پرش به محتوا

امامت امام جواد در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۷۷: خط ۷۷:
[[حضرت رضا]]{{ع}} با دیدن [[غم]] و [[اندوه]] در چهره فرزند، فرمود: فرزند دلبندم، چه چیزی باعث [[ناراحتی]] و [[اندیشه]] طولانیت شده است؟
[[حضرت رضا]]{{ع}} با دیدن [[غم]] و [[اندوه]] در چهره فرزند، فرمود: فرزند دلبندم، چه چیزی باعث [[ناراحتی]] و [[اندیشه]] طولانیت شده است؟
عرض کرد: پدرجان، به یاد مادرم زهرا{{س}} بودم که... چه دردها و رنج‌هایی برایش به وجود آوردند، ناله‌ها و فریادهای دردناک مادرم زهرا، لحظه‌ای چند مرا مشغول نمود.
عرض کرد: پدرجان، به یاد مادرم زهرا{{س}} بودم که... چه دردها و رنج‌هایی برایش به وجود آوردند، ناله‌ها و فریادهای دردناک مادرم زهرا، لحظه‌ای چند مرا مشغول نمود.
حضرت رضا{{ع}} پس از شنیدن سخنان فرزندش، او را در آغوش گرفت و پیشانیش را بوسید. سپس فرمود: [[پدر]] و مادرم به فدایت! [[خداوند]] تو را لایق دانسته است تا [[جانشین]] من و [[امام]] [[مردم]] باشی<ref>دلائل الامامة، ص۴۰۰، ح۳۵۸؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۵۹، ح۳۶؛ اثبات الوصیه، ص۲۱۸، س ۱۲.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۸۴-۹۰.</ref>
حضرت رضا{{ع}} پس از شنیدن سخنان فرزندش، او را در آغوش گرفت و پیشانیش را بوسید. سپس فرمود: [[پدر]] و مادرم به فدایت! [[خداوند]] تو را لایق دانسته است تا [[جانشین]] من و [[امام]] [[مردم]] باشی<ref>دلائل الامامة، ص۴۰۰، ح۳۵۸؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۵۹، ح۳۶؛ اثبات الوصیه، ص۲۱۸، س ۱۲.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۸۴-۹۰.</ref>


==[[نشانه‌های امامت|نشانه‌ها]] و [[آثار امامت]]==
==[[نشانه‌های امامت|نشانه‌ها]] و [[آثار امامت]]==
[[حسن بن جهم]] می‌گوید: به [[منزل]] [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} وارد شده، ساعاتی چند از محضرش کسب [[فیض]] نمودم. آن [[حضرت]] فرمود: اگر به تو بگویم این [[نوجوان]] پس از من [[امام]] شما خواهد بود، چه می‌گویی؟ [[ابوجعفر]]{{ع}}، [[فرزند]] خردسال آن حضرت در مجلس [[حضور]] داشت.
[[حسن بن جهم]] می‌گوید: به [[منزل]] [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} وارد شده، ساعاتی چند از محضرش کسب [[فیض]] نمودم. آن [[حضرت]] فرمود: اگر به تو بگویم این [[نوجوان]] پس از من [[امام]] شما خواهد بود، چه می‌گویی؟ [[ابوجعفر]]{{ع}}، [[فرزند]] خردسال آن حضرت در مجلس [[حضور]] داشت.
عرض کردم: آنچه شما به عنوان امام و پیشوای من بفرمایید، با [[جان]] و [[دل]] پذیرا هستم.
عرض کردم: آنچه شما به عنوان امام و پیشوای من بفرمایید، با [[جان]] و [[دل]] پذیرا هستم.
[[امام رضا]]{{ع}} فرمود: درست گفتی. سپس بازو و کتف ابوجعفر را عریان کرد. بر شانه آن حضرت جای اثر دو انگشت را به من نشان داد و فرمود: مانند آنچه بر شانه فرزندم و در همین جا می‌بینی، روی شانه و کتف پدرم [[موسی بن جعفر]]{{عم}} نیز دیده می‌شد<ref>{{متن حدیث|روي عن الحسن بن الجهم قال: دخلت على الرضا؛ و أبو جعفر صغير بين يديه فقال لي بعد كلام طويل جرى: لو قلت لك يا حسن ان هذا امام، ما كنت تقول؟ قال: قلت ما تقوله لي جعلت فداك. قال: أصبت، ثم كشف عن كتف أبي جعفر فأراني مثل رمز اصبعين. فقال لي: مثل هذا كان في مثل هذا الموضع من أبي موسى{{ع}}}}؛ (اثبات الوصیه، ص۲۱۹).</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۱.</ref>
[[امام رضا]]{{ع}} فرمود: درست گفتی. سپس بازو و کتف ابوجعفر را عریان کرد. بر شانه آن حضرت جای اثر دو انگشت را به من نشان داد و فرمود: مانند آنچه بر شانه فرزندم و در همین جا می‌بینی، روی شانه و کتف پدرم [[موسی بن جعفر]]{{عم}} نیز دیده می‌شد<ref>{{متن حدیث|روي عن الحسن بن الجهم قال: دخلت على الرضا؛ و أبو جعفر صغير بين يديه فقال لي بعد كلام طويل جرى: لو قلت لك يا حسن ان هذا امام، ما كنت تقول؟ قال: قلت ما تقوله لي جعلت فداك. قال: أصبت، ثم كشف عن كتف أبي جعفر فأراني مثل رمز اصبعين. فقال لي: مثل هذا كان في مثل هذا الموضع من أبي موسى{{ع}}}}؛ (اثبات الوصیه، ص۲۱۹).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۱.</ref>


==نوشته شدن نام مبارکش بر لوحی در [[کعبه]]==
==نوشته شدن نام مبارکش بر لوحی در [[کعبه]]==
عده‌ای به تعمیر [[خانه خدا]] مشغول بودند و حفاری‌هایی در کف کعبه انجام می‌دادند.
عده‌ای به تعمیر [[خانه خدا]] مشغول بودند و حفاری‌هایی در کف کعبه انجام می‌دادند.
یکی از این افراد به نام «[[ربیعه]] مکی» می‌گوید: به صخره‌ای رسیدیم که نوشته‌ای روی آن قرار داشت. با [[شتاب]] آن را برداشته، پنهان کردم. وقتی به منزل رفتم، نوشته را گشودم و به [[خواندن]] آن مشغول شدم. آغاز آن با نام و [[یاد خدا]] و توصیف [[پروردگار]] [[عالم]]، [[مقام]] شامخ [[خاندان]] [[بنی هاشم]] و افتخارات این [[خانواده]] بود. سپس در آن نوشته بود که [[پیامبری]] از این [[قبیله]] به نام [[محمد]]{{صل}}، که در [[آسمان‌ها]] به [[احمد]] [[شهرت]] دارد، [[مبعوث]] خواهد شد، پیامبری که [[خاتم پیامبران]] و آخرین [[فرستاده خدا]] از [[سلسله]] [[انبیای بزرگ الهی]] و نام [[وصی]] و [[جانشین]] او پسر عمویش، [[علی بن ابی طالب]] است. نام یکایک [[پیشوایان]]، از جمله نام [[مبارک]] [[امام جواد]]{{ع}} در آن نوشته شده بود<ref>اثبات الهداة، ج۱، ص۷۰۹، ح۱۴۹؛ بحار الانوار، ج۳۶، ص۲۱۷، ح۱۹؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۴۶، س۱۳.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۱.</ref>
یکی از این افراد به نام «[[ربیعه]] مکی» می‌گوید: به صخره‌ای رسیدیم که نوشته‌ای روی آن قرار داشت. با [[شتاب]] آن را برداشته، پنهان کردم. وقتی به منزل رفتم، نوشته را گشودم و به [[خواندن]] آن مشغول شدم. آغاز آن با نام و [[یاد خدا]] و توصیف [[پروردگار]] [[عالم]]، [[مقام]] شامخ [[خاندان]] [[بنی هاشم]] و افتخارات این [[خانواده]] بود. سپس در آن نوشته بود که [[پیامبری]] از این [[قبیله]] به نام [[محمد]]{{صل}}، که در [[آسمان‌ها]] به [[احمد]] [[شهرت]] دارد، [[مبعوث]] خواهد شد، پیامبری که [[خاتم پیامبران]] و آخرین [[فرستاده خدا]] از [[سلسله]] [[انبیای بزرگ الهی]] و نام [[وصی]] و [[جانشین]] او پسر عمویش، [[علی بن ابی طالب]] است. نام یکایک [[پیشوایان]]، از جمله نام [[مبارک]] [[امام جواد]]{{ع}} در آن نوشته شده بود<ref>اثبات الهداة، ج۱، ص۷۰۹، ح۱۴۹؛ بحار الانوار، ج۳۶، ص۲۱۷، ح۱۹؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۴۶، س۱۳.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۱.</ref>


==[[نور]] امام جواد{{ع}} و نام مبارک آن [[حضرت]] در [[عرش الهی]]==
==[[نور]] امام جواد{{ع}} و نام مبارک آن [[حضرت]] در [[عرش الهی]]==
خط ۹۳: خط ۹۳:


سرم را بالا گرفته، به [[آسمان]] [[خیره]] شدم. انواری [[مشاهده]] کردم که اطراف [[عرش]] [[خداوند]] حلقه زده بود (در [[احادیث]] دیگر آمده است که نام‌هایی بر اطراف عرش الهی نوشته شده بود.)، [[سؤال]] کردم: پروردگار من، این نورها چه هستند؟ این نام‌ها به چه کسانی تعلق دارد؟
سرم را بالا گرفته، به [[آسمان]] [[خیره]] شدم. انواری [[مشاهده]] کردم که اطراف [[عرش]] [[خداوند]] حلقه زده بود (در [[احادیث]] دیگر آمده است که نام‌هایی بر اطراف عرش الهی نوشته شده بود.)، [[سؤال]] کردم: پروردگار من، این نورها چه هستند؟ این نام‌ها به چه کسانی تعلق دارد؟
صدایی شنیدم که می‌گفت: این نورها و اسم‌ها به پیشوایان پس از تو و کسانی تعلق دارند که از نسل [[پاکیزه]] تو و فرزندت [[حسین]] هستند<ref>کفایة الاثر، ص۶۹، س ۸، و ص۱۸۵، س ۱۴؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۰۱، ح۱۴۰ و ص۳۴۸، ح۲۱۷؛ مدینة المعاجز، ج۲، ص۳۷۹، ح۶۱۵؛ جواهر السنیة، ص۲۲۰، س ۱۴.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۲.</ref>
صدایی شنیدم که می‌گفت: این نورها و اسم‌ها به پیشوایان پس از تو و کسانی تعلق دارند که از نسل [[پاکیزه]] تو و فرزندت [[حسین]] هستند<ref>کفایة الاثر، ص۶۹، س ۸، و ص۱۸۵، س ۱۴؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۰۱، ح۱۴۰ و ص۳۴۸، ح۲۱۷؛ مدینة المعاجز، ج۲، ص۳۷۹، ح۶۱۵؛ جواهر السنیة، ص۲۲۰، س ۱۴.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۲.</ref>


==زنده کننده [[حق]] و نابود کننده [[باطل]]==
==زنده کننده [[حق]] و نابود کننده [[باطل]]==
خط ۱۰۳: خط ۱۰۳:


[[محمد بن علی]]، که از [[یاران]] و [[دوستان]] [[حضرت]] است، می‌گوید: پس از ولادت حضرت جواد{{ع}} به آن شخص [[واقفی]] گفتم: آیا خبردادن [[امام رضا]]{{ع}} از به [[دنیا]] آمدن [[فرزندی]] پسر، که [[جانشین]] او باشد، برایت [[کافی]] نیست؟
[[محمد بن علی]]، که از [[یاران]] و [[دوستان]] [[حضرت]] است، می‌گوید: پس از ولادت حضرت جواد{{ع}} به آن شخص [[واقفی]] گفتم: آیا خبردادن [[امام رضا]]{{ع}} از به [[دنیا]] آمدن [[فرزندی]] پسر، که [[جانشین]] او باشد، برایت [[کافی]] نیست؟
در جواب گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] که این [[شاهد]] و نشانه‌ای بزرگ است<ref>کافی، ج۱، ص۳۵۴، ح۱۱؛ بحارالانوار، ج۴۹، ص۶۸، ح۸۹؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۳۷، ح۲۱۳۵؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۲۴۷، ح۴.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۳.</ref>
در جواب گفت: به [[خدا]] [[سوگند]] که این [[شاهد]] و نشانه‌ای بزرگ است<ref>کافی، ج۱، ص۳۵۴، ح۱۱؛ بحارالانوار، ج۴۹، ص۶۸، ح۸۹؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۳۷، ح۲۱۳۵؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۲۴۷، ح۴.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۳.</ref>


==تنها [[وارث]] [[پدر]]==
==تنها [[وارث]] [[پدر]]==
خط ۱۱۱: خط ۱۱۱:


فرمود: ساکت باش! آنچه به او می‌گویم [[تعویذ]] و یا [[حرز]] نیست؛ بلکه [[علوم الهی]] را به او [[تعلیم]] می‌دهم و [[روح]] و جانش را از [[حکمت‌ها]] و [[اسرار]] لبریز می‌کنم<ref>{{متن حدیث|عن كلثم بن عمران قال: قلت للرضا{{ع}}: أنت تحبّ الصبيان فادع [[اللّه]] أن يرزقك ولدا. فقال: إنمّا ارزق ولد [[واحد]] و هو يرثني. فلما ولد [[أبو جعفر]]{{ع}} كان طول ليلته يناغيه في مهده فلما طال ذلك على عدّة ليال.
فرمود: ساکت باش! آنچه به او می‌گویم [[تعویذ]] و یا [[حرز]] نیست؛ بلکه [[علوم الهی]] را به او [[تعلیم]] می‌دهم و [[روح]] و جانش را از [[حکمت‌ها]] و [[اسرار]] لبریز می‌کنم<ref>{{متن حدیث|عن كلثم بن عمران قال: قلت للرضا{{ع}}: أنت تحبّ الصبيان فادع [[اللّه]] أن يرزقك ولدا. فقال: إنمّا ارزق ولد [[واحد]] و هو يرثني. فلما ولد [[أبو جعفر]]{{ع}} كان طول ليلته يناغيه في مهده فلما طال ذلك على عدّة ليال.
قلت له: جعلت فداك قد ولد للناس أولاد قبل هذا فكلّ هذا تعوذه؟ فقال: ويحك ليس هذا عوذة إنمّا اغره بالعلم غرّا. و كان مولده و منشؤه على صفة مواليد آبائه{{عم}}}} ([[اثبات الوصیه]]، ص۲۱۷، س۳).</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۳.</ref>
قلت له: جعلت فداك قد ولد للناس أولاد قبل هذا فكلّ هذا تعوذه؟ فقال: ويحك ليس هذا عوذة إنمّا اغره بالعلم غرّا. و كان مولده و منشؤه على صفة مواليد آبائه{{عم}}}} ([[اثبات الوصیه]]، ص۲۱۷، س۳).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۳.</ref>


==[[احترام]] فوق‌العاده [[پدر]] به [[فرزند]]==
==[[احترام]] فوق‌العاده [[پدر]] به [[فرزند]]==
خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:
[[جانشین]] پس از من، از میان [[خانواده]]، [[فامیل]] و [[نزدیکان]] من فرزندم ابوجعفر است.
[[جانشین]] پس از من، از میان [[خانواده]]، [[فامیل]] و [[نزدیکان]] من فرزندم ابوجعفر است.


کمتر شنیده شد که نام فرزندش را بر زبان جاری کند و این نهایت احترام گذاردن به فرزند خویش بود؛ چراکه میان [[مردم عرب]] [[زبان]]، از دیرباز تا کنون، به عنوان یک [[سنت]] [[فرهنگی]] و رسمی دیرینه و رایج، علاوه بر نام مشخص، کنیه و [[لقب]] نیز برای فرزندان‌شان [[انتخاب]] می‌کنند؛ مانند [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} که نام آن [[حضرت محمد]] و کنیه ایشان [[ابوالقاسم]] و لقب شریف‌شان [[امین]] است<ref>عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۴۰، ح۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۸، ح۲؛ حلیة الابرار، ج۴، ص۶۱۰، ح۱۴؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۴، ح۱۸.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۴.</ref>
کمتر شنیده شد که نام فرزندش را بر زبان جاری کند و این نهایت احترام گذاردن به فرزند خویش بود؛ چراکه میان [[مردم عرب]] [[زبان]]، از دیرباز تا کنون، به عنوان یک [[سنت]] [[فرهنگی]] و رسمی دیرینه و رایج، علاوه بر نام مشخص، کنیه و [[لقب]] نیز برای فرزندان‌شان [[انتخاب]] می‌کنند؛ مانند [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} که نام آن [[حضرت محمد]] و کنیه ایشان [[ابوالقاسم]] و لقب شریف‌شان [[امین]] است<ref>عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۴۰، ح۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۸، ح۲؛ حلیة الابرار، ج۴، ص۶۱۰، ح۱۴؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۴، ح۱۸.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۴.</ref>


==او [[جان]] [[پیامبر]]{{صل}} است==
==او [[جان]] [[پیامبر]]{{صل}} است==
خط ۱۲۴: خط ۱۲۴:
در خانه باز شد، [[محمد بن علی]]، فرزند امام رضا{{ع}} ملقب به [[جواد]]، وارد شد. تا چشم آن حضرت به من افتاد، فرمود: [[دوست]] داری سخنی از من بشنوی؟ ما [[فرزندان علی]] و [[فاطمه]]، وقتی در [[رحم]] [[مادر]] هستیم تا چهلمین [[روز]] حمل صداها را می‌شنویم و وقتی به چهار ماهگی می‌رسیم، آنچه از او دور بوده‌ایم به ما نزدیک می‌شود؛ حتی از قطره بارانی که به نفع یا [[ضرر]] [[مردم]] باشد، با [[خبر]] می‌شویم.
در خانه باز شد، [[محمد بن علی]]، فرزند امام رضا{{ع}} ملقب به [[جواد]]، وارد شد. تا چشم آن حضرت به من افتاد، فرمود: [[دوست]] داری سخنی از من بشنوی؟ ما [[فرزندان علی]] و [[فاطمه]]، وقتی در [[رحم]] [[مادر]] هستیم تا چهلمین [[روز]] حمل صداها را می‌شنویم و وقتی به چهار ماهگی می‌رسیم، آنچه از او دور بوده‌ایم به ما نزدیک می‌شود؛ حتی از قطره بارانی که به نفع یا [[ضرر]] [[مردم]] باشد، با [[خبر]] می‌شویم.
از پدرم [[سؤال]] کردی که چه کسی پس از او [[حجت خدا]] و [[پیشوای مردم]] خواهد بود؟ آنچه در جواب فرمود، [[دلیل]] و [[برهان]] و [[حجت]] بر تو است.
از پدرم [[سؤال]] کردی که چه کسی پس از او [[حجت خدا]] و [[پیشوای مردم]] خواهد بود؟ آنچه در جواب فرمود، [[دلیل]] و [[برهان]] و [[حجت]] بر تو است.
سپس [[حضرت رضا]]{{ع}} وارد اتاق شد و فرمود: به فرزندم [[سلام]] کن و [[تسلیم]] [[امر]] او باش؛ چون [[جان]] او جان من، و جان من جان [[رسول خدا]]{{صل}} است<ref>مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۳۸۸، س۱۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۵۵، ح۳۱؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۶، ح۲۳؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۳۸۴، ح۲۳۹۲.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۵.</ref>
سپس [[حضرت رضا]]{{ع}} وارد اتاق شد و فرمود: به فرزندم [[سلام]] کن و [[تسلیم]] [[امر]] او باش؛ چون [[جان]] او جان من، و جان من جان [[رسول خدا]]{{صل}} است<ref>مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۳۸۸، س۱۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۵۵، ح۳۱؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۳۲۶، ح۲۳؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۳۸۴، ح۲۳۹۲.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۵.</ref>


==[[شهادت]] درخت بر [[امامت امام جواد]]{{ع}}==
==[[شهادت]] درخت بر [[امامت امام جواد]]{{ع}}==
خط ۱۳۳: خط ۱۳۳:


خآدمی از خدمتگزاران [[امام عسکری]]{{ع}} داخل اتاق شد و هسته خرمایی به من داد و گفت: آقا و مولایت می‌فرماید: این هسته را در باغ خود در [[شهر بصره]] بکار! یک نخله از آن خواهد رویید که [[نشانه امامت]] من و مایه [[عبرت]] برای تو در [[دنیا]] و [[آخرت]] خواهد بود.
خآدمی از خدمتگزاران [[امام عسکری]]{{ع}} داخل اتاق شد و هسته خرمایی به من داد و گفت: آقا و مولایت می‌فرماید: این هسته را در باغ خود در [[شهر بصره]] بکار! یک نخله از آن خواهد رویید که [[نشانه امامت]] من و مایه [[عبرت]] برای تو در [[دنیا]] و [[آخرت]] خواهد بود.
فردای آن [[روز]]، وسوسه‌ای درونی، من و یکی از دوستانم را وادار کرد تا از [[نخل]] خرمایی که [[تعجب]] همه ما را برانگیخته بود، تحقیق و جستجو کنیم. وقتی نزدیک درخت خرما رسیدیم، سرو صدای برهم خوردن شاخه‌های درخت توجه ما را به خود جلب نمود. از لابه‌لای آن صداها، [[شهادت]] به [[وحدانیت خدا]] و [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} و نام [[جانشینان]] آن [[حضرت]] از جمله، نام [[مبارک]] [[امام جواد]]{{ع}} شنیده می‌شد<ref>الهدایة الکبری، ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۵.</ref>
فردای آن [[روز]]، وسوسه‌ای درونی، من و یکی از دوستانم را وادار کرد تا از [[نخل]] خرمایی که [[تعجب]] همه ما را برانگیخته بود، تحقیق و جستجو کنیم. وقتی نزدیک درخت خرما رسیدیم، سرو صدای برهم خوردن شاخه‌های درخت توجه ما را به خود جلب نمود. از لابه‌لای آن صداها، [[شهادت]] به [[وحدانیت خدا]] و [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} و نام [[جانشینان]] آن [[حضرت]] از جمله، نام [[مبارک]] [[امام جواد]]{{ع}} شنیده می‌شد<ref>الهدایة الکبری، ص۳۳۸.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۵.</ref>


==[[سیمای امام]] [[جواد]]{{ع}} در [[آیه نور]]==
==[[سیمای امام]] [[جواد]]{{ع}} در [[آیه نور]]==
خط ۱۴۲: خط ۱۴۲:


مقصود از مشکوه در این آیه، [[رسول خدا]] [[حضرت محمد]]{{صل}} و {{متن قرآن|يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ}}<ref>«نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد» سوره نور، آیه ۳۵.</ref>[[محمد بن علی الجواد]]{{ع}} است.
مقصود از مشکوه در این آیه، [[رسول خدا]] [[حضرت محمد]]{{صل}} و {{متن قرآن|يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ}}<ref>«نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد» سوره نور، آیه ۳۵.</ref>[[محمد بن علی الجواد]]{{ع}} است.
در [[حدیثی]] دیگر از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آمده است که آن حضرت به [[علی]]{{ع}} فرمود: ای علی، مقصود از [[نور]] در این آیه من هستم، نور اسم من است و {{متن قرآن|مِشْكَاةٍ}} تو هستی، و {{متن قرآن|لَا شَرْقِيَّةٍ}} محمد بن علی الجواد است<ref>تفسیر برهان، ج۳، ص۱۳۶، ح۱۶؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج۱، ص۲۸۰، س۱؛ اثبات الهداة، ج۱، ص۶۶۸، ح۸۸۷.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۶.</ref>
در [[حدیثی]] دیگر از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آمده است که آن حضرت به [[علی]]{{ع}} فرمود: ای علی، مقصود از [[نور]] در این آیه من هستم، نور اسم من است و {{متن قرآن|مِشْكَاةٍ}} تو هستی، و {{متن قرآن|لَا شَرْقِيَّةٍ}} محمد بن علی الجواد است<ref>تفسیر برهان، ج۳، ص۱۳۶، ح۱۶؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج۱، ص۲۸۰، س۱؛ اثبات الهداة، ج۱، ص۶۶۸، ح۸۸۷.</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۶.</ref>


==[[دانش امام]] جواد{{ع}} به مقدار و وزن [[آب]] [[رود]] دجله==
==[[دانش امام]] جواد{{ع}} به مقدار و وزن [[آب]] [[رود]] دجله==
خط ۱۵۰: خط ۱۵۰:


فرمود: من در پیشگاه [[الهی]]، از پشه بلکه از بسیاری از مخلوقاتش عزیزتر و گرامی‌تر هستم.
فرمود: من در پیشگاه [[الهی]]، از پشه بلکه از بسیاری از مخلوقاتش عزیزتر و گرامی‌تر هستم.
کنایه از این که [[خداوند]] دانش همه چیز را به ما عنایت فرموده است<ref>{{متن حدیث|رُوِيَ عَنْ عُمَرَ بْنِ فَرَجٍ الرُّخَّجِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}: إِنَّ شِيعَتَكَ تَدَّعِي أَنَّكَ تَعْلَمُ كُلَّ مَاءٍ فِي دِجْلَةَ وَ وَزْنَهُ وَ كُنَّا عَلَى شَاطِئِ دِجْلَةَ فَقَالَ{{ع}} لِي يَقْدِرُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُفَوِّضَ عِلْمَ ذَلِكَ إِلَى بَعُوضَةٍ مِنْ خَلْقِهِ أَمْ لَا قُلْتُ نَعَمْ يَقْدِرُ فَقَالَ{{ع}}: أَنَا أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ بَعُوضَةٍ وَ مِنْ أَكْثَرِ خَلْقِهِ}}؛ (عیون المعجزات، ص۱۲۷؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۰۰، ح۱۲؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۴۰۰، ح۲۴۰۹).</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۷.</ref>
کنایه از این که [[خداوند]] دانش همه چیز را به ما عنایت فرموده است<ref>{{متن حدیث|رُوِيَ عَنْ عُمَرَ بْنِ فَرَجٍ الرُّخَّجِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}: إِنَّ شِيعَتَكَ تَدَّعِي أَنَّكَ تَعْلَمُ كُلَّ مَاءٍ فِي دِجْلَةَ وَ وَزْنَهُ وَ كُنَّا عَلَى شَاطِئِ دِجْلَةَ فَقَالَ{{ع}} لِي يَقْدِرُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُفَوِّضَ عِلْمَ ذَلِكَ إِلَى بَعُوضَةٍ مِنْ خَلْقِهِ أَمْ لَا قُلْتُ نَعَمْ يَقْدِرُ فَقَالَ{{ع}}: أَنَا أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ بَعُوضَةٍ وَ مِنْ أَكْثَرِ خَلْقِهِ}}؛ (عیون المعجزات، ص۱۲۷؛ بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۰۰، ح۱۲؛ مدینة المعاجز، ج۷، ص۴۰۰، ح۲۴۰۹).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۷.</ref>


==[[دوستی]] و [[احترام]] بیش از [[حد]] [[امام رضا]]{{ع}} به [[امام جواد]]{{ع}}==
==[[دوستی]] و [[احترام]] بیش از [[حد]] [[امام رضا]]{{ع}} به [[امام جواد]]{{ع}}==
خط ۱۵۸: خط ۱۵۸:


[[آرزو]] می‌کنم خداوند متعال وسعت در زندگی را روزیت فرماید، فرزندم، پدرت به فدایت<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ زِيَادٍ قَالَ: كُنْتُ فِي دِيوَانِ أَبِي عَبَّادٍ فَرَأَيْتُ كِتَاباً يُنْسَخُ فَسَأَلْتُ عَنْهُ فَقَالُوا كِتَابُ الرِّضَا إِلَى ابْنِهِ{{عم}} مِنْ خُرَاسَانَ.
[[آرزو]] می‌کنم خداوند متعال وسعت در زندگی را روزیت فرماید، فرزندم، پدرت به فدایت<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ زِيَادٍ قَالَ: كُنْتُ فِي دِيوَانِ أَبِي عَبَّادٍ فَرَأَيْتُ كِتَاباً يُنْسَخُ فَسَأَلْتُ عَنْهُ فَقَالُوا كِتَابُ الرِّضَا إِلَى ابْنِهِ{{عم}} مِنْ خُرَاسَانَ.
فَسَأَلْتُهُمْ أَنْ يَدْفَعُوهُ إِلَيَّ فَإِذَا فِيهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَبْقَاكَ اللَّهُ طَوِيلًا وَ أَعَاذَكَ مِنْ عَدُوِّكَ يَا وَلَدِ فِدَاكَ أَبُوكَ قَدْ فَسَّرْتُ لَكَ مَا لِي وَ أَنَا حَيٌّ سَوِيٌّ رَجَاءَ أَنْ يُنْمِيَكَ اللَّهُ بِالصِّلَةِ لِقَرَابَتِكَ وَ لِمَوَالِي مُوسَى وَ جَعْفَرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا... وَ قَدْ أَوْسَعَ اللَّهُ عَلَيْكَ كَثِيراً يَا بُنَيَّ فِدَاكَ أَبُوكَ لَا تَسْتُرُ دُونِيَ الْأُمُورُ لِحُبِّهَا فَتُخْطِئَ حَظَّكَ وَ السَّلَامُ}}؛ ([[تفسیر عیاشی]]، ج۱، ص۱۳۱، ح۴۳۶؛ [[بحار الانوار]]، ج۵۰، ص۱۰۳، ح۱۸؛ [[تفسیر برهان]]، ج۱، ص۲۳۴، ح۵).</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۸.</ref>
فَسَأَلْتُهُمْ أَنْ يَدْفَعُوهُ إِلَيَّ فَإِذَا فِيهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَبْقَاكَ اللَّهُ طَوِيلًا وَ أَعَاذَكَ مِنْ عَدُوِّكَ يَا وَلَدِ فِدَاكَ أَبُوكَ قَدْ فَسَّرْتُ لَكَ مَا لِي وَ أَنَا حَيٌّ سَوِيٌّ رَجَاءَ أَنْ يُنْمِيَكَ اللَّهُ بِالصِّلَةِ لِقَرَابَتِكَ وَ لِمَوَالِي مُوسَى وَ جَعْفَرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا... وَ قَدْ أَوْسَعَ اللَّهُ عَلَيْكَ كَثِيراً يَا بُنَيَّ فِدَاكَ أَبُوكَ لَا تَسْتُرُ دُونِيَ الْأُمُورُ لِحُبِّهَا فَتُخْطِئَ حَظَّكَ وَ السَّلَامُ}}؛ ([[تفسیر عیاشی]]، ج۱، ص۱۳۱، ح۴۳۶؛ [[بحار الانوار]]، ج۵۰، ص۱۰۳، ح۱۸؛ [[تفسیر برهان]]، ج۱، ص۲۳۴، ح۵).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۸.</ref>


==[[جانشینی]] [[امام جواد]]{{ع}} و اظهار [[مقام علمی]] در [[حضور]] [[نخبگان]]==
==[[جانشینی]] [[امام جواد]]{{ع}} و اظهار [[مقام علمی]] در [[حضور]] [[نخبگان]]==
خط ۱۸۶: خط ۱۸۶:
فاشار بيده الى ابي جعفر و هو [[قائم]] بين يديه فقلت: جعلت فداك و هو ابن ثلاث سنين: فقال{{ع}} و ما يضره ذلك؟ قد قام عيسى{{ع}} بالحجة و هو ابن سنتين، وَ لَمَّا قُبِضَ الرِّضَا{{ع}} كَانَ سِنُّ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} نَحْوَ سَبْعِ سِنِينَ فَاخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ مِنَ النَّاسِ بِبَغْدَادَ وَ فِي الْأَمْصَارِ وَ اجْتَمَعَ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ حَكِيمٍ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْحَجَّاجِ وَ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ وَ جَمَاعَةٌ مِنْ وُجُوهِ الشِّيعَةِ وَ ثِقَاتِهِمْ فِي دَارِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ فِي بِرْكَةٍ زَلُولٍ يَبْكُونَ وَ يَتَوَجَّعُونَ مِنَ الْمُصِيبَةِ فَقَالَ لَهُمْ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ دَعُوا الْبُكَاءَ مَنْ لِهَذَا الْأَمْرِ وَ إِلَى مَنْ نَقْصِدُ بِالْمَسَائِلِ إِلَى أَنْ يَكْبَرَ هَذَا يَعْنِي أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} فَقَامَ إِلَيْهِ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ وَضَعَ يَدَهُ فِي حَلْقِهِ وَ لَمْ يَزَلْ يَلْطِمُهُ وَ يَقُولُ لَهُ أَنْتَ تُظْهِرُ الْإِيمَانَ لَنَا وَ تُبْطِنُ الشَّكَّ وَ الشِّرْكَ إِنْ كَانَ أَمْرُهُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا فَلَوْ أَنَّهُ كَانَ ابْنَ يَوْمٍ وَاحِدٍ لَكَانَ بِمَنْزِلَةِ الشَّيْخِ الْعَالِمِ وَ فَوْقَهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَلَوْ عُمِّرَ أَلْفَ سَنَةٍ فَهُوَ وَاحِدٌ مِنَ النَّاسِ هَذَا مِمَّا يَنْبَغِي أَنْ يُفَكَّرَ فِيهِ.
فاشار بيده الى ابي جعفر و هو [[قائم]] بين يديه فقلت: جعلت فداك و هو ابن ثلاث سنين: فقال{{ع}} و ما يضره ذلك؟ قد قام عيسى{{ع}} بالحجة و هو ابن سنتين، وَ لَمَّا قُبِضَ الرِّضَا{{ع}} كَانَ سِنُّ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} نَحْوَ سَبْعِ سِنِينَ فَاخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ مِنَ النَّاسِ بِبَغْدَادَ وَ فِي الْأَمْصَارِ وَ اجْتَمَعَ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ حَكِيمٍ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْحَجَّاجِ وَ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ وَ جَمَاعَةٌ مِنْ وُجُوهِ الشِّيعَةِ وَ ثِقَاتِهِمْ فِي دَارِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ فِي بِرْكَةٍ زَلُولٍ يَبْكُونَ وَ يَتَوَجَّعُونَ مِنَ الْمُصِيبَةِ فَقَالَ لَهُمْ يُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ دَعُوا الْبُكَاءَ مَنْ لِهَذَا الْأَمْرِ وَ إِلَى مَنْ نَقْصِدُ بِالْمَسَائِلِ إِلَى أَنْ يَكْبَرَ هَذَا يَعْنِي أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} فَقَامَ إِلَيْهِ الرَّيَّانُ بْنُ الصَّلْتِ وَ وَضَعَ يَدَهُ فِي حَلْقِهِ وَ لَمْ يَزَلْ يَلْطِمُهُ وَ يَقُولُ لَهُ أَنْتَ تُظْهِرُ الْإِيمَانَ لَنَا وَ تُبْطِنُ الشَّكَّ وَ الشِّرْكَ إِنْ كَانَ أَمْرُهُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا فَلَوْ أَنَّهُ كَانَ ابْنَ يَوْمٍ وَاحِدٍ لَكَانَ بِمَنْزِلَةِ الشَّيْخِ الْعَالِمِ وَ فَوْقَهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَلَوْ عُمِّرَ أَلْفَ سَنَةٍ فَهُوَ وَاحِدٌ مِنَ النَّاسِ هَذَا مِمَّا يَنْبَغِي أَنْ يُفَكَّرَ فِيهِ.
فَأَقْبَلَتِ الْعِصَابَةُ عَلَيْهِ تُعَذِّلُهُ وَ تُوَبِّخُهُ وَ كَانَ وَقْتُ الْمَوْسِمِ فَاجْتَمَعَ مِنْ فُقَهَاءِ بَغْدَادَ وَ الْأَمْصَارِ وَ عُلَمَائِهِمْ ثَمَانُونَ رَجُلًا فَخَرَجُوا إِلَى الْحَجِّ وَ قَصَدُوا الْمَدِينَةَ لِيُشَاهِدُوا أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} فَلَمَّا وَافَوْا أَتَوْا دَارَ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ{{ع}} لِأَنَّهَا كَانَتْ فَارِغَةً وَ دَخَلُوهَا وَ جَلَسُوا عَلَى بِسَاطٍ كَبِيرٍ وَ خَرَجَ إِلَيْهِمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى فَجَلَسَ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ وَ قَامَ مُنَادٍ وَ قَالَ هَذَا ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنْ أَرَادَ السُّؤَالَ فَلْيَسْأَلْهُ.
فَأَقْبَلَتِ الْعِصَابَةُ عَلَيْهِ تُعَذِّلُهُ وَ تُوَبِّخُهُ وَ كَانَ وَقْتُ الْمَوْسِمِ فَاجْتَمَعَ مِنْ فُقَهَاءِ بَغْدَادَ وَ الْأَمْصَارِ وَ عُلَمَائِهِمْ ثَمَانُونَ رَجُلًا فَخَرَجُوا إِلَى الْحَجِّ وَ قَصَدُوا الْمَدِينَةَ لِيُشَاهِدُوا أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} فَلَمَّا وَافَوْا أَتَوْا دَارَ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ{{ع}} لِأَنَّهَا كَانَتْ فَارِغَةً وَ دَخَلُوهَا وَ جَلَسُوا عَلَى بِسَاطٍ كَبِيرٍ وَ خَرَجَ إِلَيْهِمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى فَجَلَسَ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ وَ قَامَ مُنَادٍ وَ قَالَ هَذَا ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنْ أَرَادَ السُّؤَالَ فَلْيَسْأَلْهُ.
فَسُئِلَ عَنْ أَشْيَاءَ أَجَابَ عَنْهَا بِغَيْرِ الْوَاجِبِ فَوَرَدَ عَلَى الشِّيعَةِ مَا حَيَّرَهُمْ وَ غَمَّهُمْ وَ اضْطَرَبَتِ الْفُقَهَاءُ وَ قَامُوا وَ هَمُّوا بِالانْصِرَافِ وَ قَالُوا فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} يَكْمُلُ لِجَوَابِ الْمَسَائِلِ لَمَا كَانَ مِنْ عَبْدِ اللَّهِ مَا كَانَ وَ مِنَ الْجَوَابِ بِغَيْرِ الْوَاجِبِ فَفُتِحَ عَلَيْهِمْ بَابٌ مِنْ صَدْرِ الْمَجْلِسِ وَ دَخَلَ مُوَفَّقٌ وَ قَالَ هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ فَقَامُوا إِلَيْهِ بِأَجْمَعِهِمْ وَ اسْتَقْبَلُوهُ وَ سَلَّمُوا عَلَيْهِ فَدَخَلَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِ قَمِيصَانِ وَ عِمَامَةٌ بِذُؤَابَتَيْنِ وَ فِي رِجْلَيْهِ نَعْلَانِ وَ جَلَسَ وَ أَمْسَكَ النَّاسُ كُلُّهُمْ فَقَامَ صَاحِبُ الْمَسْأَلَةِ فَسَأَلَهُ عَنْ مَسَائِلِهِ فَأَجَابَ عَنْهَا بِالْحَقِّ فَفَرِحُوا وَ دَعَوْا لَهُ وَ أَثْنَوْا عَلَيْهِ وَ قَالُوا لَهُ إِنَّ عَمَّكَ عَبْدَ اللَّهِ أَفْتَى بِكَيْتَ وَ كَيْتَ فَقَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَا عَمِّ إِنَّهُ عَظِيمٌ عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقِفَ غَداً بَيْنَ يَدَيْهِ فَيَقُولَ لَكَ لِمَ تُفْتِي عِبَادِي بِمَا لَمْ تَعْلَمْ وَ فِي الْأُمَّةِ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ}}؛ ([[عیون]] المعجزات، ص۱۲۲).</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۸.</ref>
فَسُئِلَ عَنْ أَشْيَاءَ أَجَابَ عَنْهَا بِغَيْرِ الْوَاجِبِ فَوَرَدَ عَلَى الشِّيعَةِ مَا حَيَّرَهُمْ وَ غَمَّهُمْ وَ اضْطَرَبَتِ الْفُقَهَاءُ وَ قَامُوا وَ هَمُّوا بِالانْصِرَافِ وَ قَالُوا فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} يَكْمُلُ لِجَوَابِ الْمَسَائِلِ لَمَا كَانَ مِنْ عَبْدِ اللَّهِ مَا كَانَ وَ مِنَ الْجَوَابِ بِغَيْرِ الْوَاجِبِ فَفُتِحَ عَلَيْهِمْ بَابٌ مِنْ صَدْرِ الْمَجْلِسِ وَ دَخَلَ مُوَفَّقٌ وَ قَالَ هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ فَقَامُوا إِلَيْهِ بِأَجْمَعِهِمْ وَ اسْتَقْبَلُوهُ وَ سَلَّمُوا عَلَيْهِ فَدَخَلَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِ قَمِيصَانِ وَ عِمَامَةٌ بِذُؤَابَتَيْنِ وَ فِي رِجْلَيْهِ نَعْلَانِ وَ جَلَسَ وَ أَمْسَكَ النَّاسُ كُلُّهُمْ فَقَامَ صَاحِبُ الْمَسْأَلَةِ فَسَأَلَهُ عَنْ مَسَائِلِهِ فَأَجَابَ عَنْهَا بِالْحَقِّ فَفَرِحُوا وَ دَعَوْا لَهُ وَ أَثْنَوْا عَلَيْهِ وَ قَالُوا لَهُ إِنَّ عَمَّكَ عَبْدَ اللَّهِ أَفْتَى بِكَيْتَ وَ كَيْتَ فَقَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَا عَمِّ إِنَّهُ عَظِيمٌ عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقِفَ غَداً بَيْنَ يَدَيْهِ فَيَقُولَ لَكَ لِمَ تُفْتِي عِبَادِي بِمَا لَمْ تَعْلَمْ وَ فِي الْأُمَّةِ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ}}؛ ([[عیون]] المعجزات، ص۱۲۲).</ref><ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص ۹۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:IM010215.jpg|22px]] [[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|'''دانشنامه جوادالائمه''']]
# [[پرونده:IM010215.jpg|22px]] [[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|'''دانشنامه جوادالائمه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش