مقام مخلَصین: تفاوت میان نسخه‌ها

 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۹: خط ۹:
[[اخلاص]] [[مؤمنین]]، بنا بر [[میزان]] [[معرفت]] و [[یقین]] به [[توحید]] و [[طهارت]] [[دل]] و توجهی که در [[زندگی]] به [[خداوند]] دارند، متفاوت است. اگرچه مخلِصین نیز از [[ایمان]] والایی برخوردارند، ولی تا زمانی‌که این حال برای آنان به یک مقام تبدیل نشده باشد، احتمال [[خطا]] و خروج از اخلاص در آنها هست. خداوند داستان دانشمندی برجسته از [[بنی‌اسرائیل]] به نام بلعم باعور را نقل می‌کند که در ابتدا از رهروان و علمای [[آیین]] [[حضرت موسی]] {{ع}} وصاحب مقاماتی از [[اهل یقین]] شد، اما به دلیل تعلّق [[قلبی]] به [[دنیا]] و [[هوی‌پرستی]]، در [[خدمت]] [[طاغوت]] [[زمان]] قرارگرفت و در [[مقام]] [[جدال]] و [[مخاصمه]] با حضرت موسی {{ع}} برآمد؛ کار او در [[پیروی]] از [[شیطان]] به آنجا رسید که خداوند او را به سگ [[تشبیه]] می‌کند<ref>{{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا می‌بردیم اما او به دنیا‌گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این‌رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی له‌له می‌زند و اگر او را وانهی (باز) له‌له می‌زند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را دروغ شمردند پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.</ref>.
[[اخلاص]] [[مؤمنین]]، بنا بر [[میزان]] [[معرفت]] و [[یقین]] به [[توحید]] و [[طهارت]] [[دل]] و توجهی که در [[زندگی]] به [[خداوند]] دارند، متفاوت است. اگرچه مخلِصین نیز از [[ایمان]] والایی برخوردارند، ولی تا زمانی‌که این حال برای آنان به یک مقام تبدیل نشده باشد، احتمال [[خطا]] و خروج از اخلاص در آنها هست. خداوند داستان دانشمندی برجسته از [[بنی‌اسرائیل]] به نام بلعم باعور را نقل می‌کند که در ابتدا از رهروان و علمای [[آیین]] [[حضرت موسی]] {{ع}} وصاحب مقاماتی از [[اهل یقین]] شد، اما به دلیل تعلّق [[قلبی]] به [[دنیا]] و [[هوی‌پرستی]]، در [[خدمت]] [[طاغوت]] [[زمان]] قرارگرفت و در [[مقام]] [[جدال]] و [[مخاصمه]] با حضرت موسی {{ع}} برآمد؛ کار او در [[پیروی]] از [[شیطان]] به آنجا رسید که خداوند او را به سگ [[تشبیه]] می‌کند<ref>{{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا می‌بردیم اما او به دنیا‌گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این‌رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی له‌له می‌زند و اگر او را وانهی (باز) له‌له می‌زند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را دروغ شمردند پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.</ref>.


[[معلم]] و [[امام]] [[مردم]] در معرفی توحید، تنها [[مخلَصین]] هستند و سایرین، از عالِم و عامی، باید درس توحید را از آنان بیاموزند و [[صحت]] و سقم معرفت خود را به آنان عرضه کنند. البته مرتبه اخلاص افراد و [[درجه]] ایمان و یقین ایشان امری [[باطنی]] است و کسی جز خداوند به آن [[آگاه]] نیست. لذا تشخیص آن دسته از مخلَصینی که خداوند مرتبه اخلاص آنان را در عالی‌ترین مقام [[تأیید]] کند و آنان را معلم [[بشریت]] قرار دهد، کاری عادی نیست تا با [[مشورت]] و تشکیل [[شوری]] و نظائر آن قابل انجام باشد. به همین دلیل، این امر خطیر تنها با [[تنصیص]] [[الهی]] و یا علائمی از قبیل ابراز [[معجزه]]، قابل احراز است و زمانی می‌توان به [[مخلَص]] بودن بنده‌ای [[یقین]] یافت که [[خداوند]] [[اخلاص]] او را [[تأیید]] و [[عصمت]] او از [[خطا]] را تضمین کرده باشد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۳۴۰.</ref>.
[[معلم]] و [[امام]] [[مردم]] در معرفی توحید، تنها [[مخلَصین]] هستند و سایرین، از عالِم و عامی، باید درس توحید را از آنان بیاموزند و [[صحت]] و سقم معرفت خود را به آنان عرضه کنند. البته مرتبه اخلاص افراد و [[درجه]] ایمان و یقین ایشان امری [[باطنی]] است و کسی جز خداوند به آن [[آگاه]] نیست. لذا تشخیص آن دسته از مخلَصینی که خداوند مرتبه اخلاص آنان را در عالی‌ترین مقام [[تأیید]] کند و آنان را معلم [[بشریت]] قرار دهد، کاری عادی نیست تا با [[مشورت]] و تشکیل [[شوری]] و نظائر آن قابل انجام باشد. به همین دلیل، این امر خطیر تنها با [[تنصیص]] [[الهی]] و یا علائمی از قبیل ابراز [[معجزه]]، قابل احراز است و زمانی می‌توان به [[مخلَص]] بودن بنده‌ای [[یقین]] یافت که [[خداوند]] [[اخلاص]] او را [[تأیید]] و [[عصمت]] او از [[خطا]] را تضمین کرده باشد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش]]، [[فرید محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۳۴۰.</ref>.


=== اخلاص [[مخلَصین]]؛ بالاترین مرتبه [[ایمان]] ===
== اخلاص [[مخلَصین]]؛ بالاترین مرتبه [[ایمان]] ==
اگرچه موضوع بسیاری از [[آیات قرآن]]، ایمان و [[کفر]] و [[دعوت به اسلام]] است، اما مراتب هریک از این دو، به [[میزان]] [[تسلیم]] اجابت‌کنندگان به [[دعوت]] [[قرآن]] بستگی دارد. مرتبه اول [[اسلام]]، خروج از کفر جلی و [[پرستیدن]] بت‌های سنگی و چوبی و [[اذعان]] لسانی به [[وحدانیت]] خداوند و [[رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} است<ref>برای نمونه، خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}} «بگو: ای مردم! به راستی من فرستاده خداوند به سوی همه شمایم، همان که فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، هیچ خدایی جز او نیست که زنده می‌دارد و می‌میراند، پس به خداوند و فرستاده او پیامبر درس ناخوانده‌ای که به خداوند و قرآن او ایمان دارد ایمان بیاورید و از او پیروی کنید باشد که راهیاب گردید» سوره اعراف، آیه ۱۵۸.</ref>. اما از این مرتبه اسلام تا رسیدن به مرتبه [[ایمان کامل]] و مراتب بعدی، راهی طولانی فراروی [[بندگان خدا]] است؛ چنان‌که خداوند به [[اعراب]] تازه [[مسلمان]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ}}<ref>«تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>.
اگرچه موضوع بسیاری از [[آیات قرآن]]، ایمان و [[کفر]] و [[دعوت به اسلام]] است، اما مراتب هریک از این دو، به [[میزان]] [[تسلیم]] اجابت‌کنندگان به [[دعوت]] [[قرآن]] بستگی دارد. مرتبه اول [[اسلام]]، خروج از کفر جلی و [[پرستیدن]] بت‌های سنگی و چوبی و [[اذعان]] لسانی به [[وحدانیت]] خداوند و [[رسالت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} است<ref>برای نمونه، خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}} «بگو: ای مردم! به راستی من فرستاده خداوند به سوی همه شمایم، همان که فرمانفرمایی آسمان‌ها و زمین از آن اوست، هیچ خدایی جز او نیست که زنده می‌دارد و می‌میراند، پس به خداوند و فرستاده او پیامبر درس ناخوانده‌ای که به خداوند و قرآن او ایمان دارد ایمان بیاورید و از او پیروی کنید باشد که راهیاب گردید» سوره اعراف، آیه ۱۵۸.</ref>. اما از این مرتبه اسلام تا رسیدن به مرتبه [[ایمان کامل]] و مراتب بعدی، راهی طولانی فراروی [[بندگان خدا]] است؛ چنان‌که خداوند به [[اعراب]] تازه [[مسلمان]] می‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ}}<ref>«تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>.


خط ۴۱: خط ۴۱:
همین تعبیر درباره [[حضرت موسی]] و [[یوسف]] {{عم}} نیز به کار رفته است<ref>خداوند درباره حضرت موسی {{ع}} می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}} «و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱؛ و درباره حضرت یوسف {{ع}} نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}} «بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>.
همین تعبیر درباره [[حضرت موسی]] و [[یوسف]] {{عم}} نیز به کار رفته است<ref>خداوند درباره حضرت موسی {{ع}} می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}} «و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱؛ و درباره حضرت یوسف {{ع}} نیز می‌فرماید: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}} «بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>.


نتیجه آنکه، [[مقام مخلَصین]] موهبتی [[الهی]] است که خداوند حالاً و یا مقاماً به برخی از [[بندگان خاص]] خود [[عنایت]] می‌نماید<ref>در اینجا مناسب است به قسمت‌هایی از بیان مرحوم علامه طباطبایی پیرامون این مرتبه از اسلام و ایمان اشاره گردد: {{عربی|فالإنسان - و هو فی المرتبة السابقة من التسلیم - ربما أخذته العنایة الربانیة، فأشهدت له أن الملک لله وحده، لا یملک شیء سواه لنفسه شیئا إلا به، لا رب سواه، و هذا معنی وهبی وإفاضة إلهیة لا تأثیر لإرادة الإنسان فیه، ولعل قوله تعالی:}} {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا}} {{عربی|إشارة إلی هذه المرتبة من الإسلام، فإن قوله تعالی:}} {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}} {{عربی|ظاهره أنه أمر تشریعی لا تکوینی فإبراهیم {{ع}} کان مسلما باختیاره، إجابة لدعوة ربه و امتثالا لأمره، وقد کان هذا من الأوامر المتوجهة إلیه فی مبادئ حاله، فسؤاله فی أواخر عمره مع ابنه إسماعیل {{ع}} الإسلام و إراءة المناسک، سؤال لأمر لیس زمامه بیده أو سؤال لثبات علی أمر لیس بیده، فالإسلام المسئول فی الآیة هو هذه المرتبة من الإسلام و یتعقب الإسلام بهذا إن المعنی المرتبة الرابعة من الإیمان و هواستیعاب هذا الحال لجمیع الأحوال والأفعال، قال تعالی:}} {{متن قرآن|أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ}}{{عربی|، فإن هؤلاء المؤمنین المذکورین فی الآیة یجب أن یکونوا علی یقین من أن لا استقلال لشیء دون الله، و لا تأثیر لسبب إلا بإذن الله حتی لا یحزنوا من مکروه واقع، ولا یخافوا محذورا محتملا، وإلا فلا معنی لکونهم بحیث، لا یخوفهم شیء، ولا یحزنهم أمر، فهذا النوع من الإیمان بعد الإسلام المذکور فافهم}} (المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۰۳).</ref>. بنابراین، کسانی که به عالی‌ترین مرتبه [[ایمان]] نائل می‌شوند، در [[مقام مخلَصین]] (خالص‌شدگان به [[عنایت پروردگار]]) قرار دارند. هرچند این مقام ذومراتب است، [[ولی در قرآن]] به طور خاص در مورد [[انبیاء]] و [[اولیاء]] [[معصوم]] {{عم}} به کار رفته است و دیگر [[انسان‌ها]]، تحت [[تعلیم]] [[مخلَصین]] معصوم {{عم}}، می‌توانند به مراتبی از [[اخلاص]] آنان نائل شوند<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۳۴۱-۳۴۷.</ref>.
نتیجه آنکه، [[مقام مخلَصین]] موهبتی [[الهی]] است که خداوند حالاً و یا مقاماً به برخی از [[بندگان خاص]] خود [[عنایت]] می‌نماید<ref>در اینجا مناسب است به قسمت‌هایی از بیان مرحوم علامه طباطبایی پیرامون این مرتبه از اسلام و ایمان اشاره گردد: {{عربی|فالإنسان - و هو فی المرتبة السابقة من التسلیم - ربما أخذته العنایة الربانیة، فأشهدت له أن الملک لله وحده، لا یملک شیء سواه لنفسه شیئا إلا به، لا رب سواه، و هذا معنی وهبی وإفاضة إلهیة لا تأثیر لإرادة الإنسان فیه، ولعل قوله تعالی:}} {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا}} {{عربی|إشارة إلی هذه المرتبة من الإسلام، فإن قوله تعالی:}} {{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}} {{عربی|ظاهره أنه أمر تشریعی لا تکوینی فإبراهیم {{ع}} کان مسلما باختیاره، إجابة لدعوة ربه و امتثالا لأمره، وقد کان هذا من الأوامر المتوجهة إلیه فی مبادئ حاله، فسؤاله فی أواخر عمره مع ابنه إسماعیل {{ع}} الإسلام و إراءة المناسک، سؤال لأمر لیس زمامه بیده أو سؤال لثبات علی أمر لیس بیده، فالإسلام المسئول فی الآیة هو هذه المرتبة من الإسلام و یتعقب الإسلام بهذا إن المعنی المرتبة الرابعة من الإیمان و هواستیعاب هذا الحال لجمیع الأحوال والأفعال، قال تعالی:}} {{متن قرآن|أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ}}{{عربی|، فإن هؤلاء المؤمنین المذکورین فی الآیة یجب أن یکونوا علی یقین من أن لا استقلال لشیء دون الله، و لا تأثیر لسبب إلا بإذن الله حتی لا یحزنوا من مکروه واقع، ولا یخافوا محذورا محتملا، وإلا فلا معنی لکونهم بحیث، لا یخوفهم شیء، ولا یحزنهم أمر، فهذا النوع من الإیمان بعد الإسلام المذکور فافهم}} (المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۰۳).</ref>. بنابراین، کسانی که به عالی‌ترین مرتبه [[ایمان]] نائل می‌شوند، در [[مقام مخلَصین]] (خالص‌شدگان به [[عنایت پروردگار]]) قرار دارند. هرچند این مقام ذومراتب است، [[ولی در قرآن]] به طور خاص در مورد [[انبیاء]] و [[اولیاء]] [[معصوم]] {{عم}} به کار رفته است و دیگر [[انسان‌ها]]، تحت [[تعلیم]] [[مخلَصین]] معصوم {{عم}}، می‌توانند به مراتبی از [[اخلاص]] آنان نائل شوند<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش]]، [[فرید محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۳۴۱-۳۴۷.</ref>.


=== توصیف مخلَصین در [[قرآن]] ===
== توصیف مخلَصین در [[قرآن]] ==
[[خداوند]] در قرآن، شخصیت‌های [[مخلَص]] را به سه نحو معرفی کرده است:
[[خداوند]] در قرآن، شخصیت‌های [[مخلَص]] را به سه نحو معرفی کرده است:


خط ۵۴: خط ۵۴:
ذیلاً به این موارد به نحو اختصار اشاره می‌گردد:
ذیلاً به این موارد به نحو اختصار اشاره می‌گردد:


==== صفات [[مخلَصین]] در [[قرآن]] ====
=== صفات [[مخلَصین]] در [[قرآن]] ===
بنابر آنچه به عنوان [[دلیل عقلی]] برای [[ضرورت]] وجود [[مخلَص]] بیان شد، می‌توان ویژگی‌های لازم [[جهت]] احراز چنین مقامی را [[استنباط]] نمود. قرآن چهار صفت یا [[مقام]] مهم [[بندگان]] مخلَص، که آنان را از دیگر [[مؤمنین]] ممتاز می‌گرداند، این‌گونه برشمرده است:
بنابر آنچه به عنوان [[دلیل عقلی]] برای [[ضرورت]] وجود [[مخلَص]] بیان شد، می‌توان ویژگی‌های لازم [[جهت]] احراز چنین مقامی را [[استنباط]] نمود. قرآن چهار صفت یا [[مقام]] مهم [[بندگان]] مخلَص، که آنان را از دیگر [[مؤمنین]] ممتاز می‌گرداند، این‌گونه برشمرده است:
# '''[[عجز]] [[شیطان]] از [[نفوذ]] در آنان''': شیطان بعد از رانده‌شدن از درگاه خداوند و قسم بر اغوای [[بنی‌آدم]]، خود ابراز عجز از نفوذ بر [[قلوب]] مخلَصین کرد. [[شاهد]] بر این مطلب، [[آیات]] [[سوره]] صاست که خداوند از زبان شیطان، بعد از [[اخراج]] از [[مقام قرب]]، می‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد * بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره ص، آیه ۸۲-۸۳.</ref>. [[بدیهی]] است کسانی که شیطان ابراز عجز از نفوذ در ایشان می‌نماید، باید افرادی معصوم به [[عصمت الهی]] باشند؛ تا به امرالهی، بتوانند مقتدای دیگران باشند. در غیر این صورت، لازم می‌آید که خداوند امر به [[پیروی]] از [[گناهکار]] نماید؛ که عقلاً با [[حکمت الهی]] سازگار نیست و نقلاً نیز خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون کاری زشت کنند گویند: پدرانمان را بر همین کار یافته‌ایم و خداوند ما را به آن فرمان داده است، بگو: بی‌گمان خداوند به کار زشت فرمان نمی‌دهد؛ آیا درباره خداوند چیزی می‌گویید که نمی‌دانید؟» سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref>.
# '''[[عجز]] [[شیطان]] از [[نفوذ]] در آنان''': شیطان بعد از رانده‌شدن از درگاه خداوند و قسم بر اغوای [[بنی‌آدم]]، خود ابراز عجز از نفوذ بر [[قلوب]] مخلَصین کرد. [[شاهد]] بر این مطلب، [[آیات]] [[سوره]] صاست که خداوند از زبان شیطان، بعد از [[اخراج]] از [[مقام قرب]]، می‌فرماید: {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد * بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره ص، آیه ۸۲-۸۳.</ref>. [[بدیهی]] است کسانی که شیطان ابراز عجز از نفوذ در ایشان می‌نماید، باید افرادی معصوم به [[عصمت الهی]] باشند؛ تا به امرالهی، بتوانند مقتدای دیگران باشند. در غیر این صورت، لازم می‌آید که خداوند امر به [[پیروی]] از [[گناهکار]] نماید؛ که عقلاً با [[حکمت الهی]] سازگار نیست و نقلاً نیز خداوند می‌فرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و چون کاری زشت کنند گویند: پدرانمان را بر همین کار یافته‌ایم و خداوند ما را به آن فرمان داده است، بگو: بی‌گمان خداوند به کار زشت فرمان نمی‌دهد؛ آیا درباره خداوند چیزی می‌گویید که نمی‌دانید؟» سوره اعراف، آیه ۲۸.</ref>.
خط ۶۱: خط ۶۱:
# '''توصیف صحیح از خداوند''': بالاترین مقامی که [[خداوند]] به [[مخلَصین]] [[عطا]] نموده است آنکه تنها توصیف ایشان از خداوند خالی از [[نقص]] است. این به دلیل [[معرفت]] آنان در [[مقام]] [[حق‌الیقین]] است و در نتیجه، این توصیف مورد [[رضای الهی]] است. اما معرفت دیگران، درهر مقامی از [[یقین]] که باشند، نسبت به [[پروردگار]] ناقص است؛ لذا هر مقدار که ایشان تلاش نمایند، نمی‌توانند [[تکلیف]] [[واقعی]] خود در [[التزام عملی]] به [[توحید]] را انجام دهند. خداوند در این معنا می‌فرماید: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ* إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف می‌کنند * مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>.
# '''توصیف صحیح از خداوند''': بالاترین مقامی که [[خداوند]] به [[مخلَصین]] [[عطا]] نموده است آنکه تنها توصیف ایشان از خداوند خالی از [[نقص]] است. این به دلیل [[معرفت]] آنان در [[مقام]] [[حق‌الیقین]] است و در نتیجه، این توصیف مورد [[رضای الهی]] است. اما معرفت دیگران، درهر مقامی از [[یقین]] که باشند، نسبت به [[پروردگار]] ناقص است؛ لذا هر مقدار که ایشان تلاش نمایند، نمی‌توانند [[تکلیف]] [[واقعی]] خود در [[التزام عملی]] به [[توحید]] را انجام دهند. خداوند در این معنا می‌فرماید: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ* إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف می‌کنند * مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>.


بنابراین، تنها کسانی در میان [[انسان‌ها]] که می‌توانند [[هادیان]] مطمئنی در [[معرفت خداوند]] و [[هدایت]] به [[مقام مخلَصین]] باشند، چنین افرادی هستند<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۳۴۷.</ref>
بنابراین، تنها کسانی در میان [[انسان‌ها]] که می‌توانند [[هادیان]] مطمئنی در [[معرفت خداوند]] و [[هدایت]] به [[مقام مخلَصین]] باشند، چنین افرادی هستند<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش]]، [[فرید محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۳۴۷.</ref>


==== معرفی مصادیق مخلَصین [[معصوم]] در [[قرآن]] ====
=== معرفی مصادیق مخلَصین [[معصوم]] در [[قرآن]] ===
برهان‌های [[عقلی]]، [[قواعد]] کلی را [[اثبات]] می‌کنند و در رد و اثبات امور جزئی ساکت هستند. در این بحث نیز، [[برهان عقلی]] حداکثر این کشش را دارد که [[ذهن]] را در [[درک]] صفات مخلَصین معصوم [[یاری]] دهد؛ اما در [[تعیین]] مصداق آنان در میان [[مردم]] ساکت است. از این‌رو، باید بررسی نمود که قرآن در میان مخلصین، چه کسانی را به [[امامت]] [[بشریت]] معرفی می‌نماید.
برهان‌های [[عقلی]]، [[قواعد]] کلی را [[اثبات]] می‌کنند و در رد و اثبات امور جزئی ساکت هستند. در این بحث نیز، [[برهان عقلی]] حداکثر این کشش را دارد که [[ذهن]] را در [[درک]] صفات مخلَصین معصوم [[یاری]] دهد؛ اما در تعیین مصداق آنان در میان [[مردم]] ساکت است. از این‌رو، باید بررسی نمود که قرآن در میان مخلصین، چه کسانی را به [[امامت]] [[بشریت]] معرفی می‌نماید.


'''تعیین مصادیق مخلَصین در قرآن''': در میان انسان‌ها، اولین گروهی که خداوند [[مقام امامت]] بر خلایق را به آنان عطا نموده است و قرآن اسامی آنان را نیز ذکر فرموده، [[انبیاء الهی]] {{عم}} هستند. آنان طبعاً باید در مقام یقین و [[اخلاص در ایمان]]، در مقام مخلَصین باشند؛ تا بتوانند [[رهبری]] [[امت]] را در هدایت به این مقام بر عهده گیرند؛ زیرا خداوند از یک‌سو، هدایت آنان را خود بر عهده گرفته و از سوی دیگر، [[عصمت]] آنان را تضمین نموده و سپس، امت را در [[سیر]] [[ایمان]] و یقین، به [[اقتدا]] به آنان امر نموده است. برای نمونه، در [[آیات]] ۸۲ تا ۹۰ [[سوره]] [[مبارکه]] [[اعراف]]، به اسامی برخی از آنان اشاره شده است و در پایان آمده: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ}}<ref>«آنان کسانی هستند که خداوند رهنمایی‌شان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن!» سوره انعام، آیه ۹۰.</ref><ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ * وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ * وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ * وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ * وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ * أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}} «آنان که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالوده‌اند، امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند * و این برهان ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر کس را بخواهیم به پایه‌هایی فرا می‌بریم؛ بی‌گمان پروردگار تو، فرزانه‌ای داناست * و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم * و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (نیز)؛ آنان همه از شایستگان بودند * و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را (نیز راهنمایی کردیم) و همه را بر جهانیان برتری دادیم * و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم * آنان کسانی هستند که خداوند رهنمایی‌شان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمی‌خواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۸۲-۹۰.</ref>. در میان آنها، از حضرات [[موسی]] و [[یوسف]] {{عم}} صریحاً با وصف [[مخلَصین]] نام برده شده: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>. {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.</ref>.
'''تعیین مصادیق مخلَصین در قرآن''': در میان انسان‌ها، اولین گروهی که خداوند [[مقام امامت]] بر خلایق را به آنان عطا نموده است و قرآن اسامی آنان را نیز ذکر فرموده، [[انبیاء الهی]] {{عم}} هستند. آنان طبعاً باید در مقام یقین و [[اخلاص در ایمان]]، در مقام مخلَصین باشند؛ تا بتوانند [[رهبری]] [[امت]] را در هدایت به این مقام بر عهده گیرند؛ زیرا خداوند از یک‌سو، هدایت آنان را خود بر عهده گرفته و از سوی دیگر، [[عصمت]] آنان را تضمین نموده و سپس، امت را در [[سیر]] [[ایمان]] و یقین، به [[اقتدا]] به آنان امر نموده است. برای نمونه، در [[آیات]] ۸۲ تا ۹۰ [[سوره]] [[مبارکه]] [[اعراف]]، به اسامی برخی از آنان اشاره شده است و در پایان آمده: {{متن قرآن|أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ}}<ref>«آنان کسانی هستند که خداوند رهنمایی‌شان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن!» سوره انعام، آیه ۹۰.</ref><ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ * وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ * وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ * وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ * وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ * أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ}} «آنان که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به هیچ ستمی نیالوده‌اند، امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند * و این برهان ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر کس را بخواهیم به پایه‌هایی فرا می‌بریم؛ بی‌گمان پروردگار تو، فرزانه‌ای داناست * و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم * و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (نیز)؛ آنان همه از شایستگان بودند * و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را (نیز راهنمایی کردیم) و همه را بر جهانیان برتری دادیم * و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم * آنان کسانی هستند که خداوند رهنمایی‌شان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمی‌خواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۸۲-۹۰.</ref>. در میان آنها، از حضرات [[موسی]] و [[یوسف]] {{عم}} صریحاً با وصف [[مخلَصین]] نام برده شده: {{متن قرآن|كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بی‌گمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمی‌دید آهنگ او می‌کرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>. {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستاده‌ای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.</ref>.


'''[[تعیین]] مصادیق مخلَصین بعد از [[پیامبر]] {{صل}} در [[قرآن]]''': همان‌طور که اشاره گردید، هرچند در قرآن، به دلائل خاصی که در اینجا مجال بحث آن نیست، اسامی [[امامان معصوم]] {{عم}} به‌طور صریح بیان نشده، ولی [[خداوند حکیم]] با ذکر ویژگی‌های خاص، مصادیق آنان را بیان نموده است؛ به گونه‌ای که با اندکی [[تأمل]] و نیز با [[رجوع]] به [[شأن نزول آیات]] و وقایع [[تاریخی]]، به [[راحتی]] می‌توان از بیان قرآن، مصادیق آنان را در طول [[تاریخ]] پیدا کرد. در اینجا، به لحاظ آنکه قلمرو بحث، محدود به [[امامت عامه]] است، صرفاً به بیان نمونه‌ای از این روش [[قرآنی]] بسنده می‌گردد. تفصیل این بحث در مورد آیاتی از قرآن که در [[امامت حضرت علی]] {{ع}} مورد استناد قرار می‌گیرد، باید در مباحث [[امامت خاصه]] پیگیری شود.
'''تعیین مصادیق مخلَصین بعد از [[پیامبر]] {{صل}} در [[قرآن]]''': همان‌طور که اشاره گردید، هرچند در قرآن، به دلائل خاصی که در اینجا مجال بحث آن نیست، اسامی [[امامان معصوم]] {{عم}} به‌طور صریح بیان نشده، ولی [[خداوند حکیم]] با ذکر ویژگی‌های خاص، مصادیق آنان را بیان نموده است؛ به گونه‌ای که با اندکی [[تأمل]] و نیز با [[رجوع]] به [[شأن نزول آیات]] و وقایع [[تاریخی]]، به [[راحتی]] می‌توان از بیان قرآن، مصادیق آنان را در طول [[تاریخ]] پیدا کرد. در اینجا، به لحاظ آنکه قلمرو بحث، محدود به [[امامت عامه]] است، صرفاً به بیان نمونه‌ای از این روش [[قرآنی]] بسنده می‌گردد. تفصیل این بحث در مورد آیاتی از قرآن که در [[امامت حضرت علی]] {{ع}} مورد استناد قرار می‌گیرد، باید در مباحث [[امامت خاصه]] پیگیری شود.
# [[امامان]] از [[امت اسلام]]، باید از [[نسل حضرت ابراهیم]] {{ع}} باشند؛ زیرا [[خداوند]] بعد از [[نصب]] آن [[حضرت]] به [[مقام امامت]]، [[وعده]] آن را در [[معصومین]] از فرزندانش به آن حضرت [[بشارت]] داد و فرمود: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>.
# [[امامان]] از [[امت اسلام]]، باید از [[نسل حضرت ابراهیم]] {{ع}} باشند؛ زیرا [[خداوند]] بعد از [[نصب]] آن [[حضرت]] به [[مقام امامت]]، [[وعده]] آن را در [[معصومین]] از فرزندانش به آن حضرت [[بشارت]] داد و فرمود: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>.
# [[امام]] و [[هادی]] [[امت]] به [[مقام]] [[یقین]]، باید خود در عالی‌ترین مرتبه از [[علم]] و یقین به [[کتاب الهی]] و [[معارف الهی]] باشد. [[خداوند]] در [[سوره واقعه]]، تنها [[مطهرین]] را [[آگاه]] به [[حقیقت قرآن]] و [[کتاب مکنون]] معرفی می‌نماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ * تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«که این قرآنی ارجمند است * در نوشته‌ای فرو پوشیده * که جز پاکان را به آن دسترس نیست * فرو فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیان است» سوره واقعه، آیه ۷۷-۸۰.</ref>. او سپس وجود آنان را منحصر در [[امامان]] از [[فرزندان رسول خدا]] {{صل}} بیان می‌نماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.
# [[امام]] و [[هادی]] [[امت]] به [[مقام]] [[یقین]]، باید خود در عالی‌ترین مرتبه از [[علم]] و یقین به [[کتاب الهی]] و [[معارف الهی]] باشد. [[خداوند]] در [[سوره واقعه]]، تنها [[مطهرین]] را [[آگاه]] به [[حقیقت قرآن]] و [[کتاب مکنون]] معرفی می‌نماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ * لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ * تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«که این قرآنی ارجمند است * در نوشته‌ای فرو پوشیده * که جز پاکان را به آن دسترس نیست * فرو فرستاده‌ای از سوی پروردگار جهانیان است» سوره واقعه، آیه ۷۷-۸۰.</ref>. او سپس وجود آنان را منحصر در [[امامان]] از [[فرزندان رسول خدا]] {{صل}} بیان می‌نماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>.
# در میان [[انبیاء الهی]] {{عم}}، [[مقام رسول خدا]] {{صل}} عقلاً و نقلاً از همه بالاتر است؛ زیرا اولاً، پیامبرِ امّتِ خاتم است و به تناسب [[رشد]] [[بشریت]]، می‌باید اکمل [[انبیاء]] {{عم}} باشد و ثانیاً، خداوند با تعابیر برجسته‌ای از [[رسول]] خود {{صل}} یاد می‌کند که درباره هیچ [[پیامبر]] دیگری چنین تجلیلی صورت نگرفته است. پس می‌توان گفت کسی‌که با عنوان نفس [[رسول خدا]] {{صل}} در [[قرآن]] معرفی می‌شود، از همه انبیاء {{عم}} بالاتر است؛ علاوه براین، در [[روایات اهل بیت]] {{عم}} نیز با بیان‌های گوناگون به این مطلب تصریح شده است<ref>{{عربی|عن أبی عبدالله {{ع}} قال: إن الله خلق أولی العزم من الرسل و فضّلهم بالعلم و أورثنا علمهم و فضّلنا علیهم فی علمهم و علم رسول الله {{صل}} ما لم یعلموا و علمنا علم الرسول {{صل}} و علمهم}} (بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد {{صل}}، ج۱، ص۲۲۸).</ref>.
# در میان [[انبیاء الهی]] {{عم}}، [[مقام رسول خدا]] {{صل}} عقلاً و نقلاً از همه بالاتر است؛ زیرا اولاً، پیامبرِ امّتِ خاتم است و به تناسب [[رشد]] [[بشریت]]، می‌باید اکمل [[انبیاء]] {{عم}} باشد و ثانیاً، خداوند با تعابیر برجسته‌ای از [[رسول]] خود {{صل}} یاد می‌کند که درباره هیچ [[پیامبر]] دیگری چنین تجلیلی صورت نگرفته است. پس می‌توان گفت کسی‌که با عنوان نفس [[رسول خدا]] {{صل}} در [[قرآن]] معرفی می‌شود، از همه انبیاء {{عم}} بالاتر است؛ علاوه براین، در [[روایات اهل بیت]] {{عم}} نیز با بیان‌های گوناگون به این مطلب تصریح شده است<ref>{{عربی|عن أبی عبدالله {{ع}} قال: إن الله خلق أولی العزم من الرسل و فضّلهم بالعلم و أورثنا علمهم و فضّلنا علیهم فی علمهم و علم رسول الله {{صل}} ما لم یعلموا و علمنا علم الرسول {{صل}} و علمهم}} (بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد {{صل}}، ج۱، ص۲۲۸).</ref>.
# اسامی یکایک [[ائمه هدی]] {{عم}} با ذکر [[القاب]] و خصوصیات آنان در بیانات گوناگون رسول خدا {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} آمده است<ref>{{عربی|عن جابر بن یزید الجعفی قال سمعت جابر بن عبد الله الأنصاری یقول لما انزل الله تبارک و تعالی علی نبیّه {{صل}}}} {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} {{عربی|قلتُ: یا رسول الله، قد عرفنا الله و رسوله، فمن أولو الأمر منکم الذین قرن الله طاعتهم بطاعتک؟ فقال {{صل}}: خلفائی و أئمة المسلمین بعدی، اولهم علی بن ابی‌طالب {{ع}} ثم الحسن {{ع}} ثم الحسین {{ع}} ثم علی بن الحسین {{ع}} ثم محمد بن علی المعروف فی التوراة بالباقر و ستدرکه یا جابر فإذا لقیته فأقرئه منی السلام ثم الصادق جعفر بن محمد {{ع}} ثم موسی بن جعفر {{ع}} ثم علی بن موسی {{ع}} ثم محمد بن علی {{ع}} ثم علی بن محمد {{ع}} ثم الحسن بن علی {{ع}} ثم سمیی و کنییی حجة الله فی أرضه و بقیّته فی عباده بن الحسن بن علی {{ع}} ذلک الذی یفتح الله تعالی ذکره علی یده مشارق الأرض ومغاربها. ذلک الذی یغیب عن شیعته و أولیائه غیبة لا یثبت فیها علی القول بإمامته الا من امتحن الله قلبه للایمان. قال جابر: فقلت یا رسول الله {{صل}} فهل لشیعته الانتفاع به؟ قال {{صل}} والذی بعثنی بالنبوة انهم لیستضیئون بنوره و ینتفعون بولایته فی غیبته کالانتفاع الناس بالشمس، إن سترها سحاب. یا جابر، هذا من مکنون سرّ الله و مخزون علم الله، فاکتمه الّا عن اهله}} (کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر {{عم}}، ص۵۴).</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۳۴۹.</ref>
# اسامی یکایک [[ائمه هدی]] {{عم}} با ذکر [[القاب]] و خصوصیات آنان در بیانات گوناگون رسول خدا {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} آمده است<ref>{{عربی|عن جابر بن یزید الجعفی قال سمعت جابر بن عبد الله الأنصاری یقول لما انزل الله تبارک و تعالی علی نبیّه {{صل}}}} {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} {{عربی|قلتُ: یا رسول الله، قد عرفنا الله و رسوله، فمن أولو الأمر منکم الذین قرن الله طاعتهم بطاعتک؟ فقال {{صل}}: خلفائی و أئمة المسلمین بعدی، اولهم علی بن ابی‌طالب {{ع}} ثم الحسن {{ع}} ثم الحسین {{ع}} ثم علی بن الحسین {{ع}} ثم محمد بن علی المعروف فی التوراة بالباقر و ستدرکه یا جابر فإذا لقیته فأقرئه منی السلام ثم الصادق جعفر بن محمد {{ع}} ثم موسی بن جعفر {{ع}} ثم علی بن موسی {{ع}} ثم محمد بن علی {{ع}} ثم علی بن محمد {{ع}} ثم الحسن بن علی {{ع}} ثم سمیی و کنییی حجة الله فی أرضه و بقیّته فی عباده بن الحسن بن علی {{ع}} ذلک الذی یفتح الله تعالی ذکره علی یده مشارق الأرض ومغاربها. ذلک الذی یغیب عن شیعته و أولیائه غیبة لا یثبت فیها علی القول بإمامته الا من امتحن الله قلبه للایمان. قال جابر: فقلت یا رسول الله {{صل}} فهل لشیعته الانتفاع به؟ قال {{صل}} والذی بعثنی بالنبوة انهم لیستضیئون بنوره و ینتفعون بولایته فی غیبته کالانتفاع الناس بالشمس، إن سترها سحاب. یا جابر، هذا من مکنون سرّ الله و مخزون علم الله، فاکتمه الّا عن اهله}} (کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر {{عم}}، ص۵۴).</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش]]، [[فرید محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۳۴۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش