراد|مُراد]]، [[نخع|نَخَع]]، [[صداء|صُداء]]، [[رهاء|رُهاء]]، [[جنب|جَنب]] و [[عنس|عَنس]]<ref>ابوعبید قاسم بن سلام، کتاب النسب، ص۳۱۴ - ۳۲۵؛ بعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۴۸؛ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، الجزء الأول، ص۲۶۲.</ref> اشاره کرد. | از این قبیله، شاخهها و [[قبایل]] بسیاری منشعب گردیدند که از جمله مهمترین آنها میتوان به [[سعدالعشیره|سَعدالعشیرة]]، [[بنیالحارث بن کعب]]، [[مراد|مُراد]]، [[نخع|نَخَع]]، [[صداء|صُداء]]، [[رهاء|رُهاء]]، [[جنب|جَنب]] و [[عنس|عَنس]]<ref>ابوعبید قاسم بن سلام، کتاب النسب، ص۳۱۴ - ۳۲۵؛ بعقوبی، تاریخ، جلد اول، ص۲۴۸؛ هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، الجزء الأول، ص۲۶۲.</ref> اشاره کرد. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
این قبیله بر منطقه بزرگی از [[یمن]] [[حکمرانی]] داشت و [[سکونتگاه]] آنان [[سرزمین]] [[سرومَذحج]] که امروزه «[[بیضاء]]» نامیده میشود بود و از [[تثلیث]] و [[نجران]] در شمال تا [[مأرب]] و [[فِدَثینه]] را در برمیگرفت<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۵ و ۱۷۵ و ۲۳۷.</ref>.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص۷۱.</ref> | این قبیله بر منطقه بزرگی از [[یمن]] [[حکمرانی]] داشت و [[سکونتگاه]] آنان [[سرزمین]] [[سرومَذحج]] که امروزه «[[بیضاء]]» نامیده میشود بود و از [[تثلیث]] و [[نجران]] در شمال تا [[مأرب]] و [[فِدَثینه]] را در برمیگرفت<ref>حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۵ و ۱۷۵ و ۲۳۷.</ref>.<ref>[[اصغر منتظرالقائم|منتظرالقائم، اصغر]]، [[نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت (کتاب)|نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت]]، ص۷۱.</ref> | ||
== [[دین]] [[مردم]] | == [[دین]] [[مردم]] مذحج == | ||
# [[ادیان]] [[جاهلی]] | # [[ادیان]] [[جاهلی]] مذحج: [[اعتقادات]] مَذْحِج در [[جاهلیت]] چونان بسیاری دیگر از [[قبایل عرب]]، متعدد بود. آنان مدتی را به [[پرستش]] بتان سر کردند و سپس برخی از بطون آن ـ هر چند اندک ـ، به [[آیین]] [[یهودیت]] گرویدند. سپس [[آیین نصرانیت]] در آنها [[نفوذ]] کرد<ref>الموسوعة العربیه، مقاله مذحج.</ref>. | ||
# [[اسلام]] [[قبیله]] مذحج: با [[ظهور اسلام]] در [[مکه]]، برخی از مذحجیان ساکن در این [[شهر]] به جرگه [[مسلمین]] پیوستند<ref>ر. ک. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۸۹.</ref>. [[نفوذ اسلام]] در این قبیله از سالهای بین هشتم [[هجری]] تا یازدهم هجری<ref>الموسوعة العربیه، مقاله مذحج.</ref> در پی ارسال [[سرایا]] از سوی [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[وفود]] [[قبایل مذحجی]] به [[مدینه]] محقق گردید. در [[سال دهم هجرت]]، [[رسول خدا]]{{صل}}، سریهای را به [[فرماندهی]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} به [[یمن]] فرستاد. علی{{ع}} به طائفهای از مذحجیان برخوردند و آنان را به [[اسلام]] فراخواندند، اما آنان نپذیرفتند و گریختند. حضرت با آنان جنگید و بیست نفرشان را کشت و بقیه [[تسلیم]] شدند. علی{{ع}} بار دیگر آنان را به اسلام [[دعوت]] کرد و آنان پذیرفتند و تعدادی از سرانشان با ایشان [[بیعت]] کردند<ref>واقدی، مغازی، ج۳، ص۱۰۷۷-۱۰۷۸؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۲۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | # [[اسلام]] [[قبیله]] مذحج: با [[ظهور اسلام]] در [[مکه]]، برخی از مذحجیان ساکن در این [[شهر]] به جرگه [[مسلمین]] پیوستند<ref>ر. ک. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۸۹.</ref>. [[نفوذ اسلام]] در این قبیله از سالهای بین هشتم [[هجری]] تا یازدهم هجری<ref>الموسوعة العربیه، مقاله مذحج.</ref> در پی ارسال [[سرایا]] از سوی [[نبی اکرم]]{{صل}} و [[وفود]] [[قبایل مذحجی]] به [[مدینه]] محقق گردید. در [[سال دهم هجرت]]، [[رسول خدا]]{{صل}}، سریهای را به [[فرماندهی]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} به [[یمن]] فرستاد. علی{{ع}} به طائفهای از مذحجیان برخوردند و آنان را به [[اسلام]] فراخواندند، اما آنان نپذیرفتند و گریختند. حضرت با آنان جنگید و بیست نفرشان را کشت و بقیه [[تسلیم]] شدند. علی{{ع}} بار دیگر آنان را به اسلام [[دعوت]] کرد و آنان پذیرفتند و تعدادی از سرانشان با ایشان [[بیعت]] کردند<ref>واقدی، مغازی، ج۳، ص۱۰۷۷-۱۰۷۸؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۲۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
== | == مذحج و نقش آنان در واقعه [[ادعای نبوت]] [[اسود عنسی]] == | ||
[[ادعای پیامبری]] فردی از [[قبیله مذحج]] به نام اسود عنسی را میتوان از مهمترین اتفاقات در [[یمن]] در [[زمان]] [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}} دانست. وی کاهنی از [[قبیله]] «[[عنس]]» بود و در [[ذی حجه]] [[سال دهم هجری]]، دعوی خود را اظهار و مناطق بین [[نجران]] تا [[صنعاء]] (سکونتگاه [[قبیله نخع]]) را [[تصرف]] نمود. [[مردم]] [[نخع]] برای مقابله با [[اسود]] به میدان آمدند و در دفع وی کوشیدند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۹، ص۴۸۲-۴۵۹.</ref>.<ref> مقاله نقش قبیله نخع در [[تاریخ اسلام]] در قرن نخست [[هجری]]، [[اصغر منتظر القائم]]، مؤسسه [[شیعهشناسی]]، فصلنامه [[علمی]] [[پژوهشی]] شیعهشناسی، [[سال]] ششم، شماره۲۲؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | [[ادعای پیامبری]] فردی از [[قبیله مذحج]] به نام اسود عنسی را میتوان از مهمترین اتفاقات در [[یمن]] در [[زمان]] [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}} دانست. وی کاهنی از [[قبیله]] «[[عنس]]» بود و در [[ذی حجه]] [[سال دهم هجری]]، دعوی خود را اظهار و مناطق بین [[نجران]] تا [[صنعاء]] (سکونتگاه [[قبیله نخع]]) را [[تصرف]] نمود. [[مردم]] [[نخع]] برای مقابله با [[اسود]] به میدان آمدند و در دفع وی کوشیدند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۹، ص۴۸۲-۴۵۹.</ref>.<ref> مقاله نقش قبیله نخع در [[تاریخ اسلام]] در قرن نخست [[هجری]]، [[اصغر منتظر القائم]]، مؤسسه [[شیعهشناسی]]، فصلنامه [[علمی]] [[پژوهشی]] شیعهشناسی، [[سال]] ششم، شماره۲۲؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
از میان مشاهیر مذحجی حاضر در این جنگها، نام [[مالک بن حارث نخعی]] به چشم میخورد. مالک در [[پیکار]] «[[یرموک]]» حضور داشت و از ناحیه چشم زخمی و از آن پس «اشتر» [[لقب]] گرفت<ref>دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۱۲۰؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج۳، ص۴۰۱. .</ref>.<ref>مقاله نقش قبیله نخع در تاریخ اسلام در قرن نخست هجری، اصغر منتظر القائم، مؤسسه شیعهشناسی، فصلنامه علمی پژوهشی شیعهشناسی، سال ششم، شماره۲۲؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | از میان مشاهیر مذحجی حاضر در این جنگها، نام [[مالک بن حارث نخعی]] به چشم میخورد. مالک در [[پیکار]] «[[یرموک]]» حضور داشت و از ناحیه چشم زخمی و از آن پس «اشتر» [[لقب]] گرفت<ref>دینوری، ابوحنیفه احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۱۲۰؛ محمد بن جریر الطبری، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، ج۳، ص۴۰۱. .</ref>.<ref>مقاله نقش قبیله نخع در تاریخ اسلام در قرن نخست هجری، اصغر منتظر القائم، مؤسسه شیعهشناسی، فصلنامه علمی پژوهشی شیعهشناسی، سال ششم، شماره۲۲؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
== [[مهاجرت]] قبایل | == [[مهاجرت]] قبایل مذحج به [[عراق]] == | ||
با آغاز [[فتوحات اسلامی]]، [[حیره]] و شهرهای اسلامی تازه تأسیس آن ـ [[کوفه]] و [[بصره]] ـ، [[شاهد]] مهاجرت تعداد زیادی از [[قبایل عرب]] بودند<ref>عمر کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۶۲.</ref>. پس از مهاجرت قبایل عرب به کوفه، این [[شهر]] تخطیط شد و هر قبیله، محلهای را به خود اختصاص داد. کوفه و بصره بعد از تخطیط به لحاظ موقعیت جغرافیایی، نیازمند میزبانی [[قبایل]] بیشتری بودند تا به [[تجهیز]] [[لشکر اسلام]] کمک کنند. در [[سال ۵۰ هجری]]، قبایل | با آغاز [[فتوحات اسلامی]]، [[حیره]] و شهرهای اسلامی تازه تأسیس آن ـ [[کوفه]] و [[بصره]] ـ، [[شاهد]] مهاجرت تعداد زیادی از [[قبایل عرب]] بودند<ref>عمر کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۰۶۲.</ref>. پس از مهاجرت قبایل عرب به کوفه، این [[شهر]] تخطیط شد و هر قبیله، محلهای را به خود اختصاص داد. کوفه و بصره بعد از تخطیط به لحاظ موقعیت جغرافیایی، نیازمند میزبانی [[قبایل]] بیشتری بودند تا به [[تجهیز]] [[لشکر اسلام]] کمک کنند. در [[سال ۵۰ هجری]]، قبایل مذحج و [[اسد]] به [[تنهایی]] یک چهارم [[جمعیت]] کوفه را به خود اختصاص داده بودند<ref>نعمت الله صفری فروشانی، مردمشناسی کوفه، مشکوة، شماره ۵۳، زمستان ۵۷، ص۲۹-۳۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
== نقش [[قبیله مذحج]] در وقایع و حوادث صدر اسلام == | == نقش [[قبیله مذحج]] در وقایع و حوادث صدر اسلام == | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
== اعلام و مشاهیر [[قبیله مذحج]] در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] == | == اعلام و مشاهیر [[قبیله مذحج]] در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] == | ||
قبیله مذحج به عنوان یکی از بزرگترین و قدرتمندترین قبایل، به [[یقین]]، تعدادی بیشمار چهرههای برجسته و ممتاز داشت. وجود چنین شخصیتهای برجستهای، | قبیله مذحج به عنوان یکی از بزرگترین و قدرتمندترین قبایل، به [[یقین]]، تعدادی بیشمار چهرههای برجسته و ممتاز داشت. وجود چنین شخصیتهای برجستهای، مذحج را از جایگاه بسیار والایی در [[سلسله]] مراتب [[اجتماعی]] دوران [[جاهلی]] برخوردار کرده بود. همچنان که [[پس از ظهور]] اسلام نیز، [[رجال]] و شخصیتهای متعدد این قبیله با خط مشیهای مختلف، نقش آفرین بسیاری از حوادث و وقایع [[صدر اسلام]] شدند و در [[سرنوشت]] بسیاری از [[مسلمانان]] تأثیری عمیق بر جای نهادند. | ||
برخی از رجال بزرگ مذحجیان در جاهلیت عبارتاند از: [[ابو ربیعه أفوه بن عمرو بن مالک أودی]]: [[حارث بن معاویة بن قیس]]؛ [[ذو الغُصّة أبو عُمَیْر]]؛ [[عبد یغوث حارثی]]؛ [[مرسوع بن حارث بن نار]] و [[أسماء بن دهر بن الحداء]]. | برخی از رجال بزرگ مذحجیان در جاهلیت عبارتاند از: [[ابو ربیعه أفوه بن عمرو بن مالک أودی]]: [[حارث بن معاویة بن قیس]]؛ [[ذو الغُصّة أبو عُمَیْر]]؛ [[عبد یغوث حارثی]]؛ [[مرسوع بن حارث بن نار]] و [[أسماء بن دهر بن الحداء]]. | ||