شرط عصمت در امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-\n\n\n +\n\n))
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
== مقدمه ==
 
==مقدمه==
[[دلیل عقلی]] اول: شرط [[عصمت]] در [[امامت]] هم مقتضای [[حکم عقل]] است و هم مفاد و مدلول [[وحی]]. یکی از [[دلایل عقلی]] [[لزوم]] [[معصوم بودن امام]] این است که [[مکلفان]] بدان علت به [[امام]] نیاز دارند که فاقد ویژگی عصمت‌اند، زیرا خواه [[فلسفه امامت]] را [[تعلیم و تربیت]] بدانیم و خواه [[برقراری عدالت]] و [[امنیت]] و [[حل منازعات]] و [[اجرای احکام]] [[شریعت]]، در همه صور یاد شده، [[معصوم]] نبودن و [[خطاپذیری]] مکلفان مفروض و مسلم است. اگر عموم ملکلفان معصوم بودند، [[تکالیف دینی]] خود را به خوبی می‌دانستند و به [[درستی]] به آنها عمل می‌کردند، بر کسی [[ستم]] نمی‌شد، [[اختلاف]] و [[نزاع]] رخ نمی‌داد و در نتیجه به [[پیشوایی]] نیاز نبود که تکالیف دینی آنان را به آنها بیاموزد، بر اجرای دستورهای [[دینی]] [[نظارت]] کند، به [[داوری]] در [[منازعات]] بپردازد و [[عدالت]] و امنیت را در میان [[مردم]] برقرار سازد.
[[دلیل عقلی]] اول: شرط [[عصمت]] در [[امامت]] هم مقتضای [[حکم عقل]] است و هم مفاد و مدلول [[وحی]]. یکی از [[دلایل عقلی]] [[لزوم]] [[معصوم بودن امام]] این است که [[مکلفان]] بدان علت به [[امام]] نیاز دارند که فاقد ویژگی عصمت‌اند، زیرا خواه [[فلسفه امامت]] را [[تعلیم و تربیت]] بدانیم و خواه [[برقراری عدالت]] و [[امنیت]] و [[حل منازعات]] و [[اجرای احکام]] [[شریعت]]، در همه صور یاد شده، [[معصوم]] نبودن و [[خطاپذیری]] مکلفان مفروض و مسلم است. اگر عموم ملکلفان معصوم بودند، [[تکالیف دینی]] خود را به خوبی می‌دانستند و به [[درستی]] به آنها عمل می‌کردند، بر کسی [[ستم]] نمی‌شد، [[اختلاف]] و [[نزاع]] رخ نمی‌داد و در نتیجه به [[پیشوایی]] نیاز نبود که تکالیف دینی آنان را به آنها بیاموزد، بر اجرای دستورهای [[دینی]] [[نظارت]] کند، به [[داوری]] در [[منازعات]] بپردازد و [[عدالت]] و امنیت را در میان [[مردم]] برقرار سازد.


بنابراین ریشه [[نیازمندی]] مردم به امام - و حداقل یکی از مهم‌ترین عوامل آن - معصوم نبودن مکلفان است. هرگاه امام نیز مانند دیگر مکلفان فاقد ویژگی عصمت باشد، دو پیآمد [[نادرست]] خواهد داشت: یکی اینکه [[اهداف امامت]] به درستی تحقق نخواهد یافت، و دیگر اینکه چون ملاک [[نیازمندی به امام]] در امام نیز وجود دارد، به امام دیگری نیاز خواهد بود و به [[تسلسل]] محال خواهد انجامید<ref>ر.ک: الشافی فی الامامة، ج۱، ص۲۸۹؛ الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۳۰؛ کشف المراد، ص۴۹۲؛ تقریب المعارف، ص۱۰۰؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۷۸، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۷؛ ارشاد الطالبیین، ص۳۳۳؛ اللوامع الإلهیة، ص۳۳۰.</ref>.
بنابراین ریشه [[نیازمندی]] مردم به امام - و حداقل یکی از مهم‌ترین عوامل آن - معصوم نبودن مکلفان است. هرگاه امام نیز مانند دیگر مکلفان فاقد ویژگی عصمت باشد، دو پیآمد [[نادرست]] خواهد داشت: یکی اینکه [[اهداف امامت]] به درستی تحقق نخواهد یافت، و دیگر اینکه چون ملاک [[نیازمندی به امام]] در امام نیز وجود دارد، به امام دیگری نیاز خواهد بود و به [[تسلسل]] محال خواهد انجامید<ref>ر. ک: الشافی فی الامامة، ج۱، ص۲۸۹؛ الذخیرة فی علم الکلام، ص۴۳۰؛ کشف المراد، ص۴۹۲؛ تقریب المعارف، ص۱۰۰؛ المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۷۸، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۷؛ ارشاد الطالبیین، ص۳۳۳؛ اللوامع الإلهیة، ص۳۳۰.</ref>.


'''اشکال: [[بی‌نیازی]] معصوم از امام''': اگر منشأ و ملاک نیازمندی مکلفان به امام، معصوم نبودن آنان است، افراد معصوم از امام [[بی‌نیاز]] خواهند بود، در حالی که امام، پیشوای عموم مکلفان است، خواه معصوم{{عم}} باشند یا نباشند؛ برای مثال، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} پیشوای [[حضرت زهرا]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} نیز بود با آنکه آنان [[اعتقاد شیعه]] معصوم بودند. اصولاً اینکه مکلفی نه امام باشد و نه [[مأموم]]، بر خلاف [[اجماع]] [[مسلمانان]] است.
'''اشکال: [[بی‌نیازی]] معصوم از امام''': اگر منشأ و ملاک نیازمندی مکلفان به امام، معصوم نبودن آنان است، افراد معصوم از امام [[بی‌نیاز]] خواهند بود، در حالی که امام، پیشوای عموم مکلفان است، خواه معصوم {{عم}} باشند یا نباشند؛ برای مثال، [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} پیشوای [[حضرت زهرا]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} نیز بود با آنکه آنان [[اعتقاد شیعه]] معصوم بودند. اصولاً اینکه مکلفی نه امام باشد و نه [[مأموم]]، بر خلاف [[اجماع]] [[مسلمانان]] است.


'''پاسخ'''
'''پاسخ'''
[[معصوم]] نبودن [[مکلفان]]، منشأ و ملاک اولی و غالبی [[نیاز به امام]] است، نه یگانه منشأ و پاسخ ملاک آن، زیرا می‌توان فرض کرد که [[فرد]] معصوم در [[آگاه]] شدن از برخی [[معارف دینی]] به [[امام]] نیاز داشته باشد. آری، [[انسان]] معصوم در دانسته‌های خود، [[خطا]] نمی‌کند و هیچ گناهی از او سر نمی‌زند، پس [[وجود امام معصوم]] از این جهت در [[حق]] او [[لطف]] نخواهد بود، ولی لازمه [[عصمت]] این نیست که همه دانسته‌های معصوم، بدون واسطه [[پیامبر]] یا امام معصوم برایش حاصل شود<ref>{{عربی|أن المعصوم یستغنی عن رئیس یکون لطفا و لکن ربما یحتاج الی مقتدی یأخذ عنه معالم الشرع}} المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۵ و ۲۸؛ نیز ر.ک: الشافی فی الامامة، ج۱، ص۲۹۵.</ref> و از این جهت می‌توان فرض کرد که وجود پیامبر و امام معصوم درباره معصومی که پیامبر یا امام نیست، لطف باشد، یعنی معارفی را از طریق او بیاموزد، چنان‌که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} چنین نقشی داشت، و بر اثر [[تعالیم]] ویژه‌ای که پیامبر{{صل}} به او آموخت، به عنوان دروازه [[شهر]] [[علم پیامبر]] شناخته شد.
[[معصوم]] نبودن [[مکلفان]]، منشأ و ملاک اولی و غالبی [[نیاز به امام]] است، نه یگانه منشأ و پاسخ ملاک آن، زیرا می‌توان فرض کرد که [[فرد]] معصوم در [[آگاه]] شدن از برخی [[معارف دینی]] به [[امام]] نیاز داشته باشد. آری، [[انسان]] معصوم در دانسته‌های خود، [[خطا]] نمی‌کند و هیچ گناهی از او سر نمی‌زند، پس [[وجود امام معصوم]] از این جهت در [[حق]] او [[لطف]] نخواهد بود، ولی لازمه [[عصمت]] این نیست که همه دانسته‌های معصوم، بدون واسطه [[پیامبر]] یا امام معصوم برایش حاصل شود<ref>{{عربی|أن المعصوم یستغنی عن رئیس یکون لطفا و لکن ربما یحتاج الی مقتدی یأخذ عنه معالم الشرع}} المنقذ من التقلید، ج۲، ص۲۵ و ۲۸؛ نیز ر. ک: الشافی فی الامامة، ج۱، ص۲۹۵.</ref> و از این جهت می‌توان فرض کرد که وجود پیامبر و امام معصوم درباره معصومی که پیامبر یا امام نیست، لطف باشد، یعنی معارفی را از طریق او بیاموزد، چنان‌که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} چنین نقشی داشت، و بر اثر [[تعالیم]] ویژه‌ای که پیامبر {{صل}} به او آموخت، به عنوان دروازه [[شهر]] [[علم پیامبر]] شناخته شد.
[[دلیل عقلی]] دوم: دلیل عقلی دیگر بر [[لزوم]] [[معصوم بودن امام]]، این است که [[معارف]] و [[احکام اسلامی]] که به پیامبر اکرم{{صل}} [[وحی]] و از جانب او [[ابلاغ]] شده است، به [[عصر پیامبر]]{{صل}} اختصاص نداشته، بلکه مبنای [[زندگی]] [[دینی]] [[بشر]] تا [[قیامت]] است. بنابراین باید تا قیامت محفوظ بماند تا عمل به آنها برای مکلفان ممکن باشد. [[حفظ]] معارف و احکام اسلامی به حفظ کننده‌ای معصوم از خطا نیاز دارد که [[قرآن کریم]] و [[روایات متواتر]] از آن جمله است، ولی این دو، در بردارنده همه احکام اسلامی نیستند، و غیر از امام معصوم، فرض دیگری وجود ندارد که در کنار [[قرآن]] و روایات متواتر، به طور کامل [[حافظ]] معارف و [[احکام شریعت]] باشد.
[[دلیل عقلی]] دوم: دلیل عقلی دیگر بر [[لزوم]] [[معصوم بودن امام]]، این است که [[معارف]] و [[احکام اسلامی]] که به پیامبر اکرم {{صل}} [[وحی]] و از جانب او [[ابلاغ]] شده است، به [[عصر پیامبر]] {{صل}} اختصاص نداشته، بلکه مبنای [[زندگی]] [[دینی]] [[بشر]] تا [[قیامت]] است. بنابراین باید تا قیامت محفوظ بماند تا عمل به آنها برای مکلفان ممکن باشد. [[حفظ]] معارف و احکام اسلامی به حفظ کننده‌ای معصوم از خطا نیاز دارد که [[قرآن کریم]] و [[روایات متواتر]] از آن جمله است، ولی این دو، در بردارنده همه احکام اسلامی نیستند، و غیر از امام معصوم، فرض دیگری وجود ندارد که در کنار [[قرآن]] و روایات متواتر، به طور کامل [[حافظ]] معارف و [[احکام شریعت]] باشد.


'''اشکال: خطا ناپذیری [[اجماع امت]]''': اجماع [[امت اسلامی]] [[خطاناپذیر]] است و می‌تواند در کنار [[قرآن]] و [[روایات متواتر]]، [[حافظ شریعت]] باشد.
'''اشکال: خطا ناپذیری [[اجماع امت]]''': اجماع [[امت اسلامی]] [[خطاناپذیر]] است و می‌تواند در کنار [[قرآن]] و [[روایات متواتر]]، [[حافظ شریعت]] باشد.
خط ۲۳: خط ۲۱:


'''پاسخ'''
'''پاسخ'''
در اینکه قرآن کریم در بردارنده همه معارف و احکامی است که برای هدایت بشر لازم است، تردیدی وجود ندارد، ولی این نکته نیز مسلم است که [[فهم]] معارف و احکام [[قرآنی]] در همه سطوح آن در توان همگان نیست. بدین سبب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[مأموریت]] یافته است که علاوه بر [[تلاوت قرآن]] برای [[مردم]]، معارف و مفاهیم آن را [[تبیین]] و [[تعلیم]] کند، چنان که فرموده است: {{متن قرآن|أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«(آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، و نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}<ref>«که آیات وی را بر آنان می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنها کتاب و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>.
در اینکه قرآن کریم در بردارنده همه معارف و احکامی است که برای هدایت بشر لازم است، تردیدی وجود ندارد، ولی این نکته نیز مسلم است که [[فهم]] معارف و احکام [[قرآنی]] در همه سطوح آن در توان همگان نیست. بدین سبب [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[مأموریت]] یافته است که علاوه بر [[تلاوت قرآن]] برای [[مردم]]، معارف و مفاهیم آن را [[تبیین]] و [[تعلیم]] کند، چنان که فرموده است: {{متن قرآن|أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«(آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>، و نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}<ref>«که آیات وی را بر آنان می‌خواند و آنها را پاکیزه می‌گرداند و به آنها کتاب و فرزانگی می‌آموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref>.
آنچه پیامبر اکرم{{صل}} در [[تبیین قرآن]] [[کریم]] بیان کرده است، همان [[سنّت نبوی]] است، و آن مقداری که از طریق [[متواتر]] [[نقل]] شده است، قطعا محفوظ مانده است، ولی موارد [[متواتر]]، تنها بخش اندکی از [[معارف قرآنی]] را شامل می‌شود. درباره سایر [[معارف]] باید طریق [[قطعی]] وجود داشته باشد تا [[حفظ]] معارف و [[احکام اسلامی]] به واسطه آن تحقق یابد. همان‌گونه که یادآور شدیم، غیر از [[امام]] [[معصوم]]، [[راه]] دیگری برای تحقق این مقصود وجود ندارد. بنابراین، [[وجود امام معصوم]] در هر زمانی لازم است.
آنچه پیامبر اکرم {{صل}} در [[تبیین قرآن]] [[کریم]] بیان کرده است، همان [[سنّت نبوی]] است، و آن مقداری که از طریق [[متواتر]] [[نقل]] شده است، قطعا محفوظ مانده است، ولی موارد [[متواتر]]، تنها بخش اندکی از [[معارف قرآنی]] را شامل می‌شود. درباره سایر [[معارف]] باید طریق [[قطعی]] وجود داشته باشد تا [[حفظ]] معارف و [[احکام اسلامی]] به واسطه آن تحقق یابد. همان‌گونه که یادآور شدیم، غیر از [[امام]] [[معصوم]]، [[راه]] دیگری برای تحقق این مقصود وجود ندارد. بنابراین، [[وجود امام معصوم]] در هر زمانی لازم است.


'''اشکال:''' همه [[مردم]] با امام معصوم، تماس و [[ارتباط مستقیم]] نداشته و [[سخنان امام]] را از دیگران شنیده‌اند، و همه این نقل‌ها متواتر نبوده است. هرگاه [[نقل]] [[غیر متواتر]] از امام معصوم پذیرفته است، نقل غیر متواتر از [[پیامبر]] نیز پذیرفته خواهد بود. بنابراین، معارف و احکام اسلامی به واسطه روایاتی که از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل شده است، خواه متواتر باشد یا غیر متواتر، حفظ خواهد شد و فرض وجود امام معصوم، ضرورتی ندارد.
'''اشکال:''' همه [[مردم]] با امام معصوم، تماس و [[ارتباط مستقیم]] نداشته و [[سخنان امام]] را از دیگران شنیده‌اند، و همه این نقل‌ها متواتر نبوده است. هرگاه [[نقل]] [[غیر متواتر]] از امام معصوم پذیرفته است، نقل غیر متواتر از [[پیامبر]] نیز پذیرفته خواهد بود. بنابراین، معارف و احکام اسلامی به واسطه روایاتی که از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل شده است، خواه متواتر باشد یا غیر متواتر، حفظ خواهد شد و فرض وجود امام معصوم، ضرورتی ندارد.


'''پاسخ'''
'''پاسخ'''
خط ۳۶: خط ۳۴:
این‌گونه نظارت و دخالت از سوی [[امام]] [[معصوم]] به اینکه او [[رهبری سیاسی]] [[جامعه]] را در دست داشته باشد، بستگی ندارد، زیرا امام می‌تواند نقش [[هدایتگری]] در حوزه [[معارف]] و [[احکام دینی]] را ایفا کند، بدون اینکه عهده‌دار رهبری سیاسی [[مردم]] باشد، چنان که [[تاریخ]] [[زندگی]] [[امامان]] [[اهل‌بیت]] [[شاهد]] گویای این مدعاست. از طرفی [[نظارت]] و دخالت امام در حد یاد شده به حضور عادی امام در میان مردم و امکان [[ارتباط]] عادی آنان با امام نیز بستگی ندارد، زیرا کاملاً امکان‌پذیر است که امام از طریق غیر عادی با [[عالمان دین]] - که عهده‌دار [[تبیین معارف]] و احکام دینی به مردم‌اند - تماس برقرار کند، و اگر در معارف و احکامی که [[امامان معصوم]] در [[عصر حضور]] بیان کرده‌اند، خللی رخ داده است، آن را به [[عالمان]] گوشزد کند. همین که امام معصوم چنین [[تصرف]] و دخالتی نمی‌کند، باعث حصول [[اطمینان]] خواهد شد که معارف و احکامی که در دسترس عالمان دین است برای حل [[مشکلات]] [[دینی]] مردم و [[هدایت]] آنان کافی است<ref>{{عربی|أن الشریعة محفوظة فی زمان غیبته وهی التی فی ایدینا لم یفت منها شئ، فاذا اختلت وجب ظهوره لبیانها}}؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۴۹.</ref>
این‌گونه نظارت و دخالت از سوی [[امام]] [[معصوم]] به اینکه او [[رهبری سیاسی]] [[جامعه]] را در دست داشته باشد، بستگی ندارد، زیرا امام می‌تواند نقش [[هدایتگری]] در حوزه [[معارف]] و [[احکام دینی]] را ایفا کند، بدون اینکه عهده‌دار رهبری سیاسی [[مردم]] باشد، چنان که [[تاریخ]] [[زندگی]] [[امامان]] [[اهل‌بیت]] [[شاهد]] گویای این مدعاست. از طرفی [[نظارت]] و دخالت امام در حد یاد شده به حضور عادی امام در میان مردم و امکان [[ارتباط]] عادی آنان با امام نیز بستگی ندارد، زیرا کاملاً امکان‌پذیر است که امام از طریق غیر عادی با [[عالمان دین]] - که عهده‌دار [[تبیین معارف]] و احکام دینی به مردم‌اند - تماس برقرار کند، و اگر در معارف و احکامی که [[امامان معصوم]] در [[عصر حضور]] بیان کرده‌اند، خللی رخ داده است، آن را به [[عالمان]] گوشزد کند. همین که امام معصوم چنین [[تصرف]] و دخالتی نمی‌کند، باعث حصول [[اطمینان]] خواهد شد که معارف و احکامی که در دسترس عالمان دین است برای حل [[مشکلات]] [[دینی]] مردم و [[هدایت]] آنان کافی است<ref>{{عربی|أن الشریعة محفوظة فی زمان غیبته وهی التی فی ایدینا لم یفت منها شئ، فاذا اختلت وجب ظهوره لبیانها}}؛ قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۷۹.</ref><ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص ۴۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== منابع ==
 
{{منابع}}
==منابع==
# [[پرونده:1368130.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|'''براهین و نصوص امامت''']]
# [[پرونده:1368130.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|'''براهین و نصوص امامت''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:شرط عصمت در امامت]]
[[رده:شرط عصمت در امامت]]
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش