پرش به محتوا

ضرورت نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۰۲۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۷ ژوئن ۲۰۱۸
خط ۳۹: خط ۳۹:
* از بُعد اجتماعی نیز می‌توان بر لزوم قوانین الهی استدلال کرد. انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای خود، به ناچار باید در اجتماع زندگی کند و به تقسیم کار میان اعضای جامعه بپردازد. اما از سوی دیگر، شکل‌گیری یک جامعه سالم، نیازمند نظم و امنیت است و این مهم تنها از طریق وضع قوانین دقیق که تأمین‌کننده مسئولیت‌ها و حقوق کلیه افراد باشد، به دست می‌آید. اما قوانین بشری به دلیل آن که برخاسته از دیدگاه محدود و منافع شخصی و گروهی است، نمی‌تواند به نیازهای عموم اقشار جامعه پاسخ گوید و در نتیجه اعتماد و آرامش را در میان آحاد اجتماع برقرار سازد. در اینجا نیز تنها با اتکا به قوانین الهی است که می‌توان صلح، امنیت و انضباط را به طور حقیقی برقرار ساخت.
* از بُعد اجتماعی نیز می‌توان بر لزوم قوانین الهی استدلال کرد. انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای خود، به ناچار باید در اجتماع زندگی کند و به تقسیم کار میان اعضای جامعه بپردازد. اما از سوی دیگر، شکل‌گیری یک جامعه سالم، نیازمند نظم و امنیت است و این مهم تنها از طریق وضع قوانین دقیق که تأمین‌کننده مسئولیت‌ها و حقوق کلیه افراد باشد، به دست می‌آید. اما قوانین بشری به دلیل آن که برخاسته از دیدگاه محدود و منافع شخصی و گروهی است، نمی‌تواند به نیازهای عموم اقشار جامعه پاسخ گوید و در نتیجه اعتماد و آرامش را در میان آحاد اجتماع برقرار سازد. در اینجا نیز تنها با اتکا به قوانین الهی است که می‌توان صلح، امنیت و انضباط را به طور حقیقی برقرار ساخت.
* تا اینجا بر ضرورت وجود قوانین الهی استدلال کردیم ولی باید دید این قوانین را چگونه می‌توان به دست آورد. باید توجه داشت هیچ یک از افراد بشر خود، ابزاری ندارند تا با خداوند متعال ارتباط برقرار کند و اوامر و نواهی الهی را دریافت نماید. خداوند متعال در مقام پاسخگویی به این نیاز بشر، به لطف خویش، با فرو فرستادن انبیاء، راه دستیابی به مصالح و مفاسد آنها را فراهم ساخته است. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}}، این نیاز بشر و لطف باری تعالی را این گونه بیان می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|"لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يَكْمُلُونَ لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ‏ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى وَ كَانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ إِدْرَاكِهِ ظَاهِراً لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم‏"}} <ref> [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]، ج۲، ص۹۹. </ref>. وقتی خداوند در خلقت بشر و قوای ایشان، آنچه را که به وسیله آن مصلحت‌های ایشان کامل و تمام شود، قرار نداده است، و از طرف دیگر خداوندِ صانع نیز برتر از آن است که او را مشاهده نمایند و این ضعف و عجز از ادارک در بشر مشهود است، لذا به ناچار بین خداوند و ایشان، رسولی [[معصوم]] لازم است که امر و نهی و برنامه تربیتی خویش را [از جانب خداوند] به ایشان برساند تا آنها به آنچه سبب حصول منافع و دفع ضررها می‌شود، آگاهی یابند. این مسیر به این دلیل است که خداوند در خلق بشر، چیزی قرار نداده است که به وسیله آن، منافع و ضررها را در نیازهایشان شناسایی نمایند. از منظر [[امام صادق]] {{ع}} نیز آشنایی بشر به مصالح و مفاسد خویش از دلایل نیازمندی به [[انبیا|انبیای الهی]] است. {{عربی|اندازه=150%|"ثَبَتَ أَنَّ لَهُ سُفَرَاءَ فِي خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ يَدُلُّونَهُمْ عَلَى مَصَالِحِهِمْ وَ مَنَافِعِهِمْ وَ مَا بِهِ بَقَاؤُهُمْ وَ فِي تَرْكِهِ فَنَاؤُهُم‏"}} <ref> [[توحید صدوق (کتاب)|توحید صدوق]]، ص۲۴۹. </ref>. ثابت شد که خداوند سفیرانی در میان خلق و بندگانش دارد که آنها را به آنچه مصلحت و نفع ایشان در آن است راهنمایی می‌کنند، و آنچه سبب بقای ایشان است و ترک آن سبب هلاکشان می‌شود، بیان می‌کنند. <ref> [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۴ و ۱۵.</ref>.
* تا اینجا بر ضرورت وجود قوانین الهی استدلال کردیم ولی باید دید این قوانین را چگونه می‌توان به دست آورد. باید توجه داشت هیچ یک از افراد بشر خود، ابزاری ندارند تا با خداوند متعال ارتباط برقرار کند و اوامر و نواهی الهی را دریافت نماید. خداوند متعال در مقام پاسخگویی به این نیاز بشر، به لطف خویش، با فرو فرستادن انبیاء، راه دستیابی به مصالح و مفاسد آنها را فراهم ساخته است. [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}}، این نیاز بشر و لطف باری تعالی را این گونه بیان می‌کنند: {{عربی|اندازه=150%|"لَمَّا لَمْ يَكُنْ فِي خَلْقِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ وَ قُوَاهُمْ مَا يَكْمُلُونَ لِمَصَالِحِهِمْ وَ كَانَ‏ الصَّانِعُ مُتَعَالِياً عَنْ أَنْ يُرَى وَ كَانَ ضَعْفُهُمْ وَ عَجْزُهُمْ عَنْ إِدْرَاكِهِ ظَاهِراً لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ رَسُولٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ مَعْصُومٍ يُؤَدِّي إِلَيْهِمْ أَمْرَهُ وَ نَهْيَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَقِفُهُمْ عَلَى مَا يَكُونُ بِهِ إِحْرَازُ مَنَافِعِهِمْ وَ دَفْعُ مَضَارِّهِم‏"}} <ref> [[عیون اخبار الرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]، ج۲، ص۹۹. </ref>. وقتی خداوند در خلقت بشر و قوای ایشان، آنچه را که به وسیله آن مصلحت‌های ایشان کامل و تمام شود، قرار نداده است، و از طرف دیگر خداوندِ صانع نیز برتر از آن است که او را مشاهده نمایند و این ضعف و عجز از ادارک در بشر مشهود است، لذا به ناچار بین خداوند و ایشان، رسولی [[معصوم]] لازم است که امر و نهی و برنامه تربیتی خویش را [از جانب خداوند] به ایشان برساند تا آنها به آنچه سبب حصول منافع و دفع ضررها می‌شود، آگاهی یابند. این مسیر به این دلیل است که خداوند در خلق بشر، چیزی قرار نداده است که به وسیله آن، منافع و ضررها را در نیازهایشان شناسایی نمایند. از منظر [[امام صادق]] {{ع}} نیز آشنایی بشر به مصالح و مفاسد خویش از دلایل نیازمندی به [[انبیا|انبیای الهی]] است. {{عربی|اندازه=150%|"ثَبَتَ أَنَّ لَهُ سُفَرَاءَ فِي خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ يَدُلُّونَهُمْ عَلَى مَصَالِحِهِمْ وَ مَنَافِعِهِمْ وَ مَا بِهِ بَقَاؤُهُمْ وَ فِي تَرْكِهِ فَنَاؤُهُم‏"}} <ref> [[توحید صدوق (کتاب)|توحید صدوق]]، ص۲۴۹. </ref>. ثابت شد که خداوند سفیرانی در میان خلق و بندگانش دارد که آنها را به آنچه مصلحت و نفع ایشان در آن است راهنمایی می‌کنند، و آنچه سبب بقای ایشان است و ترک آن سبب هلاکشان می‌شود، بیان می‌کنند. <ref> [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۱۴ و ۱۵.</ref>.
==ضرورت کلامی [[بعثت]]==
===استدلال به [[قاعده لطف]]===
دو معنا بر لطف می‌توان بیان کرد:
#لطف محصل، فعلی است که در صورت وقوع آن، انسان مکلف، با اختیار خویش، تکلیفش را انجام می‌دهد.
#لطف مقرب، فعلی است که در صورت وقوع برای شخص مکلف، زمینه مساعدی برای اطاعت از خداوند فراهم می‌آید.
* متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] این‌چنین استدلال می‌کنند <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۳ و ۲۴.</ref>: [[بعثت|بعثت انبیا]]، به جهت بیان زشتی و زیبایی افعال و احوال قیامت، احسانی است که بندگان را، با حفظ اختیار، به طاعت خدا نزدیک و از معصیت او دور می‌سازد، پس عقلاً بر خداوند واجب است. لطف، صفت فعلیه خداوند متعال است که انگیزه‌ای در مکلفان ایجاد می‌کند که یا به تحقق "لطف محصل" و یا به تقرب "لطف مقرب" تکلیف می‌انجامد. شرایط وجوب لطف این است: اولاً: قدرت بر انجام دادن تکلیف، وابسته به آن لطف نباشد و ثانیاً: لطف، مکلف را به مرز اجبار و سلب اختیار نکشاند. پس [[بعثت|بعثت پیامبران]] برای بیان احکامی که تأکید بر احکام عقلی است، لطف محسوب می‌شود ولی برای بیان احکامی که عقل به‌ صورت مستقل توان درک آنها را ندارد، مصداق لطف به شمار نمی‌آید و بعثت پیامبران از باب حکمت الهی، ضرورت پیدا می‌کند <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۰-۶۲.</ref>.[[اشاعره]]، بر اساس انکار حسن و قبح عقلی، به وجوب لطف اعتقاد ندارند.<ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۳ و ۲۴.</ref>
===استدلال به [[برهان حکمت]]===
* متکلمان [[امامیه]] و [[معتزله]] و [[ماتریدیه]] برای اثبات بعثت پیامبران از برهان حکمت بهره برده‌اند: یعنی [[نبوت]]، هم حَسَن است و هم واجب؛ زیرا مقصود و غایت حق‌تعالی از آفرینش انسان‌ها، دریافت مصلحت بوده است هم در احوال معاش و هم در احوال معاد و بیان این حقایق و اعمال نیز از طریق پیامبر الهی میسر است. حاصل اینکه:
# هدف آفرینش انسان، تکامل اختیاری است.
# تکامل اختیاری، درگرو افعال اختیاری است.
#شناخت‌های عقلی و حسی برای تشخیص راه کمال کافی نیست.
#پس خداوند می‌بایست راه دیگری برای رساندن انسان به کمال نشان دهد. این "باید"، دستور عقل به خدا نیست بلکه کشف ضرورت بین علت و معلول است <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۶۳-۶۵.</ref>.
===استدلال به [[برهان هدایت]]===
برهان هدایت، لزوم ارسال [[انبیا]] را اینگونه بیان می‌دارد:
'''الف)''' هر سویی از گستره بیکران خلقت، علاوه بر نظم و سامان، دارای نوعی هدایت و راهنمایی آشکار و پنهان است. به این معنا که خداوند همان موجود هماهنگ و منظم را به‌سوی مقصدی روان کرده است. <ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}} سوره طه، آیه: ۵.</ref>
در هر موجودی، نوعی کشش و برنامه وجود دارد که زندگی آن را از مسیر سنگلاخ‌های عالم طبیعت و ماده –که عرصه تعارض و تزاحم است- به مقصد معلوم هدایت می‌کند. اساس اعتبار این هدایت عمومی، مبتنی بر برهانی است که از وجود غرض و هدف در خلقت هر موجودی خبر می‌دهد. زیرا اگر خداوند موجودات را این‌چنین هدایت نکند، چیزی جز عبث و لغو نخواهد بود و انسان نیز هدایتی درخور خود دارد زیرا در آفرینش او نیز غرضی است.
'''ب)''' هدایت هر چیزی مناسب با تجهیزات و استعدادهای وجود اوست. انسان حیوانی است که چون صدف، گوهری گرانقدر در خود جای داده است.
انسان از آن جهت که حیوان است، مانند دیگر حیوانات از اهتدای غریزی برای رشد و کمال حیوانی برخوردار است ولی انسان برخلاف حیوانات، اسیر غرایز خود نیست و با قوه اختیار می‌تواند به غرایز خود سامان دهد. چنین موجودی البته هدایتی درخور خود می‌طلبد که با اختیار او تناسب داشته باشد.
جز [[وحی]]، هر راه دیگری برای رسیدن به چنین سعادت ابدی، بیراهه است.
البته خداوندی که از آفریدن ابرو و مژه دریغ نورزیده از فرستادن [[پیامبران]] که بقای نوع انسان و نیز سعادت ابدی هر فرد درگرو آن است، دریغ نمی‌کند <ref>[[معارف اسلامی (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۹-۲۲.</ref>.


==ضرورت فلسفی [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
==ضرورت فلسفی [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
۱۳۰٬۱۷۵

ویرایش