افترا به پیامبر: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۱) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
یا مىگفتند: پیامبران با ادعاى [[نبوت]] قصد [[تسلط]] بر مردم را دارند: {{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلَائِكَةً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ}}<ref>«سرکردگان کافر از قومش گفتند: این جز بشری مانند شما نیست، بر آن است که بر شما برتری جوید و اگر خداوند میخواست فرشتگانی میفرستاد، چنین چیزی در (میان) پدران نخستین خویش نشنیدهایم» سوره مؤمنون، آیه ۲۴.</ref> | یا مىگفتند: پیامبران با ادعاى [[نبوت]] قصد [[تسلط]] بر مردم را دارند: {{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلَائِكَةً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ}}<ref>«سرکردگان کافر از قومش گفتند: این جز بشری مانند شما نیست، بر آن است که بر شما برتری جوید و اگر خداوند میخواست فرشتگانی میفرستاد، چنین چیزی در (میان) پدران نخستین خویش نشنیدهایم» سوره مؤمنون، آیه ۲۴.</ref> | ||
همچنین [[یهود]]، سنتهاى ناروایى به موسى{{ع}} از جمله، [[قتل]] [[هارون]]، داشتن [[مرض]] پیسى و [[ارتباط]] نامشروغ دادند که [[خداوند]] آن [[حضرت]] را از این نسبتها مبرّا دانست: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا}}<ref>«ای مؤمنان! همچون کسانی نباشید که موسی را آزردند و خداوند او را از آنچه (درباره او) گفتند برکنار داشت و او نزد خداوند آبرومند بود» سوره احزاب، آیه ۶۹.</ref> | همچنین [[یهود]]، سنتهاى ناروایى به موسى{{ع}} از جمله، [[قتل]] [[هارون]]، داشتن [[مرض]] پیسى و [[ارتباط]] نامشروغ دادند که [[خداوند]] آن [[حضرت]] را از این نسبتها مبرّا دانست: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهًا}}<ref>«ای مؤمنان! همچون کسانی نباشید که موسی را آزردند و خداوند او را از آنچه (درباره او) گفتند برکنار داشت و او نزد خداوند آبرومند بود» سوره احزاب، آیه ۶۹.</ref><ref>جامعالبيان، مج۱۲، ج۲۲، ص۶۳،۶۵؛ مجمعالبيان، ج ۸، ص۵۸۳؛ تفسير قرطبى، ج ۱۴، ص۱۶۱. </ref> | ||
یهود افتراى دیگرى را نسبت به [[سلیمان]] روا مىداشتند که وى را ساحر و حکومتش را برخاسته از [[سحر]] مىدانستند، در نتیجه [[معتقد]] به [[کفر]] او بودند. <ref>مجمعالبيان، ج ۱، ص۳۳۶ ـ ۳۳۷. </ref> [[قرآن]] این [[اتهام]] را از او نفى کرده و [[شیاطین]] عصر وى را [[کافر]] شمرده است: {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> | یهود افتراى دیگرى را نسبت به [[سلیمان]] روا مىداشتند که وى را ساحر و حکومتش را برخاسته از [[سحر]] مىدانستند، در نتیجه [[معتقد]] به [[کفر]] او بودند. <ref>مجمعالبيان، ج ۱، ص۳۳۶ ـ ۳۳۷. </ref> [[قرآن]] این [[اتهام]] را از او نفى کرده و [[شیاطین]] عصر وى را [[کافر]] شمرده است: {{متن قرآن|وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref> | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
یا نسبت [[خیانت]] به آن حضرت مىدادند که [[خداوند]] پیامبرش را از خیانت به دیگران مبرّاء مىشمارد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ }}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref> به نظر برخى [[آیه]] در مورد [[اتهام]] گروهى از [[منافقان]] در [[جنگ بدر]] نازل شد که [[پیامبر]] صلىاللهعلیهوآله را به [[سرقت]] قطیفه (پارچه) قرمزى که مفقود شده بود متهم کردند <ref>جامعالبيان، مج ۳، ج ۴، ص۲۰۷؛ مجمعالبيان، ج ۲، ص۸۷۲؛ روحالمعانى، مج ۳، ج ۴، ص۱۷۰. </ref> و برخى گفتهاند: [[آیه]] درباره تیراندازان [[اُحُد]] فرود آمد که سنگر خود را رها کرده و گفتند: مىترسیم پیامبر، چنانکه [[غنایم]] را در جنگ بدر قسمت نکرد در اینجا نیز قسمت نکند. <ref>مجمعالبيان، ج ۲، ص۸۷۲؛ روحالمعانى، مج ۳، ج ۴، ص۱۷۰. </ref> | یا نسبت [[خیانت]] به آن حضرت مىدادند که [[خداوند]] پیامبرش را از خیانت به دیگران مبرّاء مىشمارد: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ }}<ref>«هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref> به نظر برخى [[آیه]] در مورد [[اتهام]] گروهى از [[منافقان]] در [[جنگ بدر]] نازل شد که [[پیامبر]] صلىاللهعلیهوآله را به [[سرقت]] قطیفه (پارچه) قرمزى که مفقود شده بود متهم کردند <ref>جامعالبيان، مج ۳، ج ۴، ص۲۰۷؛ مجمعالبيان، ج ۲، ص۸۷۲؛ روحالمعانى، مج ۳، ج ۴، ص۱۷۰. </ref> و برخى گفتهاند: [[آیه]] درباره تیراندازان [[اُحُد]] فرود آمد که سنگر خود را رها کرده و گفتند: مىترسیم پیامبر، چنانکه [[غنایم]] را در جنگ بدر قسمت نکرد در اینجا نیز قسمت نکند. <ref>مجمعالبيان، ج ۲، ص۸۷۲؛ روحالمعانى، مج ۳، ج ۴، ص۱۷۰. </ref> | ||
در برخى موارد پیامبر را به عدم رعایت [[عدالت]] در تقسیم [[صدقات]] متهم مىکردند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ }}<ref>«و برخی از ایشان درباره زکاتها بر تو خرده میگیرند» سوره توبه، آیه ۵۸.</ref> | در برخى موارد پیامبر را به عدم رعایت [[عدالت]] در تقسیم [[صدقات]] متهم مىکردند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ }}<ref>«و برخی از ایشان درباره زکاتها بر تو خرده میگیرند» سوره توبه، آیه ۵۸.</ref><ref>نمونه، ج ۷، ص۴۵۵؛ المنير، ج ۱۰، ص۲۵۴. </ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[افترا (مقاله)|مقاله «افترا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||