امامت امامان دوازده‌گانه در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۰۰: خط ۵۰۰:
از پدرانش{{عم}} نقل فرمود: پیامبر خدا{{صل}} فرمودند:
از پدرانش{{عم}} نقل فرمود: پیامبر خدا{{صل}} فرمودند:
به یقین خدای از روزها، [[جمعه]] را برگزید، و از ماه‌ها، [[ماه رمضان]] را، و از شب‌ها، [[شب قدر]] را و از همۀ پیامبران، مرا برگزیده و از من، علی را برگزید و بر همۀ اوصیا برتری‌اش داد و از علی، حسن و حسین را برگزید و از [[فرزندان حسین]] اوصیا را برگزید که [[تحریف]] غلوکنندگان و [[فرقه‌سازی]] [[اهل باطل]] و [[تفسیر]] [[گمراهان]] را از [[قرآن]] دفع کنند، نُهمین ایشان قائمشان است که او ظاهر و [[باطن]] آنها است.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۵، ص ۳۳۱.</ref>
به یقین خدای از روزها، [[جمعه]] را برگزید، و از ماه‌ها، [[ماه رمضان]] را، و از شب‌ها، [[شب قدر]] را و از همۀ پیامبران، مرا برگزیده و از من، علی را برگزید و بر همۀ اوصیا برتری‌اش داد و از علی، حسن و حسین را برگزید و از [[فرزندان حسین]] اوصیا را برگزید که [[تحریف]] غلوکنندگان و [[فرقه‌سازی]] [[اهل باطل]] و [[تفسیر]] [[گمراهان]] را از [[قرآن]] دفع کنند، نُهمین ایشان قائمشان است که او ظاهر و [[باطن]] آنها است.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۵، ص ۳۳۱.</ref>
==[[نصب خاص]] [[امامان دوازده‌گانه]] با ذکر اسامی آنان==
در [[روایات]] وارده از [[رسول اکرم]]{{صل}} در مورد نصب خاص [[امامان]] و [[جانشینان]] پس از خود به اسامی آنان نیز اشاره شده است.
روایات مشتمل بر ذکر اسامی بر چند نوع‌اند:
# روایات مشتمل بر ذکر خصوص [[امام]] [[بلافصل]] بعد از [[رسول]]{{صل}} یعنی [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}}. به قسمت عمده‌ای از این دسته روایات در مبحث گذشته (مبحث سوم) که دربارۀ عناوین به کار رفته در نصب خاص بحث کردیم اشاره شد؛ لذا در این مبحث به این دسته از روایات نمی‌پردازیم.
# روایات مشتمل بر ذکر تعدادی از امامان دوازده‌گانۀ بعد الرسول به‌ویژه امامان سه‌گانۀ بعد الرسول{{صل}} یعنی امیرالمؤمنین علی{{ع}} و دو فرزند مطهرش امامین حسن و حسین{{عم}}.
# روایات مشتمل بر ذکر اسامی تمامی امامان دوازده‌گانۀ بعد الرسول{{صل}}.
در اینجا به ذکر این دو دستۀ اخیر می‌پردازیم، دسته‌های دیگری از روایات نصب خاص وجود دارد که به جهت اختصار از ذکر آنها خودداری می‌کنیم، نظیر روایات فراوان مربوط به [[نص]] هر امام بر امام پس از خود که بسیار است و در کتب [[کلامی]] و نیز در [[کتب حدیث]]؛ نظیر کافی و [[امالی]] [[صدوق]] و [[شیخ طوسی]] و [[اکمال الدین]] صدوق و [[الاحتجاج]] [[طبرسی]] و سایر کتب [[کلام]] و [[حدیث]] و [[تفسیر]] و [[تاریخ]] به آنها پرداخته شده است. علاقه‌مندان برای اطلاع بیشتر بر [[احادیث]] [[نصب]] ائمۀ بعدالرسول{{صل}} می‌توانند به آنها مراجعه کنند.
بنابراین در این مبحث به ذکر دو دسته از روایات ذکر اسامی [[اثناعشر]] از [[ائمه]] بعد الرسول می‌پردازیم:
===روایاتی که در آنها اسامی تعدادی از امامان دوازده‌گانۀ بعد از رسول ذکر شده است===
در اینجا به ذکر نمونه‌ای از این روایات اکتفا می‌کنیم:
۱. صدوق به [[سند صحیح]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|عَنْ آبَائِهِ{{عم}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: اكْتُبْ مَا أُمْلِي عَلَيْكَ، فَقَالَ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ! أَ تَخَافُ عَلَيَّ النِّسْيَانَ؟ قَالَ{{صل}}: لَسْتُ أَخَافُ عَلَيْكَ النِّسْيَانَ، وَ قَدْ دَعَوْتُ اللَّهَ لَكَ أَنْ يُحَفِّظَكَ وَ لَا يُنَسِّيَكَ، وَ لَكِنِ اكْتُبْ لِشُرَكَائِكَ. قَالَ: قُلْتُ: وَ مَنْ شُرَكَائِي يَا نَبِيَّ اللَّهِ؟ قَالَ: الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِكَ، بِهِمْ تُسْقَى أُمَّتِي الْغَيْثَ، وَ بِهِمْ يُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ، وَ بِهِمْ يَصْرِفُ اللَّهُ عَنْهُمُ الْبَلَاءَ، وَ بِهِمْ يَنْزِلُ الرَّحْمَةَ مِنَ السَّمَاءِ، وَ هَذَا أَوَّلُهُمْ، وَ أَوْمَى بِيَدِهِ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ{{ع}} ثُمَّ أَوْمَى بِيَدِهِ إِلَى الْحُسَيْنِ{{ع}} ثُمَّ قَالَ: الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِهِ}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۶۳، ح۱؛ ترتیب الامالی، ج۵، ص۱۱۲، ح۲۳۵۲.</ref>؛
[[رسول خدا]]{{صل}} به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: آنچه بر تو [[املا]] می‌کنم بنویس: علی{{ع}} گفت: ای [[پیامبر خدا]]، آیا نگران هستی که فراموش کنم؟ [[رسول‌خدا]]{{صل}} فرمود: نگران فراموش کردن تو نیستم؛ زیرا از [[خدا]] خواسته‌ام که به تو [[حافظه]] بدهد و تو را از [[فراموشی]] نگهدارد؛ لکن برای شریکانت بنویس، علی{{ع}} گفت: به رسول‌خدا{{صل}} گفتم: شرکای من چه کسانند ای پیامبر خدا؟ فرمود: [[امامان]] از [[فرزندان]] تو، [[خداوند]] به وسیلۀ آنان بر امتم [[باران]] می‌بارد، و به وسیلۀ آنان دعای آنها را [[مستجاب]] می‌کند و به وسیلۀ آنان [[بلاها]] را از آنها دور می‌کند، و به وسیلۀ آنان از [[آسمان]] [[رحمت]] خود را بر آنها فرو می‌فرستد، و این - اشاره کرد به [[حسن بن علی]]{{عم}} - اولین آنهاست، سپس به [[حسین بن علی]]{{عم}} اشاره کرد و فرمود: امامان از [[نسل]] اویند.
عبارت: {{متن حدیث|شُرَكَائِكَ}} و عبارت: {{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِكَ}} در صدر [[حدیث]] و همچنین عبارت: {{متن حدیث|وَ أَوْمَى بِيَدِهِ إِلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ{{ع}} ثُمَّ أَوْمَى بِيَدِهِ إِلَى الْحُسَيْنِ{{ع}}}} ضمن اشاره به سایر امامان از [[فرزندان علی]]{{ع}} [[نص]] در تعیین امامان سه‌گانۀ علی، حسن، حسین{{عم}} برای [[جانشینی]] بعد الرسول{{صل}} است.
۲. [[شیخ مفید]] به [[سند صحیح]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ{{ع}}، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}: يَا عَلِيُّ! أَنَا وَ أَنْتَ وَ ابْنَاكَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ أَرْكَانُ الدِّينِ وَ دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، مَنْ تَبِعَنَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنَّا فَإِلَى النَّارِ}}<ref>امالی مفید، مجلس ۲۵، ح۴؛ ترتیب الامالی، ج۵، ص۱۱۱، ح۲۳۵۱.</ref>؛
[[رسول خدا]]{{صل}} به [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} فرمود: [[یا علی]] من و تو و دو فرزندت حسن و حسین و نُه تن از [[فرزندان حسین]]، [[ارکان دین]] و پایه‌های [[اسلام]] هستیم، هرکس از ما [[پیروی]] کند [[نجات]] می‌یابد، و هرکس از ما جا بماند و به ما نپیوندد راه [[جهنم]] را در پیش گرفته است.
عبارت: {{متن حدیث|دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، مَنْ تَبِعَنَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنَّا فَإِلَى النَّارِ}} به صراحت بر [[وجوب]] [[تبعیت]] از [[امامان]] سه‌گانۀ بعد الرسول و نیز سایر امامان نُه‌گانۀ از [[فرزندان امام حسین]]{{عم}} دلالت دارد، در این [[روایت]] به اسامی امامان سه‌گانۀ بعد الرسول تصریح شده است، و نیز به این مطلب تصریح شده که سایر امامان از [[نسل حسین]]{{ع}} می‌باشند.
۳. [[صدوق]] به اسناد معتبر از [[سعید بن المسیب]] روایت می‌کند:
{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَرْشِدْنِي إِلَى النَّجَاةِ. فَقَالَ: يَا ابْنَ سَمُرَةَ! إِذَا اخْتَلَفَتِ الْأَهْوَاءُ وَ تَفَرَّقَتِ الْآرَاءُ، فَعَلَيْكَ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَإِنَّهُ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِي}} - الی ان قال – {{متن حدیث|وَ ابْنَيْهِ إِمَامَا أُمَّتِي وَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ{{ع}}، تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۷، ح۳؛ ترتیب الامالی، ج۵، ص۱۰۹، ح۲۳۴۸.</ref>؛
[[عبدالرحمان بن سمره]] گفت: به رسول خدا{{صل}} گفتم: مرا به نجات [[راهنمایی]] فرما، پس فرمود: ای فرزند [[سمره]] آنگاه که هوای [[دل]] [[مردم]] دچار [[اختلاف]] شد و آرای آنها پراکنده و متفرق گشت تو را باد که با علی باشی؛ زیرا او [[امام امت]] من و [[جانشین]] من در میان مردم پس از من است - تا آنجا که فرمود: - و دو فرزند او امامان [[امت]] من، و سروران [[جوانان]] [[اهل]] بهشت‌اند، و نُه تن از فرزندان حسین که نهمین آنان [[قائم]] امت من است که [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند همان‌گونه که پر از [[ظلم و جور]] شده است.
در این [[روایت]] افزون بر [[نص بر امامت]] [[امامان]] سه‌گانۀ بعد از [[رسول]] به [[امامت]] سایر [[امامان دوازده‌گانه]] نیز اشاره شده است.
۴. [[کلینی]] به اسناد صحیح روایت مفصلی را از [[امام صادق]]{{ع}} روایت می‌کند<ref>در محل خود بیان شده که آنچه ائمۀ اطهار از جمله امام صادق{{ع}} دربارۀ احکام الهی و معارف بیان می‌کنند، همگی روایت از پدرانشان و آنان از امیرالمؤمنین{{ع}} و ایشان از رسول الله{{صل}} است.</ref> که در آن ضمن ذکر اسامی تعدادی از امامان دوازده‌گانۀ بعد الرسول{{صل}} به بر خی از جزئیات [[نصب]] [[جانشین]] بعد الرسول اشاره شده است، در اینجا به لحاظ اهمیت فراوان این روایت تمامی آن را نقل می‌کنیم:
{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} فَقَالَ:
نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ{{عم}}. فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ: فَمَا لَهُ لَمْ يُسَمِّ عَلِيّاً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ{{عم}} فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟ قَالَ: فَقَالَ: قُولُوا لَهُمْ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} نَزَلَتْ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ لَمْ يُسَمِّ اللَّهُ‌ لَهُمْ ثَلَاثاً وَ لَا أَرْبَعاً حَتَّى كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} هُوَ الَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُمْ، وَ نَزَلَتْ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ وَ لَمْ يُسَمِّ لَهُمْ مِنْ كُلِّ أَرْبَعِينَ دِرْهَماً دِرْهَمٌ حَتَّى كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} هُوَ الَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُمْ وَ نَزَلَ الْحَجُّ فَلَمْ يَقُلْ لَهُمْ: طُوفُوا أُسْبُوعاً، حَتَّى كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} هُوَ الَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُمْ وَ نَزَلَتْ {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} وَ نَزَلَتْ فِي عَلِيٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فِي عَلِيٍّ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، وَ قَالَ{{صل}} أُوصِيكُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ وَ أَهْلِ بَيْتِي فَإِنِّي سَأَلْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يُفَرِّقَ بَيْنَهُمَا حَتَّى يُورِدَهُمَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَأَعْطَانِي ذَلِكَ، وَ قَالَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ وَ قَالَ إِنَّهُمْ لَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ بَابِ هُدًى وَ لَنْ يُدْخِلُوكُمْ فِي بَابِ ضَلَالَةٍ، فَلَوْ سَكَتَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَلَمْ يُبَيِّنْ مَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ لَادَّعَاهَا آلُ فُلَانٍ وَ آلُ فُلَانٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَهُ فِي كِتَابِهِ تَصْدِيقاً لِنَبِيِّهِ{{صل}}: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}} فَكَانَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ فَاطِمَةُ{{عم}} فَأَدْخَلَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} تَحْتَ الْكِسَاءِ فِي بَيْتِ أُمِّ سَلَمَةَ ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّ لِكُلِّ نَبِيٍّ أَهْلًا وَ ثَقَلًا وَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ ثَقَلِي، فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: أَ لَسْتُ مِنْ أَهْلِكَ؟ فَقَالَ: إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي وَ ثِقْلِي. فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} كَانَ عَلِيٌّ أَوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ لِكَثْرَةِ مَا بَلَّغَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ إِقَامَتِهِ لِلنَّاسِ وَ أَخْذِهِ بِيَدِهِ، فَلَمَّا مَضَى عَلِيٌّ لَمْ يَكُنْ يَسْتَطِيعُ عَلِيٌّ وَ لَمْ يَكُنْ لِيَفْعَلَ أَنْ يُدْخِلَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ<ref>مقصود محمد بن الحنفیه فرزند امیرالمؤمنین{{ع}} است.</ref> وَ لَا الْعَبَّاسَ بْنَ عَلِيٍّ<ref>مقصود حضرت ابالفضل العباس فرزند امیرالمؤمنین{{ع}} است.</ref> وَ لَا وَاحِداً مِنْ وُلْدِهِ إِذاً لَقَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ فِينَا كَمَا أَنْزَلَ فِيكَ فَأَمَرَ بِطَاعَتِنَا كَمَا أَمَرَ بِطَاعَتِكَ، وَ بَلَّغَ فِينَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} كَمَا بَلَّغَ فِيكَ وَ أَذْهَبَ عَنَّا الرِّجْسَ كَمَا أَذْهَبَهُ عَنْكَ فَلَمَّا مَضَى عَلِيٌّ{{ع}} كَانَ الْحَسَنُ{{ع}} أَوْلَى بِهَا لِكِبَرِهِ، فَلَمَّا تُوُفِّيَ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يُدْخِلَ وُلْدَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لِيَفْعَلَ ذَلِكَ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ {{متن قرآن|وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ}} فَيَجْعَلَهَا فِي وُلْدِهِ إِذاً لَقَالَ الْحُسَيْنُ أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَتِي كَمَا أَمَرَ بِطَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ أَبِيكَ وَ بَلَّغَ فِيَّ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} كَمَا بَلَّغَ فِيكَ وَ فِي أَبِيكَ وَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّي الرِّجْسَ كَمَا أَذْهَبَ عَنْكَ وَ عَنْ أَبِيكَ فَلَمَّا صَارَتْ إِلَى الْحُسَيْنِ{{ع}} لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنْ‌ أَهْلِ بَيْتِهِ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَدَّعِيَ عَلَيْهِ كَمَا كَانَ هُوَ يَدَّعِي عَلَى أَخِيهِ وَ عَلَى أَبِيهِ لَوْ أَرَادَا أَنْ يَصْرِفَا الْأَمْرَ عَنْهُ وَ لَمْ يَكُونَا لِيَفْعَلَا، ثُمَّ صَارَتْ حِينَ أَفْضَتْ إِلَى الْحُسَيْنِ{{ع}} فَجَرَى تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ {{متن قرآن|وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ}} ثُمَّ صَارَتْ مِنْ بَعْدِ الْحُسَيْنِ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، ثُمَّ صَارَتْ مِنْ بَعْدِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ{{عم}} وَ قَالَ: الرِّجْسُ هُوَ الشَّكُّ، وَ اللَّهِ لَا نَشُكُّ فِي رَبِّنَا أَبَداً}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۸.</ref>؛
[[ابوبصیر]] گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدم دربارۀ فرمودۀ [[خداوند]] «[[خدا]] را [[اطاعت]] کنید، و [[رسول]] و [[اولی‌الامر]] را اطاعت کنید» پس فرمود: دربارۀ [[علی بن ابی‌طالب]] و حسن و حسین{{عم}} نازل شده است، پس گفتم: [[مردم]] می‌گویند: پس چرا [[نام علی]] و [[خاندان]] او در [[کتاب خدا]] نیامده است؟ فرمود: به آنها بگویید: همانا دستور [[نماز]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شد و گفته نشد سه رکعت یا چهار رکعت تا آنکه رسول خدا{{صل}} آن را بیان و [[تفسیر]] نمود، و دستور [[زکات]] نازل شد و گفته نشد از هر چهل درهم یک درهم تا آنکه رسول خدا{{صل}} آن را بیان و تفسیر نمود، و دستور [[حج]] نازل شد و گفته نشد هفت بار [[طواف]] کنید تا آنکه رسول خدا{{صل}} آن را بیان و تفسیر نمود، همچنین [[آیه]] نازل شد: «اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا و اولی‌الامر را» و دربارۀ علی و حسن و حسین نازل شد پس [[رسول‌خدا]]{{صل}} آن را بیان فرمود، و دربارۀ علی فرمود: «هرکس من مولای اویم علی مولای اوست» نیز فرمود: شما را دربارۀ کتاب خدا و خاندانم سفارش می‌کنم زیرا از خداوند خواستم آنان را از کتاب خدا جدا نکند تا آنگاه که در کنار [[حوض]] به سوی من آیند، پس [[خداوند]] آنچه را خواستم به من عطا فرمود، نیز [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «آنان را (اهل‌بیتم را) نیاموزید که آنان از شما داناترند، نیز فرمود: [[اهل‌بیت]] من شما را از درب [[هدایت]] بیرون نمی‌برند، و به درب [[گمراهی]] وارد نمی‌کنند» پس چنانچه [[رسول خدا]]{{صل}} سخن نمی‌گفت و بیان نمی‌کرد که اهل‌بیت او چه کسانند [[خاندان]] فلان و خاندان فلان آن را ادعا می‌کردند، لکن [[خداوند]] جهت [[تأیید]] و [[تصدیق]] پیامبرش [[آیه]] نازل کرد و [[اهل‌بیت پیامبر]] را معرفی کرد و فرمود: «همانا خداوند [[اراده]] کرده است هرگونه [[پلیدی]] و [[ناپاکی]] را از شما اهل‌بیت دور کند و شما را [[پاک]] پاک گرداند» در اینجا علی بود و [[فاطمه]] و حسن و حسین، رسول خدا{{صل}} اینان را در خانۀ [[ام‌سلمه]] به زیر [[کسا]] برد، پس فرمود: «خداوندا هرکسی خاندانی دارد و سپرده و یادگاری از خود بجا می‌گذارد خداوندا و همانا اینان اهل‌بیت من و یادگار و هستی بازماندۀ من هستند، پس ام‌سلمه گفت: آیا من از خاندان شما نیستم؟ رسول خدا{{صل}} فرمود: [[عاقبت]] کار تو [[نیک]] است، لکن اینان اهل‌بیت من و یادگار و هستی بازماندۀ من هستند» پس آنگاه که رسول خدا{{صل}} [[رحلت]] فرمود، علی [[ولیّ]] [[مردم]] و اولای به آنان از دیگران بود؛ زیرا رسول خدا{{صل}} [[تبلیغ]] بسیار دربارۀ او و [[جانشینی]] او فرموده بود و دست او را در برابر مردم گرفت و او را به مردم معرفی نمود، پس از علی، علی نمی‌توانست، و هیچ‌گاه نمی‌کرد، که [[فرزندان]] دیگر خود را محمد یا عباس را یا هر فرزند دیگر را از جملۀ اهل‌بیت بشمارد و برای او [[مقام ولایت]] امر ادعا کند، وگرنه حسن و حسین به او می‌گفتند: همانا [[خدای متعال]] همان‌گونه که دربارۀ تو آیه نازل فرمود در [[شأن]] ما نیز آیه نازل کرد و مردم را به [[اطاعت]] ما دستور داد همان‌گونه که آنان را به اطاعت تو دستور داد، و رسول خدا{{صل}} همان‌گونه که دربارۀ تو [[دستور خدا]] را اعلام و تبلیغ کرد، [[دستور خدا]] را در [[شأن]] ما نیز اعلام و [[تبلیغ]] کرد، و همان‌گونه که [[خداوند]] [[پلیدی]] و [[ناپاکی]] را از تو دور داشت از ما نیز دور داشت.
پس آنگاه که علی{{ع}} [[رحلت]] فرمود، حسن به [[مقام ولایت]] از دیگر [[فرزندان علی]]{{ع}} اولی بود؛ زیرا بزرگترین آنها بود پس هنگام رحلتش نمی‌توانست [[فرزندان]] خود را از جملۀ [[اهل‌بیت]] به‌شمار آورد و هیچ‌گاه چنین نمی‌کرد و [[خداوند]] می‌فرماید: «[[اولو الارحام]] برخی نسبت به برخی دیگر اولی هستند در [[کتاب خدا]]» لذا حسن نمی‌توانست [[مقام ولایت]] را به [[فرزندان]] خود واگذار کند، وگرنه حسین به او می‌گفت: خداوند [[مردم]] را به [[اطاعت]] من دستور داد همان‌گونه که به اطاعت تو و اطاعت پدرت دستور داد، و [[رسول خدا]]{{صل}} در [[شأن]] من [[دستور خدا]] را [[ابلاغ]] و بیان نمود همان‌گونه در شأن تو و پدرت ابلاغ و بیان فرمود، و [[پلیدی]] و [[ناپاکی]] را از من دور داشت همان‌گونه که از تو و پدرت دور داشت. پس آنگاه که [[ولایت امر]] به حسین رسید هیچ‌یک از بستگان او نمی‌توانست، و هیچ‌گاه چنین نمی‌کرد که مقام ولایت را برای خود ادعا کند، پس مقام ولایت به حسین اختصاص داشت و معنای [[آیه]] در [[حق]] او جاری شد که [[خدا]] فرمود: «اولو الارحام برخی نسبت به برخی دیگر [[اولویت]] دارند» پس از حسین مقام ولایت به علی بن‌حسین{{عم}} رسید و پس از او به [[محمد بن علی]]{{عم}}، [[رجس]] و پلیدی [[شک]] است و هیچ‌گاه دربارۀ خدای خویش دچار شک نشده‌ایم.
۵. [[کلینی]] به اسناد صحیح از [[امام محمد باقر]]{{ع}}- در ضمن [[حدیثی]] - [[روایت]] می‌کند که فرمود:
{{متن حدیث|إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَوْصَى إِلَى عَلِيٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، فَلَمَّا مَضَى عَلِيٌّ{{ع}} أَوْصَى إِلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، وَ لَوْ ذَهَبَ يَزْوِيهَا عَنْهُمَا، لَقَالا لَهُ: نَحْنُ وَصِيَّانِ مِثْلُكَ وَ لَمْ يَكُنْ لِيَفْعَلَ ذَلِكَ، وَ أَوْصَى الْحَسَنُ إِلَى الْحُسَيْنِ، وَ لَوْ ذَهَبَ يَزْوِيهَا عَنْهُ، لَقَالَ: أَنَا وَصِيٌّ مِثْلُكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ مِنْ أَبِي، وَ لَمْ يَكُنْ لِيَفْعَلَ ذَلِكَ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ}} هِيَ فِينَا وَ فِي أَبْنَائِنَا}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۹۱-۲۹۲.</ref>؛
همانا رسول خدا{{صل}} علی و حسن و حسین{{عم}} را [[وصیّ]] خود قرار داد، پس هنگامی که علی{{ع}} [[رحلت]] کرد حسن و حسین{{عم}} را وصیّ خویش قرار داد، و اگر [[مقام ولایت]] را از آنها به دیگری می‌سپرد به او می‌گفتند: ما نیز همچون تو [[وصیّ]] [[رسول خدا]]{{صل}} هستیم، هرچند علی{{ع}} هیچ‌گاه چنین نمی‌کرد و حسن، حسین{{عم}} را [[وصیّ]] خود قرار داد، و اگر [[ولایت]] را به دیگری می‌سپرد به حسن{{ع}} می‌گفت: من همچون تو وصیّ [[رسول خدا]]{{صل}} و وصیّ پدرم هستم و البته حسن{{ع}} هیچ‌گاه چنین نمی‌کرد، [[خداوند]] فرمود: «[[اولو الارحام]] برخی نسبت به برخی دیگر اولی هستند» این [[آیه]] دربارۀ ما و [[فرزندان]] ماست.
۶. [[صدوق]] به [[سند صحیح]] از [[ابن عباس]] - در ضمن [[حدیثی]] - [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: أَمَّا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} فَإِنَّهُ أَخِي وَ شَقِيقِي، وَ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدِي وَ صَاحِبُ لِوَائِي فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ، وَ صَاحِبُ حَوْضِي وَ شَفَاعَتِي، وَ هُوَ مَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ، وَ إِمَامُ كُلِّ مُؤْمِنٍ، وَ قَائِدُ كُلِّ تَقِيٍّ، وَ هُوَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي عَلَى أَهْلِي وَ أُمَّتِي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي}} - الی ان قال: - {{متن حدیث|وَ أَمَّا الْحَسَنُ فَإِنَّهُ ابْنِي وَ وُلْدِي وَ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ قُرَّةُ عَيْنِي، وَ ضِيَاءُ قَلْبِي وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي، وَ هُوَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْأُمَّةِ، أَمْرُهُ أَمْرِي وَ قَوْلُهُ قَوْلِي، مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَيْسَ مِنِّي}} - الی ان قال: - {{متن حدیث|وَ أَمَّا الْحُسَيْنُ فَإِنَّهُ مِنِّي وَ هُوَ ابْنِي وَ وَلَدِي، وَ خَيْرُ الْخَلْقِ بَعْدَ أَخِيهِ، وَ هُوَ إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ خَلِيفَةُ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَ غِيَاثُ الْمُسْتَغِيثِينَ وَ كَهْفُ الْمُسْتَجِيرِينَ وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَجْمَعِينَ وَ هُوَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ بَابُ نَجَاةِ الْأُمَّةِ أَمْرُهُ أَمْرِي، وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِي مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّي، وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَيْسَ مِنِّي...}}<ref>امالی صدوق، مجلس ۲۴، ح۲؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۸۲، ح۱۱۳۰.</ref>؛
ابن عباس گفت: رسول خدا{{صل}} فرمود: اما [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} پس [[برادر]] من و [[صاحب الأمر]] پس از من، و [[پرچمدار]] من در [[دنیا]] و [[آخرت]]، و صاحب [[حوض]] من و صاحب [[شفاعت]] من است، و اوست مولای هر [[مسلمان]]، و [[امام هر مؤمن]]، و [[رهبر]] هر [[پرهیزگار]] است، و اوست [[وصیّ]] من و خلیفۀ من بر [[خاندان]] و بر [[امت]] من در [[زمان]] [[حیات]] من و بعد از [[مرگ]] من است - تا آنجا که فرمود: - و اما حسن{{ع}} پس او فرزند من و پارۀ هستی من و [[نور چشم]] من و روشنی [[جان]] من و میوۀ [[دل]] من است، و او [[سرور جوانان اهل بهشت]] است، و [[حجت خداوند]] بر امت است، [[فرمان]] او فرمان من، و گفتۀ او گفتۀ من است، آن کس که از او [[پیروی]] کند از من است و آن کس که از فرمان او [[سرپیچی]] کند از من نیست - تا آنجا که فرمود: - و اما حسین{{ع}} پس از من است، و فرزند و زادۀ من، و پس از برادرش بهترین [[خلق]] است، و [[امام]] [[مسلمین]] و مولای [[مؤمنین]] و خلیفۀ [[پروردگار]] جهانیان است، و [[فریادرس]] دادخواهان و [[پناهگاه]] پناهجویان است، و حجت خداوند بر تمامی [[آفریدگان]] اوست، و او سرور جوانان اهل بهشت است، و درب [[نجات]] امت است، فرمانش فرمان من و اطاعتش [[اطاعت]] من است، آن کس که از او پیروی کند از من است، و آن کس که از فرمان او سرپیچی کند از من نیست.
۷. همچنین [[صدوق]] به [[سند صحیح]] از [[سلیم بن قیس هلالی]] [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|سَمِعْتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ جَعْفَرٍ الطَّيَّارِ يَقُولُ:
كُنَّا عِنْدَ مُعَاوِيَةَ وَ الْحَسَنَ{{ع}} وَ الْحُسَيْنَ{{ع}} وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ وَ عُمَرَ بْنَ أَبِي سَلَمَةَ وَ أُسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ فَذَكَرَ حَدِيثاً جَرَى بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ وَ أَنَّهُ قَالَ لِمُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ: إِنِّي أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ثُمَّ أَخِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا اسْتُشْهِدَ فَابْنِيَ الْحَسَنُ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ثُمَّ ابْنِيَ الْحُسَيْنُ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا اسْتُشْهِدَ فَابْنُهُ عَلِيٌّ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ سَتُدْرِكُهُ يَا عَلِيُّ ثُمَّ ابْنُهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ أَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ سَتُدْرِكُهُ يَا حُسَيْنُ ثُمَّ تُكَمِّلُهُ اثْنَيْ عَشَرَ إِمَاماً تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ. قَالَ عَبْدُ اللَّهِ: ثُمَّ اسْتَشْهَدْتُ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ{{عم}} وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ وَ عُمَرَ بْنَ أَبِي سَلَمَةَ، وَ أُسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ فَشَهِدُوا لِي عِنْدَ مُعَاوِيَةَ قَالَ سُلَيْمُ بْنُ قَيْسٍ: وَ قَدْ كُنْتُ سَمِعْتُ ذَلِكَ مِنْ سَلْمَانَ وَ أَبِي ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادِ وَ أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ فَحَدَّثُونِي أَنَّهُمْ سَمِعُوا ذَلِكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}<ref>اکمال الدین، ج۱، ص۲۵۶ و ۲۵۷.</ref>؛
سلیم گفت: شنیدم عبدالله فرزند [[جعفر طیار]] می‌گفت: همراه حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و [[عبدالله بن عباس]] و [[عمر بن ابی‌سلمه]] و [[اسامة بن زید]] نزد معاویه بودیم، پس گفتگویی را که بین او و معاویه رخ داده بود نقل کرد و گفت به معاویه گفتم: شنیدم [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: همانا من از [[مؤمنان]] به خودشان اولی هستم پس برادرم [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} از مؤمنان به خودشان اولی است، پس آنگاه که علی{{ع}} به [[شهادت]] برسد حسن{{ع}} از مؤمنان به خودشان اولی است سپس حسین{{ع}} از مؤمنان به خودشان اولی است پس آنگاه که به شهادت برسد فرزندش علی{{ع}} از مؤمنان به خودشان اولی است - و خطاب به علی{{ع}} فرمود: تو او را [[درک]] خواهی کرد - سپس فرزندش [[محمد بن علی]]{{ع}} از مؤمنان به خودشان اولی است - و خطاب به حسین{{ع}} فرمود: تو او را درک خواهی کرد - سپس نُه تن از [[فرزندان حسین]] همگی [[دوازده امام]] را نام برد که نُه تن آنها از [[فرزندان]] حسین‌اند. [[عبدالله بن جعفر]] گفت: پس از آنکه این مطلب را گفتم حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و [[عبدالله بن عباس]] و [[عمر بن ابی سلمه]] و [[اسامة بن زید]] را [[شاهد]] گرفتم، و آنان همگی بر [[صحت]] سخن من نزد معاویه شهادت دادند. سلیم بن قیس گفت: همانا من همین سخن را از [[سلمان]] و [[ابی‌ذر]] و [[مقداد]] و اسامة بن زید شنیدم، و همگی به من گفتند این سخن را از رسول خدا{{صل}} شنیده‌اند.
۸. نیز [[صدوق]] به [[سند صحیح]] از سلیم بن قیس هلالی [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ: رَأَيْتُ عَلِيّاً{{ع}} فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فِي خِلَافَةِ عُثْمَانَ وَ جَمَاعَةٌ يَتَحَدَّثُونَ وَ يَتَذَاكَرُونَ الْعِلْمَ وَ الْفِقْهَ، فَذَكَرْنَا قُرَيْشاً وَ شَرَفَهَا وَ فَضْلَهَا وَ سَوَابِقَهَا وَ هِجْرَتَهَا، وَ مَا قَالَ فِيهَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مِنَ الْفَضْلِ مِثْلَ قَوْلِهِ: الْأَئِمَّةُ مِنْ قُرَيْشٍ}} - الی ان قال: - {{متن حدیث|وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} سَاكِتٌ لَا يَنْطِقُ، لَا هُوَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ.
فَأَقْبَلَ الْقَوْمُ عَلَيْهِ فَقَالُوا: يَا أَبَا الْحَسَنِ مَا يَمْنَعُكَ أَنْ تَتَكَلَّمَ؟ فَقَالَ: مَا مِنَ الْحَيَّيْنِ أَيْ قُرَيْشٍ وَ الْأَنْصَارِ إِلَّا وَ قَدْ ذَكَرَ فَضْلًا وَ قَالَ حَقّاً، وَ أَنَا أَسْأَلُكُمْ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ وَ الْأَنْصَارِ، بِمَنْ أَعْطَاكُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَذَا الْفَضْلَ؟ أَ بِأَنْفُسِكُمْ وَ عَشَائِرِكُمْ وَ أَهْلِ بُيُوتَاتِكُمْ أَوْ بِغَيْرِكُمْ؟ قَالُوا: بَلْ أَعْطَانَا اللَّهُ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ{{صل}} وَ عَشِيرَتِهِ، لَا بِأَنْفُسِنَا وَ عَشَائِرِنَا وَ لَا بِأَهْلِ بُيُوتَاتِنَا}}.
- ثم ذکر کلاماً طویلاً لعلی{{ع}}: یذکر فیه فضل محمد{{صل}} و [[اهل بیته]]{{عم}} الی ان قال-:
{{متن حدیث|فَأَنْشُدُكُمُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَ تَعْلَمُونَ حَيْثُ نَزَلَتْ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}} وَ حَيْثُ نَزَلَتْ {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}} وَ حَيْثُ نَزَلَتْ {{متن قرآن|وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً}} - الی ان قال: - {{متن حدیث|فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيَّهُ{{صل}} أَنْ يُعَلِّمَهُمْ وُلَاةَ أَمْرِهِمْ وَ أَنْ يُفَسِّرَ لَهُمْ مِنَ الْوَلَايَةِ مَا فَسَّرَ لَهُمْ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَكَاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ حَجِّهِمْ، فَنَصَبَنِي لِلنَّاسِ بِغَدِيرِ خُمٍّ ثُمَّ خَطَبَ فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْسَلَنِي بِرِسَالَةٍ ضَاقَ بِهَا صَدْرِي وَ ظَنَنْتُ أَنَّ النَّاسَ مُكَذِّبِيَّ، فَأَوْعَدَنِي لَأُبَلِّغَنَّهَا أَوْ لَيُعَذِّبَنِّي ثُمَّ أَمَرَ فَنُودِيَ الصَّلَاةَ جَامِعَةً، ثُمَّ خَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَوْلَايَ وَ أَنَا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ، وَ أَنَا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ؛ قَالَ: قُمْ يَا عَلِيُّ! فَقُمْتُ، فَقَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ}} - الی ان قال: - {{متن حدیث|فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}} فَكَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ قَالَ: اللَّهُ أَكْبَرُ بِتَمَامِ النِّعْمَةِ وَ كَمَالِ نُبُوَّتِي وَ دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَلَايَةِ عَلِيٍّ بَعْدِي. فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ فَقَالا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! هَذِهِ الْآيَاتُ خَاصَّةٌ لِعَلِيٍّ؟ قَالَ: بَلَى، فِيهِ وَ فِي أَوْصِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. قَالا: يَا رَسُولَ اللَّهِ بَيِّنْهُمْ لَنَا. قَالَ: عَلِيٌّ أَخِي وَ وَزِيرِي وَ وَارِثِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي، وَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي، ثُمَّ ابْنِيَ الْحَسَنُ، ثُمَّ ابْنِيَ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ، وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ، الْقُرْآنُ مَعَهُمْ وَ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ لَا يُفَارِقُونَهُ وَ لَا يُفَارِقُهُمْ حَتَّى يَرِدُوا عَلَيَّ حَوْضِي}}‌ - الی ان قال: - {{متن حدیث|أَنْشُدُكُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَامَ خَطِيباً - لَمْ يَخْطُبْ بَعْدَ ذَلِكَ – فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَتَمَسَّكُوا بِهِمَا لِئَلَّا تَضِلُّوا، فَإِنَّ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ أَخْبَرَنِي وَ عَهِدَ إِلَيَّ أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ. فَقَامَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَ هُوَ شِبْهُ الْمُغْضَبِ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَ كُلُّ أَهْلِ بَيْتِكَ؟ فَقَالَ: لَا، وَ لَكِنْ أَوْصِيَائِي مِنْهُمْ، أَوَّلُهُمْ أَخِي وَ وَزِيرِي وَ وَارِثِي وَ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي وَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي، هُوَ أَوَّلُهُمْ، ثُمَّ ابْنِيَ الْحَسَنُ ثُمَّ ابْنِيَ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ، وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ، حَتَّى يَرِدُوا عَلَيَّ الْحَوْضَ، شُهَدَاءَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حُجَجَهُ عَلَى خَلْقِهِ وَ خُزَّانُ عِلْمِهِ وَ مَعَادِنُ حِكْمَتِهِ، مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ...}}<ref>اکمال الدین، ج۱، ص۲۶۰-۲۶۵.</ref>؛
سلیم گفت: در [[زمان]] [[خلافت عثمان]] علی{{ع}} را در [[مسجد رسول خدا]]{{صل}} همراه جماعتی دیدم که دربارۀ [[علم]] و [[فقه]] با یکدیگر [[گفتگو]] می‌کردند، سخن دربارۀ [[قریش]] و [[شرف]] و فضل و سوابق و [[هجرت]] قریش به میان آوردیم، و دربارۀ فضایلی که [[رسول اکرم]]{{صل}} برای قریش بیان فرموده بود از جمله آنکه فرمود: «[[امامان]] همگی از قریش‌اند» سخن می‌گفتیم - تا آنجا که سلیم گفت: - این در حالی بود که علی{{ع}} ساکت بود و سخنی نمی‌گفت نه او و نه هیچ‌یک از افراد خانوادۀ او. جمعی که همراه ما بودند روی به علی{{ع}} کردند و گفتند: یا ابالحسن چه چیز تو را از سخن باز داشته است؟ پس علی{{ع}} فرمود: هریک از دو گروه قریش و [[انصار]] دربارۀ فضیلتی سخن گفت، و [[حق]] گفت، و من از شما جمع قریش و انصار می‌پرسم، این فضایلی که گفتید را [[خداوند]] به وسیلۀ چه کسانی به شما عطا فرمود؟ آیا این [[فضایل]] را شما از خود یا از عشایر و [[خاندان]] خود داشتید، یا از دیگری به شما رسیده است؟ همگی گفتند: این فضایل را خداوند به وسیلۀ محمد{{صل}} و خاندان و عشیرۀ او به ما عطا فرمود نه به سبب خود یا عشایر و خاندان‌های ما.
سپس سخنی مفصّل از علی{{ع}} دربارۀ [[فضیلت]] محمد{{صل}} و [[اهل‌بیت]] او نقل کرد تا آنجا که علی{{ع}} فرمود:
شما را به [[خدا]] [[سوگند]] می‌دهم [[شهادت]] دهید آیا می‌دانید آیۀ: «ای [[مؤمنان]]، خدا را [[اطاعت]] کنید و [[رسول]] را و [[اولو الامر]] خویش را اطاعت کنید» کجا نازل شد، و آیۀ: «همانا [[ولیّ]] شما خداوند و رسول او و مؤمنانی هستند که [[نماز]] برپا می‌دارند و در حال [[رکوع]] [[زکات]] می‌دهند» کجا نازل شد و آیۀ «بجز خدا و رسول او و [[مؤمنان]] کسی را به‌عنوان تکیه‌گاه برنمی‌گزینند» کجا نازل شد؟ پس [[خداوند]] [[پیامبر]] خود را دستور داد به [[مسلمانان]] [[والیان]] امرشان را بشناساند و دربارۀ [[ولایت]] برای آنها شرح و [[تفسیر]] کند آنچه را دربارۀ [[نماز]] و [[زکات]] و [[روزه]] و [[حج]] آنها برای آنها شرح و تفسیر نمود، سپس در [[غدیرخم]] مرا به [[رهبری]] [[مردم]] [[منصوب]] نمود و [[خطبه]] ایراد فرمود و گفت: ایها [[الناس]] همانا [[خداوند]] مأموریتی به من داد که سینه‌ام برای انجام آن به تنگ آمد؛ زیرا نگران آن بودم که مردم مرا [[تکذیب]] کنند، پس خداوند بر من حتم فرمود که آن را [[تبلیغ]] کنم وگرنه مرا [[عذاب]] خواهد کرد، پس [[رسول خدا]]{{صل}} دستور داد و ندای «[[نماز]] همگانی» سر دادند، سپس خطبه ایراد فرمود و گفت: ایها الناس آیا می‌دانید خداوند مولای من و من مولای [[مؤمنان]] هستم و از آنان به خودشان اولی هستم؟ همه گفتند: آری یا [[رسول الله]]، پس به من فرمود: [[یا علی]] برخیز، برخاستم پس فرمود: آن را که من مولای اویم علی مولای اوست، پروردگارا [[دوست]] باش و بپیوند با آن کس که با علی{{ع}} دوست است و به او می‌پیوندد، و [[دشمن]] باش با آن کس که با علی{{ع}} دشمن باشد.
تا آنجا که فرمود:
پس [[خداوند متعال]] این [[آیه]] را فرو فرستاد: «امروز [[دین]] شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تام نمودم و [[اسلام]] را دین شما پسندیدم» پس رسول خدا{{صل}} فرمود: [[الله اکبر]] بر تمامی [[نعمت]] و کمال [[نبوت]] من و دین خدای و [[ولایت علی]]{{ع}} پس از من، پس [[ابوبکر]] و عمر برخاستند و گفتند: یا رسول الله این [[آیات]] مخصوص علی{{ع}} هستند؟ رسول خدا{{صل}} فرمود: آری دربارۀ علی{{ع}} و اوصیای من تا [[روز قیامت]] هستند، آن دو گفتند: یا رسول الله اینان را برای ما بیان و شرح فرما، رسول خدا{{صل}} فرمود: علی{{ع}} [[برادر]] من و [[وزیر]] من ووارث من و [[وصیّ]] من و خلیفۀ من در امتم، و [[ولیّ]] هر مؤمنی بعد از من است، پس از او حسن{{ع}} سپس حسین{{ع}} سپس نُه تن از [[فرزندان حسین]]{{عم}} یکی پس از دیگری، [[قرآن]] با اینان و اینان با قرآن هستند از آن جدا نمی‌شوند، و قرآن از آنها جدا نمی‌شود تا آنگاه که در کنار [[حوض]] من بر من وارد شوند.
تا آنجا که فرمود:
شما را به [[خدا]] [[سوگند]] می‌دهم و [[شاهد]] می‌گیرم آیا می‌دانید که [[رسول خدا]]{{صل}} در آخرین خطبۀ خود فرمود: ایها [[الناس]] من در میان شما دو یادگار گرانبها بجا می‌گذارم [[کتاب خدا]]، و عترتم اهل‌بیتم پس به آنها تمسّک کنید تا [[گمراه]] نشوید؛ زیرا همانا [[خداوند]] لطیف و [[خبیر]]، مرا خبر داد که این دو هیچ‌گاه از یکدیگر جدا نخواهند شد تا آنگاه که در کنار [[حوض]] بر من وارد شوند، پس [[عمر بن الخطاب]] درحالی‌که بسان [[خشمگین]] بود گفت:‌یا [[رسول الله]] آیا همۀ [[اهل‌بیت]] تو چنین‌اند؟ [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: نه، لکن اوصیای من که نخستین آنها برادرم و وزیرم و وارثم و خلیفۀ من بر امتم و [[ولیّ]] هر [[مؤمن]] بعد از من است که او اولین آنهاست پس از او فرزندم حسن{{ع}}، پس از او فرزندم حسین{{ع}}، سپس نُه تن از [[فرزندان حسین]]{{عم}} یکی پس از دیگری، تا بر من کنار حوض وارد شوند، اینان [[گواهان]] [[خداوند]] در [[زمین]] او و [[حجج]] خداوند بر [[خلق]] او و گنجینه‌های [[دانش]] او و [[معادن]] [[حکمت]] اویند آن کس که آنها را [[اطاعت]] کند [[خدا]] را اطاعت کرده و آن کس که آنها را [[معصیت]] کند خداوند را معصیت کرده است.
۹. [[صدوق]] به سندش از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} - در ضمن [[حدیثی]] - [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} -لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ-:
يَا ابْنَ مَسْعُودٍ! عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ إِمَامُكُمْ بَعْدِي، وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ، فَإِذَا مَضَى فَابْنِيَ الْحَسَنُ إِمَامُكُمْ بَعْدَهُ وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ، فَإِذَا مَضَى فَابْنِيَ الْحُسَيْنُ إِمَامُكُمْ بَعْدَهُ وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ، ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ أَئِمَّتُكُمْ وَ خُلَفَائِي عَلَيْكُمْ، تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِي...}}<ref>اکمال الدین، ج۱، ص۲۴۹.</ref>؛
رسول خدا{{صل}} به [[ابن مسعود]] فرمود: ای ابن مسعود، [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} [[امام]] شما بعد از من و خلیفۀ من بر شماست پس آنگاه [[رحلت]] کند فرزندم حسن{{ع}} امام شما بعد از او و خلیفۀ بر شماست، پس آنگاه که رحلت کند فرزندم حسین{{ع}} امام شما پس از او خلیفۀ من بر شماست، سپس نُه تن از فرزندان حسین{{ع}} یکی پس از دیگری [[امامان]] شما و خلفای من بر شمایند نهمین آنها [[قائم]] [[امت]] من خواهد بود.
۱۰. صدوق به [[سند صحیح]] از [[سلمان فارسی]] روایت می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} وَ إِذَا الْحُسَيْنُ عَلَى فَخِذَيْهِ وَ هُوَ يُقَبِّلُ عَيْنَيْهِ وَ يَلْثِمُ فَاهُ وَ هُوَ يَقُولُ أَنْتَ سَيِّدٌ ابْنُ سَيِّدٍ، أَنْتَ إِمَامٌ ابْنُ إِمَامٍ أَبُو الْأَئِمَّةِ، أَنْتَ حُجَّةٌ ابْنُ حُجَّةٍ أَبُو حُجَجٍ تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِكَ تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ}}<ref>خصال، ج۲، ص۴۷۵.</ref>؛
گفت: بر [[رسول خدا]]{{صل}} وارد شدم حسین بر زانوی او نشسته بود و رسول خدا بر دیدگان و بر لبان او بوسه می‌زد و می‌فرمود: تو [[سرور]]، فرزند [[سروری]]، تو [[امام]]، فرزند امام و پدر [[امامان]] هستی، تو [[حجت]]، فرزند حجت و پدر حجت‌های نُه‌گانه هستی که از صلب تو خواهند بود نهمین آنها [[قائم]]؟عج؟ آنهاست.
۱۱. [[صدوق]] به [[سند صحیح]] از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند که فرمود:
{{متن حدیث|نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً مِنْهُمْ حَسَنٌ وَ حُسَيْنٌ، ثُمَّ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ}}<ref>خصال، ج۲، ص۴۷۸.</ref>؛
ما [[دوازده امام]] هستیم، از جملۀ آنان حسن و حسین{{عم}} هستند، پس نُه امام از [[فرزندان حسین]]{{عم}}.
این روایت را [[کلینی]] نیز با همین لفظ به سند صحیح نقل کرده است<ref>کافی، ج۱، ص۵۳۳.</ref> صدوق همین روایت را با لفظ دیگری نیز نقل کرده است:
{{متن حدیث|عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}} يَقُولُ:
اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً، مِنْهُمْ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ{{ع}}}}<ref>خصال، ج۲، ص۴۸۰.</ref>؛
[[زراره]] گفت: شنیدم امام باقر{{ع}} می‌فرماید: دوازده امام از جملۀ آنها علی و حسن و حسین‌اند{{عم}} سپس امامان از فرزندان حسین{{عم}}.
این روایت هرچند به امام باقر{{ع}} منتهی می‌شود؛ لکن [[امام صادق]]{{ع}} در [[حدیث صحیح]] السند فرمود:
{{متن حدیث|حَدِيثِي حَدِيثُ أَبِي وَ حَدِيثُ أَبِي حَدِيثُ جَدِّي وَ حَدِيثُ جَدِّي حَدِيثُ الْحُسَيْنِ وَ حَدِيثُ الْحُسَيْنِ حَدِيثُ الْحَسَنِ وَ حَدِيثُ الْحَسَنِ حَدِيثُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ حَدِيثُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>کافی، ج۱، ص۵۳.</ref>؛
[[حدیث]] من حدیث پدر من است و حدیث پدر من حدیث جد من است و حدیث جد من حدیث حسین{{ع}} است و حدیث حسین{{ع}} [[حدیث حسن]]{{ع}} است و حدیث حسن{{ع}} حدیث [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است و [[حدیث]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حدیث [[رسول الله]]{{صل}} است و حدیث رسول الله{{صل}} سخن خداست.
و نیز در [[حدیث صحیح]] السند دیگری از [[امام کاظم]]{{ع}} آمده است که سماعه پرسید:
{{متن حدیث|قُلْتُ لَهُ: أَ كُلُّ شَيْ‌ءٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ{{صل}} أَوْ تَقُولُونَ فِيهِ؟ قَالَ: بَلْ كُلُّ شَيْ‌ءٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ{{صل}}}}<ref>کافی، ج۱، ص۶۲.</ref>؛
به ایشان - امام کاظم - گفتم: آیا همه چیز در [[کتاب خدا]] و [[سنت پیامبر]] اوست یا آنکه [[رأی]] و نظر خود را می‌گویید؟ فرمود: بلکه همه چیز در کتاب خدا و سنت پیامبر اوست.
بنابر این دو حدیث و [[احادیث]] دیگری که مؤید مضمون این دو حدیث است آنچه از [[امام صادق]] و [[امام باقر]] و سایر [[امامان]]{{عم}} [[روایت]] شده است عین حدیث رسول الله{{صل}} است.
۱۲. نیز [[صدوق]] به سندش از [[حضرت رضا]]{{ع}} روایت می‌کند:
{{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ{{عم}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:
مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَتَمَسَّكَ بِدِينِي، وَ يَرْكَبَ سَفِينَةَ النَّجَاةِ بَعْدِي، فَلْيَقْتَدِ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ لْيُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْيُوَالِ وَلِيَّهُ، فَإِنَّهُ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ وَفَاتِي، وَ هُوَ إِمَامُ كُلِّ مُسْلِمٍ وَ أَمِيرُ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي، قَوْلُهُ قَوْلِي وَ أَمْرُهُ أَمْرِي وَ نَهْيُهُ نَهْيِي}} - الی ان قال - {{متن حدیث|ثُمَّ قَالَ{{صل}}: الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ إِمَامَا أُمَّتِي بَعْدَ أَبِيهِمَا وَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ أُمُّهُمَا سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ، وَ أَبُوهُمَا سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ، تَاسِعُهُمُ الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِي، طَاعَتُهُمْ طَاعَتِي وَ مَعْصِيَتُهُمْ مَعْصِيَتِي...}}<ref>اکمال الدین، ج۱، ص۲۴۸.</ref>؛
[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: آن کس که [[دوست]] دارد به [[دین]] من تمسّک کند، و [[کشتی نجات]] را پس از من سوار شود پس به [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} [[اقتدا]] کند، و [[دشمن]] او را دشمن بدارد، و دوست او را دوست بدارد؛ زیرا همانا او [[وصیّ]] من و خلیفۀ من بر امتم در [[حیات]] و پس از [[وفات]] من است و او [[امام]] هر [[مسلمان]] و فرمانروای هر [[مؤمن]] پس از من است، سخن او سخن من، و [[فرمان]] او فر مان من، و [[نهی]] او نهی من است - تا آنجا که فرمود: - پس [[حسن]] و حسین{{عم}} دو [[امام امت]] من بعد از پدرانشان هستند، و دو [[سرور]] [[جوانان]] اهل‌بهشت‌اند، و مادر آنها [[سرور زنان]] جهانیان است، و پدر آنها سرور اوصیاست، و از [[فرزندان حسین]] نُه امام‌اند که نهمین آنها [[قائم]]؟عج؟ از [[فرزندان]] من است، [[اطاعت]] آنها اطاعت من، و [[معصیت]] آنها معصیت من است.
آنچه گفتیم نمونه‌ای از احادیثی بود که ضمن دلالت بر [[نصب حاکم]] بعد الرسول، در آنها شمارگان و نیز اسامی تعدادی از [[امامان]] دوازده‌گانۀ [[منصوب]] برای [[جانشینی]] و [[فرمانروایی]] [[جامعۀ اسلامی]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} ذکر شده است.
[[احادیث]] فراوان دیگری نیز در همین رابطه وجود دارد که برای [[رعایت]] اختصار از تعرض به آنها خودداری می‌کنیم.
به این نکته باید اشاره کرد که فقدان شرایط فنی [[صحت]] در تعداد کمی از این [[روایات]] صدمه‌ای به اعتبار آنها نمی‌زند؛ زیرا:
اولاً: کثرت در حد [[تواتر روایات]] وارده در این زمینه موجب قطع به صدور مضمون آنها از [[رسول اکرم]]{{صل}} است.
ثانیاً: [[اکثریت]] مطلق این روایات واجد شرایط فنی صحت روایت‌اند؛ لذا [[ضعف]] سندی آن دسته از روایات فاقد شرایط صحت را جبران می‌کند، و قرینۀ موجب قطع به صحت صدور آن روایات از رسول اکرم{{صل}} است.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۵، ص ۳۹۹-۴۱۶.</ref>
===روایاتی که مشتمل بر همۀ اسامی [[امامان دوازده‌گانه]] است===
این دسته از روایات نیز بسیارند که در اینجا به ذکر نمونه‌ای از آنها بسنده می‌کنیم:
۱. [[کلینی]] به [[سند صحیح]]، و [[صدوق]] به اسانید متعدد و [[شیخ طوسی]] به سندی دیگر همگی از [[جابر بن عبدالله]] [[روایت]] کرده‌اند - و در اینجا لفظ کلینی و صدوق را نقل می‌کنیم - که به [[امام باقر]]{{ع}} گفت:
{{متن حدیث|قَالَ جَابِرٌ: أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى‌ أُمِّكَ فَاطِمَةَ{{س}} فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أُهَنِّؤُهَا بِوِلَادَةِ الْحُسَيْنِ{{ع}} فَرَأَيْتُ فِي يَدِهَا لَوْحاً أَخْضَرَ ظَنَنْتُ أَنَّهُ مِنْ زُمُرُّدٍ وَ رَأَيْتُ فِيهِ كِتَابَةً بَيْضَاءَ شَبِيهَةً بِنُورِ الشَّمْسِ، فَقُلْتُ لَهَا: بِأَبِي أَنْتِ وَ أُمِّي يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، مَا هَذَا اللَّوْحُ؟
فَقَالَتْ: هَذَا اللَّوْحُ أَهْدَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى رَسُولِهِ{{صل}} فِيهِ اسْمُ أَبِي وَ اسْمُ بَعْلِي وَ اسْمُ ابْنَيَّ وَ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِي فَأَعْطَانِيهِ أَبِي لِيَسُرَّنِي بِذَلِكَ. قَالَ جَابِرٌ: فَأَعْطَتْنِيهِ أُمُّكَ فَاطِمَةُ{{س}}، فَقَرَأْتُهُ وَ انْتَسَخْتُهُ}} - إلی أن قال: - {{متن حدیث|فَإِنِّي أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي هَكَذَا رَأَيْتُهُ فِي اللَّوْحِ مَكْتُوباً:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، هَذَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِمُحَمَّدٍ نُورِهِ وَ سَفِيرِهِ وَ حِجَابِهِ وَ دَلِيلِهِ، نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، عَظِّمْ يَا مُحَمَّدُ أَسْمَائِي وَ اشْكُرْ نَعْمَائِي، وَ لَا تَجْحَدْ آلَائِي، إِنِّي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِينَ، وَ مُبِيرُ الْمُتَكَبِّرِينَ، وَ مُذِلُّ الظَّالِمِينَ، وَ دَيَّانُ يَوْمِ الدِّينِ. إِنِّي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَمَنْ رَجَا غَيْرَ فَضْلِي أَوْ خَافَ غَيْرَ عَدْلِي، عَذَّبْتُهُ عَذاباً لَا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ، فَإِيَّايَ فَاعْبُدْ، وَ عَلَيَّ فَتَوَكَّلْ. إِنِّي لَمْ أَبْعَثْ نَبِيّاً فَأُكْمِلَتْ أَيَّامُهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَصِيّاً وَ إِنِّي فَضَّلْتُكَ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ، وَ فَضَّلْتُ وَصِيَّكَ عَلَى الْأَوْصِيَاءِ، وَ أَكْرَمْتُكَ بِشِبْلَيْكَ بَعْدَهُ وَ بِسِبْطَيْكَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ، وَ جَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِي بَعْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ أَبِيهِ وَ جَعَلْتُ حُسَيْناً خَازِنَ وَحْيِي، وَ أَكْرَمْتُهُ بِالشَّهَادَةِ، وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَةِ، فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ، وَ أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَةً، جَعَلْتُ كَلِمَتِيَ التَّامَّةَ مَعَهُ، وَ الْحُجَّةَ الْبَالِغَةَ عِنْدَهُ، بِعِتْرَتِهِ أُثِيبُ وَ أُعَاقِبُ:
أَوَّلُهُمْ عَلِيٌّ سَيِّدُ الْعَابِدِينَ وَ زَيْنُ أَوْلِيَائِيَ الْمَاضِينَ، وَ ابْنُهُ سَمِيُّ جَدِّهِ الْمَحْمُودِ، مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ لِعِلْمِي، وَ الْمَعْدِنُ لِحِكْمَتِي، سَيَهْلِكُ الْمُرْتَابُونَ فِي جَعْفَرٍ، الرَّادُّ عَلَيْهِ كَالرَّادِّ عَلَيَّ، حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأُكْرِمَنَّ مَثْوَى جَعْفَرٍ، وَ لَأَسُرَّنَّهُ فِي أَوْلِيَائِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ أَنْصَارِهِ.
وَ أُتِيحَتْ بَعْدَ مُوسَى فِتْنَةٌ عَمْيَاءُ حِنْدِسٌ لِأَنَّ خَيْطَ فَرْضِي لَا يَنْقَطِعُ وَ حُجَّتِي لَا تَخْفَى وَ أَنَّ أَوْلِيَائِي لَا يَشْقَوْنَ أَبَداً أَلَا وَ مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِي وَ مَنْ غَيَّرَ آيَةً مِنْ كِتَابِي فَقَدِ افْتَرَى عَلَيَّ، وَ وَيْلٌ لِلْمُفْتَرِينَ الْجَاحِدِينَ عِنْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ عَبْدِي مُوسَى وَ حَبِيبِي وَ خِيَرَتِي.
أَلَا إِنَّ الْمُكَذِّبَ بِالثَّامِنِ مُكَذِّبٌ بِكُلِّ أَوْلِيَائِي وَ عَلِيٌّ وَلِيِّي وَ نَاصِرِي، وَ مَنْ أَضَعُ عَلَيْهِ أَعْبَاءَ النُّبُوَّةِ<ref>مقصود از {{متن حدیث|أَعْبَاءَ النُّبُوَّةِ}} مسئولیت‌های [[جانشینی پیامبر]]{{صل}} است؛ زیرا بنابر [[نصوص]] متواترۀ از [[رسول اکرم]]{{صل}} نظیر: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي يَرْوُونَ حَدِيثِي وَ سُنَّتِي}} و نیز {{متن حدیث|الْعُلَمَاءُ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ}} و سایر روایاتی که به همین مضمون آمده مسئولیت‌های [[پیامبر]] -به استثنای [[مقام نبوت]]- بر عهدۀ [[جانشینان]] اوست.</ref> وَ أَمْتَحِنُهُ بِالاضْطِلَاعِ يَقْتُلُهُ عِفْرِيتٌ مُسْتَكْبِرٌ يُدْفَنُ بِالْمَدِينَةِ الَّتِي بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ ذُو الْقَرْنَيْنِ إِلَى جَنْبِ شَرِّ خَلْقِي حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأُقِرَّنَّ عَيْنَهُ بِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ وَ خَلِيفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ فَهُوَ وَارِثُ عِلْمِي وَ مَعْدِنُ حِكْمَتِي وَ مَوْضِعُ سِرِّي وَ حُجَّتِي عَلَى خَلْقِي، جَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ فِي سَبْعِينَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ كُلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ.
وَ أَخْتِمُ بِالسَّعَادَةِ لِابْنِهِ عَلِيٍّ وَلِيِّي وَ نَاصِرِي وَ الشَّاهِدِ فِي خَلْقِي، وَ أَمِينِي عَلَى وَحْيِي، أُخْرِجُ مِنْهُ الدَّاعِيَ إِلَى سَبِيلِي وَ الْخَازِنَ لِعِلْمِيَ الْحَسَنَ، ثُمَّ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ عَلَيْهِ كَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِيسَى وَ صَبْرُ أَيُّوبَ...}}<ref>اکمال الدین، ج۱، ص۲۹۱ و ۲۹۲.</ref>؛
[[خدا]] را [[شاهد]] می‌گیرم که بر مادرت [[فاطمه]]{{س}} [[دختر رسول خدا]]{{صل}} در [[زمان]] [[حیات رسول خدا]]{{صل}} وارد شدم تا به او دربارۀ تولد حسین{{ع}} [[تبریک]] و [[تهنیت]] بگویم پس در دست او لوحی سبز رنگ دیدم که [[گمان]] کردم از زمرد است، و نوشتۀ سفید رنگ درخشانی همچون [[نور]] [[خورشید]] بر روی آن دیدم، پس به او گفتم: [[پدر و مادر]] من فدایت شوند ای دختر رسول خدا، این [[لوح]] چیست؟ پس فرمود: این لوح را [[خداوند]] به رسولش [[هدیه]] داده است که در آن نام پدرم و همسرم و نام دو فرزندم و نامهای اوصیای از فرزندانم در آن نوشته شده پس [[رسول خدا]]{{صل}} این لوح را به من عطا فرمود تا مرا بدان مسرور فرماید. جابر گفت: مادرت فاطمه{{س}} این لوح را به من داد و من آن لوح را خواندم و از آن لوح نسخه‌برداری کردم - تا آنجا که جابر گفت: - خدا را شاهد می‌گیرم که در آن لوح چنین نوشته شده بود:
بسم‌الله [[الرحمن]] [[الرحیم]]، این نوشته‌ای است از سوی خداوند عزیز و [[حکیم]] برای محمد{{صل}} [[نور خدا]] و [[سفیر]] و [[حجاب]] و دلیل او که الروح الامین آن را از سوی [[پروردگار]] جهانیان فرود آورده است، ای محمد{{صل}} نامهای مرا بزرگ دار و نعمت‌های مرا [[سپاس]] گزار، و عطاهای مرا [[انکار]] مکن، من خداوند بی‌انباز و شریکم، کوبندۀ [[جباران]] و نابود کنندۀ [[متکبران]] و خوارکنندۀ [[ستمگران]] و [[دادگر]] [[روز جزا]]، منم خداوندی که معبودی جز من نیست پس آن کس را که جز به عطای من [[امید]] داشته باشد، یا از [[دادگری]] جز من [[بیم]] داشته باشد، [[کیفری]] سخت خواهم نمود که کسی را بدان [[کیفر]] نخواهم کرد، پس تنها مرا [[پرستش]] نما، و تنها بر من [[اعتماد]] کن.
همانا من [[پیامبری]] را نفرستاده‌ام مگر آنکه پس از پایان روزگارش برای او وصیی قرار داده‌ام، و همانا تو را بر همۀ [[انبیا]] [[برتری]] بخشیدم و [[وصی]] تو را بر همۀ [[اوصیا]] [[برتری]] دادم، و تو را پس از [[وصیت]] به دو فرزند و دو سبطت حسن و حسین{{عم}} گرامی داشتم، و حسن{{ع}} را پس از پدرش [[معدن علم]] خود قرار دادم، و حسین{{ع}} را گنجینه‌دار [[وحی]] خود قرار دادم و او را به وسیلۀ [[شهادت]] گرامی داشتم و فرجامش را [[سعادت]] قرار دادم، پس او [[برترین]] و بلند مرتبه‌ترین [[شهیدان]] است، کلمۀ تامۀ خود را همراه او قرار دادم و [[حجت]] بالغۀ خود را نزد او نهادم، به وسیلۀ [[عترت]] او [[پاداش]] می‌دهم و [[کیفر]] می‌کنم.
نخستین آنان علی{{ع}} [[سید العابدین]] و [[زینت]] اولیای پیشین من است و فرزند همنام جد محمودش محمد{{ع}} شکافندۀ [[علم]] من، و [[معدن]] [[حکمت]] من است. آنان که در جعفر{{ع}} [[شک]] کنند هلاک خواهند شد و کسی که از [[فرمان]] و [[حکم]] او سر پیچی کند مانند کسی است که از فرمان و حکم من [[سرپیچی]] کرده است، این سخن [[حق]] من است که جایگاه جعفر{{ع}} را بزرگ دارم و او را به وسیلۀ [[دوستان]] و [[یاران]] و پیروانش خوشنود خواهم ساخت.
و [[موسی]]{{ع}} را در میان فتنۀ [[کور]] و [[تاریکی]] برگزیده‌ام؛ زیرا رشتۀ فرمان من بریده نخواهد شد و حجت من پنهان نخواهد ماند، و دوستان پیوستۀ به من هیچ‌گاه ناکام و سیه‌بخت نخواهند گردید، همانا هرکس یکی از اولیای مرا منکر شود [[نعمت]] مرا [[انکار]] کرده و آن کس که آیه‌ای از [[آیات]] مرا [[تحریف]] کند بر من [[افترا]] کرده است، و وای بر افتراکنندگان و [[منکران]] پس از پایان [[زمان]] بنده‌ام موسی حبیب و برگزیدۀ من.
همانا آن کس که هشتمین را منکر شود، همۀ اولیای مرا انکار کرده است، علی{{ع}} [[ولیّ]] من و [[یاور]] من است و آن است که بار [[دانش]] [[نبوت]] را بر دوش او می‌گذارم و او را بدان [[آزمایش]] می‌کنم، او را [[عفریت]] مستکبری خواهد کشت و در شهری که بندۀ [[درستکار]] [[ذوالقرنین]] آن را ساخت [[دفن]] خواهد شد در کنار [[پست‌ترین]] [[خلق]] من، و حق است بر من که چشم او را به فرزندش محمد{{ع}} روشن گردانم که خلیفۀ او پس از اوست و [[وارث علم]] من و معدن حکمت من، و جایگاه [[راز]] من، و حجت من بر خلق من است، [[بهشت]] را جایگاه او قرار دادم و او را در هفتاد تن از اهل‌بیتش که همگی مستحق آتش‌اند [[شفیع]] کردم.
فرجام فرزندش علی{{ع}} [[ولیّ]] من و یاورم و [[گواه]] بر خلقم و [[امین بر وحی]] من را [[سعادت]] قرار دادم، [[فرزندی]] از او برمی‌گزینم که به راه من فرا می‌خواند و گنجینه‌دار [[دانش]] من حسن{{ع}} است، سپس او را با فرزندش که [[رحمت]] است برای جهانیان کامل می‌کنم، در او کمال [[موسی]]{{ع}} و بهای [[عیسی]]{{ع}} و [[صبر ایوب]]{{ع}} است.»...
این [[روایت]] را [[صدوق]] در اکمال‌الدین با پنج سند دیگر [[روایت]] کرده است<ref>اکمال الدین، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۴.</ref> و در عیون‌اخبارالرضا با سند ششم آن را روایت کرده است<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۴۷.</ref> نیز [[کلینی]] همین روایت را به طریقی؛ نظیر طریق اول [[صدوق]] روایت کرده است<ref>کافی، ج۱، ص۵۲۷-۵۲۸.</ref> [[شیخ طوسی]] نیز این روایت را به طریقی دیگر و با لفظ دیگر و به همان مضمون روایت کرده است<ref>امالی طوسی، مجلس ۱۱، ح۱۳؛ ترتیب الامالی، ج۳، ص۷۵-۷۷.</ref> این روایت را [[راویان]] دیگری با طریق دیگر نیز روایت کرده‌اند که با توجه به تعدد فراوان طرق می‌توان دربارۀ نقل این روایت از [[جابر بن عبدالله انصاری]] ادعای [[تواتر]] نمود<ref>ر.ک: پاورقی کتاب ترتیب الامالی، ج۳، ص۷۵ و ۷۶.</ref>.
۲. [[فضل بن شاذان]] به [[سند صحیح]] از [[ابی‌خالد کابلی]]، روایت می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى مَوْلاَيَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبِ{{عم}} فَرَأَيْتُ فِي يَدِهِ صَحِيفَةً كَانَ يَنْظُرُ إِلَيْهَا وَ يَبْكِي بُكَاءً شَدِيداً، فَقُلْتُ: فِدَاكَ أَبِي وَ أُمِّي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، مَا هَذِه الصَّحِيفَةُ؟ قَالَ{{ع}}: هَذِهِ نُسْخَةُ اللَّوْحِ الَّذِي أهْدَاهُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، الَّذِي كَانَ فِيهِ اسْمُ اللَّهِ تَعَالَى وَ رَسُولِهِ وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ عَمِّي الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍ وَ أَبِي{{عم}}، وَ اسْمِي وَ اسْمُ ابْنِي مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ، وَ ابْنِهِ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ، وَ ابْنِهِ مُوسَى الْكَاظِمِ، وَ ابْنِهِ عَلِيٍّ الرِّضا، وَ ابْنِهِ مُحَمَّدٍ التَّقِيِّ، وَ ابْنِهِ عَلِيٍّ النَّقِيِّ، وَ ابْنِهِ الْحَسَنِ الزَّكيِّ، وَ ابْنِهِ حُجَّةِ اللَّهِ الْقَائِمُ بِأَمْرِ اللَّهِ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ الَّذِي يَغِيبُ غَيبَةً طَوِيلَةً ثُمَّ يَظهَرُ فَيَملَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً}}<ref>منتخب الاثر، ج۱، ص۲۴۹.</ref>؛
گفت: بر مولایم [[علی بن الحسین]] ([[امام سجاد]]{{ع}}) وارد شدم، دیدم در دست او کتابچه‌ای است که در آن نگاه می‌فرمود و به شدت می‌گریست، عرض کردم: پدر و مادرم فدایت شوند ای فرزند [[رسول خدا]]{{صل}} این کتابچه چیست؟ فرمود این نسخه‌ای از لوحی است که [[خداوند متعال]] به [[رسول خدا]]{{صل}} [[هدیه]] داده است که در آن [[نام خدا]] و [[رسول خدا]]{{صل}} و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و عمویم [[حسن بن علی]] و پدرم و نام من و نام فرزندم محمدباقر و فرزندش [[جعفر صادق]] و فرزندش [[موسی کاظم]]، و فرزندش علی بن موسی‌الرضا و فرزندش محمد تقی، و فرزندش علی نقی و فرزندش حسن [[زکی]]، و فرزندش [[حجت خدا]] که [[قائم]] به [[فرمان خدا]] و [[انتقام]] گیرندۀ از [[دشمنان]] خداست و غیبتی طولانی خواهد داشت، سپس ظهور می‌کند، و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند همان‌گونه که از [[جور]] و [[ستم]] پر شده است.
۳. [[صدوق]] به سند متصل خویش از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:
لَمَّا أُسْرِيَ بِي إِلَى السَّمَاءِ أَوْحَى إِلَيَّ رَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ فَقَالَ:
يَا مُحَمَّدُ! إِنِّي اطَّلَعْتُ إِلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعاً فَاخْتَرْتُكَ مِنْهَا فَجَعَلْتُكَ نَبِيّاً وَ شَقَقْتُ لَكَ مِنِ اسْمِي اسْماً فَأَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ، ثُمَّ اطَّلَعْتُ الثَّانِيَةَ فَاخْتَرْتُ مِنْهَا عَلِيّاً وَ جَعَلْتُهُ وَصِيَّكَ وَ خَلِيفَتَكَ وَ زَوْجَ ابْنَتِكَ وَ أَبَا ذُرِّيَّتِكَ وَ شَقَقْتُ لَهُ اسْماً مِنْ أَسْمَائِي فَأَنَا الْعَلِيُّ الْأَعْلَى وَ هُوَ عَلِيٌّ، وَ جَعَلْتُ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ مِنْ نُورِكُمَا، ثُمَّ عَرَضْتُ وَلَايَتَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَمَنْ قَبِلَهَا كَانَ عِنْدِي مِنَ الْمُقَرَّبِينَ.
يَا مُحَمَّدُ! لَوْ أَنَّ عَبْداً عَبَدَنِي حَتَّى يَنْقَطِعَ وَ يَصِيرَ كَالشَّنِّ<ref>{{عربی|الشَّنُّ: القِرْبَةُ البَالِيَةُ}}.</ref> الْبَالِي ثُمَّ أَتَانِي جَاحِداً لِوَلَايَتِهِمْ مَا أَسْكَنْتُهُ جَنَّتِي وَ لَا أَظْلَلْتُهُ تَحْتَ عَرْشِي.
يَا مُحَمَّدُ! أَ تُحِبُّ أَنْ تَرَاهُمْ؟ قُلْتُ: نَعَمْ يَا رَبِّي، فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: ارْفَعْ رَأْسَكَ. فَرَفَعْتُ رَأْسِي، فَإِذَا أَنَا بِأَنْوَارِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْقَائِمِ فِي وَسْطِهِمْ كَأَنَّهُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ. قُلْتُ: يَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ؟ قَالَ: هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةُ وَ هَذَا الْقَائِمُ الَّذِي يُحِلُّ حَلَالِي وَ يُحَرِّمُ حَرَامِي، وَ بِهِ أَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِي وَ هُوَ رَاحَةٌ لِأَوْلِيَائِي...}}<ref>عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۶۰-۶۱.</ref>؛
[[امام صادق]]{{ع}}‌از پدرانش از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نقل می‌کند که فرمود: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: آنگاه که به [[معراج]] رفتم [[خداوند]] به من [[وحی]] فرمود:
ای محمد{{صل}}، من به [[زمین]] نگاهی افکندم پس تو را به [[نبوت]] برگزیدم و از نام خویش برای تو نامی برگزیدم پس من محمودم و تو [[محمدی]]، پس بار دیگر به زمین نگاهی افکندم و علی{{ع}} را برگزیدم و او را [[وصی]] و خلیفۀ تو و [[همسر]] دختر تو و پدر [[نسل]] تو قرار دادم و از نام خویش برای او نامی برگزیدم پس من علی [[اعلی]] هستم و او علی است، و [[فاطمه]] و حسن و حسین را از [[نور]] شما قرار دادم، پس [[ولایت]] ایشان را بر تمامی [[فرشتگان]] عرضه کردم، پس هر فرشته‌ای که ولایت ایشان را پذیرفت [[مقرّب]] درگاه خویش ساختم.
ای محمد! اگر کسی مرا آن‌چنان [[پرستش]] کند که همانند [[مشک]] کهنه‌ای گردد و به سوی من آید درحالی‌که ولایت ایشان را منکر شده او را هرگز به [[بهشت]] خود راه نخواهم داد، و او را در سایۀ [[عرش]] خویش جای نخواهم داد.
ای محمد آیا [[دوست]] داری آنها را ببینی؟ گفتم: آری [[پروردگار]] من، پس خداوند فرمود: سرت را بلند کن، سرم را بلند کردم ناگهان چشمم افتاد به [[انوار]] علی و فاطمه و حسن و حسین و [[علی بن الحسین]] و [[محمد بن علی]] و [[جعفر بن محمد]] و [[موسی بن جعفر]] و [[علی بن موسی]] و محمد بن علی، و [[علی بن محمد]]، و [[حسن بن علی]]{{عم}} و [[حجت بن الحسن]] [[قائم]]{{ع}} در میانۀ آنها همچون ستاره‌ای درخشان، گفتم: پروردگارا اینان چه کسانند؟ فرمود: اینان امامانند، و این - که در میانۀ آنهاست – [[قائم]]{{ع}} است که [[حلال]] مرا حلال می‌کند و [[حرام]] مرا حرام می‌کند و به وسیلۀ او از دشمنانم [[انتقام]] خواهم گرفت، و اوست که مایۀ [[آسایش]] [[دوستان]] من است.
این [[روایت]] را با [[اختلاف]] لفظی کمی [[شیخ طوسی]] در [[کتاب الغیبة]] به سند متصل از ابی‌سلمی از صحابۀ [[پیامبر]] [[روایت]] می‌کند<ref>الغیبة، ص۹۵.</ref> و [[نعمانی]] نیز به سندی دیگر همین روایت را با مختصر [[اختلاف]] لفظی از [[عبدالله بن عمر]] روایت می‌کند<ref>الغیبة للنعمانی، ص۹۳.</ref>.
۴. [[طبرسی]] در [[احتجاج]] به سندش از [[امام صادق]]{{ع}} روایت می‌کند:
{{متن حدیث|عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ{{عم}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:
حَدَّثَنِي جَبْرَئِيلُ عَنْ رَبِّ الْعِزَّةِ جَلَّ جَلَالُهُ أَنَّهُ قَالَ: مَنْ عَلِمَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا وَحْدِي وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدِي وَ رَسُولِي وَ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} وَلِيِّي وَ خَلِيفَتِي وَ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ حُجَجِي أَدْخَلْتُهُ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِي، وَ نَجَّيْتُهُ مِنَ النَّارِ بِعَفْوِي، وَ أَبَحْتُ لَهُ جِوَارِي، فَأَوْجَبْتُ لَهُ كَرَامَتِي، وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْهِ نِعْمَتِي، وَ جَعَلْتُهُ مِنْ خَاصَّتِي وَ خَالِصَتِي، إِنْ نَادَانِي لَبَّيْتُهُ وَ إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ، وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ، وَ إِنْ سَكَتَ ابْتَدَأْتُهُ، وَ إِنْ أَسَاءَ رَحِمْتُهُ، وَ إِنْ فَرَّ مِنِّي‌ دَعَوْتُهُ، وَ إِنْ رَجَعَ إِلَيَّ قَبِلْتُهُ، وَ إِنْ قَرَعَ بَابِي فَتَحْتُهُ}}. - الی ان قال: - {{متن حدیث|فَقَامَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَنِ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ؟
فَقَالَ: الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، ثُمَّ زَيْنُ الْعَابِدِينَ فِي زَمَانِهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، ثُمَّ الْبَاقِرُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ سَتُدْرِكُهُ يَا جَابِرُ، فَإِذَا أَدْرَكْتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ، ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ الْكَاظِمُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ، ثُمَّ الرِّضَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، ثُمَّ التَّقِيُّ الْجَوَادُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، ثُمَّ النَّقِيُّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ الزَّكِيُّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ، ثُمَّ ابْنُهُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ، مَهْدِيُّ أُمَّتِي، مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ صَاحِبُ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ، الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.
هَؤُلَاءِ يَا جَابِرُ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ أَوْلَادِي وَ عِتْرَتِي، مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطَاعَنِي وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَانِي، وَ مَنْ أَنْكَرَهُمْ أَوْ أَنْكَرَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَنْكَرَنِي، بِهِمْ يُمْسِكُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِهِمْ يَحْفَظُ اللَّهُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا}}<ref>احتجاج، ج۱، ص۷۹ و ۸۰.</ref>؛
[[امام صادق]]{{ع}}از پدرانش{{عم}} از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] می‌کند فرمود: [[جبرئیل]] مرا از پرورگار [[عزت]] خبر داد که فرمود: آن کس که بداند من پرورگار یکتایم که جز من خدایی نیست و اینکه محمد{{صل}} بندۀ من و فرستادۀ من است، و اینکه [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} [[ولیّ]] من و خلیفۀ من است و اینکه [[امامان]] از فرزند او حجت‌های من هستند او را به [[رحمت]] خویش به [[بهشت]] خواهم برد و به [[عفو]] خویش از [[دوزخ]] [[نجات]] خواهم داد و او را از [[همنشینی]] خویش بهره‌مند خواهم ساخت، و [[کرامت]] خویش را برای او مقرّر خواهم نمود و نعمتم را بر او تمام خواهم کرد، و او را از ویژگان خاص و [[خالص]] خویش قرار خواهم داد هرگاه مرا بخواند پاسخش خواهم داد و هرگاه خواسته‌ای از من داشته باشد برآورده خواهم کرد، و هرگاه نیازی را عرضه کند عطایش خواهم نمود، اگر خاموش باشد من با او سخن خواهم گفت و اگر گناهی از او سر زند رحمتم را شامل او خواهم نمود و اگر از من دور شود او را فرا خواهم خواند، و اگر به سوی من باز گردد او را خواهم پذیرفت و اگر درب خانۀ مرا بزند درب خانه‌ام را به روی او باز خواهم کرد - تا آنجا که فرمود: - پس [[جابر بن عبدالله انصاری]] برخاست و گفت: یا [[رسول الله]]، امامان از [[فرزندان]] علی بن ابی‌طالب چه کسانی هستند؟ رسول خدا{{صل}} فرمود:
حسن و حسین دو [[سرور جوانان اهل بهشت]] سپس [[زین‌العابدین]] [[زمان]] خود [[علی بن الحسین]] سپس [[باقر]] [[محمد بن علی]] و تو ای جابر او را [[درک]] خواهی کرد، پس اگر او را دیدی [[سلام]] مرا به او برسان، سپس صادق [[جعفر بن محمد]]، سپس کاظم [[موسی بن جعفر]] سپس [[رضا علی بن موسی]]، سپس تقی [[جواد]] [[محمد بن علی]] پس نقی [[علی بن محمد]]، پس زکیّ [[حسن بن علی]]، سپس فرزندش [[قائم]] بحق، [[مهدی]] امتم [[محمد بن الحسن]] [[صاحب زمان]]{{ع}} آن کس که [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] خواهد کرد، همان‌گونه که از [[ظلم و جور]] پر شده است.
۵. [[فضل بن شاذان]] به [[سند صحیح]] از [[امام محمد باقر]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}:
يَا عَلِيُّ! أَنَا أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ أَنْتَ يَا عَلِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ الْحَسَنُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ الْحُسَيْنُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ، ثُمَّ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ الَّذِي يَنْتَهِي إِلَيْهِ الْخِلَافَةُ وَ الْوِصَايَةُ وَ يَغِيبُ مُدَّةً طَوِيلَةً ثُمَّ يَظْهَرُ وَ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرًا وَ ظُلْمًا}}<ref>منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ج۱، ص۲۵۰، به نقل از کفایة المهتدی میرمحمد میرلوحی معاصر مجلسی(ره).</ref>؛
فرمود: [[رسول خدا]]{{صل}} به [[علی بن ابی‌طالب]] فرمود: [[یا علی]] من به [[مؤمنان]] از خود آنها اولی هستم، پس تو یا علی به مؤمنان از خود آنها اولی هستی، پس حسن به مؤمنان از خود آنها اولاست، پس حسین به مؤمنان از خود آنها اولاست، پس [[علی بن الحسین]] به مؤمنان از خود آنها اولاست، پس [[محمد بن علی]] به مؤمنان از خود آنها اولاست پس [[جعفر بن محمد]] به مؤمنان از خود آنها اولاست پس [[موسی بن جعفر]] به مؤمنان از خودشان اولاست پس [[علی بن موسی]] به مؤمنان از خودشان اولاست، پس محمد بن علی به مؤمنان از خودشان اولاست پس [[علی بن محمد]] به [[مؤمنان]] از خودشان اولاست پس [[علی بن محمد]] به [[مؤمنان]] از خودشان اولاست، پس [[حسن بن علی]] به مؤمنان از خودشان اولاست سپس [[حجت بن الحسن]] که [[خلافت]] و [[وصایت]] به او منتهی خواهد شد، و مدتی طولانی [[غیبت]] خواهد نمود سپس ظاهر می‌شود و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند همان‌گونه که پر از [[ظلم و جور]] شده است.
صاحب کفایة المهتدی پس از نقل این [[روایت]] از کتاب فضل بن‌شاذان می‌گوید:
{{عربی|وَ لَا يَخْفَى عَلَيْكَ قُوَّةُ هَذَا الْحَدِيثِ فَإِنَّا نَرْوِيهِ عَنْ كِتَابِ الْفَضْلِ بِالْوِجَادَةِ بِوَاسِطَةٍ وَاحِدَةٍ}}<ref>منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ج۱، ص۲۵۰.</ref>؛
بر تو مخفی نماند [[قوّت]] این [[حدیث]]؛ زیرا ما آن را از کتاب فضل از طریق وجادت و با یک واسطه روایت می‌کنیم.
فضل و راویانی که فضل حدیث را از آنان روایت می‌کند همگی از اعلام موثوقین می‌باشند که [[وثاقت]] و [[جلالت قدر]] آنها [[ابین]] من الشمس است، سند چنین است:
{{عربی|كِتَابُ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ: حَدَّثَنَا فَضَالَةُ بْنُ أَيُّوبَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ، قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}}}}.
«کتاب [[فضل بن شاذان]]: فضالةبن ایوب(رض) برای ما روایت کرد و گفت: [[ابان بن عثمان]] برای ما روایت کرده، گفت: [[محمد بن مسلم]] برای ما روایت کرده، گفت: [[امام باقر]]{{ع}} فرمود».
نظیر این روایت را تا [[محمد بن علی]] با این ادامه: {{متن حدیث|ثُمَّ تُكَمِّلُهُ اثْنَى عَشَرَ إِمَاماً، تِسْعَةً مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ}}؛ «سپس تمامی [[دوازده امام]]، نُه تن از [[فرزندان حسین]]{{ع}}» [[صدوق]] به [[سند صحیح]] روایت کرده است که در گذشته به آن پرداختیم<ref>حدیث شمارۀ ۶ از دستۀ اول روایات نصب ائمۀ اثنی عشر با ذکر اسامی تعدادی از آنان. در صورت تغییر عنوان و یا شماره برای اینجا دقت شود.</ref>.
۶. نیز فضل بن شاذان به سند متصل از [[سعید بن جبیر]] روایت می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ: قِيلَ لِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ: مَا حَمَلَكَ عَلَى حُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}؟ قَالَ: قَدْ حَمَلَنِي اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، وَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى فِيهِ آيَاتٍ جَلِيلَةً، وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فِيهِ أَحَادِيثَ كَثِيرَةً. فَقِيلَ لَهُ: هَلَّا تُحَدِّثُنَا بِشَيْءٍ مِمَّا قَالَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}؟ قَالَ: وَ لِمَ لَا أُحَدِّثُ وَ لَقَدْ كُنْتُ بَرِيئًا مِنَ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ يُظْهِرُونَ الْبَاطِلَ، ثُمَّ قَالَ: كُنْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَرَأَيْتُ عَلِيًّا{{ع}} فِي بَعْضِ الْغَزَوَاتِ قَدْ قَتَلَ عِدَّةً مِنْ أَصْحَابِ أَلْوِيَةِ قُرَيْشٍ، فَقُلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}}: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ عَلِيًّا قَدْ جَاهَدَ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ، فَقَالَ: وَ مَا يَمْنَعُهُ مِنْهُ، إِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ - إِلَى أَنْ قَالَ{{صل}} - وَ اعْلَمْ يَا عَمَّارُ، أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَهِدَ إِلَيَّ أَنْ يُعْطِيَنِي اثْنَى عَشَرَ خَلِيفَةً، مِنْهُمْ عَلِيٌّ وَ هُوَ أَوَّلُهُمْ وَ سَيِّدُهُمْ، فَقُلْتُ: وَ مَنِ الْآخَرُونَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: الثَّانِي مِنْهُمُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، وَ الثَّالِثُ مِنْهُمُ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، وَ الرَّابِعُ مِنْهُمْ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ زَيْنُ الْعَابِدِينَ، وَ الْخَامِسُ مِنْهُمْ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، ثُمَّ ابْنُهُ جَعْفَرٌ، ثُمَّ ابْنُهُ مُوسَى، ثُمَّ ابْنُهُ عَلِيٌّ، ثُمَّ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ، ثُمَّ ابْنُهُ عَلِيٌّ، ثُمَّ ابْنُهُ الْحَسَنُ، ثُمَّ ابْنُهُ الَّذِي يَغِيبُ عَنِ النَّاسِ غَيْبَةً طَوِيلَةً، وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ}}<ref>«بگو: به من بگویید اگر آب (سرزمین) شما فرو رود چه کسی برای شما آبی روان می‌آورد؟» سوره ملک، آیه ۳۰.</ref> ثُمَّ يَخْرُجُ وَ يَمْلَأُ الدُّنْيَا قِسْطًا وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرًا وَ ظُلْمًا...}}<ref>منتخب الاثر، ج۱، ص۲۵۱ و ۲۵۲، به نقل از کتاب کفایة المهتدی، ص۸ و کشف الحق یا اربعین خاتون آبادی، ص۱۱۰.</ref>؛
به [[عمّار بن یاسر]] گفته شد: چه چیز تو را بر [[محبت علی]] واداشت؟ گفت: [[خدا]] و [[رسول]] او مرا واداشتند؛ زیرا [[خداوند]] [[آیات]] گرانقدری در [[شأن]] او نازل فرمود، و [[رسول‌خدا]]{{صل}} دربارۀ او [[احادیث]] بسیاری بیان کرده است به او گفتند: برای ما چیزی از آنچه [[رسول خدا]]{{صل}} دربارۀ او فرموده بیان کن، گفت: چرا بیان نکنم درحالی‌که از آنان که [[حق]] را [[کتمان]] می‌کنند و [[باطل]] را [[ترویج]] می‌کنند همیشه بیزار بوده‌ام، سپس گفت: همراه [[رسول خدا]]{{صل}} بودم در یکی از [[جنگ‌ها]] علی را دیدم درحالی‌که برخی از سران [[لشکر]] [[قریش]] را از پا درآورده بود، به رسول خدا{{صل}} گفتم: همانا علی حق [[جهاد]] را در [[راه خدا]] انجام داده است، رسول خدا{{صل}} فرمود: چرا نه،همانا او از من و من از اویم.
تا آنجا که فرمود:
و بدان ای [[عمّار]]: همانا [[خداوند تبارک و تعالی]] به من خبر داد که [[دوازده جانشین]] به من عطا خواهد فرمود، از جملۀ آنها و [[سرور]] و نخستین آنها علی{{ع}} است. پس گفتم: دیگر [[جانشینان]] شما چه کسانند؟ فرمود: دومین آنها [[حسن بن علی بن ابی‌طالب]] است، و سومین آنها [[حسین بن علی بن ابی‌طالب]] است و چهارمین آنها [[علی بن الحسین]] [[زین‌العابدین]] است، و پنجمین آنها [[محمد بن علی]] است، و سپس فرزندش جعفر، سپس فرزندش [[موسی]]، سپس فرزندش علی، سپس فرزندش محمد، سپس فرزندش علی، سپس فرزندش حسن، پس از او فرزندش که از چشم [[مردم]] در مدت طولانی پنهان خواهد شد، و این است آنچه [[خداوند]] در کتاب خود فرمود: «بگو: بنگرید اگر آب شما را، [[زمین]] در خود فروبرد چه کسی برای شما [[آب گوارا]] خواهد آورد». سپس ظاهر می‌شود و زمین را پر از [[عدل و داد]] می‌کند همان‌گونه که پر از [[ظلم و جور]] شده است.
۷. [[صدوق]] به سند متصل از [[ابن عباس]] - در ضمن [[حدیث]] مفصلی که آغاز آن دربارۀ [[ولادت امام حسین]]{{ع}} و گریۀ [[پیامبر]] و [[اِخبار]] او به [[شهادت امام حسین]]{{ع}} است - [[روایت]] می‌کند:
تا آنجا که فرمود:
{{متن حدیث|ثُمَّ قَالَ{{صل}}: وَ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي: الْهَادِي عَلِيٌّ، وَ الْمُهْتَدِي الْحَسَنُ، وَ النَّاصِرُ الْحُسَيْنُ، وَ الْمَنْصُورُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، وَ الشَّافِعُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، وَ النَّفَّاعُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، وَ الْأَمِينُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ، وَ الرِّضَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، وَ الْفَعَّالُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، وَ الْمُؤْتَمَنُ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، وَ الْعَلَّامُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ، وَ مَنْ يُصَلِّي خَلْفَهُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ{{ع}} الْقَائِمُ{{ع}}...}}<ref>کمال الدین، ج۱، ص۲۶۸-۲۷۰.</ref>؛
پس [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[امامان]] بعد از من عبارتند از: [[هادی]]: علی، و [[مهتدی]]: حسن، و [[ناصر]]: حسین، و منصور: [[علی بن الحسین]]، و شافع: [[محمد بن علی]]، و نفّاع: [[جعفر بن محمد]]، و [[امین]]: [[موسی بن جعفر]]، و [[رضا]]: [[علی بن موسی]]، و فعّال: محمد بن علی، و مؤتمن: [[علی بن محمد]]، و علّام: حسن بن علی، و آن کس که [[عیسی بن مریم]] در [[نماز]] به او [[اقتدا]] خواهد کرد: [[قائم]]{{ع}}....
۸. ابوالقاسم علی بن محمد بن علی خزّاز رازی [[قمی]] - از [[محدثین]] بزرگ و از تلامذۀ [[صدوق]] - به [[سند معتبر]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ: الْأَئِمَّةُ اثْنَا عَشَرَ، قُلْتُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! فَسَمِّهِمْ لِي. قَالَ: مِنَ الْمَاضِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، ثُمَّ أَنَا. قُلْتُ: فَمَنْ بَعْدَكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ؟ فَقَالَ: إِنِّي قَدْ أَوْصَيْتُ إِلَى وَلَدِي مُوسَى وَ هُوَ الْإِمَامُ بَعْدِي.‌ قُلْتُ: فَمَنْ بَعْدَ مُوسَى؟ قَالَ: عَلِيٌّ ابْنُهُ يُدْعَى بِالرِّضَا يُدْفَنُ فِي أَرْضِ الْغُرْبَةِ مِنْ خُرَاسَانَ، ثُمَّ بَعْدَ عَلِيٍّ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ، وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِيٌّ، وَ بَعْدَ عَلِيٍّ الْحَسَنُ ابْنُهُ، وَ الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ. ثُمَّ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ عَلِيٍّ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: يَا عَلِيُّ! إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا خَرَجَ يَجْتَمِعُ إِلَيْهِ ثَلَاثُمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ رَجُلًا عَدَدَ رِجَالِ بَدْرٍ...}}<ref>منتخب الاثر، ج۱، ص۲۲۶، به نقل از کفایة الاثر، ص۲۶۲، باب ۳۴، ح۵.</ref>؛
فرمود: امامان [[دوازده تن]] هستند، گفتم: نام آنها را برای من بیان فرما، فرمود: از گذشتگان: [[علی بن ابی‌طالب]] و حسن و حسین و علی بن الحسین، و محمد بن علی، سپس: من. گفتم: پس از شما چه کسی است یابن‌رسول‌الله، فرمود: فرزندم [[موسی]] [[وصیّ]] من و [[امام]] بعد از من است، گفتم: بعد از موسی کیست؟ فرمود: فرزندش علی که رضا خوانده می‌شود در [[سرزمین]] [[غربت]] در [[خراسان]] [[دفن]] خواهد شد سپس بعد از او فرزندش محمد، و پس از او فرزندش علی و پس از او فرزندش حسن، و [[مهدی]] فرزند حسن است، سپس فرمود: پدرم از پدرش از جدش از علی{{ع}} [[روایت]] کرده است که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: ای علی همانا آنگاه که [[قائم]] ما ظهور می‌کند [[سیصد و سیزده]] مرد به تعداد مردان [[بدر]] گِرد او می‌آیند.
در گذشته از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کردیم که فرمود:
{{متن حدیث|حَدِيثِي حَدِيثُ أَبِي وَ حَدِيثُ أَبِي حَدِيثُ جَدِّي وَ حَدِيثُ جَدِّي حَدِيثُ الْحُسَيْنِ وَ حَدِيثُ الْحُسَيْنِ حَدِيثُ الْحَسَنِ وَ حَدِيثُ الْحَسَنِ حَدِيثُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ حَدِيثُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَدِيثُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}<ref>کافی، ج۱، ص۵۳.</ref>؛
[[حدیث]] من حدیث پدرم، و حدیث پدرم حدیث جدم، و حدیث جدم حدیث حسین، و حدیث حسین [[حدیث حسن]] و حدیث حسن حدیث [[امیرالمؤمنین]] و حدیث امیرالمؤمنین{{ع}} حدیث رسول خدا{{صل}} است.
بنابراین حدیث فوق‌الذکر به سند متصل از رسول خدا{{صل}} روایت شده است.
۹. [[شیخ طوسی]] به سند متصل از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} روایت می‌کند:
- عن ابیه عن آبائه واحداً بعد واحد عن امیرالمؤمنین{{ع}} قال: -
{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ آمِناً مُطَهَّراً لَا يَحْزُنُهُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ فَلْيَتَوَلَّكَ وَ لْيَتَوَلَّ بَنِيكَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ، وَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ، وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ، وَ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى، وَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ الْحَسَنَ، ثُمَّ الْمَهْدِيَّ وَ هُوَ خَاتَمُهُمْ...}}<ref>کتاب الغیبة، ص۹۰ و ۹۱.</ref>؛
از پدرش از پدرانش یکی پس از دیگری از امیرالمؤمنین{{ع}} فرمود: رسول خدا{{صل}} فرمود: آن کس که خوش داشته باشد [[خدا]] را درحالی‌که در [[امان]] و [[پاک]] است، و [[غم]] [[هراس]] بزرگ [[روز قیامت]] را نداشته باشد [[ملاقات]] کند پس به [[ولایت]] تو بپیوندد و به ولایت فرزندانت: حسن و حسین و [[علی بن الحسین]] و [[محمد بن علی]]، و [[جعفر بن محمد]] و [[موسی بن جعفر]] و [[علی بن موسی]]، و محمد و علی و حسن، سپس مهدی و او آخرین آنهاست.
۱۰. شیخ سلیمان‌قندوزی [[حنفی]] از اکابر علمای [[اهل‌سنت]] به نقل از [[مناقب]] [[خطیب خوارزمی]] به سند خویش از [[جابر بن عبدالله انصاری]] از [[رسول خدا]]{{صل}} - در ضمن [[حدیث]] [[جندل]] بن [[جناده]] [[یهودی]] که پس از [[اسلام]] آوردنش نزد رسول خدا{{صل}} از آن حضرت پرسید - [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|أَخْبِرْنِي يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ أَوْصِيَائِكَ مِنْ بَعْدِكَ لِأَتَمَسَّكَ بِهِمْ. قَالَ{{صل}}: أَوْصِيَائِيَ الِاثْنَا عَشَرَ. قَالَ جَنْدَلٌ: هَكَذَا وَجَدْنَاهُمْ فِي التَّوْرَاةِ. وَ قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! سَمِّهِمْ لِي. فَقَالَ{{صل}}: أَوَّلُهُمْ سَيِّدُ الْأَوْصِيَاءِ أَبُو الْأَئِمَّةِ عَلِيٌّ، ثُمَّ ابْنَاهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ، فَاسْتَمْسِكْ بِهِمْ وَ لَا يَغُرَّنَّكَ جَهْلُ الْجَاهِلِينَ، فَإِذَا وُلِدَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ زَيْنُ الْعَابِدِينَ، يَقْضِي اللَّهُ عَلَيْكَ، وَ يَكُونُ آخِرُ زَادِكَ مِنَ الدُّنْيَا شَرْبَةُ لَبَنٍ تَشْرَبُهُ}} - الی ان یقول: - {{متن حدیث|فَمَنْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ؟ وَ مَا أَسَامِيهِمْ؟
قَالَ{{صل}}: إِذَا انْقَضَتْ مُدَّةُ الْحُسَيْنِ، فَالْإِمَامُ ابْنُهُ عَلِيٌّ، وَ يُلَقَّبُ بِزَيْنِ الْعَابِدِينَ، فَبَعْدَهُ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ يُلَقَّبُ بِالْبَاقِرِ، فَبَعْدَهُ ابْنُهُ جَعْفَرٌ يُدْعَى بِالصَّادِقِ، فَبَعْدَهُ ابْنُهُ مُوسَى يُدْعَى بِالْكَاظِمِ، فَبَعْدَهُ ابْنُهُ عَلِيٌّ يُدْعَى بِالرِّضَا، فَبَعْدَهُ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ يُدْعَى بِالتَّقِيِّ وَ الزَّكِيِّ، فَبَعْدَهُ ابْنُهُ عَلِيٌّ يُدْعَى بِالنَّقِيِّ وَ الْهَادِي، فَبَعْدَهُ ابْنُهُ الْحَسَنُ يُدْعَى بِالْعَسْكَرِيِّ، فَبَعْدَهُ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ يُدْعَى بِالْمَهْدِيِّ وَ الْقَائِمِ وَ الْحُجَّةِ، فَيَغِيبُ ثُمَّ يَخْرُجُ، فَإِذَا خَرَجَ، يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطًا وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْرًا وَ ظُلْمًا...}}<ref>ینابیع المودة، ص۴۴۲ و ۴۴۳، باب ۷۶.</ref>؛
ای رسول خدا، مرا از اوصیای بعد از خود خبر ده تا به آنان تمسّک کنم، رسول خدا{{صل}} فرمود: اوصیای من همان [[دوازده]] تن‌اند جندل گفت: ما آنان را در [[تورات]] این‌چنین یافته‌ایم سپس گفت: یا [[رسول الله]] نام آنان را برایم بازگو فرما، رسول خدا{{صل}} فرمود: نخستین آنها [[سرور]] [[اوصیا]] پدر [[امامان]]، علی است، سپس حسن و حسین پس به آنان تمسّک نما، و [[جهل]] [[جاهلان]] تو را نفریبد پس آنگاه که [[علی بن الحسین]] متولد شود [[خداوند]] تو را می‌میراند و آخرین توشۀ تو از [[دنیا]] مقداری شیر خواهد که آن را خواهی نوشید - تا آنجا که می‌گوید: - [[جندل]] پرسید: پس از حسین چه کسانی هستند، نام آنها را برای من بازگوی؟ [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: پس از آنکه [[زمان]] حسین به پایان می‌رسد [[امام]]، فرزند او علی ملقّب به [[زین‌العابدین]] است، پس از او فرزندش محمد که او را [[باقر]] [[لقب]] می‌دهند، پس از او فرزندش جعفر که او را صادق گویند، پس از او فرزندش [[موسی]] که او را کاظم می‌خوانند، پس از او فرزندش علی که او را [[رضا]] می‌خوانند، پس از او فرزندش محمد که او را تقی و [[زکی]] می‌خوانند، پس از او فرزندش علی که او را نقی و [[هادی]] می‌خوانند، پس از او فرزندش حسن که او را [[عسکری]] می‌خوانند، پس از او فرزندش محمد که او را [[مهدی]] و [[قائم]] و [[حجت]] می‌خوانند، پس [[غائب]] خواهد شد، سپس ظهور خواهد نمود و [[زمین]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند، آن‌چنان‌که پر از [[ظلم و جور]] گردیده است.
۱۱. نیز [[شیخ سلیمان قندوزی حنفی]] از [[مناقب]] [[خطیب خوارزمی]] نقل می‌کند:
{{متن حدیث|- أَخْرَجَ بِسَنَدِهِ - عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيَّ يَقُولُ: قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:
يَا جَابِرُ! إِنَّ أَوْصِيَائِي وَ أَئِمَّةَ الْمُسْلِمِينَ مِنْ بَعْدِي: أَوَّلُهُمْ عَلِيٌّ، ثُمَّ الْحَسَنُ، ثُمَّ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْمَعْرُوفُ بِالْبَاقِرِ، - سَتُدْرِكُهُ يَا جَابِرُ، فَإِذَا لَقِيتَهُ فَاقْرَأْهُ مِنِّي السَّلَامَ، - ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ، ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ، ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ، ثُمَّ الْقَائِمُ اسْمُهُ اسْمِي وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، ذَاكَ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى يَدَيْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا...}}<ref>ینابیع المودة، ص۴۹۴ (ط. استانبول، ۱۳۰۱ه).</ref>؛
به سندش از [[جابر بن یزید جعفی]] [[روایت]] می‌کند که گفت: شنیدم [[جابر بن عبدالله انصاری]] می‌گوید: [[رسول خدا]]{{صل}} به من فرمود: ای جابر همانا اوصیای من و ائمۀ [[مسلمین]] پس از من نخستین آنها علی است، سپس حسن سپس حسین و پس از او [[علی بن الحسین]] و پس از او [[محمد بن علی]] که به [[باقر]] [[شهرت]] می‌یابد و تو او را خواهی دید، پس آنگاه که با او [[ملاقات]] کردی [[سلام]] مرا به او برسان، پس از او [[جعفر بن محمد]] پس از او [[موسی بن جعفر]]، و سپس [[علی بن موسی]]، سپس محمد بن علی و سپس [[علی بن محمد]]، سپس [[حسن بن علی]]، سپس [[قائم]] که نامش نام من، و کنیه‌اش [[کنیه]] من است محمد بن حسن بن علی، همان که [[خداوند تبارک و تعالی]] به دست او مشارق و مغارب [[زمین]] را فتح خواهد کرد.
۱۲. امام حافظ ابوالفتح محمد بن ابی‌الفوارس از [[محدثین]] بزرگ [[اهل‌سنت]] در کتاب [[الاربعین]] به سندش از [[حضرت رضا]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي الْعَبْدُ الصَّالِحُ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ - عَنْ أَبِيهِ وَ ذَكَرَ آبَاءَهُ وَاحِدًا بَعْدَ وَاحِدٍ إِلَى الْحُسَيْنِ{{ع}} - قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي سَيِّدُ الْأَوْصِيَاءِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} قَالَ:
قَالَ لِي أَخِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ مُقْبِلٌ عَلَيْهِ غَيْرَ مُعْرِضٍ عَنْهُ، فَلْيَتَوَلَّ عَلِيًّا{{ع}}، وَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ رَاضٍ عَنْهُ، فَلْيَتَوَلَّ ابْنَكَ الْحَسَنَ{{ع}}، وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ وَ لَا خَوْفَ عَلَيْهِ، فَلْيَتَوَلَّ ابْنَكَ الْحُسَيْنَ{{ع}}، وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ وَ قَدْ مُحِّصَ عَنْهُ ذُنُوبُهُ، فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ{{ع}}}} - ثم ذکر [[اسماء]] الائمة الاثنی [[عشر]] واحدا بعد واحد الی ان قال – {{متن حدیث|فَهَؤُلَاءِ مَصَابِيحُ الدُّجَى وَ أَئِمَّةُ الْهُدَى وَ أَعْلَامُ التُّقَى، فَمَنْ أَحَبَّهُمْ وَ تَوَلَّاهُمْ، كُنْتُ ضَامِنًا لَهُ عَلَى اللَّهِ الْجَنَّةَ}}<ref>این روایت را علامه صافی در منتخب الاثر به نقل از کتاب الاربعین ابن ابی‌الفوارس نقل کرده سپس می‌فرماید: توجد نسخة من أربعین الحافظ محمّد بن أبی الفوارس فی المکتبة المبارکة الرضویة تحت الرقم ۸۴۴۳ و هذا الحدیث مذکور فی الصفحات ۱۶-۱۸.</ref>؛
فرمود: بندۀ [[صالح]] [[خداوند]] پدرم [[موسی بن جعفر]] از پدرانش - نام یکایک آنها را تا حسین ذکر فرمود - [[روایت]] کرد که حسین{{ع}} فرمود: پدرم [[سید]] الاوصیا [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} فرمود: برادرم [[رسول خدا]]{{صل}} به من فرمود: کسی که [[دوست]] دارد خداوند را در حالی [[ملاقات]] کند که خداوند به او روی کرده باشد و از او رویگردان نباشد پس علی{{ع}} را [[ولیّ]] خود قرار دهد و کسی که دوست دارد خداوند را در حالی ملاقات کند که از او [[راضی]] باشد پس فرزندت حسن را ولیّ خود قرار دهد و کسی که دوست دارد در حالی خداوند را ملاقات کند که هیچ [[خوف]] و بیمی نداشته باشد پس فرزندت حسین را ولیّ خود قرار دهد، و کسی که دوست دارد خداوند را در حالی ملاقات کند که او را از [[گناهان]] [[پاک]] کرده باشد [[علی بن الحسین]] را ولیّ خود قرار دهد، - سپس اسامی همۀ [[امامان دوازده‌گانه]] را یکی پس از دیگری بیان کرد تا آنجا که فرمود: - اینان چراغ‌های تاریکی‌ها، و [[امامان]] [[هدایت]] و نشانه‌های تقوایند، پس هرکس که آنها را دوست بدارد و از آنان [[پیروی]] کند، برای او [[بهشت]] را نزد [[خدا]] ضامن خواهم بود.
آنچه در اینجا از [[روایات]] [[نص]] بر اسامی امامان دوازده‌گانه در [[منابع حدیثی]] [[اهل‌سنت]] و [[شیعه]] نقل کردیم نمونه‌ای از [[احادیث]] وارده در این زمینه است [[نصوص]] وارده در این زمینه بسیار فراتر از احصای در یک کتاب است، علاقه‌مندان برای اطلاع بر سایر احادیث وارده در این زمینه می‌توانند به کتاب‌ها و منابعی که در این زمینه تدوین گشته است مراجعه نمایند.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۵ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۵، ص ۴۱۷-۴۳۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۹۳۷

ویرایش