پرش به محتوا

ویژگی پیامبر: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۳ ژوئن ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۰: خط ۳۰:
{{پایان}}
{{پایان}}


برای رسیدن به محتوای اين مدخل، به مصداق های ذیل مراجعه شود:
برای رسیدن به محتوای این مدخل، به مصداق های ذیل مراجعه شود:


==مقدمه==
==مقدمه==
خط ۴۲: خط ۴۲:


==پیامبران گواهان امتها==
==پیامبران گواهان امتها==
يكى از ويژگيهاى مهمّ پيامبران الهى اين است كه خداوند متعال آنان را گواهان امّتهايشان قرار داده است. و از اين ميان پيامبر گرامى اسلام گواه بر همه آنهاست: «وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهِـيداً عَلى هـؤُلاءِ؛ و روزى كه در هر امّتى گواهى بر آن‌ها از خودشان مبعوث مى‌كنيم و تو را بر آنان گواه مى‌آوريم.»، <ref> سورۀ نحل، آیۀ 89 </ref>. «فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِـيدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلى هـؤلاءِ شَهِـيداً؛ پس چگونه است آنگاه كه از هر امّتى گواهى بياوريم و تو را بر آنان گواه مى‌آوريم.» <ref> سورۀ نساء، آیۀ 41 </ref>.
یکی از ویژگیهای مهمّ پیامبران الهی این است که خداوند متعال آنان را گواهان امّتهایشان قرار داده است. و از این میان پیامبر گرامی اسلام گواه بر همه آنهاست: «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهِـیداً عَلی هـؤُلاءِ؛ و روزی که در هر امّتی گواهی بر آن‌ها از خودشان مبعوث می‌کنیم و تو را بر آنان گواه می‌آوریم.»، <ref> سورۀ نحل، آیۀ 89 </ref>. «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِـیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلی هـؤلاءِ شَهِـیداً؛ پس چگونه است آنگاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم و تو را بر آنان گواه می‌آوریم.» <ref> سورۀ نساء، آیۀ 41 </ref>.
پيامبر گرامى اسلام مى‌فرمايد: «خداوند متعال هر گاه پيامبرى مبعوث مى‌كرد او را بر امّت خويش گواه و شاهد قرار مى‌داد: «كَانَ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً جَعَلَهُ شَهِيداً عَلَى قَوْمِه» <ref> قرب الاسناد حمیری، ص 84 </ref>.
پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «خداوند متعال هر گاه پیامبری مبعوث می‌کرد او را بر امّت خویش گواه و شاهد قرار می‌داد: «کَانَ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً جَعَلَهُ شَهِیداً عَلَی قَوْمِه» <ref> قرب الاسناد حمیری، ص 84 </ref>.
امام باقر(علیه السلام): مى‌فرمايد: «گواهان بر مردم جز پيامبران و امامان كسى ديگر نيست: «لَا يَكُونُ شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ إِلَّا الْأَئِمَّةُ وَ الرُّسُل» <ref> الوافی ملامحسن فیض کاشانی، ج 3، ص 498 </ref>.
امام باقر(علیه السلام): می‌فرماید: «گواهان بر مردم جز پیامبران و امامان کسی دیگر نیست: «لَا یَکُونُ شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ إِلَّا الْأَئِمَّةُ وَ الرُّسُل» <ref> الوافی ملامحسن فیض کاشانی، ج 3، ص 498 </ref>.
امام رضا(علیه السلام) هم شرح صدر و علم و عصمت را مقدمه لازم براى شهادت و گواهى بر خلق دانسته، مى‌فرمايد: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ وَ أَلْهـَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهـَاماً فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا يُحَيَّرُ فِيهِ عَنِ الصَّوَابِ وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُوَيَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَايَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ يَخُصُّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ لِيَكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِه؛ همانا بنده آنگاه كه خدا او را براى امور بندگانش برمى گزيند سينه او را براى اين امر فراخ مى‌كند و در قلب او چشمه‌هاى حكمت را به وديعه مى‌گذارد و علم را به او الهام مى‌كند پس بعد از آن در هيچ جوابى فرو نمى‌ماند و از حق در تحيّر نمى‌شود. و او معصوم و مؤيّد و موفّق و مورد تسديد الهى است از خطاها و لغزش‌ها و ليز خوردن‌ها در امان است. خداوند او را به اين امور اختصاص داده است تا حجّت او بر بندگانش و گواه او بر خلقش باشد.» <ref> کافی، ج 1، ص 202 </ref>. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.
امام رضا(علیه السلام) هم شرح صدر و علم و عصمت را مقدمه لازم برای شهادت و گواهی بر خلق دانسته، می‌فرماید: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ وَ أَلْهـَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهـَاماً فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا یُحَیَّرُ فِیهِ عَنِ الصَّوَابِ وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُوَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ یَخُصُّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتَهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِه؛ همانا بنده آنگاه که خدا او را برای امور بندگانش برمی گزیند سینه او را برای این امر فراخ می‌کند و در قلب او چشمه‌های حکمت را به ودیعه می‌گذارد و علم را به او الهام می‌کند پس بعد از آن در هیچ جوابی فرو نمی‌ماند و از حق در تحیّر نمی‌شود. و او معصوم و مؤیّد و موفّق و مورد تسدید الهی است از خطاها و لغزش‌ها و لیز خوردن‌ها در امان است. خداوند او را به این امور اختصاص داده است تا حجّت او بر بندگانش و گواه او بر خلقش باشد.» <ref> کافی، ج 1، ص 202 </ref>. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.


==مردانی از جنس بشر==
==مردانی از جنس بشر==
از اوصاف و ويژگيهاى پيامبران الهى اين است كه خداوند متعال آنان را از جنس بشر قرار داده، و از ميان بشر نيز، همه پيامبرانش را از مردان انتخاب كرده است: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلّا رِجالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ؛ ما پيش از تو نفرستاديم مگر مردانى كه به آن‌ها وحى كرديم.»، <ref> سورۀ نحل، آیۀ 43 </ref>. «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلّا رِجالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ القُرى؛ ما پيش از تو نفرستاديم مگر مردانى از اهل آبادى‌ها كه به آن‌ها وحى مى‌كرديم.» <ref> سورۀ یوسف، آیۀ 109 </ref>.
از اوصاف و ویژگیهای پیامبران الهی این است که خداوند متعال آنان را از جنس بشر قرار داده، و از میان بشر نیز، همه پیامبرانش را از مردان انتخاب کرده است: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلّا رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ؛ ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی که به آن‌ها وحی کردیم.»، <ref> سورۀ نحل، آیۀ 43 </ref>. «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلّا رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِ القُری؛ ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی از اهل آبادی‌ها که به آن‌ها وحی می‌کردیم.» <ref> سورۀ یوسف، آیۀ 109 </ref>.
اين آيات ـ با توجه به آنچه تاريخ از پيامبران الهى نقل مى‌كند ـ نشان مى‌دهد خداوند متعال پيامبرانش را از ميان مردان انتخاب كرده، و از گروه زنان پيامبرى برنگزيده است. ولى به حكمت اين امر در آيات اشاره نشده است.  و در جواب كسانى كه از پيامبر نشدن فرشتگان سؤال مى‌كردند؛ مى‌فرمايد: اگر قرار بود آن فرستاده را از ميان فرشتگان انتخاب كنيم، او را هم به صورت مردى قرار مى‌داديم: «وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً؛ اگر او را فرشته‌اى قرار مى‌داديم قطعاً [به شكل] مردى قرار مى‌داديم.» <ref> سورۀ انعام، آیۀ 9 </ref>.
این آیات ـ با توجه به آنچه تاریخ از پیامبران الهی نقل می‌کند ـ نشان می‌دهد خداوند متعال پیامبرانش را از میان مردان انتخاب کرده، و از گروه زنان پیامبری برنگزیده است. ولی به حکمت این امر در آیات اشاره نشده است.  و در جواب کسانی که از پیامبر نشدن فرشتگان سؤال می‌کردند؛ می‌فرماید: اگر قرار بود آن فرستاده را از میان فرشتگان انتخاب کنیم، او را هم به صورت مردی قرار می‌دادیم: «وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً؛ اگر او را فرشته‌ای قرار می‌دادیم قطعاً [به شکل] مردی قرار می‌دادیم.» <ref> سورۀ انعام، آیۀ 9 </ref>.
پيامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) در جواب آنان كه مى‌گفتند خداوند چرا فرشته‌اى را نفرستاده است؛ فرمودند:  «چون حواسّ شما، فرشتگان را مشاهده نمى‌كند. و اگر هم بر نيروى حواسّ شما افزوده مى‌شد كه آن‌ها را مشاهده كنيد باز هم آن‌ها را بايد به صورت بشر مشاهده مى‌كرديد تا سخن و مراد آن‌ها را متوجه شويد.»  
پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در جواب آنان که می‌گفتند خداوند چرا فرشته‌ای را نفرستاده است؛ فرمودند:  «چون حواسّ شما، فرشتگان را مشاهده نمی‌کند. و اگر هم بر نیروی حواسّ شما افزوده می‌شد که آن‌ها را مشاهده کنید باز هم آن‌ها را باید به صورت بشر مشاهده می‌کردید تا سخن و مراد آن‌ها را متوجه شوید.»  
البتّه روشن است اگر خداى تعالى پيامبرانش را از جنسى غير از جنس بشر خلق مى‌كرد تكليف براى بشر به اطاعت از آن‌ها سخت نمى‌شد و امتحان و ابتلا معنايش را از دست مى‌داد.
البتّه روشن است اگر خدای تعالی پیامبرانش را از جنسی غیر از جنس بشر خلق می‌کرد تکلیف برای بشر به اطاعت از آن‌ها سخت نمی‌شد و امتحان و ابتلا معنایش را از دست می‌داد.
به همين جهت است كه خداى تعالى آنان را مانند انسانهاى معمولى قرار داده كه مى‌خورند و مى‌آشامند و در ميان مردم زندگى مى‌كنند و دچار مشكلات مى‌گردند و درد و رنج مى‌كشند. اين نه تنها براى بشر بلكه براى خود آن‌ها هم موجب كمال و افزونى درجات مى‌گردد. خداوند متعال مى‌فرمايد: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْـلَکَ مِنَ المُرْسَلِـينَ إِلّا إِنَّـهُمْ لَيَـأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَـمْشُونَ فِي الأَسْواقِ؛ ما پيش از تو رسولانى نفرستاديم مگر اينكه غذا مى‌خوردند و در بازارها راه مى‌رفتند.» <ref> سورۀ فرقان، آیۀ 20 </ref>.  <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.
به همین جهت است که خدای تعالی آنان را مانند انسانهای معمولی قرار داده که می‌خورند و می‌آشامند و در میان مردم زندگی می‌کنند و دچار مشکلات می‌گردند و درد و رنج می‌کشند. این نه تنها برای بشر بلکه برای خود آن‌ها هم موجب کمال و افزونی درجات می‌گردد. خداوند متعال می‌فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْـلَکَ مِنَ المُرْسَلِـینَ إِلّا إِنَّـهُمْ لَیَـأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یَـمْشُونَ فِی الأَسْواقِ؛ ما پیش از تو رسولانی نفرستادیم مگر اینکه غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند.» <ref> سورۀ فرقان، آیۀ 20 </ref>.  <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.


==ابتلای پیامبران==
==ابتلای پیامبران==
يكى از ويژگيهاى پيامبران(صلوات الله عليهم) شدّت ابتلاى آنان است. اصولاً براى هر كارى امتحانى مناسب با آن گرفته مى‌شود. و چون پيامبرى و رسالت مقامى والا است، ابتلاى آن نيز سخت‌تر خواهد بود. علاوه بر اينكه اگر پيامبران در رفاه و آسايش باشند و از زندگى بالايى بر خوردار باشند و امّتهايشان در تنگدستى و گرفتارى بسر برند؛ پيروى از پيامبران را بر نمى‌تابند. به همين جهت است كه امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمايد: سخت‌ترين بلاها از آن پيامبران و بعد از آن‌ها براى كسانى است كه در مقامى فروتر از آن‌ها قرار دارند: «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ» <ref> کافی، ج 2، ص 252 </ref>.
یکی از ویژگیهای پیامبران(صلوات الله علیهم) شدّت ابتلای آنان است. اصولاً برای هر کاری امتحانی مناسب با آن گرفته می‌شود. و چون پیامبری و رسالت مقامی والا است، ابتلای آن نیز سخت‌تر خواهد بود. علاوه بر اینکه اگر پیامبران در رفاه و آسایش باشند و از زندگی بالایی بر خوردار باشند و امّتهایشان در تنگدستی و گرفتاری بسر برند؛ پیروی از پیامبران را بر نمی‌تابند. به همین جهت است که امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: سخت‌ترین بلاها از آن پیامبران و بعد از آن‌ها برای کسانی است که در مقامی فروتر از آن‌ها قرار دارند: «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِیَاءُ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ» <ref> کافی، ج 2، ص 252 </ref>.
امام باقر(علیه السلام) با تأكيد بر اين امر، حكمت آن را بيان مى‌كند كه اين كار به خاطر آن است كه مردم با ديدن اين مشكلات آنان را از مقام بشرى فراتر نبرده، به درجه خدايى نرسانند؛ و به درجات خود آن بزرگواران نيز افزوده شود. با اين همه يادآورى مى‌كند كه خداوند متعال پيامبرانش را به چيزى كه نفرت‌انگيز و چندش‌آور شود، مبتلا نمى‌كند: «إِنَّ أَيُّوبَ مِنْ جَمِيعِ مَا ابْتُلِيَ بِهِ لَمْ تُنْتِنْ لَهُ رَائِحَةٌ وَ لَا قَبُحَتْ لَهُ صُورَةٌ وَ لَا خَرَجَتْ مِنْهُ مِدَّةٌ مِنْ دَمٍ وَ لَا قَيْحٌ وَ لَا اسْتَقْذَرَهُ أَحَدٌ رَآهُ وَ لَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ أَحَدٌ شَاهَدَهُ وَ لَا تَدَوَّدَ شَيْءٌ مِنْ جَسَدِهِ وَ هَكَذَا يَصْنَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِجَمِيعِ مَنْ يَبْتَلِيهِ مِنْ أَنْبِيَائِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ الْمـُكَرَّمِينَ عَلَيْه… إِنَّمَا ابْتَلَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبَلَاءِ الْعَظِيمِ الَّذِي يَهُونُ مَعَهُ عَلَى جَمِيعِ النَّاسِ لِئَلَّا يَدَّعُوا لَهُ الرُّبُوبِيَّةَ إِذَا شَاهَدُوا مَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يُوصِلَهُ إِلَيْهِ مِنْ عَظَائِمِ نِعَمِهِ تَعَالَى مَتَى شَاهَدُوهُ؛ همانا ايوب با تمام ابتلاهايى كه به آن‌ها مبتلا شد بدنش متعفّن نشد و صورت وى زشت نگرديد و خون و خونابه از او مدّتى بيرون نيامد. و احدى با ديدن او از او تنفّر پيدا نكرد و با مشاهده او احدى به وحشت نيفتاد و چيزى از بدن او كرم نگذاشت. خداوند متعال با همه پيامبران و اولياى گراميش به هنگام ابتلايشان به همين صورت رفتار مى‌كند ... همانا خداوند متعال ايّوب را به بلايى بزرگ مبتلا كرد بلايى كه با وجود آن بر همه مردم عظمت او سست گرديد تا با مشاهده او به اين حال ادعاى ربوبيّت براى او نكنند؛ وقتى كه خواست خدا را در رساندن نعمتهاى بزرگ به ايشان مشاهده مى‌كنند.» <ref> بحارالانوار، ج 12، ص 348 </ref>.  <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.
امام باقر(علیه السلام) با تأکید بر این امر، حکمت آن را بیان می‌کند که این کار به خاطر آن است که مردم با دیدن این مشکلات آنان را از مقام بشری فراتر نبرده، به درجه خدایی نرسانند؛ و به درجات خود آن بزرگواران نیز افزوده شود. با این همه یادآوری می‌کند که خداوند متعال پیامبرانش را به چیزی که نفرت‌انگیز و چندش‌آور شود، مبتلا نمی‌کند: «إِنَّ أَیُّوبَ مِنْ جَمِیعِ مَا ابْتُلِیَ بِهِ لَمْ تُنْتِنْ لَهُ رَائِحَةٌ وَ لَا قَبُحَتْ لَهُ صُورَةٌ وَ لَا خَرَجَتْ مِنْهُ مِدَّةٌ مِنْ دَمٍ وَ لَا قَیْحٌ وَ لَا اسْتَقْذَرَهُ أَحَدٌ رَآهُ وَ لَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ أَحَدٌ شَاهَدَهُ وَ لَا تَدَوَّدَ شَیْءٌ مِنْ جَسَدِهِ وَ هَکَذَا یَصْنَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِجَمِیعِ مَنْ یَبْتَلِیهِ مِنْ أَنْبِیَائِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ الْمـُکَرَّمِینَ عَلَیْه… إِنَّمَا ابْتَلَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبَلَاءِ الْعَظِیمِ الَّذِی یَهُونُ مَعَهُ عَلَی جَمِیعِ النَّاسِ لِئَلَّا یَدَّعُوا لَهُ الرُّبُوبِیَّةَ إِذَا شَاهَدُوا مَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یُوصِلَهُ إِلَیْهِ مِنْ عَظَائِمِ نِعَمِهِ تَعَالَی مَتَی شَاهَدُوهُ؛ همانا ایوب با تمام ابتلاهایی که به آن‌ها مبتلا شد بدنش متعفّن نشد و صورت وی زشت نگردید و خون و خونابه از او مدّتی بیرون نیامد. و احدی با دیدن او از او تنفّر پیدا نکرد و با مشاهده او احدی به وحشت نیفتاد و چیزی از بدن او کرم نگذاشت. خداوند متعال با همه پیامبران و اولیای گرامیش به هنگام ابتلایشان به همین صورت رفتار می‌کند ... همانا خداوند متعال ایّوب را به بلایی بزرگ مبتلا کرد بلایی که با وجود آن بر همه مردم عظمت او سست گردید تا با مشاهده او به این حال ادعای ربوبیّت برای او نکنند؛ وقتی که خواست خدا را در رساندن نعمتهای بزرگ به ایشان مشاهده می‌کنند.» <ref> بحارالانوار، ج 12، ص 348 </ref>.  <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.


==صدق رؤیا==
==صدق رؤیا==
يكى ديگر از ويژگيهاى پيامبران الهى راست بودن رؤياى آنهاست. اميرمؤمنان(علیه السلام) از رؤياى پيامبران به «وحى» تعبير فرموده است:«رُوْيَا الْأَنْبِيَاءِ وَحْيٌ» <ref> امالی طوسی، ص 338 </ref>.
یکی دیگر از ویژگیهای پیامبران الهی راست بودن رؤیای آنهاست. امیرمؤمنان(علیه السلام) از رؤیای پیامبران به «وحی» تعبیر فرموده است:«رُوْیَا الْأَنْبِیَاءِ وَحْیٌ» <ref> امالی طوسی، ص 338 </ref>.
امام صادق(علیه السلام) در حديث مفضّل، حكمت مشتبه شدن رؤياهاى صادق و كاذب را اينگونه بيان مى‌كند كه اگر همه آن‌ها صادق بودند؛ همه مردم پيامبر مى‌شدند. و اگر همه دروغ بودند رؤيا هيچ سودى نداشت: «فَإِنَّهَا لَوْ كَانَتْ كُلُّهَا تَصْدُقُ لَكَانَ النَّاسُ كُلُّهُمْ أَنْبِيَاءَ وَ لَوْ كَانَتْ كُلُّهَا تَكْذِبُ لَمْ يَكُنْ فِيهَا مَنْفَعَة» <ref> توحید مفضل، ص 85 </ref>.  
امام صادق(علیه السلام) در حدیث مفضّل، حکمت مشتبه شدن رؤیاهای صادق و کاذب را اینگونه بیان می‌کند که اگر همه آن‌ها صادق بودند؛ همه مردم پیامبر می‌شدند. و اگر همه دروغ بودند رؤیا هیچ سودی نداشت: «فَإِنَّهَا لَوْ کَانَتْ کُلُّهَا تَصْدُقُ لَکَانَ النَّاسُ کُلُّهُمْ أَنْبِیَاءَ وَ لَوْ کَانَتْ کُلُّهَا تَکْذِبُ لَمْ یَکُنْ فِیهَا مَنْفَعَة» <ref> توحید مفضل، ص 85 </ref>.  
اصولاً خواب‌هاى دروغين بنابه روايات معصومان، آنهايى است كه معمولاً در آغاز خوابيدن ديده مى‌شود و همه آن‌ها از القائات شياطين است. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.
اصولاً خواب‌های دروغین بنابه روایات معصومان، آنهایی است که معمولاً در آغاز خوابیدن دیده می‌شود و همه آن‌ها از القائات شیاطین است. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.


==اخلاق خوب==
==اخلاق خوب==
از ويژگيهاى مهمّ و اساسى پيامبران كه در تربيت و تبليغ دين الهى و دعوت به سوى آن تأثير فراوان دارد، اخلاق خوب پيامبران الهى است. كه كسى در آن ترديدى ندارد.
از ویژگیهای مهمّ و اساسی پیامبران که در تربیت و تبلیغ دین الهی و دعوت به سوی آن تأثیر فراوان دارد، اخلاق خوب پیامبران الهی است. که کسی در آن تردیدی ندارد.
امام صادق(علیه السلام) يكى از ويژگي هاى پيامبران الهى را مكارم اخلاق شمرده و آن‌ها را عبارت مى‌داند از: يقين، قناعت، صبر، شكر، حلم، خوش خويى، سخاوت، غيرت، شجاعت و جوانمردى.  در برخى روايات علاوه بر آن‌ها صداقت و امانت نيز، ياد شده است.  
امام صادق(علیه السلام) یکی از ویژگی های پیامبران الهی را مکارم اخلاق شمرده و آن‌ها را عبارت می‌داند از: یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، خوش خویی، سخاوت، غیرت، شجاعت و جوانمردی.  در برخی روایات علاوه بر آن‌ها صداقت و امانت نیز، یاد شده است.  
اميرمؤمنان(علیه السلام) نيز با بيان اينكه منشأ معاصى و گناهان و كارهاى زشت عبارت است از: حسد، حرص و طمع، شهوت و غضب؛ پيامبران را از اين چهار امر مبرّا دانسته‌اند.  
امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز با بیان اینکه منشأ معاصی و گناهان و کارهای زشت عبارت است از: حسد، حرص و طمع، شهوت و غضب؛ پیامبران را از این چهار امر مبرّا دانسته‌اند.  
ريشه مهمّ و منبع اساسى اخلاق از نظر روايات اهل بيت: دانش و خرد انسانى است. پس دانش و خرد هر اندازه فراتر رود اخلاق هم نيكوتر مى‌گردد. البتّه باید دانست دانش و خرد و اخلاق و تربيت هميشه با هم تعامل دارند و تا تربيت تحقّق نيابد و ادب افزوده نشود، ممكن نيست عقل و دانش هم تكامل يابد، عكس آن هم صادق است. با وجود همه اينها امام باقر(علیه السلام) در حديث «جنود عقل و جهل»، همه خوى‌هاى نيك را از سپاهيان عقل شمرده و همه بديها و زشتيها و ناپسندى‌ها را از «سپاهيان جهل و نادانى» دانسته است. و بعد از ذكر همه آن‌ها مى‌فرمايد: سپاهيان عقل جز در پيامبران و اوصياى آنها و يا مؤمنانى كه دلشان با ايمان امتحان و آزمايش شده است، كامل نمى‌گردد. و در مؤمنان برخى از آن‌ها وجود دارد: «فَلَا تَجْتَمِعُ هَذِهِ الْخِصَالُ كُلُّهَا مِنْ أَجْنَادِ الْعَقْلِ إِلَّا فِي نَبِيٍّ أَوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ أَوْ مُوْمِنٍ قَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ، وَ أَمَّا سَائِرُ ذَلِکَ مِنْ مَوَالِينَا فَإِنَّ أَحَدَهُمْ لَا يَخْلُو مِنْ أَنْ يَكُونَ فِيهِ بَعْضُ هَذِهِ الْجُنُودِ حَتَّى يَسْتَكْمِلَ وَ يَنْقَى مِنْ جُنُودِ الْجَهْلِ فَعِنْدَ ذَلِکَ يَكُونُ فِي الدَّرَجَةِ الْعُلْيَا مَعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاء» <ref> کافی، ج 1، ص 23 </ref>.
ریشه مهمّ و منبع اساسی اخلاق از نظر روایات اهل بیت: دانش و خرد انسانی است. پس دانش و خرد هر اندازه فراتر رود اخلاق هم نیکوتر می‌گردد. البتّه باید دانست دانش و خرد و اخلاق و تربیت همیشه با هم تعامل دارند و تا تربیت تحقّق نیابد و ادب افزوده نشود، ممکن نیست عقل و دانش هم تکامل یابد، عکس آن هم صادق است. با وجود همه اینها امام باقر(علیه السلام) در حدیث «جنود عقل و جهل»، همه خوی‌های نیک را از سپاهیان عقل شمرده و همه بدیها و زشتیها و ناپسندی‌ها را از «سپاهیان جهل و نادانی» دانسته است. و بعد از ذکر همه آن‌ها می‌فرماید: سپاهیان عقل جز در پیامبران و اوصیای آنها و یا مؤمنانی که دلشان با ایمان امتحان و آزمایش شده است، کامل نمی‌گردد. و در مؤمنان برخی از آن‌ها وجود دارد: «فَلَا تَجْتَمِعُ هَذِهِ الْخِصَالُ کُلُّهَا مِنْ أَجْنَادِ الْعَقْلِ إِلَّا فِی نَبِیٍّ أَوْ وَصِیِّ نَبِیٍّ أَوْ مُوْمِنٍ قَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ، وَ أَمَّا سَائِرُ ذَلِکَ مِنْ مَوَالِینَا فَإِنَّ أَحَدَهُمْ لَا یَخْلُو مِنْ أَنْ یَکُونَ فِیهِ بَعْضُ هَذِهِ الْجُنُودِ حَتَّی یَسْتَکْمِلَ وَ یَنْقَی مِنْ جُنُودِ الْجَهْلِ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَکُونُ فِی الدَّرَجَةِ الْعُلْیَا مَعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَوْصِیَاء» <ref> کافی، ج 1، ص 23 </ref>.
پس پيامبران الهى زير نظر خداوند سبحان به خوبى تربيت شده و به كمال رسيده و آن گاه به مقام نبوّت نايل شده‌اند.  
پس پیامبران الهی زیر نظر خداوند سبحان به خوبی تربیت شده و به کمال رسیده و آن گاه به مقام نبوّت نایل شده‌اند.  
به طور كلى هيچ پيامبرى را نمى‌توان يافت كه عزّت نفس و كرامت انسانى را مخدوش كرده باشد. همه پيامبران با زهد و پاكدامنى در ميان انسانها زيسته‌اند. وهيچ گاه با وجود علم و دانش سرشارى كه داشته‌اند؛ كبر و غرور به آنان راه نيافته و همواره با طوايف مختلف با گشاده رويى و مهربانى برخورد نموده‌اند. اميرمؤمنان(علیه السلام) خضوع و فروتنى آنان را اينگونه مى‌ستايد كه پيامبران از روى فروتنى گونه‌هاى خود را بر زمين مى‌نهادند و چهره‌هاى خويش را به خاك مى‌ماليدند و در برابر مؤمنان از خود فروتنى نشان مى‌دادند: «فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِي التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُوْمِنِين» <ref> نهج البلاغه، خطبه 192 معروف به خطبۀ قاصعه </ref>.  <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.
به طور کلی هیچ پیامبری را نمی‌توان یافت که عزّت نفس و کرامت انسانی را مخدوش کرده باشد. همه پیامبران با زهد و پاکدامنی در میان انسانها زیسته‌اند. وهیچ گاه با وجود علم و دانش سرشاری که داشته‌اند؛ کبر و غرور به آنان راه نیافته و همواره با طوایف مختلف با گشاده رویی و مهربانی برخورد نموده‌اند. امیرمؤمنان(علیه السلام) خضوع و فروتنی آنان را اینگونه می‌ستاید که پیامبران از روی فروتنی گونه‌های خود را بر زمین می‌نهادند و چهره‌های خویش را به خاک می‌مالیدند و در برابر مؤمنان از خود فروتنی نشان می‌دادند: «فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِی التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُوْمِنِین» <ref> نهج البلاغه، خطبه 192 معروف به خطبۀ قاصعه </ref>.  <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>.


==زیرشاخه ها==
==زیرشاخه ها==
خط ۱۶۹: خط ۱۶۹:
* [[نبوت خاصه]]
* [[نبوت خاصه]]
* [[نبوت عامه]]
* [[نبوت عامه]]
* [[نبوت تشريعى]]
* [[نبوت تشریعی]]
* [[نبوت تبلیغی]]
* [[نبوت تبلیغی]]
* [[شؤون نبوت]]
* [[شؤون نبوت]]
خط ۲۰۱: خط ۲۰۱:
* [[مدعی نبوت]]
* [[مدعی نبوت]]
* [[فعل پیامبر]]
* [[فعل پیامبر]]
* [[ويژگی پیامبر]]
* [[ویژگی پیامبر]]
* [[مقام‌های پیامبر]]
* [[مقام‌های پیامبر]]
* [[نبوت برادران یوسف پیامبر]]
* [[نبوت برادران یوسف پیامبر]]
۱۱۵٬۲۷۲

ویرایش