آیه تبلیغ در تفسیر و علوم قرآنی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = آیه تبلیغ
| موضوع مرتبط = آیه تبلیغ
| عنوان مدخل  = آیه تبلیغ
| عنوان مدخل  = آیه تبلیغ
| مداخل مرتبط = [[آیه تبلیغ در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه تبلیغ در حدیث]] - [[آیه تبلیغ در کلام اسلامی]] - [[آیه تبلیغ در معارف و سیره رضوی]] - [[آیه تبلیغ از دیدگاه اهل سنت]]
| مداخل مرتبط = [[آیه تبلیغ در تفسیر و علوم قرآنی]] - [[آیه تبلیغ در حدیث]] - [[آیه تبلیغ در کلام اسلامی]] - [[آیه تبلیغ از دیدگاه اهل سنت]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
خط ۲۵: خط ۲۵:
[[سیوطی]] از مفسّران اهل سنّت نیز، از [[ابو سعید خُدری]] [[روایت]] می‌‌کند که گفت: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}، [[روز غدیر خم]]، در باره [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، نازل شد. وی همچنین از [[ابن مسعود]]، [[روایت]] کرده که گفت: «ما در زمان پیامبر [[خدا]]{{صل}} این [[آیه]] را این گونه قرائت و فهم می‌‌کردیم: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}} {{عربی|أنَّ علیّاً مولی المؤمنین}} {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>سیوطی، الدرّ المنثور، ج۲ ص۲۹۸.</ref>.
[[سیوطی]] از مفسّران اهل سنّت نیز، از [[ابو سعید خُدری]] [[روایت]] می‌‌کند که گفت: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}}، [[روز غدیر خم]]، در باره [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}، نازل شد. وی همچنین از [[ابن مسعود]]، [[روایت]] کرده که گفت: «ما در زمان پیامبر [[خدا]]{{صل}} این [[آیه]] را این گونه قرائت و فهم می‌‌کردیم: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ}} {{عربی|أنَّ علیّاً مولی المؤمنین}} {{متن قرآن|وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>سیوطی، الدرّ المنثور، ج۲ ص۲۹۸.</ref>.


با توجه به آنچه گذشت می‌توان گفت که از منظر [[شیعه]] [[آیه تبلیغ]]، در آخرین سال عمر پیامبر و در روز [[هجدهم ذی‌حجه]] یعنی در [[حجة الوداع]] نازل شده است<ref>ر.ک: [[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[آیه تبلیغ - خراسانی (مقاله)|آیه تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص۴۲۱.</ref> و سیاق آن بیانگر این است که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب [[خداوند]] مأموریت یافته بود که مطلب بسیار مهمی را به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند. اهمیت آن تا حدی است که بدون آن، [[رسالت]] او ناقص و نامقبول خواهد بود. بدیهی است پیامبر{{صل}} تا آن [[زمان]] همۀ اصول و فروع اسلام را به [[مسلمانان]] ابلاغ کرده بود و مسلمانان به آنها عمل می‌کردند. تنها مطلبی که به صورت رسمی و عمومی ابلاغ نشده بود مسئله رهبری امت اسلامی پس از پیامبر{{صل}} بود. نگرانی پیامبر{{صل}} این بود که با ابلاغ این [[دستور الهی]]، [[منافقان]] که از هر فرصتی برای ضربه زدن به [[اسلام]] استفاده می‌کردند، چنین وانمود کنند که پیامبر{{صل}} در [[حقیقت]] به همان سنت‌های قومی و قبیلگی عمل می‌کند و مسئله [[رهبری]] او نیز که به عنوان امری [[الهی]] [[تبلیغ]] می‌شد، ریشه در سنت‌های مزبور دارد. اگر این [[تفکر]] در میان مسلمانان نفوذ می‌کرد، همه تلاش‌های طاقت‌فرسای پیامبر{{صل}} در طول دوران [[نبوت]]، مخدوش می‌گردید. خداوند به او [[اطمینان]] داد که [[کافران]] و منافقان از نقشه‌های خود طرفی نخواهند بست و بر او لازم است که بدون نگرانی از این جهت مأموریت الهی خویش را ابلاغ کند. بر این اساس، پیامبر{{صل}} در [[هیجدهم ذی الحجه]] و در [[غدیر خم]] به مأموریت ویژه خود جامه عمل پوشانید و علی{{ع}} را به عنوان [[رهبر]] [[امت اسلامی]] پس از خود معرفی کرد<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|مقاله «امامت امام علی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۵۰.</ref>.
با توجه به آنچه گذشت می‌توان گفت که از منظر [[شیعه]] [[آیه تبلیغ]]، در آخرین سال عمر پیامبر و در روز [[هجدهم ذی‌حجه]] یعنی در [[حجة الوداع]] نازل شده است<ref>ر.ک: [[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[آیه تبلیغ - خراسانی (مقاله)|آیه تبلیغ]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱]]، ص۴۲۱.</ref> و سیاق آن بیانگر این است که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب [[خداوند]] مأموریت یافته بود که مطلب بسیار مهمی را به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند. اهمیت آن تا حدی است که بدون آن، [[رسالت]] او ناقص و نامقبول خواهد بود. بدیهی است پیامبر{{صل}} تا آن [[زمان]] همۀ اصول و فروع اسلام را به [[مسلمانان]] ابلاغ کرده بود و مسلمانان به آنها عمل می‌کردند. تنها مطلبی که به صورت رسمی و عمومی ابلاغ نشده بود مسئله رهبری امت اسلامی پس از پیامبر{{صل}} بود. نگرانی پیامبر{{صل}} این بود که با ابلاغ این [[دستور الهی]]، [[منافقان]] که از هر فرصتی برای ضربه زدن به [[اسلام]] استفاده می‌کردند، چنین وانمود کنند که پیامبر{{صل}} در [[حقیقت]] به همان سنت‌های قومی و قبیلگی عمل می‌کند و مسئله [[رهبری]] او نیز که به عنوان امری [[الهی]] [[تبلیغ]] می‌شد، ریشه در سنت‌های مزبور دارد. اگر این [[تفکر]] در میان مسلمانان نفوذ می‌کرد، همه تلاش‌های طاقت‌فرسای پیامبر{{صل}} در طول دوران [[نبوت]]، مخدوش می‌گردید. خداوند به او [[اطمینان]] داد که [[کافران]] و منافقان از نقشه‌های خود طرفی نخواهند بست و بر او لازم است که بدون نگرانی از این جهت مأموریت الهی خویش را ابلاغ کند. بر این اساس، پیامبر{{صل}} در [[هیجدهم ذی الحجه]] و در [[غدیر خم]] به مأموریت ویژه خود جامه عمل پوشانید و علی{{ع}} را به عنوان [[رهبر]] [[امت اسلامی]] پس از خود معرفی کرد<ref>ر.ک: [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|مقاله «امامت امام علی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۴۵۰؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۳۴۶.</ref>.


در این هنگام [[پیامبر]]، [[مسلمانان]] را در محلی به نام [[غدیر خم]] جمع کرده و خطبه‌ای غرّاء خواندند. سپس شروع به معرفی [[حضرت علی]]{{ع}} به عنوان [[وصی]] و [[جانشینی]] خود کردند. پیامبر ابتدا از [[مردم]] بر وحدانیّت [[خدا]] و [[رسالت]] خود و [[معاد]]، تصدیق گرفت آن‌گاه فرمود: «من در راه [[سفر]] آخرتم و برای [[گمراه]] نشدن شما [[کتاب خدا]] و عترتم را به یادگار گذاشتم. پروردگارم مرا باخبر کرده که این دو یادگار تا [[روز قیامت]] از هم جدا نخواهند شد. ای مردم! این دو [[امانت]] ارزشمند را حفظ کنید چراکه مادامی که به آن [[متوسل]] می‌‌شوید هرگز گمراه نخواهید شد». در این هنگام پیامبر [[دست]] علی{{ع}} را بالا برد و فرمود: «ای مردم! چه کسی بر [[مؤمنان]] از خود آنها سزاوارتر است؟ مردم جواب دادند: خدا و رسولش داناترند. سپس پیامبر فرمود هر کس که من تاکنون مولای او بودم این علی مولای او است. خداوندا! آن‌کس که علی را [[دوست]] دارد، دوست بدار و آنکه علی را [[دشمن]] میدارد، دشمن بدار! پروردگارا! هر کس را که یاری‌اش می‌کند یاریش کن و [[دشمنان]] او را [[خوار]] کن، خدواندا! او را محور [[حقّ]] قرار بده».
در این هنگام [[پیامبر]]، [[مسلمانان]] را در محلی به نام [[غدیر خم]] جمع کرده و خطبه‌ای غرّاء خواندند. سپس شروع به معرفی [[حضرت علی]]{{ع}} به عنوان [[وصی]] و [[جانشینی]] خود کردند. پیامبر ابتدا از [[مردم]] بر وحدانیّت [[خدا]] و [[رسالت]] خود و [[معاد]]، تصدیق گرفت آن‌گاه فرمود: «من در راه [[سفر]] آخرتم و برای [[گمراه]] نشدن شما [[کتاب خدا]] و عترتم را به یادگار گذاشتم. پروردگارم مرا باخبر کرده که این دو یادگار تا [[روز قیامت]] از هم جدا نخواهند شد. ای مردم! این دو [[امانت]] ارزشمند را حفظ کنید چراکه مادامی که به آن [[متوسل]] می‌‌شوید هرگز گمراه نخواهید شد». در این هنگام پیامبر [[دست]] علی{{ع}} را بالا برد و فرمود: «ای مردم! چه کسی بر [[مؤمنان]] از خود آنها سزاوارتر است؟ مردم جواب دادند: خدا و رسولش داناترند. سپس پیامبر فرمود هر کس که من تاکنون مولای او بودم این علی مولای او است. خداوندا! آن‌کس که علی را [[دوست]] دارد، دوست بدار و آنکه علی را [[دشمن]] میدارد، دشمن بدار! پروردگارا! هر کس را که یاری‌اش می‌کند یاریش کن و [[دشمنان]] او را [[خوار]] کن، خدواندا! او را محور [[حقّ]] قرار بده».
خط ۶۲: خط ۶۲:
# هنگامی که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ}}<ref>«و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref> نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} از [[عیب‌جویی]] معبودهای [[مشرکان]] [[چشم]] پوشید، ولی پس از نزول آیه مورد بحث آن را پنهان نکرد و به عیب‌جویی معبودهای آنان پرداخت. [[خدا]] هم [[وعده]] به [[حفظ]] حضرت داده بود<ref>ابن عباس، تنویر المقباس، ص۹۸ و نیز ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۹.</ref>.
# هنگامی که [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ}}<ref>«و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند» سوره انعام، آیه ۱۰۸.</ref> نازل شد، [[رسول خدا]]{{صل}} از [[عیب‌جویی]] معبودهای [[مشرکان]] [[چشم]] پوشید، ولی پس از نزول آیه مورد بحث آن را پنهان نکرد و به عیب‌جویی معبودهای آنان پرداخت. [[خدا]] هم [[وعده]] به [[حفظ]] حضرت داده بود<ref>ابن عباس، تنویر المقباس، ص۹۸ و نیز ر.ک: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۹.</ref>.
# آیه درباره [[حقوق]] [[مسلمانان]] نازل شد؛ آنگاه که پیامبر خدا{{صل}} در [[حجة الوداع]] [[شرایع]] و [[مناسک]] را [[اعلان]] کردند، فرمودند: «آیا رساندم؟» گفتند: آری، و حضرت فرمود: «خدایا، [[گواه]] باش»<ref>عینی، عمدة القاری، ج۱۸، ص۲۰۶؛ ثعلبی نیز احتمال‌های مذکور را درباره آیه نقل کرده است (الکشف و البیان، ج۴، ص۹۱).</ref>.
# آیه درباره [[حقوق]] [[مسلمانان]] نازل شد؛ آنگاه که پیامبر خدا{{صل}} در [[حجة الوداع]] [[شرایع]] و [[مناسک]] را [[اعلان]] کردند، فرمودند: «آیا رساندم؟» گفتند: آری، و حضرت فرمود: «خدایا، [[گواه]] باش»<ref>عینی، عمدة القاری، ج۱۸، ص۲۰۶؛ ثعلبی نیز احتمال‌های مذکور را درباره آیه نقل کرده است (الکشف و البیان، ج۴، ص۹۱).</ref>.
# [[خداوند]] پیامبرش را به [[شتاب]] در رساندن پیامی که برایشان نازل شده، [[امر]] می‌کند؛ از این رو هر چند حضرت تصمیم داشت هر آنچه بر ایشان نازل شده را برساند، لیکن برخی پیام‌ها را به تأخیر انداخت؛ زیرا بر خویش می‌ترسید. ادامه [[آیه]] این احتمال را تقویت می‌کند<ref>رازی، محمد بن ابی بکر، تفسیر اسئلة القرآن المجید و اجوبتها، ص۷۴.</ref> که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>«و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.
# [[خداوند]] پیامبرش را به [[شتاب]] در رساندن پیامی که برایشان نازل شده، [[امر]] می‌کند؛ از این رو هر چند حضرت تصمیم داشت هر آنچه بر ایشان نازل شده را برساند، لکن برخی پیام‌ها را به تأخیر انداخت؛ زیرا بر خویش می‌ترسید. ادامه [[آیه]] این احتمال را تقویت می‌کند<ref>رازی، محمد بن ابی بکر، تفسیر اسئلة القرآن المجید و اجوبتها، ص۷۴.</ref> که می‌فرماید: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}<ref>«و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه می‌گیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>.
# برخی دیگر می‌گویند: چون [[مکه]] فتح شد و [[اسلام]] گسترش یافت، [[خداوند]] به حضرت{{صل}} دستور داد هر آنچه را برای او فرستاده شده، آشکار و بی‌پرده بدون هیچ [[ترس]] و [[خویشتن‌داری]]، [[ابلاغ]] کند که اگر به این صورت ابلاغ نکند، [[رسالت]] پروردگارش را نرسانده است<ref>ابن قتیبه، کتاب المسائل والاجوبة، ص۲۲۲.</ref> و یا آیه خطاب به حضرت می‌گوید: آنچه بر تو نازل شد، بدون ترس از هیچ کس برسان و اگر با ترس [[تبلیغ]] کنی، گویی که تمام [[رسالت]] پروردگارت را نرسانده‌ای<ref>بغوی، معالم التنزیل (تفسیر بغوی)، ج۲، ص۵۲ و نیز، ر.ک: تفسیر نسفی، ج۱، ص۲۹۳؛ واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۲۰۸؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۱، ص۲۱۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۸ و ابن قتیبه، کتاب المسائل و الاجودة. ص۲۲۲.</ref>. ابن انباری می‌گوید: «[[پیامبر]] برخی [[آیات قرآن]] را زمانی که در مکه بود، آشکارا ابلاغ کرد و برخی را به خاطر ترس از هجوم [[مشرکان]] تنها با یارانشان در میان گذاشت، ولی پس از آنکه خداوند اسلام را با [[مؤمنان]] عزیز کرد، به حضرت دستور داد هر چه بر تو نازل شده، آشکار کن»<ref>به نقل از: واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۲۰۸؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۱، ص۲۱۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۸.</ref>.
# برخی دیگر می‌گویند: چون [[مکه]] فتح شد و [[اسلام]] گسترش یافت، [[خداوند]] به حضرت{{صل}} دستور داد هر آنچه را برای او فرستاده شده، آشکار و بی‌پرده بدون هیچ [[ترس]] و [[خویشتن‌داری]]، [[ابلاغ]] کند که اگر به این صورت ابلاغ نکند، [[رسالت]] پروردگارش را نرسانده است<ref>ابن قتیبه، کتاب المسائل والاجوبة، ص۲۲۲.</ref> و یا آیه خطاب به حضرت می‌گوید: آنچه بر تو نازل شد، بدون ترس از هیچ کس برسان و اگر با ترس [[تبلیغ]] کنی، گویی که تمام [[رسالت]] پروردگارت را نرسانده‌ای<ref>بغوی، معالم التنزیل (تفسیر بغوی)، ج۲، ص۵۲ و نیز، ر.ک: تفسیر نسفی، ج۱، ص۲۹۳؛ واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۲۰۸؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۱، ص۲۱۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۸ و ابن قتیبه، کتاب المسائل و الاجودة. ص۲۲۲.</ref>. ابن انباری می‌گوید: «[[پیامبر]] برخی [[آیات قرآن]] را زمانی که در مکه بود، آشکارا ابلاغ کرد و برخی را به خاطر ترس از هجوم [[مشرکان]] تنها با یارانشان در میان گذاشت، ولی پس از آنکه خداوند اسلام را با [[مؤمنان]] عزیز کرد، به حضرت دستور داد هر چه بر تو نازل شده، آشکار کن»<ref>به نقل از: واحدی نیشابوری، الوسیط، ج۲، ص۲۰۸؛ ابن عطیه، المحرر الوجیز، ج۱، ص۲۱۴؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۸.</ref>.


خط ۱۱۷: خط ۱۱۷:
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه تبلیغ - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه تبلیغ»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:IM009868.jpg|22px]] [[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|'''بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت''']]
# [[پرونده:IM009868.jpg|22px]] [[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت (کتاب)|'''بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت''']]
# [[پرونده:IM010856.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|'''قرآن و علم کلام''']]
# [[پرونده:1368142.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|'''درسنامه امام‌شناسی''']]
# [[پرونده:1368142.jpg|22px]] [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|'''درسنامه امام‌شناسی''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
۱۵٬۳۹۸

ویرایش