جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = حق | | موضوع مرتبط = حق | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۳: | ||
#فعل [[الهی]] بر اساس [[حکمت]] است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref> «اوست که خورشید را تابان و ماه را درخشان آفرید و برای آن برجها نهاد تا شمار سالها و «حساب» را بدانید؛ خداوند آن را جز به [[حق]] نیافرید؛ او آیات را برای گروهی که دانشورند روشن بیان میکند» سوره یونس، آیه ۵.</ref>. | #فعل [[الهی]] بر اساس [[حکمت]] است: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref> «اوست که خورشید را تابان و ماه را درخشان آفرید و برای آن برجها نهاد تا شمار سالها و «حساب» را بدانید؛ خداوند آن را جز به [[حق]] نیافرید؛ او آیات را برای گروهی که دانشورند روشن بیان میکند» سوره یونس، آیه ۵.</ref>. | ||
#قول [[الهی]] و گفتار و کلمات [[پروردگار]]: {{متن قرآن|كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref> «بدینگونه سخن پروردگارت در مورد نافرمانان درست آمد که آنان ایمان نمیآورند» سوره یونس، آیه ۳۳.</ref>. | #قول [[الهی]] و گفتار و کلمات [[پروردگار]]: {{متن قرآن|كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref> «بدینگونه سخن پروردگارت در مورد نافرمانان درست آمد که آنان ایمان نمیآورند» سوره یونس، آیه ۳۳.</ref>. | ||
#[[قرآن]]: {{متن قرآن|وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ * أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref> «و اگر [[حق]] از خواستهای آنان پیروی میکرد آسمانها و زمین و هر که در آنهاست به تباهی میافتادند، بلکه ما قرآن را برای آنها آوردهایم اما آنان از قرآن خویش رو گردانند * یا مگر از آنان مزدی میخواهی؟ مزد پروردگارت بهتر و او بهترین روزیدهندگان است» سوره مؤمنون، آیه ۷۱-۷۲.</ref>. | # [[قرآن]]: {{متن قرآن|وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ * أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref> «و اگر [[حق]] از خواستهای آنان پیروی میکرد آسمانها و زمین و هر که در آنهاست به تباهی میافتادند، بلکه ما قرآن را برای آنها آوردهایم اما آنان از قرآن خویش رو گردانند * یا مگر از آنان مزدی میخواهی؟ مزد پروردگارت بهتر و او بهترین روزیدهندگان است» سوره مؤمنون، آیه ۷۱-۷۲.</ref>. | ||
#قصص [[قرآنی]]: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> «بیگمان این همان، داستانسرایی راستین است و جز خداوند خدایی نیست و به راستی خداوند پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۶۲.</ref>. | #قصص [[قرآنی]]: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> «بیگمان این همان، داستانسرایی راستین است و جز خداوند خدایی نیست و به راستی خداوند پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۶۲.</ref>. | ||
#[[دین اسلام]]: {{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ}}<ref> «ما تو را به درستی مژدهآور و بیمدهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹.</ref>. | # [[دین اسلام]]: {{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ}}<ref> «ما تو را به درستی مژدهآور و بیمدهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹.</ref>. | ||
#[[اعتقاد]] [[توحیدی]] به عنوان [[حق]]: {{متن قرآن|وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref> «و کسانی که (مشرکان آنان را) به جای او (به پرستش) میخوانند اختیار میانجیگری ندارند مگر آنان که با دانایی به [[حق]] گواهی دهند» سوره زخرف، آیه ۸۶.</ref> و...<ref>تغییر قبله و توجه به کعبه: {{متن قرآن|...وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ}} «و اهل کتاب بیگمان میدانند که آن (حکم) از سوی پروردگارشان، راستین است و خداوند از آنچه انجام میدهند غافل نیست» سوره بقره، آیه ۱۴۴. * احکام و شرایع: {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ}} «بر شما مقرر شده است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر مالی بر جای نهد برای پدر و مادر و خویشان وصیّت شایسته کند؛ بنا به حقّی بر گردن پرهیزگاران» سوره بقره، آیه ۱۸۰؛ {{متن قرآن|لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ}} «اگر زنانی را که با آنان آمیزش نکرده یا برای آنها کابینی نبریدهاید، طلاق دهید، بر شما گناهی نیست. ولی ایشان را از دهشی شایسته بهرهمند سازید- توانگر به اندازه خویش و تنگدست به اندازه خویش- این بر نیکوکاران واجب است» سوره بقره، آیه ۲۳۶؛ {{متن قرآن|وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}} «و زنان طلاق داده باید تا سه پاکی (از حیض) خویشتن، انتظار کشند و اگر ایمان به خداوند و روز بازپسین دارند پنهان داشتن آنچه خداوند در زهدانشان آفریده است برای آنان روا نیست و اگر شوهرانشان سر آشتی دارند به باز آوردن آنان در این حال سزاوارترند و زنان را بر مردان، [[حق]] شایستهای است چنان که مردان را بر زنان؛ و مردان را بر آنان، به پایهای برتری است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۲۸. * مولویت و ملک خداوند: {{متن قرآن|ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ}} «سپس به سوی سرور بر حقّشان خداوند برگردانده میشوند؛ آگاه باشید که داوری با اوست و او سریعترین حسابرسان است» سوره انعام، آیه ۶۲؛ {{متن قرآن|فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا}} «پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!» سوره طه، آیه ۱۱۴. * وساوس شیطان: {{متن قرآن|لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ * وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «تا آنچه را شیطان (در دلها) میافکند آزمونی برای بیماردلان و سنگدلان کند و ستمگران در ستیزهای ژرف به سر میبرند * و تا کسانی که دانش یافتهاند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد و بیگمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۳-۵۴. * معجزات: {{متن قرآن|قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ}} «موسی گفت: آیا درباره [[حق]] هنگامی که نزد شما آمده است (چنین) میگویید؟! آیا این جادوست؟ در حالی که جادوگران رستگار نمیگردند» سوره یونس، آیه ۷۷؛ {{متن قرآن|فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «[[حق]]، جا افتاد و آنچه (آنان) انجام میدادند تباه شد» سوره اعراف، آیه ۱۱۸.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۳۳- ۳۶.</ref> | # [[اعتقاد]] [[توحیدی]] به عنوان [[حق]]: {{متن قرآن|وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref> «و کسانی که (مشرکان آنان را) به جای او (به پرستش) میخوانند اختیار میانجیگری ندارند مگر آنان که با دانایی به [[حق]] گواهی دهند» سوره زخرف، آیه ۸۶.</ref> و...<ref>تغییر قبله و توجه به کعبه: {{متن قرآن|...وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ}} «و اهل کتاب بیگمان میدانند که آن (حکم) از سوی پروردگارشان، راستین است و خداوند از آنچه انجام میدهند غافل نیست» سوره بقره، آیه ۱۴۴. * احکام و شرایع: {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ}} «بر شما مقرر شده است که هرگاه مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر مالی بر جای نهد برای پدر و مادر و خویشان وصیّت شایسته کند؛ بنا به حقّی بر گردن پرهیزگاران» سوره بقره، آیه ۱۸۰؛ {{متن قرآن|لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ}} «اگر زنانی را که با آنان آمیزش نکرده یا برای آنها کابینی نبریدهاید، طلاق دهید، بر شما گناهی نیست. ولی ایشان را از دهشی شایسته بهرهمند سازید- توانگر به اندازه خویش و تنگدست به اندازه خویش- این بر نیکوکاران واجب است» سوره بقره، آیه ۲۳۶؛ {{متن قرآن|وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}} «و زنان طلاق داده باید تا سه پاکی (از حیض) خویشتن، انتظار کشند و اگر ایمان به خداوند و روز بازپسین دارند پنهان داشتن آنچه خداوند در زهدانشان آفریده است برای آنان روا نیست و اگر شوهرانشان سر آشتی دارند به باز آوردن آنان در این حال سزاوارترند و زنان را بر مردان، [[حق]] شایستهای است چنان که مردان را بر زنان؛ و مردان را بر آنان، به پایهای برتری است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۲۸. * مولویت و ملک خداوند: {{متن قرآن|ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ}} «سپس به سوی سرور بر حقّشان خداوند برگردانده میشوند؛ آگاه باشید که داوری با اوست و او سریعترین حسابرسان است» سوره انعام، آیه ۶۲؛ {{متن قرآن|فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا}} «پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!» سوره طه، آیه ۱۱۴. * وساوس شیطان: {{متن قرآن|لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ * وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «تا آنچه را شیطان (در دلها) میافکند آزمونی برای بیماردلان و سنگدلان کند و ستمگران در ستیزهای ژرف به سر میبرند * و تا کسانی که دانش یافتهاند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دلهای آنها در برابر آن فروتن گردد و بیگمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۳-۵۴. * معجزات: {{متن قرآن|قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ}} «موسی گفت: آیا درباره [[حق]] هنگامی که نزد شما آمده است (چنین) میگویید؟! آیا این جادوست؟ در حالی که جادوگران رستگار نمیگردند» سوره یونس، آیه ۷۷؛ {{متن قرآن|فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «[[حق]]، جا افتاد و آنچه (آنان) انجام میدادند تباه شد» سوره اعراف، آیه ۱۱۸.</ref>.<ref>[[آرزو شکری|شکری، آرزو]]، [[حقوق اهل بیت (کتاب)|حقوق اهل بیت]]، ص۳۳- ۳۶.</ref> | ||
==معنای حقوقی حق در قرآن== | ==معنای حقوقی حق در قرآن== | ||
در بیشتر موارد، "[[حق]]" در [[قرآن]] صراحتاً در معنای [[حقوقی]] نیامده است. در حدود [[چهل]] بار در [[قرآن کریم]] کلمۀ "[[حق]]" به گونهای به کار رفته که مفهوم [[حقوقی]] دارد. در بیشتر این موارد کلمۀ مذکور به یکی از این دو صورت استعمال شده است: | در بیشتر موارد، "[[حق]]" در [[قرآن]] صراحتاً در معنای [[حقوقی]] نیامده است. در حدود [[چهل]] بار در [[قرآن کریم]] کلمۀ "[[حق]]" به گونهای به کار رفته که مفهوم [[حقوقی]] دارد. در بیشتر این موارد کلمۀ مذکور به یکی از این دو صورت استعمال شده است: | ||
*۱. به عنوان صفتی برای فعل [[انسان]] [[مکلف]] به کار رفته است مثل: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ}}<ref>«زیرا نشانههای خداوند را انکار میکردند و پیامبران را ناحقّ میکشتند» سوره بقره، آیه ۶۱.</ref> در این [[آیه]] [[عمل]] [[یهودیان]] ـ [[کشتن پیامبران ]] ـ به صفت "ناحق" [[وصف]] شده است. در بیشتر موارد، زمانی کار کسی با صفت "به ناحق، ناشایست و [[نامشروع]]" [[وصف]] میکنند که فاعل آن، صاحب [[حق]] ـ به مفهوم [[حقوقی]] ـ نباشد مثلاً اگر کسی [[حق]] کشتن دیگری را داشته باشد و این [[حق]] خود را [[اعمال]] کند و او را بکشد، میتوان گفت عمل او "به [[حق]]" بوده است، برخلاف کسی که شخصی را بکشد که [[حق]] کشتن او را ندارد در چنین صورتی عمل او "ناحق" قلمداد میگردد. | *۱. به عنوان صفتی برای فعل [[انسان]] [[مکلف]] به کار رفته است مثل: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ}}<ref>«زیرا نشانههای خداوند را انکار میکردند و پیامبران را ناحقّ میکشتند» سوره بقره، آیه ۶۱.</ref> در این [[آیه]] [[عمل]] [[یهودیان]] ـ [[کشتن پیامبران]] ـ به صفت "ناحق" [[وصف]] شده است. در بیشتر موارد، زمانی کار کسی با صفت "به ناحق، ناشایست و [[نامشروع]]" [[وصف]] میکنند که فاعل آن، صاحب [[حق]] ـ به مفهوم [[حقوقی]] ـ نباشد مثلاً اگر کسی [[حق]] کشتن دیگری را داشته باشد و این [[حق]] خود را [[اعمال]] کند و او را بکشد، میتوان گفت عمل او "به [[حق]]" بوده است، برخلاف کسی که شخصی را بکشد که [[حق]] کشتن او را ندارد در چنین صورتی عمل او "ناحق" قلمداد میگردد. | ||
پس اگرچه "[[حق]] داشتن" و "به [[حق]] بودن" دو مفهوم متغایرند، اولی به [[انسانها]] نسبت داده میشود و دومی به [[افعال]] و [[اعمال]] آنان، لکن در بیشتر موارد هر دو مفهوم بر هم منطبق میشوند و دربارۀ شخصی که کاری میکند و [[حق]] انجام دادن آن را دارد به کار میرود. | پس اگرچه "[[حق]] داشتن" و "به [[حق]] بودن" دو مفهوم متغایرند، اولی به [[انسانها]] نسبت داده میشود و دومی به [[افعال]] و [[اعمال]] آنان، لکن در بیشتر موارد هر دو مفهوم بر هم منطبق میشوند و دربارۀ شخصی که کاری میکند و [[حق]] انجام دادن آن را دارد به کار میرود. | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۰: | ||
در تفاسیر درباره آیاتی که در آنها واژه حق به کار رفته است مطالبی بیان شده است که برخی از آنها عبارتاند از: | در تفاسیر درباره آیاتی که در آنها واژه حق به کار رفته است مطالبی بیان شده است که برخی از آنها عبارتاند از: | ||
===تفسیر تبیان=== | ===تفسیر تبیان=== | ||
#[[شیخ طایفه]]، [[علی بن حسن طوسی]] در تبیان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>، فرموده: "[[خدای تعالی]] در این [[آیه]] به پیامبرش امر میکند، به [[خلق]] بگوید: {{عربی|قد جاءکم الحق من الله}}، و آن، چیزی است که هر کسی از [[بندگان]] به آن عمل نماید، [[نجات]] یابد، و ضدّ آن، باطل است، و آن، چیزی است که هر کس بدان عمل کند، هلاک گردد. پس هر کس به حق، عمل کند، [[حکیم]] باشد، و هر کس به باطل عمل نماید، سفیه باشد، و مراد از حق در این آیۀ شریفه، آن چیزهایی است از [[قرآن]]، [[شرایع]] و [[احکام]] و غیر آن از [[آیات]] و دلالات که [[پیامبر]]{{صل}} آنها را آورد"<ref>تبیان، ج۵، ص۴۴۳.</ref>. | # [[شیخ طایفه]]، [[علی بن حسن طوسی]] در تبیان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>، فرموده: "[[خدای تعالی]] در این [[آیه]] به پیامبرش امر میکند، به [[خلق]] بگوید: {{عربی|قد جاءکم الحق من الله}}، و آن، چیزی است که هر کسی از [[بندگان]] به آن عمل نماید، [[نجات]] یابد، و ضدّ آن، باطل است، و آن، چیزی است که هر کس بدان عمل کند، هلاک گردد. پس هر کس به حق، عمل کند، [[حکیم]] باشد، و هر کس به باطل عمل نماید، سفیه باشد، و مراد از حق در این آیۀ شریفه، آن چیزهایی است از [[قرآن]]، [[شرایع]] و [[احکام]] و غیر آن از [[آیات]] و دلالات که [[پیامبر]]{{صل}} آنها را آورد"<ref>تبیان، ج۵، ص۴۴۳.</ref>. | ||
#همچنین در آیه: {{متن قرآن|ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ}}<ref>«این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید میکنند» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>، فرموده: "یعنی آنچه از صفت [[عیسی]]{{ع}} که برای شما [[تلاوت]] کردیم، آن، {{متن قرآن|قَوْلَ الْحَقِّ}}<ref>«آن سخن راستین» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>؛ یعنی کلمۀ حق است که در آن، [[شک و تردید]] دارند"<ref>تبیان، ج۷، ص۱۱۱.</ref>. | #همچنین در آیه: {{متن قرآن|ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ}}<ref>«این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید میکنند» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>، فرموده: "یعنی آنچه از صفت [[عیسی]]{{ع}} که برای شما [[تلاوت]] کردیم، آن، {{متن قرآن|قَوْلَ الْحَقِّ}}<ref>«آن سخن راستین» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>؛ یعنی کلمۀ حق است که در آن، [[شک و تردید]] دارند"<ref>تبیان، ج۷، ص۱۱۱.</ref>. | ||
#و در آیه {{متن قرآن|خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«خداوند آسمانها و زمین را راستین آفرید بیگمان در این نشانهای برای مؤمنان است» سوره عنکبوت، آیه ۴۴.</ref>، فرموده: "[[خدای تعالی]] خبر داد به اینکه [[آسمانها]] و [[زمین]] را [[خلق]] نموده و آن دو را از عدم به وجود آورده است. {{متن قرآن|بِالْحَقِّ}}؛ یعنی بر وجه [[حکمت]]، نه [[بیهوده]] که هیچ فایده و قصدی در آن نباشد، و به اینکه قصد نموده با آن [[خلقت]] دلالت بر [[توحید]] را"<ref>تبیان، ج۸، ص۲۱۲.</ref>. | #و در آیه {{متن قرآن|خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«خداوند آسمانها و زمین را راستین آفرید بیگمان در این نشانهای برای مؤمنان است» سوره عنکبوت، آیه ۴۴.</ref>، فرموده: "[[خدای تعالی]] خبر داد به اینکه [[آسمانها]] و [[زمین]] را [[خلق]] نموده و آن دو را از عدم به وجود آورده است. {{متن قرآن|بِالْحَقِّ}}؛ یعنی بر وجه [[حکمت]]، نه [[بیهوده]] که هیچ فایده و قصدی در آن نباشد، و به اینکه قصد نموده با آن [[خلقت]] دلالت بر [[توحید]] را"<ref>تبیان، ج۸، ص۲۱۲.</ref>. | ||
| خط ۸۶: | خط ۸۵: | ||
===تفسیر کشاف=== | ===تفسیر کشاف=== | ||
#[[ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر زمخشری خوارزمی]]، در [[تفسیر کشّاف]]، درباره آیه {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب میشود و هر که گمراه گشت بیگمان به زیان خویش گمراه میگردد و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>، گفته است: "پس برای شما عذری باقی نمانده است و بر [[خدا]] حجتی نیست. پس هر که به [[اختیار]] خودش [[هدایت]] را اختیار کرد و پیروی از حق نمود، سود آن برای خودش است، و هر کس [[ضلالت]] را اختیار نمود، ضرر آن برای خودش است، و “لام” و “علی” دلالت بر معنای نفع و ضرر دارد"<ref>کشّاف، ج۲، ص۲۵۶.</ref>. | # [[ابوالقاسم جارالله محمود بن عمر زمخشری خوارزمی]]، در [[تفسیر کشّاف]]، درباره آیه {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب میشود و هر که گمراه گشت بیگمان به زیان خویش گمراه میگردد و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>، گفته است: "پس برای شما عذری باقی نمانده است و بر [[خدا]] حجتی نیست. پس هر که به [[اختیار]] خودش [[هدایت]] را اختیار کرد و پیروی از حق نمود، سود آن برای خودش است، و هر کس [[ضلالت]] را اختیار نمود، ضرر آن برای خودش است، و “لام” و “علی” دلالت بر معنای نفع و ضرر دارد"<ref>کشّاف، ج۲، ص۲۵۶.</ref>. | ||
#همچنین در آیه {{متن قرآن|ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ}}<ref>«این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید میکنند» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>، فرموده: "و البتّه، برای [[عیسی]]، {{متن قرآن|كَلِمَةُ اللَّهِ}} و {{متن قرآن|قَوْلَ الْحَقِّ}} گفته شده؛ زیرا او متولّد نشد، مگر به [[کلمة الله]] به [[تنهایی]]، و آن، قوله: {{متن قرآن|کُن}}، بدون واسطۀ [[پدر]] بود، تا نامگذاری مسبّب باشد به اسم سبب، و احتمال دارد هنگامی که از {{متن قرآن|قَوْلَ الْحَقِّ}}، عیسی [[اراده]] شده باشد، این {{متن قرآن|الْحَقِّ}} اسم برای خدای عزّوجلّ باشد، و اینکه به معنای [[ثابت]] و [[صدق]] باشد، و قوله: {{متن قرآن|الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ}}<ref>«این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید میکنند» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>، آن را کمک میکند؛ یعنی امر او حق [[یقین]] است، در حالی که آنان در او [[شک]] میکنند"<ref>کشّاف، ج۲، ص۵۰۹.</ref>. | #همچنین در آیه {{متن قرآن|ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ}}<ref>«این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید میکنند» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>، فرموده: "و البتّه، برای [[عیسی]]، {{متن قرآن|كَلِمَةُ اللَّهِ}} و {{متن قرآن|قَوْلَ الْحَقِّ}} گفته شده؛ زیرا او متولّد نشد، مگر به [[کلمة الله]] به [[تنهایی]]، و آن، قوله: {{متن قرآن|کُن}}، بدون واسطۀ [[پدر]] بود، تا نامگذاری مسبّب باشد به اسم سبب، و احتمال دارد هنگامی که از {{متن قرآن|قَوْلَ الْحَقِّ}}، عیسی [[اراده]] شده باشد، این {{متن قرآن|الْحَقِّ}} اسم برای خدای عزّوجلّ باشد، و اینکه به معنای [[ثابت]] و [[صدق]] باشد، و قوله: {{متن قرآن|الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ}}<ref>«این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید میکنند» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>، آن را کمک میکند؛ یعنی امر او حق [[یقین]] است، در حالی که آنان در او [[شک]] میکنند"<ref>کشّاف، ج۲، ص۵۰۹.</ref>. | ||
#و در آیه {{متن قرآن|خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ}}<ref>«خداوند آسمانها و زمین را راستین آفرید بیگمان در این نشانهای برای مؤمنان است» سوره عنکبوت، آیه ۴۴.</ref> هم فرموده: "{{متن قرآن|بِالْحَقِّ}}؛ یعنی به غرض صحیحی که آن، [[حقّ]] است نه [[باطل]]، و آن اینکه آنها محلّ سکنای بندگانش بوده و عبرتیاند برای عبرتگیرندگان از آنان، و دلایلی میباشند بر [[عظمت]] [[قدرت]] او"<ref>کشّاف، ج۳، ص۲۰۷.</ref>. | #و در آیه {{متن قرآن|خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ}}<ref>«خداوند آسمانها و زمین را راستین آفرید بیگمان در این نشانهای برای مؤمنان است» سوره عنکبوت، آیه ۴۴.</ref> هم فرموده: "{{متن قرآن|بِالْحَقِّ}}؛ یعنی به غرض صحیحی که آن، [[حقّ]] است نه [[باطل]]، و آن اینکه آنها محلّ سکنای بندگانش بوده و عبرتیاند برای عبرتگیرندگان از آنان، و دلایلی میباشند بر [[عظمت]] [[قدرت]] او"<ref>کشّاف، ج۳، ص۲۰۷.</ref>. | ||
| خط ۹۲: | خط ۹۱: | ||
===تفسیر شبّر=== | ===تفسیر شبّر=== | ||
#[[مولی]] الاجل، [[سید عبدالله ابن محمد رضا حسینی]]، معروف به شُبَّر، در تفسیرش، درباره آیه {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>، فرموده: "[[پیامبر]] او و کتاب او"<ref>تفسیر شبّر، ص۴۶۷.</ref>. | # [[مولی]] الاجل، [[سید عبدالله ابن محمد رضا حسینی]]، معروف به شُبَّر، در تفسیرش، درباره آیه {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref>، فرموده: "[[پیامبر]] او و کتاب او"<ref>تفسیر شبّر، ص۴۶۷.</ref>. | ||
#همچنین در آیه {{متن قرآن|ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ}}<ref>«این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید میکنند» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>، فرموده: "یعنی آنکه ما او را توصیف نمودیم، او [[عیسی]] [[پسر مریم]] است، نه آنکه [[نصاری]] او را توصیف میکنند و آن، قول حق است که در آن [[شک]] میکنند. پس [[یهود]] گفتند: ساحر است، و نصاری گفتند: [[ابن الله]] است"<ref>تفسیر شبّر، ص۶۳۸.</ref>. | #همچنین در آیه {{متن قرآن|ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ}}<ref>«این عیسی پسر مریم است؛ آن سخن راستین که در آن تردید میکنند» سوره مریم، آیه ۳۴.</ref>، فرموده: "یعنی آنکه ما او را توصیف نمودیم، او [[عیسی]] [[پسر مریم]] است، نه آنکه [[نصاری]] او را توصیف میکنند و آن، قول حق است که در آن [[شک]] میکنند. پس [[یهود]] گفتند: ساحر است، و نصاری گفتند: [[ابن الله]] است"<ref>تفسیر شبّر، ص۶۳۸.</ref>. | ||
#و در آیه {{متن قرآن|لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ}}، فرموده: "یعنی تا زایل کنند و از بین ببرند حق را"<ref>تفسیر شبّر، ص۹۵۸.</ref>. | #و در آیه {{متن قرآن|لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ}}، فرموده: "یعنی تا زایل کنند و از بین ببرند حق را"<ref>تفسیر شبّر، ص۹۵۸.</ref>. | ||
| خط ۱۶۷: | خط ۱۶۶: | ||
یکی از معانی و مفاهیم حق، آن مقدار [[مالی]] است که [[پارسایان]] [[نیکوکار]] از لحاظ [[اخلاقی]] و بر اساس صفای [[باطن]]، بر خود فرض میکنند که آن را از [[مال]] خود خارج، و بر [[سائل]] و [[محروم]] [[انفاق]] نمایند: {{متن قرآن|وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}}<ref>«و در داراییهایشان بخشی برای (مستمند) خواهنده و بیبهره بود» سوره ذاریات، آیه ۱۹.</ref>. در اینکه این [[حق سائل]] و محروم چیست؟ [[حق تعالی]] در [[آیات]] (۲۴ و ۲۵) [[سورۀ معارج]] میفرماید: آن، [[حقّ]] معلوم است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}}<ref>«و آنان که در داراییهایشان حقی معین است، * و در داراییهایشان بخشی برای (مستمند) خواهنده و بیبهره بود» سوره معارج، آیه ۲۴.</ref>. در [[تفسیر]] حقّ معلوم، [[امام صادق]]{{ع}}، در دو [[حدیث]] [[نقل]] شده از ایشان میفرماید: آن، مالی به غیر از [[زکات]] است که [[انسان]] بر خودش فرض میکند که به نسبت [[توانایی]] و وسع مالیاش، مقداری از مال خود را خارج سازد، و آن را روزانه، یا به طور هفتگی، یا در هر ماه، بر [[بیچارگان]]، [[درماندگان]] و آنان که هر اندازه [[کوشش]] میکنند، [[قادر]] به تأمین مایحتاج [[زندگی]] خود نیستند، انفاق نماید، و نیز آن را در طریق صلۀ [[ارحام]] و [[رفع گرفتاری]] [[خویشاوندان]] خود صرف کند: | یکی از معانی و مفاهیم حق، آن مقدار [[مالی]] است که [[پارسایان]] [[نیکوکار]] از لحاظ [[اخلاقی]] و بر اساس صفای [[باطن]]، بر خود فرض میکنند که آن را از [[مال]] خود خارج، و بر [[سائل]] و [[محروم]] [[انفاق]] نمایند: {{متن قرآن|وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}}<ref>«و در داراییهایشان بخشی برای (مستمند) خواهنده و بیبهره بود» سوره ذاریات، آیه ۱۹.</ref>. در اینکه این [[حق سائل]] و محروم چیست؟ [[حق تعالی]] در [[آیات]] (۲۴ و ۲۵) [[سورۀ معارج]] میفرماید: آن، [[حقّ]] معلوم است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ}}<ref>«و آنان که در داراییهایشان حقی معین است، * و در داراییهایشان بخشی برای (مستمند) خواهنده و بیبهره بود» سوره معارج، آیه ۲۴.</ref>. در [[تفسیر]] حقّ معلوم، [[امام صادق]]{{ع}}، در دو [[حدیث]] [[نقل]] شده از ایشان میفرماید: آن، مالی به غیر از [[زکات]] است که [[انسان]] بر خودش فرض میکند که به نسبت [[توانایی]] و وسع مالیاش، مقداری از مال خود را خارج سازد، و آن را روزانه، یا به طور هفتگی، یا در هر ماه، بر [[بیچارگان]]، [[درماندگان]] و آنان که هر اندازه [[کوشش]] میکنند، [[قادر]] به تأمین مایحتاج [[زندگی]] خود نیستند، انفاق نماید، و نیز آن را در طریق صلۀ [[ارحام]] و [[رفع گرفتاری]] [[خویشاوندان]] خود صرف کند: | ||
#حدیث اول: سماعة بن مهران، از امام صادق{{ع}} نقل کند که آن [[حضرت]] فرمود: البته، [[خدای تعالی]] برای [[بیچارگان]] در [[اموال]] [[ثروتمندان]] فریضهای را قرار داده که جز به ادای آن، [[شکر]] و سپاسشان انجام نشود، و آن، [[زکات]] است که به وسیلۀ آن، خونشان را محفوظ داشته، و به خاطر آن، [[مسلمان]] نامیده شوند، و لکن خدای تعالی در اموال ثروتمندان [[حقوقی]] غیر از نکات قرار داده است، پس [[خدای سبحان]] و بلند مرتبه فرمود: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ}}. پس آن [[حقّ]] معلوم، غیر از زکات است، و آن، چیزی است که [[آدمی]] آن را در مالش بر خود [[واجب]] میکند، لازم است که او به اندازۀ [[توانایی]] و وسع مالیاش آن را بر خود فرض کند، پس بپردازد آنچه را بر خود فرض کرده، اگر خواست در هر [[روز]]، و اگر خواست در هر [[جمعه]]، و اگر خواست در هر ماه<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ فَرِيضَةً لَايُحْمَدُونَ إِلَّا بِأَدَائِهَا، وَ هِيَ الزَّكَاةُ، بِهَا حَقَنُوا دِمَاءَهُمْ، وَ بِهَا سُمُّوا مُسْلِمِينَ، وَ لكِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ حُقُوقاً غَيْرَ الزَّكَاةِ، فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ}}<ref>«و آنان که در داراییهایشان حقی معین است» سوره معارج، آیه ۲۴-۲۵.</ref> فَالْحَقُّ الْمَعْلُومُ غَيْرُ الزَّكَاةِ، وَ هُوَ شَيْءٌ يَفْرِضُهُ الرَّجُلُ عَلى نَفْسِهِ فِي مَالِهِ يَجِبُ عَلَيْهِ أَنْ يَفْرِضَهُ عَلى قَدْرِ طَاقَتِهِ وَ سَعَةِ مَالِهِ، فَيُؤَدِّي الَّذِي فَرَضَ عَلى نَفْسِهِ، إِنْ شَاءَ فِي كُلِّ يَوْمٍ، وَ إِنْ شَاءَ فِي كُلِّ جُمْعَةٍ، وَ إِنْ شَاءَ فِي كُلِّ شَهْرٍ}}؛ نورالثقلین، ج۵، ص۴۱۶، حدیث ۲۳.</ref>. | #حدیث اول: سماعة بن مهران، از امام صادق{{ع}} نقل کند که آن [[حضرت]] فرمود: البته، [[خدای تعالی]] برای [[بیچارگان]] در [[اموال]] [[ثروتمندان]] فریضهای را قرار داده که جز به ادای آن، [[شکر]] و سپاسشان انجام نشود، و آن، [[زکات]] است که به وسیلۀ آن، خونشان را محفوظ داشته، و به خاطر آن، [[مسلمان]] نامیده شوند، و لکن خدای تعالی در اموال ثروتمندان [[حقوقی]] غیر از نکات قرار داده است، پس [[خدای سبحان]] و بلند مرتبه فرمود: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ}}. پس آن [[حقّ]] معلوم، غیر از زکات است، و آن، چیزی است که [[آدمی]] آن را در مالش بر خود [[واجب]] میکند، لازم است که او به اندازۀ [[توانایی]] و وسع مالیاش آن را بر خود فرض کند، پس بپردازد آنچه را بر خود فرض کرده، اگر خواست در هر [[روز]]، و اگر خواست در هر [[جمعه]]، و اگر خواست در هر ماه<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ فَرِيضَةً لَايُحْمَدُونَ إِلَّا بِأَدَائِهَا، وَ هِيَ الزَّكَاةُ، بِهَا حَقَنُوا دِمَاءَهُمْ، وَ بِهَا سُمُّوا مُسْلِمِينَ، وَ لكِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ حُقُوقاً غَيْرَ الزَّكَاةِ، فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ}}<ref>«و آنان که در داراییهایشان حقی معین است» سوره معارج، آیه ۲۴-۲۵.</ref> فَالْحَقُّ الْمَعْلُومُ غَيْرُ الزَّكَاةِ، وَ هُوَ شَيْءٌ يَفْرِضُهُ الرَّجُلُ عَلى نَفْسِهِ فِي مَالِهِ يَجِبُ عَلَيْهِ أَنْ يَفْرِضَهُ عَلى قَدْرِ طَاقَتِهِ وَ سَعَةِ مَالِهِ، فَيُؤَدِّي الَّذِي فَرَضَ عَلى نَفْسِهِ، إِنْ شَاءَ فِي كُلِّ يَوْمٍ، وَ إِنْ شَاءَ فِي كُلِّ جُمْعَةٍ، وَ إِنْ شَاءَ فِي كُلِّ شَهْرٍ}}؛ نورالثقلین، ج۵، ص۴۱۶، حدیث ۲۳.</ref>. | ||
#[[حدیث]] دوّم: [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ به [[اسماعیل بن جابر]]، در [[پرسش]] از اینکه حقّ معلوم چیزی غیر از زکات است؟ میفرماید: آن مربوط به کسی است که خدای تعالی ثروتی از [[مال]] را به او اعطا میکند و او هزار، و دو هزار، سه هزار و کمتر و بیشتر آن را از مالش جدا نموده و با آن [[صلۀ رحم]] مینماید، و بدان هزینۀ افرادی از قومش را که از نظر [[مالی]] به دیگران وابستهاند، را بر دوش میکشد<ref>{{متن حدیث|هُوَ الرَّجُلُ يُؤْتِيهِ اللَّهُ الثَّرْوَةَ مِنَ الْمَالِ، فَيُخْرِجُ مِنْهُ الْأَلْفَ وَ الْأَلْفَيْنِ وَ الثَّلَاثَةَ الْآلَافِ وَ الْأَقَلَّ وَ الْأَكْثَرَ، فَيَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ، وَ يَحْمِلُ بِهِ الْكَلَّ عَنْ قَوْمِهِ...}}؛ نورالثقلین، ج۵، ص۴۱۷، حدیث ۲۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۲۱.</ref> | # [[حدیث]] دوّم: [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ به [[اسماعیل بن جابر]]، در [[پرسش]] از اینکه حقّ معلوم چیزی غیر از زکات است؟ میفرماید: آن مربوط به کسی است که خدای تعالی ثروتی از [[مال]] را به او اعطا میکند و او هزار، و دو هزار، سه هزار و کمتر و بیشتر آن را از مالش جدا نموده و با آن [[صلۀ رحم]] مینماید، و بدان هزینۀ افرادی از قومش را که از نظر [[مالی]] به دیگران وابستهاند، را بر دوش میکشد<ref>{{متن حدیث|هُوَ الرَّجُلُ يُؤْتِيهِ اللَّهُ الثَّرْوَةَ مِنَ الْمَالِ، فَيُخْرِجُ مِنْهُ الْأَلْفَ وَ الْأَلْفَيْنِ وَ الثَّلَاثَةَ الْآلَافِ وَ الْأَقَلَّ وَ الْأَكْثَرَ، فَيَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ، وَ يَحْمِلُ بِهِ الْكَلَّ عَنْ قَوْمِهِ...}}؛ نورالثقلین، ج۵، ص۴۱۷، حدیث ۲۵.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۶۲۱.</ref> | ||
====معنا و مفهوم ششم حق==== | ====معنا و مفهوم ششم حق==== | ||