برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| (۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۲: |
خط ۲: |
| | موضوع مرتبط = ولایت | | | موضوع مرتبط = ولایت |
| | عنوان مدخل = | | | عنوان مدخل = |
| | مداخل مرتبط = | | | مداخل مرتبط = [[ضرورت ولایت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] |
| | پرسش مرتبط = | | | پرسش مرتبط = |
| }} | | }} |
| | |
| | '''[[ولایت]]''' از ضروریات [[جامعه اسلامی]] است تا [[عقول]] [[مردم]] کامل شده و به [[هدایت]] رهنمون شوند. نصب [[الهی]] [[حاکم]]، [[استمرار]] [[تربیت]] الهی، ایمن ماندن [[دین]] و [[سیاست]] و... از ضروریات [[حاکمیت]] ولیّ الهی است. |
|
| |
|
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| [[ضرورت]] وجود [[نبوت]] و [[امامت]] مسألهای میان رشتهای بین [[علوم]] [[کلام اسلامی]] و [[نظام سیاسی اسلام]] است. استدلالهای [[متکلمان]] بیانگر جنبه [[کلامی]] این بحث است و ضرورت سپردن زمام [[جامعه]] به دست ولی [[الهی]] از ابعاد [[سیاسی]] این موضوع شمرده میشود. این دو جنبه هر کدام با محوریت [[توحید]] در [[تفکر]] [[اسلامی]] تبیین میشود. [[مقام معظم رهبری]] به هر دو جنبه این بحث اشاره کردهاند که به اختصار بیان میشود. | | ضرورت وجود نبوت و امامت از دو جهت قابل ارزیابی است. نخست از این جهت که [[نبی]]، آورنده پیغام الهی است و در این جهت ضرورت نبی با ضرورت [[دین الهی]] گره میخورد. دوم، اینکه نبی [[مظهر]] [[حاکمیت الهی]] و [[امام]]، [[استمرار]] وجودی اوست<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۵۸.</ref>. |
| ضرورت وجود نبوت و امامت از دو جهت قابل ارزیابی است. نخست از این جهت که [[نبی]]، آورنده پیغام الهی است و در این جهت ضرورت نبی با ضرورت [[دین الهی]] گره میخورد. دوم، اینکه نبی [[مظهر]] [[حاکمیت الهی]] و [[امام]]، [[استمرار]] وجودی اوست. ضرورت هر یک از جهات یاد شده در ادامه خواهد آمد.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۵۸.</ref>
| | |
| | == ناکافی بودن [[حس]]، غریزه و [[عقل]] [[بشر]] == |
| | بشر برای دستیابی به [[وحی الهی]]، به نبی و امام نیازمند است. نخستین دلیل نیاز بشر به دین، نابسندگی عقل و [[تجربه]] بشری است. انسان با کمک عقل رفتارهای روزمره خویش را برای رسیدن به اهداف [[دنیوی]] و مادی سامان میدهد. عقل اگر بدون [[تعصب]] [[قضاوت]] کند، خواهد گفت من صلاحیت ندارم مستقلاً انسان را هدایت کنم. عقل برای این موضوع دو دلیل میآورد: نخست اینکه عقل بشر محدود و نیازهای او بینهایت است. دوم مراجعه به واقعیتهای [[تاریخی]] و [[علمی]] است. تا زمانی که [[انسانیت]] به یک مبدأ و نقطهای فراتر و بالاتر از [[خرد]] [[انسان]] متصل نباشد، نمیتواند انسان را به [[سعادت]] برساند. انسان نیاز به نیرویی قویتر و عمیقتر از [[حس]]، [[غریزه]] و عقل دارد. این معنای [[نبوت]] است، [[وحی]] از سوی خداوندی فرستاده شده که آفریننده [[آدمی]] و بینای نقیصهها، نیازها و دردها و درمانهای اوست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۰/۷/۱۳۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۵۹.</ref> |
| | |
| | == [[قانون الهی]] و جهتدهی به [[اراده انسان]] == |
| | دومین دلیل نیاز به [[دین]] و به دنبال آن نیاز به [[نبی]] و [[امام]]، به عنصر [[اختیار]] و انتخابگری انسان بازمیگردد. تنها انسان است که به دلیل اختیار و ارادهای که دارد میتواند راه خود را از آن مسیر [[فطری]] [[تغییر]] دهد. به همین منظور لازم است برای انسان قانونی وضع شود تا خط سیری مطابق شیوه [[خلقت]] و [[فطرت]] او تعیین کند. این قانون الهی که مطابق فطرت اولیه انسان و [[سرشت]] تمام جهان است، دین نامیده¬ میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۲/۷/۱۳۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۶۰.</ref> |
| | |
| | == [[ضرورت]] [[حاکمیت]] ولی [[الهی]] == |
| | === نصب الهی حاکم === |
| | با محور قرار دادن حقیقت [[توحید]] و بهرهمندی از [[صفات خداوند]] نتیجه این می شود که هیچکس غیر از [[خداوند]] حق حاکمیت در [[جامعه]] را ندارد. هیچ [[انسانی]] [[حق]] ندارد [[اداره امور]] انسانهای دیگر را به عهده بگیرد. چون هر نوع [[اعمال]] [[ولایتی]] منجر به سلب برخی [[آزادیهای فردی]] شده و تنها خداوند که مالک [[حقیقی]] انسانهاست مجاز به این امر است. خدای متعال، [[ولایت]] و [[حاکمیت]] را از مجاری خاصی اعمال میکند. کسی که ولایت را از طرف خداوند عهدهدار میشود، باید نمونه [[ضعیف]] و پرتوی از [[ولایت الهی]] را تحقق ببخشد. خصوصیات ولایت الهی، قدرت، [[حکمت]]، [[عدالت]]، [[رحمت]] و صفاتی اینچنین است و چنین شخصی باید [[معصوم]] باشد تا جامعه از جهالتها و [[شهوات]] و خودخواهیهای [[مدیریتی]] مصون بماند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، سالروز عید غدیر، ۲۰/۴/۱۳۶۹.</ref>. بنابراین، نتیجه اصل [[توحید در مالکیت]] و [[توحید ربوبی]]، انحصار حاکمیت در [[حکومت الهی]] و [[ربوبیت تشریعی]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۲۲/۷/۱۳۵۳.</ref>. |
|
| |
|
| ==ناکافی بودن [[حس]]، [[غریزه]] و [[عقل]] [[بشر]]==
| | بنابراین در هر زمانی، [[حاکم الهی]] از سوی خداوند تعیین و توسط [[معصومان]]{{عم}} به [[مردم]] معرفی میشود. این معرفی گاه به شکل مستقیم و معرفی با نام [[امام]] است و گاه به صورت معرفی [[پیشوایی]] است که نه با نام، بلکه با نشان و ویژگیها معین شده است. فقیهی که بتواند بر [[تمایلات]] شخصی خود چیره و در برابر [[فرمان الهی]] [[تسلیم]] شود، امام مردم در [[دوران غیبت]] است و مردم باید دنبال او حرکت کنند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۲/۴/۱۳۵۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۶۰.</ref> |
| مقام معظم رهبری نخستین دلیل برای ضرورت ولی الهی را هم راستا با [[نیاز بشر به دین]] معرفی میکنند. بشر برای دستیابی به [[وحی الهی]]، به نبی و امام نیازمند است. ایشان نخستین دلیل نیاز بشر به دین را، نابسندگی عقل و [[تجربه]] بشری معرفی کردهاند. به [[باور]] ایشان، همه حیوانات برای [[هدایت]] خود از حس و غریزه کمک میگیرند. [[انسان]] نیز برای برخی امور مانند مکیدن شیر و... از غریزه استفاده میکند ولی کمکم غریزه [[ضعیف]]، بیاثر و کم فایده شده و عقل و [[خرد]] انسان جای آن را میگیرد. با کمک عقل رفتارهای روزمره خویش را برای رسیدن به اهداف [[دنیوی]] و مادی سامان میدهد. لکن همین خرد برای هدایت انسان کافی نیست. خود عقل اگر بدون [[تعصب]] [[قضاوت]] کند، خواهد گفت من صلاحیت ندارم مستقلاً انسان را هدایت کنم. عقل برای این موضوع دو دلیل میآورد: نخست اینکه عقل بشر محدود و نیازهای او بینهایت است. خرد انسان چگونه میتواند همه نیازها را بفهمد تا اینکه در مقابل آن نیازها، آنچه را که جای این نیازها را پر میکند فراهم کند و [[قانون]] بگذارد؟ [[عقل]] ضعیفتر و نارساتر است از آنکه بتواند همه دردها را بشناسد و درمان مناسب را برای همه آنها فراهم کند.
| |
| دلیل دوم مراجعه به واقعیتهای [[تاریخی]] و [[علمی]] است، عقل فیلسوفانی چون [[افلاطون]]، ارسطو و سقراط نتوانست [[بشر]] را اداره کند. [[مدینه فاضله]] افلاطون، برای [[زمان]] حاضر غیرقابل قبول و مسخره است. مکاتب [[فلسفی]] به دلیل محدودیت [[عقل انسان]]، در این موضوعات با یکدیگر [[اختلاف]] نظر دارند. تا زمانی که [[انسانیت]] به یک مبدأ و نقطهای فراتر و بالاتر از [[خرد]] [[انسان]] متصل نباشد، نمیتواند انسان را به [[سعادت]] برساند. انسان نیاز به نیرویی قویتر و عمیقتر از [[حس]]، [[غریزه]] و عقل دارد. این معنای [[نبوت]] است، [[وحی]] از سوی خداوندی فرستاده شده که آفریننده [[آدمی]] و بینای نقیصهها، نیازها و دردها و درمانهای اوست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۰/۷/۱۳۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۵۹.</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[قانون الهی]] و جهتدهی به [[اراده انسان]]== | | === سنخیت [[جانشین]] با [[پیامبر]] === |
| [[رهبر]] [[انقلاب]] معتقدند دومین دلیل نیاز به [[دین]] و به دنبال آن نیاز به [[نبی]] و [[امام]]، به عنصر [[اختیار]] و انتخابگری انسان بازمیگردد. تمام موجودات [[جهان]] در یک مسیر از پیش تعیین شده در حال حرکتاند و هیچ کدام امکان تخطی از آن راه را ندارند. در این میان تنها انسان است که به دلیل اختیار و ارادهای که دارد میتواند راه خود را از آن مسیر [[فطری]] [[تغییر]] دهد و حتی راه موجودات دیگر را نیز تغییر دهد، مثلاً گیاهی را که برای [[نجات جان]] بشر [[خلق]] شده است با تغییر استفاده سبب [[مرگ]] او میسازد. به همین منظور لازم است برای انسان قانونی وضع شود تا خط سیری مطابق شیوه [[خلقت]] و [[فطرت]] او تعیین کند. این قانون الهی که مطابق فطرت اولیه انسان و [[سرشت]] تمام جهان است، دین نامیده میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۲/۷/۱۳۵۳.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۶۰.</ref> | | دومین جنبهای که در [[ضرورت]] [[حاکمیت]] [[اولیای الهی]] بیان می شود، ضرورت سنخیت [[معنوی]] [[جانشینان پیامبر]] با پیامبر است. [[استمرار]] حاکمیت نمیتواند بیبهره از [[معنویت]] پیامبر باشد؛ چراکه استمرار وجود او، باید متناسب با او باشد. ارزشهای وجود [[مقدس]] پیغمبر، باید در کسی که استمرار وجود اوست به اندازه ظرفیت آن شخص، [[حفظ]] شود و این مقتضی حاکمیت فردی [[معصوم]] چون [[امیرمؤمنان]]{{ع}} است تا مانع از [[انحراف]] در مسیر پیامبر باشد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در سالروز عید غدیر، ۲۸/۲/۱۳۷۴.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۶۱.</ref> |
|
| |
|
| ==[[ضرورت]] [[حاکمیت]] ولی [[الهی]]==
| | === استمرار تربیت [[الهی]] === |
| ===[[نصب الهی حاکم]]=== | | ضرورت استمرار [[تربیت]] و [[سازندگی]] [[پیامبران]] سومین جهت دال بر ضرورت حاکمیت اولیای الهی پس از انبیاء است. [[هدف از بعثت]] انبیاء [[تزکیه]] و [[تعلیم]] انسانهاست. از آنجا که پس از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} پیغمبر دیگری [[مبعوث]] نخواهد شد [[دین اسلام]] باید حرکت [[عظیم]] [[تعلیم و تربیت]] را [[ابدیت]] بخشد. این امر مستلزم وجود [[جانشینان]] [[معصوم]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} بر [[مسند]] [[مدیریت جامعه اسلامی]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در سالروز عید غدیر خم، ۲۴/۱۲/۱۳۷۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۶۲.</ref> |
| [[حضرت آیتالله خامنهای]] با محور قرار دادن [[حقیقت توحید]] و بهرهمندی از [[صفات خداوند]] نتیجه میگیرند هیچکس غیر از [[خداوند]] [[حق حاکمیت]] در [[جامعه]] را ندارد. بدین ترتیب هیچ حاکمیتی جز از سوی خداوند و کسانی که او تعیین کرده است، [[مشروعیت]] نخواهد داشت؛ زیرا در [[اسلام]]، [[سرپرستی]] جامعه، متعلق به [[خدای متعال]] است که [[خالق]]، عالم به [[مصالح]] و مالک امور [[انسانها]]، بلکه مالک امور همه ذرات عالم وجود است. هیچ [[انسانی]] [[حق]] ندارد [[اداره امور]] انسانهای دیگر را به عهده بگیرد. [[قدرت]]، [[ثروت]] و حتی قدرت [[علم]] و [[تدبیر]] به کسی این حق را نمیدهد که مالک و [[تصمیم]] گیرنده درباره [[سرنوشت]] انسانهای دیگر باشد. چون هر نوع [[اعمال]] [[ولایتی]] منجر به سلب برخی [[آزادیهای فردی]] شده و تنها خداوند که مالک [[حقیقی]] انسانهاست مجاز به این امر میباشد. خدای متعال، این [[ولایت]] و [[حاکمیت]] را از مجاری خاصی عمال میکند. کسی که این ولایت را از طرف خداوند عهدهدار میشود، باید نمونه [[ضعیف]] و پرتوی از [[ولایت الهی]] را تحقق ببخشد. خصوصیات ولایت الهی، قدرت، [[حکمت]]، [[عدالت]]، [[رحمت]] و صفاتی اینچنین است و چنین شخصی باید [[معصوم]] باشد تا جامعه از جهالتها و [[شهوات]] و خودخواهیهای [[مدیریتی]] مصون بماند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، سالروز عید غدیر، ۲۰/۴/۱۳۶۹.</ref>. بنابراین، نتیجه اصل [[توحید در مالکیت]] و [[توحید ربوبی]]، انحصار حاکمیت در [[حکومت الهی]] و [[ربوبیت تشریعی]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۲۲/۷/۱۳۵۳.</ref>. | |
| ایشان با اشاره به یکی از رخدادهای [[تاریخی]] نتیجه میگیرند [[نصب حاکم]] جامعه منحصراً به دست خداوند است و حتی [[پیامبر]] نیز در آن اختیاری ندارد. [[رئیس]] یکی از [[قبایل]] به پیامبر{{صل}} گفت [[قبیله]] من به تو [[ایمان]] خواهد آورد مشروط به اینکه بعد از تو، [[رئیس قبیله]] ما [[جانشین]] تو باشد. [[پیغمبر]]{{صل}} پاسخ داد: {{متن حدیث|هَذَا أَمْرٌ سَمَاوِيٌّ}} این امری آسمانی است و در [[اختیار]] من نیست<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۵/۹/۱۳۸۸.</ref>.
| |
| بنابراین در هر زمانی، [[حاکم الهی]] از سوی خداوند تعیین و توسط [[معصومان]]{{عم}} به [[مردم]] معرفی میشود. این معرفی گاه به شکل مستقیم و معرفی با نام [[امام]] است و گاه به صورت معرفی [[پیشوایی]] است که نه با نام، بلکه با نشان و ویژگیها معین شده است. فقیهی که بتواند بر [[تمایلات]] شخصی خود چیره و در برابر [[فرمان الهی]] [[تسلیم]] شود، امام مردم در [[دوران غیبت]] است و مردم باید دنبال او حرکت کنند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۱۲/۴/۱۳۵۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۶۰.</ref>
| |
|
| |
|
| ===سنخیت [[جانشین]] با [[پیامبر]]=== | | === استمرار پالایش رسوبات [[جاهلی]] === |
| دومین جنبهای که [[رهبر]] [[انقلاب]] در [[ضرورت]] [[حاکمیت]] [[اولیای الهی]] بدان اشاره میکنند ضرورت سنخیت [[معنوی]] [[جانشینان پیامبر]] با پیامبر است. ایشان معتقدند [[انبیاء]] [[مظهر]] [[اقتدار]] [[پروردگار]] در میان [[بشر]] و [[هدف]] ایشان تأسیس جامعهای بر اساس [[ارزشهای الهی]] بود. این جنبه از [[زندگی]] [[پیغمبر]] که مظهر [[قدرت خدا]] در [[زمین]] و [[حاکمیت الهی]] در میان مردم است، از طریق جانشنیان ایشان استمرار پیدا میکند. [[استمرار]] حاکمیت نمیتواند بیبهره از [[معنویت]] پیامبر باشد؛ چراکه استمرار وجود او، باید متناسب با او باشد. ارزشهای وجود [[مقدس]] پیغمبر، باید در کسی که استمرار وجود اوست به اندازه ظرفیت آن شخص، [[حفظ]] شود و این مقتضی حاکمیت فردی [[معصوم]] چون [[امیرمؤمنان]]{{ع}} است تا مانع از [[انحراف]] در مسیر پیامبر باشد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در سالروز عید غدیر، ۲۸/۲/۱۳۷۴.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۶۱.</ref>
| | حفاظت از دستاوردهای [[پیامبر اسلام]] مستلزم استمرار پالایش رسوبات جاهلی توسط [[اولیاء الهی]] است. [[نبی مکرم]]{{صل}} در طول ده سال، جامعه بدوی [[آلوده]] به [[تعصبات]] و [[خرافات]] را با مجاهدتهای [[عظیم]] خود و با کمک [[اصحاب]] با وفایش به [[جامعه]] مترقی [[اسلامی]] تبدیل کرد. برخی در اثر [[مشاهده]] [[قدرت]] و جاذبههای [[اسلام]] [[مسلمان]] شده بودند؛ لذا برای [[پاک]] کردن رسوبات جاهلی از اعماق این جامعه و مستقیم نگه داشتن خط [[هدایت]] اسلامی بعد از ده سال [[زمان]] [[پیغمبر]]، لازم بود تدبیری صورت گیرد. اگر [[رسول خدا]]{{صل}} برای بعد از این ده سال، [[فکری]] نکرده بود و نقشهای در [[اختیار]] [[امت]] نگذاشته بود، این کار ناتمام بود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با اقشار مختلف مردم قم در سالروز عید غدیر، ۱۸/۱۰/۱۳۸۵.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۶۳.</ref> |
|
| |
|
| ===استمرار [[تربیت الهی]]=== | | === ایمن ماندن [[دین]] و [[سیاست]] از [[انحراف]] === |
| [[رهبر معظم انقلاب]]، ضرورت استمرار [[تربیت]] و [[سازندگی]] [[پیامبران]] را سومین جهت دال بر ضرورت حاکمیت اولیای الهی پس از انبیاء میدانند. به [[اعتقاد]] ایشان [[هدف از بعثت]] انبیاء [[تزکیه]] و [[تعلیم]] انسانهاست. از آنجا که پس از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} پیغمبر دیگری [[مبعوث]] نخواهد شد [[دین اسلام]] باید حرکت [[عظیم]] [[تعلیم و تربیت]] را [[ابدیت]] بخشد. تنها در صورتی میتوان [[بشریت]] را به سر [[منزل]] نهایی نزدیک کرد که این تربیت مستمر باشد. باید تعلیم و تربیت [[مستمری]] از موضع [[حکومت]] و [[قدرت سیاسی]] کسی مثل پیغمبر یعنی معصوم - [[جامعه بشری]] را به تدریج پیش برده و [[ناهنجاریها]] را در میان آنها کاهش دهد تا [[بشریت]] بتواند به نقطهای که شروع [[زندگی]] سعادتمندانه همه [[انسانها]] - دوره [[حضرت ولی عصر]]{{ع}}- أست، برسد. این امر مستلزم وجود [[جانشینان]] [[معصوم]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} بر [[مسند]] [[مدیریت جامعه اسلامی]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در سالروز عید غدیر خم، ۲۴/۱۲/۱۳۷۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۶۲.</ref> | | مقابله با آفات و [[انحرافات]] در [[دینداری]] و نیز [[حاکمیت]] [[جامعه]] مستلزم حضور [[دین]] شناسان [[مصون از خطا]] و انحراف در رأس هرم [[جامعه اسلامی]] است. [[قلمرو دین]] هر دو صحنه فعالیتهای فردی و [[فعالیتهای سیاسی]] و [[اجتماعی]] را شامل میشود. دو آفت دینداری را [[تهدید]] میکند: نخست رخنه کردن [[تحجر]]، [[جمود]] و [[التقاط]] و دوم محدود شدن دین به [[زندگی شخصی]]. دو خطر نیز [[سیاست]] را تهدید میکند: فاصله گرفتن سیاست از [[اخلاق]] و [[معنویت]] و حاکم شدن [[هواهای نفسانی]] و شیطنتها و خطر دوم حاکمیت انسانهای بیکفایت، کوته بین، [[کودک]] [[منش]] و [[ضعیف]] و خارج شدن زمام سیاست از دستهای پرقدرت. |
|
| |
|
| ===استمرار پالایش رسوبات [[جاهلی]]===
| | بهترین [[تدبیر]] برای [[پیشگیری]] از مجموعه تهدیدهای فوق این است که در رأس سیاست و [[اداره امور]] [[جوامع]]، کسانی قرار گیرند که دینداری و سیاستگذاری آنها این دو آفت را نداشته باشد. بهترین شکل این وضعیت آن جاست که [[انسان]] [[معصوم از خطا]] و [[اشتباه]] در رأس [[قدرت سیاسی]] و [[دینی]] قرار گیرد و این معنای [[امامت]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با زائران امام رضا{{ع}} در مشهد مقدس در سالروز عید غدیر، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۶۳.</ref> |
| [[حفاظت]] از دستاوردهای [[پیامبر اسلام]] مستلزم استمرار پالایش رسوبات جاهلی توسط [[اولیاء الهی]] است. [[مقام معظم رهبری]] این نکته را یکی دیگر از وجوه [[ضرورت]] [[ولایت]] و [[حکومت امام معصوم]] پس از پیامبر دانسته و آن را چنین تبیین میکنند: [[نبی مکرم]]{{صل}} در طول ده سال، [[جامعه بدوی]] [[آلوده]] به [[تعصبات]] و [[خرافات]] را با مجاهدتهای [[عظیم]] خود و با کمک [[اصحاب]] با وفایش به [[جامعه]] مترقی [[اسلامی]] تبدیل کرد. رسوبات [[تعصبات جاهلی]] به قدری عمیق بود که شاید برای زدودن آنها سالیان بسیار نیاز بود. [[ایمان]] تمام افراد در یک سطح نبود. [[عمر]] ایمان برخی افراد به یک سال و یا کمتر میرسید. برخی در اثر [[مشاهده]] [[قدرت]] و جاذبههای [[اسلام]] [[مسلمان]] شده بودند؛ لذا برای [[پاک]] کردن رسوبات جاهلی از اعماق این جامعه و مستقیم نگه داشتن خط [[هدایت]] اسلامی بعد از ده سال [[زمان]] [[پیغمبر]]، لازم بود تدبیری صورت گیرد. اگر [[رسول خدا]]{{صل}} برای بعد از این ده سال، [[فکری]] نکرده بود و نقشهای در [[اختیار]] [[امت]] نگذاشته بود، این کار ناتمام بود. [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي}}<ref>«امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم» سوره مائده، آیه ۳.</ref> نیز بدین معناست که [[نعمت]] نشان دادن [[صراط مستقیم]] به [[جامعه بشریت]] زمانی کامل میشود که نقشه راه برای بعد از پیغمبر معین باشد و این امری کاملاً [[عقلی]] و طبیعی است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با اقشار مختلف مردم قم در سالروز عید غدیر، ۱۸/۱۰/۱۳۸۵.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۶۳.</ref> | |
|
| |
|
| ===ایمن ماندن [[دین]] و [[سیاست]] از [[انحراف]]=== | | == اهمیت ولایت == |
| مقابله با آفات و [[انحرافات]] در [[دینداری]] و نیز [[حاکمیت]] [[جامعه]] مستلزم حضور [[دین]] شناسان [[مصون از خطا]] و انحراف در رأس [[هرم]] [[جامعه اسلامی]] است. [[حضرت آیتالله خامنهای]] این [[حقیقت]] را دلیل دیگری بر [[ضرورت]] حاکمیت [[اولیای الهی]] در جامعه اسلامی معرفی کرده و معتقدند [[قلمرو دین]] هر دو صحنه فعالیتهای فردی و [[فعالیتهای سیاسی]] و [[اجتماعی]] را شامل میشود. دو آفت دینداری را [[تهدید]] میکند: آفت نخست رخنه کردن [[تحجر]]، [[جمود]] و [[التقاط]] و آفت دوم محدود شدن دین به [[زندگی شخصی]]. دو خطر نیز [[سیاست]] را تهدید میکند: فاصله گرفتن سیاست از [[اخلاق]] و [[معنویت]] و حاکم شدن [[هواهای نفسانی]] و شیطنتها و خطر دوم حاکمیت انسانهای بیکفایت، کوته بین، [[کودک]] [[منش]] و [[ضعیف]] و خارج شدن زمام سیاست از دستهای پرقدرت.
| | هدف خلقت انسان رسیدن به [[ولایت الهی]] است. برای تحقق ولایت الهی لازم است همه نیروهای داخلی [[جامعه]] به سمت [[حاکمیت]] توحید و کسب [[رضایت خداوند]]، [[بسیج]] شود. در این میان، [[قلب]] جامعه که تمام نیروها را همسو میکند و آنها را از پیوند با [[طاغوت]] [[ایمان]] میکند [[امام]] است. [[مردم]] با پیوند با این نقطه مرکزی، به سمت تحقق [[حاکمیت الهی]] حرکت کرده و با [[حفظ]] [[انسجام]] و پیوند درونی خود ([[ولایت مؤمنین]]) راه [[نفوذ]] [[جبهه]] [[باطل]] را سد میکنند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۲۰/۷/۱۳۵۳.</ref>. [[ولایت]] مهمترین [[امانت الهی]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در تاریخ ۲۲/۷/۱۳۵۳.</ref>. ولایت اساس و پایه [[اعتقادات شیعه]]<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام در عید سعید غدیر ۸/۳/۱۳۷۳.</ref> و [[هدف]] تمام زحمات [[پیغمبر اکرم]]{{صل}}، بزرگان [[دین]] و [[انبیاء الهی]]{{عم}} استقرار [[ولایت الهی]] بوده است. اگر مدیریت جامعه، از [[صلاح]] و [[استقامت]] دور باشد، ولو در میان [[مردم]] صلاح وجود داشته باشد، صلاح بدنه مردم، نمیتواند این جامعه را به سر [[منزل]] مطلوب [[هدایت]] کند و این نشاندهنده تأثیر رأس [[هرم]] مجموعه [[مدیریت]] یک جامعه است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام در عید سعید غدیر، ۲۰/۴/۱۳۶۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۵۱.</ref> |
| بهترین [[تدبیر]] برای [[پیشگیری]] از مجموعه تهدیدهای فوق این است که در رأس سیاست و [[اداره امور]] [[جوامع]]، کسانی قرار گیرند که دینداری و سیاستگذاری آنها این دو آفت را نداشته باشد؛ یعنی کسانی که از انحراف، تحجر، جمود، التقاط و کجبینی در دین مصون و در سیاست، انسانهایی [[با کفایت]]، [[با تدبیر]] و [[شجاع]] باشند و سیاست را از معنویت و اخلاق جدا نکنند. بهترین شکل این وضعیت آن جاست که [[انسان]] [[معصوم از خطا]] و [[اشتباه]] در رأس [[قدرت سیاسی]] و [[دینی]] قرار گیرد و این معنای [[امامت]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار با زائران امام رضا{{ع}} در مشهد مقدس در سالروز عید غدیر، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲]] ص ۱۶۳.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:1100619.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲ (کتاب)|'''منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۲''']] | | # [[پرونده:1100619.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ولایت در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مقاله)|مقاله «ولایت»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|'''منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|