سنت در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == ==' به '==')
 
(۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = سنت
| موضوع مرتبط = سنت
| عنوان مدخل  = [[سنت]]
| عنوان مدخل  = سنت
| مداخل مرتبط = [[سنت در لغت]] - [[سنت در قرآن]] - [[سنت در حدیث]] - [[سنت در کلام اسلامی]] - [[سنت در نهج البلاغه]] - [[سنت در معارف دعا و زیارات]] - [[سنت در معارف و سیره سجادی]] - [[سنت در معارف و سیره حسینی]]
| مداخل مرتبط = [[سنت در لغت]] - [[سنت در قرآن]] - [[سنت در فقه سیاسی]] - [[سنت در کلام اسلامی]] - [[سنت در معارف دعا و زیارات]] - [[سنت در معارف و سیره سجادی]] - [[سنت در معارف و سیره حسینی]] - [[سنت در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[سنت]]، از نظر لغوی، به معنای راه و روش است؛ اعم از اینکه خوب باشد یا بد. جمع آن نیز [[سنن]] است: {{عربی|وَ السُّنَّةُ الطَّرِيقَةُ وَ السُّنَّةُ السِّيرَةُ حَمِيدَةً كَانَتْ أَوْ ذَمِيمَةً و الْجَمْعُ سُنَنٌ‌}}<ref>فیومی، المصباح المنیر، ص۲۹۱.</ref>. در اصطلاح [[فقهای اهل سنت]] نیز به چیزی گفته می‌شود که از طرف [[پیامبر]]{{صل}} ثابت شده، ولی در حد فرض و [[وجوب]] نرسیده باشد و مترادف [[مستحب]] است: {{عربی|ما ثبت عن النبي{{صل}} و لم يكن من باب الفرض و لا الواجب فهي مرادفة للمندوب}}<ref>محمود، موقف ابن تیمیة من الأشاعرة، ص۲۳.</ref>.
واژه «[[سنت]]» در لغت از ماده سَنَنَ است<ref>احمد بن علی مقری، المصباح المنیر، ج۱ - ۲، ص۳۹۶، ماده «سنن».</ref> و آن نیز یک اصل و اساس دارد و به جریان و حالت‌یافتن امری [[منضبط]] در موارد و صورت‌های مختلف گفته می‌شود که ضوابط هر یک از آن موارد، حالتی را اقتضا می‌کند؛ به همین جهت آن حالت، گاهی به صورت عمل، گاهی به صورت قول و گاهی به صورت صفت بنا نهاده شده و نمود می‌یابد<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱ ماده «سن»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «سنن». ({{عربی|وَ فِي الْحَدِيثِ: مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً يُرِيدُ مِنْ عَمَلِهَا لِيُقْتَدَى بِهَا، وَ كُلُّ مَنْ ابْتَدَأَ أَمْرًا عَمِلَ بِهِ قَوْمٌ بَعْدَهُ قِيلَ: هُوَ الَّذِي سَنَّهُ}}). حسن مصطفوی تبریزی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۲۳۷.</ref> و چون چنین بوده، در زبان لغویان از آن به [[امر و نهی]]، قصد و تصمیم، راه و رسم (پسندیده یا ناپسند)، [[سیره]] و روش و سیمای شخص تعبیر شده است<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱، ماده «سن»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «سنن»؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۶، واژه «السنّه». و ناصر خسرو گوید: ره راست آن را شناس از جهان/ که بر سنت احمد مصطفی است (علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج۸، «واژه سنت»).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۶۱</ref>


سنت، از نگاه [[محدثان]]، عبارت است از: هر چیزی که به [[رسول الله]]{{صل}} استناد داده شود که شامل گفتار، [[رفتار]]، [[تأیید]] و همچنین صفت خَلقی و خُلقی پیامبر{{صل}} می‌گردد<ref>منیاوی، الشرح الکبیر لمختصر الأصول، ص۳۷۶.</ref>. از نگاه [[اصولیین]] نیز عبارت است از: گفتار، [[کردار]]، [[امضا]] و تأیید پیامبر{{صل}}<ref>طوفی، شرح مختصر الروضة، ج۲، ص۶۱.</ref>. این تعریف، با تعریفی که محدثان از سنت ارائه داده‌اند، در دو صفت خَلقی و خُلقی تفاوت دارد. بنا به گفته زرکشی برخی اصولیین دامنه سنت را گسترش داده و بر [[واجب]]، مستحب و [[مباح]] اطلاق کرده‌اند<ref>زرکشی، البحر المحیط، ج۶، ص۵.</ref> و برخی سنت را در مقابل [[بدعت]] گرفته‌اند: {{عربی|و تطلق في مقابلة البدعة}}<ref>زرکشی، البحر المحیط، ج۶، ص۵.</ref>.
واژه «سنت» اغلب در کنار واژه «[[سیره]]» و به معنای آن به کار می‌رود<ref>{{عربی|"والسنة: السیرة، قال الهذلی: فلا تجزعن سنة أنت سیرتها فاول راض سنة من یسیرها"}}، الجوهری، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیة، ج۵، ص۲۱۳۹.</ref>. جمع آن نیز [[سنن]] است و در [[قرآن کریم]] نیز به معنای طریقه و روش به کار رفته است<ref>{{عربی|"و قد خلت سنة الاولین، ای طریقهم التی سنها الله فی إهلاکهم حین کذبوا رسله و هو وعید. سنة من قد أرسلنا من رسلنا، یعنی أن کل قوم أخرجوا رسولهم من بینهم فسنة الله أن یهلکهم"}} (الطریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۴۳۶).</ref>.


البته سنت، از منظر برخی [[اهل سنت]]، شامل [[سنت پیامبر]]{{صل}} و [[سنت صحابه]] می‌گردد؛ یعنی همان‌گونه که سنت پیامبر{{صل}} [[حجت شرعی]] است، سنت صحابه نیز همان [[حکم]] را دارد. [[شاطبی]] در این باره بحث مفصلی نموده و [[دلایل]] این مسئله را بیان داشته است: {{عربی|سنة الصحابة - رضي الله عنهم - سنة يعمل عليها و يرجع إليها}}<ref>شاطبی، الموافقات، ج۴، ص۲۴۴۶.</ref>.
در اصطلاح، طریقه سلوک [[پیامبر]]{{صل}} را سنت می‌گویند؛ طریقه‌ای که یا در رفتار آن حضرت نمود داشته، یا در گفتار و یا در تقریر و امضای فعل فرد دیگری.  
در توضیح سخن شاطبی گفته شده است که مراد از سنت صحابه، [[عمل صحابه]] است، نه [[رأی]] و [[اجتهاد]] آنها؛ مثل اینکه یکی از [[صحابه]] در جای خاصی [[تکبیر]] یا تلبیه بگوید<ref>شاطبی، الموافقات، ج۴، ص۲۴۴۶.</ref>.


به‌زدوی سنت صحابه را در ردیف سنت پیامبر{{صل}} نمی‌داند و [[سنت پیامبر]]{{صل}} را اقوا از [[سنت صحابه]] می‌داند<ref>بخاری، کشف الأسرار، ج۲، ص۳۰۸.</ref>. از نگاه [[مذهب شافعی]]، [[سنت]] چیزی است که [[رسول خدا]]{{صل}} بر آن مواظبت داشته است و آنچه [[صحابه]] بر آنها مواظبت داشته‌اند، سنت به حساب نمی‌آید<ref>بخاری، کشف الأسرار، ج۲، ص۳۰۸.</ref>.
سنیان، سنت را منحصر به قول یا فعل و یا تقریر پیامبر{{صل}} می‌دانند، اما به [[باور]] ما [[شیعیان]]، سنت [[امامان شیعه]]{{ع}} و [[حضرت صدیقه کبری]]{{ع}} ـ به دلیل دارا بودن [[مقام عصمت]] ـ همچون [[سنت پیامبر]]{{صل}} [[حجت]] و قابل [[تبعیت]] است. نکته شایان ذکر آنکه سنت بر پایه معنای اصطلاحی، قول و فعل و تقریر معصوم را در بر می‌گیرد. از این حیث، [[سنت]] بر سه گونه است: سنت قولی، فعلی و تقریری. اما [[سیره]] منطبق بر سنت فعلی است؛ چراکه سیره نوع حرکت و مشی است، یعنی آن نوع از [[سلوک]] [[معصوم]] که در فعل و [[رفتار]] او نمود دارد. با این تبیین، نسبت بین سیره و سنت، عام و خاص مطلق است. البته در لغت، سنت را همان سیره نیز معنا کرده‌اند، ولی در اصطلاح می‌توان چنین تفاوتی را بین این دو واژه در نظر گرفت<ref>[[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|سیره اخلاقی پیامبر اعظم]]، ص ۳۹؛ [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده]] و [[محمد داوودی|داوودی]]، [[سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت]]، ص ۹؛ [[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[شیعه و سنت نبوی (مقاله)| مقاله «شیعه و سنت نبوی»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۳ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۳]]، ص ۹؛ [[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۶۱.</ref>.
 
امّا از نگاه [[فقهای امامیه]]، با توجه به مستنداتی مانند [[آیه ولایت]]، [[آیه تطهیر]]، [[حدیث ثقلین]] و ده‌ها [[حدیث]] و [[روایات]] دیگر درباره جایگاه [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} اولاً [[سنت پیامبر]]{{صل}} را باید از طریق [[اهل بیت]]{{ع}} دریافت کرد و راه‌های دیگر ما را به سنت [[واقعی]] [[پیامبر]]{{صل}} رهنمون نمی‌شود<ref>آل کاشف الغطاء، اصل الشیعة و أصولها، ص۸۴.</ref>. ثانیاً اصطلاح سنت، شامل قول، فعل و تقریر [[ائمه معصومین]]{{عم}} نیز می‌شود و برای همه [[مسلمانان]]، [[حجت شرعی]] است؛ زیرا سنت این بزرگواران، در [[حقیقت]] [[سنت رسول الله]]{{صل}} است<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۳.</ref>.<ref>[[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[شیعه و سنت نبوی (مقاله)| مقاله «شیعه و سنت نبوی»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۳ (کتاب)|موسوعه رد شبهات]]، ج۱۳، ص ۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:IM009874.jpg|22px]] [[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[شیعه و سنت نبوی (مقاله)| مقاله «شیعه و سنت نبوی»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۳ (کتاب)|'''موسوعه رد شبهات ج۱۳''']]
# [[پرونده:IM009874.jpg|22px]] [[رحمت‌الله ضیایی|ضیایی، رحمت‌الله]]، [[شیعه و سنت نبوی (مقاله)| مقاله «شیعه و سنت نبوی»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۳ (کتاب)|'''موسوعه رد شبهات ج۱۳''']]
# [[پرونده:10109419.jpg|22px]] [[محمد رضا جباری|جباری، محمد رضا]]، [[سیره اخلاقی پیامبر اعظم - جباری (کتاب)|'''سیره اخلاقی پیامبر اعظم''']]
# [[پرونده:11227.jpg|22px]] [[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت (کتاب)|'''سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت''']]
# [[پرونده:IM010608.jpg|22px]] [[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|'''سیره معیشتی معصومان''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۸: خط ۲۷:


[[رده:سنت]]
[[رده:سنت]]
[[رده:مدخل]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۰۰

مقدمه

واژه «سنت» در لغت از ماده سَنَنَ است[۱] و آن نیز یک اصل و اساس دارد و به جریان و حالت‌یافتن امری منضبط در موارد و صورت‌های مختلف گفته می‌شود که ضوابط هر یک از آن موارد، حالتی را اقتضا می‌کند؛ به همین جهت آن حالت، گاهی به صورت عمل، گاهی به صورت قول و گاهی به صورت صفت بنا نهاده شده و نمود می‌یابد[۲] و چون چنین بوده، در زبان لغویان از آن به امر و نهی، قصد و تصمیم، راه و رسم (پسندیده یا ناپسند)، سیره و روش و سیمای شخص تعبیر شده است[۳].[۴]

واژه «سنت» اغلب در کنار واژه «سیره» و به معنای آن به کار می‌رود[۵]. جمع آن نیز سنن است و در قرآن کریم نیز به معنای طریقه و روش به کار رفته است[۶].

در اصطلاح، طریقه سلوک پیامبر(ص) را سنت می‌گویند؛ طریقه‌ای که یا در رفتار آن حضرت نمود داشته، یا در گفتار و یا در تقریر و امضای فعل فرد دیگری.

سنیان، سنت را منحصر به قول یا فعل و یا تقریر پیامبر(ص) می‌دانند، اما به باور ما شیعیان، سنت امامان شیعه(ع) و حضرت صدیقه کبری(ع) ـ به دلیل دارا بودن مقام عصمت ـ همچون سنت پیامبر(ص) حجت و قابل تبعیت است. نکته شایان ذکر آنکه سنت بر پایه معنای اصطلاحی، قول و فعل و تقریر معصوم را در بر می‌گیرد. از این حیث، سنت بر سه گونه است: سنت قولی، فعلی و تقریری. اما سیره منطبق بر سنت فعلی است؛ چراکه سیره نوع حرکت و مشی است، یعنی آن نوع از سلوک معصوم که در فعل و رفتار او نمود دارد. با این تبیین، نسبت بین سیره و سنت، عام و خاص مطلق است. البته در لغت، سنت را همان سیره نیز معنا کرده‌اند، ولی در اصطلاح می‌توان چنین تفاوتی را بین این دو واژه در نظر گرفت[۷].

منابع

پانویس

  1. احمد بن علی مقری، المصباح المنیر، ج۱ - ۲، ص۳۹۶، ماده «سنن».
  2. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱ ماده «سن»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «سنن». (وَ فِي الْحَدِيثِ: مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا، وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً يُرِيدُ مِنْ عَمَلِهَا لِيُقْتَدَى بِهَا، وَ كُلُّ مَنْ ابْتَدَأَ أَمْرًا عَمِلَ بِهِ قَوْمٌ بَعْدَهُ قِيلَ: هُوَ الَّذِي سَنَّهُ). حسن مصطفوی تبریزی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج۵، ص۲۳۷.
  3. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۶۰ - ۶۱، ماده «سن»؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۲۴- ۲۲۶، ماده «سنن»؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج۶، واژه «السنّه». و ناصر خسرو گوید: ره راست آن را شناس از جهان/ که بر سنت احمد مصطفی است (علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج۸، «واژه سنت»).
  4. مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۶۱
  5. "والسنة: السیرة، قال الهذلی: فلا تجزعن سنة أنت سیرتها فاول راض سنة من یسیرها"، الجوهری، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربیة، ج۵، ص۲۱۳۹.
  6. "و قد خلت سنة الاولین، ای طریقهم التی سنها الله فی إهلاکهم حین کذبوا رسله و هو وعید. سنة من قد أرسلنا من رسلنا، یعنی أن کل قوم أخرجوا رسولهم من بینهم فسنة الله أن یهلکهم" (الطریحی، مجمع البحرین، ج۲، ص۴۳۶).
  7. جباری، محمد رضا، سیره اخلاقی پیامبر اعظم، ص ۳۹؛ حسینی‌زاده و داوودی، سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت، ص ۹؛ ضیایی، رحمت‌الله، مقاله «شیعه و سنت نبوی»، موسوعه رد شبهات ج۱۳، ص ۹؛ مقدسی، یدالله، سیره معیشتی معصومان، ص ۶۱.