عبدالله بن مغیره بجلی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عبدالله بن مغیره بجلی در تراجم و رجال]] - [[عبدالله بن مغیره بجلی در کلام اسلامی]] - [[عبدالله بن مغیره بجلی در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عبدالله بن مغیره بجلی در تراجم و رجال]] - [[عبدالله بن مغیره بجلی در کلام اسلامی]] - [[عبدالله بن مغیره بجلی در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
== مقدمه ==
از اهالی [[کوفه]] و از [[اصحاب]] [[حضرت موسی بن جعفر]]{{ع}} و [[حضرت رضا]]{{ع}} محسوب می‌شد<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۳۳۶-۳۳۷.</ref>. [[محمد بن عیسی]] از [[حسن بن علی بن فضال]] [[روایت]] کرده: «[[عبدالله بن مغیره]] گفت: [[واقفی]] بودم و با این حالت [[حج]] انجام دادم. وقتی به [[مکه]] رسیدم، در سینه من چیزی پیدا شد<ref>منظور خطور کردن نکته و یا حرفی در دل می‌باشد.</ref>. گفتم: خدایا! تو می‌دانی خواسته و [[اراده]] مرا، پس به [[بهترین]] [[ادیان]] راهنماییم کن. به دلم آمد که به نزد حضرت رضا{{ع}} بروم. به [[مدینه]] آمدم و در [[خانه امام]]{{ع}} ایستادم و به غلامش گفتم: به آقایت بگو، مردی از [[اهل عراق]] آمده است در [[خانه]] تو! در این هنگام صدای [[امام]]{{ع}} را شنیدم که فرمودند: داخل شو ای عبداللّه بن مغیره. پس داخل شدم. وقتی نگاه به من کرد، فرمودند: [[خدا]] [[دعوت]] تو و [[هدایت]] تو را [[اجابت]] کرد و تو را به دینش [[راهنمایی]] نمود. گفتم: [[گواهی]] می‌دهم که تو [[حجت خدا]] و [[امین]] او بر خلقش هستی»<ref>عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، باب ۴۷، ص۵۳۰-۵۳۱.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص۴۹۹.</ref>
از اهالی [[کوفه]] و از [[اصحاب]] [[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} و [[حضرت رضا]] {{ع}} محسوب می‌شد<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۳۳۶-۳۳۷.</ref>. [[محمد بن عیسی]] از [[حسن بن علی بن فضال]] [[روایت]] کرده: «[[عبدالله بن مغیره]] گفت: [[واقفی]] بودم و با این حالت [[حج]] انجام دادم. وقتی به [[مکه]] رسیدم، در سینه من چیزی پیدا شد<ref>منظور خطور کردن نکته و یا حرفی در دل می‌باشد.</ref>. گفتم: خدایا! تو می‌دانی خواسته و [[اراده]] مرا، پس به [[بهترین]] [[ادیان]] راهنماییم کن. به دلم آمد که به نزد حضرت رضا {{ع}} بروم. به [[مدینه]] آمدم و در [[خانه امام]] {{ع}} ایستادم و به غلامش گفتم: به آقایت بگو، مردی از [[اهل عراق]] آمده است در [[خانه]] تو! در این هنگام صدای [[امام]] {{ع}} را شنیدم که فرمودند: داخل شو ای عبداللّه بن مغیره. پس داخل شدم. وقتی نگاه به من کرد، فرمودند: [[خدا]] [[دعوت]] تو و [[هدایت]] تو را [[اجابت]] کرد و تو را به دینش [[راهنمایی]] نمود. گفتم: [[گواهی]] می‌دهم که تو [[حجت خدا]] و [[امین]] او بر خلقش هستی»<ref>عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، باب ۴۷، ص۵۳۰-۵۳۱.</ref>.<ref>[[حسین محمدی|محمدی، حسین]]، [[رضانامه (کتاب)|رضانامه]] ص۴۹۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۳۴

مقدمه

از اهالی کوفه و از اصحاب حضرت موسی بن جعفر (ع) و حضرت رضا (ع) محسوب می‌شد[۱]. محمد بن عیسی از حسن بن علی بن فضال روایت کرده: «عبدالله بن مغیره گفت: واقفی بودم و با این حالت حج انجام دادم. وقتی به مکه رسیدم، در سینه من چیزی پیدا شد[۲]. گفتم: خدایا! تو می‌دانی خواسته و اراده مرا، پس به بهترین ادیان راهنماییم کن. به دلم آمد که به نزد حضرت رضا (ع) بروم. به مدینه آمدم و در خانه امام (ع) ایستادم و به غلامش گفتم: به آقایت بگو، مردی از اهل عراق آمده است در خانه تو! در این هنگام صدای امام (ع) را شنیدم که فرمودند: داخل شو ای عبداللّه بن مغیره. پس داخل شدم. وقتی نگاه به من کرد، فرمودند: خدا دعوت تو و هدایت تو را اجابت کرد و تو را به دینش راهنمایی نمود. گفتم: گواهی می‌دهم که تو حجت خدا و امین او بر خلقش هستی»[۳].[۴]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. معجم رجال الحدیث، ج۱۰، ص۳۳۶-۳۳۷.
  2. منظور خطور کردن نکته و یا حرفی در دل می‌باشد.
  3. عیون اخبار الرضا (ع)، ج۲، باب ۴۷، ص۵۳۰-۵۳۱.
  4. محمدی، حسین، رضانامه ص۴۹۹.