زید بن اسلم: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر به زید بن اسلم عجلانی حذف شد)
برچسب‌ها: تغییرمسیر حذف شد پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷: خط ۷:


==زید بن أسلم (متوفای ۱۳۶) و [[فرزندان]] او==
==زید بن أسلم (متوفای ۱۳۶) و [[فرزندان]] او==
زید غلام [[عمر بن خطاب]] بوده است. [[حماد بن زید]] می‌گوید: وارد [[مدینه]] شدم در حالی که [[مردم]] دربارۀ زید بن أسلم سخنانی می‌گفتند، از [[عبیدالله بن عمر بن خطاب]]<ref>عبیدالله بن عمر همان کسی است که هرمزان را کشت.</ref> پرسیدم:
زید غلام [[عمر بن خطاب]] بوده است. حماد بن زید می‌گوید: وارد [[مدینه]] شدم در حالی که [[مردم]] دربارۀ زید بن أسلم سخنانی می‌گفتند، از [[عبیدالله بن عمر بن خطاب]]<ref>عبیدالله بن عمر همان کسی است که هرمزان را کشت.</ref> پرسیدم: {{عربی|ما تقول في مولاكم قال:... إنه يفسر القرآن برأيه}}<ref>الکامل فی الضعفاء، ج۳، ص۲۰۸؛ تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۲۸۹؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۹۸، حدیث ۲۹۸۹.</ref>؛ شما دربارۀ غلامتان چه می‌گویید گفت:... همانا [[قرآن]] را طبق نظر خود [[تفسیر]] می‌کرد.
{{عربی|ما تقول في مولاكم قال:... إنه يفسر القرآن برأيه}}<ref>الکامل فی الضعفاء، ج۳، ص۲۰۸؛ تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۲۸۹؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۹۸، حدیث ۲۹۸۹.</ref>؛
شما دربارۀ غلامتان چه می‌گویید گفت:... همانا [[قرآن]] را طبق نظر خود [[تفسیر]] می‌کرد.


و بر اساس [[روایات]] [[فریقین]] [[تفسیر قرآن]] به [[رأی]] [[حرام]] است؛ [[پیامبر اکرم]] در این باره می‌فرمایند:
و بر اساس [[روایات]] [[فریقین]] [[تفسیر قرآن]] به رأی [[حرام]] است؛ [[پیامبر اکرم]] در این باره می‌فرمایند: {{متن حدیث|من فسر القرآن برأيه فقد افترى على الله الكذب}}<ref>وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۱۰۹، حدیث ۳۳۵۶۷.</ref>؛ هر کس قرآن را به رأی خود تفسیر کند در [[حقیقت]] به [[خدا]] [[دروغ]] بزرگی بسته است و در جای دیگر آمده است: {{متن حدیث|من فسر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده في النار}}<ref>تفسیر کبیر، ج۷، ص۱۴۸.</ref>؛ هر کس قرآن را بر اساس نظر خود تفسیر کند جایگاهش در [[آتش]] است.
{{متن حدیث|من فسر القرآن برأيه فقد افترى على الله الكذب}}<ref>وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۱۰۹، حدیث ۳۳۵۶۷.</ref>؛
 
هر کس قرآن را به رأی خود تفسیر کند در [[حقیقت]] به [[خدا]] [[دروغ]] بزرگی بسته است.
این فرد با این توصیفات همان کسی است که [[سیوطی]] در مورد وی گفته بود: {{عربی|وعلماء أهل المدينة في التفسير: زيد بن أسلم الذي أخذ عنه ابنه عبدالرحمان بن زيد}}<ref>الاتقان، ج۲، ص۴۹۹، حدیث ۶۳۹۸.</ref>؛ و از علمای تفسیر مدینه [[زید بن اسلم]] است که فرزندش عبدالرحمان بن زید بن اسلم و از او [[حدیث]] اخذ کرده است.
و در جای دیگر آمده است:
 
{{متن حدیث|من فسر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده في النار}}<ref>تفسیر کبیر، ج۷، ص۱۴۸.</ref>؛
[[عبدالله بن زید بن اسلم]] متوفای ۱۶۴، عبدالرحمان بن زید بن اسلم متوفای ۱۸۲ و [[اسامة بن زید بن اسلم]] متوفای در [[حکومت]] [[منصور دوانقی]] سه برادرند که هر سه از پدر خود -زید بن اسلم- [[روایت]] می‌کنند. [[ذهبی]] در الکاشف در مورد عبدالرحمان می‌گوید: ضعفوه<ref>الکاشف، ج۱، ص۶۲۸، حدیث ۳۱۹۶.</ref>- یعنی همه او را تضعیف کرده‌اند.
هر کس قرآن را بر اساس نظر خود تفسیر کند جایگاهش در [[آتش]] است.


این فرد با این توصیفات همان کسی است که [[سیوطی]] در مورد وی گفته بود:
{{عربی|وعلماء أهل المدينة في التفسير: زيد بن أسلم الذي أخذ عنه ابنه عبدالرحمان بن زيد}}<ref>الاتقان، ج۲، ص۴۹۹، حدیث ۶۳۹۸.</ref>؛
و از علمای تفسیر مدینه [[زید بن اسلم]] است که فرزندش عبدالرحمان بن زید بن اسلم و از او [[حدیث]] اخذ کرده است.
[[عبدالله بن زید بن اسلم]] متوفای ۱۶۴، عبدالرحمان بن زید بن اسلم متوفای ۱۸۲ و [[اسامة بن زید بن اسلم]] متوفای در [[حکومت]] [[منصور دوانقی]] سه برادرند که هر سه از پدر خود -زید بن اسلم- [[روایت]] می‌کنند. [[ذهبی]] در الکاشف در مورد عبدالرحمان می‌گوید: ضعفوه<ref>الکاشف، ج۱، ص۶۲۸، حدیث ۳۱۹۶.</ref>- یعنی همه او را [[تضعیف]] کرده‌اند-.
[[دارقطنی]] او را در کتاب الضعفاء والمتروکین آورده است<ref>الضعفاء والمتروکین، ج۱، ص۱۵، حدیث ۳۳۲.</ref>.
[[دارقطنی]] او را در کتاب الضعفاء والمتروکین آورده است<ref>الضعفاء والمتروکین، ج۱، ص۱۵، حدیث ۳۳۲.</ref>.


احمد می‌گوید:
احمد می‌گوید: {{عربی|عبدالله ثقة والآخران ضعيفان}}<ref>میزان الاعتدال، ج۲، ص۵۶۴، حدیث ۴۸۶۸.</ref>؛ عبدالله ثقه است و [[برادران]] دیگر وی [[ضعیف]] هستند.
{{عربی|عبدالله ثقة والآخران ضعيفان}}<ref>میزان الاعتدال، ج۲، ص۵۶۴، حدیث ۴۸۶۸.</ref>؛
 
عبدالله [[ثقه]] است و [[برادران]] دیگر وی [[ضعیف]] هستند.
[[ابن حجر]] در تقریب التهذیب و بسیاری از [[علما]] [[عبدالرحمان بن زید بن اسلم]] را تضعیف کرده‌اند<ref>الضعفاء الصغیر، ج۱، ص۷۴، حدیث ۲۰۸؛ الجرح والتعدیل، ج۲، ص۲۸۵؛ ج۵، ص۵۹، ۲۳۳؛ الضعفاء اصفهانی، ج۱، ص۱۰۲، ۱۲۲؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۳۴۰، حدیث ۳۸۶۶؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۵۶۴، حدیث ۴۸۶۸.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۷۱.</ref>
[[ابن حجر]] در تقریب التهذیب و بسیاری از [[علما]] [[عبدالرحمان بن زید بن اسلم]] را [[تضعیف]] کرده‌اند<ref>الضعفاء الصغیر، ج۱، ص۷۴، حدیث ۲۰۸؛ الجرح والتعدیل، ج۲، ص۲۸۵؛ ج۵، ص۵۹، ۲۳۳؛ الضعفاء اصفهانی، ج۱، ص۱۰۲، ۱۲۲؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۳۴۰، حدیث ۳۸۶۶؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۵۶۴، حدیث ۴۸۶۸.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۱ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱]]، ص ۲۷۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۴ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۰۱

زید بن أسلم (متوفای ۱۳۶) و فرزندان او

زید غلام عمر بن خطاب بوده است. حماد بن زید می‌گوید: وارد مدینه شدم در حالی که مردم دربارۀ زید بن أسلم سخنانی می‌گفتند، از عبیدالله بن عمر بن خطاب[۱] پرسیدم: ما تقول في مولاكم قال:... إنه يفسر القرآن برأيه[۲]؛ شما دربارۀ غلامتان چه می‌گویید گفت:... همانا قرآن را طبق نظر خود تفسیر می‌کرد.

و بر اساس روایات فریقین تفسیر قرآن به رأی حرام است؛ پیامبر اکرم در این باره می‌فرمایند: «من فسر القرآن برأيه فقد افترى على الله الكذب»[۳]؛ هر کس قرآن را به رأی خود تفسیر کند در حقیقت به خدا دروغ بزرگی بسته است و در جای دیگر آمده است: «من فسر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده في النار»[۴]؛ هر کس قرآن را بر اساس نظر خود تفسیر کند جایگاهش در آتش است.

این فرد با این توصیفات همان کسی است که سیوطی در مورد وی گفته بود: وعلماء أهل المدينة في التفسير: زيد بن أسلم الذي أخذ عنه ابنه عبدالرحمان بن زيد[۵]؛ و از علمای تفسیر مدینه زید بن اسلم است که فرزندش عبدالرحمان بن زید بن اسلم و از او حدیث اخذ کرده است.

عبدالله بن زید بن اسلم متوفای ۱۶۴، عبدالرحمان بن زید بن اسلم متوفای ۱۸۲ و اسامة بن زید بن اسلم متوفای در حکومت منصور دوانقی سه برادرند که هر سه از پدر خود -زید بن اسلم- روایت می‌کنند. ذهبی در الکاشف در مورد عبدالرحمان می‌گوید: ضعفوه[۶]- یعنی همه او را تضعیف کرده‌اند.

دارقطنی او را در کتاب الضعفاء والمتروکین آورده است[۷].

احمد می‌گوید: عبدالله ثقة والآخران ضعيفان[۸]؛ عبدالله ثقه است و برادران دیگر وی ضعیف هستند.

ابن حجر در تقریب التهذیب و بسیاری از علما عبدالرحمان بن زید بن اسلم را تضعیف کرده‌اند[۹].[۱۰]

منابع

پانویس

  1. عبیدالله بن عمر همان کسی است که هرمزان را کشت.
  2. الکامل فی الضعفاء، ج۳، ص۲۰۸؛ تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۲۸۹؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۹۸، حدیث ۲۹۸۹.
  3. وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۱۰۹، حدیث ۳۳۵۶۷.
  4. تفسیر کبیر، ج۷، ص۱۴۸.
  5. الاتقان، ج۲، ص۴۹۹، حدیث ۶۳۹۸.
  6. الکاشف، ج۱، ص۶۲۸، حدیث ۳۱۹۶.
  7. الضعفاء والمتروکین، ج۱، ص۱۵، حدیث ۳۳۲.
  8. میزان الاعتدال، ج۲، ص۵۶۴، حدیث ۴۸۶۸.
  9. الضعفاء الصغیر، ج۱، ص۷۴، حدیث ۲۰۸؛ الجرح والتعدیل، ج۲، ص۲۸۵؛ ج۵، ص۵۹، ۲۳۳؛ الضعفاء اصفهانی، ج۱، ص۱۰۲، ۱۲۲؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۳۴۰، حدیث ۳۸۶۶؛ میزان الاعتدال، ج۲، ص۵۶۴، حدیث ۴۸۶۸.
  10. حسینی میلانی، سید علی، جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱، ص ۲۷۱.