شبهات ختم نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
خط ۷۳: خط ۷۳:
روحی روشنی نیز در کتاب خاتمیت می‌نویسد: بزرگ‌ترین حجابی که مانع [[عرفان]] و ایقان [[مسلمین]] گردیده و آنها را از شاطی [[بحر]] عرفان و [[معرفت]] حضرت رحمان [[محروم]] کرده، کلمه {{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}} و حدیث {{متن حدیث|لَا نَبِيَّ بَعْدِي‌}} است؛ در صورتی که معنای آن نه آن چنان است که مسلمین پنداشته‌اند و آیه [[قرآن مجید]] و [[احادیث]] به هیچ وجه دلالت بر عدم تجدید [[شریعت]] نمی‌نماید<ref>روحی روشنی، خاتمیت، ص۵.</ref>.
روحی روشنی نیز در کتاب خاتمیت می‌نویسد: بزرگ‌ترین حجابی که مانع [[عرفان]] و ایقان [[مسلمین]] گردیده و آنها را از شاطی [[بحر]] عرفان و [[معرفت]] حضرت رحمان [[محروم]] کرده، کلمه {{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}} و حدیث {{متن حدیث|لَا نَبِيَّ بَعْدِي‌}} است؛ در صورتی که معنای آن نه آن چنان است که مسلمین پنداشته‌اند و آیه [[قرآن مجید]] و [[احادیث]] به هیچ وجه دلالت بر عدم تجدید [[شریعت]] نمی‌نماید<ref>روحی روشنی، خاتمیت، ص۵.</ref>.


وی سپس با استناد به کتاب درج لئالی [[هدایت]] نوشته اشراق خاوری و فرائد گلپایگانی و کتاب تبیان و [[برهان]] احمد حمدی چنین نتیجه می‌گیرد که «[[نبی]]» در لغت به معنای «غیب‌گو» است؛ لذا به انبیایی اطلاق می‌شود که [[شریعت]] تازه نداشتند، لیکن «[[رسول]]» در مورد پیغمبرانی کاربرد می‌یابد که مستقیماً به وسیله امواج [[روحانی]] و اشعه رحمانی با ذات منبع لا یدرک [[الهی]] ارتباط داشته و دارای کتاب و شریعت جدید می‌باشند. او در همین باره می‌نویسد: مقصود از «رسول» کسی است که من عندالله، [[مأمور]] [[تشریع]] [[شرع]] جدید باشد و «نبی» کسی است که مأمور ترویج و نگاهبانی شریعت قبل باشد؛ به عبارت دیگر «رسول» آن است که دارای کتاب باشد و «نبی» آن است که کتابی از طرف [[خدا]] بر او نازل نشود<ref>روحی روشنی، خاتمیت، ص۱۶.</ref>.
وی سپس با استناد به کتاب درج لئالی [[هدایت]] نوشته اشراق خاوری و فرائد گلپایگانی و کتاب تبیان و [[برهان]] احمد حمدی چنین نتیجه می‌گیرد که «[[نبی]]» در لغت به معنای «غیب‌گو» است؛ لذا به انبیایی اطلاق می‌شود که [[شریعت]] تازه نداشتند، لکن «[[رسول]]» در مورد پیغمبرانی کاربرد می‌یابد که مستقیماً به وسیله امواج [[روحانی]] و اشعه رحمانی با ذات منبع لا یدرک [[الهی]] ارتباط داشته و دارای کتاب و شریعت جدید می‌باشند. او در همین باره می‌نویسد: مقصود از «رسول» کسی است که من عندالله، [[مأمور]] [[تشریع]] [[شرع]] جدید باشد و «نبی» کسی است که مأمور ترویج و نگاهبانی شریعت قبل باشد؛ به عبارت دیگر «رسول» آن است که دارای کتاب باشد و «نبی» آن است که کتابی از طرف [[خدا]] بر او نازل نشود<ref>روحی روشنی، خاتمیت، ص۱۶.</ref>.


بنابر آنچه آمد، غرض‌ورزان می‌کوشند از این [[آیه]] و [[حدیث]] چنین استفاده کنند که تنها [[بعث]] نبی، پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نفی]] و [[انکار]] شده است نه ارسال [[پیامبر]] [[رسول]]. افزون بر آن، با تعریف واژگان «نبی» به [[پیامبری]] که شأنش تنها [[تبلیغ]] و حراست از [[شریعت]] پیشین است و «رسول» به پیامبری که خود [[کتاب آسمانی]] دارد، [[استدلال]] می‌کنند که چون «باب» و «بهاء» ـ به زعم ایشان ـ شریعت مستقل آسمانی داشته‌اند؛ لذا مشمول آیه و [[روایت]] خاتم نمی‌شوند<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۱۵۷؛ [[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۵۶.</ref>.
بنابر آنچه آمد، غرض‌ورزان می‌کوشند از این [[آیه]] و [[حدیث]] چنین استفاده کنند که تنها [[بعث]] نبی، پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نفی]] و [[انکار]] شده است نه ارسال [[پیامبر]] [[رسول]]. افزون بر آن، با تعریف واژگان «نبی» به [[پیامبری]] که شأنش تنها [[تبلیغ]] و حراست از [[شریعت]] پیشین است و «رسول» به پیامبری که خود [[کتاب آسمانی]] دارد، [[استدلال]] می‌کنند که چون «باب» و «بهاء» ـ به زعم ایشان ـ شریعت مستقل آسمانی داشته‌اند؛ لذا مشمول آیه و [[روایت]] خاتم نمی‌شوند<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۱۵۷؛ [[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسش‌های نو ج۱]] ص ۵۶.</ref>.
خط ۱۷۶: خط ۱۷۶:
{{متن قرآن|الرُّوحَ}}: «[[روح]]» در لغت به معنای چیزی است که مبدأ [[حیات]] و [[زندگی]] است<ref>محمد بن یعقوب فیروز آبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۳۰۷.</ref> و جاندار به وسیله آن قادر به [[احساس]] و حرکت ارادی می‌باشد<ref>سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۱۹۵.</ref>.
{{متن قرآن|الرُّوحَ}}: «[[روح]]» در لغت به معنای چیزی است که مبدأ [[حیات]] و [[زندگی]] است<ref>محمد بن یعقوب فیروز آبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۳۰۷.</ref> و جاندار به وسیله آن قادر به [[احساس]] و حرکت ارادی می‌باشد<ref>سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۱۹۵.</ref>.


در این که مراد از [[روح]] در [[آیه]] مورد بحث چیست، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد: «[[قرآن]]»<ref>محمد سبزواری نجفی، ارشاد الأذهان الی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۷۴.</ref>، «[[مقام نبوت]]»<ref>محمد جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۲۴، ص۳۳؛ سیدعبدالحسین طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۳۶۲؛ سیدعباس سیدکریمی حسینی، تفسیر علیین، ج۱، ص۴۶۹.</ref>، «فرشته وحی»<ref>نصر بن محمد سمرقندی، بحرالعلوم، ج۳، ص۲۰۰؛ سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۳۱۸.</ref> و «[[رحمت]]»<ref>علی بن محمد ماوردی، النکت و العیون، ج۵، ص۱۴۷.</ref> از [[تفاسیر]] صورت گرفته در این زمینه است. لیکن بسیاری از [[مفسرین]] این واژه را «[[وحی]]»<ref>علی بن أحمد واحدی نیشابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۴، ص۷؛ فخر الدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۷، ص۴۹۹؛ ابن عربی، تفسیر ابن عربی، ج۲، ص۲۱۱؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۱۷؛ محمد صادق تهرانی، البلاغ فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۶۸؛ حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثناعشری، ج۱۱، ص۲۹۰؛ محمدجواد مغنیه، التفسیر المبین، ج۱، ص۶۱۹؛ علیرضا میرزاخسروانی، تفسیر خسروی، ج۷، ص۲۸۰؛ سیدمحمدحسین فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ج۲۰، ص۲۵؛ ناصر مکارم شیرازی، الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج۱۵، ص۲۲۰.</ref> معنا کرده‌اند. به این سبب که [[انسان]] با وحی از [[موت]] [[کفر]] [[نجات]] می‌یابد و داخل در حیات معنوی می‌شود<ref>عبدالله بن محمد قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۶، ص۳۰۰.</ref> و یا به این دلیل که وحی، انسان را از موت [[جهالت]] نجات داده و به [[حیات]] [[معرفت]] رهنمون می‌دارد<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۶۲.</ref>.
در این که مراد از [[روح]] در [[آیه]] مورد بحث چیست، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد: «[[قرآن]]»<ref>محمد سبزواری نجفی، ارشاد الأذهان الی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۷۴.</ref>، «[[مقام نبوت]]»<ref>محمد جریر طبری، جامع البیان فی تأویل القرآن، ج۲۴، ص۳۳؛ سیدعبدالحسین طیب، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۱، ص۳۶۲؛ سیدعباس سیدکریمی حسینی، تفسیر علیین، ج۱، ص۴۶۹.</ref>، «فرشته وحی»<ref>نصر بن محمد سمرقندی، بحرالعلوم، ج۳، ص۲۰۰؛ سید محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۳۱۸.</ref> و «[[رحمت]]»<ref>علی بن محمد ماوردی، النکت و العیون، ج۵، ص۱۴۷.</ref> از [[تفاسیر]] صورت گرفته در این زمینه است. لکن بسیاری از [[مفسرین]] این واژه را «[[وحی]]»<ref>علی بن أحمد واحدی نیشابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۴، ص۷؛ فخر الدین رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۷، ص۴۹۹؛ ابن عربی، تفسیر ابن عربی، ج۲، ص۲۱۱؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج۱۷، ص۱۷؛ محمد صادق تهرانی، البلاغ فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۶۸؛ حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر اثناعشری، ج۱۱، ص۲۹۰؛ محمدجواد مغنیه، التفسیر المبین، ج۱، ص۶۱۹؛ علیرضا میرزاخسروانی، تفسیر خسروی، ج۷، ص۲۸۰؛ سیدمحمدحسین فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ج۲۰، ص۲۵؛ ناصر مکارم شیرازی، الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج۱۵، ص۲۲۰.</ref> معنا کرده‌اند. به این سبب که [[انسان]] با وحی از [[موت]] [[کفر]] [[نجات]] می‌یابد و داخل در حیات معنوی می‌شود<ref>عبدالله بن محمد قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج۱۶، ص۳۰۰.</ref> و یا به این دلیل که وحی، انسان را از موت [[جهالت]] نجات داده و به [[حیات]] [[معرفت]] رهنمون می‌دارد<ref>محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۶۲.</ref>.


با توجه به معانی واژگان، معنای آیه چنین خواهد بود: او، درجات ([[بندگان]] [[صالح]]) را بالا می‌برد (و) صاحب [[عرش]] (است). [[روح]] را<ref>وحی و مقام نبوت و یا رحمت....</ref> به فرمانش بر هر کدام از بندگانش که بخواهد، نازل می‌کند تا [[مردم]] را از [[روز]] [[ملاقات]] دهد<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۱۹۷-۲۰۰.</ref>.
با توجه به معانی واژگان، معنای آیه چنین خواهد بود: او، درجات ([[بندگان]] [[صالح]]) را بالا می‌برد (و) صاحب [[عرش]] (است). [[روح]] را<ref>وحی و مقام نبوت و یا رحمت....</ref> به فرمانش بر هر کدام از بندگانش که بخواهد، نازل می‌کند تا [[مردم]] را از [[روز]] [[ملاقات]] دهد<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۱۹۷-۲۰۰.</ref>.
خط ۲۴۶: خط ۲۴۶:


=== جواب [[شبهه]] ===
=== جواب [[شبهه]] ===
درباره [[حدیث]] مذکور باید گفت: درست است که بر حضور [[حضرت عیسی]]{{ع}} در آخر این [[امت]] اشاره دارد، لیکن [[قیام]] ایشان به [[شریعت]] تازه، از کجای حدیث قابل [[استنباط]] است؟ چراکه آمدن حضرت، در هر [[زمان]] و مکانی و [[همراهی]] ایشان با هر امتی نه عقلاً مستلزم شریعتی جدید است و نه شرعاً.
درباره [[حدیث]] مذکور باید گفت: درست است که بر حضور [[حضرت عیسی]]{{ع}} در آخر این [[امت]] اشاره دارد، لکن [[قیام]] ایشان به [[شریعت]] تازه، از کجای حدیث قابل [[استنباط]] است؟ چراکه آمدن حضرت، در هر [[زمان]] و مکانی و [[همراهی]] ایشان با هر امتی نه عقلاً مستلزم شریعتی جدید است و نه شرعاً.


همچنین از جهت [[عقلی]]: [[رسالت]] و آوردن شریعت از لوازم مقدمات شخصیه حضرت عیسی{{ع}} نیست تا گفته شود چون در زمانی حامل شریعت خاص بوده، اگر در مکان و زمان دیگری پیدا شد، لازم است باز هم [[داعی]] به شریعت مخصوص خود گردد و الا مسیح نخواهد بود! به طور مثال، اگر شخصی از جانب [[پادشاهی]]، سال‌های قبل سِمَت سفارت داشته است و اکنون خبر دهند که همان شخص به سمت [[مشاور]] [[ولی‌عهد]] [[منصوب]] شده، آیا هیچ عاقلی چنین برداشت می‌کند که چون قبلاً [[سفیر]] بوده پس در مأموریت جدید هم، به همین [[پست]] مشغول می‌شود و گرنه همان شخص نخواهد بود؟
همچنین از جهت [[عقلی]]: [[رسالت]] و آوردن شریعت از لوازم مقدمات شخصیه حضرت عیسی{{ع}} نیست تا گفته شود چون در زمانی حامل شریعت خاص بوده، اگر در مکان و زمان دیگری پیدا شد، لازم است باز هم [[داعی]] به شریعت مخصوص خود گردد و الا مسیح نخواهد بود! به طور مثال، اگر شخصی از جانب [[پادشاهی]]، سال‌های قبل سِمَت سفارت داشته است و اکنون خبر دهند که همان شخص به سمت [[مشاور]] [[ولی‌عهد]] [[منصوب]] شده، آیا هیچ عاقلی چنین برداشت می‌کند که چون قبلاً [[سفیر]] بوده پس در مأموریت جدید هم، به همین [[پست]] مشغول می‌شود و گرنه همان شخص نخواهد بود؟


و نیز از جهت [[نقلی]]: آنچه در منابع دینی مسلم است این است که [[حضرت عیسی]]{{ع}} بیش از دو هزار سال قبل، از جانب [[خدای تعالی]] [[مأمور]] به آوردن شریعتی شد و بعد به [[حکمت الهی]] به [[آسمان‌ها]] صعود کرد و تا [[بعثت]] [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} [[مردم]] به [[پیروی]] از [[آیین]] او [[مکلف]] بودند و لیکن با ظهور [[دین اسلام]] و [[نبوت]] [[حضرت ختمی مرتبت]]{{صل}} [[شریعت]] [[عیسی]] [[نسخ]] گردید.
و نیز از جهت [[نقلی]]: آنچه در منابع دینی مسلم است این است که [[حضرت عیسی]]{{ع}} بیش از دو هزار سال قبل، از جانب [[خدای تعالی]] [[مأمور]] به آوردن شریعتی شد و بعد به [[حکمت الهی]] به [[آسمان‌ها]] صعود کرد و تا [[بعثت]] [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} [[مردم]] به [[پیروی]] از [[آیین]] او [[مکلف]] بودند و لکن با ظهور [[دین اسلام]] و [[نبوت]] [[حضرت ختمی مرتبت]]{{صل}} [[شریعت]] [[عیسی]] [[نسخ]] گردید.


بنا بر آنچه گفته شد جواب شبهه‌افکنان به [[حیات]] برخی انبیاء{{عم}} و یا [[نزول حضرت عیسی]]{{ع}} به صورت‌های ذیل است:
بنا بر آنچه گفته شد جواب شبهه‌افکنان به [[حیات]] برخی انبیاء{{عم}} و یا [[نزول حضرت عیسی]]{{ع}} به صورت‌های ذیل است:
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش