پرش به محتوا

بحث:عصمت پیامبر: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۴۲: خط ۴۲:
# قرآن كريم، گروهى از انسانها را مُخْلَص (پانویس: بايد توجه داشت كه مخلَص (به فتح لام) غير از مخلِص (به كسر لام) است و اولى دلالت دارد بر اينكه خدا شخص را خالص كرده است، و معناى دومى اين است كه شخص اعمالش را با اخلاص انجام مى‌دهد)، (= خالص شده براى خدا) ناميده است كه ابليس هم طمعى در گمراه كردن ايشان نداشته و ندارد و در آنجا كه سوگند ياد كرده كه همه فرزندان آدم(ع) را گمراه كند مخلَصين را استثناء كرده است چنانكه در آيه (82 و 83) از سوره ص از قول وى مى‌فرمايد: «قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِين. إِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الُْمخْلَصِين». و بى شك، طمع نداشتن ابليس در گمراهى ايشان بخاطر مصونيّتى است كه از گمراهى و آلودگى دارند و گرنه دشمنى وى شامل ايشان هم مى‌شود و در صورتى كه امكان مى‌داشت هرگز دست از گمراه كردن ايشان برنمى داشت. بنابراين، عنوان «مُخلَص» مساوى با «معصوم» خواهد بود. و هر چند دليلى بر اختصاص اين صفت به انبياء (عليهم السلام) نداريم ولى بدون ترديد، شامل ايشان هم مى‌شود، چنانكه قرآن كريم تعدادى از انبياء را از مخلصين شمرده و از جمله در آيه (45 و 46) از سوره ص مى‌فرمايد: «وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصار. إِنّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَة ذِكْرَى الدّار» و در آيه (51) از سوره مردم مى‌فرمايد: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولاً نَبِيّا» و نيز علت مصونيّت حضرت يوسف (ع) را كه در سخت ترين شرايط لغزش، قرار گرفته بود مُخلَص بودن وى دانسته و در آيه (24) سوره يوسف مى‌فرمايد: «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الُْمخْلَصِين».
# قرآن كريم، گروهى از انسانها را مُخْلَص (پانویس: بايد توجه داشت كه مخلَص (به فتح لام) غير از مخلِص (به كسر لام) است و اولى دلالت دارد بر اينكه خدا شخص را خالص كرده است، و معناى دومى اين است كه شخص اعمالش را با اخلاص انجام مى‌دهد)، (= خالص شده براى خدا) ناميده است كه ابليس هم طمعى در گمراه كردن ايشان نداشته و ندارد و در آنجا كه سوگند ياد كرده كه همه فرزندان آدم(ع) را گمراه كند مخلَصين را استثناء كرده است چنانكه در آيه (82 و 83) از سوره ص از قول وى مى‌فرمايد: «قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِين. إِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الُْمخْلَصِين». و بى شك، طمع نداشتن ابليس در گمراهى ايشان بخاطر مصونيّتى است كه از گمراهى و آلودگى دارند و گرنه دشمنى وى شامل ايشان هم مى‌شود و در صورتى كه امكان مى‌داشت هرگز دست از گمراه كردن ايشان برنمى داشت. بنابراين، عنوان «مُخلَص» مساوى با «معصوم» خواهد بود. و هر چند دليلى بر اختصاص اين صفت به انبياء (عليهم السلام) نداريم ولى بدون ترديد، شامل ايشان هم مى‌شود، چنانكه قرآن كريم تعدادى از انبياء را از مخلصين شمرده و از جمله در آيه (45 و 46) از سوره ص مى‌فرمايد: «وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصار. إِنّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَة ذِكْرَى الدّار» و در آيه (51) از سوره مردم مى‌فرمايد: «وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولاً نَبِيّا» و نيز علت مصونيّت حضرت يوسف (ع) را كه در سخت ترين شرايط لغزش، قرار گرفته بود مُخلَص بودن وى دانسته و در آيه (24) سوره يوسف مى‌فرمايد: «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الُْمخْلَصِين».
# قرآن كريم، اطاعت پيامبران را بطور مطلق، لازم دانسته، و از جمله در آيه (63) از سوره نساء مى‌فرمايد: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول إِلاّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللّه» و اطاعت مطلق از ايشان در صورتى صحيح است كه در راستاى اطاعت خدا باشد و پيروى از آنان منافاتى با اطاعت از خداى متعال نداشته باشد و گرنه امر به اطاعت مطلق از خداى متعال و اطاعت مطلق از كسانى كه در معرض خطا و انحراف باشند موجب تناقض خواهد بود.
# قرآن كريم، اطاعت پيامبران را بطور مطلق، لازم دانسته، و از جمله در آيه (63) از سوره نساء مى‌فرمايد: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول إِلاّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللّه» و اطاعت مطلق از ايشان در صورتى صحيح است كه در راستاى اطاعت خدا باشد و پيروى از آنان منافاتى با اطاعت از خداى متعال نداشته باشد و گرنه امر به اطاعت مطلق از خداى متعال و اطاعت مطلق از كسانى كه در معرض خطا و انحراف باشند موجب تناقض خواهد بود.
# قرآن كريم، مناصب الهى را اختصاص به كسانى داده است كه آلوده به «ظلم» نباشند و در پاسخ حضرت ابراهيم(ع) كه منصب امامت را براى فرزندانش درخواست كرده بود مى فرمايد: «لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِين»1، و مى‌دانيم كه هر گناهى دست كم، ظلم به نفس مى‌باشد و هر گنهكارى در عرف قرآن كريم «ظالم» ناميده مى‌شود پس پيامبران يعنى صاحبان منصب الهى نبوت و رسالت هم منزه از هرگونه ظلم و گناهى خواهند بود.  
# قرآن كريم، مناصب الهى را اختصاص به كسانى داده است كه آلوده به «ظلم» نباشند و در پاسخ حضرت ابراهيم(ع) كه منصب امامت را براى فرزندانش درخواست كرده بود مى فرمايد: «لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِين» (پانویس: سوره بقره، آيه 124)، و مى‌دانيم كه هر گناهى دست كم، ظلم به نفس مى‌باشد و هر گنهكارى در عرف قرآن كريم «ظالم» ناميده مى‌شود پس پيامبران يعنى صاحبان منصب الهى نبوت و رسالت هم منزه از هرگونه ظلم و گناهى خواهند بود.


===راز عصمت انبياء===
===راز عصمت انبياء===
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش