جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
#اِبّاله؛<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۱.</ref> | #اِبّاله؛<ref>جامعالبیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص ۳۸۱.</ref> | ||
#اِباله؛<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۳۴.</ref> | #اِباله؛<ref>قرطبی، ج ۲۰، ص ۱۳۴.</ref> | ||
#آبله.<ref> اعلام قرآن، ص ۱۵۹.</ref> | #آبله.<ref> اعلام قرآن، ص ۱۵۹.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱</ref> | ||
==معنای ابابیل== | ==معنای ابابیل== | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
به نظر مصطفوی، بعید نیست که اصل در مادّه "أ ـ ب ـ ل" به معنای [[تحمّل]] [[سختی]]، [[بردباری]] و [[مقاومت]]، و ابل (شتر) نیز یکی از مصادیق این معنا باشد، و شاید [[ابابیل]] هم [[وصف]] پرندهای با همین ویژگیها باشد و {{متن قرآن|طَيْرًا أَبَابِيلَ}}، یعنی پرندگان گروه گروه، [[قوی]]، [[مقاوم]] و [[صبور]].<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۲۶، «ابل».</ref> | به نظر مصطفوی، بعید نیست که اصل در مادّه "أ ـ ب ـ ل" به معنای [[تحمّل]] [[سختی]]، [[بردباری]] و [[مقاومت]]، و ابل (شتر) نیز یکی از مصادیق این معنا باشد، و شاید [[ابابیل]] هم [[وصف]] پرندهای با همین ویژگیها باشد و {{متن قرآن|طَيْرًا أَبَابِيلَ}}، یعنی پرندگان گروه گروه، [[قوی]]، [[مقاوم]] و [[صبور]].<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۲۶، «ابل».</ref> | ||
آرتور جفری میگوید: واژه "ابابیل" ربطی به پرندگان ندارد؛ بلکه نام بلایی است؛ گذشته از آن، این کلمه از "ابیله" به معنای "تاول" گرفته شده است. "اشپرنگل" خیلی پیشتر در ۱۹۷۴ میلادی میان این واژه و [[بیماری]] آبله، رابطهای را [[حدس]] زده بود و آن را مشتق از "اَب" به معنای [[پدر]] و "ابیل" به معنای [[نوحه]] و [[ندبه]] میپنداشت و میگفت: [[ایرانیان]]، واژه "ابیله" را به معنای آبله به کار میبرند. این نظریّه را [[روایات]] موجود که میگوید: [[لشکریان]] [[ابرهه]] به بیماری آبله دچار و نابود گشتند، [[تأیید]] میکند؛ امّا مشکل، [[اثبات]] [[فارسی]] بودن آن است؛ زیرا آبله در [[زبان فارسی]]، خود دخیل از [[عربی]] و بیتردید از همین [[آیه]] گرفته شده است.<ref>واژههای دخیل، ص ۹۸.</ref> | آرتور جفری میگوید: واژه "ابابیل" ربطی به پرندگان ندارد؛ بلکه نام بلایی است؛ گذشته از آن، این کلمه از "ابیله" به معنای "تاول" گرفته شده است. "اشپرنگل" خیلی پیشتر در ۱۹۷۴ میلادی میان این واژه و [[بیماری]] آبله، رابطهای را [[حدس]] زده بود و آن را مشتق از "اَب" به معنای [[پدر]] و "ابیل" به معنای [[نوحه]] و [[ندبه]] میپنداشت و میگفت: [[ایرانیان]]، واژه "ابیله" را به معنای آبله به کار میبرند. این نظریّه را [[روایات]] موجود که میگوید: [[لشکریان]] [[ابرهه]] به بیماری آبله دچار و نابود گشتند، [[تأیید]] میکند؛ امّا مشکل، [[اثبات]] [[فارسی]] بودن آن است؛ زیرا آبله در [[زبان فارسی]]، خود دخیل از [[عربی]] و بیتردید از همین [[آیه]] گرفته شده است.<ref>واژههای دخیل، ص ۹۸.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱</ref> | ||
==شکل و نوع پرنده== | ==شکل و نوع پرنده== | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
[[فخر رازی]] پس از نقل صفات متعدّدی که برای پرندگان بیان شده، میگوید: از آنجا که این پرندگان دسته دسته بودند، شاید هر دسته شکلی داشته و هر کسی آنچه را که دیده [[وصف]] کرده است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۱۰۰.</ref> از [[رسولخدا]]{{صل}} در [[وصف]] این پرنده [[روایت]] شده: مرغی بین [[آسمان]] و [[زمین]] است که لانه دارد و تخم میگذارد.<ref> ماوردی، ج ۶، ص ۳۴۲.</ref> | [[فخر رازی]] پس از نقل صفات متعدّدی که برای پرندگان بیان شده، میگوید: از آنجا که این پرندگان دسته دسته بودند، شاید هر دسته شکلی داشته و هر کسی آنچه را که دیده [[وصف]] کرده است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص ۱۰۰.</ref> از [[رسولخدا]]{{صل}} در [[وصف]] این پرنده [[روایت]] شده: مرغی بین [[آسمان]] و [[زمین]] است که لانه دارد و تخم میگذارد.<ref> ماوردی، ج ۶، ص ۳۴۲.</ref> | ||
[[ابومریم]] از [[امام باقر]]{{ع}} روایت میکند: هر پرنده سه سنگ در چنگال و منقار خود داشت. سنگها را بر روی [[لشکریان]] ریختند که بر اثر آن در میان آنها، [[مرض]] آبله پدید آمد؛ پس [[خداوند]] نیز به وسیله آنها، نابودشان ساخت و پیش از آن «آبله» در آنجا دیده نشده بود.<ref>الکافی، ج ۸، ص ۸۴.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: از [[اصحاب فیل]]، یک نفر بیشتر باقی نماند که فرار کرد. او در حالی که مشغول نقل واقعه برای [[مردم]] بود، سرش را بالا برد و گفت: این از همان پرندگان است؛ آنگاه آن پرنده که [[مأمور]] تعقیب او بود بالای سر او قرار گرفت و سنگی را رها کرد که از زیر او خارج شد.<ref>الکافی، ج ۴، ص ۲۱۶.</ref> بعضی این شخص را خود [[ابرهه]] دانستهاند که هنگام نقل واقعه برای [[پادشاه]] [[حبشه]] با آن [[عذاب]] نابود شد.<ref> روان جاوید، ج ۵، ص ۴۳۷.</ref> | [[ابومریم]] از [[امام باقر]]{{ع}} روایت میکند: هر پرنده سه سنگ در چنگال و منقار خود داشت. سنگها را بر روی [[لشکریان]] ریختند که بر اثر آن در میان آنها، [[مرض]] آبله پدید آمد؛ پس [[خداوند]] نیز به وسیله آنها، نابودشان ساخت و پیش از آن «آبله» در آنجا دیده نشده بود.<ref>الکافی، ج ۸، ص ۸۴.</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: از [[اصحاب فیل]]، یک نفر بیشتر باقی نماند که فرار کرد. او در حالی که مشغول نقل واقعه برای [[مردم]] بود، سرش را بالا برد و گفت: این از همان پرندگان است؛ آنگاه آن پرنده که [[مأمور]] تعقیب او بود بالای سر او قرار گرفت و سنگی را رها کرد که از زیر او خارج شد.<ref>الکافی، ج ۴، ص ۲۱۶.</ref> بعضی این شخص را خود [[ابرهه]] دانستهاند که هنگام نقل واقعه برای [[پادشاه]] [[حبشه]] با آن [[عذاب]] نابود شد.<ref> روان جاوید، ج ۵، ص ۴۳۷.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱</ref> | ||
==ابابیل در دانشنامه معاصر قرآن کریم== | ==ابابیل در دانشنامه معاصر قرآن کریم== | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
ابابیل در لغت به معنی دستهها یا گروهها (برای پرنده، اسب و شتر) آمده است. دستهای از پرندگان که طبق [[روایت]] قرآن برای نابودی [[ابرهه]] و فیلهای او از طرف [[خداوند]] فرستاده شدند. برای لفظ ابابیل گفتهاند جمعی است بیمفرد. در خصوص معنا و ریشه آن هم نظرها و فرضیههایی دادهاند که هیچ کدام [[سندیت]] و قطعیت ندارد<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی.</ref>؛ اما هرچه که هست نام پرنده خاصی نیست و تنها به دسته یا گروهی از پرندگان اطلاق میشود. | ابابیل در لغت به معنی دستهها یا گروهها (برای پرنده، اسب و شتر) آمده است. دستهای از پرندگان که طبق [[روایت]] قرآن برای نابودی [[ابرهه]] و فیلهای او از طرف [[خداوند]] فرستاده شدند. برای لفظ ابابیل گفتهاند جمعی است بیمفرد. در خصوص معنا و ریشه آن هم نظرها و فرضیههایی دادهاند که هیچ کدام [[سندیت]] و قطعیت ندارد<ref>دائرة المعارف بزرگ اسلامی.</ref>؛ اما هرچه که هست نام پرنده خاصی نیست و تنها به دسته یا گروهی از پرندگان اطلاق میشود. | ||
درباره چگونگی این پرنده در [[تفاسیر]] اختلافنظر است. برخی آنها را خطاطیف (پرستوها) دانستهاند<ref>جامع البیان، ج۷، ص۲۰۵۸.</ref>؛ درباره رنگ آنها نیز، گفتهاند که سپید یا سیاه و یا سبز و منقارشان نیز زرد بوده است<ref> ترجمه تفسیر طبری، ج۳۰، ص۱۹۳.</ref>؛ هر یک از این پرندگان که بنابر گفته بیشتر [[مفسران]] از دریا آمده بودند، سه سنگ با خود داشتند و بر سر [[سپاهیان]] ابرهه انداختند<ref>ترجمه مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۴۰.</ref>؛ در [[تفسیر طبری]] نیز آمده است: "و خدای مرغانی بفرستاد خَطّاف و به کناره دریا رفتند و به منقا»ر و به چَنگُلِ پای، هر یک لختی گل برگرفتند و به هوا اندر شدند و آن گل که داشتند، سنگ گشت و بیآمدند و بر سر آن [[سپاه]] بیستادند هر مردی را سنگی از آن بر سر زدند و به سُرونشان بیرون آمد و همه اندامهای ایشان بیاماسید، و جمله بمردند<ref>ترجمه تفسیر طبری، ج۷، ص۲۰۵۸.</ref> | درباره چگونگی این پرنده در [[تفاسیر]] اختلافنظر است. برخی آنها را خطاطیف (پرستوها) دانستهاند<ref>جامع البیان، ج۷، ص۲۰۵۸.</ref>؛ درباره رنگ آنها نیز، گفتهاند که سپید یا سیاه و یا سبز و منقارشان نیز زرد بوده است<ref> ترجمه تفسیر طبری، ج۳۰، ص۱۹۳.</ref>؛ هر یک از این پرندگان که بنابر گفته بیشتر [[مفسران]] از دریا آمده بودند، سه سنگ با خود داشتند و بر سر [[سپاهیان]] ابرهه انداختند<ref>ترجمه مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۴۰.</ref>؛ در [[تفسیر طبری]] نیز آمده است: "و خدای مرغانی بفرستاد خَطّاف و به کناره دریا رفتند و به منقا»ر و به چَنگُلِ پای، هر یک لختی گل برگرفتند و به هوا اندر شدند و آن گل که داشتند، سنگ گشت و بیآمدند و بر سر آن [[سپاه]] بیستادند هر مردی را سنگی از آن بر سر زدند و به سُرونشان بیرون آمد و همه اندامهای ایشان بیاماسید، و جمله بمردند<ref>ترجمه تفسیر طبری، ج۷، ص۲۰۵۸.</ref><ref>[[محمد رضا رهبریان|رهبریان، محمد رضا]]، [[ابابیل - رهبریان (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)| دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
#[[پرونده:000052.jpg|22px]] [[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱''']] | # [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابابیل - خراسانی (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱''']] | ||
#[[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد رضا رهبریان|رهبریان، محمد رضا]]، [[ابابیل - رهبریان (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[ دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | # [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد رضا رهبریان|رهبریان، محمد رضا]]، [[ابابیل - رهبریان (مقاله)|مقاله «ابابیل»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||