پرش به محتوا

افزایش علم معصوم در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\'\'\'\[\[(.*)\]\]\'\'\'(.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\sn...)
خط ۴۵: خط ۴۵:
#در [[حدیث]] ابوالصباح به مقایسه روح با [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[کارایی]] خبرآوری و تسدید روح برای [[پیامبر]] و امام پرداخته شده است: ابوالصباح گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا...}} پرسیدم. حضرت فرمود: به [[خدا]] قسم روح، آفریده‌ای بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل است، درحالی که در گذشته همواره با [[رسول الله]]{{صل}} بود و خبرها را به او می‌رساند و او را تسدید می‌داد و او با امامان پس از ایشان است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ}}‏ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا...}}، {{متن حدیث|إِلَى آخِرِ الْآيَةِ قَالَ خَلَقَ وَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ قَدْ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُخْبِرُهُ وَ يُسَدِّدُهُ‏ وَ هُوَ مَعَ‏ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدَهُ‏}}؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۲، ص۴۵۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۷۳.</ref>.  
#در [[حدیث]] ابوالصباح به مقایسه روح با [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] و [[کارایی]] خبرآوری و تسدید روح برای [[پیامبر]] و امام پرداخته شده است: ابوالصباح گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} راجع به [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا...}} پرسیدم. حضرت فرمود: به [[خدا]] قسم روح، آفریده‌ای بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل است، درحالی که در گذشته همواره با [[رسول الله]]{{صل}} بود و خبرها را به او می‌رساند و او را تسدید می‌داد و او با امامان پس از ایشان است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ}}‏ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا...}}، {{متن حدیث|إِلَى آخِرِ الْآيَةِ قَالَ خَلَقَ وَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ قَدْ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُخْبِرُهُ وَ يُسَدِّدُهُ‏ وَ هُوَ مَعَ‏ الْأَئِمَّةِ مِنْ‏ بَعْدَهُ‏}}؛ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین، ج۲، ص۴۵۶؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۷۳.</ref>.  
#در برخی از احادیث، روح، منشأ [[علم امام]] معرفی شده است. این [[علم]] به صورت حادث، هر [[زمان]] که احتیاج باشد یا در طول شبانه [[روز]]، توسط [[روح]] در [[اختیار]] [[امام]] قرار می‌گیرد. به این سه [[حدیث]] دقت کنید: [[ابوحمزه]] و [[عبدالله بن طلحه]]، هر یک جداگانه گفته‌اند: از [[امام صادق]]{{ع}} راجع به [[علم امام]] پرسیدم که آیا [[علمی]] است که از کتاب‌هایی که نزد شما است نشأت می‌گیرد یا از روایاتی است که برخی از شما از بعضی دیگر نقل می‌کنید یا [اینکه به گونه‌ای دیگر است. به هرحال] علمی که نزد شماست و به ما انتقال می‌دهید چگونه است؟ حضرت فرمودند: علم امام بسیار فراتر از این حرف‌ها است.... آیا این [[آیه]] را نخوانده‌ای که [[خداوند متعال]] فرمود: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref> سپس امام فرمود: آیا شما [[گمان]] می‌کنید که او در حالی بود که نمی‌دانست کتاب و [[ایمان]] چیست؟ گفتم: ما این‌گونه [[آیه]] را قرائت می‌کنیم. حضرت فرمودند: آری، [[پیامبر]]{{صل}} در حالی بود که نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست تا آن‌که [[خداوند]] آن [[روح]] را به سوی او فرستاد. پس به واسطه آن به او [[فهم]] و [[علم]] را [[تعلیم]] داد<ref>{{متن حدیث|عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} أَخْبِرْنِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} عَنِ الْعِلْمِ الَّذِي تُحَدِّثُونَّا بِهِ أَ مِنْ صُحُفٍ عِنْدِكُمْ أَوْ مِنْ رِوَايَةٍ يَرْوِيهَا بَعْضُكُمْ عَنْ بَعْضٍ أَوْ كَيْفَ حَالُ‏ الْعِلْمِ‏ عِنْدَكُمْ‏ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجَلُّ أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ قَالَ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا تَقْرَأُ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ}} أَ فَتَرَوْنَ أَنَّهُ كَانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ قَالَ قُلْتُ هَكَذَا نَقْرَؤُهَا قَالَ نَعَمْ قَدْ كَانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ حَتَّى بَعَثَ اللَّهُ تِلْكَ الرُّوحَ فَعَلَّمَهُ بِهَا الْعِلْمَ وَ الْفَهْمَ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۵۹.</ref>. این [[حدیث]] منشأ [[علم امام]] را هیچ یک از [[علوم وراثتی]] یا حتی علومی که [[امام]] از دهان [[مبارک]] [[پدران]] خود شنیده، نمی‌داند، بلکه این دست [[علوم]] را در مقایسه با علم امام ناچیز می‌شمرد و [[علم حقیقی]] و اعظم امام را [[علمی]] معرفی می‌کند که از طریق روح به امام لحظه به لحظه می‌رسد. امثال این حدیث به خوبی با مجموعه [[احادیث]] [[افزایش علم امام]] همسو است.
#در برخی از احادیث، روح، منشأ [[علم امام]] معرفی شده است. این [[علم]] به صورت حادث، هر [[زمان]] که احتیاج باشد یا در طول شبانه [[روز]]، توسط [[روح]] در [[اختیار]] [[امام]] قرار می‌گیرد. به این سه [[حدیث]] دقت کنید: [[ابوحمزه]] و [[عبدالله بن طلحه]]، هر یک جداگانه گفته‌اند: از [[امام صادق]]{{ع}} راجع به [[علم امام]] پرسیدم که آیا [[علمی]] است که از کتاب‌هایی که نزد شما است نشأت می‌گیرد یا از روایاتی است که برخی از شما از بعضی دیگر نقل می‌کنید یا [اینکه به گونه‌ای دیگر است. به هرحال] علمی که نزد شماست و به ما انتقال می‌دهید چگونه است؟ حضرت فرمودند: علم امام بسیار فراتر از این حرف‌ها است.... آیا این [[آیه]] را نخوانده‌ای که [[خداوند متعال]] فرمود: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ}}<ref>«و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref> سپس امام فرمود: آیا شما [[گمان]] می‌کنید که او در حالی بود که نمی‌دانست کتاب و [[ایمان]] چیست؟ گفتم: ما این‌گونه [[آیه]] را قرائت می‌کنیم. حضرت فرمودند: آری، [[پیامبر]]{{صل}} در حالی بود که نمی‌دانست کتاب و ایمان چیست تا آن‌که [[خداوند]] آن [[روح]] را به سوی او فرستاد. پس به واسطه آن به او [[فهم]] و [[علم]] را [[تعلیم]] داد<ref>{{متن حدیث|عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} أَخْبِرْنِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} عَنِ الْعِلْمِ الَّذِي تُحَدِّثُونَّا بِهِ أَ مِنْ صُحُفٍ عِنْدِكُمْ أَوْ مِنْ رِوَايَةٍ يَرْوِيهَا بَعْضُكُمْ عَنْ بَعْضٍ أَوْ كَيْفَ حَالُ‏ الْعِلْمِ‏ عِنْدَكُمْ‏ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجَلُّ أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ قَالَ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا تَقْرَأُ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ}} أَ فَتَرَوْنَ أَنَّهُ كَانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ قَالَ قُلْتُ هَكَذَا نَقْرَؤُهَا قَالَ نَعَمْ قَدْ كَانَ فِي حَالٍ لَا يَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْإِيمَانُ حَتَّى بَعَثَ اللَّهُ تِلْكَ الرُّوحَ فَعَلَّمَهُ بِهَا الْعِلْمَ وَ الْفَهْمَ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۵۹.</ref>. این [[حدیث]] منشأ [[علم امام]] را هیچ یک از [[علوم وراثتی]] یا حتی علومی که [[امام]] از دهان [[مبارک]] [[پدران]] خود شنیده، نمی‌داند، بلکه این دست [[علوم]] را در مقایسه با علم امام ناچیز می‌شمرد و [[علم حقیقی]] و اعظم امام را [[علمی]] معرفی می‌کند که از طریق روح به امام لحظه به لحظه می‌رسد. امثال این حدیث به خوبی با مجموعه [[احادیث]] [[افزایش علم امام]] همسو است.
#[[ابوبصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}} درباره آیه {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ}} پرسید. حضرت فرمود: منظور از {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ}} در این آیه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است و مراد از {{متن قرآن|وَالطَّارِقِ}} آن کسی است که از جانب [[پروردگار]] [علوم یا] وقایعی که شبانه روز حادث می‌شود را نزد [[امامان]] می‌آورد و او همان [[روحی]] است که با امامان است و ایشان را [[تسدید]] می‌کند. گفتم: {{متن قرآن|النَّجْمُ الثَّاقِبُ}} کیست؟ فرمود: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}‏ فِي قَوْلِهِ}} {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ}} {{متن حدیث|قَالَ قَالَ السَّمَاءُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ الطَّارِقُ الَّذِي يَطْرُقُ الْأَئِمَّةَ{{عم}} مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ- مِمَّا يَحْدُثُ‏ بِاللَّيْلِ‏ وَ النَّهَارِ- وَ هُوَ الرُّوحُ‏ الَّذِي‏ مَعَ الْأَئِمَّةِ{{ع}}يُسَدِّدُهُمْ- قُلْتُ وَ}} {{متن قرآن|النَّجْمُ الثَّاقِبُ}} {{متن حدیث|قَالَ: ذَاكَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}}}؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۴۱۵.</ref>.  
# [[ابوبصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}} درباره آیه {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ}} پرسید. حضرت فرمود: منظور از {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ}} در این آیه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است و مراد از {{متن قرآن|وَالطَّارِقِ}} آن کسی است که از جانب [[پروردگار]] [علوم یا] وقایعی که شبانه روز حادث می‌شود را نزد [[امامان]] می‌آورد و او همان [[روحی]] است که با امامان است و ایشان را [[تسدید]] می‌کند. گفتم: {{متن قرآن|النَّجْمُ الثَّاقِبُ}} کیست؟ فرمود: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}‏ فِي قَوْلِهِ}} {{متن قرآن|وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ}} {{متن حدیث|قَالَ قَالَ السَّمَاءُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ الطَّارِقُ الَّذِي يَطْرُقُ الْأَئِمَّةَ{{عم}} مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ- مِمَّا يَحْدُثُ‏ بِاللَّيْلِ‏ وَ النَّهَارِ- وَ هُوَ الرُّوحُ‏ الَّذِي‏ مَعَ الْأَئِمَّةِ{{ع}}يُسَدِّدُهُمْ- قُلْتُ وَ}} {{متن قرآن|النَّجْمُ الثَّاقِبُ}} {{متن حدیث|قَالَ: ذَاكَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}}}؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۴۱۵.</ref>.  
#[[جعید همدانی]] می‌گوید: از [[امام سجاد]]{{ع}} پرسیدم: [هنگام [[قضاوت]]] به چه حکمی [[حکم]] می‌کنید؟ فرمود: "ما به حکم [[آل داود]] [[حکم]] می‌کنیم. پس چنان چه چیزی را نمی‌دانستیم، [[روح القدس]] آن را به ما [[القا]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ جُعَيْدٍ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ{{ع}}: بِأَيِّ حُكْمٍ‏ تَحْكُمُونَ‏ قَالَ نَحْكُمَ بِحُكْمِ آلِ دَاوُدَ فَإِنْ عَيِينَا شَيْئاً تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۵۱.</ref>.
# [[جعید همدانی]] می‌گوید: از [[امام سجاد]]{{ع}} پرسیدم: [هنگام [[قضاوت]]] به چه حکمی [[حکم]] می‌کنید؟ فرمود: "ما به حکم [[آل داود]] [[حکم]] می‌کنیم. پس چنان چه چیزی را نمی‌دانستیم، [[روح القدس]] آن را به ما [[القا]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ جُعَيْدٍ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ{{ع}}: بِأَيِّ حُكْمٍ‏ تَحْكُمُونَ‏ قَالَ نَحْكُمَ بِحُكْمِ آلِ دَاوُدَ فَإِنْ عَيِينَا شَيْئاً تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۵۱.</ref>.


در مجموع می‌توان گفت که در این گونه [[حدیثی]]، از چهار وصفِ [[توفیق]]، [[تسدید]]، إخبار دائمی [[امام]] و آوردن [[علم]] برای امام توسط [[روح]] یا روح القدس، سخن [[رانده شده]] است. توفیق و تسدید دلالت چندانی بر مدعا ندارد، اما [[ظهور]] واژه “یخبره” آن است که جناب روح، همواره در طول زمان‌ها و به صورت شبانه‌روزی، علم جدید برای امام به ارمغان می‌آورد؛ در غیر این صورت از [[علوم]] موجود و وراثتی استفاده می‌فرمود و نیازی به [[اخبار]] جدید نبود. نیز در چند [[حدیث]]، از جمله حدیث نخستین و حدیث پایانی، تصریح شده است که وقتی امام [[علم لازم]] را در [[اختیار]] ندارد، روح القدس به کمک [[علمی]] امام می‌شتابد و این چنین [[افزایش علم]] برای امام تحقق می‌یابد. در نتیجه، طبق این گروه از [[احادیث]] نیز [[علم امام]] با اخبار دائمی روح و نیز القای علم در موارد نیاز، همواره افزایش می‌یابد<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۳۰.</ref>.
در مجموع می‌توان گفت که در این گونه [[حدیثی]]، از چهار وصفِ [[توفیق]]، [[تسدید]]، إخبار دائمی [[امام]] و آوردن [[علم]] برای امام توسط [[روح]] یا روح القدس، سخن [[رانده شده]] است. توفیق و تسدید دلالت چندانی بر مدعا ندارد، اما [[ظهور]] واژه “یخبره” آن است که جناب روح، همواره در طول زمان‌ها و به صورت شبانه‌روزی، علم جدید برای امام به ارمغان می‌آورد؛ در غیر این صورت از [[علوم]] موجود و وراثتی استفاده می‌فرمود و نیازی به [[اخبار]] جدید نبود. نیز در چند [[حدیث]]، از جمله حدیث نخستین و حدیث پایانی، تصریح شده است که وقتی امام [[علم لازم]] را در [[اختیار]] ندارد، روح القدس به کمک [[علمی]] امام می‌شتابد و این چنین [[افزایش علم]] برای امام تحقق می‌یابد. در نتیجه، طبق این گروه از [[احادیث]] نیز [[علم امام]] با اخبار دائمی روح و نیز القای علم در موارد نیاز، همواره افزایش می‌یابد<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۳۰.</ref>.
خط ۵۸: خط ۵۸:
در این گونه از احادیث، سخن از انواع تلقی علم افزون به میان آمده است. این احادیث از تنوع قابل توجهی برخوردارند. برای نمونه به این سه حدیث توجه کنید:
در این گونه از احادیث، سخن از انواع تلقی علم افزون به میان آمده است. این احادیث از تنوع قابل توجهی برخوردارند. برای نمونه به این سه حدیث توجه کنید:


#[[عبدالله بن نجاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: "به [[خدا]] قسم در بین ما کسی هست که [[علم]] در گوش او طنین‌انداز می‌شود و در قلبش اثرگذارده و جای می‌گیرد و [[ملائکه]] با وی [[مصافحه]] می‌کنند. گفتم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: نه هم‌اکنون این چنین است. دوباره پرسیدم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: ای [[پسر نجاشی]]! به خدا قسم هم‌اکنون این چنین است؛ تا آن‌که حضرت سه بار این جمله را فرمودند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ النَّجَاشِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ فِينَا وَ اللَّهِ مَنْ‏ يُنْقَرُ فِي‏ أُذُنِهِ‏ وَ يُنْكَتُ فِي قَلْبِهِ وَ تُصَافِحُهُ الْمَلَائِكَةُ قُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ فَقُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ وَ اللَّهِ يَا ابْنَ النَّجَاشِيِّ حَتَّى قَالَهَا ثَلَاثاً}}؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۶.</ref>.
# [[عبدالله بن نجاشی]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: "به [[خدا]] قسم در بین ما کسی هست که [[علم]] در گوش او طنین‌انداز می‌شود و در قلبش اثرگذارده و جای می‌گیرد و [[ملائکه]] با وی [[مصافحه]] می‌کنند. گفتم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: نه هم‌اکنون این چنین است. دوباره پرسیدم: در گذشته این چنین بوده یا اکنون نیز هست؟ حضرت فرمودند: ای [[پسر نجاشی]]! به خدا قسم هم‌اکنون این چنین است؛ تا آن‌که حضرت سه بار این جمله را فرمودند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ النَّجَاشِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ فِينَا وَ اللَّهِ مَنْ‏ يُنْقَرُ فِي‏ أُذُنِهِ‏ وَ يُنْكَتُ فِي قَلْبِهِ وَ تُصَافِحُهُ الْمَلَائِكَةُ قُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ فَقُلْتُ كَانَ أَوِ الْيَوْمَ قَالَ بَلِ الْيَوْمَ وَ اللَّهِ يَا ابْنَ النَّجَاشِيِّ حَتَّى قَالَهَا ثَلَاثاً}}؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۶.</ref>.
#[[علی بن یقطین]] گفت: از [[امام کاظم]]{{ع}} پرسیدم: علم عالم شما از روی شنیدن و سماع است یا [[الهام]]؟ حضرت فرمودند: "گاهی از روی شنیدن و گاهی الهام و گاهی هر دو با همدیگر است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ{{ع}} عِلْمُ‏ عَالِمِكُمْ‏ اسْتِمَاعٌ أَوْ إِلْهَامٌ قَالَ يَكُونُ سَمَاعاً وَ يَكُونُ إِلْهَاماً وَ يَكُونَانِ مَعاً}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۱۷.</ref>.
# [[علی بن یقطین]] گفت: از [[امام کاظم]]{{ع}} پرسیدم: علم عالم شما از روی شنیدن و سماع است یا [[الهام]]؟ حضرت فرمودند: "گاهی از روی شنیدن و گاهی الهام و گاهی هر دو با همدیگر است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ{{ع}} عِلْمُ‏ عَالِمِكُمْ‏ اسْتِمَاعٌ أَوْ إِلْهَامٌ قَالَ يَكُونُ سَمَاعاً وَ يَكُونُ إِلْهَاماً وَ يَكُونَانِ مَعاً}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۱۷.</ref>.
# [[ابوبصیر]] گفت: از امام صادق{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: "بدون [[شک]] از ما کسی هست که به گونه‌ای خاص می‌بیند و از ما کسی هست که [علم] چنین و چنان در قلبش جای می‌گیرد و از ما کسی هست که مانند صدای افتادن کل زنجیر در طشت صدا را می‌شنود. پرسیدم: آن کسانی که دیده می‌شوند چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: آفریده‌ای بزرگ‌تر از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ‏ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يُعَايِنُ‏ مُعَايَنَةً وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يَنْقُرُ فِي قَلْبِهِ كَيْتَ وَ كَيْتَ وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يَسْمَعُ كَمَا يَقَعُ السِّلْسِلَةُ كُلُّهُ يَقَعُ فِي الطَّسْتِ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِينَ يُعَايِنُونَ مَا هُمْ قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۲۳۱.</ref>.
# [[ابوبصیر]] گفت: از امام صادق{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: "بدون [[شک]] از ما کسی هست که به گونه‌ای خاص می‌بیند و از ما کسی هست که [علم] چنین و چنان در قلبش جای می‌گیرد و از ما کسی هست که مانند صدای افتادن کل زنجیر در طشت صدا را می‌شنود. پرسیدم: آن کسانی که دیده می‌شوند چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند: آفریده‌ای بزرگ‌تر از [[جبرئیل]] و [[میکائیل]] است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ‏ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يُعَايِنُ‏ مُعَايَنَةً وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يَنْقُرُ فِي قَلْبِهِ كَيْتَ وَ كَيْتَ وَ إِنَّ مِنَّا لَمَنْ يَسْمَعُ كَمَا يَقَعُ السِّلْسِلَةُ كُلُّهُ يَقَعُ فِي الطَّسْتِ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِينَ يُعَايِنُونَ مَا هُمْ قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۲۳۱.</ref>.


خط ۶۷: خط ۶۷:
تحدیث یکی از [[مقامات]] مهم [[امام]] است که در آن، [[ملائکه]] با امام به [[گفتگو]] می‌نشینند<ref>در لغت به کسی که با او سخن گفته شود یا برای او سخنی نقل شود، محدث گویند. در اصطلاح به یک مقام بلند معنوی گفته می‌شود که نشانگر این است، به اذن خدای متعال ملائکه بر انسان (غیر نبی و رسول) نازل می‌شوند و با او سخن می‌گویند. در درجاتی او هم می‌تواند با ملائکه سخن بگوید. باید توجه داشت که این مقام حالتی است که در آن، افراط و غلو، یعنی حالت وحی، نبوت و تشریع جدید نباشد و از تفریط وتقصیر نیز به دور باشد؛ بدین معنا که حالت الهام عادی نباشد؛ زیرا الهام عادی ممکن است برای هر انسان یا حتی حیوانات هم رخ بدهد؛ مانند وحی و الهامی که قرآن از آن درباره مادر حضرت موسی و زنبور عسل خبر می‌دهد (طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۲۴۴؛ مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج۳، ص۱۶۱).</ref>. برخی از مجموعه [[احادیث]] [[تحدیث]]، بر [[افزایش علم امام]] در این رویداد دلالت دارد<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۲۱-۳۲۴؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۷؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۷.</ref>. به این دو [[حدیث]] دقت کنید:
تحدیث یکی از [[مقامات]] مهم [[امام]] است که در آن، [[ملائکه]] با امام به [[گفتگو]] می‌نشینند<ref>در لغت به کسی که با او سخن گفته شود یا برای او سخنی نقل شود، محدث گویند. در اصطلاح به یک مقام بلند معنوی گفته می‌شود که نشانگر این است، به اذن خدای متعال ملائکه بر انسان (غیر نبی و رسول) نازل می‌شوند و با او سخن می‌گویند. در درجاتی او هم می‌تواند با ملائکه سخن بگوید. باید توجه داشت که این مقام حالتی است که در آن، افراط و غلو، یعنی حالت وحی، نبوت و تشریع جدید نباشد و از تفریط وتقصیر نیز به دور باشد؛ بدین معنا که حالت الهام عادی نباشد؛ زیرا الهام عادی ممکن است برای هر انسان یا حتی حیوانات هم رخ بدهد؛ مانند وحی و الهامی که قرآن از آن درباره مادر حضرت موسی و زنبور عسل خبر می‌دهد (طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۲۴۴؛ مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج۳، ص۱۶۱).</ref>. برخی از مجموعه [[احادیث]] [[تحدیث]]، بر [[افزایش علم امام]] در این رویداد دلالت دارد<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۳۲۱-۳۲۴؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱؛ مفید، محمد بن محمد، اختصاص، ص۲۸۷؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۷.</ref>. به این دو [[حدیث]] دقت کنید:


#[[زراره]] گفت: به [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}}عرضه داشتم: پدرتان برای من [[حدیثی]] نقل کردند که [[حضرت علی]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] خان [[محدث]] بوده‌اند. فرموند: "[محدَّث بودن آنان را] چگونه برای تو نقل فرمود؟ گفتم: فرمودند: همواره [صدای [[ملک]]] در گوش آنان طنین‌انداز می‌شد. حضرت فرمودند: پدرم درست فرمودند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّ‏ أَبَاكَ‏ حَدَّثَنِي‏ أَنَ‏ عَلِيّاً{{ع}} وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ{{عم}} كَانُوا مُحَدَّثِينَ قَالَ فَقَالَ كَيْفَ حَدَّثَكَ قُلْتُ حَدَّثَنِي أَنَّهُ كَانَ يُنْكَتُ فِي آذَانِهِمْ قَالَ صَدَقَ أَبِي}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۴.</ref>.
# [[زراره]] گفت: به [[حضرت]] [[امام صادق]]{{ع}}عرضه داشتم: پدرتان برای من [[حدیثی]] نقل کردند که [[حضرت علی]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] خان [[محدث]] بوده‌اند. فرموند: "[محدَّث بودن آنان را] چگونه برای تو نقل فرمود؟ گفتم: فرمودند: همواره [صدای [[ملک]]] در گوش آنان طنین‌انداز می‌شد. حضرت فرمودند: پدرم درست فرمودند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِنَّ‏ أَبَاكَ‏ حَدَّثَنِي‏ أَنَ‏ عَلِيّاً{{ع}} وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ{{عم}} كَانُوا مُحَدَّثِينَ قَالَ فَقَالَ كَيْفَ حَدَّثَكَ قُلْتُ حَدَّثَنِي أَنَّهُ كَانَ يُنْكَتُ فِي آذَانِهِمْ قَالَ صَدَقَ أَبِي}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۴.</ref>.
#[[ابوحمزه ثمالی]] طی گفتگویی که با [[امام محمد باقر]]{{ع}} داشته از آن حضرت نقل می‌کند که فرمود: ما [[علم]] [[حضرت علی]]{{ع}} را در یک [[آیه]] از [[کتاب خدا]] یافتیم [که در [[تفسیر]] و [[تأویل]] آن، از محدَّث یاد شده است<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «و ما پیش از تو هیچ فرستاده و هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه چون آرزو می‌کرد (که دعوتش فراگیر شود) شیطان در آرزوی وی (با وسوسه افکندن در دل مردم خلل) می‌افکند آنگاه خداوند آنچه را که شیطان می‌افکند، از میان برمی‌دارد سپس آیات خود را استوار می‌گرداند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره حج، آیه ۵۲.</ref>. منظور آن است که [[علوم]] گسترده حضرت علی{{ع}} به خاطر [[محدث]] بودن ایشان است].... گفتم: محدَّث چیست؟ حضرت فرموند: [محدَّث کسی است که علم با صدای [[فرشته]]] در گوش او طنین‌انداز می‌شود، پس او صدایی مانند صدای طشت می‌شنود یا بر [[قلب]] او کوبیده می‌شود، پس او صدای افتادنی مانند افتادن زنجیر روی طشت می‌شنود. بی‌درنگ پرسیدم: آیا او [[نبی]] است؟ حضرت پس از لَختی فرمودند: خیر، محدَّث مانند [[خضر]] و [[ذوالقرنین]] است [که [[نبی]] نبودند، اما این چنین ارتباطاتی داشتند]<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ:... فَقَالَ نَعَمْ وَجَدْنَا عِلْمَ‏ عَلِيٍّ‏{{ع}} فِي آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ... فَقُلْتُ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ الْمُحَدَّثُ فَقَالَ يُنْكَتُ فِي أُذُنِهِ فَيَسْمَعُ طَنِيناً كَطَنِينِ الطَّسْتِ أَوْ يُقْرَعُ عَلَى قَلْبِهِ فَيَسْمَعُ وَقْعاً كَوَقْعِ السِّلْسِلَةِ عَلَى الطَّسْتِ فَقُلْتُ إِنَّهُ نَبِيٌّ ثُمَّ قَالَ لَا مِثْلُ الْخَضِرِ وَ مِثْلُ ذِي الْقَرْنَيْنِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۴.</ref>.
# [[ابوحمزه ثمالی]] طی گفتگویی که با [[امام محمد باقر]]{{ع}} داشته از آن حضرت نقل می‌کند که فرمود: ما [[علم]] [[حضرت علی]]{{ع}} را در یک [[آیه]] از [[کتاب خدا]] یافتیم [که در [[تفسیر]] و [[تأویل]] آن، از محدَّث یاد شده است<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}} «و ما پیش از تو هیچ فرستاده و هیچ پیامبری نفرستادیم مگر اینکه چون آرزو می‌کرد (که دعوتش فراگیر شود) شیطان در آرزوی وی (با وسوسه افکندن در دل مردم خلل) می‌افکند آنگاه خداوند آنچه را که شیطان می‌افکند، از میان برمی‌دارد سپس آیات خود را استوار می‌گرداند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره حج، آیه ۵۲.</ref>. منظور آن است که [[علوم]] گسترده حضرت علی{{ع}} به خاطر [[محدث]] بودن ایشان است].... گفتم: محدَّث چیست؟ حضرت فرموند: [محدَّث کسی است که علم با صدای [[فرشته]]] در گوش او طنین‌انداز می‌شود، پس او صدایی مانند صدای طشت می‌شنود یا بر [[قلب]] او کوبیده می‌شود، پس او صدای افتادنی مانند افتادن زنجیر روی طشت می‌شنود. بی‌درنگ پرسیدم: آیا او [[نبی]] است؟ حضرت پس از لَختی فرمودند: خیر، محدَّث مانند [[خضر]] و [[ذوالقرنین]] است [که [[نبی]] نبودند، اما این چنین ارتباطاتی داشتند]<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ:... فَقَالَ نَعَمْ وَجَدْنَا عِلْمَ‏ عَلِيٍّ‏{{ع}} فِي آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ... فَقُلْتُ وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ الْمُحَدَّثُ فَقَالَ يُنْكَتُ فِي أُذُنِهِ فَيَسْمَعُ طَنِيناً كَطَنِينِ الطَّسْتِ أَوْ يُقْرَعُ عَلَى قَلْبِهِ فَيَسْمَعُ وَقْعاً كَوَقْعِ السِّلْسِلَةِ عَلَى الطَّسْتِ فَقُلْتُ إِنَّهُ نَبِيٌّ ثُمَّ قَالَ لَا مِثْلُ الْخَضِرِ وَ مِثْلُ ذِي الْقَرْنَيْنِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۴.</ref>.


در این [[روایات]] سخن از [[علم امام]] و اینکه چون [[امام]] محدَّث است بر علوم فراوانی اشراف دارد، مطرح است. از این رو، باید گفت در فرایند [[تحدیث]]، [[افزایش علم امام]] روی می‌دهد. باید توجه داشت، از آنجا که [[مقام]] تحدیث قید زمانی ندارد و امام در همه [[عمر]] خویش، حائز این مقام است، علم امام همواره در حال افزایش است. نکته قابل توجه آنکه، اگرچه می‌توان تحدیث را نوعی از چگونگی تلقی علم افزون قلمداد کرد و این دسته از [[احادیث]] را در گروه پیشین جای داد، ولی وجه تفکیک این دو دسته آن است که ما در [[مقام]] تفکیک و دسته‌بندی [[احادیث]] به لحاظ [[ازدیاد علم امام]] هستیم، نه در مقام دسته‌بندی آنها از لحاظ محتوای دیگر. احادیث [[تحدیث]] یک گروه از احادیث مستقل‌اند که در آنها روی مقام تحدیث [[ملائکه]] با [[امام]]، تأکید شده و گاهی در آنها اشاره به [[نقر و نکت]] هم شده است؛ ولی احادیث نقر و نکت، احادیث جداگانه‌ای می‌باشند که غالباً در آنها پای [[فرشتگان]] در میان نیست و [[خداوند]] [[علم]] را در [[قلب]] امام [[الهام]] می‌نماید<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۳۸.</ref>.
در این [[روایات]] سخن از [[علم امام]] و اینکه چون [[امام]] محدَّث است بر علوم فراوانی اشراف دارد، مطرح است. از این رو، باید گفت در فرایند [[تحدیث]]، [[افزایش علم امام]] روی می‌دهد. باید توجه داشت، از آنجا که [[مقام]] تحدیث قید زمانی ندارد و امام در همه [[عمر]] خویش، حائز این مقام است، علم امام همواره در حال افزایش است. نکته قابل توجه آنکه، اگرچه می‌توان تحدیث را نوعی از چگونگی تلقی علم افزون قلمداد کرد و این دسته از [[احادیث]] را در گروه پیشین جای داد، ولی وجه تفکیک این دو دسته آن است که ما در [[مقام]] تفکیک و دسته‌بندی [[احادیث]] به لحاظ [[ازدیاد علم امام]] هستیم، نه در مقام دسته‌بندی آنها از لحاظ محتوای دیگر. احادیث [[تحدیث]] یک گروه از احادیث مستقل‌اند که در آنها روی مقام تحدیث [[ملائکه]] با [[امام]]، تأکید شده و گاهی در آنها اشاره به [[نقر و نکت]] هم شده است؛ ولی احادیث نقر و نکت، احادیث جداگانه‌ای می‌باشند که غالباً در آنها پای [[فرشتگان]] در میان نیست و [[خداوند]] [[علم]] را در [[قلب]] امام [[الهام]] می‌نماید<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۳۸.</ref>.
خط ۷۵: خط ۷۵:
این گونه از احادیث، خطی میان [[علوم]] موجود و علم افزونِ امام کشیده‌اند و آن دو را از یکدیگر متمایز ساخته‌اند و سپس به نسبت‌سنجی میان آن دو پرداخته‌اند. در پاره‌ای از این احادیث، علوم موجود امام با همه گستردگی‌اش، در برابر علم افزون او، [[علمی]] اندک شمرده شده است<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۹۶.</ref>. پاره‌ای دیگر از احادیث مذکور، اساساً از علوم وراثتی و موجود نزد امام، [[نفی]] علم کرده و تصریح می‌کند که اینها علم نیستند و تنها آثار به جای مانده از پیشینیان‌اند و [[علم امام]] منحصر در علم افزون است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۵، ح۱ و ص۱۳۸، ح۱۵ و ص۳۲۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۹؛ صدوق، محمد بن علی، خصال، ج۲، ص۶۴۷.</ref>. طبق این‌گونه [[حدیثی]] نیز ازدیاد علم امام به [[اثبات]] می‌رسد؛ بلکه بنا بر این گروه از احادیث، علوم وراثتی، [[علم خاص امام]] محسوب نمی‌شود و تنها علم افزون، [[علم حقیقی]] امام است. از آنجا که این گروه حدیثی، از اهمیت ویژه‌ای در معرفی علم افزون به عنوان علم اصلی و حقیقی امام برخوردار است، به طرح چند نمونه از آنها می‌پردازیم:
این گونه از احادیث، خطی میان [[علوم]] موجود و علم افزونِ امام کشیده‌اند و آن دو را از یکدیگر متمایز ساخته‌اند و سپس به نسبت‌سنجی میان آن دو پرداخته‌اند. در پاره‌ای از این احادیث، علوم موجود امام با همه گستردگی‌اش، در برابر علم افزون او، [[علمی]] اندک شمرده شده است<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۹۶.</ref>. پاره‌ای دیگر از احادیث مذکور، اساساً از علوم وراثتی و موجود نزد امام، [[نفی]] علم کرده و تصریح می‌کند که اینها علم نیستند و تنها آثار به جای مانده از پیشینیان‌اند و [[علم امام]] منحصر در علم افزون است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۱۳۵، ح۱ و ص۱۳۸، ح۱۵ و ص۳۲۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۹؛ صدوق، محمد بن علی، خصال، ج۲، ص۶۴۷.</ref>. طبق این‌گونه [[حدیثی]] نیز ازدیاد علم امام به [[اثبات]] می‌رسد؛ بلکه بنا بر این گروه از احادیث، علوم وراثتی، [[علم خاص امام]] محسوب نمی‌شود و تنها علم افزون، [[علم حقیقی]] امام است. از آنجا که این گروه حدیثی، از اهمیت ویژه‌ای در معرفی علم افزون به عنوان علم اصلی و حقیقی امام برخوردار است، به طرح چند نمونه از آنها می‌پردازیم:


#[[علی بن ابراهیم قمی]] در [[تفسیر]] خود، ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|...وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«...در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش، می‌گویند: ما بدان ایمان داریم.».. سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> می‌نویسد: [[یزید بن معاویه]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که فرمود: "[[رسول الله]]{{صل}} [[برترین]] فرد از [[راسخان در علم]] است؛ چرا که به تمام آنچه بر او نازل شده بود، چه [[تنزیل]] و چه [[تأویل]] آن، [[علم]] داشت. هرگز [[خداوند]] چیزی را که تأویلش را به او [[تعلیم]] نکرده است، بر او نازل نکرد. [[جانشینان پیامبر]]{{صل}} نیز پس از او به تمام آنها علم دارند. عرض کردم: فدایت شوم، [[ابوالخطاب]] درباره شما [[اعتقاد]] بزرگی دارد. فرمود: چه می‌گوید؟ گفتم: او [[معتقد]] است که شما علم [[حلال و حرام]] و [[علم قرآن]] را می‌دانید. حضرت فرمود: علم [[حلال]] وحرام و نیز علم قرآن، نسبت به [[علمی]] که در شب و [[روز]] برای ما حادث می‌شود، چیزی نیست"<ref>{{متن حدیث|عَنْ يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ‏ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَفْضَلُ‏ الرَّاسِخِينَ‏ فِي‏ الْعِلْمِ‏- قَدْ عَلِمَ‏ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ- وَ مَا كَانَ اللَّهُ‏ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ- وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ، قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ- إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَانَ يَقُولُ فِيكُمْ قَوْلًا عَظِيماً، قَالَ وَ مَا كَانَ يَقُولُ قُلْتُ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّكُمْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْقُرْآنِ قَالَ عِلْمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْقُرْآنِ يَسِيرٌ فِي جَنْبِ الْعِلْمِ الَّذِي يَحْدُثُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ}}؛  قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۹۶.</ref>.  
# [[علی بن ابراهیم قمی]] در [[تفسیر]] خود، ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|...وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ}}<ref>«...در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش، می‌گویند: ما بدان ایمان داریم.».. سوره آل عمران، آیه ۷.</ref> می‌نویسد: [[یزید بن معاویه]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که فرمود: "[[رسول الله]]{{صل}} [[برترین]] فرد از [[راسخان در علم]] است؛ چرا که به تمام آنچه بر او نازل شده بود، چه [[تنزیل]] و چه [[تأویل]] آن، [[علم]] داشت. هرگز [[خداوند]] چیزی را که تأویلش را به او [[تعلیم]] نکرده است، بر او نازل نکرد. [[جانشینان پیامبر]]{{صل}} نیز پس از او به تمام آنها علم دارند. عرض کردم: فدایت شوم، [[ابوالخطاب]] درباره شما [[اعتقاد]] بزرگی دارد. فرمود: چه می‌گوید؟ گفتم: او [[معتقد]] است که شما علم [[حلال و حرام]] و [[علم قرآن]] را می‌دانید. حضرت فرمود: علم [[حلال]] وحرام و نیز علم قرآن، نسبت به [[علمی]] که در شب و [[روز]] برای ما حادث می‌شود، چیزی نیست"<ref>{{متن حدیث|عَنْ يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ‏ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَفْضَلُ‏ الرَّاسِخِينَ‏ فِي‏ الْعِلْمِ‏- قَدْ عَلِمَ‏ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ- وَ مَا كَانَ اللَّهُ‏ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ- وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ، قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ- إِنَّ أَبَا الْخَطَّابِ كَانَ يَقُولُ فِيكُمْ قَوْلًا عَظِيماً، قَالَ وَ مَا كَانَ يَقُولُ قُلْتُ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّكُمْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْقُرْآنِ قَالَ عِلْمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْقُرْآنِ يَسِيرٌ فِي جَنْبِ الْعِلْمِ الَّذِي يَحْدُثُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ}}؛  قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۹۶.</ref>.  
#مرحوم صفار و [[کلینی]] نقل کرده‌اند: [[ابوبصیر]] گفت: نزد [[امام صادق]]{{ع}} رفتم و بی‌درنگ گفتم: فدایت شوم، من می‌خواهم پرسشی از شما بپرسم که نباید هیچ‌کس در اینجا حضور داشته باشد که سخن مرا بشنود. [[امام صادق]]{{ع}} پرده‌ای را که در میان آنجا و اتاق دیگر بود، بالا زد و از آنجا [[سرکشی]] کرد. سپس فرمود: ای ابامحمد، پرسشی که برایت پیش آمده بپرس. عرض کردم: فدایت شوم، [[شیعیان]] در میان خود [[حدیثی]] نقل می‌کنند که [[رسول الله]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} بابی از [[علم]] را آموخت که از آن، [[هزار باب علم]] گشوده می‌شود. فرمود: ای ابامحمد، رسول الله{{صل}} به علی{{ع}} [[هزار باب]] از علم آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شود. عرض کردم: به [[خدا]] قسم که این حتماً علم است. امام صادق{{ع}} برای مدتی مانند شخص متفکر که در حال [[تفکر]] انگشت، چوب یا وسیله‌ای را روی [[زمین]] می‌کشد و اثری از آن بر روی [[خاک]] نقش می‌بندد بر زمین خطوطی کشیدند. سپس فرمودند: بدون [[شک]] آن علم است، ولی [آن [[علم امام]] که مد نظر ماست] این علم نیست. سپس فرمود: ای ابامحمد، همانا [[جامعه]] نزد ماست، اما [[مردم]] چه می‌دانند جامعه چیست؟! عرض کردم؟! فدایت شوم، جامعه چیست؟ فرمود: [[کتابی]] به اندازه هفتاد ذراع رسول الله{{صل}} [نزدیک به چهل متر] است و [از ویژگی‌های مهم آن این است که] از میان دو لب [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} گفته شده و با دست علی{{ع}} نوشته شده است. [از لحاظ محتوا] در این کتاب همه [[حلال و حرام]] و هر آنچه مردم بدان نیازمندند، حتی [[جریمه]] این خراش در آن موجود است. در این حال حضرت با دست مبارکش به من زد و بلافاصله فرمود: به من اجازه می‌دهی ای أبا [[محمد]]؟ عرض کردم: بی‌شک من از آنِ شما هستم، آنچه را می‌خواهید انجام دهید. [[ابابصیر]] می‌گوید: حضرت بی‌درنگ با دست مبارک خود، فشار مختصری در نقطه‌ای از بدنم وارد کرد و حضرت مانند [[انسان]] [[خشمگین]] فرمود: حتی جریمه این فشار مختصر هم در [[کتاب جامعه]] وجود دارد. من عرض کردم: فدایت شوم، به [[خدا]] قسم که [[علم]] این است. حضرت فرمود: بدون [[شک]] آن علم است ولی [آن [[علم امام]] که مد نظر ماست] این علم نیست. آن‌گاه برای مدتی [[سکوت]] کرد. سپس فرمود: همانا [[جفر]] نزد ماست و [[مردم]] چه می‌دانند جفر چیست؟! عرض کردم: جفر چیست؟ فرمود: ظرفی است از چرم که علم [[انبیا]] و [[اوصیا]] و علم عالمانِ گذشته [[بنی‌اسرائیل]] در آن است. من عرض کردم: به خدا قسم که علم این است. حضرت فرمود: بدون شک آن علم است ولی [آن علم امام که مد نظر ماست] این علم نیست. حضرت برای مدتی ساکت ماند؛ سپس فرمود: و بی‌شک [[مصحف فاطمه]]{{س}} در [[اختیار]] ماست و مردم چه می‌دانند مصحف فاطمه چیست؟ عرض کردم: مصحف فاطمه{{س}} چیست؟ فرمود: [[کتابی]] سه برابر [[قرآن]] شماست ولی به خدا قسم حتی یک حرف قرآن شما هم در آن نیست. [[حقیقت]] ماجرا آن است که مصحف فاطمه{{س}} چیزی است که بی‌شک [[خداوند]] آن را به او گفته و به سوی او [[وحی]] کرده است. [[ابوبصیر]] گفت: گفتم: والله این همان علم است. [[امام]] فرمود: بی‌شک این علم است ولی آن [علم امام که مد نظر ماست] نیست. ابوبصیر گفت: آن‌گاه حضرت لَختی سکوت اختیار کرد؛ سپس فرمود: علم آنچه در گذشته واقع شده و آنچه تا [[قیامت]] اتفاق خواهد افتاد، نزد ماست. عرض کردم: فدایت شوم، به خدا قسم که علم این است. حضرت فرمود: بدون شک آن علم است ولی [آن علم امام که مد نظر ماست] این علم نیست. عرض کردم: فدایت شوم، پس آن چیزی که علم است [و حقیقتاً به عنوان علم امام مد نظر شماست] چیست؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[علمی]] است که در طول شب و روز [به صورت] امری پس از امر دیگر و چیزی پس از چیز دیگر تا [[روز قیامت]] حادث می‌شود<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَقُلْتُ لَهُ إِنِّي أَسْأَلُكَ جُعِلْتُ‏ فِدَاكَ‏ عَنْ‏ مَسْأَلَةٍ لَيْسَ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} سِتْراً بَيْنِي وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الشِّيعَةِ يَتَحَدَّثُونَ‏ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} عَلَّمَ عَلِيّاً{{ع}} بَاباً يُفْتَحُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ وَ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيّاً أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ لَهُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ اللَّهِ هَذَا لَعِلْمٌ فَنَكَتَ سَاعَةً فِي الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِكَ. ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَامِعَةَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً بِذِرَاعِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ إِمْلَاءٍ مِنْ فَلْقِ فِيهِ وَ خَطَّ عَلِيٌّ بِيَمِينِهِ فِيهَا كُلُّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ حَتَّى الْأَرْشُ فِي الْخَدْشِ وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَيَّ فَقَالَ تَأْذَنُ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّمَا أَنَا لَكَ اصْنَعْ مَا شِئْتَ قَالَ فَغَمَزَنِي بِيَدِهِ فَقَالَ حَتَّى أَرْشُ هَذَا كَأَنَّهُ مُغْضَبٌ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَلِكَ. ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَفْرَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَفْرُ مِسْكُ شَاةٍ أَوْ جِلْدُ بَعِيرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْجَفْرُ قَالَ وِعَاءٌ أَحْمَرُ أَوْ أدم‏ [أَدِيمٌ‏] أَحْمَرُ فِيهِ عِلْمُ النَّبِيِّينَ وَ الْوَصِيِّينَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِكَ. ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ عِنْدَنَا لَمُصْحَفَ فَاطِمَةَ{{س}} وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ{{س}}؟! قَالَ مُصْحَفٌ فِيهِ مِثْلُ قُرْآنِكُمْ هَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ اللَّهِ مَا فِيهِ مِنْ قُرْآنِكُمْ حَرْفٌ وَاحِدٌ إِنَّمَا هُوَ شَيْ‏ءٌ أَمْلَاهَا اللَّهُ وَ أَوْحَى إِلَيْهَا قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَاكَ. قَالَ ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا لَعِلْمٌ مَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاكَ. قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَيُّ شَيْ‏ءٍ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّيْ‏ءُ بَعْدَ الشَّيْ‏ءِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۵۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>.
#مرحوم صفار و [[کلینی]] نقل کرده‌اند: [[ابوبصیر]] گفت: نزد [[امام صادق]]{{ع}} رفتم و بی‌درنگ گفتم: فدایت شوم، من می‌خواهم پرسشی از شما بپرسم که نباید هیچ‌کس در اینجا حضور داشته باشد که سخن مرا بشنود. [[امام صادق]]{{ع}} پرده‌ای را که در میان آنجا و اتاق دیگر بود، بالا زد و از آنجا [[سرکشی]] کرد. سپس فرمود: ای ابامحمد، پرسشی که برایت پیش آمده بپرس. عرض کردم: فدایت شوم، [[شیعیان]] در میان خود [[حدیثی]] نقل می‌کنند که [[رسول الله]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} بابی از [[علم]] را آموخت که از آن، [[هزار باب علم]] گشوده می‌شود. فرمود: ای ابامحمد، رسول الله{{صل}} به علی{{ع}} [[هزار باب]] از علم آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شود. عرض کردم: به [[خدا]] قسم که این حتماً علم است. امام صادق{{ع}} برای مدتی مانند شخص متفکر که در حال [[تفکر]] انگشت، چوب یا وسیله‌ای را روی [[زمین]] می‌کشد و اثری از آن بر روی [[خاک]] نقش می‌بندد بر زمین خطوطی کشیدند. سپس فرمودند: بدون [[شک]] آن علم است، ولی [آن [[علم امام]] که مد نظر ماست] این علم نیست. سپس فرمود: ای ابامحمد، همانا [[جامعه]] نزد ماست، اما [[مردم]] چه می‌دانند جامعه چیست؟! عرض کردم؟! فدایت شوم، جامعه چیست؟ فرمود: [[کتابی]] به اندازه هفتاد ذراع رسول الله{{صل}} [نزدیک به چهل متر] است و [از ویژگی‌های مهم آن این است که] از میان دو لب [[مبارک]] [[پیامبر]]{{صل}} گفته شده و با دست علی{{ع}} نوشته شده است. [از لحاظ محتوا] در این کتاب همه [[حلال و حرام]] و هر آنچه مردم بدان نیازمندند، حتی [[جریمه]] این خراش در آن موجود است. در این حال حضرت با دست مبارکش به من زد و بلافاصله فرمود: به من اجازه می‌دهی ای أبا [[محمد]]؟ عرض کردم: بی‌شک من از آنِ شما هستم، آنچه را می‌خواهید انجام دهید. [[ابابصیر]] می‌گوید: حضرت بی‌درنگ با دست مبارک خود، فشار مختصری در نقطه‌ای از بدنم وارد کرد و حضرت مانند [[انسان]] [[خشمگین]] فرمود: حتی جریمه این فشار مختصر هم در [[کتاب جامعه]] وجود دارد. من عرض کردم: فدایت شوم، به [[خدا]] قسم که [[علم]] این است. حضرت فرمود: بدون [[شک]] آن علم است ولی [آن [[علم امام]] که مد نظر ماست] این علم نیست. آن‌گاه برای مدتی [[سکوت]] کرد. سپس فرمود: همانا [[جفر]] نزد ماست و [[مردم]] چه می‌دانند جفر چیست؟! عرض کردم: جفر چیست؟ فرمود: ظرفی است از چرم که علم [[انبیا]] و [[اوصیا]] و علم عالمانِ گذشته [[بنی‌اسرائیل]] در آن است. من عرض کردم: به خدا قسم که علم این است. حضرت فرمود: بدون شک آن علم است ولی [آن علم امام که مد نظر ماست] این علم نیست. حضرت برای مدتی ساکت ماند؛ سپس فرمود: و بی‌شک [[مصحف فاطمه]]{{س}} در [[اختیار]] ماست و مردم چه می‌دانند مصحف فاطمه چیست؟ عرض کردم: مصحف فاطمه{{س}} چیست؟ فرمود: [[کتابی]] سه برابر [[قرآن]] شماست ولی به خدا قسم حتی یک حرف قرآن شما هم در آن نیست. [[حقیقت]] ماجرا آن است که مصحف فاطمه{{س}} چیزی است که بی‌شک [[خداوند]] آن را به او گفته و به سوی او [[وحی]] کرده است. [[ابوبصیر]] گفت: گفتم: والله این همان علم است. [[امام]] فرمود: بی‌شک این علم است ولی آن [علم امام که مد نظر ماست] نیست. ابوبصیر گفت: آن‌گاه حضرت لَختی سکوت اختیار کرد؛ سپس فرمود: علم آنچه در گذشته واقع شده و آنچه تا [[قیامت]] اتفاق خواهد افتاد، نزد ماست. عرض کردم: فدایت شوم، به خدا قسم که علم این است. حضرت فرمود: بدون شک آن علم است ولی [آن علم امام که مد نظر ماست] این علم نیست. عرض کردم: فدایت شوم، پس آن چیزی که علم است [و حقیقتاً به عنوان علم امام مد نظر شماست] چیست؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[علمی]] است که در طول شب و روز [به صورت] امری پس از امر دیگر و چیزی پس از چیز دیگر تا [[روز قیامت]] حادث می‌شود<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَقُلْتُ لَهُ إِنِّي أَسْأَلُكَ جُعِلْتُ‏ فِدَاكَ‏ عَنْ‏ مَسْأَلَةٍ لَيْسَ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلَامِي فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} سِتْراً بَيْنِي وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الشِّيعَةِ يَتَحَدَّثُونَ‏ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} عَلَّمَ عَلِيّاً{{ع}} بَاباً يُفْتَحُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ وَ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيّاً أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ لَهُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ اللَّهِ هَذَا لَعِلْمٌ فَنَكَتَ سَاعَةً فِي الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِكَ. ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَامِعَةَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا الْجَامِعَةُ قَالَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً بِذِرَاعِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ إِمْلَاءٍ مِنْ فَلْقِ فِيهِ وَ خَطَّ عَلِيٌّ بِيَمِينِهِ فِيهَا كُلُّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ حَتَّى الْأَرْشُ فِي الْخَدْشِ وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَيَّ فَقَالَ تَأْذَنُ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّمَا أَنَا لَكَ اصْنَعْ مَا شِئْتَ قَالَ فَغَمَزَنِي بِيَدِهِ فَقَالَ حَتَّى أَرْشُ هَذَا كَأَنَّهُ مُغْضَبٌ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا وَ اللَّهِ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَلِكَ. ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا الْجَفْرَ وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا الْجَفْرُ مِسْكُ شَاةٍ أَوْ جِلْدُ بَعِيرٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْجَفْرُ قَالَ وِعَاءٌ أَحْمَرُ أَوْ أدم‏ [أَدِيمٌ‏] أَحْمَرُ فِيهِ عِلْمُ النَّبِيِّينَ وَ الْوَصِيِّينَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَلِكَ. ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ عِنْدَنَا لَمُصْحَفَ فَاطِمَةَ{{س}} وَ مَا يُدْرِيهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ{{س}}؟! قَالَ مُصْحَفٌ فِيهِ مِثْلُ قُرْآنِكُمْ هَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ اللَّهِ مَا فِيهِ مِنْ قُرْآنِكُمْ حَرْفٌ وَاحِدٌ إِنَّمَا هُوَ شَيْ‏ءٌ أَمْلَاهَا اللَّهُ وَ أَوْحَى إِلَيْهَا قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ لَيْسَ بِذَاكَ. قَالَ ثُمَّ سَكَتَ سَاعَةً ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا لَعِلْمٌ مَا كَانَ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ وَ مَا هُوَ بِذَاكَ. قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَيُّ شَيْ‏ءٍ هُوَ الْعِلْمُ قَالَ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ الْأَمْرُ بَعْدَ الْأَمْرِ وَ الشَّيْ‏ءُ بَعْدَ الشَّيْ‏ءِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۵۱؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>.
#[[ابوبصیر]] نقل کرده است، از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: "بی‌شک کتاب‌های اولین، همان کتاب‌های [[ابراهیم]] و [[موسی]]{{عم}} در [[اختیار]] ما است. ضُرَیس بی‌درنگ از [[امام]] پرسید: آیا اینها همان [[الواح]] نیستند؟ [[حضرت]] فرمود: بله. ضُرَیس گفت: شکی نیست که [[علم]] [امام] همین است. حضرت بلافاصله فرمود: این علم [امام] نیست و تنها اثر [و نشانه‌ای از پیشینیان برای امام] است. علم [[حقیقی]] امام آن چیزی است که در طول شب و روز، هر [[روز]] پس از دیگری و لحظه به لحظه برای امام حادث می‌شود"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ عِنْدَنَا {{متن قرآن|الصُّحُفِ الْأُولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى}}. فَقَالَ لَهُ ضُرَيْسٌ أَ لَيْسَتْ‏ هِيَ‏ الْأَلْوَاحُ‏ فَقَالَ بَلَى قَالَ ضُرَيْسٌ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْعِلْمُ فَقَالَ لَيْسَ هَذَا الْعِلْمَ إِنَّمَا هَذِهِ الْأَثَرَةُ إِنَّ الْعِلْمَ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ يَوْمٌ بِيَوْمٍ وَ سَاعَةٌ بِسَاعَةٍ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۵.</ref>.
# [[ابوبصیر]] نقل کرده است، از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: "بی‌شک کتاب‌های اولین، همان کتاب‌های [[ابراهیم]] و [[موسی]]{{عم}} در [[اختیار]] ما است. ضُرَیس بی‌درنگ از [[امام]] پرسید: آیا اینها همان [[الواح]] نیستند؟ [[حضرت]] فرمود: بله. ضُرَیس گفت: شکی نیست که [[علم]] [امام] همین است. حضرت بلافاصله فرمود: این علم [امام] نیست و تنها اثر [و نشانه‌ای از پیشینیان برای امام] است. علم [[حقیقی]] امام آن چیزی است که در طول شب و روز، هر [[روز]] پس از دیگری و لحظه به لحظه برای امام حادث می‌شود"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ عِنْدَنَا {{متن قرآن|الصُّحُفِ الْأُولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى}}. فَقَالَ لَهُ ضُرَيْسٌ أَ لَيْسَتْ‏ هِيَ‏ الْأَلْوَاحُ‏ فَقَالَ بَلَى قَالَ ضُرَيْسٌ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْعِلْمُ فَقَالَ لَيْسَ هَذَا الْعِلْمَ إِنَّمَا هَذِهِ الْأَثَرَةُ إِنَّ الْعِلْمَ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ يَوْمٌ بِيَوْمٍ وَ سَاعَةٌ بِسَاعَةٍ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۲۵.</ref>.
#[[حدیث]] [[منصور بن حازم]]: [[منصور]] گفت: [[خدمت]] امام صادق{{ع}} عرضه داشتم: [[مردم]] می‌گویند نزد شما [[کتابی]] است که اندازه آن نزدیک به چهل متر است و در آن هر چیزی که مردم بدان نیاز دارند، وجود دارد و علم [امام] همین است. حضرت بدون درنگ فرمودند: "این علم [امام] نیست. این تنها یک نشانه از [[رسول الله]]{{صل}} است. بی‌شک علم [امام] آن چیزی است که در هر روز و شبی حادث می‌شود"<ref>{{متن حدیث|عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قُلْتُ إِنَّ‏ النَّاسَ‏ يَذْكُرُونَ‏ أَنَ‏ عِنْدَكُمْ‏ صَحِيفَةً طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِيهَا مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ النَّاسُ وَ أَنَّ هَذَا هُوَ الْعِلْمُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}لَيْسَ هَذَا هُوَ الْعِلْمُ إِنَّمَا هُوَ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي يَحْدُثُ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۹.</ref>.  
# [[حدیث]] [[منصور بن حازم]]: [[منصور]] گفت: [[خدمت]] امام صادق{{ع}} عرضه داشتم: [[مردم]] می‌گویند نزد شما [[کتابی]] است که اندازه آن نزدیک به چهل متر است و در آن هر چیزی که مردم بدان نیاز دارند، وجود دارد و علم [امام] همین است. حضرت بدون درنگ فرمودند: "این علم [امام] نیست. این تنها یک نشانه از [[رسول الله]]{{صل}} است. بی‌شک علم [امام] آن چیزی است که در هر روز و شبی حادث می‌شود"<ref>{{متن حدیث|عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قُلْتُ إِنَّ‏ النَّاسَ‏ يَذْكُرُونَ‏ أَنَ‏ عِنْدَكُمْ‏ صَحِيفَةً طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِيهَا مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ النَّاسُ وَ أَنَّ هَذَا هُوَ الْعِلْمُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}لَيْسَ هَذَا هُوَ الْعِلْمُ إِنَّمَا هُوَ أَثَرٌ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} إِنَّ الْعِلْمَ الَّذِي يَحْدُثُ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۹.</ref>.  


از چهار حدیث گذشته که تنها بخشی از [[احادیث]] این گروه بود، به خوبی روشن می‌شود علومی نزد امام هست که از [[سلسله]] حجج گذشته از طریق [[ارث]]، در [[اختیار]] [[امام]] قرار گرفته است. این [[علوم]] بسیار بسیار گسترده و ژرف است. از این‌رو [[اصحاب]] با شنیدن اوصاف هر یک از آنها، از گستردگی و عمق آن به شگفت آمده و بر [[علم]] بودن آن تاکید می‌کردند؛ چه رسد به اینکه این علوم، همگی یک‌جا در اختیار امام است. علوم یاد شده غالباً نوشتاری و به صورت کتاب هستند و برای استفاده از آن، کافی است مطالعه کننده، با خط و زبان آن آشنایی داشته باشد. روش استفاده از برخی نیز منحصراً در اختیار امام است. برخی از این علوم نیز، مانند علم “الف باب”، سینه به سینه به امام به ارث می‌رسد. [[علمی]] دیگر اما برای امام هست که لحظه به لحظه از سوی [[خدای متعال]] به امام می‌رسد.
از چهار حدیث گذشته که تنها بخشی از [[احادیث]] این گروه بود، به خوبی روشن می‌شود علومی نزد امام هست که از [[سلسله]] حجج گذشته از طریق [[ارث]]، در [[اختیار]] [[امام]] قرار گرفته است. این [[علوم]] بسیار بسیار گسترده و ژرف است. از این‌رو [[اصحاب]] با شنیدن اوصاف هر یک از آنها، از گستردگی و عمق آن به شگفت آمده و بر [[علم]] بودن آن تاکید می‌کردند؛ چه رسد به اینکه این علوم، همگی یک‌جا در اختیار امام است. علوم یاد شده غالباً نوشتاری و به صورت کتاب هستند و برای استفاده از آن، کافی است مطالعه کننده، با خط و زبان آن آشنایی داشته باشد. روش استفاده از برخی نیز منحصراً در اختیار امام است. برخی از این علوم نیز، مانند علم “الف باب”، سینه به سینه به امام به ارث می‌رسد. [[علمی]] دیگر اما برای امام هست که لحظه به لحظه از سوی [[خدای متعال]] به امام می‌رسد.
خط ۸۸: خط ۸۸:


#جُعَید می‌گوید: به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم، [هنگام [[قضاوت]]] به چه چیزی [[حکم]] می‌کنید؟ فرمود: "ای جُعَید، ما به حکم [[آل داود]] حکم می‌کنیم. پس چنانچه چیزی را نمی‌دانستیم، [[روح القدس]] آن را به ما [[القا]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ جُعَيْدٍ الْهَمْدَانِيِّ مِمَّنْ خَرَجَ مَعَ الْحُسَيْنِ{{ع}} بِكَرْبَلَاءَ قَالَ: فَقُلْتُ لِلْحُسَيْنِ{{ع}}: جُعِلْتُ فِدَاكَ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ تَحْكُمُونَ قَالَ يَا جُعَيْدُ نَحْكُمَ‏ بِحُكْمِ‏ آلِ‏ دَاوُدَ فَإِذَا عَيِينَا عَنْ شَيْ‏ءٍ تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۵۲.</ref>.  
#جُعَید می‌گوید: به [[امام حسین]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم، [هنگام [[قضاوت]]] به چه چیزی [[حکم]] می‌کنید؟ فرمود: "ای جُعَید، ما به حکم [[آل داود]] حکم می‌کنیم. پس چنانچه چیزی را نمی‌دانستیم، [[روح القدس]] آن را به ما [[القا]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ جُعَيْدٍ الْهَمْدَانِيِّ مِمَّنْ خَرَجَ مَعَ الْحُسَيْنِ{{ع}} بِكَرْبَلَاءَ قَالَ: فَقُلْتُ لِلْحُسَيْنِ{{ع}}: جُعِلْتُ فِدَاكَ بِأَيِّ شَيْ‏ءٍ تَحْكُمُونَ قَالَ يَا جُعَيْدُ نَحْكُمَ‏ بِحُكْمِ‏ آلِ‏ دَاوُدَ فَإِذَا عَيِينَا عَنْ شَيْ‏ءٍ تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۵۲.</ref>.  
#[[محمد بن مسلم]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: "[[حضرت علی]]{{ع}} به [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} عمل می‌کرد. پس هنگامی که بر او مسئله جدیدی وارد می‌شد که در [[کتاب و سنت]] نبود، [[خداوند متعال]] [[حقیقت]] را به او [[الهام]] می‌کرد و به [[خدا]] قسم این از امور پیچیده است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ{{ع}} يَعْمَلُ‏ بِكِتَابِ‏ اللَّهِ‏ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ‏ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ حَادِثٌ وَ الَّذِي لَيْسَ فِي الْكِتَابِ وَ لَا فِي السُّنَّةِ أَلْهَمَهُ اللَّهُ الْحَقَّ إِلْهَاماً وَ ذَلِكَ وَ اللَّهِ مِنَ الْمُعْضِلَاتِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۳۵.</ref>.
# [[محمد بن مسلم]] از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده که فرمودند: "[[حضرت علی]]{{ع}} به [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} عمل می‌کرد. پس هنگامی که بر او مسئله جدیدی وارد می‌شد که در [[کتاب و سنت]] نبود، [[خداوند متعال]] [[حقیقت]] را به او [[الهام]] می‌کرد و به [[خدا]] قسم این از امور پیچیده است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ{{ع}} يَعْمَلُ‏ بِكِتَابِ‏ اللَّهِ‏ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ‏ فَإِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ حَادِثٌ وَ الَّذِي لَيْسَ فِي الْكِتَابِ وَ لَا فِي السُّنَّةِ أَلْهَمَهُ اللَّهُ الْحَقَّ إِلْهَاماً وَ ذَلِكَ وَ اللَّهِ مِنَ الْمُعْضِلَاتِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۳۵.</ref>.


ناگفته نماند، این [[احادیث]] لزوماً فقدان [[علم]] برای [[امام]] در آن مسئله را [[اثبات]] نمی‌کند، بلکه اعم است؛ بدین معنا که چه بسا علم در [[خزانه]] [[علم امام]] موجود باشد، اما به هر دلیل امام نباید یا نخواهد از آن استفاده کند، یا امام تفصیل و [[تفسیر]] علم موجود را اخذ کند. در این صورت امام [[منتظر]] علم افزون می‌ماند<ref>منظور از انتظار، انتظار زمان خاصی نیست؛ چراکه ممکن است در کمتر از آنی، امام عالم به آن علم گردد یا در شب جمعه اخیر یا شب قدر، عالم به آن شده باشد.</ref> و با یکی از انواع تلقّی علم افزون، از آن مطلع می‌شود<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۴۸.</ref>.
ناگفته نماند، این [[احادیث]] لزوماً فقدان [[علم]] برای [[امام]] در آن مسئله را [[اثبات]] نمی‌کند، بلکه اعم است؛ بدین معنا که چه بسا علم در [[خزانه]] [[علم امام]] موجود باشد، اما به هر دلیل امام نباید یا نخواهد از آن استفاده کند، یا امام تفصیل و [[تفسیر]] علم موجود را اخذ کند. در این صورت امام [[منتظر]] علم افزون می‌ماند<ref>منظور از انتظار، انتظار زمان خاصی نیست؛ چراکه ممکن است در کمتر از آنی، امام عالم به آن علم گردد یا در شب جمعه اخیر یا شب قدر، عالم به آن شده باشد.</ref> و با یکی از انواع تلقّی علم افزون، از آن مطلع می‌شود<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۴۸.</ref>.
خط ۹۹: خط ۹۹:
====[[احادیث]] [[زمان]] [[افزایش علم امام]]====
====[[احادیث]] [[زمان]] [[افزایش علم امام]]====
در این گونۀ حدیثی، زمان افزایش علم امام، هر سال، هر ماه، [[شب قدر]] هر سال، هر هفته در شب‌های [[جمعه]]، شبانه [[روز]] و هر [[ساعت]] بیان شده است. در برخی از آنها بر [[افزایش علم]] تصریح شده و در پاره‌ای، اصل [[ازدیاد علم]] امری مسلم دانسته شده و تنها از زمان آن سخن به میان آمده است. این دو، بر [[ازدیاد علم امام]] دلالت دارد. در دو نمونه از احادیث یاد شده، این چنین به زمان افزایش علم امام اشاره شده است:
در این گونۀ حدیثی، زمان افزایش علم امام، هر سال، هر ماه، [[شب قدر]] هر سال، هر هفته در شب‌های [[جمعه]]، شبانه [[روز]] و هر [[ساعت]] بیان شده است. در برخی از آنها بر [[افزایش علم]] تصریح شده و در پاره‌ای، اصل [[ازدیاد علم]] امری مسلم دانسته شده و تنها از زمان آن سخن به میان آمده است. این دو، بر [[ازدیاد علم امام]] دلالت دارد. در دو نمونه از احادیث یاد شده، این چنین به زمان افزایش علم امام اشاره شده است:
#[[ابوحمزه]] گفته که از [[امام سجاد]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، آیا [[رسول الله]]{{صل}} هرچه [علم] داشتند پس از خود به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اعطا کردند، آن‌گاه پس از [[امیرالمؤمنین]] به [[حسن]] و سپس به [[حسین]]{{عم}}، آن‌گاه به هر امامی تا آنکه [[قیامت]] برپا شود؟ حضرت فرمودند: "بله، البته با افزونه‌ای که در هر سال و در هر ماه حادث می‌شود. بله به [[خدا]] قسم! و در هر لحظه‌ای [این [[علم حادث]] می‌گردد]"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ‏ فِدَاكَ‏ كُلُّ‏ مَا كَانَ‏ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَدْ أَعْطَاهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بَعْدَهُ ثُمَّ الْحَسَنَ بَعْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} ثُمَّ الْحُسَيْنَ ثُمَّ كُلَّ إِمَامٍ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ نَعَمْ مَعَ الزِّيَادَةِ الَّتِي تَحْدُثُ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ فِي كُلِّ شَهْرٍ إِي وَ اللَّهِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۹۵.</ref>.  
# [[ابوحمزه]] گفته که از [[امام سجاد]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، آیا [[رسول الله]]{{صل}} هرچه [علم] داشتند پس از خود به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} اعطا کردند، آن‌گاه پس از [[امیرالمؤمنین]] به [[حسن]] و سپس به [[حسین]]{{عم}}، آن‌گاه به هر امامی تا آنکه [[قیامت]] برپا شود؟ حضرت فرمودند: "بله، البته با افزونه‌ای که در هر سال و در هر ماه حادث می‌شود. بله به [[خدا]] قسم! و در هر لحظه‌ای [این [[علم حادث]] می‌گردد]"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: قُلْتُ جُعِلْتُ‏ فِدَاكَ‏ كُلُّ‏ مَا كَانَ‏ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَقَدْ أَعْطَاهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بَعْدَهُ ثُمَّ الْحَسَنَ بَعْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} ثُمَّ الْحُسَيْنَ ثُمَّ كُلَّ إِمَامٍ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ قَالَ نَعَمْ مَعَ الزِّيَادَةِ الَّتِي تَحْدُثُ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ فِي كُلِّ شَهْرٍ إِي وَ اللَّهِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۹۵.</ref>.  
#[[مفضل]] گزارش می‌دهد که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "هیچ شب جمعه‌ای نیست مگر آنکه اولیای [[خداوند]] در آن [[سروری]] دارند. پرسیدم: فدایت شوم، چگونه این اتفاق می‌افتد؟ حضرت فرمودند: هنگامی که [[شب جمعه]] فرا می‌رسد، [[رسول الله]]{{صل}} به [[عرش الهی]] می‌رود؛ [[امامان]]{{ع}} نیز به [[عرش]] می‌روند؛ من نیز همراه با آنان به عرش می‌روم. پس باز نمی‌گردم مگر همراه با [[علمی]] جدید و اگر این رخداد اتفاق نیفتد، هر آن چه دارم از دست خواهم داد"<ref>{{متن حدیث|عَنْ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا مِنْ‏ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَّا وَ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ فِيهَا سُرُورٌ قُلْتُ كَيْفَ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ{{عم}} وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۲۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۰.</ref>
# [[مفضل]] گزارش می‌دهد که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "هیچ شب جمعه‌ای نیست مگر آنکه اولیای [[خداوند]] در آن [[سروری]] دارند. پرسیدم: فدایت شوم، چگونه این اتفاق می‌افتد؟ حضرت فرمودند: هنگامی که [[شب جمعه]] فرا می‌رسد، [[رسول الله]]{{صل}} به [[عرش الهی]] می‌رود؛ [[امامان]]{{ع}} نیز به [[عرش]] می‌روند؛ من نیز همراه با آنان به عرش می‌روم. پس باز نمی‌گردم مگر همراه با [[علمی]] جدید و اگر این رخداد اتفاق نیفتد، هر آن چه دارم از دست خواهم داد"<ref>{{متن حدیث|عَنْ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا مِنْ‏ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلَّا وَ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ فِيهَا سُرُورٌ قُلْتُ كَيْفَ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمَّةُ{{عم}} وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلَّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۲۴.</ref><ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۰.</ref>


====[[احادیث]] [[لیلة القدر]]====
====[[احادیث]] [[لیلة القدر]]====
یکی از مباحث مطرح در احادیث لیلة القدر، [[ازدیاد علم امام]] در این شب است. این جهت که یکی از زمان‌های ازدیاد علم امام، [[شب قدر]] است، در قسمت پیش مورد اشاره واقع شد؛ اما در این گونۀ [[حدیثی]]، علت [[نزول]] [[ملائکه]] در شب قدر، تقدیم بسته ارسالی خداوند به [[امام]] بیان شده است. گروهی از این احادیث، مرسوله خداوند را از سنخ [[علم]] معرفی می‌کنند<ref>برقی، احمد بن محمد، محاسن، ج۲، ص۳۱۴؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۲۳-۲۲۴، ۲۴۰، ۲۸۰، ۴۴۲؛ کشی، محمد بن عمر، رجال، ص۳۵۷، ح۶۶۴؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۴۵، ۲۴۸-۲۴۹، ۲۵۱، ۳۸۵.</ref>. بنابراین، هر سال در شب قدر، ملائکه علومی را به [[محضر امام]] می‌آورند و این‌چنین [[علم امام]] افزایش پیدا می‌کند. این [[حقیقت]] در روایاتی متعدد بیان شده است. برای نمونه و به [[جهت]] اهمیت نقش این رویداد در [[ازدیاد علم امام]]، در این جا به انعکاس تعداد بیشتری از [[احادیث]] یادشده می‌پردازیم:
یکی از مباحث مطرح در احادیث لیلة القدر، [[ازدیاد علم امام]] در این شب است. این جهت که یکی از زمان‌های ازدیاد علم امام، [[شب قدر]] است، در قسمت پیش مورد اشاره واقع شد؛ اما در این گونۀ [[حدیثی]]، علت [[نزول]] [[ملائکه]] در شب قدر، تقدیم بسته ارسالی خداوند به [[امام]] بیان شده است. گروهی از این احادیث، مرسوله خداوند را از سنخ [[علم]] معرفی می‌کنند<ref>برقی، احمد بن محمد، محاسن، ج۲، ص۳۱۴؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۲۳-۲۲۴، ۲۴۰، ۲۸۰، ۴۴۲؛ کشی، محمد بن عمر، رجال، ص۳۵۷، ح۶۶۴؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۴۵، ۲۴۸-۲۴۹، ۲۵۱، ۳۸۵.</ref>. بنابراین، هر سال در شب قدر، ملائکه علومی را به [[محضر امام]] می‌آورند و این‌چنین [[علم امام]] افزایش پیدا می‌کند. این [[حقیقت]] در روایاتی متعدد بیان شده است. برای نمونه و به [[جهت]] اهمیت نقش این رویداد در [[ازدیاد علم امام]]، در این جا به انعکاس تعداد بیشتری از [[احادیث]] یادشده می‌پردازیم:
#[[روایت]] [[هشام]] از [[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}}<ref>«در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا می‌کنند (و تفصیل می‌دهند)» سوره دخان، آیه ۴.</ref>: حضرت فرمودند: "آن [شبی که در این [[آیه]] بدان اشاره شده است]، [[شب قدر]] است که در آن باریابی هر حاجی و رخدادهایی که واقع خواهند شد، مانند [[طاعت]]، [[معصیت]]، [[مرگ]]، زندگانی و آنچه [[خداوند]] در شبانه [[روز]] حادث خواهد کرد به گونه‌ای که خواهد، نوشته [و [[قضا]]] خواهد شد. آن‌گاه خداوند همه این مقدرات را به [[صاحب اختیار]] [[زمین]] [[القا]] می‌نماید. در این هنگام یکی از [[اصحاب]] به نام [[حرث بن مغیره بصری]] گفت: پرسیدم: چه کسی صاحب اختیار زمین است؟ حضرت فرمودند: [همان کسی که هم‌اکنون] هم‌نشین شما است"<ref>{{متن حدیث|...قَالَ تِلْكَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ الْحَاجِّ وَ مَا يَكُونُ فِيهَا مِنْ‏ طَاعَةٍ أَوْ مَعْصِيَةٍ أَوْ مَوْتٍ أَوْ حَيَاةٍ وَ يُحْدِثُ اللَّهُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ مَا يَشَاءُ ثُمَّ يُلْقِيهِ إِلَى صَاحِبِ الْأَرْضِ قَالَ الْحَرْثُ بْنُ الْمُغِيرَةِ الْبَصْرِيُّ قُلْتُ وَ مَنْ صَاحِبُ الْأَرْضِ قَالَ صَاحِبُكُمْ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۲۱.</ref>. در این [[حدیث شریف]] بیان [[افزایش علم امام]] در شب قدر بدین صورت است که خداوند پس از تقدیر مقدرات در شب قدر، [[علم]] همه آنها را در آن شب بر [[امام]] القا می‌کند و این‌چنین [[علم امام]] در شب قدر افزایش می‌یابد.
# [[روایت]] [[هشام]] از [[امام صادق]]{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}}<ref>«در آن (شب)، هر کار استواری را (که اجمال دارد) جدا می‌کنند (و تفصیل می‌دهند)» سوره دخان، آیه ۴.</ref>: حضرت فرمودند: "آن [شبی که در این [[آیه]] بدان اشاره شده است]، [[شب قدر]] است که در آن باریابی هر حاجی و رخدادهایی که واقع خواهند شد، مانند [[طاعت]]، [[معصیت]]، [[مرگ]]، زندگانی و آنچه [[خداوند]] در شبانه [[روز]] حادث خواهد کرد به گونه‌ای که خواهد، نوشته [و [[قضا]]] خواهد شد. آن‌گاه خداوند همه این مقدرات را به [[صاحب اختیار]] [[زمین]] [[القا]] می‌نماید. در این هنگام یکی از [[اصحاب]] به نام [[حرث بن مغیره بصری]] گفت: پرسیدم: چه کسی صاحب اختیار زمین است؟ حضرت فرمودند: [همان کسی که هم‌اکنون] هم‌نشین شما است"<ref>{{متن حدیث|...قَالَ تِلْكَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ الْحَاجِّ وَ مَا يَكُونُ فِيهَا مِنْ‏ طَاعَةٍ أَوْ مَعْصِيَةٍ أَوْ مَوْتٍ أَوْ حَيَاةٍ وَ يُحْدِثُ اللَّهُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ مَا يَشَاءُ ثُمَّ يُلْقِيهِ إِلَى صَاحِبِ الْأَرْضِ قَالَ الْحَرْثُ بْنُ الْمُغِيرَةِ الْبَصْرِيُّ قُلْتُ وَ مَنْ صَاحِبُ الْأَرْضِ قَالَ صَاحِبُكُمْ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۲۲۱.</ref>. در این [[حدیث شریف]] بیان [[افزایش علم امام]] در شب قدر بدین صورت است که خداوند پس از تقدیر مقدرات در شب قدر، [[علم]] همه آنها را در آن شب بر [[امام]] القا می‌کند و این‌چنین [[علم امام]] در شب قدر افزایش می‌یابد.
#روایت [[عبدالرحمان بن کثیر]] از امام صادق{{ع}} در تفسیر آیه {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا...}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جان‌هایتان نمی‌رسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است» سوره حدید، آیه ۲۲.</ref>: حضرت فرمودند: "[[کتابی]] که در [[آیه]] بدان اشاره شده، بر دو گونه است، [[کتاب خدا]] در [[آسمان]]، [[علم خداوند]] به آن پیش‌آمدها، و کتاب خدا در [[زمین]]، [[علوم]] ما در [[شب قدر]] و در غیر شب قدر است"<ref>{{متن حدیث|...كِتَابُهُ فِي السَّمَاءِ عِلْمُهُ بِهَا- وَ كِتَابُهُ فِي الْأَرْضِ عُلُومُنَا فِي‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ فِي غَيْرِهَا}}؛  قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۳۵۱.</ref>.
#روایت [[عبدالرحمان بن کثیر]] از امام صادق{{ع}} در تفسیر آیه {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا...}}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جان‌هایتان نمی‌رسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است» سوره حدید، آیه ۲۲.</ref>: حضرت فرمودند: "[[کتابی]] که در [[آیه]] بدان اشاره شده، بر دو گونه است، [[کتاب خدا]] در [[آسمان]]، [[علم خداوند]] به آن پیش‌آمدها، و کتاب خدا در [[زمین]]، [[علوم]] ما در [[شب قدر]] و در غیر شب قدر است"<ref>{{متن حدیث|...كِتَابُهُ فِي السَّمَاءِ عِلْمُهُ بِهَا- وَ كِتَابُهُ فِي الْأَرْضِ عُلُومُنَا فِي‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ فِي غَيْرِهَا}}؛  قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۳۵۱.</ref>.
#گزارش [[اسماعیل بن ابی‌حمزه]] از گفتگوی [[سلیمان بن خالد]] با [[امام صادق]]{{ع}}: سلیمان بن خالد از امام صادق{{ع}} پرسید: فدایت شوم، [[امام]] نسبت به آنچه در [[روز]] رخ می‌دهد، [[علم]] دارد؟ حضرت فرمودند: "به خدایی که [[محمد]]{{صل}} را برای [[نبوت]] فرستاد و او را برای [[رسالت]] برگزید قسم که قطعاً امام به آنچه در شب، روز، ماه و سالش رخ می‌دهد، علم دارد. آنگاه فرمود: ای [[سلیمان]]، مگر نمی‌دانی که [[روح]] در شب قدر بر امام نازل می‌گردد و نتیجه این [[ملاقات]] آن است که امام به هرچه در آن سال تا سال [[آینده]] رخ خواهد داد علم پیدا می‌کند و به آنچه در شبانه روز حادث می‌گردد نیز علم پیدا می‌کند؟! اکنون یک نمونه از آن را خواهی دید تا قلبت مطمئن شود. سپس حضرت از واقعه‌ای که قرار بود اتفاق بیفتد، خبر دادند و همان‌گونه شد"<ref>{{متن حدیث|...فَقَالَ لَهُ سُلَيْمَانُ بْنُ خَالِدٍ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَعْلَمُ‏ الْإِمَامُ‏ مَا فِي‏ يَوْمِهِ‏ فَقَالَ يَا سُلَيْمَانُ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً{{صل}} بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَاهُ بِالرِّسَالَةِ، أَنَّهُ لَيَعْلَمُ مَا فِي يَوْمِهِ وَ فِي شَهْرِهِ وَ فِي سَنَتِهِ، ثُمَّ قَالَ يَا سُلَيْمَانُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رُوحاً تَنْزِلُ عَلَيْهِ‏ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَيَعْلَمُ مَا فِي تِلْكَ السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ قَابِلٍ وَ عَلِمَ مَا يَحْدُثُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ، وَ السَّاعَةَ تَرَى مَا يَطْمَئِنُّ بِهِ قَلْبُكَ...}}؛ کشی، محمد بن عمر، رجال، ص۳۵۷، ح۶۶۴.</ref>.
#گزارش [[اسماعیل بن ابی‌حمزه]] از گفتگوی [[سلیمان بن خالد]] با [[امام صادق]]{{ع}}: سلیمان بن خالد از امام صادق{{ع}} پرسید: فدایت شوم، [[امام]] نسبت به آنچه در [[روز]] رخ می‌دهد، [[علم]] دارد؟ حضرت فرمودند: "به خدایی که [[محمد]]{{صل}} را برای [[نبوت]] فرستاد و او را برای [[رسالت]] برگزید قسم که قطعاً امام به آنچه در شب، روز، ماه و سالش رخ می‌دهد، علم دارد. آنگاه فرمود: ای [[سلیمان]]، مگر نمی‌دانی که [[روح]] در شب قدر بر امام نازل می‌گردد و نتیجه این [[ملاقات]] آن است که امام به هرچه در آن سال تا سال [[آینده]] رخ خواهد داد علم پیدا می‌کند و به آنچه در شبانه روز حادث می‌گردد نیز علم پیدا می‌کند؟! اکنون یک نمونه از آن را خواهی دید تا قلبت مطمئن شود. سپس حضرت از واقعه‌ای که قرار بود اتفاق بیفتد، خبر دادند و همان‌گونه شد"<ref>{{متن حدیث|...فَقَالَ لَهُ سُلَيْمَانُ بْنُ خَالِدٍ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَعْلَمُ‏ الْإِمَامُ‏ مَا فِي‏ يَوْمِهِ‏ فَقَالَ يَا سُلَيْمَانُ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً{{صل}} بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَاهُ بِالرِّسَالَةِ، أَنَّهُ لَيَعْلَمُ مَا فِي يَوْمِهِ وَ فِي شَهْرِهِ وَ فِي سَنَتِهِ، ثُمَّ قَالَ يَا سُلَيْمَانُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رُوحاً تَنْزِلُ عَلَيْهِ‏ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَيَعْلَمُ مَا فِي تِلْكَ السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ قَابِلٍ وَ عَلِمَ مَا يَحْدُثُ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ، وَ السَّاعَةَ تَرَى مَا يَطْمَئِنُّ بِهِ قَلْبُكَ...}}؛ کشی، محمد بن عمر، رجال، ص۳۵۷، ح۶۶۴.</ref>.
#[[روایت]] عبدالرحمان بن کثیر از [[امام کاظم]]{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>«خواهنده‌ای عذابی رخ‌دهنده را خواست» سوره معارج، آیه ۱.</ref>: حضرت فرمودند: "این اتفاق راجع به مردی است که از [[پیامبر]] پیرامون [[امامان]] و مسئله [[شب قدر]] و آن‌چه به امامان در شب قدر [[الهام]] می‌شود، [[پرسش]] کرد [و از [[خدا]] خواست اگر این ماجرا [[حقیقت]] دارد، عذابی بر او فرد آید]. پس پیامبر{{صل}} بدون درنگ فرمودند: تو درخواست [[عذاب]] می‌کنی، سپس [[کافر]] می‌شوی که چنین چیزی ناشدنی است؟ اما هنگامی که عذاب فرود آید، دیگر مانعی نمی‌تواند در برابر خدا از [[عذاب الهی]] جلوگیری کند؛ آن خدایی که صاحب عروج‌ها است. حضرت فرمودند: [منظور از عروج‌ها] [[عروج]] [[ملائکه]] و [[روح]] در [[صبح]] [[لیلة القدر]] است که از نزد پیامبر و [[امام]] به سوی خدا عروج می‌کنند. همان طور که در این [[حدیث]] [[مشاهده]] می‌کنید، در شب قدر ملائکه و روح تا صبح نزد امام حاضرند و علومی [[الهی]] را به ایشان الهام می‌کنند"<ref>{{متن حدیث|سَأَلَ رَجُلٌ عَنِ الْأَوْصِيَاءِ- وَ عَنْ شَأْنِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ مَا يُلْهَمُونَ‏ فِيهَا، فَقَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: سَأَلْتَ عَنْ عَذَابٍ وَاقِعٍ- ثُمَّ كَفَرَ بِأَنَّ ذَلِكَ لَا يَكُونُ، فَإِذَا وَقَعَ فَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ‏ قَالَ: تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ‏ فِي صُبْحِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَيْهِ مِنْ عِنْدِ النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْوَصِيِّ}}؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۳۸۵.</ref>.
# [[روایت]] عبدالرحمان بن کثیر از [[امام کاظم]]{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ}}<ref>«خواهنده‌ای عذابی رخ‌دهنده را خواست» سوره معارج، آیه ۱.</ref>: حضرت فرمودند: "این اتفاق راجع به مردی است که از [[پیامبر]] پیرامون [[امامان]] و مسئله [[شب قدر]] و آن‌چه به امامان در شب قدر [[الهام]] می‌شود، [[پرسش]] کرد [و از [[خدا]] خواست اگر این ماجرا [[حقیقت]] دارد، عذابی بر او فرد آید]. پس پیامبر{{صل}} بدون درنگ فرمودند: تو درخواست [[عذاب]] می‌کنی، سپس [[کافر]] می‌شوی که چنین چیزی ناشدنی است؟ اما هنگامی که عذاب فرود آید، دیگر مانعی نمی‌تواند در برابر خدا از [[عذاب الهی]] جلوگیری کند؛ آن خدایی که صاحب عروج‌ها است. حضرت فرمودند: [منظور از عروج‌ها] [[عروج]] [[ملائکه]] و [[روح]] در [[صبح]] [[لیلة القدر]] است که از نزد پیامبر و [[امام]] به سوی خدا عروج می‌کنند. همان طور که در این [[حدیث]] [[مشاهده]] می‌کنید، در شب قدر ملائکه و روح تا صبح نزد امام حاضرند و علومی [[الهی]] را به ایشان الهام می‌کنند"<ref>{{متن حدیث|سَأَلَ رَجُلٌ عَنِ الْأَوْصِيَاءِ- وَ عَنْ شَأْنِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ مَا يُلْهَمُونَ‏ فِيهَا، فَقَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: سَأَلْتَ عَنْ عَذَابٍ وَاقِعٍ- ثُمَّ كَفَرَ بِأَنَّ ذَلِكَ لَا يَكُونُ، فَإِذَا وَقَعَ فَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ‏ قَالَ: تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ‏ فِي صُبْحِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَيْهِ مِنْ عِنْدِ النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْوَصِيِّ}}؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۲، ص۳۸۵.</ref>.
#گزارش [[ابوبصیر]] از به [[دنیا]] آمدن [[امام کاظم]]{{ع}} در منطقه [[ابواء]]: [[امام صادق]] پس از توضیحاتی راجع به رخدادهای بی‌نظیری که هنگام ولادت برای [[امام]] رخ می‌دهد، این‌گونه فرمودند: "هنگامی که امام پاسخ منادی [[خداوند]] را داد، خداوند [[علم]] آغازین و واپسین را به او اعطا می‌فرماید و [[استحقاق]] زیادتی [[روح]] در [[شب قدر]] را پیدا می‌کند. [[ابوبصیر]] گفت: فدایت شوم، آیا روح همان [[جبرئیل]] نیست؟ [[حضرت]] فرمودند: جبرئیل از [[ملائکه]] است، ولی روح آفریده‌ای باشکوه‌تر و بزرگ‌تر از ملائکه است. آیا [[خدا]] [جداگانه] نمی‌فرماید: "ملائکه و روح نازل می‌شوند"؟! اگرچه احتمالاتی در "مستوجب شدن امام به زیادتی روح" وجود دارد، اما به نظر می‌رسد این معنا از [[ظهور]] بیشتری برخوردار است که خداوند علم آغازین و واپسین را به امام اعطا می‌فرماید، آن‌گاه علم افزون که توسط روح در شب قدر به امام [[القا]] می‌شود را نیز به او ارزانی دارد"<ref>{{متن حدیث|فَقَالَ:... فَإِذَا انْقَضَى صَوْتُ‏ الْمُنَادِي‏ أَجَابَهُ‏ الْوَصِيُّ}} {{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}} {{متن حدیث|إِلَى آخِرِهَا فَإِذَا قَالَهَا أَعْطَاهُ اللَّهُ عِلْمَ الْأَوَّلِ وَ عِلْمَ الْآخِرِ وَ اسْتَوْجَبَ زِيَادَةَ الرُّوحِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَيْسَ الرُّوحُ جَبْرَئِيلَ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحُ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَ لَيْسَ اللَّهُ يَقُولُ}}‏ {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>.  
#گزارش [[ابوبصیر]] از به [[دنیا]] آمدن [[امام کاظم]]{{ع}} در منطقه [[ابواء]]: [[امام صادق]] پس از توضیحاتی راجع به رخدادهای بی‌نظیری که هنگام ولادت برای [[امام]] رخ می‌دهد، این‌گونه فرمودند: "هنگامی که امام پاسخ منادی [[خداوند]] را داد، خداوند [[علم]] آغازین و واپسین را به او اعطا می‌فرماید و [[استحقاق]] زیادتی [[روح]] در [[شب قدر]] را پیدا می‌کند. [[ابوبصیر]] گفت: فدایت شوم، آیا روح همان [[جبرئیل]] نیست؟ [[حضرت]] فرمودند: جبرئیل از [[ملائکه]] است، ولی روح آفریده‌ای باشکوه‌تر و بزرگ‌تر از ملائکه است. آیا [[خدا]] [جداگانه] نمی‌فرماید: "ملائکه و روح نازل می‌شوند"؟! اگرچه احتمالاتی در "مستوجب شدن امام به زیادتی روح" وجود دارد، اما به نظر می‌رسد این معنا از [[ظهور]] بیشتری برخوردار است که خداوند علم آغازین و واپسین را به امام اعطا می‌فرماید، آن‌گاه علم افزون که توسط روح در شب قدر به امام [[القا]] می‌شود را نیز به او ارزانی دارد"<ref>{{متن حدیث|فَقَالَ:... فَإِذَا انْقَضَى صَوْتُ‏ الْمُنَادِي‏ أَجَابَهُ‏ الْوَصِيُّ}} {{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}} {{متن حدیث|إِلَى آخِرِهَا فَإِذَا قَالَهَا أَعْطَاهُ اللَّهُ عِلْمَ الْأَوَّلِ وَ عِلْمَ الْآخِرِ وَ اسْتَوْجَبَ زِيَادَةَ الرُّوحِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَيْسَ الرُّوحُ جَبْرَئِيلَ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحُ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَ لَيْسَ اللَّهُ يَقُولُ}}‏ {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>.  
#گزارش [[حسن بن عباس بن حریش]] از [[گفتگوی امام صادق]]{{ع}} با یکی از افراد [[خانواده]] ایشان: در این [[حدیث]]، [[امام جواد]]{{ع}} از امام صادق{{ع}} نقل کردند که فرمود: "[[سوره قدر]] نوری است که در سر [[پیامبر]] و [[امامان]] مانند چشم عمل می‌کند. هیچ یک از ما علم چیزی راجع به مسائل [[زمین]] یا [[آسمان]] تا حجاب‌هایی که میان خداوند و [[عرش]] قرار دارد را [[اراده]] نمی‌کند، مگر آنکه نگاهی به آن [[نور]] می‌اندازد؛ پس بدون درنگ [[تفسیر]] آن چه اراده کرده بود را به صورت نوشته‌ای در آن می‌بیند"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ جَرِيشٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ نُورٌ كَهَيْئَةِ الْعَيْنِ عَلَى رَأْسِ النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْأَوْصِيَاءِ لَا يُرِيدُ أَحَدٌ مِنَّا عِلْمَ أَمْرٍ مِنْ أَمْرِ الْأَرْضِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ إِلَى الْحُجُبِ الَّتِي بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ الْعَرْشِ إِلَّا رَفَعَ طَرْفَهُ إِلَى ذَلِكَ النُّورِ فَرَأَى تَفْسِيرَ الَّذِي أَرَادَ فِيهِ‏ مَكْتُوباً}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>.  
#گزارش [[حسن بن عباس بن حریش]] از [[گفتگوی امام صادق]]{{ع}} با یکی از افراد [[خانواده]] ایشان: در این [[حدیث]]، [[امام جواد]]{{ع}} از امام صادق{{ع}} نقل کردند که فرمود: "[[سوره قدر]] نوری است که در سر [[پیامبر]] و [[امامان]] مانند چشم عمل می‌کند. هیچ یک از ما علم چیزی راجع به مسائل [[زمین]] یا [[آسمان]] تا حجاب‌هایی که میان خداوند و [[عرش]] قرار دارد را [[اراده]] نمی‌کند، مگر آنکه نگاهی به آن [[نور]] می‌اندازد؛ پس بدون درنگ [[تفسیر]] آن چه اراده کرده بود را به صورت نوشته‌ای در آن می‌بیند"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ جَرِيشٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ‏ نُورٌ كَهَيْئَةِ الْعَيْنِ عَلَى رَأْسِ النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْأَوْصِيَاءِ لَا يُرِيدُ أَحَدٌ مِنَّا عِلْمَ أَمْرٍ مِنْ أَمْرِ الْأَرْضِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ إِلَى الْحُجُبِ الَّتِي بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ الْعَرْشِ إِلَّا رَفَعَ طَرْفَهُ إِلَى ذَلِكَ النُّورِ فَرَأَى تَفْسِيرَ الَّذِي أَرَادَ فِيهِ‏ مَكْتُوباً}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>.  
#[[روایت]] حسن بن عباس بن حریش از [[امام جواد]]{{ع}} درباره [[شب قدر]]: امام که در این روایت پیرامون شب قدر سخن می‌گفتند، در میانه آن فرمودند:... "بدون [[شک]] سال به سال، در شب قدر [[تفسیر]] و جزئیات امور بر [[امام]] نازل می‌گردد. به امام [[دستور]] داده می‌شود که درباره خودش این چنین و آن چنان کند و درباره [[مردم]] این چنین و این چنان کند و قطعاً برای امام، غیر از این علومی که در شب قدر بر او نازل می‌شود، در هر [[روز]] [[علم خاص خداوند]]، حادث می‌شود. همان [[علمی]] که مکنون، پنهان، عجیب و در [[خزانه]] [[علم خدا]] است. این [[علم]] مانند همان علمی است که در شب قدر راجع به مسائل گوناگون نازل می‌شود". [گستره این [[علوم]] به اندازه‌ای وسیع و اعجاب‌انگیز است که حضرت در ادامه به این [[آیه]] [[استشهاد]] کرده و آن را] قرائت فرمودند: "و چنان‌چه هر درختی در [[زمین]] است، قلم شود و هفت دریای دیگر به [[یاری]] دریا بیاید، کلمات [[خدا]] پایان نمی‌پذیرند. قطعاً [[خداوند]] [[شکست ناپذیر]] و [[حکیم]] است"<ref>{{متن حدیث|قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ}} {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}} {{متن حدیث|‏... إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ‏ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُؤْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ إِنَّهُ لَيَحْدُثُ لِوَلِيِّ الْأَمْرِ سِوَى ذَلِكَ كُلَّ يَوْمٍ عِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَاصُّ وَ الْمَكْنُونُ الْعَجِيبُ الْمَخْزُونُ- مِثْلُ مَا يَنْزِلُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنَ الْأَمْرِ ثُمَّ قَرَأَ:}} {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۴۸.</ref>.  
# [[روایت]] حسن بن عباس بن حریش از [[امام جواد]]{{ع}} درباره [[شب قدر]]: امام که در این روایت پیرامون شب قدر سخن می‌گفتند، در میانه آن فرمودند:... "بدون [[شک]] سال به سال، در شب قدر [[تفسیر]] و جزئیات امور بر [[امام]] نازل می‌گردد. به امام [[دستور]] داده می‌شود که درباره خودش این چنین و آن چنان کند و درباره [[مردم]] این چنین و این چنان کند و قطعاً برای امام، غیر از این علومی که در شب قدر بر او نازل می‌شود، در هر [[روز]] [[علم خاص خداوند]]، حادث می‌شود. همان [[علمی]] که مکنون، پنهان، عجیب و در [[خزانه]] [[علم خدا]] است. این [[علم]] مانند همان علمی است که در شب قدر راجع به مسائل گوناگون نازل می‌شود". [گستره این [[علوم]] به اندازه‌ای وسیع و اعجاب‌انگیز است که حضرت در ادامه به این [[آیه]] [[استشهاد]] کرده و آن را] قرائت فرمودند: "و چنان‌چه هر درختی در [[زمین]] است، قلم شود و هفت دریای دیگر به [[یاری]] دریا بیاید، کلمات [[خدا]] پایان نمی‌پذیرند. قطعاً [[خداوند]] [[شکست ناپذیر]] و [[حکیم]] است"<ref>{{متن حدیث|قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ}} {{متن قرآن|فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ}} {{متن حدیث|‏... إِنَّهُ لَيَنْزِلُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ إِلَى وَلِيِّ‏ الْأَمْرِ تَفْسِيرُ الْأُمُورِ سَنَةً سَنَةً يُؤْمَرُ فِيهَا فِي أَمْرِ نَفْسِهِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فِي أَمْرِ النَّاسِ بِكَذَا وَ كَذَا وَ إِنَّهُ لَيَحْدُثُ لِوَلِيِّ الْأَمْرِ سِوَى ذَلِكَ كُلَّ يَوْمٍ عِلْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَاصُّ وَ الْمَكْنُونُ الْعَجِيبُ الْمَخْزُونُ- مِثْلُ مَا يَنْزِلُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مِنَ الْأَمْرِ ثُمَّ قَرَأَ:}} {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۴۸.</ref>.  
#[[روایت]] دیگری که [[حسن بن عباس بن حریش]] از [[امام جواد]]{{ع}} راجع به [[شب قدر]] نقل کرده است؛ به جملات آغازین آن بنگرید: حضرت فرمودند: "ای [[شیعیان]]! با [[سوره قدر]] به [[مخاصمه]] [با [[مخالفان]]] بپردازید؛ چراکه به خدا قسم پس از [[پیامبر]]{{صل}}، این [[سوره]] [[حجت]] [[خداوند متعال]] بر [[بندگان]] است. این سوره منتها و کمال [[علم]] ما است..."<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا...}}؛  کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۴۹.</ref>.  
# [[روایت]] دیگری که [[حسن بن عباس بن حریش]] از [[امام جواد]]{{ع}} راجع به [[شب قدر]] نقل کرده است؛ به جملات آغازین آن بنگرید: حضرت فرمودند: "ای [[شیعیان]]! با [[سوره قدر]] به [[مخاصمه]] [با [[مخالفان]]] بپردازید؛ چراکه به خدا قسم پس از [[پیامبر]]{{صل}}، این [[سوره]] [[حجت]] [[خداوند متعال]] بر [[بندگان]] است. این سوره منتها و کمال [[علم]] ما است..."<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: يَا مَعْشَرَ الشِّيعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ إِنَّهَا لَسَيِّدَةُ دِينِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَايَةُ عِلْمِنَا...}}؛  کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۴۹.</ref>.  
#[[حدیث]] دیگری که آن را نیز حسن بن عباس بن حریش از امام جواد{{ع}} درباره شب قدر نقل کرده است؛ به جملات آغازین آن بنگرید: حضرت فرمودند: "مطمئناً خداوند از آغاز که [[دنیا]] را آفرید، شب قدر را نیز آفرید و قطعاً در همان شب، نخستین [[نبیّ]] و نخستین [[جانشین]] را آفرید. خداوند این چنین مقدر کرده که در هر سال تا سال [[آینده]]، یک شب وجود داشته باشد که در آن، جزئیات رخدادها را [بر [[پیامبران]] و یا [[جانشینان]] آنان] نازل کند. کسی که این رویداد را در شب قدر [[انکار]] کند، علم خدای را مردود دانسته است؛ زیرا پیامبران، [[رسولان]] و محدَّثان [که [[علوم الهی]] را از طریق [[ارتباط با فرشتگان]] دریافت می‌کنند]، پا برجا نمی‌مانند، مگر آن‌که به واسطه علومی که در آن شب برای آنها آورده می‌شود، [[حجت]] و دلیلی بر آنها وجود داشته باشد؛ همراه با حجت و دلیلی که [[جبرئیل]] برای آنان می‌آورد..."<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ- لَيْلَةَ الْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ الدُّنْيَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِيهَا أَوَّلَ نَبِيٍّ يَكُونُ وَ أَوَّلَ وَصِيٍّ يَكُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ يَكُونَ فِي كُلِّ سَنَةٍ لَيْلَةٌ يَهْبِطُ فِيهَا بِتَفْسِيرِ الْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ السَّنَةِ الْمُقْبِلَةِ مَنْ جَحَدَ ذَلِكَ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَهُ لِأَنَّهُ لَا يَقُومُ الْأَنْبِيَاءُ وَ الرُّسُلُ وَ الْمُحَدَّثُونَ إِلَّا أَنْ تَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةٌ بِمَا يَأْتِيهِمْ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مَعَ الْحُجَّةِ الَّتِي يَأْتِيهِمْ بِهَا جَبْرَئِيلُ{{ع}}...}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵۰.</ref>.  
# [[حدیث]] دیگری که آن را نیز حسن بن عباس بن حریش از امام جواد{{ع}} درباره شب قدر نقل کرده است؛ به جملات آغازین آن بنگرید: حضرت فرمودند: "مطمئناً خداوند از آغاز که [[دنیا]] را آفرید، شب قدر را نیز آفرید و قطعاً در همان شب، نخستین [[نبیّ]] و نخستین [[جانشین]] را آفرید. خداوند این چنین مقدر کرده که در هر سال تا سال [[آینده]]، یک شب وجود داشته باشد که در آن، جزئیات رخدادها را [بر [[پیامبران]] و یا [[جانشینان]] آنان] نازل کند. کسی که این رویداد را در شب قدر [[انکار]] کند، علم خدای را مردود دانسته است؛ زیرا پیامبران، [[رسولان]] و محدَّثان [که [[علوم الهی]] را از طریق [[ارتباط با فرشتگان]] دریافت می‌کنند]، پا برجا نمی‌مانند، مگر آن‌که به واسطه علومی که در آن شب برای آنها آورده می‌شود، [[حجت]] و دلیلی بر آنها وجود داشته باشد؛ همراه با حجت و دلیلی که [[جبرئیل]] برای آنان می‌آورد..."<ref>{{متن حدیث|وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ- لَيْلَةَ الْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ الدُّنْيَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِيهَا أَوَّلَ نَبِيٍّ يَكُونُ وَ أَوَّلَ وَصِيٍّ يَكُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ يَكُونَ فِي كُلِّ سَنَةٍ لَيْلَةٌ يَهْبِطُ فِيهَا بِتَفْسِيرِ الْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ السَّنَةِ الْمُقْبِلَةِ مَنْ جَحَدَ ذَلِكَ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَهُ لِأَنَّهُ لَا يَقُومُ الْأَنْبِيَاءُ وَ الرُّسُلُ وَ الْمُحَدَّثُونَ إِلَّا أَنْ تَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةٌ بِمَا يَأْتِيهِمْ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مَعَ الْحُجَّةِ الَّتِي يَأْتِيهِمْ بِهَا جَبْرَئِيلُ{{ع}}...}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵۰.</ref>.  


نتیجه‌ای که از مجموع این [[خانواده]] [[حدیثی]] به دست می‌آید، آن است که یکی از مهم‌ترین رخدادهای [[شب قدر]]، علم‌آوری [[فرشتگان]] از سوی [[خداوند]] برای [[امام]] است و در این شب، [[علوم]] بی‌کرانی بر [[علوم امام]] افزوده می‌شود<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶؛ [[ابراهیم امینی|امینی، ابراهیم]]، [[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]، ص ۲۸۷؛ [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[ملائکه و دیدار با امامان (مقاله)|ملائکه و دیدار با امامان]]، ماهنامه پاسداران اسلام، ش ۲۴۸؛ [[محمد باقر تحریری|تحریری، محمد باقر]]، [[جلوه‌های لاهوتی (کتاب)|جلوه‌های لاهوتی]]، ج ۱، ص ۱۳۹؛ [[عسکری امام‌خان|امام‌خان، عسکری]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایان‌نامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]، فصل پنجم؛ [[محمد زمان رستمی|رستمی، محمد زمان]] و [[طاهره آل‌بویه]]، [[علم امام ۲ (کتاب)|علم امام]]؛ [[محمد حسن نادم]] و [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص ۶۱.</ref>.
نتیجه‌ای که از مجموع این [[خانواده]] [[حدیثی]] به دست می‌آید، آن است که یکی از مهم‌ترین رخدادهای [[شب قدر]]، علم‌آوری [[فرشتگان]] از سوی [[خداوند]] برای [[امام]] است و در این شب، [[علوم]] بی‌کرانی بر [[علوم امام]] افزوده می‌شود<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶؛ [[ابراهیم امینی|امینی، ابراهیم]]، [[بررسی مسائل کلی امامت (کتاب)|بررسی مسائل کلی امامت]]، ص ۲۸۷؛ [[سید احمد خاتمی|خاتمی، سید احمد]]، [[ملائکه و دیدار با امامان (مقاله)|ملائکه و دیدار با امامان]]، ماهنامه پاسداران اسلام، ش ۲۴۸؛ [[محمد باقر تحریری|تحریری، محمد باقر]]، [[جلوه‌های لاهوتی (کتاب)|جلوه‌های لاهوتی]]، ج ۱، ص ۱۳۹؛ [[عسکری امام‌خان|امام‌خان، عسکری]]، [[منشأ و قلمرو علم امام (پایان‌نامه)|منشأ و قلمرو علم امام]]، فصل پنجم؛ [[محمد زمان رستمی|رستمی، محمد زمان]] و [[طاهره آل‌بویه]]، [[علم امام ۲ (کتاب)|علم امام]]؛ [[محمد حسن نادم]] و [[سید ابراهیم افتخاری]]، [[منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد (مقاله)|منابع علم امام از نگاه متکلمان قم و بغداد]]، ص ۶۱.</ref>.
خط ۱۲۵: خط ۱۲۵:
#در [[زیارت]] “آل یاسین” خطاب به [[امام زمان]]{{ع}} عرضه می‌داریم: {{متن حدیث|...السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ أَيُّهَا الْعَلَمُ‏ الْمَنْصُوبُ‏ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ...}}؛ "... [[سلام]] بر تو ای [[پرچم]] برافراشته و ای [عالم به] [[علمی]] [که همواره برای تو از سوی [[پروردگار]]] ریخته می‌شود"<ref>طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج۲، ص۴۹۲؛ ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص۵۶۸.</ref>.  در این فراز از زیارت، آن حضرت عالِم به علمی معرفی شده‌اند که مصبوب است. این بدان معناست که در [[طول عمر]] [[مبارک]] امام زمان، دائماً [[علم]] به ایشان رسیده و خواهد رسید. این همان [[ازدیاد علم]] است که در طول صدها سال برای ایشان تحقق یافته است.  
#در [[زیارت]] “آل یاسین” خطاب به [[امام زمان]]{{ع}} عرضه می‌داریم: {{متن حدیث|...السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ أَيُّهَا الْعَلَمُ‏ الْمَنْصُوبُ‏ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ...}}؛ "... [[سلام]] بر تو ای [[پرچم]] برافراشته و ای [عالم به] [[علمی]] [که همواره برای تو از سوی [[پروردگار]]] ریخته می‌شود"<ref>طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج۲، ص۴۹۲؛ ابن‌مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، ص۵۶۸.</ref>.  در این فراز از زیارت، آن حضرت عالِم به علمی معرفی شده‌اند که مصبوب است. این بدان معناست که در [[طول عمر]] [[مبارک]] امام زمان، دائماً [[علم]] به ایشان رسیده و خواهد رسید. این همان [[ازدیاد علم]] است که در طول صدها سال برای ایشان تحقق یافته است.  
#همین [[حقیقت]] در روایاتی دیگر با واژه “إفراغ العلم” بیان شده است: [[اسحاق قمی]] گزارش داده که از [[امام باقر]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، [[شأن]] و [[مقام]] والای [[امام]] تا چه اندازه است؟ حضرت فرمودند: "در شکم [[مادر]] می‌شنود. پس وقتی پای بر [[زمین]] نهاد، بر روی شانه راستش [این [[آیه]]] نوشته شده: {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}. آن‌گاه [[ستونی از نور]] نیز برای امام از زیر عمق [[عرش]] تا زمین کشیده می‌شود که [[اعمال]] [[بندگان]] را در آن می‌بیند. سپس ستون دیگری از نزد [[خداوند]] تا گوش امام منشعب می‌شود تا هرگاه [[نیازمند]] افزودنی‌ای بود، [[علم]] از آنجا به گوش امام ریخته شود<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْقُمِّيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا قَدْرُ الْإِمَامِ قَالَ يَسْمَعُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَصَلَ‏ إِلَى‏ الْأَرْضِ‏ كَانَ‏ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ مَكْتُوباً {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}، ثُمَّ يَبْعَثُ أَيْضاً لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ تَحْتَ بُطْنَانِ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ يَرَى فِيهِ أَعْمَالَ الْخَلَائِقِ كُلَّهَا ثُمَّ يَتَشَعَّبُ لَهُ عَمُودٌ آخَرُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِلَى أُذُنِ الْإِمَامِ كُلَّمَا احْتَاجَ إِلَى مَزْيَدٍ أُفْرِغَ فِيهِ إِفْرَاغاً}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>. {{عربی|افراغ الماء}} نیز همانند {{متن حدیث|صَبِّ‏ الْمَاءِ}} به معنای ریختن آب از بالا به پایین است<ref>ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۹۳.</ref>.  
#همین [[حقیقت]] در روایاتی دیگر با واژه “إفراغ العلم” بیان شده است: [[اسحاق قمی]] گزارش داده که از [[امام باقر]]{{ع}} پرسیدم: فدایت شوم، [[شأن]] و [[مقام]] والای [[امام]] تا چه اندازه است؟ حضرت فرمودند: "در شکم [[مادر]] می‌شنود. پس وقتی پای بر [[زمین]] نهاد، بر روی شانه راستش [این [[آیه]]] نوشته شده: {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}. آن‌گاه [[ستونی از نور]] نیز برای امام از زیر عمق [[عرش]] تا زمین کشیده می‌شود که [[اعمال]] [[بندگان]] را در آن می‌بیند. سپس ستون دیگری از نزد [[خداوند]] تا گوش امام منشعب می‌شود تا هرگاه [[نیازمند]] افزودنی‌ای بود، [[علم]] از آنجا به گوش امام ریخته شود<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْقُمِّيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا قَدْرُ الْإِمَامِ قَالَ يَسْمَعُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَصَلَ‏ إِلَى‏ الْأَرْضِ‏ كَانَ‏ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ مَكْتُوباً {{متن قرآن|وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}، ثُمَّ يَبْعَثُ أَيْضاً لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ تَحْتَ بُطْنَانِ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ يَرَى فِيهِ أَعْمَالَ الْخَلَائِقِ كُلَّهَا ثُمَّ يَتَشَعَّبُ لَهُ عَمُودٌ آخَرُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِلَى أُذُنِ الْإِمَامِ كُلَّمَا احْتَاجَ إِلَى مَزْيَدٍ أُفْرِغَ فِيهِ إِفْرَاغاً}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲.</ref>. {{عربی|افراغ الماء}} نیز همانند {{متن حدیث|صَبِّ‏ الْمَاءِ}} به معنای ریختن آب از بالا به پایین است<ref>ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۴۹۳.</ref>.  
#[[اسحاق حریری]] [یا جریری] نیز گفته که نزد [[امام صادق]]{{ع}} بودم؛ شنیدم که می‌فرمود: "قطعاً خداوند ستونی از نور دارد که آن را از همه آفریده‌ها پنهان داشته است. یک سر آن نزد [[خدا]]ست و سر دیگران در گوش امام است. در نتیجه هر گاه چیزی را [[اراده]] کند، بلافاصله آن را در گوش امام [[وحی]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْحَرِيرِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ عَمُوداً مِنْ نُورٍ حَجَبَهُ اللَّهُ عَنْ جَمِيعِ‏ الْخَلَائِقِ‏ طَرَفُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ وَ طَرَفُهُ الْآخَرُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ شَيْئاً أَوْحَاهُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۳۹.</ref>. در این [[احادیث]] تصریح شده که هرگاه [[امام]] [[نیازمند]] [[افزایش علم]] باشد یا [[خداوند]] بخواهد، آن را در [[گوش]] [[مبارک]] امام می‌ریزد<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶.</ref>.
# [[اسحاق حریری]] [یا جریری] نیز گفته که نزد [[امام صادق]]{{ع}} بودم؛ شنیدم که می‌فرمود: "قطعاً خداوند ستونی از نور دارد که آن را از همه آفریده‌ها پنهان داشته است. یک سر آن نزد [[خدا]]ست و سر دیگران در گوش امام است. در نتیجه هر گاه چیزی را [[اراده]] کند، بلافاصله آن را در گوش امام [[وحی]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْحَرِيرِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ عَمُوداً مِنْ نُورٍ حَجَبَهُ اللَّهُ عَنْ جَمِيعِ‏ الْخَلَائِقِ‏ طَرَفُهُ‏ عِنْدَ اللَّهِ وَ طَرَفُهُ الْآخَرُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ شَيْئاً أَوْحَاهُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۳۹.</ref>. در این [[احادیث]] تصریح شده که هرگاه [[امام]] [[نیازمند]] [[افزایش علم]] باشد یا [[خداوند]] بخواهد، آن را در [[گوش]] [[مبارک]] امام می‌ریزد<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶.</ref>.
                  
                  
====احادیث چشمه جوشان====
====احادیث چشمه جوشان====
خط ۱۳۶: خط ۱۳۶:
#مِسمَع کِرْدِین که از [[بیماری]] گوارشی [[رنج]] می‌برد و به همین خاطر سعی می‌کرد در طول شبانه [[روز]] یک [[وعده]] بیشتر [[غذا]] نخورد، می‌گوید: من هرگاه نزد [[امام صادق]]{{ع}} غذا می‌خوردم، بیماری‌ام عود نمی‌کرد و به من آزاری نمی‌رساند. وقتی این را به [[امام]] عرض کردم، ایشان فرمودند: "ای اباسیار، تو غذای گروه صالحی را می‌خوری که [[فرشتگان]] با آنان، روی فرششان [[مصافحه]] می‌کنند. عرض کردم: برای شما آشکار هم می‌شوند؟ حضرت دست خود را بر یکی از کودکانش کشید و فرمود: آنان نسبت به [[کودکان]] ما از خود ما مهربان‌ترند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ مِسْمَعٍ كِرْدِينٍ الْبَصْرِيِّ قَالَ:... فَقَالَ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّكَ تَأْكُلُ طَعَامَ قَوْمٍ‏ صَالِحِينَ‏ تُصَافِحُهُمُ الْمَلَائِكَةُ عَلَى فُرُشِهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ يَظْهَرُونَ لَكُمْ قَالَ فَمَسَحَ يَدَهُ عَلَى بَعْضِ صِبْيَانِهِ فَقَالَ هُمْ أَلْطَفُ بِصِبْيَانِنَا مِنَّا بِهِمْ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۹۳.</ref>.  
#مِسمَع کِرْدِین که از [[بیماری]] گوارشی [[رنج]] می‌برد و به همین خاطر سعی می‌کرد در طول شبانه [[روز]] یک [[وعده]] بیشتر [[غذا]] نخورد، می‌گوید: من هرگاه نزد [[امام صادق]]{{ع}} غذا می‌خوردم، بیماری‌ام عود نمی‌کرد و به من آزاری نمی‌رساند. وقتی این را به [[امام]] عرض کردم، ایشان فرمودند: "ای اباسیار، تو غذای گروه صالحی را می‌خوری که [[فرشتگان]] با آنان، روی فرششان [[مصافحه]] می‌کنند. عرض کردم: برای شما آشکار هم می‌شوند؟ حضرت دست خود را بر یکی از کودکانش کشید و فرمود: آنان نسبت به [[کودکان]] ما از خود ما مهربان‌ترند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ مِسْمَعٍ كِرْدِينٍ الْبَصْرِيِّ قَالَ:... فَقَالَ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّكَ تَأْكُلُ طَعَامَ قَوْمٍ‏ صَالِحِينَ‏ تُصَافِحُهُمُ الْمَلَائِكَةُ عَلَى فُرُشِهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ يَظْهَرُونَ لَكُمْ قَالَ فَمَسَحَ يَدَهُ عَلَى بَعْضِ صِبْيَانِهِ فَقَالَ هُمْ أَلْطَفُ بِصِبْيَانِنَا مِنَّا بِهِمْ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۹۳.</ref>.  
#{{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْيَسَعِ قَالَ: دَخَلَ حُمْرَانُ بْنُ أَعْيَنَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} وَ قَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَبْلُغُنَا أَنَّ الْمَلَائِكَةَ تَنْزِلُ عَلَيْكُمْ فَقَالَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ وَ اللَّهِ لَتَنْزِلُ عَلَيْنَا تَطَأُ فَرَشْنَا أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ تَعَالَى‏...؟!}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۹۱.</ref>.  
#{{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْيَسَعِ قَالَ: دَخَلَ حُمْرَانُ بْنُ أَعْيَنَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} وَ قَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَبْلُغُنَا أَنَّ الْمَلَائِكَةَ تَنْزِلُ عَلَيْكُمْ فَقَالَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ وَ اللَّهِ لَتَنْزِلُ عَلَيْنَا تَطَأُ فَرَشْنَا أَ مَا تَقْرَأُ كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ تَعَالَى‏...؟!}}<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۹۱.</ref>.  
# ابوالیسع گزارش می‌دهد که [[حمران بن اعین]] به [[خدمت]] [[امام باقر]]{{ع}} رسید و پرسید: فدایت شوم، به ما خبر رسیده که ملائکه همیشه بر شما نازل می‌شوند. [آیا این خبر را [[تأیید]] می‌کنید؟] حضرت فرمودند: به [[خدا]] قسم شکی نیست که قطعاً ملائکه بر ما نازل شده و قدم روی فرش‌های ما می‌نهند. آیا [[قرآن]]، [[کتاب الهی]] را نخوانده‌ای [که فرمود:] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>.<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتُزَاحِمُنَا وَ إِنَّا لَنَأْخُذُ مِنْ زَغَبِهِمْ فَنَجْعَلُهُ‏ سِخَاباً لِأَوْلَادِنَا}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۹۳.</ref>. [[ابوحمزه]] گزارش می‌دهد که [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: "[از بس تعداد فرشتگانی که نزد ما حاضر می‌شوند، زیاد است] [[فرشتگان]] جا را بر ما تنگ می‌کنند [در اثر رفت و آمد زیادی که فرشتگان در [[منزل]] ما دارند، پرهای آنان در [[خانه]] ما می‌ریزد] و ما از پر فرشتگان برگرفته و گردن‌بند برای [[فرزندان]] خود درست می‌کنیم".
# ابوالیسع گزارش می‌دهد که [[حمران بن اعین]] به [[خدمت]] [[امام باقر]]{{ع}} رسید و پرسید: فدایت شوم، به ما خبر رسیده که ملائکه همیشه بر شما نازل می‌شوند. [آیا این خبر را [[تأیید]] می‌کنید؟] حضرت فرمودند: به [[خدا]] قسم شکی نیست که قطعاً ملائکه بر ما نازل شده و قدم روی فرش‌های ما می‌نهند. آیا [[قرآن]]، [[کتاب الهی]] را نخوانده‌ای [که فرمود:] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref><ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: إِنَّ الْمَلَائِكَةَ لَتُزَاحِمُنَا وَ إِنَّا لَنَأْخُذُ مِنْ زَغَبِهِمْ فَنَجْعَلُهُ‏ سِخَاباً لِأَوْلَادِنَا}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۹۳.</ref>. [[ابوحمزه]] گزارش می‌دهد که [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: "[از بس تعداد فرشتگانی که نزد ما حاضر می‌شوند، زیاد است] [[فرشتگان]] جا را بر ما تنگ می‌کنند [در اثر رفت و آمد زیادی که فرشتگان در [[منزل]] ما دارند، پرهای آنان در [[خانه]] ما می‌ریزد] و ما از پر فرشتگان برگرفته و گردن‌بند برای [[فرزندان]] خود درست می‌کنیم".


در اینجا این سؤال مطرح است که [[ملائکه]] به چه [[انگیزه]] و با چه مأموریتی بر [[امام]] وارد می‌شوند؟ ممکن است این ورود به [[جهت]] [[زیارت]] امام، روشن شدن [[فضیلت]] امام نسبت به دیگران، [[تسلیت]] و دل‌داری دادن به امام، کمک به امام، تبرک‌جویی از امام، محافظت از امام یا مأموریت‌های دیگری باشد. همان طور که [[مشاهده]] شد، سه [[حدیث]] گذشته و نیز گروهی از این [[خانواده]] [[حدیثی]]، از این جهت مطلق‌اند و [[مأموریت]] ملائکه در آنها مشخص نشده است. برخی دیگر اما، شرفیابی ملائکه به [[محضر امام]] را به خبر آوردن برای امام قید می‌زنند. به این دو حدیث دقت کنید:
در اینجا این سؤال مطرح است که [[ملائکه]] به چه [[انگیزه]] و با چه مأموریتی بر [[امام]] وارد می‌شوند؟ ممکن است این ورود به [[جهت]] [[زیارت]] امام، روشن شدن [[فضیلت]] امام نسبت به دیگران، [[تسلیت]] و دل‌داری دادن به امام، کمک به امام، تبرک‌جویی از امام، محافظت از امام یا مأموریت‌های دیگری باشد. همان طور که [[مشاهده]] شد، سه [[حدیث]] گذشته و نیز گروهی از این [[خانواده]] [[حدیثی]]، از این جهت مطلق‌اند و [[مأموریت]] ملائکه در آنها مشخص نشده است. برخی دیگر اما، شرفیابی ملائکه به [[محضر امام]] را به خبر آوردن برای امام قید می‌زنند. به این دو حدیث دقت کنید:
#[[علی بن ابی حمزه]] می‌گوید: از [[امام کاظم]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: "هر فرشته‌ای که [[خداوند]] برای امری او را به [[زمین]] فرو می‌فرستد، او را فرو نمی‌فرستد، جز آنکه ابتدا نزد امام آید و آن امر را به او عرض کند و اساساً رفت و آمد ملائکه از نزد [[خدای تبارک و تعالی]] به سوی [[امام]] است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ{{ع}} قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ مَا مِنْ مَلَكٍ يُهْبِطُهُ اللَّهُ فِي أَمْرٍ مَا يُهْبِطُهُ إِلَّا بَدَأَ بِالْإِمَامِ فَعَرَضَ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ إِنَّ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَى صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۹۴.</ref>.  
# [[علی بن ابی حمزه]] می‌گوید: از [[امام کاظم]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: "هر فرشته‌ای که [[خداوند]] برای امری او را به [[زمین]] فرو می‌فرستد، او را فرو نمی‌فرستد، جز آنکه ابتدا نزد امام آید و آن امر را به او عرض کند و اساساً رفت و آمد ملائکه از نزد [[خدای تبارک و تعالی]] به سوی [[امام]] است"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ{{ع}} قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ مَا مِنْ مَلَكٍ يُهْبِطُهُ اللَّهُ فِي أَمْرٍ مَا يُهْبِطُهُ إِلَّا بَدَأَ بِالْإِمَامِ فَعَرَضَ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ إِنَّ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَى صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۳۹۴.</ref>.  
#عبدالله بن بکر أرجانی که [[امام صادق]]{{ع}} را در [[راه]] [[مدینه]] به [[مکه]] [[همراهی]] می‌کرد، در بین [[حدیث]] پردامنه‌ای که از آن امام شنیده بود، می‌گوید: حضرت فرمود: "ای پسر بَکر، قلب‌های ما غیر از قلب‌های [[مردم]] است؛ چراکه ما اطاعت‌کننده، [[خالص]] و [[برگزیده]] هستیم. ما چیزی را می‌بینیم که مردم نمی‌بینند و چیزی را می‌شنویم که مردم نمی‌شنوند و قطعاً [[ملائکه]] در [مسافرت‌ها در] جهاز شتر و با روبُنه [[سفر]] بر ما فرود می‌آیند و [نیز در [[خانه‌ها]]] روی فرش‌هایمان می‌گردند و هنگام [[غذا خوردن]] ما [[شاهد]] بوده و برای اموات ما نیز حضور پیدا می‌کنند. آنان همواره خبر رویداد هرچه قرار است اتفاق بیفتد را پیش از وقوع آن برای ما می‌آورند. آنان با ما [[نماز]] می‌گذارند و برای ما دعا می‌کنند و بال‌هایشان را روی ما می‌اندازند و [[کودکان]] ما روی بال‌های آنان می‌چرخند. آنان از آسیب زدن حشرات موذی به ما جلوگیری می‌کنند. آنان از ثمرات هر گیاهی که در [[زمین‌ها]] می‌روید، در فصل خودش برای ما می‌آورند و از آب هر زمینی ما را [[سیراب]] می‌کنند. ما این آب‌ها را در ظرف‌هایمان می‌یابیم. آنان هر [[روز]] و هر [[ساعت]] و در هر وقت نمازی ما را مطلع می‌کنند و هیچ شبی بر ما نمی‌گذرد، مگر آنکه [[اخبار]] هر [[زمین]] و آنچه در آن حادث می‌گردد، نزد ماست و اخبار [[جنیان]] و اخبار [[ملائکه]] که از اهالی هوا هستند، نزد ماست. هیچ [[پادشاهی]] در زمین نمی‌میرد و دیگری [[جانشین]] او می‌شود، مگر آنکه خبرش و چگونگی [[رفتار]] او با پیشینیانش را برای ما می‌آورند و هر یک از شش زمین تا زمین هفتم، خبرش برای ما آورده می‌شود"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَكْرٍ الْأَرَّجَانِيِّ قَالَ: صَحِبْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِي‏ طَرِيقِ‏ مَكَّةَ مِنَ‏ الْمَدِينَةِ... قَالَ يَا ابْنَ بَكْرٍ إِنَّ قُلُوبَنَا غَيْرُ قُلُوبِ النَّاسِ إِنَّا مُطِيعُونَ مُصَفَّوْنَ مُصْطَفَوْنَ نَرَى مَا لَا يَرَى النَّاسُ وَ نَسْمَعُ مَا لَا يَسْمَعُ النَّاسُ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَنْزِلُ عَلَيْنَا فِي رِحَالِنَا وَ تَتَقَلَّبُ فِي فُرُشِنَا وَ تَشْهَدُ طَعَامَنَا وَ تَحْضُرُ مَوْتَانَا وَ تَأْتِينَا بِأَخْبَارِ مَا يَحْدُثُ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ وَ تُصَلِّي مَعَنَا وَ تَدْعُو لَنَا وَ تُلْقِي عَلَيْنَا أَجْنِحَتَهَا وَ تَتَقَلَّبُ عَلَى‏ أَجْنِحَتِهَا صِبْيَانُنَا وَ تَمْنَعُ الدَّوَابَّ أَنْ تَصِلَ إِلَيْنَا وَ تَأْتِينَا مِمَّا فِي الْأَرَضِينَ مِنْ كُلِّ نَبَاتٍ فِي زَمَانِهِ وَ تَسْقِينَا مِنْ مَاءِ كُلِّ أَرْضٍ نَجِدُ ذَلِكَ فِي آنِيَتِنَا وَ مَا مِنْ يَوْمٍ وَ لَا سَاعَةٍ وَ لَا وَقْتِ صَلَاةٍ إِلَّا وَ هِيَ تَتَهَيَّأُ لَهَا وَ مَا مِنْ لَيْلَةٍ تَأْتِي عَلَيْنَا إِلَّا وَ أَخْبَارُ كُلِّ أَرْضٍ عِنْدَنَا وَ مَا يَحْدُثُ فِيهَا وَ أَخْبَارُ الْجِنِّ وَ أَخْبَارُ أَهْلِ الْهَوَى مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ مَا مِنْ مَلِكٍ يَمُوتُ فِي الْأَرْضِ وَ يَقُومُ غَيْرُهُ إِلَّا أَتَانَا خَبَرُهُ وَ كَيْفَ سِيرَتُهُ فِي الَّذِينَ قَبْلَهُ وَ مَا مِنْ أَرْضٍ مِنْ سِتَّةِ أَرَضِينَ إِلَى السَّابِعَةِ إِلَّا وَ نَحْنُ نُؤْتَى بِخَبَرِهِمْ...}}؛ ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۳۲۷.</ref>.
#عبدالله بن بکر أرجانی که [[امام صادق]]{{ع}} را در [[راه]] [[مدینه]] به [[مکه]] [[همراهی]] می‌کرد، در بین [[حدیث]] پردامنه‌ای که از آن امام شنیده بود، می‌گوید: حضرت فرمود: "ای پسر بَکر، قلب‌های ما غیر از قلب‌های [[مردم]] است؛ چراکه ما اطاعت‌کننده، [[خالص]] و [[برگزیده]] هستیم. ما چیزی را می‌بینیم که مردم نمی‌بینند و چیزی را می‌شنویم که مردم نمی‌شنوند و قطعاً [[ملائکه]] در [مسافرت‌ها در] جهاز شتر و با روبُنه [[سفر]] بر ما فرود می‌آیند و [نیز در [[خانه‌ها]]] روی فرش‌هایمان می‌گردند و هنگام [[غذا خوردن]] ما [[شاهد]] بوده و برای اموات ما نیز حضور پیدا می‌کنند. آنان همواره خبر رویداد هرچه قرار است اتفاق بیفتد را پیش از وقوع آن برای ما می‌آورند. آنان با ما [[نماز]] می‌گذارند و برای ما دعا می‌کنند و بال‌هایشان را روی ما می‌اندازند و [[کودکان]] ما روی بال‌های آنان می‌چرخند. آنان از آسیب زدن حشرات موذی به ما جلوگیری می‌کنند. آنان از ثمرات هر گیاهی که در [[زمین‌ها]] می‌روید، در فصل خودش برای ما می‌آورند و از آب هر زمینی ما را [[سیراب]] می‌کنند. ما این آب‌ها را در ظرف‌هایمان می‌یابیم. آنان هر [[روز]] و هر [[ساعت]] و در هر وقت نمازی ما را مطلع می‌کنند و هیچ شبی بر ما نمی‌گذرد، مگر آنکه [[اخبار]] هر [[زمین]] و آنچه در آن حادث می‌گردد، نزد ماست و اخبار [[جنیان]] و اخبار [[ملائکه]] که از اهالی هوا هستند، نزد ماست. هیچ [[پادشاهی]] در زمین نمی‌میرد و دیگری [[جانشین]] او می‌شود، مگر آنکه خبرش و چگونگی [[رفتار]] او با پیشینیانش را برای ما می‌آورند و هر یک از شش زمین تا زمین هفتم، خبرش برای ما آورده می‌شود"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَكْرٍ الْأَرَّجَانِيِّ قَالَ: صَحِبْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِي‏ طَرِيقِ‏ مَكَّةَ مِنَ‏ الْمَدِينَةِ... قَالَ يَا ابْنَ بَكْرٍ إِنَّ قُلُوبَنَا غَيْرُ قُلُوبِ النَّاسِ إِنَّا مُطِيعُونَ مُصَفَّوْنَ مُصْطَفَوْنَ نَرَى مَا لَا يَرَى النَّاسُ وَ نَسْمَعُ مَا لَا يَسْمَعُ النَّاسُ وَ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَنْزِلُ عَلَيْنَا فِي رِحَالِنَا وَ تَتَقَلَّبُ فِي فُرُشِنَا وَ تَشْهَدُ طَعَامَنَا وَ تَحْضُرُ مَوْتَانَا وَ تَأْتِينَا بِأَخْبَارِ مَا يَحْدُثُ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ وَ تُصَلِّي مَعَنَا وَ تَدْعُو لَنَا وَ تُلْقِي عَلَيْنَا أَجْنِحَتَهَا وَ تَتَقَلَّبُ عَلَى‏ أَجْنِحَتِهَا صِبْيَانُنَا وَ تَمْنَعُ الدَّوَابَّ أَنْ تَصِلَ إِلَيْنَا وَ تَأْتِينَا مِمَّا فِي الْأَرَضِينَ مِنْ كُلِّ نَبَاتٍ فِي زَمَانِهِ وَ تَسْقِينَا مِنْ مَاءِ كُلِّ أَرْضٍ نَجِدُ ذَلِكَ فِي آنِيَتِنَا وَ مَا مِنْ يَوْمٍ وَ لَا سَاعَةٍ وَ لَا وَقْتِ صَلَاةٍ إِلَّا وَ هِيَ تَتَهَيَّأُ لَهَا وَ مَا مِنْ لَيْلَةٍ تَأْتِي عَلَيْنَا إِلَّا وَ أَخْبَارُ كُلِّ أَرْضٍ عِنْدَنَا وَ مَا يَحْدُثُ فِيهَا وَ أَخْبَارُ الْجِنِّ وَ أَخْبَارُ أَهْلِ الْهَوَى مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ مَا مِنْ مَلِكٍ يَمُوتُ فِي الْأَرْضِ وَ يَقُومُ غَيْرُهُ إِلَّا أَتَانَا خَبَرُهُ وَ كَيْفَ سِيرَتُهُ فِي الَّذِينَ قَبْلَهُ وَ مَا مِنْ أَرْضٍ مِنْ سِتَّةِ أَرَضِينَ إِلَى السَّابِعَةِ إِلَّا وَ نَحْنُ نُؤْتَى بِخَبَرِهِمْ...}}؛ ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۳۲۷.</ref>.


شکی نیست که یکی از جهات باریابی ملائکه به [[محضر امام]]، علم‌آوری آنان از طرف [[خدای متعال]] برای ایشان است و این [[مأموریت]]، از [[روایات]] دیگر به خوبی استفاده می‌شود. پس در پایین‌ترین حالت می‌توان گفت، هر گاه از بین [[انگیزه‌ها]] و مأموریت‌های مختلف، ملائکه با مأموریت علم‌آوری بر [[امام]] وارد شدند، [[ازدیاد علم]] برای امام تحقق می‌یابد. در این صورت [[احادیث]] یاد شده دلالت بر مطلوب داشته و مرتبط با رویداد [[تحدیث]] می‌شود<ref>باید توجه داشت که در هر حال، این دسته از احادیث، گروهی متفاوت نسبت به احادیث تحدیث هستند.</ref>. به نظر می‌رسد، از همین رو مرحوم صفار و [[کلینی]]، هردو، قید “آوردن [[علم]] برای امام” را در عنوان باب گنجانده‌اند<ref>{{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ تَدْخُلُ‏ الْمَلَائِكَةُ بُيُوتَهُمْ‏ وَ تَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ تَأْتِيهِمْ بِالْأَخْبَارِ}}؛ این باب درباره روایاتی است که بیان می‌دارد، ملائکه به خانه‌های امامان داخل می‌شوند و روی فرش‌های آنان گام می‌نهند و برای آنان خبرها را می‌آورند؛ ر.ک: صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۹۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۹۳.</ref>.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶.</ref>
شکی نیست که یکی از جهات باریابی ملائکه به [[محضر امام]]، علم‌آوری آنان از طرف [[خدای متعال]] برای ایشان است و این [[مأموریت]]، از [[روایات]] دیگر به خوبی استفاده می‌شود. پس در پایین‌ترین حالت می‌توان گفت، هر گاه از بین [[انگیزه‌ها]] و مأموریت‌های مختلف، ملائکه با مأموریت علم‌آوری بر [[امام]] وارد شدند، [[ازدیاد علم]] برای امام تحقق می‌یابد. در این صورت [[احادیث]] یاد شده دلالت بر مطلوب داشته و مرتبط با رویداد [[تحدیث]] می‌شود<ref>باید توجه داشت که در هر حال، این دسته از احادیث، گروهی متفاوت نسبت به احادیث تحدیث هستند.</ref>. به نظر می‌رسد، از همین رو مرحوم صفار و [[کلینی]]، هردو، قید “آوردن [[علم]] برای امام” را در عنوان باب گنجانده‌اند<ref>{{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ تَدْخُلُ‏ الْمَلَائِكَةُ بُيُوتَهُمْ‏ وَ تَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ تَأْتِيهِمْ بِالْأَخْبَارِ}}؛ این باب درباره روایاتی است که بیان می‌دارد، ملائکه به خانه‌های امامان داخل می‌شوند و روی فرش‌های آنان گام می‌نهند و برای آنان خبرها را می‌آورند؛ ر.ک: صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۹۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۳۹۳.</ref><ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶.</ref>


====[[احادیث]] [[عمود نور]]====
====[[احادیث]] [[عمود نور]]====
خط ۱۴۹: خط ۱۴۹:
در برخی از [[روایات]] مجموعه [[احادیث]] [[عمود نور]]، به [[صراحت]] از برافراشته شدن [[عمود]] دیگری برای امام سخن گفته شده که یک سر آن نزد [[خدای متعال]] و سر دیگران در [[گوش]] [[مبارک]] امام است تا هرگاه امام [[نیازمند]] ازدیاد بود، برای او علم مورد نیاز ریخته شود<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲، ح۶.</ref>.
در برخی از [[روایات]] مجموعه [[احادیث]] [[عمود نور]]، به [[صراحت]] از برافراشته شدن [[عمود]] دیگری برای امام سخن گفته شده که یک سر آن نزد [[خدای متعال]] و سر دیگران در [[گوش]] [[مبارک]] امام است تا هرگاه امام [[نیازمند]] ازدیاد بود، برای او علم مورد نیاز ریخته شود<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۴۲، ح۶.</ref>.


از سویی دیگر، [[آیات]] و احادیثی در دست داریم که روی “عَرضه اعمال اُمت بر امام، تأکید دارد؛ نگاه کنید: [[روایت]] شده که قطعاً هر [[روز]] اعمال بندگان، چه بندگان [[نیکوکار]] و چه بندگان [[بدکردار]]، بر [[رسول الله]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} عرضه خواهد شد. پس مواظب باشید [کار ناشایستی انجام ندهید]؛ و این سخن [[خدا]] است که فرمود: {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ...}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید.».. سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref>.<ref>{{متن حدیث|وَ رُوِيَ‏ أَنَّ أَعْمَالَ‏ الْعِبَادِ تُعْرَضُ‏ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ{{عم}} كُلَّ يَوْمٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا فَاحْذَرُوا وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}} {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ...}}؛ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۸.</ref>.
از سویی دیگر، [[آیات]] و احادیثی در دست داریم که روی “عَرضه اعمال اُمت بر امام، تأکید دارد؛ نگاه کنید: [[روایت]] شده که قطعاً هر [[روز]] اعمال بندگان، چه بندگان [[نیکوکار]] و چه بندگان [[بدکردار]]، بر [[رسول الله]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} عرضه خواهد شد. پس مواظب باشید [کار ناشایستی انجام ندهید]؛ و این سخن [[خدا]] است که فرمود: {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ...}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید.».. سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref><ref>{{متن حدیث|وَ رُوِيَ‏ أَنَّ أَعْمَالَ‏ الْعِبَادِ تُعْرَضُ‏ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ{{عم}} كُلَّ يَوْمٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا فَاحْذَرُوا وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}} {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ...}}؛ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۸.</ref>.


به نظر می‌رسد بتوان این [[ادله]] را نیز به مجموعه [[احادیث]] [[عمود نور]] افزود؛ زیرا از یک سو در این ادله به بیان [[عرضه اعمال]] [[امت]] بر [[پیامبر]] و [[امام]] پرداخته شده و بر زمان‌های این رویداد، به ویژه پنج‌شنبه‌ها، تأکید شده است<ref>{{متن قرآن|يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لَا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}} «چون نزد آنان باز گردید، برای شما عذر می‌آورند؛ بگو عذر نیاورید که هرگز باورتان نخواهیم داشت؛ خداوند ما را از اخبار شما آگاه کرده است و به زودی خداوند و پیامبرش کردار شما را خواهند دید سپس به سوی دانای پنهان و آشکار برگردانده می‌شوید آنگاه او شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌گرداند» سوره توبه، آیه ۹۴؛ {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}} «و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید و به سوی داننده پنهان و آشکار بازگردانده خواهید شد و او شما را از آنچه انجام می‌داده‌اید آگاه خواهد ساخت» سوره توبه، آیه ۱۰۵؛ جمعی از اصحاب المه، الأصول الستة عشر، ص۲۳۷، ۲۴۰؛ اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، ص۱۶؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۲۴-۴۳۰، ۴۴۳-۴۴۵؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۲۷۷، ۳۰۴؛ کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر، ص۲۶۷؛ عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر، ج۲، ص۵۴-۵۵، ۱۰۸-۱۱۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰؛ ج۴، ص۹۴؛ ج۸، ص۲۵۴؛ ابن‌حیون، نعمان بن محمد، شرح الأخبار، ص۳۹۸؛ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۹۱؛ ج۲، ص۸۳؛ همو، خصال، ج۲، ص۳۹۰؛ همو، معانی الأخبار، ص۳۹۲، ۴۱۰-۴۱۱؛ همو، امالی، ص۵۶۳؛ همو، ثواب الأعمال، ص۸۰؛ همو، فضائل الشیعة، ص۱۸؛ همو، علل الشرایع، ج۲، ص۳۸۱؛ مفید، محمد بن محمد، امالی، ص۱۹۶؛ کراجکی، محمد بن علی، کنزالفوائد، ج۱، ص۳۰۷؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹، ۵۳۷.</ref>؛ نگاه کنید: از [[معلی بن خنیس]] گزارش رسیده که [[امام صادق]]{{ع}} درباره این سخن [[خداوند متعال]]: {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید» سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref> فرمود: این [[رسول الله]] و [[امامان]] هستند؛ چرا که هر [[پنج‌شنبه]] [[اعمال]] [[بندگان]] برایشان عرضه می‌شود.<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}} قَالَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ الْأَئِمَّةُ تُعْرَضُ‏ عَلَيْهِمْ‏ أَعْمَالُ‏ الْعِبَادِ كُلَّ خَمِيسٍ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۲۷.</ref>.
به نظر می‌رسد بتوان این [[ادله]] را نیز به مجموعه [[احادیث]] [[عمود نور]] افزود؛ زیرا از یک سو در این ادله به بیان [[عرضه اعمال]] [[امت]] بر [[پیامبر]] و [[امام]] پرداخته شده و بر زمان‌های این رویداد، به ویژه پنج‌شنبه‌ها، تأکید شده است<ref>{{متن قرآن|يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لَا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}} «چون نزد آنان باز گردید، برای شما عذر می‌آورند؛ بگو عذر نیاورید که هرگز باورتان نخواهیم داشت؛ خداوند ما را از اخبار شما آگاه کرده است و به زودی خداوند و پیامبرش کردار شما را خواهند دید سپس به سوی دانای پنهان و آشکار برگردانده می‌شوید آنگاه او شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه می‌گرداند» سوره توبه، آیه ۹۴؛ {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}} «و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید و به سوی داننده پنهان و آشکار بازگردانده خواهید شد و او شما را از آنچه انجام می‌داده‌اید آگاه خواهد ساخت» سوره توبه، آیه ۱۰۵؛ جمعی از اصحاب المه، الأصول الستة عشر، ص۲۳۷، ۲۴۰؛ اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، ص۱۶؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۲۴-۴۳۰، ۴۴۳-۴۴۵؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر، ج۱، ص۲۷۷، ۳۰۴؛ کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر، ص۲۶۷؛ عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر، ج۲، ص۵۴-۵۵، ۱۰۸-۱۱۰؛ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۱۹-۲۲۰؛ ج۴، ص۹۴؛ ج۸، ص۲۵۴؛ ابن‌حیون، نعمان بن محمد، شرح الأخبار، ص۳۹۸؛ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۹۱؛ ج۲، ص۸۳؛ همو، خصال، ج۲، ص۳۹۰؛ همو، معانی الأخبار، ص۳۹۲، ۴۱۰-۴۱۱؛ همو، امالی، ص۵۶۳؛ همو، ثواب الأعمال، ص۸۰؛ همو، فضائل الشیعة، ص۱۸؛ همو، علل الشرایع، ج۲، ص۳۸۱؛ مفید، محمد بن محمد، امالی، ص۱۹۶؛ کراجکی، محمد بن علی، کنزالفوائد، ج۱، ص۳۰۷؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۹، ۵۳۷.</ref>؛ نگاه کنید: از [[معلی بن خنیس]] گزارش رسیده که [[امام صادق]]{{ع}} درباره این سخن [[خداوند متعال]]: {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«و بگو (آنچه در سر دارید) انجام دهید، به زودی خداوند و پیامبرش و مؤمنان کار شما را خواهند دید» سوره توبه، آیه ۱۰۵.</ref> فرمود: این [[رسول الله]] و [[امامان]] هستند؛ چرا که هر [[پنج‌شنبه]] [[اعمال]] [[بندگان]] برایشان عرضه می‌شود.<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ {{متن قرآن|وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ}} قَالَ هُوَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ الْأَئِمَّةُ تُعْرَضُ‏ عَلَيْهِمْ‏ أَعْمَالُ‏ الْعِبَادِ كُلَّ خَمِيسٍ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائرالدرجات، ص۴۲۷.</ref>.
خط ۱۵۵: خط ۱۵۵:
و از سوی دیگر، بیشترین کاربری [[عمود نور]] هم برای دیدن اعمال بندگان است. حاصل [[ارتباط]] این دو دسته از [[احادیث]] آن است که در احادیث [[عرض اعمال]]، [[زمان]] [[عرضه اعمال]] بندگان مطرح شده و در احادیث عمود نور، ابزار دیدن آن بیان شده است. در کتاب [[جعفر بن محمد بن شریح حضرمی]] که از اصول اربعمائة است، از [[عبدالله بن طلحة نهدی]]، [[حدیثی]] نقل شده است که در جملات آغازین آن، سخن از [[ضرورت]] [[ازدیاد علم امام]] و در جملات پایانی آن، سخن از عرض اعمال در پنج‌شنبه است: [[عبدالله]] گفته که شنیدم، [[امام صادق]]{{ع}} به ذَریح که راجع به چگونگی [[علم امام]] سؤال کرده بود، فرمودند:... "ای ذَریح، [[آگاه]] باش به [[خدا]] قسم، چنان‌چه ما افزایش پیدا نکنیم، همه داشته‌هایمان از بین خواهد رفت". عبدالله می‌گوید: حضرت پس از گفتگویی راجع به نسبت [[افزایش علم امام]] و [[علم پیامبر]]{{صل}} فرمودند:... "آیا نشنیده‌ای که پدرم می‌فرمود: بدون [[شک]] [[اعمال]] [[بندگان]] هر [[پنج‌شنبه]] بر [[رسول الله]]{{صل}} عرضه می‌گردد...؟!"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ النَّهْدِيِّ قَالَ‏: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ- وَ سَأَلَهُ ذَرِيحٌ،... يَا ذَرِيحُ! أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ لَا أَنَّا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا... أَ وَ مَا سَمِعْتَ أَبِي يَقُولُ: إِنَّ‏ أَعْمَالَ‏ الْعِبَادِ تُعْرَضُ‏ عَلَى‏ رَسُولِ‏ اللَّهِ‏{{صل}} كُلَّ خَمِيسٍ...}}؛ جمعی از اصحاب ائمه، الأصول الستة عشر، ص۲۴۰.</ref>.
و از سوی دیگر، بیشترین کاربری [[عمود نور]] هم برای دیدن اعمال بندگان است. حاصل [[ارتباط]] این دو دسته از [[احادیث]] آن است که در احادیث [[عرض اعمال]]، [[زمان]] [[عرضه اعمال]] بندگان مطرح شده و در احادیث عمود نور، ابزار دیدن آن بیان شده است. در کتاب [[جعفر بن محمد بن شریح حضرمی]] که از اصول اربعمائة است، از [[عبدالله بن طلحة نهدی]]، [[حدیثی]] نقل شده است که در جملات آغازین آن، سخن از [[ضرورت]] [[ازدیاد علم امام]] و در جملات پایانی آن، سخن از عرض اعمال در پنج‌شنبه است: [[عبدالله]] گفته که شنیدم، [[امام صادق]]{{ع}} به ذَریح که راجع به چگونگی [[علم امام]] سؤال کرده بود، فرمودند:... "ای ذَریح، [[آگاه]] باش به [[خدا]] قسم، چنان‌چه ما افزایش پیدا نکنیم، همه داشته‌هایمان از بین خواهد رفت". عبدالله می‌گوید: حضرت پس از گفتگویی راجع به نسبت [[افزایش علم امام]] و [[علم پیامبر]]{{صل}} فرمودند:... "آیا نشنیده‌ای که پدرم می‌فرمود: بدون [[شک]] [[اعمال]] [[بندگان]] هر [[پنج‌شنبه]] بر [[رسول الله]]{{صل}} عرضه می‌گردد...؟!"<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ النَّهْدِيِّ قَالَ‏: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ- وَ سَأَلَهُ ذَرِيحٌ،... يَا ذَرِيحُ! أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ لَا أَنَّا نُزَادُ لَأَنْفَدْنَا... أَ وَ مَا سَمِعْتَ أَبِي يَقُولُ: إِنَّ‏ أَعْمَالَ‏ الْعِبَادِ تُعْرَضُ‏ عَلَى‏ رَسُولِ‏ اللَّهِ‏{{صل}} كُلَّ خَمِيسٍ...}}؛ جمعی از اصحاب ائمه، الأصول الستة عشر، ص۲۴۰.</ref>.


همان‌طور که [[مشاهده]] می‌کنید، امام صادق{{ع}} از [[ضرورت]] [[ازدیاد علم امام]]، به [[عرض اعمال]] رسیدند. این بدان معناست که میان افزایش علم امام و عرض اعمال، رابطه تنگاتنگی وجود دارد؛ به ویژه آنکه از لحاظ [[زمان]] [[افزایش علم]] و زمان عرض اعمال، تأکید ویژه‌ای بر پنج‌شنبه شده است؛ بدین ترتیب که یکی از زمان‌های شاخص عرض اعمال، ساعات پایانی [[روز]] پنج‌شنبه است و یکی از زمان‌های شاخص افزایش علم امام نیز [[شب جمعه]] در همان ساعات است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵۳-۲۵۴؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۰-۱۳۲.</ref>. [[شاهد]] دیگر بر [[همسویی]] و هم‌افزایی این دو دسته [[حدیثی]]، درج آن دو توسط برخی مانند مرحوم صفار و [[شیخ طوسی]]، در کنار یکدیگر است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۲۳-۴۶۶؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۷-۴۰۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶.</ref>
همان‌طور که [[مشاهده]] می‌کنید، امام صادق{{ع}} از [[ضرورت]] [[ازدیاد علم امام]]، به [[عرض اعمال]] رسیدند. این بدان معناست که میان افزایش علم امام و عرض اعمال، رابطه تنگاتنگی وجود دارد؛ به ویژه آنکه از لحاظ [[زمان]] [[افزایش علم]] و زمان عرض اعمال، تأکید ویژه‌ای بر پنج‌شنبه شده است؛ بدین ترتیب که یکی از زمان‌های شاخص عرض اعمال، ساعات پایانی [[روز]] پنج‌شنبه است و یکی از زمان‌های شاخص افزایش علم امام نیز [[شب جمعه]] در همان ساعات است<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵۳-۲۵۴؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۳۰-۱۳۲.</ref>. [[شاهد]] دیگر بر [[همسویی]] و هم‌افزایی این دو دسته [[حدیثی]]، درج آن دو توسط برخی مانند مرحوم صفار و [[شیخ طوسی]]، در کنار یکدیگر است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۲۳-۴۶۶؛ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۴۰۷-۴۰۹.</ref><ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶.</ref>


====[[احادیث]] [[وفات]] [[امام]] پیشین====
====[[احادیث]] [[وفات]] [[امام]] پیشین====
خط ۱۷۵: خط ۱۷۵:
در این احادیث می‌آموزیم که هر گاه امام بخواهد بر چیزی [[آگاهی]] یابد، [[علم لازم]] در اختیار او قرار می‌گیرد. به برخی از این احادیث بنگرید: ابو ربیع شامی گفته که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "بی‌شک هرگاه امام بخواهد، می‌داند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}‏ الْعَالِمُ إِذَا شَاءَ أَنْ‏ يَعْلَمَ‏ عَلِمَ‏}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref>. راجع به واژه پایانی ـ “عَلِمَ”ـ در حدیث شریف، [[اختلاف]] وجود دارد که آیا به صیغه معلوم و ثلاثی مجرد ـ “عَلِمَ” ـ قرائت شود و یا به صیغه مجهول و از باب تفعیل ـ “عُلِّمَ” ـ؟ نظر بیشتر تصحیح‌کنندگان [[نسخ]] و شارحان این [[خانواده]] [[حدیثی]] آن است که قرائت دوم صحیح است؛ بدین معنا که هرگاه امام بخواهد بر چیزی آگاهی یابد، علم لازم به او [[تعلیم]] داده می‌شود. این واژه تنها در یکی دو [[حدیث]] به کار گرفته شده و در بیشتر [[احادیث]] این باب تصریح شده است که در صورت [[مشیت]] [[امام]]، این [[خداوند]] است که [[علم لازم]] را به امام [[تعلیم]] می‌دهد. به یک نمونه توجه کنید: [[ابوعبیده]] مدائنی گفته که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "هرگاه امام [[اراده]] کند راجع به چیزی [[علم]] پیدا کند، خداوند علم آن را به امام تعلیم می‌دهد"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ‏ أَنْ‏ يَعْلَمَ‏ شَيْئاً أَعْلَمَهُ‏ اللَّهُ‏ ذَلِكَ‏}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref>. باید گفت این احادیث، قرینه بر [[صحت]] قرائت واژه “عُلِّمَ” به صیغه مجهول از باب تفعیل است.  
در این احادیث می‌آموزیم که هر گاه امام بخواهد بر چیزی [[آگاهی]] یابد، [[علم لازم]] در اختیار او قرار می‌گیرد. به برخی از این احادیث بنگرید: ابو ربیع شامی گفته که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "بی‌شک هرگاه امام بخواهد، می‌داند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}‏ الْعَالِمُ إِذَا شَاءَ أَنْ‏ يَعْلَمَ‏ عَلِمَ‏}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref>. راجع به واژه پایانی ـ “عَلِمَ”ـ در حدیث شریف، [[اختلاف]] وجود دارد که آیا به صیغه معلوم و ثلاثی مجرد ـ “عَلِمَ” ـ قرائت شود و یا به صیغه مجهول و از باب تفعیل ـ “عُلِّمَ” ـ؟ نظر بیشتر تصحیح‌کنندگان [[نسخ]] و شارحان این [[خانواده]] [[حدیثی]] آن است که قرائت دوم صحیح است؛ بدین معنا که هرگاه امام بخواهد بر چیزی آگاهی یابد، علم لازم به او [[تعلیم]] داده می‌شود. این واژه تنها در یکی دو [[حدیث]] به کار گرفته شده و در بیشتر [[احادیث]] این باب تصریح شده است که در صورت [[مشیت]] [[امام]]، این [[خداوند]] است که [[علم لازم]] را به امام [[تعلیم]] می‌دهد. به یک نمونه توجه کنید: [[ابوعبیده]] مدائنی گفته که [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "هرگاه امام [[اراده]] کند راجع به چیزی [[علم]] پیدا کند، خداوند علم آن را به امام تعلیم می‌دهد"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْمَدَائِنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِذَا أَرَادَ الْإِمَامُ‏ أَنْ‏ يَعْلَمَ‏ شَيْئاً أَعْلَمَهُ‏ اللَّهُ‏ ذَلِكَ‏}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref>. باید گفت این احادیث، قرینه بر [[صحت]] قرائت واژه “عُلِّمَ” به صیغه مجهول از باب تفعیل است.  


با توجه به این معنا، فاعل و تعلیم دهنده این علم به امام، کسی جز [[خدای متعال]] نیست. این تعلیم ـ که یا به واسطه [[فرشته]] است و یا خدای متعال مستقیماً به صورت [[نکت]] و [[نقر]]، علم لازم را به امام [[الهام]] می‌کند ـ همان [[افزایش علم امام]] است. نکته قابل اشاره این است که بر اساس این گروه [[حدیثی]]، رویداد [[ازدیاد علم امام]] جریانی دوسویه است. فرایند این رویداد گاه بنا به نیاز، درخواست و مشیت امام از سوی امام آغاز می‌گردد و گاه بنا به [[حکمت]]، اراده و [[مشیت خداوند]] از سوی خداوند آغاز می‌شود. برخی از گونه‌های حدیثی یاد شده، مانند همین گونه، نوع نخست را بیان می‌دارند و برخی از گونه‌ها، مانند احادیث [[شب قدر]]، قسم دوم را بیان می‌کنند. به این [[حدیث]] دقت کنید: [[اسحاق]] حریری [یا جریری] گفته که نزد امام صادق{{ع}} بودم؛ شنیدم که می‌فرمود: "قطعاً خداوند [[ستونی از نور]] دارد که آن را از همه آفریده‌ها پنهان داشته است. یک سر آن نزد [[خدا]]ست و سر دیگران در گوش [[امام]]. پس هر گاه [[خداوند]] چیزی را [[اراده]] کند، فوری آن را در گوش امام [[وحی]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْحَرِيرِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ عَمُوداً مِنْ‏ نُورٍ حَجَبَهُ‏ اللَّهُ‏ عَنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ طَرَفُهُ عِنْدَ اللَّهِ وَ طَرَفُهُ الْآخَرُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ شَيْئاً أَوْحَاهُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۳۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶.</ref>
با توجه به این معنا، فاعل و تعلیم دهنده این علم به امام، کسی جز [[خدای متعال]] نیست. این تعلیم ـ که یا به واسطه [[فرشته]] است و یا خدای متعال مستقیماً به صورت [[نکت]] و [[نقر]]، علم لازم را به امام [[الهام]] می‌کند ـ همان [[افزایش علم امام]] است. نکته قابل اشاره این است که بر اساس این گروه [[حدیثی]]، رویداد [[ازدیاد علم امام]] جریانی دوسویه است. فرایند این رویداد گاه بنا به نیاز، درخواست و مشیت امام از سوی امام آغاز می‌گردد و گاه بنا به [[حکمت]]، اراده و [[مشیت خداوند]] از سوی خداوند آغاز می‌شود. برخی از گونه‌های حدیثی یاد شده، مانند همین گونه، نوع نخست را بیان می‌دارند و برخی از گونه‌ها، مانند احادیث [[شب قدر]]، قسم دوم را بیان می‌کنند. به این [[حدیث]] دقت کنید: [[اسحاق]] حریری [یا جریری] گفته که نزد امام صادق{{ع}} بودم؛ شنیدم که می‌فرمود: "قطعاً خداوند [[ستونی از نور]] دارد که آن را از همه آفریده‌ها پنهان داشته است. یک سر آن نزد [[خدا]]ست و سر دیگران در گوش [[امام]]. پس هر گاه [[خداوند]] چیزی را [[اراده]] کند، فوری آن را در گوش امام [[وحی]] می‌کند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْحَاقَ الْحَرِيرِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ عَمُوداً مِنْ‏ نُورٍ حَجَبَهُ‏ اللَّهُ‏ عَنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ طَرَفُهُ عِنْدَ اللَّهِ وَ طَرَفُهُ الْآخَرُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ شَيْئاً أَوْحَاهُ فِي أُذُنِ الْإِمَامِ}}؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۴۳۹.</ref><ref>[[محمد تقی یارمحمدیان|یارمحمدیان، محمد تقی]]، [[ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت (کتاب)|ازدیاد علم امام از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص ۱۵۱-۱۸۶.</ref>


====[[احادیث]] رخداد [[ازدیاد علم]] به صورت عملی====
====[[احادیث]] رخداد [[ازدیاد علم]] به صورت عملی====
خط ۲۲۸: خط ۲۲۸:
پیش از این، در روایات این دو امام نقل شد که [[علوم الهی]] دو گونه‌اند: علومی که مختص [[ذات مقدس]] خداوندند؛ و علومی که [[خداوند]] به [[پیامبران]] و [[فرشتگان]] خود آموخته است. تمام [[علوم]] نوع دوم در [[اختیار]] ائمه{{عم}} قرار گرفته است<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، {{عربی|باب أن الأئمة{{عم}} یعلمون جمیع العلوم التی خرجت}}، ص۶۳۴؛ محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، {{عربی|باب فی الأئمة{{عم}} أنه صار إلیهم جمیع العلوم التی خرجت إلی الملائکة و الأنبیاء و أمر العالمین}}، ص۱۰۹.</ref>. روایاتی که ائمه{{عم}} را [[وارث]] [[علوم پیامبران]]{{عم}} و [[پیامبر اعظم]]{{صل}} معرفی می‌کنند نیز همین مطلب را می‌رسانند<ref>پیش از این در بحث فراگیری از پیامبر{{صل}} و امامان پیشین{{عم}}، به این روایات اشاره شد.</ref>. همچنین روایاتی از آن دو امام، به ویژه امام صادق{{ع}} نقل شده که ائمه{{عم}} به گذشته، [[آینده]]، [[آسمان‌ها]]، [[زمین]]، [[بهشت و جهنم]]، و خلاصه تمام امور - غیر از علومی که مختص [[ذات خداوند]] است - علم دارند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، {{متن حدیث|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ{{عم}} يَعْلَمُونَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ‌، وَ أَنَّهُ لَايَخْفى عَلَيْهِمُ الشَّيْ‌ءُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ}}، ص۶۴۸؛ محمدبن حسن صفار، بصائرالدرجات، {{عربی|باب في علم الأئمة بما في السماوات و الأرض و الجنة و النار و ما كان و ما هو كائن إلى يوم القيامة}}؛ ص۱۲۷. این روایات، مستفیض‌اند.</ref>. [[روایات]] [[مشاهده]] [[ملکوت آسمان‌ها و زمین]] توسط [[ائمه]]{{عم}} - که از [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} نیز نقل شده است- از دیگر مزیدات این دیدگاه است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۱۰۶-۱۰۷. روایات این موضوع، مستفیض‌اند.</ref>. از ظاهر این دسته از روایات، ممکن است تام بودن [[علوم ائمه]]{{عم}} [[استنباط]] شود.
پیش از این، در روایات این دو امام نقل شد که [[علوم الهی]] دو گونه‌اند: علومی که مختص [[ذات مقدس]] خداوندند؛ و علومی که [[خداوند]] به [[پیامبران]] و [[فرشتگان]] خود آموخته است. تمام [[علوم]] نوع دوم در [[اختیار]] ائمه{{عم}} قرار گرفته است<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، {{عربی|باب أن الأئمة{{عم}} یعلمون جمیع العلوم التی خرجت}}، ص۶۳۴؛ محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، {{عربی|باب فی الأئمة{{عم}} أنه صار إلیهم جمیع العلوم التی خرجت إلی الملائکة و الأنبیاء و أمر العالمین}}، ص۱۰۹.</ref>. روایاتی که ائمه{{عم}} را [[وارث]] [[علوم پیامبران]]{{عم}} و [[پیامبر اعظم]]{{صل}} معرفی می‌کنند نیز همین مطلب را می‌رسانند<ref>پیش از این در بحث فراگیری از پیامبر{{صل}} و امامان پیشین{{عم}}، به این روایات اشاره شد.</ref>. همچنین روایاتی از آن دو امام، به ویژه امام صادق{{ع}} نقل شده که ائمه{{عم}} به گذشته، [[آینده]]، [[آسمان‌ها]]، [[زمین]]، [[بهشت و جهنم]]، و خلاصه تمام امور - غیر از علومی که مختص [[ذات خداوند]] است - علم دارند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، {{متن حدیث|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ{{عم}} يَعْلَمُونَ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ‌، وَ أَنَّهُ لَايَخْفى عَلَيْهِمُ الشَّيْ‌ءُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ}}، ص۶۴۸؛ محمدبن حسن صفار، بصائرالدرجات، {{عربی|باب في علم الأئمة بما في السماوات و الأرض و الجنة و النار و ما كان و ما هو كائن إلى يوم القيامة}}؛ ص۱۲۷. این روایات، مستفیض‌اند.</ref>. [[روایات]] [[مشاهده]] [[ملکوت آسمان‌ها و زمین]] توسط [[ائمه]]{{عم}} - که از [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} نیز نقل شده است- از دیگر مزیدات این دیدگاه است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۱۰۶-۱۰۷. روایات این موضوع، مستفیض‌اند.</ref>. از ظاهر این دسته از روایات، ممکن است تام بودن [[علوم ائمه]]{{عم}} [[استنباط]] شود.


روایات متعددی نیز از این دو [[امام]] این مطلب را می‌رسانند که هیچ پرسشی نیست که از امام پرسیده شود و امام در پاسخ به آن اظهار عجز کند. توجیهی که در این روایات برای این توان [[علمی]] امام آمده این است که [[خداوند]] [[حکیم‌تر]] و کریم‌تر از آن است که فردی را [[حجت]] خود بر [[مردم]] معرفی کند؛ آن‌گاه او را به خود واگذارد و درهای [[علوم]] را بر او ببندد<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۰-۶۵۴. در این صفحات، چهار روایت در این زمینه نقل شده است که سه روایت اخیر آن دارای سند صحیح‌اند. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۱۲۲-۱۲۷. در این صفحات، روایات متعدد و مستفیضی با این محتوا نقل شده است.</ref>. در یکی از این روایات، این دلیل از زبان امام صادق{{ع}} این‌گونه نقل شده است: خداوند بزرگ‌تر، عزیزتر و گرامی‌تر از آن است که [[اطاعت]] بنده‌ای را [[واجب]] گرداند که [[علم]] [[آسمان]] و زمینش را از او مخفی می‌کند. سپس فرمودند: (این علوم را) از او مخفی نمی‌کند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۴؛{{متن حدیث|اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَعْظَمُ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ}}؛ سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۱۲۴.</ref>. در روایتی دیگر، آن [[حضرت]] در برابر فردی که [[مالی]] از آن حضرت را تلف کرده و در برابر [[پرسش]] امام، منکر کار خود بود، به دو نفر از اصحابش فرمودند: اگر شما (هم) امنای [[خداوند]] و [[جانشینان]] خداوند در [[زمین]] و [[حجت]] او بر بندگانش بودید، بر شما پنهان نمی‌ماند که او با آن [[مال]] چه کرده است. آن فرد در ادامه اعتراف کرد و [[سخن امام]] را [[تأیید]] نمود<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۲۲.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۳۲۲.</ref>
روایات متعددی نیز از این دو [[امام]] این مطلب را می‌رسانند که هیچ پرسشی نیست که از امام پرسیده شود و امام در پاسخ به آن اظهار عجز کند. توجیهی که در این روایات برای این توان [[علمی]] امام آمده این است که [[خداوند]] [[حکیم‌تر]] و کریم‌تر از آن است که فردی را [[حجت]] خود بر [[مردم]] معرفی کند؛ آن‌گاه او را به خود واگذارد و درهای [[علوم]] را بر او ببندد<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۰-۶۵۴. در این صفحات، چهار روایت در این زمینه نقل شده است که سه روایت اخیر آن دارای سند صحیح‌اند. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۱۲۲-۱۲۷. در این صفحات، روایات متعدد و مستفیضی با این محتوا نقل شده است.</ref>. در یکی از این روایات، این دلیل از زبان امام صادق{{ع}} این‌گونه نقل شده است: خداوند بزرگ‌تر، عزیزتر و گرامی‌تر از آن است که [[اطاعت]] بنده‌ای را [[واجب]] گرداند که [[علم]] [[آسمان]] و زمینش را از او مخفی می‌کند. سپس فرمودند: (این علوم را) از او مخفی نمی‌کند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۵۴؛{{متن حدیث|اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَعْظَمُ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ}}؛ سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۱۲۴.</ref>. در روایتی دیگر، آن [[حضرت]] در برابر فردی که [[مالی]] از آن حضرت را تلف کرده و در برابر [[پرسش]] امام، منکر کار خود بود، به دو نفر از اصحابش فرمودند: اگر شما (هم) امنای [[خداوند]] و [[جانشینان]] خداوند در [[زمین]] و [[حجت]] او بر بندگانش بودید، بر شما پنهان نمی‌ماند که او با آن [[مال]] چه کرده است. آن فرد در ادامه اعتراف کرد و [[سخن امام]] را [[تأیید]] نمود<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۲۲.</ref><ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۳۲۲.</ref>


===شواهد افزایش‌پذیری [[علوم ائمه]]{{عم}}===
===شواهد افزایش‌پذیری [[علوم ائمه]]{{عم}}===
خط ۲۴۰: خط ۲۴۰:
همچنین در روایات متعدد از امام باقر و [[امام صادق]]{{عم}} نقل شده است که در [[شب قدر]]، خبر حوادث آن سال تا شب قدر [[سال]] بعد، به [[امام]] گفته می‌شود. این [[علم]]، شامل تمام خیر و شرهایی است که به [[بندگان]] می‌رسد؛ [[مرگ]] یا [[زندگی]]، [[فقر]] یا [[ثروت]]، [[توفیق]] [[زیارت]] [[خانه]] [[خداوند متعال]]، و خلاصه تمام مقدرات بندگان تا شب قدر سال [[آینده]]، بر امام عرضه می‌شود<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، {{عربی|باب ما یلقی إلی الأئمة فی لیلة القدر مما یکون فی تلک السنة و نزول الملائکة علیهم}}، ص۲۲۰. این روایات مستفیض‌اند.</ref>. در برخی از این [[روایات]] تصریح شده است که اگر این [[علوم]] نبود، امام نمی‌دانست که در آن سال چه چیز محقق خواهد شد<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۲۲، ح۱۱: {{متن حدیث|وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ يُعْلَمْ مَا يَكُونُ فِي تِلْكَ السَّنَةِ}}. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۲۱، ح۳.</ref>. به طور طبیعی، از این روایات این‌گونه به دست می‌آید که در هر شب قدر بر [[دانش امام]] افزوده می‌شود.
همچنین در روایات متعدد از امام باقر و [[امام صادق]]{{عم}} نقل شده است که در [[شب قدر]]، خبر حوادث آن سال تا شب قدر [[سال]] بعد، به [[امام]] گفته می‌شود. این [[علم]]، شامل تمام خیر و شرهایی است که به [[بندگان]] می‌رسد؛ [[مرگ]] یا [[زندگی]]، [[فقر]] یا [[ثروت]]، [[توفیق]] [[زیارت]] [[خانه]] [[خداوند متعال]]، و خلاصه تمام مقدرات بندگان تا شب قدر سال [[آینده]]، بر امام عرضه می‌شود<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، {{عربی|باب ما یلقی إلی الأئمة فی لیلة القدر مما یکون فی تلک السنة و نزول الملائکة علیهم}}، ص۲۲۰. این روایات مستفیض‌اند.</ref>. در برخی از این [[روایات]] تصریح شده است که اگر این [[علوم]] نبود، امام نمی‌دانست که در آن سال چه چیز محقق خواهد شد<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۲۲، ح۱۱: {{متن حدیث|وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ يُعْلَمْ مَا يَكُونُ فِي تِلْكَ السَّنَةِ}}. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۲۱، ح۳.</ref>. به طور طبیعی، از این روایات این‌گونه به دست می‌آید که در هر شب قدر بر [[دانش امام]] افزوده می‌شود.


روایاتی دلالت بر آن دارند که هرگاه امامی به [[امامت]] می‌رسد، امام پیشین هر آنچه نزد اوست، به امام پس از خود تحویل می‌دهد<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، {{متن حدیث|بَابُ أَنَّ الْإِمَامَ يَعْرِفُ الْإِمَامَ الَّذِي يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ‌، وَ أَنَّ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالى‌: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الْأَمَنَتِ إِلَى أَهْلِهَا» فِيهِمْ{{عم}} نَزَلَتْ‌}}، ص۲۷۷. سند حدیث چهارم این مجموعه، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۷۶. در این منبع، چند روایت به این مضمون از آن حضرت نقل شده است که برخی سند صحیح دارند.</ref>. در یکی از این روایات، به [[صراحت]] بیان شده است که امام هر [[زمان]]، در آخرین لحظه [[عمر]] امام پیشین، علوم او را دریافت می‌کند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، {{عربی|بَابُ وَقْتِ مَا يَعْلَمُ الْإِمَامُ جَمِيعَ عِلْمِ الْإِمَامِ الَّذِي قَبْلَهُ عَلَیْهِمْ جَمِیعَاً السَّلَامُ‌}}، ص۶۸۵. سند حدیث دوم این مجموعه، موثق است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۷۷.</ref>. این [[روایات]] نشان می‌دهند که [[علم امام]]، پیش از تحویل گرفتن [[مقام امامت]] کامل نیست. در روایات دیگری از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: «هر امامی که از [[دنیا]] می‌رود، به [[امام]] پس از او دانشی همانند [[دانش امام]] پیشین عطا می‌شود و افزایشی در پنج جزء نیز خواهد داشت»<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۲۳. سه روایت در این منبع با این محتوا نقل شده که سند این روایات به دلیل مجهول بودن عبد الحمید بن النظر، ضعیف است.</ref>. این روایات، درباره محتوای این [[دانش]] افزوده شده سخن نگفته‌اند. احتمال دارد که این افزایش مربوط به امور جاری [[جهان]] یا مقدرات [[تغییر]] پذیر باشد. از این رو، [[علم]] به این امور، در حال تغییر است؛ و بنابراین امام بعدی از تحولات جهان [[آگاه]] می‌شود<ref>علامه مجلسی احتمال داده است که این پنج مورد به پنج موردی اشاره دارد که در آیه ۳۴ سوره مبارکه لقمان ذکر شده و علم کامل و دقیق آن فقط نزد خداوند است و در این پنج مورد، به تناسب اعمال مردم، بدا حاصل می‌شود. بنابراین علم امام بعدی از علم امام پیشین کامل‌تر خواهد بود (ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۷۵).</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۳۲۴.</ref>
روایاتی دلالت بر آن دارند که هرگاه امامی به [[امامت]] می‌رسد، امام پیشین هر آنچه نزد اوست، به امام پس از خود تحویل می‌دهد<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، {{متن حدیث|بَابُ أَنَّ الْإِمَامَ يَعْرِفُ الْإِمَامَ الَّذِي يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ‌، وَ أَنَّ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالى‌: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الْأَمَنَتِ إِلَى أَهْلِهَا» فِيهِمْ{{عم}} نَزَلَتْ‌}}، ص۲۷۷. سند حدیث چهارم این مجموعه، صحیح است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۷۶. در این منبع، چند روایت به این مضمون از آن حضرت نقل شده است که برخی سند صحیح دارند.</ref>. در یکی از این روایات، به [[صراحت]] بیان شده است که امام هر [[زمان]]، در آخرین لحظه [[عمر]] امام پیشین، علوم او را دریافت می‌کند<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، {{عربی|بَابُ وَقْتِ مَا يَعْلَمُ الْإِمَامُ جَمِيعَ عِلْمِ الْإِمَامِ الَّذِي قَبْلَهُ عَلَیْهِمْ جَمِیعَاً السَّلَامُ‌}}، ص۶۸۵. سند حدیث دوم این مجموعه، موثق است. همچنین ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۷۷.</ref>. این [[روایات]] نشان می‌دهند که [[علم امام]]، پیش از تحویل گرفتن [[مقام امامت]] کامل نیست. در روایات دیگری از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: «هر امامی که از [[دنیا]] می‌رود، به [[امام]] پس از او دانشی همانند [[دانش امام]] پیشین عطا می‌شود و افزایشی در پنج جزء نیز خواهد داشت»<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۲۳. سه روایت در این منبع با این محتوا نقل شده که سند این روایات به دلیل مجهول بودن عبد الحمید بن النظر، ضعیف است.</ref>. این روایات، درباره محتوای این [[دانش]] افزوده شده سخن نگفته‌اند. احتمال دارد که این افزایش مربوط به امور جاری [[جهان]] یا مقدرات [[تغییر]] پذیر باشد. از این رو، [[علم]] به این امور، در حال تغییر است؛ و بنابراین امام بعدی از تحولات جهان [[آگاه]] می‌شود<ref>علامه مجلسی احتمال داده است که این پنج مورد به پنج موردی اشاره دارد که در آیه ۳۴ سوره مبارکه لقمان ذکر شده و علم کامل و دقیق آن فقط نزد خداوند است و در این پنج مورد، به تناسب اعمال مردم، بدا حاصل می‌شود. بنابراین علم امام بعدی از علم امام پیشین کامل‌تر خواهد بود (ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۷۵).</ref><ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۳۲۴.</ref>


==[[روایات امام کاظم]] و [[امام رضا]]{{عم}}==
==[[روایات امام کاظم]] و [[امام رضا]]{{عم}}==
خط ۲۵۹: خط ۲۵۹:
از [[روایات]] به دست می‌آید که [[علوم ائمه]]{{عم}}، در قلمرو [[احکام دینی]] – دست‌کم پس از رسیدن به [[مقام امامت]] - اقتضای آن را دارد که کامل باشد. به نظر می‌رسد برخی روایاتی که [[علوم]] کاملی را به [[ائمه]]{{عم}} نسبت می‌دهند، با توجه به این نکته، مربوط به علوم دینی‌اند. مثلاً در روایتی از [[محمد بن مسلم]]، از آن [[حضرت]] نقل شده است: {{متن حدیث|إِنَّ عِنْدَنَا صَحِيفَةً مِنْ كُتُبِ عَلِيٍّ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فَنَحْنُ نَتَّبِعُ مَا فِيهَا لَا نَعْدُوهَا}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۴۳. سند این روایت، صحیح است.</ref>؛ «نزد ما صحیفه‌ای از کتاب‌های علی{{ع}} است که طول آن هفتاد ذراع است و ما از محتوای آن [[پیروی]] می‌کنیم و از آن [[تجاوز]] نمی‌کنیم». محمد بن مسلم می‌گوید: سپس از [[میراث علمی]] ائمه{{عم}} پرسیدم که آیا علومی کلی است یا [[تفسیر]] هر چیز در آن آمده است؛ مانند [[طلاق]] و میراثی که [[مردم]] از آن سخن می‌گویند. [[امام]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ عَلِيّاً كَتَبَ الْعِلْمَ كُلَّهُ الْقَضَاءَ وَ الْفَرَائِضَ فَلَوْ ظَهَرَ أَمْرُنَا لَمْ يَكُنْ شَيْ‌ءٌ إِلَّا فِيهِ نُمْضِيهَا}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۴۳.</ref>؛ «همانا علی{{ع}} تمام [[علم]] را نوشت؛ [[قضاوت]] و [[میراث]] را. اگر امر ما آشکار شود ([[حکومت]] به ما برسد)، چیزی نیست مگر آنکه در آن است و ما آن را [[اجرا]] می‌کنیم». [[شاهد]] بر نکته‌ای که گفتیم، مثال بیان شده در این [[روایت]] است؛ یعنی مباحث قضاوت و [[فرایض]] (میراث)، که مربوط به امور دینی‌اند؛ زیرا در غیر این صورت، جمع کردن تمام حوادث و علوم [[جهان]] به طور جزئی در یک کتاب، به طور عادی ممکن نیست.
از [[روایات]] به دست می‌آید که [[علوم ائمه]]{{عم}}، در قلمرو [[احکام دینی]] – دست‌کم پس از رسیدن به [[مقام امامت]] - اقتضای آن را دارد که کامل باشد. به نظر می‌رسد برخی روایاتی که [[علوم]] کاملی را به [[ائمه]]{{عم}} نسبت می‌دهند، با توجه به این نکته، مربوط به علوم دینی‌اند. مثلاً در روایتی از [[محمد بن مسلم]]، از آن [[حضرت]] نقل شده است: {{متن حدیث|إِنَّ عِنْدَنَا صَحِيفَةً مِنْ كُتُبِ عَلِيٍّ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فَنَحْنُ نَتَّبِعُ مَا فِيهَا لَا نَعْدُوهَا}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۴۳. سند این روایت، صحیح است.</ref>؛ «نزد ما صحیفه‌ای از کتاب‌های علی{{ع}} است که طول آن هفتاد ذراع است و ما از محتوای آن [[پیروی]] می‌کنیم و از آن [[تجاوز]] نمی‌کنیم». محمد بن مسلم می‌گوید: سپس از [[میراث علمی]] ائمه{{عم}} پرسیدم که آیا علومی کلی است یا [[تفسیر]] هر چیز در آن آمده است؛ مانند [[طلاق]] و میراثی که [[مردم]] از آن سخن می‌گویند. [[امام]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ عَلِيّاً كَتَبَ الْعِلْمَ كُلَّهُ الْقَضَاءَ وَ الْفَرَائِضَ فَلَوْ ظَهَرَ أَمْرُنَا لَمْ يَكُنْ شَيْ‌ءٌ إِلَّا فِيهِ نُمْضِيهَا}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۴۳.</ref>؛ «همانا علی{{ع}} تمام [[علم]] را نوشت؛ [[قضاوت]] و [[میراث]] را. اگر امر ما آشکار شود ([[حکومت]] به ما برسد)، چیزی نیست مگر آنکه در آن است و ما آن را [[اجرا]] می‌کنیم». [[شاهد]] بر نکته‌ای که گفتیم، مثال بیان شده در این [[روایت]] است؛ یعنی مباحث قضاوت و [[فرایض]] (میراث)، که مربوط به امور دینی‌اند؛ زیرا در غیر این صورت، جمع کردن تمام حوادث و علوم [[جهان]] به طور جزئی در یک کتاب، به طور عادی ممکن نیست.


در روایتی دیگر بیان شده است که افزایش علوم ائمه{{عم}} نسبت به امام پیشین، در غیر موضوع [[حلال و حرام]] است. در این روایت آمده است که [[راوی]] از [[امام صادق]]{{ع}} از محتوای علومی که برای ایشان افزوده می‌شود، پرسید. آن حضرت به [[صراحت]] بیان کرده‌اند که [[خداوند]] [[حلال و حرام]] را به طور کامل بر پیامبرش نازل کرده است و در این حوزه چیزی بر [[دانش امام]] افزوده نمی‌شود. بنا بر این [[روایت]]، [[امام]] به سؤال [[راوی]] از موضوع دانشی که بر [[علوم ائمه]] افزوده می‌شود، به طور کلی و مبهم پاسخ دادند و فرمودند: (این افزایش) در امور دیگر، غیر از حلال و حرام است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۹۳؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۳۱۳.</ref>. در روایتی، مصداق افزایش در [[علم ائمه]]{{عم}}، [[علم]] به منایا و [[بلایا]] و [[فصل الخطاب]] معرفی شده است<ref>فرات بن ابراهیم فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص۱۴۵: {{متن حدیث|فَهِيَ الزِّيَادَةُ الَّتِي عِنْدَنَا مِنَ الْعِلْمِ الَّذِي لَمْ يَكُنْ عِنْدَ أَحَدٍ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ وَ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَا ذُرِّيَّةِ الْأَنْبِيَاءِ غَيْرِنَا فَهَذَا [فبهذا] الْعِلْمُ عِلْمُنَا الْبَلَايَا وَ الْمَنَايَا وَ فَصْلَ الْخِطابِ‌}}؛ اگر چه در این روایت، این افزایش نسبت به پیامبران و اوصیای آنان سنجیده شده و میان ائمه{{عم}} مشترک است، اما به نظر می‌رسد با توجه به متغیر بودن علم بلایا، منایا و فصل الخطاب، این مسئله درباره تمایز دانشی خود ائمه{{عم}} نیز صادق است.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۳۳۲.</ref>
در روایتی دیگر بیان شده است که افزایش علوم ائمه{{عم}} نسبت به امام پیشین، در غیر موضوع [[حلال و حرام]] است. در این روایت آمده است که [[راوی]] از [[امام صادق]]{{ع}} از محتوای علومی که برای ایشان افزوده می‌شود، پرسید. آن حضرت به [[صراحت]] بیان کرده‌اند که [[خداوند]] [[حلال و حرام]] را به طور کامل بر پیامبرش نازل کرده است و در این حوزه چیزی بر [[دانش امام]] افزوده نمی‌شود. بنا بر این [[روایت]]، [[امام]] به سؤال [[راوی]] از موضوع دانشی که بر [[علوم ائمه]] افزوده می‌شود، به طور کلی و مبهم پاسخ دادند و فرمودند: (این افزایش) در امور دیگر، غیر از حلال و حرام است<ref>ر.ک: محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۳۹۳؛ محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۳۱۳.</ref>. در روایتی، مصداق افزایش در [[علم ائمه]]{{عم}}، [[علم]] به منایا و [[بلایا]] و [[فصل الخطاب]] معرفی شده است<ref>فرات بن ابراهیم فرات کوفی، تفسیر فرات الکوفی، ص۱۴۵: {{متن حدیث|فَهِيَ الزِّيَادَةُ الَّتِي عِنْدَنَا مِنَ الْعِلْمِ الَّذِي لَمْ يَكُنْ عِنْدَ أَحَدٍ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ وَ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَا ذُرِّيَّةِ الْأَنْبِيَاءِ غَيْرِنَا فَهَذَا [فبهذا] الْعِلْمُ عِلْمُنَا الْبَلَايَا وَ الْمَنَايَا وَ فَصْلَ الْخِطابِ‌}}؛ اگر چه در این روایت، این افزایش نسبت به پیامبران و اوصیای آنان سنجیده شده و میان ائمه{{عم}} مشترک است، اما به نظر می‌رسد با توجه به متغیر بودن علم بلایا، منایا و فصل الخطاب، این مسئله درباره تمایز دانشی خود ائمه{{عم}} نیز صادق است.</ref><ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۳۳۲.</ref>


==افزایش‌پذیری علوم برگزیدگان در [[کمالات معنوی]]==
==افزایش‌پذیری علوم برگزیدگان در [[کمالات معنوی]]==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش