ادب: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹٬۵۸۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ادب در قرآن]] - [[ادب در حدیث]] - [[ادب در فقه اسلامی]] - [[ادب در نهج البلاغه]] - [[ادب در معارف و سیره نبوی]] - [[ادب در معارف و سیره رضوی]] - [[ادب در معارف و سیره پیامبران]] - [[ادب در معارف و سیره فاطمی]]| پرسش مرتبط  = }}
| موضوع مرتبط = فضیلت اخلاقی
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[ادب در لغت]] - [[ادب در قرآن]] - [[ادب در حدیث]] - [[ادب در نهج البلاغه]] - [[ادب در فقه اسلامی]] - [[ادب در معارف و سیره پیامبران]] - [[ادب در معارف و سیره نبوی]] - [[ادب در معارف و سیره فاطمی]] - [[ادب در معارف و سیره رضوی]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


[[آداب]] مربوط به ساختمان [[روحی]] [[انسان]] نیست، قراردادهای افراد انسان است در میان یکدیگر<ref>اسلام و مقتضیات زمان جلد دوم، ص۲۴۸.</ref>. آداب مربوط به سهم‌بندی [[غرائز]] نیست، بلکه مربوط به این است که انسان غیر از مسأله [[اخلاق]] به  امور اکتسابی که باید اسم آنها را [[فنون]] گذاشت نیز احتیاج دارد. یعنی به [[سلسله]] هنرها و صنعت‌ها احتیاج دارد و باید آنها را یاد بگیرد<ref>اسلام و مقتضیات زمان، جلد اول، ص۲۸۰.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۴۲.</ref>
'''ا‌د‌ب''' به‌ معنای تبدیل حالات بد به حالات خوب و بروز [[اخلاق]] پسندیده، از جمله [[برترین]] [[کمالات انسانی]] است یکی از [[آداب]] مورد توجّه [[قرآن]]، ادب است که انواع و اقسام مختلفی دارد مانند: حضور در مکان‌های مقدس؛ ادب برخورد با [[اولیای الهی]]؛ ادب برخورد با پدر و مادر؛ ادب [[سلام]]؛ ادب برخورد با سفیهان و [[نادانان]]؛ ادب [[انفاق]] و برخورد با [[فقیران]]؛ ادب برخورد [[زنان]] با مردان نامحرم؛ ادب راه رفتن و غیره.


==مقدمه==
== مقدمه ==
ادب به معنای تبدیل حالات بد به حالات خوب و بروز [[اخلاق]] [[پسندیده]]، از جمله [[برترین]] [[کمالات انسانی]] است و [[انسان]] در صورت کسب آن می‌تواند سرمنشأ امر خیر و نیک شود. ادب، [[بهترین]] خوی انسانی و نشانه [[تربیت]] فطری در زمینه وجودی [[انسان]] است. از این‌رو [[آدمی]] اگر مؤدب به ادب الهی شود راه رشد و [[کمال انسانی]] را در خود پدید آورده است و در غیر این صورت، [[کمال انسانی]] در او بروز نمی‌یابد و از انسانیّت فاصله می‌گیرد. [[امام]]{{ع}} فرمود: "هیچ میراثی چون ادب نیست"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۵٤: {{متن حدیث|لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَب‏}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 96.</ref>.
ادب به معنای تبدیل حالات بد به حالات خوب و بروز [[اخلاق]] پسندیده، از جمله [[برترین]] [[کمالات انسانی]] است و [[انسان]] در صورت کسب آن می‌تواند سرمنشأ امر خیر و نیک شود. ادب، [[بهترین]] خوی انسانی و نشانه [[تربیت]] فطری در زمینه وجودی [[انسان]] است. از این‌رو [[آدمی]] اگر مؤدب به ادب الهی شود راه رشد و [[کمال انسانی]] را در خود پدید آورده است و در غیر این صورت، [[کمال انسانی]] در او بروز نمی‌یابد و از انسانیّت فاصله می‌گیرد. [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرمود: "هیچ میراثی چون ادب نیست"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۵۴: {{متن حدیث|لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَب‏}}.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص ۹۶.</ref>


اهمیت موضوع نزد [[امام]]{{ع}} به‌قدری است که در [[مقام]] [[دولت]] [[اسلامی]]، هنگامی که [[وظایف دولت]] را در ابتدای [[نامه]] ۵۳ برمی‌شمرد، به مسئله [[تعلیم و تربیت]] و [[اصلاح]] حال [[مردم]] اشاره دارد. یعنی دستگاه [[حکومت]] [[وظیفه]] دارد مقدمات [[اصلاح]] [[مردم]] را فراهم کند. این امر در دو بُعد صورت می‌پذیرد: نخست، [[دولت]] [[اسلامی]]، خود، باید به تمام و کمال آراسته به ادب [[اخلاقی]] و برای [[مردم]] [[الگو]] باشد؛ دوم، زمینه ایجاد [[دانش]] و [[آگاهی]] را برای [[مردمان]] فراهم کند تا در سایه آن همگی بتوانند به [[فضایل]] و [[رفتار]] نیکو و ادب کمالی آراسته شوند. در فرازی دیگر آن‌گاه که [[حق]] [[مردم]] را بر گردن خود به‌عنوان [[رئیس]] [[حکومت]] برمی‌شمرد، می‌فرماید: "(موظفم شما را)... [[تعلیم]] دهم تا [[نادان]] نمانید و ادب آموزم تا بدانید"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۴: {{متن حدیث|وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 96.</ref>.
== معناشناسی ==
اصل واژه أ‌د‌ب به‌ معنای [[دعا]] (فرا خواندن) بوده<ref>لسان‌العرب، ج‌۱، ص‌۹۳.</ref> و اَدْب به‌ معنای [[دعوت]] و جمع کردن [[مردم]] بر سر سفره خود<ref>مقاییس‌اللغه، ج‌۱، ص‌۷۴.</ref> نیز از همین ریشه است. مفهوم متعارف اَدَب نیز با معنای لغوی آن ارتباط دارد. گویا، ادب سفره‌ای از [[نیکی‌ها]] است که [[مردم]] بر گرد آن جمع می‌شوند و همگان آن را [[نیکو]] می‌شمارند<ref>مقاییس‌اللغه، ج‌۱، ص‌۷۴.</ref>.


در منظر [[امام]]{{ع}} ادب نیکو از لوازم [[خردمندی]] است و [[علم]] و ادب موجب [[اصلاح]] [[عقل]] می‌شود. از این‌رو یکی از خصوصیات شخص خردمند را [[محاسبه]] و بررسی خصلت‌های زشت در [[دین]]، [[عقیده]]، [[اخلاق]] و ادب برمی‌شمارد تا درصدد رفع آنها برآید. در واقع، محصول و نتیجه به‌کارگیری [[خرد]]، در قالب ادب خودنمایی می‌کند.
تعاریف متعدّدی از این واژه در فرهنگ‌نامه‌های فارسی ارائه شده که در عمده آنها، به عناصری مانند: [[نیکی]] احوال و [[رفتار]]<ref>لغت‌نامه، ج‌۱، ص‌۱۳۱۳.</ref> پسندیده و شایسته‌ بودن<ref>لغت‌نامه، ج‌۱، ص‌۱۳۱۳.</ref> و [[حُسن]] [[معاشرت]] و رعایت [[حرمت]] اشخاص<ref>فرهنگ فارسی، ص‌۱۷۸.</ref> توجّه شده است<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۰.</ref>.


نتیجه کسب ادب در سیمای [[آدمی]] بروز لطافت، نرمی و خوش‌خویی است. از این‌رو شخص مؤدب افزون بر اینکه راه رسیدن به [[کمالات انسانی]] را بر خود هموار کرده، در اجتماع نیز فردی عزیز و مورد [[احترام]] و از اقبال عمومی برخوردار است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 96.</ref>.
== ادب از دیدگاه اسلام ==
[[دین اسلام]] در کنار تأکید بر [[اخلاقیات]] و تخلق به [[اخلاق پسندیده]]، توجه ویژه‌ای به [[رعایت ادب]] در موقعیت‌ها و وضعیت‌های مختلف دارد، به گونه‌ای که از برخی [[روایت‌ها]] استفاده می‌شود که ادب مقوّم یا دست‌کم لازمه [[دینداری]] است و کسی که فاقد ادب است، دیندار نیست. چنین سخنی درباره [[عقل]] نیز گفته و بیان شده کسی‌که ادب ندارد، عقل ندارد<ref>غرر الحکم، ص۲۴۸.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} در روایتی ضمن بیان کارکردهای ادب، [[انسان‌ها]] را بدان [[تشویق]] و [[تحریض]] می‌کند. ایشان می‌فرماید: بر شما باد به ادب پسندیده که اگر [[فرمانروا]] باشید، برجسته می‌شوید و اگر از طبقه متوسط و [[مردم]] عادی باشید، بالا می‌روید و [[برتری]] می‌یابید و اگر [[زندگی]] بر شما تنگ شود، با ادب خویش روزگارتان را به خوبی و [[خوشی]] سپری خواهید کرد<ref>شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج۲۰، ص۳۰۴.</ref>. از [[معصوم]]{{عم}} نقل شده که فرمود: آن کس که ادب ندارد حیوان بی‌فایده‌ای بیش نیست<ref>إرشاد القلوب، ج۱، ص۱۶۰؛ أعلام الدین، ص۸۴.</ref>. مواضع مختلفی از [[قرآن]]، [[تعلیم]] ادب به [[بندگان]] است. برای نمونه، [[خداوند]] از [[موسی]]{{ع}} می‌خواهد چون به [[وادی مقدس]] «[[طوی]]» پای گذاشته است کفش‌ها را از پای در آورد و با ادب در محضر [[خداوند]] حاضر شود<ref>{{متن قرآن|إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}} «بی‌گمان این منم پروردگار تو، پای‌پوش‌های خویش را درآور که تو در سرزمین مقدس «طوی» یی» سوره طه، آیه ۱۲.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[ادب - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]، ص۲۶-۳۱.</ref>
 
== ادب در [[قرآن]] ==
{{اصلی|ادب در قرآن}}
=== ادب حضور در مکان‌های مقدس ===
یکی از [[آداب]] مورد توجّه [[قرآن]]، ادب حضور در مکان‌هایی است که نوعی تقدّس دارند. این مکان‌ها یا همانند [[مساجد]] و معابد از آغاز، مکانی [[مقدّس]] در نظر گرفته شده‌اند؛ چنان‌که [[خداوند]] به [[موسی]] {{ع}} [[فرمان]] می‌دهد هنگام حضور در سرزمین [[مقدّس]] {{متن قرآن|طُوًى}} کفش‌ها را درآورده، پای برهنه باشد:<ref>سوره طه، آیه ۱۲.</ref> یا به واسطه حضور اولیای خاصّ [[الهی]] مانند [[پیامبران]]، [[قداست]] یافته‌اند؛ چنان‌که افراد با [[ایمان]] موظّف‌اند هنگام حضور در خانه‌های [[پیامبر]] {{صل}} ادب را رعایت کرده، با اجازه وارد شوند<ref>سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۱.</ref>
 
=== ادب برخورد با [[اولیای الهی]] ===
[[خداوند]] در [[قرآن]] به [[مؤمنان]] [[فرمان]] می‌دهد هنگام [[سخن گفتن]] با [[پیامبر]] {{صل}}، صدای خود را بلند نکنند<ref>سوره حجرات، آیه ۲.</ref>، افزون بر این [[سخن گفتن]] آرام و مؤدّبانه با حضرت، [[نشانه]] [[پرهیزکاری]] دانسته شده<ref>سوره حجرات، آیه ۳.</ref> و کسانی‌که بدون رعایت [[حرمت]] [[پیامبر]]، وی را از فراسوی حجره‌ها (از‌درون خانه‌های خود) صدا می‌زنند، افرادی نابخرد و [[نادان]] شمرده شده‌اند<ref>سوره حجرات، آیه ۴.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۱-۳۹۲.</ref>
 
=== ادب برخورد با پدر و مادر ===
یکی از مهم‌ترین آدابی که [[اسلام]] بر آن تأکید فراوان دارد، ادب برخورد با پدر و مادر است. در آیاتی از [[قرآن کریم]] به این مسأله اشاره شده؛ از‌جمله سفارش [[خداوند]] به گفتار کریمانه با والدین و [[لزوم]] پرهیز از تندخویی با آنان است<ref>سوره اسراء، آیه ۲۳-۲۴.</ref>. پدر و مادر بی‌ایمان نیز از نگاه [[قرآن]] دارای ارج ویژه‌ای هستند و [[رعایت ادب]] و ملاطفت با آنها نیز لازم شمرده شده است<ref>سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۲.</ref>
 
=== ادب پدر در برابر [[فرزند]] ===
همان‌طور که رعایت [[احترام]] والدین و مراعات ادب در محضر آنان برای [[فرزندان]] لازم شمرده شده، در برابر، مراعات ادب در برخورد پدر و مادر با [[فرزندان]] نیز لازم و پسندیده است. برخی [[مفسّران]]، نظرخواهی [[ابراهیم]] {{ع}} از فرزندش [[اسماعیل]] درباره [[فرمان الهی]] مبنی بر [[ذبح]] او را ادبی از ناحیه پدر در برابر [[فرزند]] برشمرده‌اند<ref>سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>المیزان، ج‌۶‌، ص‌۲۷۳.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۲.</ref>
 
=== ادب شاگرد در برابر استاد ===
براساس [[آیات قرآن]]، [[شکیبا]] بودن و [[اطاعت]] از استاد، ادب و شرط [[تعلّم]] است<ref>راهنما، ج‌۱۰، ص‌۴۶۲.</ref>؛ چنان‌که [[موسی]] {{ع}} بر [[اطاعت]] کامل خود از [[خضر]] {{ع}} و [[سرپیچی]] نکردن از فرمان‌های او تأکید کرد. به گفته برخی [[مفسّران]]<ref>المیزان، ج‌۱۳، ص‌۳۴۳.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۲-۳۹۳.</ref>
 
=== ادب ورود به [[خانه]] دیگران ===
[[مؤمنان]] باید هنگام ورود به [[خانه]] دیگران اجازه بگیرند و چنان‌چه به عللی به آنها اجازه ورود داده ‌نشد، برگردند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ...}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌هایی جز خانه خودتان درنیایید تا آنکه آشنایی دهید و بر اهل آن (خانه) ها سلام کنید؛ ...» سوره نور، آیه ۲۷-۲۸.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۳.</ref>
 
=== ادب [[سلام]] ===
تحیّت ویژه [[مسلمانان]] به استناد [[آیات]] و [[روایات]] بسیار، [[سلام]] کردن است<ref>کنزالعمال، ج‌۹، ص‌۱۱۴.</ref>. [[سلام]] کردن، خود، [[رفتاری]] [[مستحب]]، ولی پاسخ به آن، [[واجب]] است<ref>الکافی، ج‌۲، ص‌۶۴۴‌ـ‌۶۴۷; بحارالانوار، ج‌۷۶، ص‌۱۰.</ref>.
 
در [[آیات قرآن]] در موارد ذیل از تحیت "[[سلام]]" یاد ‌شده است: [[سلام]] کردن هنگام ورود به [[خانه]]<ref>سوره نور، آیه۶۱.</ref>؛ اظهار ادب [[فرشتگان]] مهمان [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} با [[سلام]] کردن بر [[ابراهیم]] و پاسخ حضرت<ref>سوره نور، آیه ۶۱.</ref>؛ پاسخ [[سلام]] با عبارتی بهتر و نیکوتر<ref>سوره نساء، آیه ۸۶.</ref>؛ سفارش [[خداوند]] به [[پیامبر]] مبنی بر [[سلام]] به [[مؤمنان]]<ref>سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>؛ اظهار ادب [[فرشتگان]] در برابر [[مؤمنان]]، هنگام [[مرگ]] با [[سلام]] کردن<ref>سوره نحل، آیه ۳۲.</ref>؛ تحیّت و اظهار ادب [[بهشتیان]] به یک‌دیگر با [[سلام]] کردن<ref>سوره یونس، آیه ۱۰.</ref>؛ اظهار ادب [[فرشتگان]] در برابر [[بهشتیان]] با [[سلام]] کردن بر آنان<ref>سوره رعد، آیه ۲۳-۲۴.</ref>؛ اظهار ادب [[اصحاب اعراف]] در برابر [[بهشتیان]] با [[سلام]] به آنان<ref>سوره اعراف، آیه ۴۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۳-۳۹۴.</ref>
 
=== ادب ضیافت ===
برخی [[مفسّران]]، از [[آیات قرآن کریم]]، آدابی را برای مهمان داری استفاده کرده‌اند: پس از ورود مهمان، بی‌درنگ به [[پذیرایی]] او مبادرت شود و مهمان کم‌تر در [[انتظار]] [[پذیرایی]] بماند و میزبان، پنهانی و دور از چشم مهمان برای فراهم ساختن غذا [[اقدام]] کند تا او، وی را از این کار باز‌ندارد<ref>سوره ذاریات، آیه ۲۴-۲۶.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۲۳۷; الصافی، ج‌۵، ص‌۷۱.</ref>. مهمان نیز نباید بدون [[دعوت]] به [[خانه]] کسی برود و پس از [[پذیرایی]] و تناول غذا نیز بیش از حد معمول در [[خانه]] میزبان نماند تا مزاحم او و خانواده‌اش نشود<ref>سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۴.</ref>
 
=== ادب برخورد با سفیهان و [[نادانان]] ===
[[رعایت ادب]] در برخورد با [[جاهلان]] و [[نادانان]] از ویژگی‌های [[بندگان]] ممتاز [[خداوند]] است: {{متن قرآن|وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا}}<ref>«و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند و هرگاه نادانان با آنان سخن سر کنند پاسخی نرم گویند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref> و این ادب چیزی جز برخورد و [[رفتاری]] کریمانه با آنان نیست<ref>سوره فرقان، آیه ۷۲.</ref>.<ref>سوره نساء، آیه ۵.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۳۹۴.</ref>
 
=== ادب [[انفاق]] و برخورد با [[فقیران]] ===
[[قرآن کریم]] ضمن سفارش‌های فراوانی که درباره [[انفاق]] [[اموال]] در [[راه خدا]] و رسیدگی به [[مستمندان]] و [[فقیران]] می‌فرماید، رعایت آدابی را در این زمینه لازم شمرده است: برخورد با [[فقیر]] و [[مسکین]] بدون هرگونه منّت و [[ایذاء]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۶۲.</ref> و [[لزوم]] گفتار پسندیده با [[فقیران]]<ref>سوره نساء، آیه ۸.</ref>، [[انفاق]] از [[بهترین]] و محبوب‌ترین [[اموال]] خود<ref>سوره بقره، آیه ۲۶۷.</ref> از دیگر [[آداب]] [[انفاق]]، رعایت حدّ [[اعتدال]] و عدم [[اسراف]] و [[تبذیر]] در آن است<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۴-۳۹۵.</ref>.
 
=== ادب برخورد با مخالفان [[عقیدتی]] ===
[[اسلام]]، افزون بر آنکه [[مسلمانان]] را به رعایت [[اخلاق]] و [[آداب]]، با یکدیگر می‌خواند، به [[مسلمانان]] سفارش می‌کند که در برخورد با [[مخالفان]] [[عقیدتی]] هم [[آداب]] را رعایت کنند: [[رعایت ادب]] در گفتار و پرهیز از [[سبّ]] و [[ناسزاگویی]]<ref>سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref>؛ [[سخن گفتن]] با آنان با نرمی و [[مدارا]]<ref>سوره طه، آیه ۴۳-۴۴.</ref>؛ [[سخن گفتن]] با مخالفان و [[دعوت]] آنان با بیانی حکیمانه و متقن<ref>سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>؛ [[سخن گفتن]] با آنان با [[دلیل]] و منطق<ref>سوره هود، آیه ۸۸.</ref>؛ رعایت [[انصاف]] و ادب در گفت و گو با آنان و واداشتن آنان به [[تفکّر]] و [[اندیشه]]<ref>سوره سبأ، آیه ۲۴.</ref>؛ [[دعوت]] آنان همراه با [[پند]] [[نیکو]]<ref>سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>؛ [[مجادله]] با مخالف، به‌صورت [[جدال]] احسن<ref>سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>؛ پناه دادن به مخالفان [[عقیدتی]] و فراهم ساختن محیطی [[امن]] برای آنان به منظور تحقیق درباره مسائل [[دینی]]<ref>سوره توبه، آیه ۶.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۵-۳۹۶.</ref>
 
=== ادب برخورد [[زنان]] با مردان نامحرم ===
[[قرآن کریم]]، [[زنان پیامبر]] را از [[سخن گفتن]] با مردان نامحرم به‌گونه‌ای نرم و هوس‌انگیز که سبب [[طمع]] بیمار دلان می‌شود، [[نهی]] فرموده، و به آنان سفارش کرده است به طرزی شایسته [[سخن]] بگویند: {{متن قرآن|يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا}}<ref>«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.</ref> برخی [[مفسّران]] رعایت این ادب را برای تمام [[زنان]] [[مسلمان]]، لازم دانسته‌اند<ref>تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۳، ص‌۴۹۰.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۷.</ref>
 
=== ادب راه رفتن ===
یکی از ویژگی‌های [[بندگان]] ممتاز [[خداوند]] در [[قرآن]]، راه رفتن بدون [[تکبّر]] و با [[تواضع]] شمرده شده است: {{متن قرآن|وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا}}<ref>«و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>. از آنجا که [[رفتار]] ظاهری [[انسان]]، به تدریج حالتی درونی متناسب با آن [[رفتار]] پدید‌ می‌آورد، شایسته است هر حرکت و [[رفتاری]] که نشان دهنده نوعی غرور و [[تکبّر]] در [[انسان]] است، کنترل شود تا به صفتی درونی تبدیل نشود؛ از‌جمله راه رفتن همراه با [[تکبّر]]؛ به همین مناسبت، یکی از آدابی که [[لقمان]] به فرزندش سفارش می‌کند، آن است که با غرور و بی‌خبری راه مرو؛ بلکه همواره در راه رفتن [[معتدل]] و میانه‌رو باش: {{متن قرآن|وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلا تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ}}<ref>«و روی خود را از مردم مگردان و بر زمین خرامان گام برمدار که خداوند هیچ خود پسند خویشتن‌ستایی را دوست نمی‌دارد و در راه رفتنت میانه‌رو باش و از آوایت فرو کاه که ناپسندترین بانگ‌ها بانگ درازگوشان است» سوره لقمان، آیه ۱۸-۱۹.</ref>.<ref>[[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)| دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹۸.</ref>
 
== آداب در فقه ==
{{اصلی|ادب در فقه اسلامی}}
آداب در ابواب متعدّد [[فقه]] در معنای لغوی به کار رفته است، هرچند آنچه در بیشتر ابواب فقه منظور [[فقیهان]] است، مجموع [[رفتارها]] و هیئت‌هایی است که فعل یا ترک آنها از دیدگاه شارع مقدّس، موجب [[حسن]] و کمال فعل یا موضوعی می‏‌شود که [[حکم شرعی]] به آن تعلّق گرفته است، مانند آداب [[نماز]]، [[روزه]]، [[زیارت]]، [[جهاد]] و تخلّی. از بررسی کلمات فقیهان و کاربرد این واژه در فقه بر می‏‌آید که آداب، اعم از [[احکام]] لزومی و غیر لزومی است؛ یعنی هم مستحبّات و مکروهات را در بر می‏گیرد و هم [[واجبات]] و [[محرّمات]] را<ref>الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]]، ج۱، ص ۱۲۳-۱۲۴.</ref>


==واژه‌شناسی لغوی==
==ادب در [[قرآن]]==
==ادب حضور در [[مکان‌های مقدس]]==
==ادب برخورد با [[اولیای الهی]]==
==ادب برخورد با [[پدر]] و [[مادر]]==
==ادب [[پدر]] در برابر [[فرزند]]==
==ادب [[شاگرد]] در برابر استاد==
==ادب ورود به [[خانه]] دیگران==
==ادب [[سلام]]==
==ادب [[ضیافت]]==
==ادب نشستن درمجالس عمومی==
==ادب برخورد با سفیهان و [[نادانان]]==
==ادب [[انفاق]] و برخورد با [[فقیران]]==
==ادب برخورد با [[مخالفان]] [[عقیدتی]]==
==ادب برخورد با [[خطاکار]]==
==ادب [[نامه]] نگاری==
==ادب برخورد [[زنان]] با مردان نامحرم==
==ادب در امور جنسی==
==ادب برخورد بامالیات دهندگان==
==ادب [[راه رفتن]]==
== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
خط ۴۳: خط ۷۶:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت''']]
# [[پرونده:000053.jpg|22px]] [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[ادب (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۲''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']]
# [[پرونده: 1100515.jpg|22px]] [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[ادب - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «ادب»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه امام رضا ج۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۵۰: خط ۸۵:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


{{علم اخلاق}}
{{فضایل اخلاقی}}
{{فضایل اخلاقی}}


[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:فضایل اخلاقی]]
[[رده:مدخل اخلاقی نهج البلاغه]]
۸۰٬۱۲۹

ویرایش