بنیقینقاع در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
[[بنیقینقاع]] یکی از [[قبایل یهودی]] [[مدینه]] بودند. آنان تنها قبیلهای بود که در یک محله خاص در داخل [[مدینه]] سکونت داشت. بنیقینقاع [[زمین]] زراعتی نداشتند و آن را در [[مخالفت]] و [[مبارزه]] با [[قبایل]] دیگر یهود از دست داده بودند. و تنها از راه طلاسازی و ساخت و فروش [[سلاح]] و [[بازرگانی]] [[زندگی]] میکردند، از [[مال]] و [[ثروت]] برخوردار بودند. یهود از [[پیروزی]] [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] بسیار ناراحت شده و [[غیظ]] و [[غضب]] و هم [[حسادت]] بر آنها [[غلبه]] کرده بود. این [[قدرت]] نوظهور برای آنها [[نگرانی]] به بار آورده بود و به [[فکر]] چاره انداخته بود. | [[بنیقینقاع]] یکی از [[قبایل یهودی]] [[مدینه]] بودند. آنان تنها قبیلهای بود که در یک محله خاص در داخل [[مدینه]] سکونت داشت. بنیقینقاع [[زمین]] زراعتی نداشتند و آن را در [[مخالفت]] و [[مبارزه]] با [[قبایل]] دیگر یهود از دست داده بودند. و تنها از راه طلاسازی و ساخت و فروش [[سلاح]] و [[بازرگانی]] [[زندگی]] میکردند، از [[مال]] و [[ثروت]] برخوردار بودند. یهود از [[پیروزی]] [[مسلمانان]] در [[جنگ بدر]] بسیار ناراحت شده و [[غیظ]] و [[غضب]] و هم [[حسادت]] بر آنها [[غلبه]] کرده بود. این [[قدرت]] نوظهور برای آنها [[نگرانی]] به بار آورده بود و به [[فکر]] چاره انداخته بود. | ||
[[مورخان]] معتقدند اولین قبیلهای که [[دشمنی]] خویش و آنچه در [[دل]] داشت را آشکار کرده و به [[سرکشی]] روی آورد قبیله بنی قینقاع بود<ref>السیرة النبویة، ج۲، ص۴۷؛ البدایة و النهایة، ج۴، ص۳؛ سبل الهدی، ج۴، ص۱۷۹؛ سیر اعلام النبلاء، ج۱، ص۳۸۷؛ سیره ابن اسحاق، ج۱، ص۳۱۴؛ تاریخ خلیفة ابن خیاط، ج۱، ص۶۶.</ref> | [[مورخان]] معتقدند اولین قبیلهای که [[دشمنی]] خویش و آنچه در [[دل]] داشت را آشکار کرده و به [[سرکشی]] روی آورد قبیله بنی قینقاع بود<ref>السیرة النبویة، ج۲، ص۴۷؛ البدایة و النهایة، ج۴، ص۳؛ سبل الهدی، ج۴، ص۱۷۹؛ سیر اعلام النبلاء، ج۱، ص۳۸۷؛ سیره ابن اسحاق، ج۱، ص۳۱۴؛ تاریخ خلیفة ابن خیاط، ج۱، ص۶۶.</ref><ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|جانشین پیامبر]]، ص ۱۴۶.</ref> | ||
===نسب=== | ===نسب=== | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
برخی [[روایات تفسیری]] در ذیل برخی [[آیات]] از نقش عبدالله بن ابیّ در نبرد بنیقینقاع سخن گفتهاند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ }}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست میشکنند؛ میگویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل مینهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۱-۵۲.</ref>، در این [[آیات]] [[خداوند]] از [[مؤمنان]] میخواهد [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] را [[دوستان]] خود نشمارند و گرنه در شمار آنها شناخته خواهند شد. [[بیماردلان]] (عبدالله بن ابیّ) در [[گرایش]] به آنها ([[بنی قینقاع]]) شتاب دارند و میگویند که ما نگران روزهای سختیم. چه بسا خداوند ظفری بیاورد، آنگاه به سبب آنچه در [[دل]] پنهان میکردند پشیمان خواهند شد<ref> السیرة النبویه، ج ۲، ص ۵۶۲.</ref>. عموم [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ}}<ref>«به کافران بگو: از پا در خواهید آمد و در دوزخ گردتان میآورند و این بستر، بد است» سوره آل عمران، آیه ۱۲.</ref> را نیز [[پیشگویی]] [[قرآن]] از [[شکست]] ایشان دانسته و در اینباره از [[قبایل]] سهگانه [[یهود]] یثرب نام بردهاند<ref> التفسیر الکبیر، ج ۷، ص ۲۰۰.</ref>. با توجه به اینکه خداوند در آغاز این [[سوره]]، از [[نزول]] [[تورات]] [[سخن]] گفته، مفسران خطاب آیات بعدی را عمدتاً متوجه یهودیان دانسته و این آیه را بر یهودیان شکست خورده [[تطبیق]] کردهاند؛ امّا تطبیق کافران بر یهود و همچنین تطبیق شکست بر شکست یهودیان از [[پیامبر]] در [[زندگی دنیوی]] چندان صریح نیست. ضمن آنکه واژه کافران در آیه، بر بتپرستان بیش از یهودیان قابل تطبیق است، در نتیجه به نظر میرسد مفسران سدههای نخست وعیدهای خداوند به بتپرستان [[عرب]] را به یهودیان نسبت دادهاند تا ذهنیت منفی آیات را از بتپرستان عرب و از جمله [[قریش]] بازگردانند. | برخی [[روایات تفسیری]] در ذیل برخی [[آیات]] از نقش عبدالله بن ابیّ در نبرد بنیقینقاع سخن گفتهاند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ }}<ref>«ای مؤمنان! یهودیان و مسیحیان را دوست مگیرید که آنان (در برابر شما) هوادار یکدیگرند و هر کس از شما آنان را دوست بگیرد از آنان است؛ بیگمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمیکند آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست میشکنند؛ میگویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل مینهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۱-۵۲.</ref>، در این [[آیات]] [[خداوند]] از [[مؤمنان]] میخواهد [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] را [[دوستان]] خود نشمارند و گرنه در شمار آنها شناخته خواهند شد. [[بیماردلان]] (عبدالله بن ابیّ) در [[گرایش]] به آنها ([[بنی قینقاع]]) شتاب دارند و میگویند که ما نگران روزهای سختیم. چه بسا خداوند ظفری بیاورد، آنگاه به سبب آنچه در [[دل]] پنهان میکردند پشیمان خواهند شد<ref> السیرة النبویه، ج ۲، ص ۵۶۲.</ref>. عموم [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ}}<ref>«به کافران بگو: از پا در خواهید آمد و در دوزخ گردتان میآورند و این بستر، بد است» سوره آل عمران، آیه ۱۲.</ref> را نیز [[پیشگویی]] [[قرآن]] از [[شکست]] ایشان دانسته و در اینباره از [[قبایل]] سهگانه [[یهود]] یثرب نام بردهاند<ref> التفسیر الکبیر، ج ۷، ص ۲۰۰.</ref>. با توجه به اینکه خداوند در آغاز این [[سوره]]، از [[نزول]] [[تورات]] [[سخن]] گفته، مفسران خطاب آیات بعدی را عمدتاً متوجه یهودیان دانسته و این آیه را بر یهودیان شکست خورده [[تطبیق]] کردهاند؛ امّا تطبیق کافران بر یهود و همچنین تطبیق شکست بر شکست یهودیان از [[پیامبر]] در [[زندگی دنیوی]] چندان صریح نیست. ضمن آنکه واژه کافران در آیه، بر بتپرستان بیش از یهودیان قابل تطبیق است، در نتیجه به نظر میرسد مفسران سدههای نخست وعیدهای خداوند به بتپرستان [[عرب]] را به یهودیان نسبت دادهاند تا ذهنیت منفی آیات را از بتپرستان عرب و از جمله [[قریش]] بازگردانند. | ||
درباره [[غنایم]] بنیقینقاع جزئیات فراوانی گزارش نشده است. از برآیند گزارشها برمیآید که پیامبر از داراییهای منقولشان تنها تجهیزات رزمی ایشان را به [[غنیمت]] گرفته باشد و از میان آن افزون بر کنار نهادن [[خمس]] غنایم، چند [[شمشیر]]، [[زره]]، نیزه و کمان برای خود برداشته است<ref> الطبقات، ج ۱، ص ۴۸۶ ـ ۴۸۹؛ ترکة النبی{{صل}}، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref> | درباره [[غنایم]] بنیقینقاع جزئیات فراوانی گزارش نشده است. از برآیند گزارشها برمیآید که پیامبر از داراییهای منقولشان تنها تجهیزات رزمی ایشان را به [[غنیمت]] گرفته باشد و از میان آن افزون بر کنار نهادن [[خمس]] غنایم، چند [[شمشیر]]، [[زره]]، نیزه و کمان برای خود برداشته است<ref> الطبقات، ج ۱، ص ۴۸۶ ـ ۴۸۹؛ ترکة النبی{{صل}}، ج ۱، ص ۱۰۲.</ref><ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[بنی قَیْنُقاع (مقاله)|مقاله «بنی قَیْنُقاع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref> | ||
==[[بنی قینقاع]] پس از [[تبعید]]== | ==[[بنی قینقاع]] پس از [[تبعید]]== | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
منابع در گزارش حوادث [[جنگ احد]] در [[سال سوم هجری]] آوردهاند که [[عبدالله بن ابیّ]] با چند صد تن از هوادارانش برای [[پیوستن]] به [[سپاه اسلام]] آمده بودند که [[پیامبر]] متوجه شد بخشی از ایشان از همپیمانان بنیقینقاعی وی هستند و از اینرو با این سخن که از [[مشرکان]] [[یاری]] نمیطلبم، حضور ایشان را نپذیرفت<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۴۸.</ref>. این گزارش هرچند مشهور است پذیرفتنی نیست، زیرا ایشان پیش از [[نبرد]] [[احد]] تبعید شده بودند و افزون بر این، [[یهودیان]] [[موحّد]] بودند و نمیتوان عنوان [[مشرک]] را بر ایشان [[تطبیق]] کرد. | منابع در گزارش حوادث [[جنگ احد]] در [[سال سوم هجری]] آوردهاند که [[عبدالله بن ابیّ]] با چند صد تن از هوادارانش برای [[پیوستن]] به [[سپاه اسلام]] آمده بودند که [[پیامبر]] متوجه شد بخشی از ایشان از همپیمانان بنیقینقاعی وی هستند و از اینرو با این سخن که از [[مشرکان]] [[یاری]] نمیطلبم، حضور ایشان را نپذیرفت<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۴۸.</ref>. این گزارش هرچند مشهور است پذیرفتنی نیست، زیرا ایشان پیش از [[نبرد]] [[احد]] تبعید شده بودند و افزون بر این، [[یهودیان]] [[موحّد]] بودند و نمیتوان عنوان [[مشرک]] را بر ایشان [[تطبیق]] کرد. | ||
به رغم تبعید بنیقینقاع در [[سال دوم هجری]]، در سالهای بعد نیز گاه گزارشهایی از آنان به چشم میخورد؛ از جمله اینکه تنی از آنها در [[نبرد خیبر]] در سپاه اسلام حضور داشتند<ref> الام، ج ۴، ص ۲۷۶.</ref>. [[ابن هشام]] نیز هنگامی که [[منافقان]] مدینه را برمیشمرد تنی چند از بنیقینقاع را چون [[زید بن لصیب]]، [[نعمان بن اوفی]]، [[رافع بن حریمله]]، [[رفاعة بن زید]]، [[سلسلة بن برهام]] و [[کنانة بن صوریا]] نام میبرد<ref> السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المحبر، ص ۴۷۰.</ref>. به نظر میرسد این عده پیش از تبعید بنیقینقاع [[اسلام]] آورده بودند تا بتوانند در یثرب بمانند و شاید بتوان [[منافع]] [[اقتصادی]] را عامل محافظه کاری ایشان دانست، اگرچه منابع، بیشتر از [[اقدامات فرهنگی]] و [[سیاسی]] ایشان بر ضدّ پیامبر یاد کردهاند<ref> السیرةالنبویه، ج ۲، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المحبر، ص ۴۷۰.</ref> و کمتر از وضعیت اقتصادی ایشان سخنی هست<ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[بنی قَیْنُقاع (مقاله)|مقاله «بنی قَیْنُقاع»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | به رغم تبعید بنیقینقاع در [[سال دوم هجری]]، در سالهای بعد نیز گاه گزارشهایی از آنان به چشم میخورد؛ از جمله اینکه تنی از آنها در [[نبرد خیبر]] در سپاه اسلام حضور داشتند<ref> الام، ج ۴، ص ۲۷۶.</ref>. [[ابن هشام]] نیز هنگامی که [[منافقان]] مدینه را برمیشمرد تنی چند از بنیقینقاع را چون [[زید بن لصیب]]، [[نعمان بن اوفی]]، [[رافع بن حریمله]]، [[رفاعة بن زید]]، [[سلسلة بن برهام]] و [[کنانة بن صوریا]] نام میبرد<ref> السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المحبر، ص ۴۷۰.</ref>. به نظر میرسد این عده پیش از تبعید بنیقینقاع [[اسلام]] آورده بودند تا بتوانند در یثرب بمانند و شاید بتوان [[منافع]] [[اقتصادی]] را عامل محافظه کاری ایشان دانست، اگرچه منابع، بیشتر از [[اقدامات فرهنگی]] و [[سیاسی]] ایشان بر ضدّ پیامبر یاد کردهاند<ref> السیرةالنبویه، ج ۲، ص ۳۶۹ ـ ۳۷۰؛ المحبر، ص ۴۷۰.</ref> و کمتر از وضعیت اقتصادی ایشان سخنی هست<ref>[[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[بنی قَیْنُقاع (مقاله)|مقاله «بنی قَیْنُقاع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:000057.jpg|22px]] [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[بنی قَیْنُقاع (مقاله)|مقاله «بنی قَیْنُقاع»]]، [[ دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|''' دائرة المعارف قرآن کریم ج۶''']] | # [[پرونده:000057.jpg|22px]] [[مهران اسماعیلی|اسماعیلی، مهران]]، [[بنی قَیْنُقاع (مقاله)|مقاله «بنی قَیْنُقاع»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|''' دائرة المعارف قرآن کریم ج۶''']] | ||
#[[پرونده:IM010213.jpg|22px]] [[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|'''جانشین پیامبر''']] | # [[پرونده:IM010213.jpg|22px]] [[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[جانشین پیامبر (کتاب)|'''جانشین پیامبر''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||