سنت در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
واژه «سنت» اغلب در کنار واژه «[[سیره]]» و به معنای آن به کار می‌رود<ref>{{عربی|"والسنة: السیرة، قال الهذلی: فلا تجزعن سنة أنت سیرتها فاول راض سنة من یسیرها"}} (الجوهری، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیة، ج۵، ص۲۱۳۹).</ref>. در منابع لغوی، این واژه را روش و طریقه [[سلوک]] و حرکت معنا کرده‌اند<ref>{{عربی|"والسنة فی اللغة الطریقة و السیرة، والجمع السنن کغرفة و غرف و فی الصناعة هی النبی قولا و فعلا و تقریرا أصالة او نیابة"}}؛ الطریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۴۳۶؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ذیل ماده سنن.</ref>، اعم از اینکه خوب باشد یا بد: {{عربی|"وَ السُّنَّةُ الطَّرِيقَةُ وَ السُّنَّةُ السِّيرَةُ حَمِيدَةً كَانَتْ أَوْ ذَمِيمَةً و الْجَمْعُ سُنَنٌ‌"}}<ref>فیومی، المصباح المنیر، ص۲۹۱.</ref>. جمع آن نیز [[سنن]] است و در [[قرآن کریم]] نیز به معنای طریقه و روش به کار رفته است<ref>{{عربی|"و قد خلت سنة الاولین، ای طریقهم التی سنها الله فی إهلاکهم حین کذبوا رسله و هو وعید. سنة من قد أرسلنا من رسلنا، یعنی أن کل قوم أخرجوا رسولهم من بینهم فسنة الله أن یهلکهم"}} (الطریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۴۳۶).</ref>.
واژه «[[سنت]]» در لغت از ماده سَنَنَ است<ref>احمد بن علی مقری، المصباح المنیر، ج۱ - ۲، ص۳۹۶، ماده «سنن».</ref> و آن نیز یک اصل و اساس دارد و به جریان و حالت‌یافتن امری [[منضبط]] در موارد و صورت‌های مختلف گفته می‌شود که ضوابط هر یک از آن موارد، حالتی را اقتضا می‌کند؛ به همین جهت آن حالت، گاهی به صورت عمل، گاهی به صورت قول و گاهی به صورت صفت بنا نهاده شده و نمود می‌یابد<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱ ماده «سن»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «سنن». ({{عربی|وَ فِي الْحَدِيثِ: مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً يُرِيدُ مِنْ عَمَلِهَا لِيُقْتَدَى بِهَا، وَ كُلُّ مَنْ ابْتَدَأَ أَمْرًا عَمِلَ بِهِ قَوْمٌ بَعْدَهُ قِيلَ: هُوَ الَّذِي سَنَّهُ}}). حسن مصطفوی تبریزی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۲۳۷.</ref> و چون چنین بوده، در زبان لغویان از آن به [[امر و نهی]]، قصد و تصمیم، [[راه و رسم]] (پسندیده یا ناپسند)، [[سیره]] و روش و سیمای شخص تعبیر شده است<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱، ماده «سن»؛ [[ابن‌منظور]]، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «[[سنن]]»؛ فخرالدین طریحی، مجمع [[البحرین]]، ج۶، واژه «السنّه». و [[ناصر خسرو]] گوید: ره راست آن را شناس از [[جهان]]/ که بر [[سنت]] احمد [[مصطفی]] است (علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج۸، «واژه سنت»).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۶۱</ref>
 
واژه «سنت» اغلب در کنار واژه «[[سیره]]» و به معنای آن به کار می‌رود<ref>{{عربی|"والسنة: السیرة، قال الهذلی: فلا تجزعن سنة أنت سیرتها فاول راض سنة من یسیرها"}}، الجوهری، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیة، ج۵، ص۲۱۳۹.</ref>. جمع آن نیز [[سنن]] است و در [[قرآن کریم]] نیز به معنای طریقه و روش به کار رفته است<ref>{{عربی|"و قد خلت سنة الاولین، ای طریقهم التی سنها الله فی إهلاکهم حین کذبوا رسله و هو وعید. سنة من قد أرسلنا من رسلنا، یعنی أن کل قوم أخرجوا رسولهم من بینهم فسنة الله أن یهلکهم"}} (الطریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۴۳۶).</ref>.


در اصطلاح، طریقه سلوک [[پیامبر]]{{صل}} را سنت می‌گویند؛ طریقه‌ای که یا در رفتار آن حضرت نمود داشته، یا در گفتار و یا در تقریر و امضای فعل فرد دیگری.  
در اصطلاح، طریقه سلوک [[پیامبر]]{{صل}} را سنت می‌گویند؛ طریقه‌ای که یا در رفتار آن حضرت نمود داشته، یا در گفتار و یا در تقریر و امضای فعل فرد دیگری.  


سنیان، سنت را منحصر به قول یا فعل و یا تقریر پیامبر{{صل}} می‌دانند، اما به [[باور]] ما [[شیعیان]]، سنت [[امامان شیعه]]{{ع}} و [[حضرت صدیقه کبری]]{{ع}} ـ به دلیل دارا بودن [[مقام عصمت]] ـ همچون [[سنت پیامبر]]{{صل}} [[حجت]] و قابل [[تبعیت]] است. نکته شایان ذکر آنکه سنت بر پایه معنای اصطلاحی، قول و فعل و تقریر معصوم را در بر می‌گیرد. از این حیث، [[سنت]] بر سه گونه است: سنت قولی، فعلی و تقریری. اما [[سیره]] منطبق بر سنت فعلی است؛ چراکه سیره نوع حرکت و مشی است، یعنی آن نوع از [[سلوک]] [[معصوم]] که در فعل و [[رفتار]] او نمود دارد. با این تبیین، نسبت بین سیره و سنت، عام و خاص مطلق است. البته در لغت، سنت را همان سیره نیز معنا کرده‌اند، ولی در اصطلاح می‌توان چنین تفاوتی را بین این دو واژه در نظر گرفت<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۳۹؛ [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده]] و [[محمد داوودی|داوودی]]، [[سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۹؛ [[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[شیعه و سنت نبوی (مقاله)| مقاله «شیعه و سنت نبوی»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۳ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۳]]، ص ۹.</ref>.
سنیان، سنت را منحصر به قول یا فعل و یا تقریر پیامبر{{صل}} می‌دانند، اما به [[باور]] ما [[شیعیان]]، سنت [[امامان شیعه]]{{ع}} و [[حضرت صدیقه کبری]]{{ع}} ـ به دلیل دارا بودن [[مقام عصمت]] ـ همچون [[سنت پیامبر]]{{صل}} [[حجت]] و قابل [[تبعیت]] است. نکته شایان ذکر آنکه سنت بر پایه معنای اصطلاحی، قول و فعل و تقریر معصوم را در بر می‌گیرد. از این حیث، [[سنت]] بر سه گونه است: سنت قولی، فعلی و تقریری. اما [[سیره]] منطبق بر سنت فعلی است؛ چراکه سیره نوع حرکت و مشی است، یعنی آن نوع از [[سلوک]] [[معصوم]] که در فعل و [[رفتار]] او نمود دارد. با این تبیین، نسبت بین سیره و سنت، عام و خاص مطلق است. البته در لغت، سنت را همان سیره نیز معنا کرده‌اند، ولی در اصطلاح می‌توان چنین تفاوتی را بین این دو واژه در نظر گرفت<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۳۹؛ [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده]] و [[محمد داوودی|داوودی]]، [[سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۹؛ [[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[شیعه و سنت نبوی (مقاله)| مقاله «شیعه و سنت نبوی»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۳ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۳]]، ص ۹؛ [[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۶۱.</ref>.
 
==سنت در لغت=
واژه «[[سنت]]» در لغت از ماده سَنَنَ است<ref>احمد بن علی مقری، المصباح المنیر، ج۱ - ۲، ص۳۹۶، ماده «سنن».</ref> و آن نیز یک اصل و اساس دارد و به جریان و حالت‌یافتن امری [[منضبط]] در موارد و صورت‌های مختلف گفته می‌شود که ضوابط هر یک از آن موارد، حالتی را اقتضا می‌کند؛ به همین جهت آن حالت، گاهی به صورت عمل، گاهی به صورت قول و گاهی به صورت صفت بنا نهاده شده و نمود می‌یابد<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱ ماده «سن»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «سنن». ({{عربی|وَ فِي الْحَدِيثِ: مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً يُرِيدُ مِنْ عَمَلِهَا لِيُقْتَدَى بِهَا، وَ كُلُّ مَنْ ابْتَدَأَ أَمْرًا عَمِلَ بِهِ قَوْمٌ بَعْدَهُ قِيلَ: هُوَ الَّذِي سَنَّهُ}}). حسن مصطفوی تبریزی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۲۳۷.</ref> و چون چنین بوده، در زبان لغویان از آن به [[امر و نهی]]، قصد و تصمیم، [[راه و رسم]] ([[پسندیده]] یا [[ناپسند]])، [[سیره]] و روش و سیمای شخص تعبیر شده است<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱، ماده «سن»؛ [[ابن‌منظور]]، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «[[سنن]]»؛ فخرالدین طریحی، مجمع [[البحرین]]، ج۶، واژه «السنّه». و [[ناصر خسرو]] گوید: ره راست آن را شناس از [[جهان]]/ که بر [[سنت]] احمد [[مصطفی]] است (علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج۸، «واژه سنت»).</ref>. در اصطلاح [[علوم اسلامی]] به فعل، قول و [[تقریر معصوم]] سنت گفته می‌شود<ref>میرزا ابوالقاسم قمی، قوانین الأصول، ص۴۰۹؛ عبدالله مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدرایه، ج۱، ص۶۹؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «سنن» ({{عربی|... وَ الأَصْلُ فِيهِ الطَّرِيقَةُ وَ السِّيرَةُ، وَ إِذَا أُطْلِقَتْ فِي الشَّرْعِ فَإِنَّمَا يُرَادُ بِهَا مَا أَمَرَ بِهِ النَّبِيُّ{{صل}} وَ نَهَى عَنْهُ وَ نَدَبَ إِلَيْهِ قَوْلًا وَ فِعْلًا مِمَّا لَمْ يَنْطِقْ بِهِ الْكِتَابُ الْعَزِيزُ، وَ هَذَا يُقَالُ فِي أَدِلَّةِ الشَّرْعِ: الْكِتَابُ وَ السُّنَّةُ أَيْ الْقُرْآنُ وَ الْحَدِيثُ}}). گفتنی است مرحوم کلینی برخی احادیثی را که بر این معنا دلالت دارند، در بابی جمع کرده و نامش را {{عربی|بَابُ الرَّدِّ إِلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ}} (باب ارجاع مطالب به کتاب و سنت) نهاده و این کار نشانه معنای اصطلاحی واژه سنت در کلام کلینی است (ر.ک: مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ص۴۹۴ - ۴۹۶، واژه «سیره»).</ref> و این، بدان جهت است که یکی از حالت‌های سه‌گانه [[رفتاری]]، گفتاری یا تقریری [[معصوم]] در موردی به اقتضای ضوابط آن، مرام و مقصود او را نشان می‌دهد. پس معنای اصطلاحی «[[سُنت]]» متأثر از معنای لغوی آن، صفت، حالت و جریانی است که به اقتضای ضوابطِ موارد مختلف، به صورت فعل و قول و تقریر مورد توجه قرار می‌گیرد و اگر به [[صفات فعل]] [[خدا]] مانند [[رحمت]]، [[غضب]]، [[رازقیت]]، [[لطف]]، زنده‌کردن و [[میراندن]] [[سنت الهی]] گفته می‌شود<ref>{{متن قرآن|سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ}} «بنا به سنّت خداوند در میان کسانی که پیش از این برگذشته‌اند» سوره احزاب، آیه ۳۸.</ref>، به جهت ظهور و نمود آن صفات در هر موردی، طبق وضع آن مورد است<ref>حسن مصطفوی تبریزی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۲۳۷-۲۳۸.</ref> و مقصود ما از [[سنت]] در اینجا نمود همین حالت‌ها به صورت فعل و قول و [[تقریر معصوم]] است؛ چنان‌که این معنا با این ویژگی در بیان [[امام صادق]]{{ع}} که فرمود مخالف [[کتاب خدا]] و [[سنت]] محمد{{صل}} [[کافر]] است<ref>محمد بن [[یعقوب]] [[کلینی]]، [[الکافی]]، ج۱، ص۷۰، ح۶ ({{متن حدیث|... قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: مَنْ خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ مُحَمَّدٍ{{صل}} فَقَدْ كَفَرَ}}).</ref>، به کار رفته است.
با این توضیح فرق میان دو واژه سنت و سیرۀ [[معصوم]] نیز روشن می‌شود؛ یعنی سنت به چگونگی و حالتِ فعل و قول و تقریر معصوم گفته می‌شود؛ ولی [[سیره]]، تنها به حالت و چگونگی [[رفتار]] و فعل آنان در ابعاد مختلف [[زندگی]] اطلاق می‌شود و نسبت آن دو در اصطلاح [[منطق]]، [[عام و خاص]] مطلق است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۶۱</ref>


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۵۹

مقدمه

واژه «سنت» در لغت از ماده سَنَنَ است[۱] و آن نیز یک اصل و اساس دارد و به جریان و حالت‌یافتن امری منضبط در موارد و صورت‌های مختلف گفته می‌شود که ضوابط هر یک از آن موارد، حالتی را اقتضا می‌کند؛ به همین جهت آن حالت، گاهی به صورت عمل، گاهی به صورت قول و گاهی به صورت صفت بنا نهاده شده و نمود می‌یابد[۲] و چون چنین بوده، در زبان لغویان از آن به امر و نهی، قصد و تصمیم، راه و رسم (پسندیده یا ناپسند)، سیره و روش و سیمای شخص تعبیر شده است[۳].[۴]

واژه «سنت» اغلب در کنار واژه «سیره» و به معنای آن به کار می‌رود[۵]. جمع آن نیز سنن است و در قرآن کریم نیز به معنای طریقه و روش به کار رفته است[۶].

در اصطلاح، طریقه سلوک پیامبر(ص) را سنت می‌گویند؛ طریقه‌ای که یا در رفتار آن حضرت نمود داشته، یا در گفتار و یا در تقریر و امضای فعل فرد دیگری.

سنیان، سنت را منحصر به قول یا فعل و یا تقریر پیامبر(ص) می‌دانند، اما به باور ما شیعیان، سنت امامان شیعه(ع) و حضرت صدیقه کبری(ع) ـ به دلیل دارا بودن مقام عصمت ـ همچون سنت پیامبر(ص) حجت و قابل تبعیت است. نکته شایان ذکر آنکه سنت بر پایه معنای اصطلاحی، قول و فعل و تقریر معصوم را در بر می‌گیرد. از این حیث، سنت بر سه گونه است: سنت قولی، فعلی و تقریری. اما سیره منطبق بر سنت فعلی است؛ چراکه سیره نوع حرکت و مشی است، یعنی آن نوع از سلوک معصوم که در فعل و رفتار او نمود دارد. با این تبیین، نسبت بین سیره و سنت، عام و خاص مطلق است. البته در لغت، سنت را همان سیره نیز معنا کرده‌اند، ولی در اصطلاح می‌توان چنین تفاوتی را بین این دو واژه در نظر گرفت[۷].

منابع

پانویس

  1. احمد بن علی مقری، المصباح المنیر، ج۱ - ۲، ص۳۹۶، ماده «سنن».
  2. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱ ماده «سن»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «سنن». (وَ فِي الْحَدِيثِ: مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً يُرِيدُ مِنْ عَمَلِهَا لِيُقْتَدَى بِهَا، وَ كُلُّ مَنْ ابْتَدَأَ أَمْرًا عَمِلَ بِهِ قَوْمٌ بَعْدَهُ قِيلَ: هُوَ الَّذِي سَنَّهُ). حسن مصطفوی تبریزی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۲۳۷.
  3. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱، ماده «سن»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «سنن»؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۶، واژه «السنّه». و ناصر خسرو گوید: ره راست آن را شناس از جهان/ که بر سنت احمد مصطفی است (علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج۸، «واژه سنت»).
  4. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۶۱
  5. "والسنة: السیرة، قال الهذلی: فلا تجزعن سنة أنت سیرتها فاول راض سنة من یسیرها"، الجوهری، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیة، ج۵، ص۲۱۳۹.
  6. "و قد خلت سنة الاولین، ای طریقهم التی سنها الله فی إهلاکهم حین کذبوا رسله و هو وعید. سنة من قد أرسلنا من رسلنا، یعنی أن کل قوم أخرجوا رسولهم من بینهم فسنة الله أن یهلکهم" (الطریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۴۳۶).
  7. جباری، محمد رضا، سیره اخلاقی پیامبر اعظم، ص ۳۹؛ حسینی‌زاده و داوودی، سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت، ص ۹؛ ضیایی، رحمت‌الله، مقاله «شیعه و سنت نبوی»، موسوعه رد شبهات ج۱۳، ص ۹؛ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۶۱.