←عناصر شایستهسالاری در اسلام
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
[[آیه]] مورد اشاره از جمله آیههایی است که نه تنها [[ضرورت]] شایستهسالاری در آن نهفته است بلکه [[خداوند متعال]] وارث اصل [[زمین]] را [[شایستگان]] معرفی مینماید. یعنی زمانی که [[خلقت انسان]] به مرحله [[تکامل]] رسیده است شایستگان در [[مسند]] قدرت قرار میگیرند. [[سنت الهی]] بر این است که به هیچکس جز بر اساس شایستگیهای لازم، مسئولیتی نمیدهد. این مهم در واگذاری [[مقام]] خطیر [[نبوت]]، [[امامت]]، [[مقامات معنوی]] و رهبریها و هدایتهای اساسی کاملاً نمایان است. افرادی که از [[آزمون الهی]] [[پیروز]] بیرون آمدند، خداوند مسئولیتهای مهم را به ایشان واگذار کرد. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> [[حضرت ابراهیم]] با [[موفقیت]] در عرصههای مختلف و سخت به [[مقام امامت]] رسید<ref>کلینی، محمد یعقوب، اصول الکافی، ج۱، ص۱۹۹.</ref>. مطابق آیه {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref>، [[طالوت]] به خاطر [[دانش]] و [[توانایی جسمی]]، به [[فرماندهی]] بنی اسرائیل [[منصوب]] شد تا با [[جالوت]] بجنگد<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۳، ص۴۳۸؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۱، ص۸۰.</ref>. افزون بر این، [[قرآن کریم]] به طور کلی [[منصب امامت]] و [[اداره جامعه اسلامی]] را امانتی میداند که باید به اهلش سپرده شود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}} «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. از نظر مبانی [[فقهی]]، [[شایستگی]] و شایستهسالاری یک [[مقام]] رفیعی است که دستیابی به آن کاری بسیار شاق و طاقتفرسا میباشد بهطوری که اگر کسی به آن دست پیدا کند به بالاترین مقام و جایگاه دست یافته و بزرگترین [[افتخار]] را کسب کرده است.<ref>[[امین معتضدیان|معتضدیان]]، [[غلام حسین مسعود|مسعود]] و [[محمد کاظم عمادزاده|عمادزاده]]، [[شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی (مقاله)|مقاله «شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی»]]، [[مطالعات فقه اقتصادی (نشریه)|فصلنامه مطالعات فقه اقتصادی]]</ref> | [[آیه]] مورد اشاره از جمله آیههایی است که نه تنها [[ضرورت]] شایستهسالاری در آن نهفته است بلکه [[خداوند متعال]] وارث اصل [[زمین]] را [[شایستگان]] معرفی مینماید. یعنی زمانی که [[خلقت انسان]] به مرحله [[تکامل]] رسیده است شایستگان در [[مسند]] قدرت قرار میگیرند. [[سنت الهی]] بر این است که به هیچکس جز بر اساس شایستگیهای لازم، مسئولیتی نمیدهد. این مهم در واگذاری [[مقام]] خطیر [[نبوت]]، [[امامت]]، [[مقامات معنوی]] و رهبریها و هدایتهای اساسی کاملاً نمایان است. افرادی که از [[آزمون الهی]] [[پیروز]] بیرون آمدند، خداوند مسئولیتهای مهم را به ایشان واگذار کرد. بر اساس [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> [[حضرت ابراهیم]] با [[موفقیت]] در عرصههای مختلف و سخت به [[مقام امامت]] رسید<ref>کلینی، محمد یعقوب، اصول الکافی، ج۱، ص۱۹۹.</ref>. مطابق آیه {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی تواند بود با آنکه ما از او به پادشاهی سزاوارتریم و در دارایی (هم) به او گشایشی ندادهاند. گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و بر گستره دانش و (نیروی) تن او افزوده است و خداوند پادشاهی خود را به هر که خواهد میدهد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref>، [[طالوت]] به خاطر [[دانش]] و [[توانایی جسمی]]، به [[فرماندهی]] بنی اسرائیل [[منصوب]] شد تا با [[جالوت]] بجنگد<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۱۳، ص۴۳۸؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۱، ص۸۰.</ref>. افزون بر این، [[قرآن کریم]] به طور کلی [[منصب امامت]] و [[اداره جامعه اسلامی]] را امانتی میداند که باید به اهلش سپرده شود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}} «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. از نظر مبانی [[فقهی]]، [[شایستگی]] و شایستهسالاری یک [[مقام]] رفیعی است که دستیابی به آن کاری بسیار شاق و طاقتفرسا میباشد بهطوری که اگر کسی به آن دست پیدا کند به بالاترین مقام و جایگاه دست یافته و بزرگترین [[افتخار]] را کسب کرده است.<ref>[[امین معتضدیان|معتضدیان]]، [[غلام حسین مسعود|مسعود]] و [[محمد کاظم عمادزاده|عمادزاده]]، [[شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی (مقاله)|مقاله «شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی»]]، [[مطالعات فقه اقتصادی (نشریه)|فصلنامه مطالعات فقه اقتصادی]]</ref> | ||
==عناصر | ==عناصر و مؤلفهها== | ||
[[تخصص]] و [[تعهد]] مهمترین عناصر شایستهسالاری در اسلام است که در این قسمت بررسی میشود. | [[تخصص]] و [[تعهد]] مهمترین عناصر شایستهسالاری در اسلام است که در این قسمت بررسی میشود. | ||
===تخصص=== | ===تخصص=== | ||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
پیشتر اشاره شد که بر اساس [[آموزههای قرآنی]]، واگذاری مسئولیتها به شایستهگان و [[اداره امور]] به وسیله آنها [[سنت الهی]] است<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ}} «و هنگامی که نشانهای (از سوی خداوند) نزدشان آید میگویند ما هرگز ایمان نمیآوریم تا به ما نیز همانند آنچه به پیامبران خداوند داده شده است داده شود» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>؛ و [[مسئولیتها]] امانات [[الهی]] قلمداد میشوند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}} «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. بر این اساس [[اداره امور جامعه]] از بزرگترین امانتهاست که واگذار میشود<ref>طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۴، ص۳۸۵.</ref>. برای این منظور لازم است فرد دارای ویژگیهای ارزشی و [[ایمانی]] باشد که به نوعی بر [[تعهد]] دلالت دارد. مهمترین [[گواه]] در این خصوص [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ}}<ref>«و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.</ref> است که به یاد [[قیامت]] بودن را لازمه [[تصدی]] امور میداند<ref>حق پناه، رضا، «گذری بر اصول و معیارهای خدمترسانی در اندیشه امام خمینی (ره)»، مجله پژوهشهای اجتماعی اسلامی، شماره ۴۳، ۱۳۸۱ش.</ref>. در آیه {{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ}}<ref>«یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر ! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref> نیز در کنار [[قدرت]] و [[توانایی]]، [[امین]] بودن یکی از ویژگیهای [[حضرت موسی]]{{ع}} برای [[استخدام]] از زبان [[دختران حضرت شعیب]] ذکر شده است. بر اساس آنچه گفته شد، مطابق [[آیات قرآن]]، تعهد یکی از ارکان و مولفههای مهم شایستهسالاری است. تعهد در کنار [[تخصص]]، عنصر مهمی است که لازم است مدنظر قرار گیرد.<ref>[[امین معتضدیان|معتضدیان]]، [[غلام حسین مسعود|مسعود]] و [[محمد کاظم عمادزاده|عمادزاده]]، [[شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی (مقاله)|مقاله «شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی»]]، [[مطالعات فقه اقتصادی (نشریه)|فصلنامه مطالعات فقه اقتصادی]]</ref> | پیشتر اشاره شد که بر اساس [[آموزههای قرآنی]]، واگذاری مسئولیتها به شایستهگان و [[اداره امور]] به وسیله آنها [[سنت الهی]] است<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ}} «و هنگامی که نشانهای (از سوی خداوند) نزدشان آید میگویند ما هرگز ایمان نمیآوریم تا به ما نیز همانند آنچه به پیامبران خداوند داده شده است داده شود» سوره انعام، آیه ۱۲۴.</ref>؛ و [[مسئولیتها]] امانات [[الهی]] قلمداد میشوند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}} «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. بر این اساس [[اداره امور جامعه]] از بزرگترین امانتهاست که واگذار میشود<ref>طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۴، ص۳۸۵.</ref>. برای این منظور لازم است فرد دارای ویژگیهای ارزشی و [[ایمانی]] باشد که به نوعی بر [[تعهد]] دلالت دارد. مهمترین [[گواه]] در این خصوص [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ}}<ref>«و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.</ref> است که به یاد [[قیامت]] بودن را لازمه [[تصدی]] امور میداند<ref>حق پناه، رضا، «گذری بر اصول و معیارهای خدمترسانی در اندیشه امام خمینی (ره)»، مجله پژوهشهای اجتماعی اسلامی، شماره ۴۳، ۱۳۸۱ش.</ref>. در آیه {{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ}}<ref>«یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر ! او را به مزد گیر که بیگمان بهترین کسی که (میتوانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref> نیز در کنار [[قدرت]] و [[توانایی]]، [[امین]] بودن یکی از ویژگیهای [[حضرت موسی]]{{ع}} برای [[استخدام]] از زبان [[دختران حضرت شعیب]] ذکر شده است. بر اساس آنچه گفته شد، مطابق [[آیات قرآن]]، تعهد یکی از ارکان و مولفههای مهم شایستهسالاری است. تعهد در کنار [[تخصص]]، عنصر مهمی است که لازم است مدنظر قرار گیرد.<ref>[[امین معتضدیان|معتضدیان]]، [[غلام حسین مسعود|مسعود]] و [[محمد کاظم عمادزاده|عمادزاده]]، [[شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی (مقاله)|مقاله «شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی»]]، [[مطالعات فقه اقتصادی (نشریه)|فصلنامه مطالعات فقه اقتصادی]]</ref> | ||
== تأثیر شایستهسالاری در ارائه [[خدمات عمومی]]== | == تأثیر شایستهسالاری در ارائه [[خدمات عمومی]]== | ||
خدمات عمومی فعالیتهای عام المنفعهای هستند که توسط [[دولت]] یا قانونگذار تصویب و تصمیم به انجام آن گرفته شود و توسط یک شخص [[حقوق عمومی]] انجام گردد یا یک نهاد خصوصی یک فعالیت عام المنفعه را به [[پیروی]] از [[قواعد]] [[حقوقی]] خاص که حاوی امتیازات و یا تکالیفی است ارائه نماید<ref>نوین، پرویز، حقوق اداری تطبیقی، ص۶۲.</ref>. قدرت و [[حاکمیت]] وقتی [[مشروع]] است که دولت این قدرت را برای انجام خدمات موردنظر عموم به کار گیرد و در انجام [[وظایف]] [[قانونمند]] باشد<ref>عباسی، بیژن، حقوق اداری، ص۴۱.</ref>. [[اندیشه]] [[خدمت]] عمومی در تمام دوران حکومتها، حتی حکومتهای [[استبدادی]] از جانب [[فلاسفه]] و اخلاقیون و [[مصلحان جامعه]] به [[زمامداران]] پیشنهاد شده است. در [[تاریخ]] [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] و ادبی فرانسه آن دسته از فعالیتهای دولتی که مورد استفاده عموم قرار میگرفته و جنبه خدمات همگانی داشته است؛ مانند: سدسازی، راهسازی و آب انبارها، کاروانسراها و غیره، کم و بیش تحت تأثیر اندیشه خدمت عمومی قرار گرفته است<ref>انصاری، مرتضی، کلیات حقوق قراردادهای اداری، ص۳۷.</ref>. [[هدف]] [[خدمات عمومی]]، تأمین نیازهای همگانی و [[حفظ]] [[منافع عمومی]] است؛ لذا خدمات عمومی بر اصولی [[استوار]] است که، این اصول پایه و اساس [[حقوق اداری]] را تشکیل میدهند<ref>موسی زاده، زهره، عدلی، مریم، «معیارهای انتخاب و انتصاب مدیران با رویکرد شایستهگزینی در نهج البلاغه»، نشریه اندیشه مدیریت، شماره ۱، ص۵۵؛ امامی، محمد، استوار سنگری، کوروش، حقوق اداری، ج۱، ص۳۸.</ref>؛ در حقوق اداری [[ایران]] نیز از جایگاه برجستهای برخوردار هستند و به عنوان اصول [[حقوقی]] [[حقوق عمومی]] محسوب میشوند<ref>نوین، پرویز، حقوق اداری تطبیقی، ص۱۹۲.</ref>. بر اساس آموزههای [[اسلامی]] نیز ارائه خدمات عمومی از [[وظایف حکومت]] و [[کارگزاران حکومتی]] است. بر این اساس، [[مسند]] [[مدیریت]] [[امانت الهی]] است که به [[مدیر]] سپرده شده است و او باید از این امانت الهی به شدت [[مراقبت]] کند: «مدیریت و [[حکمرانی]] برای تو نیست بلکه امانتی برگردن توست و کسی که از تو بالاتر است از تو خواسته تا [[نگهبان]] باشی، [[وظیفه]] نداری که در کار [[مردم]] به میل و خواسته شخصی خود عمل کنی یا بدون ملاک معتبر و [[فرمان]] قانونی به کار بزرگی دست بزنی»<ref>شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵.</ref>. در [[زمان]] حال هیچ [[علمی]] مانند مدیریت نمیتواند گرهگشای امور سازمانی و [[اداری]] [[کشور]] باشد. در مورد منابع [[انسانی]] که در سازمانها به عنوان اصل اساسی و مهم هستند این ویژگی با عنوان شایسته و مناسب بودن عنوان میگردد. آغاز حرکت به سوی [[پیشرفت]] عادلانه و الگوی شایسته [[اندیشه]] عادلانه است. اداره سالم اصطلاحی است که بر [[الگوی مطلوب]] اداره سازمانهای [[اجتماعی]] دلالت دارد. اداره سالم به تحقق [[جامعه سالم]] و رو به [[پیشرفت]] کمک میکند. و اداره [[فاسد]] نیز به سرعت [[جامعه]] را رو به [[فساد]] میکشاند. در یک [[نظام]] شایسته سالار، تخصیص دقیق و [[متعادل]] منابع به درجه [[شایستگی]] افراد وابسته است. شایستهسالاری آثار متعددی به دنبال دارد، اما [[جلوگیری از فساد]]، [[توزیع عادلانه]] خدمات و [[کارآمدی]] مهمترین تأثیرات آن بر ارائه [[خدمات عمومی]] است.<ref>[[امین معتضدیان|معتضدیان]]، [[غلام حسین مسعود|مسعود]] و [[محمد کاظم عمادزاده|عمادزاده]]، [[شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی (مقاله)|مقاله «شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی»]]، [[مطالعات فقه اقتصادی (نشریه)|فصلنامه مطالعات فقه اقتصادی]]</ref> | خدمات عمومی فعالیتهای عام المنفعهای هستند که توسط [[دولت]] یا قانونگذار تصویب و تصمیم به انجام آن گرفته شود و توسط یک شخص [[حقوق عمومی]] انجام گردد یا یک نهاد خصوصی یک فعالیت عام المنفعه را به [[پیروی]] از [[قواعد]] [[حقوقی]] خاص که حاوی امتیازات و یا تکالیفی است ارائه نماید<ref>نوین، پرویز، حقوق اداری تطبیقی، ص۶۲.</ref>. قدرت و [[حاکمیت]] وقتی [[مشروع]] است که دولت این قدرت را برای انجام خدمات موردنظر عموم به کار گیرد و در انجام [[وظایف]] [[قانونمند]] باشد<ref>عباسی، بیژن، حقوق اداری، ص۴۱.</ref>. [[اندیشه]] [[خدمت]] عمومی در تمام دوران حکومتها، حتی حکومتهای [[استبدادی]] از جانب [[فلاسفه]] و اخلاقیون و [[مصلحان جامعه]] به [[زمامداران]] پیشنهاد شده است. در [[تاریخ]] [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] و ادبی فرانسه آن دسته از فعالیتهای دولتی که مورد استفاده عموم قرار میگرفته و جنبه خدمات همگانی داشته است؛ مانند: سدسازی، راهسازی و آب انبارها، کاروانسراها و غیره، کم و بیش تحت تأثیر اندیشه خدمت عمومی قرار گرفته است<ref>انصاری، مرتضی، کلیات حقوق قراردادهای اداری، ص۳۷.</ref>. [[هدف]] [[خدمات عمومی]]، تأمین نیازهای همگانی و [[حفظ]] [[منافع عمومی]] است؛ لذا خدمات عمومی بر اصولی [[استوار]] است که، این اصول پایه و اساس [[حقوق اداری]] را تشکیل میدهند<ref>موسی زاده، زهره، عدلی، مریم، «معیارهای انتخاب و انتصاب مدیران با رویکرد شایستهگزینی در نهج البلاغه»، نشریه اندیشه مدیریت، شماره ۱، ص۵۵؛ امامی، محمد، استوار سنگری، کوروش، حقوق اداری، ج۱، ص۳۸.</ref>؛ در حقوق اداری [[ایران]] نیز از جایگاه برجستهای برخوردار هستند و به عنوان اصول [[حقوقی]] [[حقوق عمومی]] محسوب میشوند<ref>نوین، پرویز، حقوق اداری تطبیقی، ص۱۹۲.</ref>. بر اساس آموزههای [[اسلامی]] نیز ارائه خدمات عمومی از [[وظایف حکومت]] و [[کارگزاران حکومتی]] است. بر این اساس، [[مسند]] [[مدیریت]] [[امانت الهی]] است که به [[مدیر]] سپرده شده است و او باید از این امانت الهی به شدت [[مراقبت]] کند: «مدیریت و [[حکمرانی]] برای تو نیست بلکه امانتی برگردن توست و کسی که از تو بالاتر است از تو خواسته تا [[نگهبان]] باشی، [[وظیفه]] نداری که در کار [[مردم]] به میل و خواسته شخصی خود عمل کنی یا بدون ملاک معتبر و [[فرمان]] قانونی به کار بزرگی دست بزنی»<ref>شریف رضی، نهج البلاغه، نامه ۵.</ref>. در [[زمان]] حال هیچ [[علمی]] مانند مدیریت نمیتواند گرهگشای امور سازمانی و [[اداری]] [[کشور]] باشد. در مورد منابع [[انسانی]] که در سازمانها به عنوان اصل اساسی و مهم هستند این ویژگی با عنوان شایسته و مناسب بودن عنوان میگردد. آغاز حرکت به سوی [[پیشرفت]] عادلانه و الگوی شایسته [[اندیشه]] عادلانه است. اداره سالم اصطلاحی است که بر [[الگوی مطلوب]] اداره سازمانهای [[اجتماعی]] دلالت دارد. اداره سالم به تحقق [[جامعه سالم]] و رو به [[پیشرفت]] کمک میکند. و اداره [[فاسد]] نیز به سرعت [[جامعه]] را رو به [[فساد]] میکشاند. در یک [[نظام]] شایسته سالار، تخصیص دقیق و [[متعادل]] منابع به درجه [[شایستگی]] افراد وابسته است. شایستهسالاری آثار متعددی به دنبال دارد، اما [[جلوگیری از فساد]]، [[توزیع عادلانه]] خدمات و [[کارآمدی]] مهمترین تأثیرات آن بر ارائه [[خدمات عمومی]] است.<ref>[[امین معتضدیان|معتضدیان]]، [[غلام حسین مسعود|مسعود]] و [[محمد کاظم عمادزاده|عمادزاده]]، [[شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی (مقاله)|مقاله «شایستهسالاری از منظر فقهی و تأثیر آن بر ارائه خدمات عمومی»]]، [[مطالعات فقه اقتصادی (نشریه)|فصلنامه مطالعات فقه اقتصادی]]</ref> | ||