جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
بدون خلاصۀ ویرایش |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
ایشان حتی نسبت به [[انبیا]] نیز مطلب را گسترش داده و قائلاند: "انبیا خودشان را خدمتگزار میدانستند، نه اینکه یک نبیای که [[خیال]] کند، حکومت دارد به [[مردم]]، حکومت در کار نبوده، اولیای بزرگ [[خدا]]، [[انبیای بزرگ]]، همین [[احساس]] را داشتند، که اینها آمدند برای اینکه مردم را [[هدایت]] کنند، [[ارشاد]] کنند، خدمت کنند به آنها"<ref>صحیفه نور، ج۱۵، ص۲۱۷.</ref>. | ایشان حتی نسبت به [[انبیا]] نیز مطلب را گسترش داده و قائلاند: "انبیا خودشان را خدمتگزار میدانستند، نه اینکه یک نبیای که [[خیال]] کند، حکومت دارد به [[مردم]]، حکومت در کار نبوده، اولیای بزرگ [[خدا]]، [[انبیای بزرگ]]، همین [[احساس]] را داشتند، که اینها آمدند برای اینکه مردم را [[هدایت]] کنند، [[ارشاد]] کنند، خدمت کنند به آنها"<ref>صحیفه نور، ج۱۵، ص۲۱۷.</ref>. | ||
در تعابیر فوق؛ حکومت و قدرت با جهتگیری [[اصلاح]] و خدمترسانی به [[بشریت]] مدّ نظر انبیا و [[اولیای الهی]] است، نه برای ارضای [[حس]] [[خودخواهی]] و [[خودپرستی]] و [[قدرتطلبی]]، چرا که در نزد [[اولیا]] [[خداوند]]، [[فرمان]] راندن بر مردم در چند [[روزه]] [[دنیا]]، اگر منشأ اثر و خدمت خدا پسندانهای نباشد از بیارزشترین امور است. [[عبدالله بن عباس]] میگوید در "ذی قار" (موضعی نزدیکی [[بصره]]) در حالی به حضور [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} رسیدم که مشغول وصله کردن [[کفش]] خود بود، فرمود: "[[ارزش]] این لنگه کفش چقدر است؟ عرض کردم بیارزش است و نمیتوان بر روی آن قیمت گذاشت، فرمود: [[سوگند]] به [[خدا]] این کفش نزد من از [[امارت]] و [[حکومت]] بر شما محبوبتر است، مگر آنکه حقی را اقامه نموده یا باطلی را براندازم"<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۳۳، ص۱۰۲.</ref> | در تعابیر فوق؛ حکومت و قدرت با جهتگیری [[اصلاح]] و خدمترسانی به [[بشریت]] مدّ نظر انبیا و [[اولیای الهی]] است، نه برای ارضای [[حس]] [[خودخواهی]] و [[خودپرستی]] و [[قدرتطلبی]]، چرا که در نزد [[اولیا]] [[خداوند]]، [[فرمان]] راندن بر مردم در چند [[روزه]] [[دنیا]]، اگر منشأ اثر و خدمت خدا پسندانهای نباشد از بیارزشترین امور است. [[عبدالله بن عباس]] میگوید در "ذی قار" (موضعی نزدیکی [[بصره]]) در حالی به حضور [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} رسیدم که مشغول وصله کردن [[کفش]] خود بود، فرمود: "[[ارزش]] این لنگه کفش چقدر است؟ عرض کردم بیارزش است و نمیتوان بر روی آن قیمت گذاشت، فرمود: [[سوگند]] به [[خدا]] این کفش نزد من از [[امارت]] و [[حکومت]] بر شما محبوبتر است، مگر آنکه حقی را اقامه نموده یا باطلی را براندازم"<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۳۳، ص۱۰۲.</ref><ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۱۷۳.</ref> | ||
== پرسش مستقیم== | == پرسش مستقیم== | ||