علم غیب ذاتی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
مراد از مستقل یا ذاتی بودن [[علم]] اینکه [[آگاهی]] و احاطه به امور غیبی دارنده این علم از کسی گرفته نشده و نیاموخته؛ بلکه به طور استقلالی از ذات خود دارد. اینگونه از آگاهی و احاطه تنها به [[خداوند]] متعال اختصاص دارد و هیچ آفریدهای این ویژگی را ندارد. [[خدای متعال]] درباره این نحوه از علم میفرماید: {{متن قرآن|قُل لّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ}}<ref> «بگو: جز خداوند کسی در آسمانها و زمین غیب را نمیداند و درنمییابند که چه هنگام برانگیخته خواهند شد» سوره نمل، آیه ۶۵.</ref>. | مراد از مستقل یا ذاتی بودن [[علم]] اینکه [[آگاهی]] و احاطه به امور غیبی دارنده این علم از کسی گرفته نشده و نیاموخته؛ بلکه به طور استقلالی از ذات خود دارد. اینگونه از آگاهی و احاطه تنها به [[خداوند]] متعال اختصاص دارد و هیچ آفریدهای این ویژگی را ندارد. [[خدای متعال]] درباره این نحوه از علم میفرماید: {{متن قرآن|قُل لّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ}}<ref> «بگو: جز خداوند کسی در آسمانها و زمین غیب را نمیداند و درنمییابند که چه هنگام برانگیخته خواهند شد» سوره نمل، آیه ۶۵.</ref>. | ||
== | ==علم غیب ذاتی، ویژه [[خدا]]== | ||
نزد [[امام علی]]{{ع}} آنکه در ذات خود [[آگاه]] از نهانها است و این [[دانش]] را از دیگری فرا نگرفته است، کسی جز [[خدای تعالی]] نیست: {{متن حدیث|الْعَالِمِ بِلَا اكْتِسَابٍ وَ لَا ازْدِيَادٍ وَ لَا عِلْمٍ مُسْتَفَادٍ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۳، ص۲۴۵.</ref>؛ «[[دانا]] است بیاندوختن و افزودن دانش، و نه دانشی فرا گرفته به [[کوشش]]». از این رو، [[آدمیان]] هر چند دیوارهای [[زمان]] و مکان را - به [[اذن الهی]] - فرو ریزند و به رازگشایی از گذشته و [[پیشگویی]] [[آینده]] بپردازند، سزاوار آن نیستند که به گونه مطلق، دانای نهانها به شمار آیند<ref>ر.ک: مصنفات الشیخ المفید (اوائل المقالات)، ج۴، ص۶۷؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۳، ص۴۰۳ و ج۵، ص۳۱۴-۳۱۳.</ref>. بر این اساس، [[امام]] در پاسخ به کسی که از [[اخبار غیبی]] آن حضرت به شگفت آمده بود و گویا از [[علم غیب]]، تصویری جز دانش ذاتی و غیر اکتسابی نداشت<ref>از برخی نقلهای تاریخی چنین برمیآید که این برداشت در آن زمان رواج داشته است. برای نمونه، ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۰۳؛ ری شهری، محمد، موسوعه الامام علی بن ابیطالب{{ع}}، ج۷، ص۲۰۶.</ref>، فرمود: {{متن حدیث|لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْمٍ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸، ص۱۲۷.</ref>؛ «این، علم غیب نیست؛ [[علمی]] است که از دارنده [[علم]] آموخته شده است». | نزد [[امام علی]]{{ع}} آنکه در ذات خود [[آگاه]] از نهانها است و این [[دانش]] را از دیگری فرا نگرفته است، کسی جز [[خدای تعالی]] نیست: {{متن حدیث|الْعَالِمِ بِلَا اكْتِسَابٍ وَ لَا ازْدِيَادٍ وَ لَا عِلْمٍ مُسْتَفَادٍ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۳، ص۲۴۵.</ref>؛ «[[دانا]] است بیاندوختن و افزودن دانش، و نه دانشی فرا گرفته به [[کوشش]]». از این رو، [[آدمیان]] هر چند دیوارهای [[زمان]] و مکان را - به [[اذن الهی]] - فرو ریزند و به رازگشایی از گذشته و [[پیشگویی]] [[آینده]] بپردازند، سزاوار آن نیستند که به گونه مطلق، دانای نهانها به شمار آیند<ref>ر.ک: مصنفات الشیخ المفید (اوائل المقالات)، ج۴، ص۶۷؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۳، ص۴۰۳ و ج۵، ص۳۱۴-۳۱۳.</ref>. بر این اساس، [[امام]] در پاسخ به کسی که از [[اخبار غیبی]] آن حضرت به شگفت آمده بود و گویا از [[علم غیب]]، تصویری جز دانش ذاتی و غیر اکتسابی نداشت<ref>از برخی نقلهای تاریخی چنین برمیآید که این برداشت در آن زمان رواج داشته است. برای نمونه، ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۰۳؛ ری شهری، محمد، موسوعه الامام علی بن ابیطالب{{ع}}، ج۷، ص۲۰۶.</ref>، فرمود: {{متن حدیث|لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْمٍ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸، ص۱۲۷.</ref>؛ «این، علم غیب نیست؛ [[علمی]] است که از دارنده [[علم]] آموخته شده است». | ||
نسخهٔ ۳۱ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۱:۲۳
مقدمه
مراد از مستقل یا ذاتی بودن علم اینکه آگاهی و احاطه به امور غیبی دارنده این علم از کسی گرفته نشده و نیاموخته؛ بلکه به طور استقلالی از ذات خود دارد. اینگونه از آگاهی و احاطه تنها به خداوند متعال اختصاص دارد و هیچ آفریدهای این ویژگی را ندارد. خدای متعال درباره این نحوه از علم میفرماید: ﴿قُل لّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ﴾[۱].
علم غیب ذاتی، ویژه خدا
نزد امام علی(ع) آنکه در ذات خود آگاه از نهانها است و این دانش را از دیگری فرا نگرفته است، کسی جز خدای تعالی نیست: «الْعَالِمِ بِلَا اكْتِسَابٍ وَ لَا ازْدِيَادٍ وَ لَا عِلْمٍ مُسْتَفَادٍ»[۲]؛ «دانا است بیاندوختن و افزودن دانش، و نه دانشی فرا گرفته به کوشش». از این رو، آدمیان هر چند دیوارهای زمان و مکان را - به اذن الهی - فرو ریزند و به رازگشایی از گذشته و پیشگویی آینده بپردازند، سزاوار آن نیستند که به گونه مطلق، دانای نهانها به شمار آیند[۳]. بر این اساس، امام در پاسخ به کسی که از اخبار غیبی آن حضرت به شگفت آمده بود و گویا از علم غیب، تصویری جز دانش ذاتی و غیر اکتسابی نداشت[۴]، فرمود: «لَيْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْمٍ»[۵]؛ «این، علم غیب نیست؛ علمی است که از دارنده علم آموخته شده است».
گستره علم خداوند همه چیز را در بر میگیرد؛ بهگونهای که شمار قطرههای باران و ستارگان آسمان را میداند[۶]. از این رو، جای شگفتی نیست اگر شمار موهای سر انسانی را به بنده برگزیدهاش بیاموزد[۷]. ابوذر غفاری همراه با امام علی(ع) از جایی میگذشت که با انبوهی از مورچگان روبهرو گشت. ابوذر از روی شگفتی گفت: «چه بزرگ است خدایی که شمار اینها را میداند!» امام فرمود: «به جای این سخن، بگو: چه بزرگ است آفریدگارشان! زیرا سوگند به خدایی که تو را پدید آورد، من [نیز] به اذن خداوند، شمار این مورچگان را میدانم و نر و مادهشان را از هم باز میشناسم»[۸]. همچنین، اگر امیرمؤمنان(ع) از درون آدمیان خبر میدهد و دوست را از دشمن میشناسد،[۹] خود، بر این حقیقت پای میفشارد که آن را از خزانه علم خداوندی به دست آورده است؛ خدایی که «بر هر چه پوشیده است، دانا است، و هر راز نزد او هویدا است»[۱۰].[۱۱]
منابع
پانویس
- ↑ «بگو: جز خداوند کسی در آسمانها و زمین غیب را نمیداند و درنمییابند که چه هنگام برانگیخته خواهند شد» سوره نمل، آیه ۶۵.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۱۳، ص۲۴۵.
- ↑ ر.ک: مصنفات الشیخ المفید (اوائل المقالات)، ج۴، ص۶۷؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۳، ص۴۰۳ و ج۵، ص۳۱۴-۳۱۳.
- ↑ از برخی نقلهای تاریخی چنین برمیآید که این برداشت در آن زمان رواج داشته است. برای نمونه، ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۰۳؛ ری شهری، محمد، موسوعه الامام علی بن ابیطالب(ع)، ج۷، ص۲۰۶.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸، ص۱۲۷.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۷۸، ص۱۸۶.
- ↑ ر.ک: ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۰، ص۱۴.
- ↑ شرف الدین استرآبادی، علی، تأویل الآیات الظاهره، ج۲، ص۴۹۰.
- ↑ ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۳۸؛ فیض کاشانی، ملامحسن، الوافی، ج۳، ص۵۴۲ و حر عاملی، محمد، اثبات الهداه، ج۲، ص۴۹۵،۴۶۰، ۴۵۷.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۳۲، ص۱۳۰.
- ↑ یوسفیان، حسن، مقاله «علم غیب امام»، دانشنامه امام علی ج۳ ص ۳۴۲.