بیوفایی در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\'\'\'\[\[(.*)\]\]\'\'\'(.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\sn...) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
==نکاتی [[قرآنی]] درباره [[رذیلت]] [[بیوفایی]]== | ==نکاتی [[قرآنی]] درباره [[رذیلت]] [[بیوفایی]]== | ||
*[[قرآن کریم]] را در این رابطه سخن بسیار است، که به تکرار و تأکید بدان پرداخته است؛ ما در این جا به برخی از نکات [[قرآنی]] در این زمینه اشاره میکنیم. | * [[قرآن کریم]] را در این رابطه سخن بسیار است، که به تکرار و تأکید بدان پرداخته است؛ ما در این جا به برخی از نکات [[قرآنی]] در این زمینه اشاره میکنیم. | ||
#این [[کتاب آسمانی]]، در مرتبه نخست به بسیاری [[نعمتهای الهی]] بر [[انسان]]، و در عین حال [[کفران نعمت]] از سوی آنان اشاره میکند: {{متن قرآن|وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref>«و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد ؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>. | #این [[کتاب آسمانی]]، در مرتبه نخست به بسیاری [[نعمتهای الهی]] بر [[انسان]]، و در عین حال [[کفران نعمت]] از سوی آنان اشاره میکند: {{متن قرآن|وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref>«و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد ؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است» سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref>. | ||
#در مرتبه دوّم، به آن که گویا [[انسان]] بر صفت کفران سرشته شده، و یا دستکم بسیاری از آنان اینگونهاند، اشاره مینماید. این تأکید از آن رو است که اهمیْت این صفت را در بارگاه ربوبی بازنماید: {{متن قرآن|فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}}<ref>«امّا بیشتر مردم جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۸۹.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا}}<ref>«و چون در دریا گزند به شما رسد آنان که (اکنون به پرستش) میخوانید ناپدید میشوند جز خداوند اما چون شما را تا خشکی رساند رو میگردانید و آدمی، ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۶۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۰-۱۴۱.</ref>. | #در مرتبه دوّم، به آن که گویا [[انسان]] بر صفت کفران سرشته شده، و یا دستکم بسیاری از آنان اینگونهاند، اشاره مینماید. این تأکید از آن رو است که اهمیْت این صفت را در بارگاه ربوبی بازنماید: {{متن قرآن|فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}}<ref>«امّا بیشتر مردم جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۸۹.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا}}<ref>«و چون در دریا گزند به شما رسد آنان که (اکنون به پرستش) میخوانید ناپدید میشوند جز خداوند اما چون شما را تا خشکی رساند رو میگردانید و آدمی، ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۶۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۰-۱۴۱.</ref>. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
==نعمتهایی ویژه [[بنیاسرائیل]]== | ==نعمتهایی ویژه [[بنیاسرائیل]]== | ||
#'''[[برتری]] آنان بر تمامی [[مردمان]]:''' {{متن قرآن|وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«به یاد آورید و (نیز) این را که شما را بر جهانیان برتری دادم» سوره بقره، آیه ۴۷.</ref>. منظور از "برتریِ ایشان"، برخورداری آنان از همین نعمتهایی است، که در این سطور از آن سخن خواهیم داشت. بنابراین، مراد از [[برتری]] قومی نسبت به دیگر [[اقوام]]، تسلّط آنان بر دیگران، و یا [[برتری]] رتبه آنان نخواهد بود؛ تا بتوان از این [[ناحیه]]، [[آیه شریفه]] را مورد اشکال قرار داد، و سرانجام به پاسخ ناصواب برخی از مفسّران نیاز افتد، که: "مراد از جهانیان را، تنها [[مردم مصر]]، و نه همه [[مردم]] آن روزگار" دانستهاند. پر واضح است که مراد از "عالمین" در اینجا، همه [[مردمان]] خواهد بود؛ امّا [[برتری]] آنان بر دیگران، نه در رتبه و [[منزلت]]، که در برخورداری از این ###[[313]]### میباشد و بس<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۴-۱۴۵.</ref>. | #'''[[برتری]] آنان بر تمامی [[مردمان]]:''' {{متن قرآن|وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«به یاد آورید و (نیز) این را که شما را بر جهانیان برتری دادم» سوره بقره، آیه ۴۷.</ref>. منظور از "برتریِ ایشان"، برخورداری آنان از همین نعمتهایی است، که در این سطور از آن سخن خواهیم داشت. بنابراین، مراد از [[برتری]] قومی نسبت به دیگر [[اقوام]]، تسلّط آنان بر دیگران، و یا [[برتری]] رتبه آنان نخواهد بود؛ تا بتوان از این [[ناحیه]]، [[آیه شریفه]] را مورد اشکال قرار داد، و سرانجام به پاسخ ناصواب برخی از مفسّران نیاز افتد، که: "مراد از جهانیان را، تنها [[مردم مصر]]، و نه همه [[مردم]] آن روزگار" دانستهاند. پر واضح است که مراد از "عالمین" در اینجا، همه [[مردمان]] خواهد بود؛ امّا [[برتری]] آنان بر دیگران، نه در رتبه و [[منزلت]]، که در برخورداری از این ### [[313]]### میباشد و بس<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۴-۱۴۵.</ref>. | ||
#'''آزاد شدن آنان از بند [[فرعون]] و [[فرعونیان]]:''' [[فرعونی]] که [[فرزندان]] آنان را به [[قتل]] میرسانید، و زنانشان را برای به بردگی رفتن زنده نگاه میداشت؛ و به کوتاه سخن، آنان را به بلایی بزرگ [[مبتلا]] ساخته بود!: {{متن قرآن|وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود» سوره بقره، آیه ۴۹.</ref>. بهویژه اگر به این [[تفسیر]] مشهور در میان مفسّران، نکتهای دیگر را نیز اضافه کنیم، بیشتر به آنچه آنان به آن [[مبتلا]] شده بودند، پی میبریم. چه به نظر ما این [[آیه]] میتواند اشارهای به از بین بردن [[غیرت]] در وجود مردان، و حیاء و عفّت در وجود بانوان باشد. بدین ترتیب با [[قتل]] [[روح]] اهالی آن [[جامعه]]، مردانی بیغیرت و زنانی بیعفّت باقی میماندند، که از [[فطرت انسانی]] خود فرسنگها فاصله داشتند؛[[بلاء]] بزرگی که [[حضرت حق]] آنان را از آن رهانید، این [[بلا]] بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۵.</ref>. | #'''آزاد شدن آنان از بند [[فرعون]] و [[فرعونیان]]:''' [[فرعونی]] که [[فرزندان]] آنان را به [[قتل]] میرسانید، و زنانشان را برای به بردگی رفتن زنده نگاه میداشت؛ و به کوتاه سخن، آنان را به بلایی بزرگ [[مبتلا]] ساخته بود!: {{متن قرآن|وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود» سوره بقره، آیه ۴۹.</ref>. بهویژه اگر به این [[تفسیر]] مشهور در میان مفسّران، نکتهای دیگر را نیز اضافه کنیم، بیشتر به آنچه آنان به آن [[مبتلا]] شده بودند، پی میبریم. چه به نظر ما این [[آیه]] میتواند اشارهای به از بین بردن [[غیرت]] در وجود مردان، و حیاء و عفّت در وجود بانوان باشد. بدین ترتیب با [[قتل]] [[روح]] اهالی آن [[جامعه]]، مردانی بیغیرت و زنانی بیعفّت باقی میماندند، که از [[فطرت انسانی]] خود فرسنگها فاصله داشتند؛[[بلاء]] بزرگی که [[حضرت حق]] آنان را از آن رهانید، این [[بلا]] بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۵.</ref>. | ||
#'''شکافتن [[رود نیل]]:'''شکافتن این [[رود]] بزرگ و [[نجات]] آنان از دست [[فرعونیان]]، و سرانجام نابودی [[یاران]] [[فرعون]] در [[دل]] رودخانه- که همه در مقابل چشمان باز [[بنیاسرائیل]] صورت گرفت- نیز، در شمار نعمتهای خاصّی بود، که [[خداوند]] به آنان عطا فرمود: {{متن قرآن|وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که دریا را با (ورود) شما شکافتیم پس شما را رهانیدیم و فرعونیان را در حالی که خود مینگریستید، غرق کردیم» سوره بقره، آیه ۵۰.</ref>. این [[نعمت]] خود معجزهای بزرگ برای آنان، و نیز دشمنانشان بود؛ امّا سرانجام [[طمع]] [[یاران]] [[فرعون]] برای دستیابی به این [[قوم]]، آنان را از درسآموزی از این [[معجزه]] بازداشت، و به [[غضب الهی]] در [[میانه]] [[رود]] غرقشان ساخت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۶.</ref>. | #'''شکافتن [[رود نیل]]:'''شکافتن این [[رود]] بزرگ و [[نجات]] آنان از دست [[فرعونیان]]، و سرانجام نابودی [[یاران]] [[فرعون]] در [[دل]] رودخانه- که همه در مقابل چشمان باز [[بنیاسرائیل]] صورت گرفت- نیز، در شمار نعمتهای خاصّی بود، که [[خداوند]] به آنان عطا فرمود: {{متن قرآن|وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که دریا را با (ورود) شما شکافتیم پس شما را رهانیدیم و فرعونیان را در حالی که خود مینگریستید، غرق کردیم» سوره بقره، آیه ۵۰.</ref>. این [[نعمت]] خود معجزهای بزرگ برای آنان، و نیز دشمنانشان بود؛ امّا سرانجام [[طمع]] [[یاران]] [[فرعون]] برای دستیابی به این [[قوم]]، آنان را از درسآموزی از این [[معجزه]] بازداشت، و به [[غضب الهی]] در [[میانه]] [[رود]] غرقشان ساخت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۶.</ref>. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
#'''پیدایش چشمههای [[آب]]:''' جوشیدن چشمههای [[آب]] از سنگ، و جاری شدن آن به تعداد گروههای [[دوازدهگانه]] آنان نیز، در شمار دیگر [[نعمتهای الهی]] قرار دارد: {{متن قرآن|وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۸.</ref>. | #'''پیدایش چشمههای [[آب]]:''' جوشیدن چشمههای [[آب]] از سنگ، و جاری شدن آن به تعداد گروههای [[دوازدهگانه]] آنان نیز، در شمار دیگر [[نعمتهای الهی]] قرار دارد: {{متن قرآن|وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۴۸.</ref>. | ||
*این هشت مورد، مهمترین نعمتهایی بود که [[حضرت حق]]، بیدریخ نثار آنان نمود. | *این هشت مورد، مهمترین نعمتهایی بود که [[حضرت حق]]، بیدریخ نثار آنان نمود. | ||
*[[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] بارها به یادکرد از این [[نعمتها]] پرداخته، تا [[شأن]] [[نعمت]] بخشی خود را باز نماید. در مقابل، [[یهود]] ناسپاس امّا به [[کفران نعمت]] - و نه سپاسگزاریِ از آن - پرداختند، و به صورت آشکار به [[انکار]] آن پرداختند. | * [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] بارها به یادکرد از این [[نعمتها]] پرداخته، تا [[شأن]] [[نعمت]] بخشی خود را باز نماید. در مقابل، [[یهود]] ناسپاس امّا به [[کفران نعمت]] - و نه سپاسگزاریِ از آن - پرداختند، و به صورت آشکار به [[انکار]] آن پرداختند. | ||
==انواع [[ناسپاسی]] [[یهود]]== | ==انواع [[ناسپاسی]] [[یهود]]== | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
#'''[[ایمان]] پابرجا به گوساله:''' عجیب آنکه اینان پس از آنکه مجسّمه گوساله بهوسیله [[حضرت موسی]]{{ع}} نابود شد، باز هم [[ایمان]] به آن را از [[قلب]] خویش نستردند؛ بلکه با وجود مشاهده [[معجزات]] آن [[حضرت]]، همچنان به ربوبیّت آن [[مجسمه]] [[ایمان]] داشتند!: {{متن قرآن|وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ}}<ref>«و به سبب کفری که داشتند، (مهر) گوساله در دلشان جایگیر شد» سوره بقره، آیه ۹۳.</ref>. از اینرو، [[خداوند]] [[معجزه]] دیگری در [[اختیار]] [[حضرت موسی]]{{ع}} نهاد، که از تمامی [[معجزات]] دیگر شگفتآورتر بود. آن [[معجزه]]، ایستادن کوهی بر فراز سر آنان بود، که اگر به [[میثاق]] خویش - یا همان [[تورات]] - عمل نکنند، آن کوه بر سرشان فرود آید. عجیب آنکه آنان با مشاهده این معجزه خاص، بازهم کفران ورزیده از [[تورات]] روی گرداندند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ * ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز (سر) تان برافراختیم. (و گفتیم) آنچه به شما دادیم با توانمندی بگیرید و از آنچه در آن است یاد کنید، باشد که پرهیزگاری ورزید * باز از پس آن (پیمان) روی گرداندید» سوره بقره، آیه ۶۳-۶۴.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا}}<ref>«و آنگاه که از شما پیمان گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز (سر) تان برافراختیم (و گفتیم) آنچه به شما بخشیدهایم، با توانمندی (در اختیار) گیرید و گوش به فرمان باشید؛ (به زبان) گفتند شنفتیم و (به دل گفتند) نپذیرفتیم» سوره بقره، آیه ۹۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۱-۱۵۲.</ref>. | #'''[[ایمان]] پابرجا به گوساله:''' عجیب آنکه اینان پس از آنکه مجسّمه گوساله بهوسیله [[حضرت موسی]]{{ع}} نابود شد، باز هم [[ایمان]] به آن را از [[قلب]] خویش نستردند؛ بلکه با وجود مشاهده [[معجزات]] آن [[حضرت]]، همچنان به ربوبیّت آن [[مجسمه]] [[ایمان]] داشتند!: {{متن قرآن|وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ}}<ref>«و به سبب کفری که داشتند، (مهر) گوساله در دلشان جایگیر شد» سوره بقره، آیه ۹۳.</ref>. از اینرو، [[خداوند]] [[معجزه]] دیگری در [[اختیار]] [[حضرت موسی]]{{ع}} نهاد، که از تمامی [[معجزات]] دیگر شگفتآورتر بود. آن [[معجزه]]، ایستادن کوهی بر فراز سر آنان بود، که اگر به [[میثاق]] خویش - یا همان [[تورات]] - عمل نکنند، آن کوه بر سرشان فرود آید. عجیب آنکه آنان با مشاهده این معجزه خاص، بازهم کفران ورزیده از [[تورات]] روی گرداندند: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ * ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که از شما پیمان گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز (سر) تان برافراختیم. (و گفتیم) آنچه به شما دادیم با توانمندی بگیرید و از آنچه در آن است یاد کنید، باشد که پرهیزگاری ورزید * باز از پس آن (پیمان) روی گرداندید» سوره بقره، آیه ۶۳-۶۴.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا}}<ref>«و آنگاه که از شما پیمان گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز (سر) تان برافراختیم (و گفتیم) آنچه به شما بخشیدهایم، با توانمندی (در اختیار) گیرید و گوش به فرمان باشید؛ (به زبان) گفتند شنفتیم و (به دل گفتند) نپذیرفتیم» سوره بقره، آیه ۹۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۱-۱۵۲.</ref>. | ||
#'''صید در روز [[شنبه]]:''' [[خداوند متعال]] در چند موضع از [[قرآن کریم]]، به توضیح این مطلب پرداخته تا [[زشتی]] [[حیلهگری]] و [[بیوفایی]] در [[پیمان]] را نشان دهد. یکی از پیمانهای [[الهی]] با [[بنیاسرائیل]]، آن بود که روزهای [[شنبه]] به صید ماهیان نپردازند. آنان امّا [[حیلهگری]] کرده در روزهای [[شنبه]] رودها را میبستند، تا یکشنبه به صید و جمعآوری ماهیان بپردازند؛ ازاینرو [[خداوند]] بر آنان [[غضب]] گرفت و از این فعل نابخردانه آنان بهعنوان یکی از علّتهای [[نزول]] [[عذاب]] یاد فرمود: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ}}<ref>«و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناختهاید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۲.</ref>. | #'''صید در روز [[شنبه]]:''' [[خداوند متعال]] در چند موضع از [[قرآن کریم]]، به توضیح این مطلب پرداخته تا [[زشتی]] [[حیلهگری]] و [[بیوفایی]] در [[پیمان]] را نشان دهد. یکی از پیمانهای [[الهی]] با [[بنیاسرائیل]]، آن بود که روزهای [[شنبه]] به صید ماهیان نپردازند. آنان امّا [[حیلهگری]] کرده در روزهای [[شنبه]] رودها را میبستند، تا یکشنبه به صید و جمعآوری ماهیان بپردازند؛ ازاینرو [[خداوند]] بر آنان [[غضب]] گرفت و از این فعل نابخردانه آنان بهعنوان یکی از علّتهای [[نزول]] [[عذاب]] یاد فرمود: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ}}<ref>«و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناختهاید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۲.</ref>. | ||
#'''حکایت گاو:''' یکی از نعمتهایی که [[خداوند]] بر آنان اعطا فرمود، [[راهنمایی]] آنان به [[قتل]] گاوی بود، که با زدن یکی از اجزاءش به [[بدن]] مرد مقتول، او به حیات بازگشته [[قاتل]] خود را معرّفی میکرد. این [[راهنمایی]] از آن رو برای آنان نعمتی بزرگ بود، که از وقوع [[جنگی]] [[عظیم]] در میان آنان و [[کشتار]] نفوسی بسیار، جلوگیری میکرد. آنان امّا از این کار سرباز زدند، و به جدال با [[موسی]] پرداختند. این داستان با تمامی اجزاء خود، به [[زشتی]] جدال با [[حق]] اشاره میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً... فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان میدهد که گاوی بکشید... باری، گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید * باز از پس آن، دلهایتان به سختیگرایید» سوره بقره، آیه ۶۷-۷۴.</ref> | #'''حکایت گاو:''' یکی از نعمتهایی که [[خداوند]] بر آنان اعطا فرمود، [[راهنمایی]] آنان به [[قتل]] گاوی بود، که با زدن یکی از اجزاءش به [[بدن]] مرد مقتول، او به حیات بازگشته [[قاتل]] خود را معرّفی میکرد. این [[راهنمایی]] از آن رو برای آنان نعمتی بزرگ بود، که از وقوع [[جنگی]] [[عظیم]] در میان آنان و [[کشتار]] نفوسی بسیار، جلوگیری میکرد. آنان امّا از این کار سرباز زدند، و به جدال با [[موسی]] پرداختند. این داستان با تمامی اجزاء خود، به [[زشتی]] جدال با [[حق]] اشاره میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً... فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان میدهد که گاوی بکشید... باری، گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید * باز از پس آن، دلهایتان به سختیگرایید» سوره بقره، آیه ۶۷-۷۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۲-۱۵۳.</ref>. | ||
#'''[[دنیادوستی]]:''' در این [[آیات]]، همچنین به [[فرورفتن]] آنان در بُعد مادّی عالم اشاره شده است. گویا ذات آنان با [[آب]] [[دنیادوستی]] سرشته شده بود؛ و ازاینرو به هیچ وجه به چیزی جز آن نمیپرداختند: {{متن قرآن|وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ}}<ref>«و آنان (- قوم یهود) را به زندگی آزمندترین مردم و آزمندتر از مشرکان خواهی یافت، هر یک از آنها دوست میدارد هزار سال او را سالمندی دهند» سوره بقره، آیه ۹۶.</ref>. همین [[دنیادوستی]] بود که سرانجام آنان را به چنین عذابهایی- که در این سطور به برخی از آنها اشاره کردیم-، [[مبتلا]] ساخت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۳.</ref>. | #'''[[دنیادوستی]]:''' در این [[آیات]]، همچنین به [[فرورفتن]] آنان در بُعد مادّی عالم اشاره شده است. گویا ذات آنان با [[آب]] [[دنیادوستی]] سرشته شده بود؛ و ازاینرو به هیچ وجه به چیزی جز آن نمیپرداختند: {{متن قرآن|وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ}}<ref>«و آنان (- قوم یهود) را به زندگی آزمندترین مردم و آزمندتر از مشرکان خواهی یافت، هر یک از آنها دوست میدارد هزار سال او را سالمندی دهند» سوره بقره، آیه ۹۶.</ref>. همین [[دنیادوستی]] بود که سرانجام آنان را به چنین عذابهایی- که در این سطور به برخی از آنها اشاره کردیم-، [[مبتلا]] ساخت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۳.</ref>. | ||
#'''[[تحریف تورات]]:''' از دیگر ناسپاسیهای آنان - که نه خود، و نه هیچ بخردی به آن [[رضایت]] نمیدهد! - تحریفی بود که در متن [[کتاب آسمانی]] [[تورات]] روا داشته، معانی آن را تغییر دادند. ازاینرو دانسته به [[ضلالت]] دچار شدند؛ و آشکار است که ضلالتی که بر اساس [[دانش]] [[آدمی]] پدید آید، بسیار زشتتر از دیگر انواع ضلالتها است: {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۳-۱۵۴.</ref>. | #'''[[تحریف تورات]]:''' از دیگر ناسپاسیهای آنان - که نه خود، و نه هیچ بخردی به آن [[رضایت]] نمیدهد! - تحریفی بود که در متن [[کتاب آسمانی]] [[تورات]] روا داشته، معانی آن را تغییر دادند. ازاینرو دانسته به [[ضلالت]] دچار شدند؛ و آشکار است که ضلالتی که بر اساس [[دانش]] [[آدمی]] پدید آید، بسیار زشتتر از دیگر انواع ضلالتها است: {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۳-۱۵۴.</ref>. | ||
#[[نفاق]]: [[نفاق]] که از [[کفر]] و [[شرک]] پلیدتر بوده و در پایینترین درکات [[جهنم]] قرارد دارد نیز، از دیگر ناسپاسیهای آنان است، که بدان آلوده شدند: {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند: ما (نیز) ایمان آوردهایم و چون با یکدیگر تنها شوند میگویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان میگویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمیورزید؟» سوره بقره، آیه ۷۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۴.</ref>. | # [[نفاق]]: [[نفاق]] که از [[کفر]] و [[شرک]] پلیدتر بوده و در پایینترین درکات [[جهنم]] قرارد دارد نیز، از دیگر ناسپاسیهای آنان است، که بدان آلوده شدند: {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند: ما (نیز) ایمان آوردهایم و چون با یکدیگر تنها شوند میگویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان میگویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمیورزید؟» سوره بقره، آیه ۷۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۴.</ref>. | ||
#'''ازدیاد در [[تورات]]:''' پیش از این، در [[ناسپاسی]] شماره ده آنان، از [[تحریف]] [[معنوی]] کتاب سخن گفتیم. اکنون میافزاییم که به [[شهادت]] [[قرآن کریم]]، آنان به [[تحریف]] به زیاده نیز [[اقدام]] کردند؛ بدین صورت که برخی از [[احکام]] مورد نظر خود را به آن [[کتاب آسمانی]] وارد، و مجموع آن را به [[خداوند متعال]] منسوب داشتند: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ}}<ref>«بنابراین، وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دستهای خود مینویسند آنگاه میگویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دستهایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست میآورند» سوره بقره، آیه ۷۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۴-۱۵۵.</ref>. | #'''ازدیاد در [[تورات]]:''' پیش از این، در [[ناسپاسی]] شماره ده آنان، از [[تحریف]] [[معنوی]] کتاب سخن گفتیم. اکنون میافزاییم که به [[شهادت]] [[قرآن کریم]]، آنان به [[تحریف]] به زیاده نیز [[اقدام]] کردند؛ بدین صورت که برخی از [[احکام]] مورد نظر خود را به آن [[کتاب آسمانی]] وارد، و مجموع آن را به [[خداوند متعال]] منسوب داشتند: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ}}<ref>«بنابراین، وای بر کسانی که (یک) نوشته را با دستهای خود مینویسند آنگاه میگویند که این از سوی خداوند است تا با آن بهایی کم به دست آورند؛ و وای بر آنان از آنچه دستهایشان نگاشت و وای بر آنان از آنچه به دست میآورند» سوره بقره، آیه ۷۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۴-۱۵۵.</ref>. | ||
#'''[[گزینش]] در [[تورات]]:''' از دیگر ناسپاسیهای آنان، آن بود که برخی از اجزاء [[تورات]] را به [[اختیار]] خود میپذیرفتند، و برخی از [[احکام]] آن را مردود میشمردند. سخنان [[پیامبران]] پس از [[حضرت موسی]]{{ع}} را نیز به همینگونه [[باور]] میداشتند؛ چه تنها آن بخش از این سخنان که با روش آنان سازگار بود را پذیرفته، و از پذیرش بقیّه آن سرباز میزدند. آیا ناسپاسیای [[برتر]] از این هست که [[آدمی]] در مقابل [[کلام]] [[حضرت حق]] به [[گزینش]] بپردازد، و تنها آن بخش که با [[هواهای نفسانی]] خود سازگار است را پذیرا باشد؟!: {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا}}<ref>«آنان به راستی کافرند» سوره نساء، آیه ۱۵۱.</ref> و {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و برخی از آنان بیسوادانی هستند که از کتاب آسمانی (تورات) جز خیالهای خام چیزی نمیدانند و جز به پندار نمیگرایند» سوره بقره، آیه ۷۸.</ref> و {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> و {{متن قرآن|أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ}}<ref>«پس چرا هرگاه پیامبری، پیامی نادلخواه شما نزدتان آورد سرکشی ورزیدید، گروهی را دروغگو شمردید و گروهی را میکشتید؟» سوره بقره، آیه ۸۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۵-۱۵۶.</ref>. | #'''[[گزینش]] در [[تورات]]:''' از دیگر ناسپاسیهای آنان، آن بود که برخی از اجزاء [[تورات]] را به [[اختیار]] خود میپذیرفتند، و برخی از [[احکام]] آن را مردود میشمردند. سخنان [[پیامبران]] پس از [[حضرت موسی]]{{ع}} را نیز به همینگونه [[باور]] میداشتند؛ چه تنها آن بخش از این سخنان که با روش آنان سازگار بود را پذیرفته، و از پذیرش بقیّه آن سرباز میزدند. آیا ناسپاسیای [[برتر]] از این هست که [[آدمی]] در مقابل [[کلام]] [[حضرت حق]] به [[گزینش]] بپردازد، و تنها آن بخش که با [[هواهای نفسانی]] خود سازگار است را پذیرا باشد؟!: {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا}}<ref>«آنان به راستی کافرند» سوره نساء، آیه ۱۵۱.</ref> و {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ}}<ref>«و برخی از آنان بیسوادانی هستند که از کتاب آسمانی (تورات) جز خیالهای خام چیزی نمیدانند و جز به پندار نمیگرایند» سوره بقره، آیه ۷۸.</ref> و {{متن قرآن|أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ}}<ref>«آیا به بخشی از کتاب (تورات) ایمان میآورید و به بخشی (دیگر) کفر میورزید؟ کیفر کسانی از شما که چنین کنند جز خواری در این جهان چیست؟ و در رستخیز به سوی سختترین عذاب باز برده میشوند» سوره بقره، آیه ۸۵.</ref> و {{متن قرآن|أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ}}<ref>«پس چرا هرگاه پیامبری، پیامی نادلخواه شما نزدتان آورد سرکشی ورزیدید، گروهی را دروغگو شمردید و گروهی را میکشتید؟» سوره بقره، آیه ۸۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۵-۱۵۶.</ref>. | ||