بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[مصافحه در معارف و سیره نبوی]] | پرسش مرتبط = سیره اجتماعی معصومان (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[مصافحه در معارف و سیره نبوی]] - [[مصافحه در سبک زندگی اسلامی]] | پرسش مرتبط = سیره اجتماعی معصومان (پرسش)}} | ||
== | == مقدمه == | ||
بعد از [[سلام کردن]] و آغاز روابط [[کلامی]] که هنوز میان | بعد از [[سلام کردن]] و آغاز روابط [[کلامی]] که هنوز میان متکلم و مخاطب فاصله وجود دارد، نوبت به مصافحه میرسد و با این کار فاصله مکانی از بین رفته، کنش متقابل افراد با هم نزدیکتر میگردد. در [[اسلام]] به مصافحه نیز زیاد سفارش شده است، [[پیامبر]] به [[یاران]] خود فرمود: هرگاه به هم رسیدید، به همدیگر [[سلام]] و مصافحه کنید<ref>وسائل الشیعه، ج۸، احکام العشره، ب ۳۲، ح۲.</ref>. سیره عملی حضرت اینگونه بود که به هرکس میرسید، ابتدا به او سلام میکرد. همچنین با [[اصحاب]] خود مصافحه میکرد و در این کار بر آنان [[سبقت]] میگرفت<ref>کحل البصر، ص۶۹.</ref>. پیامبر به دیگران سفارش میکرد که اگر [[برادر]] خود را دید با او مصافحه نماید<ref>مصادقة الاخوان، ص۳۰.</ref>. [[روایت]] شده که حضرت فرمود: بهترین [[خوی]] [[پیامبران]] و راستگویان آن بود که هنگام [[رؤیت]] دیگران، [[شادی]] از چهرههایشان میبارید و موقع [[ملاقات]] مصافحه میکردند<ref>سنن النبی، ص۶۲.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)|سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۲۰-۲۱.</ref> | ||
== | == سیره پیامبر در مصاحفه == | ||
{{اصلی|مصافحه در معارف و سیره نبوی}} | |||
[[سیره رسول خدا]] {{صل}} چنین بود که با همه [[مردمان]] دست میداد و آنان را [[احترام]] مینمود، چنان که سیرهنویسان دراینباره نوشتهاند: {{متن حدیث|كَانَ النَّبِيُّ {{صل}}... يُصَافِحُ الْغَنِيَّ وَ الْفَقِيرَ وَ لَا يَنْزِعُ يَدَهُ مِنْ يَدِ أَحَدٍ حَتَّى يَنْزِعَهَا هُوَ}}<ref>«پیامبر {{صل}} با ثروتمند و نادار یکسان مصافحه میکرد و دست خود را نمیکشید تا طرف دست خود را بکشد». ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵؛ وسائل الشیعة، ج۳، ص۳۷۷.</ref>. | [[سیره رسول خدا]] {{صل}} چنین بود که با همه [[مردمان]] دست میداد و آنان را [[احترام]] مینمود، چنان که سیرهنویسان دراینباره نوشتهاند: {{متن حدیث|كَانَ النَّبِيُّ {{صل}}... يُصَافِحُ الْغَنِيَّ وَ الْفَقِيرَ وَ لَا يَنْزِعُ يَدَهُ مِنْ يَدِ أَحَدٍ حَتَّى يَنْزِعَهَا هُوَ}}<ref>«پیامبر {{صل}} با ثروتمند و نادار یکسان مصافحه میکرد و دست خود را نمیکشید تا طرف دست خود را بکشد». ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵؛ وسائل الشیعة، ج۳، ص۳۷۷.</ref>. | ||
همچنین در خبر ایمن بن محرز<ref>از اصحاب امام صادق و امام کاظم {{عم}} است. ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۵۰-۲۵۱؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref> از [[امام صادق]] {{ع}} آمده است که [[رسول خدا]] {{صل}} هرگز با کسی مصافحه نمیکرد مگر آنکه دست خود را از دست او نمیکشید تا وقتی که او دست خود را از | همچنین در خبر ایمن بن محرز<ref>از اصحاب امام صادق و امام کاظم {{عم}} است. ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۲۵۰-۲۵۱؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref> از [[امام صادق]] {{ع}} آمده است که [[رسول خدا]] {{صل}} هرگز با کسی مصافحه نمیکرد مگر آنکه دست خود را از دست او نمیکشید تا وقتی که او دست خود را از دست حضرت میکشید<ref>{{متن حدیث|«مَا صَافَحَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} رَجُلًا قَطُّ، فَنَزَعَ يَدَهُ حَتّى يَكُونَ هُوَ الَّذِي يَنْزِعُ يَدَهُ مِنْهُ}}الکافی، ج۲، ص۱۸۲؛ بحارالانوار، ج۷۶، ص۳۰.</ref>. رسول خدا {{صل}} بر [[روابط اجتماعی]] صمیمانه و آکنده از [[دوستی]] و کرامتورزی تأکید مینمود. [[جابر]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] کرده است که رسول خدا {{صل}} به [[اصحاب]] خود میفرمود: {{متن حدیث|إِذَا لَقِيَ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ فَلْيُسَلِّمْ عَلَيْهِ وَ لْيُصَافِحْهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَكْرَمَ بِذَلِكَ الْمَلَائِكَةَ فَاصْنَعُوا صُنْعَ الْمَلَائِكَةِ}}<ref>«هنگامی که یکی از شما برادرش را ملاقات کند باید به او سلام کند و دست بدهد، زیرا خدای عزّوجلّ فرشتگان را بدین عمل گرامی داشته است، پس شما هم کار فرشتگان را بکنید». الکافی، ج۲، ص۱۷۹؛ بحارالانوار، ج۷۶، ص۲۸.</ref>. | ||
[[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} چنین میکردند و [[محبت]] قلبهای خود را به یکدیگر در فشردن دستها نشان میدادند. رزین<ref>از اصحاب امام صادق {{ع}} است. ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۱۸۶؛ قاموس الرجال، ج۴، ص۳۶۵.</ref> از امام صادق {{ع}} چنین روایت کرده است: {{متن حدیث|كَانَ الْمُسْلِمُونَ إِذَا غَزَوْا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} وَ مَرُّوا بِمَكَانٍ كَثِيرِ الشَّجَرِ ثُمَ خَرَجُوا إِلَى الْفَضَاءِ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَتَصَافَحُوا}}<ref>«هنگامی که مسلمانان با رسول خدا {{صل}} به جنگ میرفتند و از جای پردرختی میگذشتند و سپس به فضای باز میرسیدند، به یکدیگر مینگریستند و مصافحه میکردند». الکافی، ج۲، ص۱۸۱؛ وسائل الشیعة، ج۸، ص۵۵۹.</ref>. | [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} چنین میکردند و [[محبت]] قلبهای خود را به یکدیگر در فشردن دستها نشان میدادند. رزین<ref>از اصحاب امام صادق {{ع}} است. ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۱۸۶؛ قاموس الرجال، ج۴، ص۳۶۵.</ref> از امام صادق {{ع}} چنین روایت کرده است: {{متن حدیث|كَانَ الْمُسْلِمُونَ إِذَا غَزَوْا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} وَ مَرُّوا بِمَكَانٍ كَثِيرِ الشَّجَرِ ثُمَ خَرَجُوا إِلَى الْفَضَاءِ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَتَصَافَحُوا}}<ref>«هنگامی که مسلمانان با رسول خدا {{صل}} به جنگ میرفتند و از جای پردرختی میگذشتند و سپس به فضای باز میرسیدند، به یکدیگر مینگریستند و مصافحه میکردند». الکافی، ج۲، ص۱۸۱؛ وسائل الشیعة، ج۸، ص۵۵۹.</ref>. | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۷: | ||
پیشوایان حق در عمل میآموختند که روابط [[ایمانی]] چگونه روابطی است<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)| سیره نبوی ج۲]]، ص ۵۹۱.</ref>. | پیشوایان حق در عمل میآموختند که روابط [[ایمانی]] چگونه روابطی است<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)| سیره نبوی ج۲]]، ص ۵۹۱.</ref>. | ||
== آداب مصافحه در سیره پیامبر اعظم == | |||
# فشردن دست هنگام مصافحه: [[پیامبر اسلام]] با هر کسی مصافحه میکرد، دست او را به گرمی میفشرد و تا او دست خود را نمیکشید، حضرت دستش را رها نمیکرد<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَلِيٍّ {{ع}} قَالَ: مَا صَافَحَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} أَحَداً قَطُّ فَنَزَعَ يَدَهُ مِنْ يَدِهِ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الَّذِي يَنْزِعُ يَدَهُ}}؛ سنن النبی، ص۴۵؛ کحل البصر، ص۶۹.</ref>. | |||
# عدم تبعیض در مصافحه: برخورد [[پیامبر اسلام]] در مصافحه با همه افراد [[جامعه]] - اعم از [[ثروتمند]] و [[فقیر]] - یکسان بود: {{متن حدیث|وَ يُصَافِحُ الْغَنِيَّ وَ الْفَقِيرَ}}<ref>سنن النبی، ص۴۱.</ref>. | |||
# [[سبقت]] گرفتن در مصافحه: از سیره عملی پیامبر اسلام این بود که هرگاه [[مسلمانی]] را [[ملاقات]] میکرد قبل از وی به این کار مبادرت میکرد {{متن حدیث|...وَ إِذَا لَقِيَ مُسْلِماً بَدَأَهُ بِالْمُصَافَحَةِ}}<ref>سنن النبی، ص۱۴۳.</ref>. در جای دیگر نیز به این [[سیره]] اشاره شده که حضرت به هر کس میرسید ابتدا بعد از سلام، با [[اصحاب]] خود مصافحه میکرد و در این کار بر آنان سبقت میگرفت<ref>کحل البصر، ص۶۹.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۲۱.</ref> | |||
== پیامدهای [[اجتماعی]] مصافحه == | == پیامدهای [[اجتماعی]] مصافحه == | ||
# از بین بردن [[کینه]]: در حدیث نبوی آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: با همدیگر دست بدهید تا کینه از دلهایتان برود: {{متن حدیث|تصافحوا یذهب الغل عن قلوبکم}}<ref>نهج الفصاحه، ح۱۱۵۰.</ref>. | # '''از بین بردن [[کینه]]:''' در حدیث نبوی آمده است که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: با همدیگر دست بدهید تا کینه از دلهایتان برود: {{متن حدیث|تصافحوا یذهب الغل عن قلوبکم}}<ref>نهج الفصاحه، ح۱۱۵۰.</ref>. | ||
# ازدیاد [[محبت]]: مصافحه موجب میشود، محبت [[انسان]] به هم دیگر زیاد شود؛ زیرا با این کار [[کینهها]] و کدورتها از میان میرود و جای آن را محبت و صمیمیت میگیرد. بیتردید اگر [[مسلمانان]] اینگونه با هم برخورد کنند و بدون [[تبعیض]]، با همه صمیمی باشند و در این کار از هم [[سبقت]] بگیرند، [[زندگی]] سرشار از صمیمیت خواهند داشت<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)|سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۲۲-۲۳.</ref>. | # '''ازدیاد [[محبت]]:''' مصافحه موجب میشود، محبت [[انسان]] به هم دیگر زیاد شود؛ زیرا با این کار [[کینهها]] و کدورتها از میان میرود و جای آن را محبت و صمیمیت میگیرد. بیتردید اگر [[مسلمانان]] اینگونه با هم برخورد کنند و بدون [[تبعیض]]، با همه صمیمی باشند و در این کار از هم [[سبقت]] بگیرند، [[زندگی]] سرشار از صمیمیت خواهند داشت<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)|سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۲۲-۲۳.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۷: | ||
[[رده:مصافحه]] | [[رده:مصافحه]] | ||
[[رده:آداب اجتماعی]] | |||