←۱.۲. امکان عقلی و علمی معجزه
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۲۵: | خط ۲۲۵: | ||
===۱.۲. امکان عقلی و علمی [[معجزه]]=== | ===۱.۲. امکان عقلی و علمی [[معجزه]]=== | ||
* معجزه کار خارق عادت است و با احکام عقلی تعارضی ندارند و خلاف بدیهیات و عقلی نیستند. | * معجزه کار خارق عادت است و با احکام عقلی تعارضی ندارند و خلاف بدیهیات و عقلی نیستند. | ||
معجزه کاری خلاف علم و عقل نیست. برای نشان دادن این واقعیت میتوان برخی معجزات انجامشده توسط [[پیامبران|پیامبران الهی]] را موردبررسی قرار داد. همه شنیدهاند که یکی از معجزات [[حضرت عیسی|حضرت]] | معجزه کاری خلاف علم و عقل نیست. برای نشان دادن این واقعیت میتوان برخی معجزات انجامشده توسط [[پیامبران|پیامبران الهی]] را موردبررسی قرار داد. همه شنیدهاند که یکی از معجزات [[حضرت عیسی|حضرت مسیح]] زنده کردن مردگان و درمان بیماران غیرقابل علاج بوده است. آیا هیچ دلیل علمی و عقلی وجود دارد که انسان بعد از آنکه دستگاههای بدنش از کار افتاد و خاموش شد نتواند مجدداً به زندگی بازگردد؟ و آیا هیچ دلیلی علمی و عقلی وجود دارد که بیماری سرطان که انسان از درمانش عاجز است، درمان نداشته باشد؟ | ||
بدون شک انسانها با نیرویی که در اختیار دارد، هرچند تمام پزشکان جهان دستبهدست هم دهند و تجربه و معلومات خود را به یاری طلبند، قادر به زنده کردن مردگان و یا درمان پارهای از بیماریها نیستند. ولی چه مانعی دارد که انسانی با یک نیروی الهی، و با آگاهی خاصی که از دریای بیکران علم خدا دریافته است، بتواند روح را به کالبد مردهای بازگرداند و بیمار لاعلاجی را شفا بخشد؟ درست است که علم بشری خود را ناتوان از این عمل میداند، اما هرگز نمیگوید ممکن نیست و نامعقول است. | بدون شک انسانها با نیرویی که در اختیار دارد، هرچند تمام پزشکان جهان دستبهدست هم دهند و تجربه و معلومات خود را به یاری طلبند، قادر به زنده کردن مردگان و یا درمان پارهای از بیماریها نیستند. ولی چه مانعی دارد که انسانی با یک نیروی الهی، و با آگاهی خاصی که از دریای بیکران علم خدا دریافته است، بتواند روح را به کالبد مردهای بازگرداند و بیمار لاعلاجی را شفا بخشد؟ درست است که علم بشری خود را ناتوان از این عمل میداند، اما هرگز نمیگوید ممکن نیست و نامعقول است. | ||