حارث بن جُلاح حکمی: تفاوت میان نسخهها
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[حارث بن جُلاح حکمی در تاریخ اسلامی]] - [[حارث بن جُلاح حکمی در تراجم و رجال]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
* [[حارث]] منسوب به [[حکم]] - قبیلهای از قبايل يمن - از [[اصحاب]] [[امیر مؤمنان]] بود که در [[صفین]] به [[شهادت]] رسیده است. | * [[حارث]] منسوب به [[حکم]] - قبیلهای از قبايل يمن - از [[اصحاب]] [[امیر مؤمنان]] بود که در [[صفین]] به [[شهادت]] رسیده است. | ||
* [[نصر بن مزاحم]] مینویسد: روزی از روزهای [[جنگ صفین]]، مردی از [[خاندان]] ذی پزن، قبيله حمير که نامش [[کُریب بن صباح حمیری]] و از [[شجاعان]] و دلاوران زبیدی از [[سپاه امام]] به [[نبرد]] او رفت و به [[شهادت]] رسید. كريب بانگ برآورد: چه کسی به میدان من میآید؟ در این موقع [[حارث بن جلاح]] به [[نبرد]] او رفت ولی در این [[جنگ]] تن به تن [[حارث]] نیز به [[شهادت]] رسید...، آنگاه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} با اینکه در سنین بالایی بود اما از [[قدرت]] و [[شجاعت]] بی مثالی برخوردار بود لذا خود به [[جنگ]] کریب رفت و ابتدا او را [[نصیحت]] کرد اما کریب پاسخ داد: ما از این حرفها زیاد از تو شنیدهایم و ما را به [[نصایح]] نیازی نیست، اگر مایلی بیا تا بجنگیم. [[حضرت]] وقتی دریافت او حاضر به [[تسلیم]] و ترک [[مقاتله]] نیست و [[حجت]] را بر او تمام کرده است و با گفتن {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}، به سوی او شتافت و دیگر مهلتی به کریب نداد و در همان لحظه و [[حمله اول]] چنان ضربتی به او زد که به [[هلاکت]] رسید، و در همین [[نبرد]]، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} باز هماورد طلبید. [[حارث بن وداعه حمیری]] و سپس [[مطاع بن مطلب عنسی]] به [[نبرد امام]]{{ع}} آمدند و [[حضرت]] نیز آن دو را مهلت نداد و به هلاکتشان رساند، اما پس از آن دو هر چه مبارزطلبید کسی به [[نبرد امام]]{{ع}} بر نیامد <ref>ر.ک: وقعة صفين، ص۳۱۵ وشرح ابن ابی الحدید، ج۵، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۲۲-۳۲۳.</ref> | * [[نصر بن مزاحم]] مینویسد: روزی از روزهای [[جنگ صفین]]، مردی از [[خاندان]] ذی پزن، قبيله حمير که نامش [[کُریب بن صباح حمیری]] و از [[شجاعان]] و دلاوران زبیدی از [[سپاه امام]] به [[نبرد]] او رفت و به [[شهادت]] رسید. كريب بانگ برآورد: چه کسی به میدان من میآید؟ در این موقع [[حارث بن جلاح]] به [[نبرد]] او رفت ولی در این [[جنگ]] تن به تن [[حارث]] نیز به [[شهادت]] رسید... ، آنگاه [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} با اینکه در سنین بالایی بود اما از [[قدرت]] و [[شجاعت]] بی مثالی برخوردار بود لذا خود به [[جنگ]] کریب رفت و ابتدا او را [[نصیحت]] کرد اما کریب پاسخ داد: ما از این حرفها زیاد از تو شنیدهایم و ما را به [[نصایح]] نیازی نیست، اگر مایلی بیا تا بجنگیم. [[حضرت]] وقتی دریافت او حاضر به [[تسلیم]] و ترک [[مقاتله]] نیست و [[حجت]] را بر او تمام کرده است و با گفتن {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}، به سوی او شتافت و دیگر مهلتی به کریب نداد و در همان لحظه و [[حمله اول]] چنان ضربتی به او زد که به [[هلاکت]] رسید، و در همین [[نبرد]]، [[امیرمؤمنان]] {{ع}} باز هماورد طلبید. [[حارث بن وداعه حمیری]] و سپس [[مطاع بن مطلب عنسی]] به [[نبرد امام]] {{ع}} آمدند و [[حضرت]] نیز آن دو را مهلت نداد و به هلاکتشان رساند، اما پس از آن دو هر چه مبارزطلبید کسی به [[نبرد امام]] {{ع}} بر نیامد <ref>ر. ک: وقعة صفين، ص۳۱۵ وشرح ابن ابی الحدید، ج۵، ص۲۳۹.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۳۲۲-۳۲۳.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۴ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۲۳:۲۹
مقدمه
- حارث منسوب به حکم - قبیلهای از قبايل يمن - از اصحاب امیر مؤمنان بود که در صفین به شهادت رسیده است.
- نصر بن مزاحم مینویسد: روزی از روزهای جنگ صفین، مردی از خاندان ذی پزن، قبيله حمير که نامش کُریب بن صباح حمیری و از شجاعان و دلاوران زبیدی از سپاه امام به نبرد او رفت و به شهادت رسید. كريب بانگ برآورد: چه کسی به میدان من میآید؟ در این موقع حارث بن جلاح به نبرد او رفت ولی در این جنگ تن به تن حارث نیز به شهادت رسید... ، آنگاه امیرالمؤمنین (ع) با اینکه در سنین بالایی بود اما از قدرت و شجاعت بی مثالی برخوردار بود لذا خود به جنگ کریب رفت و ابتدا او را نصیحت کرد اما کریب پاسخ داد: ما از این حرفها زیاد از تو شنیدهایم و ما را به نصایح نیازی نیست، اگر مایلی بیا تا بجنگیم. حضرت وقتی دریافت او حاضر به تسلیم و ترک مقاتله نیست و حجت را بر او تمام کرده است و با گفتن «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»، به سوی او شتافت و دیگر مهلتی به کریب نداد و در همان لحظه و حمله اول چنان ضربتی به او زد که به هلاکت رسید، و در همین نبرد، امیرمؤمنان (ع) باز هماورد طلبید. حارث بن وداعه حمیری و سپس مطاع بن مطلب عنسی به نبرد امام (ع) آمدند و حضرت نیز آن دو را مهلت نداد و به هلاکتشان رساند، اما پس از آن دو هر چه مبارزطلبید کسی به نبرد امام (ع) بر نیامد [۱].[۲]
منابع
پانویس
- ↑ ر. ک: وقعة صفين، ص۳۱۵ وشرح ابن ابی الحدید، ج۵، ص۲۳۹.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۱، ص۳۲۲-۳۲۳.