ویژگی پیامبر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
{{پایان}} | {{پایان}} | ||
برای رسیدن به محتوای | برای رسیدن به محتوای این مدخل، به مصداق های ذیل مراجعه شود: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
==پیامبران گواهان امتها== | ==پیامبران گواهان امتها== | ||
یکی از ویژگیهای مهمّ پیامبران الهی این است که خداوند متعال آنان را گواهان امّتهایشان قرار داده است. و از این میان پیامبر گرامی اسلام گواه بر همه آنهاست: «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهِـیداً عَلی هـؤُلاءِ؛ و روزی که در هر امّتی گواهی بر آنها از خودشان مبعوث میکنیم و تو را بر آنان گواه میآوریم.»، <ref> سورۀ نحل، آیۀ 89 </ref>. «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِـیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلی هـؤلاءِ شَهِـیداً؛ پس چگونه است آنگاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم و تو را بر آنان گواه میآوریم.» <ref> سورۀ نساء، آیۀ 41 </ref>. | |||
پیامبر گرامی اسلام میفرماید: «خداوند متعال هر گاه پیامبری مبعوث میکرد او را بر امّت خویش گواه و شاهد قرار میداد: «کَانَ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً جَعَلَهُ شَهِیداً عَلَی قَوْمِه» <ref> قرب الاسناد حمیری، ص 84 </ref>. | |||
امام باقر(علیه السلام): | امام باقر(علیه السلام): میفرماید: «گواهان بر مردم جز پیامبران و امامان کسی دیگر نیست: «لَا یَکُونُ شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ إِلَّا الْأَئِمَّةُ وَ الرُّسُل» <ref> الوافی ملامحسن فیض کاشانی، ج 3، ص 498 </ref>. | ||
امام رضا(علیه السلام) هم شرح صدر و علم و عصمت را مقدمه لازم | امام رضا(علیه السلام) هم شرح صدر و علم و عصمت را مقدمه لازم برای شهادت و گواهی بر خلق دانسته، میفرماید: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ وَ أَلْهـَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهـَاماً فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا یُحَیَّرُ فِیهِ عَنِ الصَّوَابِ وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُوَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ یَخُصُّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتَهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِه؛ همانا بنده آنگاه که خدا او را برای امور بندگانش برمی گزیند سینه او را برای این امر فراخ میکند و در قلب او چشمههای حکمت را به ودیعه میگذارد و علم را به او الهام میکند پس بعد از آن در هیچ جوابی فرو نمیماند و از حق در تحیّر نمیشود. و او معصوم و مؤیّد و موفّق و مورد تسدید الهی است از خطاها و لغزشها و لیز خوردنها در امان است. خداوند او را به این امور اختصاص داده است تا حجّت او بر بندگانش و گواه او بر خلقش باشد.» <ref> کافی، ج 1، ص 202 </ref>. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>. | ||
==مردانی از جنس بشر== | ==مردانی از جنس بشر== | ||
از اوصاف و | از اوصاف و ویژگیهای پیامبران الهی این است که خداوند متعال آنان را از جنس بشر قرار داده، و از میان بشر نیز، همه پیامبرانش را از مردان انتخاب کرده است: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلّا رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ؛ ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی که به آنها وحی کردیم.»، <ref> سورۀ نحل، آیۀ 43 </ref>. «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلّا رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ مِنْ أَهْلِ القُری؛ ما پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی از اهل آبادیها که به آنها وحی میکردیم.» <ref> سورۀ یوسف، آیۀ 109 </ref>. | ||
این آیات ـ با توجه به آنچه تاریخ از پیامبران الهی نقل میکند ـ نشان میدهد خداوند متعال پیامبرانش را از میان مردان انتخاب کرده، و از گروه زنان پیامبری برنگزیده است. ولی به حکمت این امر در آیات اشاره نشده است. و در جواب کسانی که از پیامبر نشدن فرشتگان سؤال میکردند؛ میفرماید: اگر قرار بود آن فرستاده را از میان فرشتگان انتخاب کنیم، او را هم به صورت مردی قرار میدادیم: «وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً؛ اگر او را فرشتهای قرار میدادیم قطعاً [به شکل] مردی قرار میدادیم.» <ref> سورۀ انعام، آیۀ 9 </ref>. | |||
پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) در جواب آنان که میگفتند خداوند چرا فرشتهای را نفرستاده است؛ فرمودند: «چون حواسّ شما، فرشتگان را مشاهده نمیکند. و اگر هم بر نیروی حواسّ شما افزوده میشد که آنها را مشاهده کنید باز هم آنها را باید به صورت بشر مشاهده میکردید تا سخن و مراد آنها را متوجه شوید.» | |||
البتّه روشن است اگر | البتّه روشن است اگر خدای تعالی پیامبرانش را از جنسی غیر از جنس بشر خلق میکرد تکلیف برای بشر به اطاعت از آنها سخت نمیشد و امتحان و ابتلا معنایش را از دست میداد. | ||
به | به همین جهت است که خدای تعالی آنان را مانند انسانهای معمولی قرار داده که میخورند و میآشامند و در میان مردم زندگی میکنند و دچار مشکلات میگردند و درد و رنج میکشند. این نه تنها برای بشر بلکه برای خود آنها هم موجب کمال و افزونی درجات میگردد. خداوند متعال میفرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْـلَکَ مِنَ المُرْسَلِـینَ إِلّا إِنَّـهُمْ لَیَـأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یَـمْشُونَ فِی الأَسْواقِ؛ ما پیش از تو رسولانی نفرستادیم مگر اینکه غذا میخوردند و در بازارها راه میرفتند.» <ref> سورۀ فرقان، آیۀ 20 </ref>. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>. | ||
==ابتلای پیامبران== | ==ابتلای پیامبران== | ||
یکی از ویژگیهای پیامبران(صلوات الله علیهم) شدّت ابتلای آنان است. اصولاً برای هر کاری امتحانی مناسب با آن گرفته میشود. و چون پیامبری و رسالت مقامی والا است، ابتلای آن نیز سختتر خواهد بود. علاوه بر اینکه اگر پیامبران در رفاه و آسایش باشند و از زندگی بالایی بر خوردار باشند و امّتهایشان در تنگدستی و گرفتاری بسر برند؛ پیروی از پیامبران را بر نمیتابند. به همین جهت است که امام صادق(علیه السلام) میفرماید: سختترین بلاها از آن پیامبران و بعد از آنها برای کسانی است که در مقامی فروتر از آنها قرار دارند: «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِیَاءُ ثُمَّ الَّذِینَ یَلُونَهُمْ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ» <ref> کافی، ج 2، ص 252 </ref>. | |||
امام باقر(علیه السلام) با | امام باقر(علیه السلام) با تأکید بر این امر، حکمت آن را بیان میکند که این کار به خاطر آن است که مردم با دیدن این مشکلات آنان را از مقام بشری فراتر نبرده، به درجه خدایی نرسانند؛ و به درجات خود آن بزرگواران نیز افزوده شود. با این همه یادآوری میکند که خداوند متعال پیامبرانش را به چیزی که نفرتانگیز و چندشآور شود، مبتلا نمیکند: «إِنَّ أَیُّوبَ مِنْ جَمِیعِ مَا ابْتُلِیَ بِهِ لَمْ تُنْتِنْ لَهُ رَائِحَةٌ وَ لَا قَبُحَتْ لَهُ صُورَةٌ وَ لَا خَرَجَتْ مِنْهُ مِدَّةٌ مِنْ دَمٍ وَ لَا قَیْحٌ وَ لَا اسْتَقْذَرَهُ أَحَدٌ رَآهُ وَ لَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ أَحَدٌ شَاهَدَهُ وَ لَا تَدَوَّدَ شَیْءٌ مِنْ جَسَدِهِ وَ هَکَذَا یَصْنَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِجَمِیعِ مَنْ یَبْتَلِیهِ مِنْ أَنْبِیَائِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ الْمـُکَرَّمِینَ عَلَیْه… إِنَّمَا ابْتَلَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبَلَاءِ الْعَظِیمِ الَّذِی یَهُونُ مَعَهُ عَلَی جَمِیعِ النَّاسِ لِئَلَّا یَدَّعُوا لَهُ الرُّبُوبِیَّةَ إِذَا شَاهَدُوا مَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یُوصِلَهُ إِلَیْهِ مِنْ عَظَائِمِ نِعَمِهِ تَعَالَی مَتَی شَاهَدُوهُ؛ همانا ایوب با تمام ابتلاهایی که به آنها مبتلا شد بدنش متعفّن نشد و صورت وی زشت نگردید و خون و خونابه از او مدّتی بیرون نیامد. و احدی با دیدن او از او تنفّر پیدا نکرد و با مشاهده او احدی به وحشت نیفتاد و چیزی از بدن او کرم نگذاشت. خداوند متعال با همه پیامبران و اولیای گرامیش به هنگام ابتلایشان به همین صورت رفتار میکند ... همانا خداوند متعال ایّوب را به بلایی بزرگ مبتلا کرد بلایی که با وجود آن بر همه مردم عظمت او سست گردید تا با مشاهده او به این حال ادعای ربوبیّت برای او نکنند؛ وقتی که خواست خدا را در رساندن نعمتهای بزرگ به ایشان مشاهده میکنند.» <ref> بحارالانوار، ج 12، ص 348 </ref>. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>. | ||
==صدق رؤیا== | ==صدق رؤیا== | ||
یکی دیگر از ویژگیهای پیامبران الهی راست بودن رؤیای آنهاست. امیرمؤمنان(علیه السلام) از رؤیای پیامبران به «وحی» تعبیر فرموده است:«رُوْیَا الْأَنْبِیَاءِ وَحْیٌ» <ref> امالی طوسی، ص 338 </ref>. | |||
امام صادق(علیه السلام) در | امام صادق(علیه السلام) در حدیث مفضّل، حکمت مشتبه شدن رؤیاهای صادق و کاذب را اینگونه بیان میکند که اگر همه آنها صادق بودند؛ همه مردم پیامبر میشدند. و اگر همه دروغ بودند رؤیا هیچ سودی نداشت: «فَإِنَّهَا لَوْ کَانَتْ کُلُّهَا تَصْدُقُ لَکَانَ النَّاسُ کُلُّهُمْ أَنْبِیَاءَ وَ لَوْ کَانَتْ کُلُّهَا تَکْذِبُ لَمْ یَکُنْ فِیهَا مَنْفَعَة» <ref> توحید مفضل، ص 85 </ref>. | ||
اصولاً | اصولاً خوابهای دروغین بنابه روایات معصومان، آنهایی است که معمولاً در آغاز خوابیدن دیده میشود و همه آنها از القائات شیاطین است. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>. | ||
==اخلاق خوب== | ==اخلاق خوب== | ||
از | از ویژگیهای مهمّ و اساسی پیامبران که در تربیت و تبلیغ دین الهی و دعوت به سوی آن تأثیر فراوان دارد، اخلاق خوب پیامبران الهی است. که کسی در آن تردیدی ندارد. | ||
امام صادق(علیه السلام) | امام صادق(علیه السلام) یکی از ویژگی های پیامبران الهی را مکارم اخلاق شمرده و آنها را عبارت میداند از: یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، خوش خویی، سخاوت، غیرت، شجاعت و جوانمردی. در برخی روایات علاوه بر آنها صداقت و امانت نیز، یاد شده است. | ||
امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز با بیان اینکه منشأ معاصی و گناهان و کارهای زشت عبارت است از: حسد، حرص و طمع، شهوت و غضب؛ پیامبران را از این چهار امر مبرّا دانستهاند. | |||
ریشه مهمّ و منبع اساسی اخلاق از نظر روایات اهل بیت: دانش و خرد انسانی است. پس دانش و خرد هر اندازه فراتر رود اخلاق هم نیکوتر میگردد. البتّه باید دانست دانش و خرد و اخلاق و تربیت همیشه با هم تعامل دارند و تا تربیت تحقّق نیابد و ادب افزوده نشود، ممکن نیست عقل و دانش هم تکامل یابد، عکس آن هم صادق است. با وجود همه اینها امام باقر(علیه السلام) در حدیث «جنود عقل و جهل»، همه خویهای نیک را از سپاهیان عقل شمرده و همه بدیها و زشتیها و ناپسندیها را از «سپاهیان جهل و نادانی» دانسته است. و بعد از ذکر همه آنها میفرماید: سپاهیان عقل جز در پیامبران و اوصیای آنها و یا مؤمنانی که دلشان با ایمان امتحان و آزمایش شده است، کامل نمیگردد. و در مؤمنان برخی از آنها وجود دارد: «فَلَا تَجْتَمِعُ هَذِهِ الْخِصَالُ کُلُّهَا مِنْ أَجْنَادِ الْعَقْلِ إِلَّا فِی نَبِیٍّ أَوْ وَصِیِّ نَبِیٍّ أَوْ مُوْمِنٍ قَدِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ، وَ أَمَّا سَائِرُ ذَلِکَ مِنْ مَوَالِینَا فَإِنَّ أَحَدَهُمْ لَا یَخْلُو مِنْ أَنْ یَکُونَ فِیهِ بَعْضُ هَذِهِ الْجُنُودِ حَتَّی یَسْتَکْمِلَ وَ یَنْقَی مِنْ جُنُودِ الْجَهْلِ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَکُونُ فِی الدَّرَجَةِ الْعُلْیَا مَعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَوْصِیَاء» <ref> کافی، ج 1، ص 23 </ref>. | |||
پس | پس پیامبران الهی زیر نظر خداوند سبحان به خوبی تربیت شده و به کمال رسیده و آن گاه به مقام نبوّت نایل شدهاند. | ||
به طور | به طور کلی هیچ پیامبری را نمیتوان یافت که عزّت نفس و کرامت انسانی را مخدوش کرده باشد. همه پیامبران با زهد و پاکدامنی در میان انسانها زیستهاند. وهیچ گاه با وجود علم و دانش سرشاری که داشتهاند؛ کبر و غرور به آنان راه نیافته و همواره با طوایف مختلف با گشاده رویی و مهربانی برخورد نمودهاند. امیرمؤمنان(علیه السلام) خضوع و فروتنی آنان را اینگونه میستاید که پیامبران از روی فروتنی گونههای خود را بر زمین مینهادند و چهرههای خویش را به خاک میمالیدند و در برابر مؤمنان از خود فروتنی نشان میدادند: «فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِی التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُوْمِنِین» <ref> نهج البلاغه، خطبه 192 معروف به خطبۀ قاصعه </ref>. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>. | ||
==زیرشاخه ها== | ==زیرشاخه ها== | ||
| خط ۱۶۹: | خط ۱۶۹: | ||
* [[نبوت خاصه]] | * [[نبوت خاصه]] | ||
* [[نبوت عامه]] | * [[نبوت عامه]] | ||
* [[نبوت | * [[نبوت تشریعی]] | ||
* [[نبوت تبلیغی]] | * [[نبوت تبلیغی]] | ||
* [[شؤون نبوت]] | * [[شؤون نبوت]] | ||
| خط ۲۰۱: | خط ۲۰۱: | ||
* [[مدعی نبوت]] | * [[مدعی نبوت]] | ||
* [[فعل پیامبر]] | * [[فعل پیامبر]] | ||
* [[ | * [[ویژگی پیامبر]] | ||
* [[مقامهای پیامبر]] | * [[مقامهای پیامبر]] | ||
* [[نبوت برادران یوسف پیامبر]] | * [[نبوت برادران یوسف پیامبر]] | ||