|
|
| خط ۹۴: |
خط ۹۴: |
|
| |
|
| ==اصول کلی دعوت انبیا== | | ==اصول کلی دعوت انبیا== |
| *پیامبران الهی با وجود این که هر یک متناسب با شرایط مکانی و زمانی و مقتضیات عصر خود وظایفی برعهده داشتند لکن از سنتهای ثابتی پیروی میکردند و اصول مشترکی در دعوت ایشان حاکم بود. این اصول کلی و مشترک از یک سو ما را به خطوط اساسی ادیان الهی آشنا میسازد و از سوی دیگر حقانیت دعوت آنان را آشکار میکند. در آیاتی از قرآن کریم به این مطلب اشاره شده است مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ }}﴾}}<ref> میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرمانبردار اوییم ؛ سوره بقره، آیه:۱۳۶.</ref> یا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ }}﴾}}<ref> میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمینهیم ؛ سوره بقره، آیه:۲۸۵.</ref> که تأکید میکند مؤمنان واقعی کسانی هستند که میان پیامبران الهی تفاوتی نمیگذارند و به تعلیمات همه آنان ایمان دارند و این گواه روشنی است بر یگانگی اصول کلی تعلیمات انبیا و به همین دلیل کسی که نبوت یک پیامبر را انکار کند مثل آن است که نبوت همه انبیا را نپذیرفته است. قرآن در مورد قوم ثمود و لوط میفرماید همه رسولان را تکذیب میکردند<ref>سوره شعراء، آیه: ۱۴۱ و ۱۶۰.</ref> با این که این دو قوم هر کدام بیش از یک پیامبر نداشتند و این به آن دلیل است که دعوت یک پیامبر دعوت همه انبیا است. *در این جا به بعضی از این اصول مشترک اشاره میکنیم<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>: | | *پیامبران الهی با وجود این که هر یک متناسب با شرایط مکانی و زمانی و مقتضیات عصر خود وظایفی برعهده داشتند لکن از سنتهای ثابتی پیروی میکردند و اصول مشترکی در دعوت ایشان حاکم بود. این اصول کلی و مشترک از یک سو ما را به خطوط اساسی ادیان الهی آشنا میسازد و از سوی دیگر حقانیت دعوت آنان را آشکار میکند. در آیاتی از قرآن کریم به این مطلب اشاره شده است مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ }}﴾}}<ref> میان هیچیک از آنان فرق نمینهیم و ما فرمانبردار اوییم ؛ سوره بقره، آیه:۱۳۶.</ref> یا {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ }}﴾}}<ref> میان هیچ یک از پیامبران وی، فرق نمینهیم ؛ سوره بقره، آیه:۲۸۵.</ref> آیات تأکید میکند مؤمنان واقعی کسانی هستند که میان پیامبران الهی تفاوتی نمیگذارند و به تعلیمات همه آنان ایمان دارند و این گواه روشنی است بر یگانگی اصول کلی تعلیمات انبیا و به همین دلیل کسی که نبوت یک پیامبر را انکار کند مثل آن است که نبوت همه انبیا را نپذیرفته است. قرآن در مورد قوم ثمود و لوط میفرماید همه رسولان را تکذیب میکردند<ref>سوره شعراء، آیه: ۱۴۱ و ۱۶۰.</ref> با این که این دو قوم هر کدام بیش از یک پیامبر نداشتند و این به آن دلیل است که دعوت یک پیامبر دعوت همه انبیا است. |
| *اصل توحید و نفیش یکی از مهمترین اصول دعوت انبیا است و به شهادت آیات مختلف قرآن<ref>سوره انبیاء، آیه:۲۵ و سوره نحل، آیه:۳۶.</ref> هر یک از آنها که مبعوث به نبوت میشوند نخستین گفتارشان توحید بود و به خاطر تحقق این اصل مهم است که آیات قرآن مکرراً بیان میکند که مبارزه با طاغوت ها و تخصیص پرستش به خداوند در سرلوحه تعلیمات همه انبیا بود چرا که تا انسان بنده طاغوت است در اسارت است و آن گاه آزاد میشود که تنها بنده خداوند باشد<ref>المیزان، ج۳، ص ۳۸۹ و ۳۹۱؛ تفسیر قرآن العظیم ابن کثیر، ج۷، ص ۲۱۱ و روح البیان، ج۸، ص ۲۴.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | | *در ذیل به برخی از این اصول مشترک اشاره میکنیم<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>: |
| *معاد: اعتقاد به معاد یکی دیگر از اصول دعوت انبیا است، آیه ۱۳۰ سوره انعام نشان میدهد که تمام پیامبرانی که مبعوث شدند مردم را از روز رستاخیز، مجازاتها و کیفرهای آن برحذر داشتند و همه در این اصل اساسی مشترک بودند<ref>المیزان، ج۷، ص ۳۵۴ و تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص ۳۰۵.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | | *اصل توحید: یکی از مهمترین اصول دعوت انبیا است و به شهادت آیات مختلف قرآن<ref>سوره انبیاء، آیه:۲۵ و سوره نحل، آیه:۳۶.</ref> هر یک از آنها که مبعوث به نبوت میشوند نخستین گفتارشان توحید بود و به خاطر تحقق این اصل مهم است که آیات قرآن مکرراً بیان میکند که مبارزه با طاغوت ها و تخصیص پرستش به خداوند در سرلوحه تعلیمات همه انبیا بود چرا که تا انسان بنده طاغوت است در اسارت است و آن گاه آزاد میشود که تنها بنده خداوند باشد<ref>المیزان، ج۳، ص ۳۸۹ و ۳۹۱؛ تفسیر قرآن العظیم ابن کثیر، ج۷، ص ۲۱۱ و روح البیان، ج۸، ص ۲۴.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. |
| | *اصل معاد: اعتقاد به معاد یکی دیگر از اصول دعوت انبیا است، آیه ۱۳۰ سوره انعام نشان میدهد که تمام پیامبرانی که مبعوث شدند مردم را از روز رستاخیز، مجازاتها و کیفرهای آن برحذر داشتند و همه در این اصل اساسی مشترک بودند<ref>المیزان، ج۷، ص ۳۵۴ و تفسیر ابن کثیر، ج۳، ص ۳۰۵.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. |
| *دعوت به تقوا نیز از اصول کلی دعوت انبیا است<ref>سوره نساء، آیه:۱۳۱.</ref> چرا که هدف نهایی آفرینش بشر و نظم زندگی فردی و اجتماعی او بدون این امر ممکن نیست<ref>تفسیر قرطبی، ج۳، ص ۱۹۷۸.</ref> در قرآن کریم به صورت مکرر از زبان انبیا، مردم به رعایت تقوا دعوت شدهاند<ref>سوره شعراء، آیه:۱۳۰ـ۱۳۲ و ۱۴۱ـ ۱۴۴ و ۱۶۰و ۱۷۶ـ ۱۷۹.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | | *دعوت به تقوا نیز از اصول کلی دعوت انبیا است<ref>سوره نساء، آیه:۱۳۱.</ref> چرا که هدف نهایی آفرینش بشر و نظم زندگی فردی و اجتماعی او بدون این امر ممکن نیست<ref>تفسیر قرطبی، ج۳، ص ۱۹۷۸.</ref> در قرآن کریم به صورت مکرر از زبان انبیا، مردم به رعایت تقوا دعوت شدهاند<ref>سوره شعراء، آیه:۱۳۰ـ۱۳۲ و ۱۴۱ـ ۱۴۴ و ۱۶۰و ۱۷۶ـ ۱۷۹.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. |
| *دعوت به عدالت اجتماعی یکی دیگر از این اصول اساسی است<ref>سوره حدید، آیه:۲۵.</ref> چرا که بدون اقامه قسط و عدالت اجتماعی هرگز جامعه بشری به اهداف نهایی خود یعنی تکامل معنوی نخواهد رسید<ref> المیزان، ج۱۹، ص ۱۷۱.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | | *دعوت به عدالت اجتماعی یکی دیگر از این اصول اساسی است<ref>سوره حدید، آیه:۲۵.</ref> زیرا بدون اقامه قسط و عدالت اجتماعی هرگز جامعه بشری به اهداف نهایی خود یعنی تکامل معنوی نخواهد رسید<ref> المیزان، ج۱۹، ص ۱۷۱.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. |
| *شکستن سنتهای غلط که مایه انحراف و عقب ماندگی جوامع بشری است نیز از اصول کلی دعوت انبیا بوده است. چون برنامه اصلی همه انبیا تعلیم کتاب و حکمت و تحقیق درباره معارف آنهاست و جهل زدایی و رفع تقلید مقدمه ضروری هرگونه تعلیم و تحقیق به شمار میرود از این رو پیامبران با تقلید باطل و جهل و سنت های نادرست مبارزه کردند آیات متعدد قرآن<ref>سوره بقره، آیه:۱۷۰؛ سوره مائده، آیه:۱۰۴؛ سوره اعراف، آیه:۲۸؛ سوره لقمان، آیه:۲۱ و سوره زخرف، آیه:۲۰ـ ۲۴.</ref> نشان میدهد مبارزه با تقلید کورکورانه سیره قطعی هر پیامبر بوده و از لوازم رسالت عامه به شمار میرود. قرآن کریم از پیامبران نقل میکند که به قوم خویش میگفتند سخن ما را بسنجید اگر بهتر از سخن پیشینیان شما بود آن گاه بپذیرید و این نشان میدهد که دعوت به عقل و برهان و پرهیز از وهم و گمان، سنت مشترک همه انبیا بوده است <ref>سوره انعام، آیه:۵۷ و سوره یوسف، آیه:۱۰۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. | | *شکستن سنتهای غلط که مایه انحراف و عقب ماندگی جوامع بشری است نیز از اصول کلی دعوت انبیا بوده است. چون برنامه اصلی همه انبیا تعلیم کتاب و حکمت و تحقیق درباره معارف آنهاست و جهل زدایی و رفع تقلید مقدمه ضروری هرگونه تعلیم و تحقیق به شمار میرود از این رو پیامبران با تقلید باطل و جهل و سنت های نادرست مبارزه کردند آیات متعدد قرآن<ref>سوره بقره، آیه:۱۷۰؛ سوره مائده، آیه:۱۰۴؛ سوره اعراف، آیه:۲۸؛ سوره لقمان، آیه:۲۱ و سوره زخرف، آیه:۲۰ـ ۲۴.</ref> نشان میدهد مبارزه با تقلید کورکورانه سیره قطعی هر پیامبر بوده و از لوازم رسالت عامه به شمار میرود. قرآن کریم از پیامبران نقل میکند که به قوم خویش میگفتند سخن ما را بسنجید اگر بهتر از سخن پیشینیان شما بود آن گاه بپذیرید و این نشان میدهد که دعوت به عقل و برهان و پرهیز از وهم و گمان، سنت مشترک همه انبیا بوده است <ref>سوره انعام، آیه:۵۷ و سوره یوسف، آیه:۱۰۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>. |
| *علاوه بر بحث تفاضل میان پیامبران الهی بحث دیگری که متکلمان اسلامی مطرح کردهاند تفاضل پیامبران و فرشتگان است. آراء آنان در این باره مختلف است<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>:
| |
| *متکلمان امامیه و اشاعره به برتری انبیا معتقدند ولی در مقابل، معتزله فرشتگان را از پیامبران برتر میدانند <ref>اوائل المقالات، ص ۴۹.</ref>. برخی نیز در این باره به تفصیل قائل شدهاند بدین نحو که انبیای مرسل افضل از ملائکهاند و خواص ملائکه افضل از انبیای غیر مرسل میباشند و انبیای غیر مرسل افضل از ملائکه عاماند <ref>الحبائک فی اخبار الملائک، ص ۸۰.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>.
| |
| *گروه نخست برای اثبات ادعای خویش به آیات مختلفی از قرآن کریم استدلال کردهاند که از جمله میتوان به آیه ۳۱ سوره آل عمران اشاره کرد که میفرماید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ }}﴾}}<ref> خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد؛ سوره آل عمران، آیه:۳۳.</ref> زیرا عبارت {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَلَى الْعَالَمِينَ }}﴾}} شامل فرشتگان نیز میشود و از آن جا که معنای اصطفی در این جا متضمن برتری و افضلیت است از آیه بدست میآید که انبیا بر فرشتگان برتری دارند <ref>الاعتقادات، ص ۸۹؛ ارشاد الطالبین، ص ۳۲۱ـ ۳۲۴؛ شرح المقاصد، ج۵، ص ۶۲ـ ۷۹؛ سرمایه ایمان، ص ۱۰۳ و ۱۰۴؛ روح المعانی، ج۲، ص ۱۲۷؛ بحارالانوار، ج۱۱، ص ۱۲؛ مجمع البیان، ج۴، ص ۴۲ و ج۶، ص ۱۴۷.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>.
| |
| *از دیگر آیاتی که بر این مطلب استدلال شده است آیه ۳۵ سوره بقره است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ }}﴾}}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید؛ سوره بقره، آیه:۳۴.</ref>. در این آیه فرشتگان مأموریت یافتهاند که در برابر آدم سجده کنند و مقتضای این مطلب تقدیم و تفضیل [[حضرت آدم]]{{ع}} به عنوان پیامبر الهی بر فرشتگان است، پس نبی بر فرشته برتری دارد <ref>مجمع البیان، ج۱، ص ۱۶۱؛ الکشاف، ج۴، ص ۱۰۶؛ فتح الباری، ج۱۳، ص ۳۳ و بحار، ج۲۶، ص ۳۴۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>.
| |
| *در برخی روایات نیز به برتری پیامبران بر فرشتگان تصریح شده است. برای نمونه شخصی از [[امام رضا]]{{ع}} پرسید آیا پیامبر افضل است یا فرشتهای که به سوی او فرستاده میشود؟ [[امام]] در جواب فرمودند پیامبرافضل است <ref>بحارالانوار، ج۱۰، ص ۱۸۳؛ الاحتجاج، ج۲، ص ۳۴۸ و تفسیر صافی، ج۳، ص ۱۹۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>.
| |
| *علاوه بر ادله نقلی برای اثبات افضلیت انبیا بر فرشتگان دلیل عقلی هم اقامه شده است و آن عبارت است از این که انبیا دارای قوه شهوت و غضب و نیز سایر قوای جسمانی همچون قوه خیالیه و وهمیه و... هستند و اکثر احکام این قوا با حکم عقل در تضاد میباشند با این حال انبیا قوای مذکور را به کنترل خود درآورده و پیوسته بر اساس حکم عقل رفتار کرده اند. بنابراین افعال و عبادات انبیا سخت تر از افعال و عبادات فرشتگان است و هر عمل سختی فضیلتش بیشتر است <ref>کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص ۳۸۷؛ المسلک فی اصول الدین، ص ۲۸۰و الحبائک فی اخبار الملائک، ص۷۵.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>.
| |
| *گروه دوم نیز برای اثبات مدعای خود به دلائل گوناگون استناد جستهاند از جمله آنها، ادله ذیل است:
| |
| *گفته شده است که عبادات ملائکه حداقل از نظر کمیت از عبادات بشر از جمله انبیا بیشتر است چرا که از آیاتی نظیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لا يَفْتُرُونَ }}﴾}}<ref> شب و روز (خداوند را) به پاکی ستایش میکنند در حالی که سستی نمیورزند؛ سوره انبیاء، آیه:۲۰.</ref> استفاده میشود که ملائکه در تمام حالات در حالت عبادت خداوند به سر میبرند همچنین به دلیل آیاتی همچون {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ }}﴾}}<ref> از پروردگارشان که بر آنها چیرگی دارد میهراسند؛ سوره نحل، آیه:۵۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ }}﴾}}<ref> در گفتار بر او پیشی نمیجویند و آنان به فرمان وی کار میکنند؛ سوره انبیاء، آیه:۲۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ }}﴾}}<ref> و خود از بیم او هراسانند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۸.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ }}﴾}}<ref>؛ تا چون هراس از دلهاشان برخیزد؛ سوره سبأ، آیه:۲۳.</ref> خشوع و خضوع ایشان در عبادت اگر بیشتر از بشر نباشد کمتر نیست پس عبادت ایشان از نظر کیفی از عبادت بشر پایین تر نیست و این دو ویژگی کمی و کیفی موجب میشود ملائکه بر تمام انسانها و از جمله انبیا افضل باشند، زیرا اگر طاعات ملائکه حتی اگر از نظر کیفیت خضوع و خشوع با طاعات بشر مساوی باشد اما از نظر کمی بیشتر است لذا ثواب ایشان از عبادات هم بیشتر خواهد بود<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>.
| |
| *همچنین تقوای ملائکه بیشتر است و آن که با تقواتر است برتر است، دلیل بر بیشتر بودن تقوای فرشتگان این است که آیاتی همچون {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ }}﴾}}<ref> از پروردگارشان که بر آنها چیرگی دارد میهراسند؛ سوره نحل، آیه:۵۰.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ }}﴾}}<ref> و خود از بیم او هراسانند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۸.</ref> بیانگر این است که آنان دارای خوف و شوق دائمی نسبت به خداوند میباشند و این موجب میشود که فرشتگان همواره از لغزشها و میل به سوی لغزشها ایمن باشند در حالی که انبیا از لغزشهایی گرچه کوچک ایمن نبودند و یا ترک اولاهایی از ایشان سر میزده است، کما این که در زندگی ایشان کمابیش مشهود است<ref> الحبائک فی اخبار الملائک، ج۱، ص ۶۱ـ ۶۸.</ref> با توجه به ادله نقلی و عقلی که بر افضلیت انبیا بر ملائکه اقامه شد، ضعف استدلال افضلیت ملائکه بر انبیا آشکار است و نیاز به تکرار نمیباشد<ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/86، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص:۸۶.]</ref>.
| |
|
| |
|
| == تکثر [[پیامبران]]== | | == تکثر [[پیامبران]]== |