بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[فساد در لغت]] - [[فساد در قرآن]] - [[فساد در فقه اسلامی]] - [[فساد در حقوق اسلامی]] - [[فساد در جامعهشناسی اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[فساد در لغت]] - [[فساد در قرآن]] - [[فساد در فقه اسلامی]] - [[فساد در حقوق اسلامی]] - [[فساد در جامعهشناسی اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
'''«فساد»''' به معنای [[تباهی]] و ضد [[صلاح]] به هرگونه خروج از [[اعتدال]] به تفریط و [[افراط]] گفته میشود. [[اسلام]]، به عنوان کاملترین [[دین الهی]]، در ذات خود با هر گونه [[انحراف]] و فساد مخالف بوده و بر [[پاکی]] و درستکاری تأکید دارد. بر اساس گوناگونی موجود در اشکال فساد، آن را میتوان در سه طبقه تقسیم کرد: [[فساد اقتصادی]]؛ فساد سیاسی و [[فساد اداری]]. برخی از مهمترین زمینههای فساد عبارتاند از: [[اعراض]] [[اسلام]] [[توحیدی]]؛ ترک [[امداد]] [[مسلمانان]] و [[مؤمنان]]؛ ترک جهاد؛ ترک [[امر به معروف و نهی از منکر]]؛ [[حکومت طاغوت]] و غیره. از آثار فساد هم میتوان به برخی موارد اشاره کرد مانند: [[ظلم]]؛ [[فتنه]]؛ [[اسراف]]؛ [[گمراهی]]؛ [[فسق]]؛ [[لعنت خدا]] و غیره. از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]] بر [[مؤمنان]] بلکه همه انسانهایی که دارای [[فطرت الهی]] هستند لازم و ضروری است تا با اتخاذ روشها و شیوههایی به [[مبارزه]] و مقابله با فساد و [[مفسدان]] بپردازند. | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۸: | خط ۱۰: | ||
== مبانی اسلام در خصوص فساد == | == مبانی اسلام در خصوص فساد == | ||
[[دین مبین اسلام]]، به عنوان کاملترین [[دین الهی]]، در ذات خود با هر گونه [[انحراف]] و فساد مخالف بوده و بر [[پاکی]] و درستکاری تأکید دارد. این تأکید، مخصوصاً آنجا که به [[حقوق عمومی]] ([[بیت المال]]) مربوط میشود دارای ابعادی متفاوت و روشن است و به [[ضرورت]] رعایت [[حدود الهی]] و [[حق الناس]] متبلور میشود و آنچه از بررسی [[احادیث]] و [[روایات]] مشخص است، تأکید [[اسلام]] بر رعایت حدود الهی و [[حقوق مردم]] و نیز درستکاری و [[امانتداری]] [[کارگزاران حکومت]] است. در جای جای [[نهج البلاغه]] [[مبارزه]] حضرت{{ع}} با [[فساد اداری]] نمایان است. این مبارزه گاهی با توبیخ [[کارگزاری]] است که [[دعوت]] [[ثروتمندان]] را پذیرفته و گاهی با توبیخ کارگزاری است که از بیت المال سوء استفاده کرده و گاهی با [[اعتراض]] به فردی است که از بیت المال بیشتر طلب کرده و گاهی... | [[دین مبین اسلام]]، به عنوان کاملترین [[دین الهی]]، در ذات خود با هر گونه [[انحراف]] و فساد مخالف بوده و بر [[پاکی]] و درستکاری تأکید دارد. این تأکید، مخصوصاً آنجا که به [[حقوق عمومی]] ([[بیت المال]]) مربوط میشود دارای ابعادی متفاوت و روشن است و به [[ضرورت]] رعایت [[حدود الهی]] و [[حق الناس]] متبلور میشود و آنچه از بررسی [[احادیث]] و [[روایات]] مشخص است، تأکید [[اسلام]] بر رعایت حدود الهی و [[حقوق مردم]] و نیز درستکاری و [[امانتداری]] [[کارگزاران حکومت]] است. در جای جای [[نهج البلاغه]] [[مبارزه]] حضرت{{ع}} با [[فساد اداری]] نمایان است. این مبارزه گاهی با توبیخ [[کارگزاری]] است که [[دعوت]] [[ثروتمندان]] را پذیرفته و گاهی با توبیخ کارگزاری است که از بیت المال سوء استفاده کرده و گاهی با [[اعتراض]] به فردی است که از بیت المال بیشتر طلب کرده و گاهی...، سخنان [[حکیمانه]] آن بزرگوار، در زمینه [[عدل و قسط]]، کتابی گویا و مکتبی [[نورانی]] برای همه عدالتخواهان و آزادیخواهان عالم تا [[قیامت]] است، از جمله این بیانات: {{متن حدیث|الْعَدْلُ أَفْضَلُ سَجِيَّةٍ}}؛ «[[عدالت]] [[برترین]] خصلت است»<ref>غررالحکم و دررالکلم.</ref>، {{متن حدیث|يَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۴۱.</ref>؛ «[[روز]] عدالت بر [[ستمگر]] سختتر است از روز [[ستم]] بر [[مظلوم]]». | ||
از نظر اسلام، میان فساد [[حکومت]] و [[حاکمان]] و فساد [[مردم]]، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. اگر حاکمان، خود [[فاسد]] باشند، بنابر اصل {{عربی|اَلنَّاسُ عَلَى دِينِ مُلُوكِهِمْ}}، مردم نیز به فساد [[گرایش]] پیدا میکنند و اگر [[مردم]] [[فاسد]] باشند، [[حاکمان]] را نیز به سمت و سوی | از نظر اسلام، میان فساد [[حکومت]] و [[حاکمان]] و فساد [[مردم]]، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. اگر حاکمان، خود [[فاسد]] باشند، بنابر اصل {{عربی|اَلنَّاسُ عَلَى دِينِ مُلُوكِهِمْ}}، مردم نیز به فساد [[گرایش]] پیدا میکنند و اگر [[مردم]] [[فاسد]] باشند، [[حاکمان]] را نیز به سمت و سوی فساد خواهند کشاند و اگر آنان نیز [[مقاومت]] کنند، با [[شورش]] و... حاکمان [[صالح]] را از میان برخواهند و رئیسانی فاسد را بر سر کار خواهند نشاند، این، اصلی است غیر قابل [[انکار]] که با اندک تأملی، [[درستی]] آن، روشن میشود. در [[تاریخ]]، شواهد فراوانی را برای این اصل میتوان یافت. یکی از بزرگترین [[اهداف]] پذیرش حکومت توسط [[امام علی]]{{ع}} [[مبارزه با ظلم]] و فساد و [[طغیان]]، [[تبعیض]]، [[بیعدالتی]] و [[احقاق حقوق]] مردم و حاکمیت اسلام اصیل و ایجاد [[اصلاحات]] همه جانبه، عمیق و گسترده و کارساز و فراگیر در [[جامعه اسلامی]] بود. نوع نگرش آن حضرت به [[حکومت]] و حاکمان و [[کارگزاران]] و [[بیت المال]] و [[بودجه]] و [[اموال عمومی]] و [[قدرت]] و [[اقتدار]] حکومت و قوای حاکم بر [[امت]] و [[رسالت]] و مسئولیت امام و [[رهبر]] و شیوه برخورد و رابطه و ارتباط و تعامل با مردم با [[مسئولیتپذیری]] هر چه بیشتر، امانتداری، وظیفهشناسی، تکلیف الهی، خدمتگزار مردم بودن، [[امر به معروف و نهی از منکر]]، احقاق حقوق مردم، اجرای [[عدل و قسط]] و مبارزه با ظلم و فساد و [[فتنه]] و [[توطئه]]، ریشهکن کردن فساد در [[جامعه]]، [[مبارزه]] با جریان فساد، [[اصلاح]] ساختارها و روشها، اصلاح مدیران و کارگزاران، [[نظارت]] و پیگیری همه جانبه امور، [[اطلاعرسانی]] و کسب اطلاعات از عملکرد [[مسئولان]] ذی ربط، شفافیت، [[مسئولیت]] متقابل والی و مردم، اصلاح ساختار قدرت در جامعه اسلامی، بهکارگیری عناصر شایسته و با کفایت برای هر کاری و ایجاد نظامی کارآمد، مؤثر، مفید، کم هزینه و پر فایده، با کفایت و با لیاقت، [[منضبط]] و قانونگرا، [[ولایت]] پذیر و با [[ایمان]] و به دور از هر گونه [[سهلانگاری]] و ضعف نفس و با بهکارگیری افراد [[متکبر]]، خود بزرگ بین و یا [[خشن]] و غیرکارآمد و [[متملق]] و [[چاپلوس]] و یا طالب [[مال]] و یا خواهان قدرت را در بیانات [[نورانی]] آن حضرت فراوان میتوان یافت. | ||
خطر مهمی که [[مسئولان]] و مدیران [[نظام اسلامی]] را [[تهدید]] میکند، تنها سوء استفاده مالی از موقعیت نیست بلکه توجیه [[شرعی]] این سوء استفاده برای پیدا کردن نوعی [[آرامش]] است که زمینهساز [[ارتکاب گناهان]] بزرگتر و تخلفات بیشتر است. یکی از این بدعتها، مصلحتاندیشی در برابر [[احکام خدا]] و [[دستورات]] [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} بود. به فرموده مرحوم [[شرف]] الدین در کتاب «[[اجتهاد در مقابل نص]]»، در این رابطه مصادیق فراوانی را میتوان ارائه کرد. برخی از [[اصحاب]] و [[خلفا]]، با وجود [[قرآن]] و [[سنت]]، صرفاً بر اساس تشخیص خود و مصلحتگرایی، احکامی را مطرح و طبق نظر خود عمل میکردند<ref>[[مصطفی صالحی|صالحی، مصطفی]]، [[عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام (مقاله)|عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام]].</ref>. | خطر مهمی که [[مسئولان]] و مدیران [[نظام اسلامی]] را [[تهدید]] میکند، تنها سوء استفاده مالی از موقعیت نیست بلکه توجیه [[شرعی]] این سوء استفاده برای پیدا کردن نوعی [[آرامش]] است که زمینهساز [[ارتکاب گناهان]] بزرگتر و تخلفات بیشتر است. یکی از این بدعتها، مصلحتاندیشی در برابر [[احکام خدا]] و [[دستورات]] [[خاتم الانبیاء]]{{صل}} بود. به فرموده مرحوم [[شرف]] الدین در کتاب «[[اجتهاد در مقابل نص]]»، در این رابطه مصادیق فراوانی را میتوان ارائه کرد. برخی از [[اصحاب]] و [[خلفا]]، با وجود [[قرآن]] و [[سنت]]، صرفاً بر اساس تشخیص خود و مصلحتگرایی، احکامی را مطرح و طبق نظر خود عمل میکردند<ref>[[مصطفی صالحی|صالحی، مصطفی]]، [[عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام (مقاله)|عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام]].</ref>. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۸: | ||
# '''ترک جهاد:''' از نظر قرآن، ترک جهاد، زمینه محو ارزشها و به فساد کشیده شدن جامعه است و کسانی که تارک جهاد هستند گرفتار فساد میشوند<ref>سوره محمد، آیه ۲۰ ـ ۲۲.</ref>. | # '''ترک جهاد:''' از نظر قرآن، ترک جهاد، زمینه محو ارزشها و به فساد کشیده شدن جامعه است و کسانی که تارک جهاد هستند گرفتار فساد میشوند<ref>سوره محمد، آیه ۲۰ ـ ۲۲.</ref>. | ||
#'''ترک [[امر به معروف و نهی از منکر]]:''' این [[فریضه]] مهمترین عامل برای [[احقاق حق]] و گسترش صلاح و اصلاح در اجتماع است، ترک آن به طور طبیعی موجب [[گسترش فساد]] و [[افساد]] میشود<ref>سوره هود، آیه ۱۱۶.</ref>. از همین روست که از نظر [[قرآن]]، ترک [[فریضه]] به ویژخ ترک کردن [[نهی از منکر]]، موجب [[فساد در زمین]] است. | #'''ترک [[امر به معروف و نهی از منکر]]:''' این [[فریضه]] مهمترین عامل برای [[احقاق حق]] و گسترش صلاح و اصلاح در اجتماع است، ترک آن به طور طبیعی موجب [[گسترش فساد]] و [[افساد]] میشود<ref>سوره هود، آیه ۱۱۶.</ref>. از همین روست که از نظر [[قرآن]]، ترک [[فریضه]] به ویژخ ترک کردن [[نهی از منکر]]، موجب [[فساد در زمین]] است. | ||
# '''[[حکومت طاغوت]]:''' از نظر قرآن [[حکومت]] از مصادیق [[ولایت الهی]] است و تنها کسانی مستحق حکومت بر دیگران هستند که از مظاهر ولایت الهی بهره مند باشند. بر همین اساس حکومت [[طاغوتیان]] موجب | # '''[[حکومت طاغوت]]:''' از نظر قرآن [[حکومت]] از مصادیق [[ولایت الهی]] است و تنها کسانی مستحق حکومت بر دیگران هستند که از مظاهر ولایت الهی بهره مند باشند. بر همین اساس حکومت [[طاغوتیان]] موجب فساد و [[تباهی]] در [[زمین]] است<ref>سوره بقره، آیه ۲۰۵؛ سوره محمد، آیه ۲۲.</ref>. | ||
# '''[[رفاه]]:''' امکانات زیاد مادی و [[آسایش]] موجب بدمستی و [[گرایش]] به فساد در افراد میشود<ref>سوره اعراف، آیه ۷۴.</ref>؛ از همین روست که وقتی [[بنی اسرائیل]] با افزایش [[ثروت]] مواجه شدند بارها در زمین فساد کردند<ref>سوره اسراء، آیه ۴-۸.</ref>. | # '''[[رفاه]]:''' امکانات زیاد مادی و [[آسایش]] موجب بدمستی و [[گرایش]] به فساد در افراد میشود<ref>سوره اعراف، آیه ۷۴.</ref>؛ از همین روست که وقتی [[بنی اسرائیل]] با افزایش [[ثروت]] مواجه شدند بارها در زمین فساد کردند<ref>سوره اسراء، آیه ۴-۸.</ref>. | ||
# '''[[طغیان]]:''' کسانی که علیه [[قوانین]] و [[سنتهای الهی]] طغیان میکند، در گرایش به فساد بسیار فعال هستند و بیشترین فساد را موجب میشوند<ref>سوره فجر، آیه ۱۰-۱۲.</ref>. | # '''[[طغیان]]:''' کسانی که علیه [[قوانین]] و [[سنتهای الهی]] طغیان میکند، در گرایش به فساد بسیار فعال هستند و بیشترین فساد را موجب میشوند<ref>سوره فجر، آیه ۱۰-۱۲.</ref>. | ||
# '''[[ظلم]]:''' [[ظلم به دیگران]] موجب میشود تا شخص گرفتار افسادگری در زمین شود<ref>سوره توبه، آیه ۴۷.</ref>. این اخلال گری حتی در میان [[مسلمان]] و صفوف [[مجاهدان]] نیز ممکن است کشیده شود<ref>سوره توبه، آیه ۴۷.</ref>. | # '''[[ظلم]]:''' [[ظلم به دیگران]] موجب میشود تا شخص گرفتار افسادگری در زمین شود<ref>سوره توبه، آیه ۴۷.</ref>. این اخلال گری حتی در میان [[مسلمان]] و صفوف [[مجاهدان]] نیز ممکن است کشیده شود<ref>سوره توبه، آیه ۴۷.</ref>. | ||
# '''[[فسق]] و [[گناه]]:''' کسانی که گرفتار فسق و [[فجور]] و گناه هستند، بیشترین ظرفیت را برای [[افساد]] در میان [[مردم]] و [[زمین]] دارند<ref>سوره بقره، آیه ۲۶ و ۲۷؛ سوره نمل، آیه ۱۲ و ... .</ref>. | # '''[[فسق]] و [[گناه]]:''' کسانی که گرفتار فسق و [[فجور]] و گناه هستند، بیشترین ظرفیت را برای [[افساد]] در میان [[مردم]] و [[زمین]] دارند<ref>سوره بقره، آیه ۲۶ و ۲۷؛ سوره نمل، آیه ۱۲ و ... .</ref>. | ||
# '''[[قدرت]]:''' همان طوری که [[ثروت]] عامل [[طغیان]] ورزی است، همچنین قدرت نیز این گونه است، چنان که [[فرعون]] به سبب قدرت و [[قارون]] به سبب ثروت [[طغیانگری]] میکردند و به | # '''[[قدرت]]:''' همان طوری که [[ثروت]] عامل [[طغیان]] ورزی است، همچنین قدرت نیز این گونه است، چنان که [[فرعون]] به سبب قدرت و [[قارون]] به سبب ثروت [[طغیانگری]] میکردند و به فساد و [[افساد در زمین]] میپرداختند<ref>سوره فجر، آیه ۱۰-۱۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[زمینهها و آثار عملکرد مفسدان (مقاله)|زمینهها و آثار عملکرد مفسدان]].</ref> | ||
== آثار فساد و رفتار مفسدان == | == آثار فساد و رفتار مفسدان == | ||
برخی از مهمترین آثار | برخی از مهمترین آثار فساد عبارتاند از: | ||
#'''تخریب محیط زیست:''' از مهمترین آثار فعالیتهای [[فاسد]] و [[مفسد]] این است که محیط زیست [[بشر]] به شدت تخریب میشود و دریاها و خشکیها به گونه ای میشود که ضرر و [[زیان]] به [[انسان]] میرساند<ref>سوره روم، آیه ۴۱.</ref>. از نظر [[قرآن]]، فعالیتهای [[انسانی]] محدود به خودش نیست، بلکه تاثیر مخرب عمومی به جا میگذارد که حتی حیوانات و گیاهان دریایی و خشکی نیز از این فعالیتها آسیب میبینند و موجبات توفان، سیل، [[آلودگی]] محیط زیستی، تغییرات آب و هوایی و مانند آنها میشود. | #'''تخریب محیط زیست:''' از مهمترین آثار فعالیتهای [[فاسد]] و [[مفسد]] این است که محیط زیست [[بشر]] به شدت تخریب میشود و دریاها و خشکیها به گونه ای میشود که ضرر و [[زیان]] به [[انسان]] میرساند<ref>سوره روم، آیه ۴۱.</ref>. از نظر [[قرآن]]، فعالیتهای [[انسانی]] محدود به خودش نیست، بلکه تاثیر مخرب عمومی به جا میگذارد که حتی حیوانات و گیاهان دریایی و خشکی نیز از این فعالیتها آسیب میبینند و موجبات توفان، سیل، [[آلودگی]] محیط زیستی، تغییرات آب و هوایی و مانند آنها میشود. | ||
#'''زیان و [[خسران]]:''' هر گونه فعالیت فساد آمیزی در [[زمین]] موجب میشود تا سرمایهها از دست برود در حالی که نتیجه ای عاید انسان نمیشود<ref>سوره بقره، آیه ۲۷.</ref>. | #'''زیان و [[خسران]]:''' هر گونه فعالیت فساد آمیزی در [[زمین]] موجب میشود تا سرمایهها از دست برود در حالی که نتیجه ای عاید انسان نمیشود<ref>سوره بقره، آیه ۲۷.</ref>. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۶: | ||
# '''[[فسق]]:''' فسق و پوشیدن لباسی نارسا و ناقص بر تن که توانای [[دفاعی]] و حفاظتی ندارد و شخص را گرفتار بیتقوایی میکند، از دیگر پیامدهای فساد است که در قرآن به آن توجه داده شده است<ref>سوره بقره، آیه ۲۶ و ۲۷.</ref>. | # '''[[فسق]]:''' فسق و پوشیدن لباسی نارسا و ناقص بر تن که توانای [[دفاعی]] و حفاظتی ندارد و شخص را گرفتار بیتقوایی میکند، از دیگر پیامدهای فساد است که در قرآن به آن توجه داده شده است<ref>سوره بقره، آیه ۲۶ و ۲۷.</ref>. | ||
# '''[[لعنت خدا]]:''' از پیامدها و آثار فساد آن است که خدا چنین افرادی را از [[رحمت]] خویش دور ساخته و [[ملعون]] میدارد<ref>سوره محمد، آیه ۲۳.</ref>. | # '''[[لعنت خدا]]:''' از پیامدها و آثار فساد آن است که خدا چنین افرادی را از [[رحمت]] خویش دور ساخته و [[ملعون]] میدارد<ref>سوره محمد، آیه ۲۳.</ref>. | ||
#'''از کار افتادن ابزارهای [[معرفتی]] و [[شناختی]]:''' از نظر [[قرآن]]، کسانی که به | #'''از کار افتادن ابزارهای [[معرفتی]] و [[شناختی]]:''' از نظر [[قرآن]]، کسانی که به فساد میگرایند، به عنوان [[مجازات]] [[الهی]]، ابزارهای شناختی و معرفتی آنان از کار میافتد و به جایی آنکه توان [[شنوایی]] و [[بینایی]] داشته باشند، کور و کر میشوند<ref>سوره محمد، آیه ۲۲ و ۲۳.</ref>. از همین روست که [[مفسدان]]، تحلیل روشن و واقع بینانه ای از عملکرد خود و دیگران نداشته و کارهای فساد و مفسدانه خویش را مصلحانه و کارهای [[اصلاحی]] دیگران را مفسدانه تحلیل و تبیین میکنند<ref>سوره بقره، آیه ۷ و آیه ۱۳.</ref> به هر حال، کوردلی و عدم دریافت [[حقایق]] از پیامدهای فساد و [[افساد]] است. | ||
#'''مانع [[اصلاحات]]:''' مفسدان از موانع جدی در راه اصلاحات هستند؛ زیرا خودشان کارهای [[فاسد]] را انجام میدهند و هرگز با فعالیتهای اصلاحی دیگران موافقت نخواهند کرد و سدی در راه اصلاحات دیگران ایجاد میکنند<ref>سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>. | #'''مانع [[اصلاحات]]:''' مفسدان از موانع جدی در راه اصلاحات هستند؛ زیرا خودشان کارهای [[فاسد]] را انجام میدهند و هرگز با فعالیتهای اصلاحی دیگران موافقت نخواهند کرد و سدی در راه اصلاحات دیگران ایجاد میکنند<ref>سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref>. | ||
# '''[[محرومیت]] از [[احترام]]:''' از نظر قرآن، برخی از [[اعمال]] مفسدانه مانند [[قتل]] بیگناهان، موجب میشود تا شخص از احترام و [[ارزش]] ساقط شود و جایگاه اصلی [[انسانی]] خودش را از دست بدهد. از همین روست که میتوان [[قاتل]] را به سبب فسادش اعدام کرد و هیچ [[حرمت]] و احترامی از جهت [[حفظ]] جانش قایل نشد<ref>سوره مائده، آیه ۳۲.</ref>. پس احترام و حرمت [[جان]] شخص تا زمانی است که فسادی چون قتل نکرده باشد؛ زیرا با قتل بیگناه میبایست [[قصاص]] شود و هیچ احترام و حرمتی برای جانش نیست. | # '''[[محرومیت]] از [[احترام]]:''' از نظر قرآن، برخی از [[اعمال]] مفسدانه مانند [[قتل]] بیگناهان، موجب میشود تا شخص از احترام و [[ارزش]] ساقط شود و جایگاه اصلی [[انسانی]] خودش را از دست بدهد. از همین روست که میتوان [[قاتل]] را به سبب فسادش اعدام کرد و هیچ [[حرمت]] و احترامی از جهت [[حفظ]] جانش قایل نشد<ref>سوره مائده، آیه ۳۲.</ref>. پس احترام و حرمت [[جان]] شخص تا زمانی است که فسادی چون قتل نکرده باشد؛ زیرا با قتل بیگناه میبایست [[قصاص]] شود و هیچ احترام و حرمتی برای جانش نیست. | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۳: | ||
# '''[[محرومیت]] از محبت خدا:''' کسانی که به جای [[اصلاح]] به [[افساد]] میپردازند محبوب خدا نیستند و [[مفسدان]] از محبت خدا [[محروم]] میشوند<ref>سوره بقره، آیه ۲۰۵؛ سوره مائده، آیه ۶۴؛ سوره قصص، آیه ۷۷.</ref>. | # '''[[محرومیت]] از محبت خدا:''' کسانی که به جای [[اصلاح]] به [[افساد]] میپردازند محبوب خدا نیستند و [[مفسدان]] از محبت خدا [[محروم]] میشوند<ref>سوره بقره، آیه ۲۰۵؛ سوره مائده، آیه ۶۴؛ سوره قصص، آیه ۷۷.</ref>. | ||
# '''[[کفر]]:''' از نظر [[قرآن]]، عدم [[ایمان]] و [[کفر به خدا]] ریشه در [[گرایش]] مفسدانه [[انسان]] دارد؛ چنان که [[مصلحان]] گرایش به ایمان دارند<ref>سوره یونس، آیه ۴۰.</ref>. | # '''[[کفر]]:''' از نظر [[قرآن]]، عدم [[ایمان]] و [[کفر به خدا]] ریشه در [[گرایش]] مفسدانه [[انسان]] دارد؛ چنان که [[مصلحان]] گرایش به ایمان دارند<ref>سوره یونس، آیه ۴۰.</ref>. | ||
# '''کفران نعمت:''' کسانی که گرفتار | # '''کفران نعمت:''' کسانی که گرفتار فساد و افساد هستند، گرفتار کفران نعمت بوده و در قول و فعل [[شکرگزار]] [[خدا]] و نعمتهای او نیستند<ref>سوره اعراف، آیه ۷۴.</ref>. | ||
# '''[[کمفروشی]] و گران فروشی:''' کسانی که بر خلاف [[عدالت]] [[رفتار]] میکنند، گرایش به ظلم و [[اسراف]] داشته و به طور طبیعی کمفروشی و گران فروشی رویه مفسدانه آنان است<ref>سوره اعراف، آیه ۸۵؛ سوره هود، آیه ۸۴ و ۸۵.</ref>. | # '''[[کمفروشی]] و گران فروشی:''' کسانی که بر خلاف [[عدالت]] [[رفتار]] میکنند، گرایش به ظلم و [[اسراف]] داشته و به طور طبیعی کمفروشی و گران فروشی رویه مفسدانه آنان است<ref>سوره اعراف، آیه ۸۵؛ سوره هود، آیه ۸۴ و ۸۵.</ref>. | ||
# '''نسل کشی:''' مفسدان تنها به [[قتل]] بسنده نمیکنند، بلکه به اشکال گوناگون نسلهای [[بشر]] را [[تهدید]] میکنند؛ این اشکال ممکن است در قالب قتل گروهی، سقط جنین، نابودی تغذیه و مانند آن شود<ref>سوره بقره، آیه ۲۰۵.</ref>. | # '''نسل کشی:''' مفسدان تنها به [[قتل]] بسنده نمیکنند، بلکه به اشکال گوناگون نسلهای [[بشر]] را [[تهدید]] میکنند؛ این اشکال ممکن است در قالب قتل گروهی، سقط جنین، نابودی تغذیه و مانند آن شود<ref>سوره بقره، آیه ۲۰۵.</ref>. | ||
| خط ۹۰: | خط ۹۲: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد مفسدان عوامل و آثار آن (مقاله)|'''فساد مفسدان عوامل و آثار آن''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد مفسدان عوامل و آثار آن (مقاله)|'''فساد مفسدان عوامل و آثار آن''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[زمینهها و آثار عملکرد مفسدان (مقاله)|'''زمینهها و آثار عملکرد مفسدان''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[زمینهها و آثار عملکرد مفسدان (مقاله)|'''زمینهها و آثار عملکرد مفسدان''']] | ||
# [[پرونده:IM010632.jpg|22px]] [[مصطفی صالحی|صالحی، مصطفی]]، [[عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام (مقاله)|'''عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام''']] | |||
# [[پرونده:IM010632.jpg|22px]] [[مصطفی صالحی|صالحی، مصطفی]]، [[عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام (مقاله)|'''عوامل بروز فساد اداری از دیدگاه اسلام''' | # [[پرونده:IM010628.jpg|22px]] [[مریم هاشمی]]، [[اسماعیل اسدی]]، [[حسامالدین موسوی]]، [[تبیین مفهوم فساد اداری از دیدگاه اسلام و ارائه الگوی مناسب (مقاله)| '''تبیین مفهوم فساد اداری از دیدگاه اسلام و ارائه الگوی مناسب''']] | ||
# [[پرونده:IM010628.jpg|22px]] [[مریم هاشمی]]، [[اسماعیل اسدی]]، [[حسامالدین موسوی]]، [[تبیین مفهوم فساد اداری از دیدگاه اسلام و ارائه الگوی مناسب (مقاله)| '''تبیین مفهوم فساد اداری از دیدگاه اسلام و ارائه الگوی مناسب''' | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||