جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۱
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == ==' به '==') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{نبوت}} | {{نبوت}} | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[شجره در قرآن]] - [[شجره در حدیث]] - [[شجره در کلام اسلامی]]| پرسش مرتبط = شجره (پرسش)}} | |||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*در [[قرآن کریم]] بارها سخن از شجره شده، شجره [[مبارکه]] و [[شجره ملعونه]].شجره [[مبارکه]] آن درختی است که منشأ [[نور]] و [[نورانیت]]: {{متن قرآن|شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ}}<ref>«خداوند، نور آسمانها و زمین است، مثل نور او چون چراغدانی است در آن چراغی، آن چراغ در شیشهای، آن شیشه گویی ستارهای درخشان است کز درخت خجسته زیتونی میفروزد که نه خاوری است و نه باختری، نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد، نوری است فرا نور» سوره نور، آیه ۳۵.</ref> است و [[خدا]] به وسیله آن با [[موسی]] سخن گفته است: «نُ{{متن قرآن|نُودِيَ}}<ref>«و چون به آن رسید ندا داده شد: ای موسی!» سوره طه، آیه ۱۱.</ref>... {{متن قرآن|فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ}}<ref>«چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref> و شجرهای که [[پیامبر]] در زیر آن با [[بیعت]] [[پیامبر]] کردند: {{متن قرآن|يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref> و شجرهای که در اصل جحیم و [[زقوم]] است: «{{متن قرآن|شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ}}<ref>«بیگمان آن درختی است که در ژرفای دوزخ میبالد» سوره صافات، آیه ۶۴.</ref>ِ» و زمینه [[وسوسه]] و [[حرص]] بنی [[آدم]] را فراهم کرد: {{متن قرآن|فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا}}<ref>«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی» سوره اعراف، آیه ۲۲.</ref> و در تمثیلی رؤیایی خطاب به [[پیامبر]] وسیله [[فتنه]] [[مردم]]. بنابراین جدا از معنای لغوی آن اگر [[تمثیل]] نباشد، نمادین است و حقایق دیگری را بیان میکند. | *در [[قرآن کریم]] بارها سخن از شجره شده، شجره [[مبارکه]] و [[شجره ملعونه]].شجره [[مبارکه]] آن درختی است که منشأ [[نور]] و [[نورانیت]]: {{متن قرآن|شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ}}<ref>«خداوند، نور آسمانها و زمین است، مثل نور او چون چراغدانی است در آن چراغی، آن چراغ در شیشهای، آن شیشه گویی ستارهای درخشان است کز درخت خجسته زیتونی میفروزد که نه خاوری است و نه باختری، نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد، نوری است فرا نور» سوره نور، آیه ۳۵.</ref> است و [[خدا]] به وسیله آن با [[موسی]] سخن گفته است: «نُ{{متن قرآن|نُودِيَ}}<ref>«و چون به آن رسید ندا داده شد: ای موسی!» سوره طه، آیه ۱۱.</ref>... {{متن قرآن|فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ}}<ref>«چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref> و شجرهای که [[پیامبر]] در زیر آن با [[بیعت]] [[پیامبر]] کردند: {{متن قرآن|يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref> و شجرهای که در اصل جحیم و [[زقوم]] است: «{{متن قرآن|شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ}}<ref>«بیگمان آن درختی است که در ژرفای دوزخ میبالد» سوره صافات، آیه ۶۴.</ref>ِ» و زمینه [[وسوسه]] و [[حرص]] بنی [[آدم]] را فراهم کرد: {{متن قرآن|فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا}}<ref>«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی» سوره اعراف، آیه ۲۲.</ref> و در تمثیلی رؤیایی خطاب به [[پیامبر]] وسیله [[فتنه]] [[مردم]]. بنابراین جدا از معنای لغوی آن اگر [[تمثیل]] نباشد، نمادین است و حقایق دیگری را بیان میکند. | ||