علی الإسلام السلام: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
سخنی بود که [[سید الشهدا]]{{ع}} پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش [[والی مدینه]] فرمود. [[مروان]]، فردای آن شب، [[امام حسین]]{{ع}} را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید [[بیعت]] کند و آن را به نفع [[دین]] و دنیای [[امام]] دانست. حضرت در پاسخ او چنین گفت: {{متن حدیث|إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ الْخِلَافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى آلِ أَبِي سُفْيَانَ}}<ref>لهوف، ص۱۱؛ سوگنامه آل محمد، ص۱۱۶ (به نقل از مثیر الأحزان)؛ عوالم (امام حسین)، ص۱۷۵.</ref>. یعنی بر [[اسلام]]، [[سلام]] باد، باید فاتحۀ اسلام را خواند و با اسلام خداحافظی کرد، آنگاه که [[والی مسلمانان]] کسی همچون یزید باشد. از [[پیامبر خدا]] شنیدم که می‌فرمود [[خلافت]] بر [[آل ابو سفیان]] [[حرام]] است. امام، با ادامۀ سلطۀ [[امویان]] بر مقدّرات [[مسلمین]] و [[بازی]] با [[دین خدا]]، تباه شدن دستاورد‌های [[وحی]] را عیان می‌دید. با توجّه به اینکه رسم [[عرب]] بر این است که هنگام خداحافظی و [[وداع]] هم [[سلام]] می‌دهد، رابطۀ سخن فوق روشن می‌گردد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۳۵۱.</ref>.
سخنی بود که [[سید الشهدا]]{{ع}} پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش [[والی مدینه]] فرمود. [[مروان]]، فردای آن شب، [[امام حسین]]{{ع}} را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید [[بیعت]] کند و آن را به نفع [[دین]] و دنیای [[امام]] دانست. حضرت در پاسخ او چنین گفت: {{متن حدیث|إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ الْخِلَافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى آلِ أَبِي سُفْيَانَ}}<ref>لهوف، ص۱۱؛ سوگنامه آل محمد، ص۱۱۶ (به نقل از مثیر الأحزان)؛ عوالم (امام حسین)، ص۱۷۵.</ref>. یعنی بر [[اسلام]]، [[سلام]] باد، باید فاتحۀ اسلام را خواند و با اسلام خداحافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون یزید باشد. از [[پیامبر خدا]] شنیدم که می‌فرمود [[خلافت]] بر [[آل ابو سفیان]] [[حرام]] است. امام، با ادامۀ سلطۀ [[امویان]] بر مقدّرات [[مسلمین]] و [[بازی]] با [[دین خدا]]، تباه شدن دستاورد‌های [[وحی]] را عیان می‌دید. با توجّه به اینکه رسم [[عرب]] بر این است که هنگام خداحافظی و وداع هم [[سلام]] می‌دهد، رابطۀ سخن فوق روشن می‌گردد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۳۵۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۴۰

مقدمه

سخنی بود که سید الشهدا(ع) پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والی مدینه فرمود. مروان، فردای آن شب، امام حسین(ع) را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست. حضرت در پاسخ او چنین گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ يَزِيدَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّي رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ الْخِلَافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَى آلِ أَبِي سُفْيَانَ»[۱]. یعنی بر اسلام، سلام باد، باید فاتحۀ اسلام را خواند و با اسلام خداحافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون یزید باشد. از پیامبر خدا شنیدم که می‌فرمود خلافت بر آل ابو سفیان حرام است. امام، با ادامۀ سلطۀ امویان بر مقدّرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاورد‌های وحی را عیان می‌دید. با توجّه به اینکه رسم عرب بر این است که هنگام خداحافظی و وداع هم سلام می‌دهد، رابطۀ سخن فوق روشن می‌گردد[۲].

منابع

پانویس

  1. لهوف، ص۱۱؛ سوگنامه آل محمد، ص۱۱۶ (به نقل از مثیر الأحزان)؛ عوالم (امام حسین)، ص۱۷۵.
  2. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص۳۵۱.