پرش به محتوا

بشیر بن سعد بن ثعلبه خزرجی: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
خط ۱۷: خط ۱۷:
[[علامه حلی]]<ref>خلاصة الأقوال، ص۷۸.</ref> در کتابش در قسم {{عربی|"فيمن اعتمد عليه"}} از او یاد کرده است. همچنین [[قاضی]] [[نورالله شوشتری]]<ref>شوشتری، ج۱، ص۲۴۰.</ref> [[بیعت]] او را با ابوبکر درست ندانسته است؛ زیرا آنان به انصار چنین [[القا]] کردند که حضرت علی{{ع}} در [[خانه]] نشسته و از خلافت [[چشم]] پوشیده است و چون میان انصار و [[قریش]] سخنانی رد و بدل شد، در نظر او (بشیر) [[استحقاق]] خلافت بر قریش تقویت گردید و با آنان بیعت کرد. قاضی احتمال داده پس از اینکه [[حیله]] آنان بر بشیر روشن شد، او از بیعت خود پشیمان گردید. البته با توجه به مواضع بشیر و خدمات او به [[خلفا]]، بعید است [[فریب]] خورده باشد. به هر حال، وقتی [[خالد بن ولید]] به [[عراق]] آمد، بشیر را به بانقیا (نام دهکده‌ای در نزدیک [[کوفه]]) فرستاد و در درگیری میان [[سپاه]] او با فرخزاد، [[فرمانده]] ساسانی، فرخزاد کشته شد و بشیر نیز مجروح گردید<ref>بلاذری، ج۲، ص۲۹۹.</ref>.
[[علامه حلی]]<ref>خلاصة الأقوال، ص۷۸.</ref> در کتابش در قسم {{عربی|"فيمن اعتمد عليه"}} از او یاد کرده است. همچنین [[قاضی]] [[نورالله شوشتری]]<ref>شوشتری، ج۱، ص۲۴۰.</ref> [[بیعت]] او را با ابوبکر درست ندانسته است؛ زیرا آنان به انصار چنین [[القا]] کردند که حضرت علی{{ع}} در [[خانه]] نشسته و از خلافت [[چشم]] پوشیده است و چون میان انصار و [[قریش]] سخنانی رد و بدل شد، در نظر او (بشیر) [[استحقاق]] خلافت بر قریش تقویت گردید و با آنان بیعت کرد. قاضی احتمال داده پس از اینکه [[حیله]] آنان بر بشیر روشن شد، او از بیعت خود پشیمان گردید. البته با توجه به مواضع بشیر و خدمات او به [[خلفا]]، بعید است [[فریب]] خورده باشد. به هر حال، وقتی [[خالد بن ولید]] به [[عراق]] آمد، بشیر را به بانقیا (نام دهکده‌ای در نزدیک [[کوفه]]) فرستاد و در درگیری میان [[سپاه]] او با فرخزاد، [[فرمانده]] ساسانی، فرخزاد کشته شد و بشیر نیز مجروح گردید<ref>بلاذری، ج۲، ص۲۹۹.</ref>.


از او نقل شده است که فرزند نوجوانش (نام او ذکر نشده) را نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورد و گفت: من به او [[مالی]] بخشیده ‌ام، شما [[شاهد]] باشید. [[حضرت]] فرمود: آیا [[فرزندی]] غیر از این داری؟ گفت: بله. فرمود: آیا به آنان هم مثل او بخشیده‌ای؟ گفت: نه. حضرت فرمود: من شاهد نمی‌شوم. در [[منابع فقهی]] درباره [[کراهت]] یا عدم کراهت این کار سخن گفته‌اند<ref> ر.ک: علامه حلی، تذکره، ج۲، ص۴۲۴؛ شهید ثانی، ج۶، ص۲۹.</ref>. همچنین وی از آن حضرت نقل کرده است: «چه بسیار افرادی که حاملان [[فقه]] هستند، اما [[فقیه]] نیستند، و چه بسیار حاملان فقه به دیگری که او افقه، است. سه چیز در آنها [[غل]] و [[غش]] نیست [[قلب]] [[مؤمن]] که فقط برای [[خدا]] کار می‌کند؛ نصحیت [[حاکمان]] [[مسلمان]] و [[همراهی]] با [[جماعت]] [[مسلمانان]] بگویید»<ref>ابن قانع، ج۱، ص۹۷؛ طبرانی، ج۲، ص۴۱؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۸۸.</ref>. همچنین او از رسول خدا{{صل}} در اینکه چگونه [[صلوات]] بفرستند، پرسید و آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيدٌ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيدٌ}}<ref>طبرانی، ج۱۷، ص۲۵۱.</ref>؛ [[جابر بن عبدالله]] و فرزند بشیر، نعمان<ref>ابن اثیر، ج۱، ص۳۹۸.</ref> و نوه بشیر، [[محمد]] از او [[روایت]] کرده‌اند<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. از [[تابعین]]، [[عروه]] و [[شعبی]] به طریق ارسال<ref>ابن اثیر، ج۱، ص۳۹۸.</ref> و [[حمید بن عبدالرحمان بن عوف]] از او روایت کرده‌اند<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. وی در سال دوازدهم در [[عین التمر]] کشته شد<ref>واقدی، ج۱، ص۱۶۵؛ ابن حبان، مشاهیر، ص۳۳؛ بلاذری، ج۲، ص۲۹۹؛ ابونعیم، ج۱، ص۳۹۷.</ref>.<ref>[[حسین مرادی‌نسب|مرادی‌نسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «بشیر بن سعد بن ثعلبه خزرجی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۲۴۸-۲۴۹.</ref>
از او نقل شده است که فرزند نوجوانش (نام او ذکر نشده) را نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آورد و گفت: من به او [[مالی]] بخشیده ‌ام، شما [[شاهد]] باشید. [[حضرت]] فرمود: آیا [[فرزندی]] غیر از این داری؟ گفت: بله. فرمود: آیا به آنان هم مثل او بخشیده‌ای؟ گفت: نه. حضرت فرمود: من شاهد نمی‌شوم. در [[منابع فقهی]] درباره [[کراهت]] یا عدم کراهت این کار سخن گفته‌اند<ref> ر.ک: علامه حلی، تذکره، ج۲، ص۴۲۴؛ شهید ثانی، ج۶، ص۲۹.</ref>. همچنین وی از آن حضرت نقل کرده است: «چه بسیار افرادی که حاملان [[فقه]] هستند، اما [[فقیه]] نیستند، و چه بسیار حاملان فقه به دیگری که او افقه، است. سه چیز در آنها [[غل]] و [[غش]] نیست [[قلب]] [[مؤمن]] که فقط برای [[خدا]] کار می‌کند؛ نصحیت [[حاکمان]] [[مسلمان]] و [[همراهی]] با [[جماعت]] [[مسلمانان]] بگویید»<ref>ابن قانع، ج۱، ص۹۷؛ طبرانی، ج۲، ص۴۱؛ ابن عساکر، ج۱۰، ص۲۸۸.</ref>. همچنین او از رسول خدا{{صل}} در اینکه چگونه [[صلوات]] بفرستند، پرسید و آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيدٌ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيدٌ}}<ref>طبرانی، ج۱۷، ص۲۵۱.</ref>؛ [[جابر بن عبدالله]] و فرزند بشیر، نعمان<ref>ابن اثیر، ج۱، ص۳۹۸.</ref> و نوه بشیر، [[محمد]] از او [[روایت]] کرده‌اند<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. از [[تابعین]]، [[عروه]] و [[شعبی]] به طریق ارسال<ref>ابن اثیر، ج۱، ص۳۹۸.</ref> و [[حمید بن عبدالرحمان بن عوف]] از او روایت کرده‌اند<ref>ابن حجر، ج۱، ص۴۰۷.</ref>. وی در سال دوازدهم در [[عین التمر]] کشته شد<ref>واقدی، ج۱، ص۱۶۵؛ ابن حبان، مشاهیر، ص۳۳؛ بلاذری، ج۲، ص۲۹۹؛ ابونعیم، ج۱، ص۳۹۷.</ref><ref>[[حسین مرادی‌نسب|مرادی‌نسب، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «بشیر بن سعد بن ثعلبه خزرجی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۲۴۸-۲۴۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
*[[نعمان بن بشیر خزرجی]] (فرزند)
* [[نعمان بن بشیر خزرجی]] (فرزند)
* [[سریه بشیر بن سعد الانصاری]]
* [[سریه بشیر بن سعد الانصاری]]
{{پایان مدخل وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش